❌شباهت حکومت تشیع صفوی با حکومت مجوسی ساسانی❌
⚠️ ژان شاردن در دوره شاه عباس دوم صفوی به ایران آمد و اوضاع ایران را در سیاحتنامه خود نوشت. شاردن به نکته مهمی اشاره میکند. بله، ثروتمندان از پرداخت مالیات معاف هستند. او می گوید: «در ایران و سراسر مشرق زمین این شیوه مرضیه معمول است که مأمورین مالیات و متصدیان تحصیل حقوق دولتی به هیچوجه اجازه ندارند که مزاحم اشخاص عالیمقام و رجال و بزرگان و اعیان و اشراف و کوچکترین خادمان شاهنشاه شوند و این قاعده شامل خارجیان عالیقدر نیز می باشد و اگر مأموری ازین اشخاص مالیات مطالبه کند فی الفور با چوب و فلک مجازات میشود در حالیکه از ضعفا مالیات میگیرند»(1)
اما پروفسور کریستین سن اوضاع ایرانیانٍ زمان انوشیروان ساسانی را چنین نقل می کند: «مالیات سرانه را خسرو انوشیروان اصلاح کرد. این جزیه(=مالیات) بر تمام اشخاص 20 الی 50 ساله تعلق میگرفت به استثناء بزرگان و نجبا و سربازان و موبدان و دبیران و سایر خادمان شاهنشاهی ساسانی»(2)
📚منابع:
(1) سیاحتنامه شاردن، ترجمه عباسی، ج3، ص20 و 21
(2) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی، ص 488
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ژان شاردن در دوره شاه عباس دوم صفوی به ایران آمد و اوضاع ایران را در سیاحتنامه خود نوشت. شاردن به نکته مهمی اشاره میکند. بله، ثروتمندان از پرداخت مالیات معاف هستند. او می گوید: «در ایران و سراسر مشرق زمین این شیوه مرضیه معمول است که مأمورین مالیات و متصدیان تحصیل حقوق دولتی به هیچوجه اجازه ندارند که مزاحم اشخاص عالیمقام و رجال و بزرگان و اعیان و اشراف و کوچکترین خادمان شاهنشاه شوند و این قاعده شامل خارجیان عالیقدر نیز می باشد و اگر مأموری ازین اشخاص مالیات مطالبه کند فی الفور با چوب و فلک مجازات میشود در حالیکه از ضعفا مالیات میگیرند»(1)
اما پروفسور کریستین سن اوضاع ایرانیانٍ زمان انوشیروان ساسانی را چنین نقل می کند: «مالیات سرانه را خسرو انوشیروان اصلاح کرد. این جزیه(=مالیات) بر تمام اشخاص 20 الی 50 ساله تعلق میگرفت به استثناء بزرگان و نجبا و سربازان و موبدان و دبیران و سایر خادمان شاهنشاهی ساسانی»(2)
📚منابع:
(1) سیاحتنامه شاردن، ترجمه عباسی، ج3، ص20 و 21
(2) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی، ص 488
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
sahneh-haye-takan-dahandeh-dar-tarikh-PDF.pdf
2.4 MB
📚 کتاب pdf صحنه های تکان دهنده در تاریخ اسلام. تالیف: محمد عبدالله عنان، ترجمه علی دوانی. برای آگاهی به فتوحات مسلمانان در اروپا، آفریقا و آسیا، حتما این کتاب مفید را مطالعه کنید. بخشی از شبهای طولانی زمستان را به مطالعه اختصاص دهید.
