❌ تحقیر و تمسخر صدر اعظم توسط شاه سلیمان صفوی ❌
⚠️شاردن در سیاحتنامه خود روایت میکند: «شب هنگام که شاه سلیمان صفوی مست و مخمور بود، جام شراب را به شیخ علیخان صدر اعظم داد و او را به شرابخواری دعوت کرد. وزیر اعظم علیرغم خطراتیکه متوجه مقام و منصب و زندگی اش بود، از خوردن شراب امتناع کرد. شاه به ساقی دستور داد که در بینی شیخ علیخان شراب بریزد و فی الفور ریخته شد. از شاه اصرار و از وزیر انکار. تا اینکه شاه سلیمان صفوی گفت: نمیخواهم شراب بنوشی، کوکنار بنوش. کوکنار، دم کرده شیره و خشخاش است و گیرائیش از شراب بیشتر است. صدر اعظم ناچارا چند جام کوکنار نوشید و مست و مخمور روی فرش دراز کشید. شاه از حالت خراب شیخ علیخان به خنده افتاد و او را مورد تمسخر و استهزا قرار داد و فرمان داد در آن حالت یک جام شراب به شیخ علیخان بنوشانند سپس با قهقه ای مستانه گفت: صدر اعظم دیدی چه بلایی سرت آوردم».
❗️رفتار شاه صفوی با صدر اعظم خود چنین بود پس وای بر مردم عادی.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص 199 و 200
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️شاردن در سیاحتنامه خود روایت میکند: «شب هنگام که شاه سلیمان صفوی مست و مخمور بود، جام شراب را به شیخ علیخان صدر اعظم داد و او را به شرابخواری دعوت کرد. وزیر اعظم علیرغم خطراتیکه متوجه مقام و منصب و زندگی اش بود، از خوردن شراب امتناع کرد. شاه به ساقی دستور داد که در بینی شیخ علیخان شراب بریزد و فی الفور ریخته شد. از شاه اصرار و از وزیر انکار. تا اینکه شاه سلیمان صفوی گفت: نمیخواهم شراب بنوشی، کوکنار بنوش. کوکنار، دم کرده شیره و خشخاش است و گیرائیش از شراب بیشتر است. صدر اعظم ناچارا چند جام کوکنار نوشید و مست و مخمور روی فرش دراز کشید. شاه از حالت خراب شیخ علیخان به خنده افتاد و او را مورد تمسخر و استهزا قرار داد و فرمان داد در آن حالت یک جام شراب به شیخ علیخان بنوشانند سپس با قهقه ای مستانه گفت: صدر اعظم دیدی چه بلایی سرت آوردم».
❗️رفتار شاه صفوی با صدر اعظم خود چنین بود پس وای بر مردم عادی.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص 199 و 200
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
24013870808.pdf
2.3 MB
📚 کتاب pdf خوشگذرانی و خشونت از شاه عباس یکم تا شاه سلطان حسین صفوی. مطالبی بسیار شنیع و تکان دهنده از لواط گری و کودک کُشی و افراط در شرابخواری و زنبارگی در حرمسرا و مصرف شیره و تریاک شاهان صفوی. صفویه که ایرانیان را با هتک ناموس و شکنجه و کشتار وادار به پذیرش مذهب تشیع اثنی عشری نمودند، لکه ننگی در تاریخ این سرزمین به شمار می روند. مطالعه این مطالب مستند را به هیچ وجه از دست ندهید، بخوانید و آگاهانه قضاوت کنید. دو فصلنامه مسکویه، سال دوم، شماره8، دکتر جمشید قائمی، صاحب امتیاز واحد یادگار امام خمینی دانشگاه آزاد اسلامی ری. تعداد صفحات: 19
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شوخی زشت شاه سلیمان صفوی با شیخ علیخان و قطع شدن دستان سلمانی باشی ❌
⚠️شاردن در سیاحتنامه خود چنین می نویسد: «اطلاع یافتم که دیشب، شیخ علیخان صدر اعظم هنگامیکه در دربار حضور داشته باز هم از طرف شاه مورد توهین سخت تری قرار گرفته. شیخ علیخان که دستورات دین را النعل بالنعل مراعات میکند، سبیل کوتاه و ریش بلندی دارد. اما ایرانیان گرجی نژاد و سایر درباریان شاه، دارای ریش بسیار کوتاه و سبیل فوق العاده بلندی هستند. به همین دلیل شاه سلیمان صفوی که مست شراب بود به متصدی اصلاح سر و صورتش دستور داد تا ریش شیخ علیخان را مثل درباریان کوتاه کند. شیخ آهسته به گوش سلمانی باشی گفت: ریش را آنقدر کوتاه نکند که پوست صورتش دیده شود. اطاعت این دستور موجب تنبیه سختش شد زیرا شاه صفوی فرمان داد فورا دستهای سلمانی باشی را قطع کنند و حتی او را مستحق اعدام دانست».