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌شاه سلیمان صفوی و چنگ نواز❌
⚠️شاهنشاه صفوی بر حسب عادت دیرینه چند ساله خود، مانند هر روز مست و مخمور بود، ناگهان بر چنگ نواز خودش که نیک نمی نواخت، برآشفته و به محبوب خویش نصرالله بیک پسر استاندار ایروان دستور داده که دستهای مطرب چنگ نواز را قطع کند. شاهنشاه صفوی پس از صدور این فرمان به خواب رفت. نصرالله بیک که چندان مست نبود و چنگ نواز را مرتکب هیچگونه جرمی نمی دانست، فکر کرد که شاهنشاه صفوی از فرط مستی این فرمان وحشتناک را صادر کرده لذا چنگ نواز را به سختی مورد عتاب قرار داد. شاه سلیمان صفوی پس از یکساعت از خواب بیدار شد و دید که چنگ نواز هنوز مشغول نواختن است، لذا خشمگین تر شد و فرمان داد که خوانسالار دست و پای هر دوی آنها را قطع کند، خوانسالار به پای شاهنشاه افتاد و تقاضای عفو نصرالله بیک را کرد، اما آتش خشم شاه سلیمان صفوی شعله ور شد و دستور داد که خواجه سرایان و قورچیان هر سه نفر را به مجازات برسانند. در این موقع شیخ علیخان که قرار بود مجددا صدر اعظم شود خود را به پای شاه افکند و شاه آنها را بخشید.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص106 و 107
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️شاهنشاه صفوی بر حسب عادت دیرینه چند ساله خود، مانند هر روز مست و مخمور بود، ناگهان بر چنگ نواز خودش که نیک نمی نواخت، برآشفته و به محبوب خویش نصرالله بیک پسر استاندار ایروان دستور داده که دستهای مطرب چنگ نواز را قطع کند. شاهنشاه صفوی پس از صدور این فرمان به خواب رفت. نصرالله بیک که چندان مست نبود و چنگ نواز را مرتکب هیچگونه جرمی نمی دانست، فکر کرد که شاهنشاه صفوی از فرط مستی این فرمان وحشتناک را صادر کرده لذا چنگ نواز را به سختی مورد عتاب قرار داد. شاه سلیمان صفوی پس از یکساعت از خواب بیدار شد و دید که چنگ نواز هنوز مشغول نواختن است، لذا خشمگین تر شد و فرمان داد که خوانسالار دست و پای هر دوی آنها را قطع کند، خوانسالار به پای شاهنشاه افتاد و تقاضای عفو نصرالله بیک را کرد، اما آتش خشم شاه سلیمان صفوی شعله ور شد و دستور داد که خواجه سرایان و قورچیان هر سه نفر را به مجازات برسانند. در این موقع شیخ علیخان که قرار بود مجددا صدر اعظم شود خود را به پای شاه افکند و شاه آنها را بخشید.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص106 و 107
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شراب خواری و جنون و خرافی گری شاه سلیمان صفوی ❌
⚠️شاه سلیمان صفوی دو بار تاجگذاری کرد. دفعه اول با نام شاه صفی دوم تاج بر سر نهاد. او که پا از حرمسرا بیرون نگذاشته بود هنگامیکه برای تاجگذاری احضار شد، گمان کرد که میخواهند او را بقتل رسانند. پس از تاجگذاری اول، قیمت کالاها سر به آسمان سائید و قحطی و بیماری در مملکت شیوع یافت، سپس زلزله شدیدی در شروان حادث شد و یکسال بعد ایالات خزری مورد هجوم قزاقها(به تحریک روسیه) قرار گرفت. شاه سلیمان نیز بیمار شد و یکی از اطبا که در درمان عاجز شده بود گفت: همه این بدبختیها از سیر کواکب نشأت گرفته و شاه در زمان نامساعدی تاجگذاری کرده، سپس منجّم باشی نیز این سخن طبیب را تصدیق کرد، رجال مملکت تصمیم گرفتند که تاجگذاری مجددا در روزی سعد انجام شود. لذا تاجگذاری برای بار دوم هنگام ورود خورشید به برج حمل انجام شد و اینبار نام شاه، به شاه سلیمان تغییر کرد. مع هذا اوضاع تغییری نیافت، شاه سلیمان صفوی در واقع مرد میدان نبود. توانمندی، جرأت، جسارت و قدرت تصمیم گیری، انضباط و ابتکار و علاقه به امور