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص 202 و 203
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️شاردن در سیاحتنامه خود چنین می نویسد: «اطلاع یافتم که دیشب، شیخ علیخان صدر اعظم هنگامیکه در دربار حضور داشته باز هم از طرف شاه مورد توهین سخت تری قرار گرفته. شیخ علیخان که دستورات دین را النعل بالنعل مراعات میکند، سبیل کوتاه و ریش بلندی دارد. اما ایرانیان گرجی نژاد و سایر درباریان شاه، دارای ریش بسیار کوتاه و سبیل فوق العاده بلندی هستند. به همین دلیل شاه سلیمان صفوی که مست شراب بود به متصدی اصلاح سر و صورتش دستور داد تا ریش شیخ علیخان را مثل درباریان کوتاه کند. شیخ آهسته به گوش سلمانی باشی گفت: ریش را آنقدر کوتاه نکند که پوست صورتش دیده شود. اطاعت این دستور موجب تنبیه سختش شد زیرا شاه صفوی فرمان داد فورا دستهای سلمانی باشی را قطع کنند و حتی او را مستحق اعدام دانست».
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص 202 و 203
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ دزدی و تقلب یک بیماری همگانی در ایرانٍ زمان صفویان ❌
⚠️صفویان، ایرانیان عموما سنّی را به زور شیعه کردند. الناس علی دین ملوکهم، یعنی مردم به روش حاکمانشان هستند. وقتی شاهان صفوی بجای اصلاح امور کشور، وقتشان را صرف شرابخواری و زنبارگی در حرمسرا و لواط گری و مصرف شیره تریاک میکردند، میتوان حدس زد که جامعه ایران به چه روزی خواهد افتاد. هلندی ها با شاه عباس دوم قرارداد تجاری بستند که هر سال یک میلیون کالا با معافیت مالیاتی وارد ایران کنند و در عوض همه ساله ششصد عدلٍ 113 کیلویی ابریشم خام به ازا هر عدل 24تومان از شاه خریداری کنند. طرف هلندی شاکی و متضرر بود، چون ابریشم مذکور در بازار به نصف قیمت معهود هم نمی ارزد. هلندیان نیز برای جبران ضرر، بیش از 2میلیون کالا وارد میکردند و قیمت آنرا 1میلیون بیان میکردند. بطور کلی با تطمیع مأمورین و تقدیم هدایا به آنان، میخک را فلفل، کتانهای لطیف را خشن و دو عدل کالا را یک عدل جا می زدند. البته این عمل در ایران که دزدی و تقلب است یک بیماری همگانی است و به سهولت انجام میگیرد.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص207 و 208
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️صفویان، ایرانیان عموما سنّی را به زور شیعه کردند. الناس علی دین ملوکهم، یعنی مردم به روش حاکمانشان هستند. وقتی شاهان صفوی بجای اصلاح امور کشور، وقتشان را صرف شرابخواری و زنبارگی در حرمسرا و لواط گری و مصرف شیره تریاک میکردند، میتوان حدس زد که جامعه ایران به چه روزی خواهد افتاد. هلندی ها با شاه عباس دوم قرارداد تجاری بستند که هر سال یک میلیون کالا با معافیت مالیاتی وارد ایران کنند و در عوض همه ساله ششصد عدلٍ 113 کیلویی ابریشم خام به ازا هر عدل 24تومان از شاه خریداری کنند. طرف هلندی شاکی و متضرر بود، چون ابریشم مذکور در بازار به نصف قیمت معهود هم نمی ارزد. هلندیان نیز برای جبران ضرر، بیش از 2میلیون کالا وارد میکردند و قیمت آنرا 1میلیون بیان میکردند. بطور کلی با تطمیع مأمورین و تقدیم هدایا به آنان، میخک را فلفل، کتانهای لطیف را خشن و دو عدل کالا را یک عدل جا می زدند. البته این عمل در ایران که دزدی و تقلب است یک بیماری همگانی است و به سهولت انجام میگیرد.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص207 و 208
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌استفراغ سفیر روسیه در مجلس شاه عباس دوم صفوی❌
⚠️صفویان علیرغم حرمت مسکرات در اسلام، علاقه مفرطی به شرابخواری داشتند. شراب جدای از دلایل دینی باعث زایل شدن عقل و تنزّل منزلت انسان در انظار میگردد. دو سفیر روسیه در مجلس شرفیابی شاه عباس دوم صفوی شرابٍ زیادی نوشیدند. شاه نیز به سلامتی آنها جام شراب را سر کشید و از ایشان خواست که با یک جام تقریبا دو پینتی مقابله به مثل کنند. سفیر روسیه، ظرفیتش را نداشت و استفراغ نمود و کثافات را درون کلاه بزرگش ریخت. دبیر سفارت روسیه ازین حرکت زشت، در مقابل چشم شاه صفوی و درباریان سخت مضطرب گشت و مشارالیه را سرزنش نمود و از او خواست که مجلس را ترک کند. سفیر که مست و مخمور بود کلاه پر از استفراغش را بر سرش گذاشت و کثافات به سر و صورت و لباسش ریخت و شاه عباس دوم و حضار به خنده افتادند. همراهان سفیر، وی را به مشت و لگد از سالن خارج کردند و جالب اینجاست که شاه صفوی ازین کثافت کاری در مجلسش هرگز خشمگین نشد(تعجبی ندارد، چون خود شاه نیز مست بوده و چنین اعمالی برایش زشت محسوب نمی شده).
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص256و257
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️صفویان علیرغم حرمت مسکرات در اسلام، علاقه مفرطی به شرابخواری داشتند. شراب جدای از دلایل دینی باعث زایل شدن عقل و تنزّل منزلت انسان در انظار میگردد. دو سفیر روسیه در مجلس شرفیابی شاه عباس دوم صفوی شرابٍ زیادی نوشیدند. شاه نیز به سلامتی آنها جام شراب را سر کشید و از ایشان خواست که با یک جام تقریبا دو پینتی مقابله به مثل کنند. سفیر روسیه، ظرفیتش را نداشت و استفراغ نمود و کثافات را درون کلاه بزرگش ریخت. دبیر سفارت روسیه ازین حرکت زشت، در مقابل چشم شاه صفوی و درباریان سخت مضطرب گشت و مشارالیه را سرزنش نمود و از او خواست که مجلس را ترک کند. سفیر که مست و مخمور بود کلاه پر از استفراغش را بر سرش گذاشت و کثافات به سر و صورت و لباسش ریخت و شاه عباس دوم و حضار به خنده افتادند. همراهان سفیر، وی را به مشت و لگد از سالن خارج کردند و جالب اینجاست که شاه صفوی ازین کثافت کاری در مجلسش هرگز خشمگین نشد(تعجبی ندارد، چون خود شاه نیز مست بوده و چنین اعمالی برایش زشت محسوب نمی شده).