ملی و مملکتی نداشت. علاقه مفرط شاه سلیمان به میگساری و زنان حرمسرا، مانند گذشته بر بی اعتنایی او به امور دولتی افزود. حتی علت مرگ شاه سلیمان را افراط در میگساری بیان کرده اند، مانند شاه اسماعیل صفوی. تصویر شاه سلیمان صفوی در مقام انسان، ننگین و اهانت آمیز است. او دو نمونه بی حرمتی به شیخ علیخان زنگنه وزیر اعظم خود نمود. یکبار وزیر اعظم را مجبور به میگساری کرد و ساعتها حالات مستی شیخ را به نظاره نشست. یکبار هم به دلاک باشی دستور داد تا ریش شیخ علیخان زنگنه را بتراشد و دست دلاک را به بهانه اینکه کار خود را درست انجام نداده، قطع کرد. این اعمال شنیع شاه سلیمان صفوی با ادعای صوفی منشانه و بی عیب و نقصی او، که رعایا نیز به او نسبت میدادند، هرگز همخوانی نداشت(1)
⚠️ چهارده ما بود که شیخ علیخان از مقام صدر اعظمی برکنار بود. اما چرا? چون شیخ علیخان برخلاف دستور شاه سلیمان از شرب مسکرات(خمر و شراب) امتناع می ورزید. شاه سلیمان صفوی، این مست لایعقل، هرگاه میدید که شیخ از خوردن شراب پرهیز میکند او را به باد فحش و توهین و ناسزا میگرفت و حتی ضرباتی به شیخ علیخان میزد. حتی بدستور شاه سلیمان چندین بار سر و صورت و لباس و پوشاک شیخ علیخان را با جرعه های شراب، آلوده ساختند و از این بدرفتاری ها در موقع مستی نسبت به شیخ علیخان بسیار اتفاق افتاد(2)
⚠️گویند که شاه سلیمان صفوی پسری داشت به نام صفی میرزا. روزی از روزها که شاه سلیمان از دیوان تشریف فرمای حرم بودند، صفی میرزا برای اینکه هنر و ضرب شست خود در تیراندازی را نشان دهد، پاشنه کفش شاه سلیمان را هدف گرفت و تیر دقیقا بر پاشنه کفش ساغری شاه نشست. پادشاه متغیر شد و دستور داد که تفحص کنند چه کسی اینکار را کرده. معلوم شد که کار پسرش صفی میرزا بوده. همان دم به فراشان دستور داد و صفی میرزا را در حوض انداختند و چوبش زدند و خفه اش کردند.
روزی شاه سلیمان صفوی در حرم به مکان خاله خود رفت و در صندوق چوبی دست انداخت که درونش ملفوفه عریضه(=نامه در هم پیچیده) یکی از سرداران بزرگ بود. بعد از مطالعه دریافت شد که سفارش یکی از فرزندان آن حضرت که در تربیت او ساعی باشند، مندرج بود. شاه سلیمان صفوی همان لحظه دستور داد که آن ضعیفه صالحه را مانند صفی میرزا در حوض انداختند و خفه اش کردند(3)
📚منابع:
(1) تاریخ ایران کمبریج، بخش تاریخ صفویه، ه.ر. رویمر استاد بازنشسته تاریخ اسلام از دانشگاه فریبرگ، ص 118 و 122
(2) سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج 3، ص 108 و 109
(3) فوائد الصفویه، ابوالحسن قزوینی، تصحیح و تحشیه دکتر مریم میراحمدی، ص 76
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️شاه سلیمان صفوی دو بار تاجگذاری کرد. دفعه اول با نام شاه صفی دوم تاج بر سر نهاد. او که پا از حرمسرا بیرون نگذاشته بود هنگامیکه برای تاجگذاری احضار شد، گمان کرد که میخواهند او را بقتل رسانند. پس از تاجگذاری اول، قیمت کالاها سر به آسمان سائید و قحطی و بیماری در مملکت شیوع یافت، سپس زلزله شدیدی در شروان حادث شد و یکسال بعد ایالات خزری مورد هجوم قزاقها(به تحریک روسیه) قرار گرفت. شاه سلیمان نیز بیمار شد و یکی از اطبا که در درمان عاجز شده بود گفت: همه این بدبختیها از سیر کواکب نشأت گرفته و شاه در زمان نامساعدی تاجگذاری کرده، سپس منجّم باشی نیز این سخن طبیب را تصدیق کرد، رجال مملکت تصمیم گرفتند که تاجگذاری مجددا در روزی سعد انجام شود. لذا تاجگذاری برای بار دوم هنگام ورود خورشید به برج حمل انجام شد و اینبار نام شاه، به شاه سلیمان تغییر کرد. مع هذا اوضاع تغییری نیافت، شاه