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص256و257
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
4_625468218936397403.pdf
3.2 MB
📚 کتاب pdf صادق هدایت، بوف کور و ناسیونالیسم. تالیف ماشاءالله آجودانی. با مطالعه این کتاب به نژادپرستی و اسلام ستیزی صادق هدایت و جریان ناسیونالیسم دوران پهلوی پی خواهید برد. جریانی که همیشه تلاش دارد در نهایت جهل و لجاجت کور، تمدن اسلامی ایرانی و دانشمندان آن را سانسور کند و ایران باستان را بزرگ جلوه دهد. جریانی که از نظام طبقاتی ساسانی و بیسوادی عامه مردم و ظلم ساسانیان و موبدان زرتشتی به زنان و ایرانیان و... هیچگاه سخنی به میان نمی آورد، چون ناسیونالیسم ایرانی که محصولش نژادپرستی است و مامور به سیاه نمایی اسلام و تمدن اسلامی در ایران.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ اسلام ستیزی با نقاب ملی گرایی و میهن پرستی❌
⚠️چون الحاد نمی تواند بطور مستقیم با نفی خداوند، مقبول جامعه گردد، لذا با بزک نمودن چهره اش، تحت پوشش شعارهای ملی گرایانه و میهن پرستانه پا پیش نهاده، تا با موج سواری بر احساسات ایرانیان، بازار کسادش را رونق دهد. یقه دریدن برای ایران باستان و خرافات زرتشتی یک سکه سیاه هم برای این جماعت ارزشی نداشته و ندارد اصلا اینها به دیکتاتوری و نظام تبعیض آمیز زرتشتی_ساسانی اعتقادی ندارند چون باور سیاسی شان یک حکومت لیبرال است. گریه اینها برای مُرده نیست، بلکه برای حلواست. صادق هدایت که مانند کُل دُمّه شالیزار که از صدقه سری کرمانی و آخوند زاده سیراب شد، اسلام ستیزی و نژاد پرستی خود را پشت ملی گرایی و میهن پرستی پنهان می کند و در نامه های خود به حسن شهید نورایی نشان داد که فٍس ناله های ملی گرایی دروغی بیش نیست زیرا:
صادق هدایت در نامه شماره 11 خود به حسن شهید نورایی، از نهضت جدایی طلبی آذربایجان که ضد آرمانهای ملی گرایانه اوست، حمایت میکند و چنین می گوید: «نهضت آذربایجان به هر جور و با هر قوه و به دست هرکس درست شده، اقلاً نهضت پیشرو است و اصلاحاتی که در آنجا کرده اند به درد باقی مملکت می خورد».
صادق هدایت در نامه شماره 31 خود به حسن شهید نورایی، ملی گرایان و میهن پرستان را اساسا زیر سوال برده و چنین می گوید: «همه دزدها و قاچاقچی ها، میهن پرست هستند، باید هم همینطور باشد و راستی میهن مال آنهاست».
صادق هدایت همچنین در نامه شماره 41 خود به حسن شهید نورایی در تضادی آشکار به شعارهای ملی گرایانه اش این چنین به ملیت خود و ایرانیان اهانت می کند و می گوید: «اینهم جواب جوانهای تحصیل کرده تربیت شده سیاستمدار که میگفتند در حال انتقال هستیم و ایرانی باهوش است، هیچ چیز مضحکتر از هوش ایرانی نیست، شاید هوشش سُر خورده توی کونش رفته. آن کتابی که نوشته بودم[گردش در ایران] نکته های خیلی جالبی داشت. در یکجا نوشته بود ایرانیان خود را فرانسویان شرق می دانند و گمان می کنند خیلی باهوشند، اما ملتی به حماقت اینها کمتر دیده شده است».
اینها اهانات صادق هدایت به ملیت ایرانیان است، چطور میشود ملی گرایی و میهن پرستی صادق هدایت را باور کرد. اینها اسلام ستیزند، ملی گرایی و نژاد پرستی نقابی است برای اسلام ستیزی آنها.
📚منبع:
هشتادو دو نامه به حسن شهید نورایی، به قلم صادق هدایت، ص 72 و 116 و 137
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️چون الحاد نمی تواند بطور مستقیم با نفی خداوند، مقبول جامعه گردد، لذا با بزک نمودن چهره اش، تحت پوشش شعارهای ملی گرایانه و میهن پرستانه پا پیش نهاده، تا با موج سواری بر احساسات ایرانیان، بازار کسادش را رونق دهد. یقه دریدن برای ایران باستان و خرافات زرتشتی یک سکه سیاه هم برای این جماعت ارزشی نداشته و ندارد اصلا اینها به دیکتاتوری و نظام تبعیض آمیز زرتشتی_ساسانی اعتقادی ندارند چون باور سیاسی شان یک حکومت لیبرال است. گریه اینها برای مُرده نیست، بلکه برای حلواست. صادق هدایت که مانند کُل دُمّه شالیزار که از صدقه سری کرمانی و آخوند زاده سیراب شد، اسلام ستیزی و نژاد پرستی خود را پشت ملی گرایی و میهن پرستی پنهان می کند و در نامه های خود به حسن شهید نورایی نشان داد که فٍس ناله های ملی گرایی دروغی بیش نیست زیرا:
صادق هدایت در نامه شماره 11 خود به حسن شهید نورایی، از نهضت جدایی طلبی آذربایجان که ضد آرمانهای ملی گرایانه اوست، حمایت میکند و چنین می گوید: «نهضت آذربایجان به هر جور و با هر قوه و به دست هرکس درست شده، اقلاً نهضت پیشرو است و اصلاحاتی که در آنجا کرده اند به درد باقی مملکت می خورد».
صادق هدایت در نامه شماره 31 خود به حسن شهید نورایی، ملی گرایان و میهن پرستان را اساسا زیر سوال برده و چنین می گوید: «همه دزدها و قاچاقچی ها، میهن پرست هستند، باید هم همینطور باشد و راستی میهن مال آنهاست».
صادق هدایت همچنین در نامه شماره 41 خود به حسن شهید نورایی در تضادی آشکار به شعارهای ملی گرایانه اش این چنین به ملیت خود و ایرانیان اهانت می کند و می گوید: «اینهم جواب جوانهای تحصیل کرده تربیت شده سیاستمدار که میگفتند در حال انتقال هستیم و ایرانی باهوش است، هیچ چیز مضحکتر از هوش ایرانی نیست، شاید هوشش سُر خورده توی کونش رفته. آن کتابی که نوشته بودم[گردش در ایران] نکته های خیلی جالبی داشت. در یکجا نوشته بود ایرانیان خود را فرانسویان شرق می دانند و گمان می کنند خیلی باهوشند، اما ملتی به حماقت اینها کمتر دیده شده است».
اینها اهانات صادق هدایت به ملیت ایرانیان است، چطور میشود ملی گرایی و میهن پرستی صادق هدایت را باور کرد. اینها اسلام ستیزند، ملی گرایی و نژاد پرستی نقابی است برای اسلام ستیزی آنها.
📚منبع:
هشتادو دو نامه به حسن شهید نورایی، به قلم صادق هدایت، ص 72 و 116 و 137
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اسلام ستیزی با نقاب ملی گرایی ومیهن پرستی. هشتادو دو نامه به حسن شهید نورایی، به قلم صادق هدایت، ص 72 و 116 و 137
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاه عباس صفوی به انگلیسی ها امتیاز و باج می دهد ❌
⚠️ شروع نفوذ استعمار پیر در ایران بخاطر عملکرد ضعیف شاه عباس صفوی بود. در آن موقع، هرمز، قلعه مهم پرتغالیها بود که باعث ناراحتی و مزاحمت در سواحل ایران بودند. شاه عباس برای نقل و انتقال نیروهایش به این جزیره کشتی جنگی نداشت، لذا از انگلیسیها کمک خواست و آنها طی قراردادی پذیرفتند. طبق این قرارداد با هزینه مشترک، مواضع پرتغالیها در خلیج فارس مورد حمله قرار خواهد گرفت. انگلیسیها نیروهای ایرانی را به جزیره هرمز و نقاط مجاور حمل خواهند کرد و مانع رسیدن کمک به پرتغالیها از طریق دریا خواهند بود. مواضع تصرف شده متعلق به ایران خواهد بود ولی غنایم بالسویه بین طرفین تقسیم خواهد شد و مرکز تجارت به گمبرون(بندر عباس) منتقل شود و انگلیسیها در این محل برای ورود کالاهای خود از هرگونه مالیات معافند و عایدات گمرکی بندر عباس نیز بطور مساوی بین ایران و انگلیس تقسیم خواهد شد. همچنین انگلیسیها باید دو یا چهار فروند کشتی در خلیج فارس نگهداری کنند تا دریانوردان و تجار ایرانی را از تعرضات پرتغالیها حفظ نمایند.
⚠️اما انگلیسیها که استعمارگرند و هیچ گربه ای محض رضای خدا، موش نمی گیرد، چپاولگری خود را آغاز نمودند و در زمان شاه عباس دوم ماهیتشان افشا شد. آنها برای سالیان دراز مقادیر عظیمی از مسکوکات طلا را بطور قاچاق از طریق بندر عباس از ایران خارج کردند که مواردی کشف شد. همچنین بر خلاف قرارداد، طی سالیان دراز حتی یک کشتی انگلیسی برای محافظت از تجار و دریانوردان ایرانی در خلیج فارس، وجود نداشت و پرتغالیها و دزدان دریایی عرب مدام به کشتیهای بازرگانی ایران حمله میکردند و آنها را غارت می نمودند. همچنین انگلیسیها کالاهایی که متعلق به خودشان نبود را قاچاق نموده و به نام خودشان از طریق بندر عباس وارد ایران میکردند.