سلیمان صفوی در واقع مرد میدان نبود. توانمندی، جرأت، جسارت و قدرت تصمیم گیری، انضباط و ابتکار و علاقه به امور ملی و مملکتی نداشت. علاقه مفرط شاه سلیمان به میگساری و زنان حرمسرا، مانند گذشته بر بی اعتنایی او به امور دولتی افزود. حتی علت مرگ شاه سلیمان را افراط در میگساری بیان کرده اند، مانند شاه اسماعیل صفوی. تصویر شاه سلیمان صفوی در مقام انسان، ننگین و اهانت آمیز است. او دو نمونه بی حرمتی به شیخ علیخان زنگنه وزیر اعظم خود نمود. یکبار وزیر اعظم را مجبور به میگساری کرد و ساعتها حالات مستی شیخ را به نظاره نشست. یکبار هم به دلاک باشی دستور داد تا ریش شیخ علیخان زنگنه را بتراشد و دست دلاک را به بهانه اینکه کار خود را درست انجام نداده، قطع کرد. این اعمال شنیع شاه سلیمان صفوی با ادعای صوفی منشانه و بی عیب و نقصی او، که رعایا نیز به او نسبت میدادند، هرگز همخوانی نداشت(1)
⚠️ چهارده ما بود که شیخ علیخان از مقام صدر اعظمی برکنار بود. اما چرا? چون شیخ علیخان برخلاف دستور شاه سلیمان از شرب مسکرات(خمر و شراب) امتناع می ورزید. شاه سلیمان صفوی، این مست لایعقل، هرگاه میدید که شیخ از خوردن شراب پرهیز میکند او را به باد فحش و توهین و ناسزا میگرفت و حتی ضرباتی به شیخ علیخان میزد. حتی بدستور شاه سلیمان چندین بار سر و صورت و لباس و پوشاک شیخ علیخان را با جرعه های شراب، آلوده ساختند و از این بدرفتاری ها در موقع مستی نسبت به شیخ علیخان بسیار اتفاق افتاد(2)
⚠️گویند که شاه سلیمان صفوی پسری داشت به نام صفی میرزا. روزی از روزها که شاه سلیمان از دیوان تشریف فرمای حرم بودند، صفی میرزا برای اینکه هنر و ضرب شست خود در تیراندازی را نشان دهد، پاشنه کفش شاه سلیمان را هدف گرفت و تیر دقیقا بر پاشنه کفش ساغری شاه نشست. پادشاه متغیر شد و دستور داد که تفحص کنند چه کسی اینکار را کرده. معلوم شد که کار پسرش صفی میرزا بوده. همان دم به فراشان دستور داد و صفی میرزا را در حوض انداختند و چوبش زدند و خفه اش کردند.
روزی شاه سلیمان صفوی در حرم به مکان خاله خود رفت و در صندوق چوبی دست انداخت که درونش ملفوفه عریضه(=نامه در هم پیچیده) یکی از سرداران بزرگ بود. بعد از مطالعه دریافت شد که سفارش یکی از فرزندان آن حضرت که در تربیت او ساعی باشند، مندرج بود. شاه سلیمان صفوی همان لحظه دستور داد که آن ضعیفه صالحه را مانند صفی میرزا در حوض انداختند و خفه اش کردند(3)
📚منابع:
(1) تاریخ ایران کمبریج، بخش تاریخ صفویه، ه.ر. رویمر استاد بازنشسته تاریخ اسلام از دانشگاه فریبرگ، ص 118 و 122
(2) سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج 3، ص 108 و 109
(3) فوائد الصفویه، ابوالحسن قزوینی، تصحیح و تحشیه دکتر مریم میراحمدی، ص 76
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شراب خواری و جنون و خرافی گری شاه سلیمان صفوی. تاریخ ایران کمبریج، بخش تاریخ صفویه، ه. ر. رویمر، استاد بازنشسته تاریخ اسلام از دانشگاه فریبرگ، ص 118 و 122
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ شراب خواری و جنون و خرافی گری شاه سلیمان صفوی. سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص 108 و 109
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ شراب خواری و جنون و خرافی گری شاه سلیمان صفوی. فوائد الصفویه، ابوالحسن قزوینی، تصحیح و تحشیه از دکتر مریم میراحمدی، ص 76
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌شرابخواری شاهان و دربار صفوی❌
⚠️شرابخواری، چنان بین شاهان و دربار صفوی رایج بود که طبق گزارش شاردن، در بخشی از