❗️یادتان باشد که امتیاز دهی شاه عباس به اصطلاح کبیر صفوی به انگلیسیها دست کمی از شاهان قاجار نداشت.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 3، ص 280 و 299 و 300
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شروع نفوذ استعمار پیر در ایران بخاطر عملکرد ضعیف شاه عباس صفوی بود. در آن موقع، هرمز، قلعه مهم پرتغالیها بود که باعث ناراحتی و مزاحمت در سواحل ایران بودند. شاه عباس برای نقل و انتقال نیروهایش به این جزیره کشتی جنگی نداشت، لذا از انگلیسیها کمک خواست و آنها طی قراردادی پذیرفتند. طبق این قرارداد با هزینه مشترک، مواضع پرتغالیها در خلیج فارس مورد حمله قرار خواهد گرفت. انگلیسیها نیروهای ایرانی را به جزیره هرمز و نقاط مجاور حمل خواهند کرد و مانع رسیدن کمک به پرتغالیها از طریق دریا خواهند بود. مواضع تصرف شده متعلق به ایران خواهد بود ولی غنایم بالسویه بین طرفین تقسیم خواهد شد و مرکز تجارت به گمبرون(بندر عباس) منتقل شود و انگلیسیها در این محل برای ورود کالاهای خود از هرگونه مالیات معافند و عایدات گمرکی بندر عباس نیز بطور مساوی بین ایران و انگلیس تقسیم خواهد شد. همچنین انگلیسیها باید دو یا چهار فروند کشتی در خلیج فارس نگهداری کنند تا دریانوردان و تجار ایرانی را از تعرضات پرتغالیها حفظ نمایند.
⚠️اما انگلیسیها که استعمارگرند و هیچ گربه ای محض رضای خدا، موش نمی گیرد، چپاولگری خود را آغاز نمودند و در زمان شاه عباس دوم ماهیتشان افشا شد. آنها برای سالیان دراز مقادیر عظیمی از مسکوکات طلا را بطور قاچاق از طریق بندر عباس از ایران خارج کردند که مواردی کشف شد. همچنین بر خلاف قرارداد، طی سالیان دراز حتی یک کشتی انگلیسی برای محافظت از تجار و دریانوردان ایرانی در خلیج فارس، وجود نداشت و پرتغالیها و دزدان دریایی عرب مدام به کشتیهای بازرگانی ایران حمله میکردند و آنها را غارت می نمودند. همچنین انگلیسیها کالاهایی که متعلق به خودشان نبود را قاچاق نموده و به نام خودشان از طریق بندر عباس وارد ایران میکردند.
❗️یادتان باشد که امتیاز دهی شاه عباس به اصطلاح کبیر صفوی به انگلیسیها دست کمی از شاهان قاجار نداشت.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 3، ص 280 و 299 و 300
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه عباس صفوی به انگلیسی ها امتیاز و باج می دهد. سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3 ، ص 280 و 299 و 300
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ علت اندک بودن جمعیت ایران در دوره صفویه طبق مشاهدات شاردن❌
⚠️ شاردن که در زمان شاه عباس دوم به ایران آمد در سیاحتنامه خود سه دلیل برای اندک بودن جمعیت ایران در دوره صفویه بیان می کند:
1⃣ تمایل شوم ایرانیان به ارتکاب معاصی شنیع ضد طبیعت نسبت به مرد یا زن(مانند لواط گری یا رابطه جنسی معقدی با زنان و روسپی گری. الناس علی دین ملوکهم. موسس سلسله صفویه یعنی شاه اسماعیل و قزلباشان عامل اصلی ترویج لواط و روسپی گری و شرابخواری بودند در کنار ترویج مذهب تشیع دوازده امامی). «در کتاب قزلباشان در ایران از امیرحسین خنجی چنین می خوانیم: قزلباشانٍ شاه اسماعیل صفوی وقتی تبریز که مردمش سنی شافعی بودند را گرفتند، زنان و پسران تبریز را مجبور به روسپی گری و لواط کردند تا جاییکه بازرگان ونیزی از مراکز تعلیم لواط به نوجوانان تبریزی توسط قزلباشان صفوی چنین گزارش می دهد: زنان روسپی به نسبت زیبایی شان باید به قزلباشان مالیات دهند. اما بدترین رسمی که تا کنون از آن نام برده ام که بوی نفرت انگیزش به آسمان میرسد، در تبریز مکانهای عمومی و مکتب پیروان لواط وجود دارد. خود شاه اسماعیل از لواط کاران قهّار بود طبق یادداشتهای بازرگان ونیزی که خودش شاهد بوده و چنین گزارش می دهد که: شاه اسماعیل دستور داد تا 12 تن از زیباترین جوانان تبریز را به کاخ هشت بهشت ببرند، او با آنها عمل شنیع لواط را انجام داد و سپس آن جوانان را به این منظور به امرای سپاه خود که عمدتا قزلباش بودند سپرد. در نوشته های مداحان شاه اسماعیل بسیار می خوانیم که او شبها را به نوشیدن شراب و موأنست با پسران زیبارو میگذارند. با این روشها بود که شاه اسماعیل و قزلباشان بیابانهای آناتولی، مردم کشور ما را از مذهب بعقیده خودشان منسوخ(=اهل سنت) بیرون کشیده و به مذهب به اصطلاح حًقه خودشان(=تشیع دوازده امامی) در می آوردند. با ترویج رسوم پسندیده خودشان که میگساری و لواط گری بود مذهب تشیع دوازده امامی را ترویج میکردند(قزلباشان در ایران، امیر حسین خنجی، ص240 و 241)».
واضح است که مشغولیت به لواط و شراب و فاحشه ها و صیغه کردن مانع از ازدواج میگردد و حتی توالد و تناسل متأهلین را کاهش میدهد.
2⃣ شهوترانی و توجه شدید به لذائذ نفسانی. در این کشور، زنان زود بچه می آورند، ولی توالد و تناسل آنها مدتی مدید ادامه نمی یابد، بطوریکه نسوان سی ساله در جرگه پیرزنان به شمار می آیند. مردان نیز خیلی جوان تأهل اختیار می کنند و به اندازه ای در شهوترانی افراط می کنند که با وجود داشتن زنان زیاد، صاحب فرزندان زیادی نمی شوند، بعلاوه اکثر زنان سقط جنین می کنند و داروهای منع بارداری مصرف می کنند، زیرا همینکه از حمل و بارداری آنها از چهار ماه میگذرد، شوهرانشان با دیگران می پیوندند و خوابیدن با یک زن شکم بر آمده را قبیح می دانند. (وقتی فاحشه ها و روسپی خانه ها در دوره صفوی فعالیتی عمومی و آزاد دارند و فرهنگ روسپی گری و بی بندوباری جنسی ترویج میشود، مردان و زنان به سمت این انحرافات رفته و زنان ترجیح میدهند که ازدواج نکنند و یا حامله نشوند تا شوهرانشان سر از فاحشه خانه ها و آغوش روسپیان در نیاورد. ایرانیان که تا پیش از این در اخلاق و علم زبانزد ملل بودند با آمدن صفویه به سقوط و قهقرا افتادند. این میراث ننگین و نحس صفویان کافر بود).
«فاحشه خانه ها و روسپی گری به حدی بوسیله صفویان ترویج میشد که شاردن طبق مشاهداتش میگوید: فقط در شهر اصفهان 14000 فاحشه که اسمشان در دفاتر رسمی ثبت شده بود و مالیات میدادند وجود داشت و بسیاری فاحشه که اسمشان ثبت نشده بود نیز به این کار اشتغال داشتند. سیاحتنامه شاردن، ج2، ص327و 328».
3⃣ از یک قرن به این طرف بسیاری از ایرانیان همراه با خانواده های خود به هندوستان مهاجرت کردند. (میتوان دلیل عمده اش را تجاوزات و کشتار و آزار و اذیت ایرانیان اکثرا سنی مذهب توسط شاهان و قزلباشان صفوی دانست).
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 4، ص 21
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاردن که در زمان شاه عباس دوم به ایران آمد در سیاحتنامه خود سه دلیل برای اندک بودن جمعیت ایران در دوره صفویه بیان می کند:
1⃣ تمایل شوم ایرانیان به ارتکاب معاصی شنیع ضد طبیعت نسبت به مرد یا زن(مانند لواط گری یا رابطه جنسی معقدی با زنان و روسپی گری. الناس علی دین ملوکهم. موسس سلسله صفویه یعنی شاه اسماعیل و قزلباشان عامل اصلی ترویج لواط و روسپی گری و شرابخواری بودند در کنار ترویج مذهب تشیع دوازده امامی). «در کتاب قزلباشان در ایران از امیرحسین خنجی چنین می خوانیم: قزلباشانٍ شاه اسماعیل صفوی وقتی تبریز که مردمش سنی شافعی بودند را گرفتند، زنان و پسران تبریز را مجبور به روسپی گری و لواط کردند تا جاییکه بازرگان ونیزی از مراکز تعلیم لواط به نوجوانان تبریزی توسط قزلباشان صفوی چنین گزارش می دهد: زنان روسپی به نسبت زیبایی شان باید به قزلباشان مالیات دهند. اما بدترین رسمی که تا کنون از آن نام برده ام که بوی نفرت انگیزش به آسمان میرسد، در تبریز مکانهای عمومی و مکتب پیروان لواط وجود دارد. خود شاه اسماعیل از لواط کاران قهّار بود طبق یادداشتهای بازرگان ونیزی که خودش شاهد بوده و چنین گزارش می دهد که: شاه اسماعیل دستور داد تا 12 تن از زیباترین جوانان تبریز را به کاخ هشت بهشت ببرند، او با آنها عمل شنیع لواط را انجام داد و سپس آن جوانان را به این منظور به امرای سپاه خود که عمدتا قزلباش بودند سپرد. در نوشته های مداحان شاه اسماعیل بسیار می خوانیم که او شبها را به نوشیدن شراب و موأنست با پسران زیبارو میگذارند. با این روشها بود که شاه اسماعیل و قزلباشان بیابانهای آناتولی، مردم کشور ما را از مذهب بعقیده خودشان منسوخ(=اهل سنت) بیرون کشیده و به مذهب به اصطلاح حًقه خودشان(=تشیع دوازده امامی) در می آوردند. با ترویج رسوم پسندیده خودشان که میگساری و لواط گری بود مذهب تشیع دوازده امامی را ترویج میکردند(قزلباشان در ایران، امیر حسین خنجی، ص240 و 241)».
واضح است که مشغولیت به لواط و شراب و فاحشه ها و صیغه کردن مانع از ازدواج میگردد و حتی توالد و تناسل متأهلین را کاهش میدهد.
2⃣ شهوترانی و توجه شدید به لذائذ نفسانی. در این کشور، زنان زود بچه می آورند، ولی توالد و تناسل آنها مدتی مدید ادامه نمی یابد، بطوریکه نسوان سی ساله در جرگه پیرزنان به شمار می آیند. مردان نیز خیلی جوان تأهل اختیار می کنند و به اندازه ای در شهوترانی افراط می کنند که با وجود داشتن زنان زیاد، صاحب فرزندان زیادی نمی شوند، بعلاوه اکثر زنان سقط جنین می کنند و داروهای منع بارداری مصرف می کنند، زیرا همینکه از حمل و بارداری آنها از چهار ماه میگذرد، شوهرانشان با دیگران می پیوندند و خوابیدن با یک زن شکم بر آمده را قبیح می دانند. (وقتی فاحشه ها و روسپی خانه ها در دوره صفوی فعالیتی عمومی و آزاد دارند و فرهنگ روسپی گری و بی بندوباری جنسی ترویج میشود، مردان و زنان به سمت این انحرافات رفته و زنان ترجیح میدهند که ازدواج نکنند و یا حامله نشوند تا شوهرانشان سر از فاحشه خانه ها و آغوش روسپیان در نیاورد. ایرانیان که تا پیش از این در اخلاق و علم زبانزد ملل بودند با آمدن صفویه به سقوط و قهقرا افتادند. این میراث ننگین و نحس صفویان کافر بود).
«فاحشه خانه ها و روسپی گری به حدی بوسیله صفویان ترویج میشد که شاردن طبق مشاهداتش میگوید: فقط در شهر اصفهان 14000 فاحشه که اسمشان در دفاتر رسمی ثبت شده بود و مالیات میدادند وجود داشت و بسیاری فاحشه که اسمشان ثبت نشده بود نیز به این کار اشتغال داشتند. سیاحتنامه شاردن، ج2، ص327و 328».
3⃣ از یک قرن به این طرف بسیاری از ایرانیان همراه با خانواده های خود به هندوستان مهاجرت کردند. (میتوان دلیل عمده اش را تجاوزات و کشتار و آزار و اذیت ایرانیان اکثرا سنی مذهب توسط شاهان و قزلباشان صفوی دانست).
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، جلد 4، ص 21
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ علت اندک بودن جمعیت ایران در دوره صفویه طبق مشاهدات شاردن. سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج 4، ص 21
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory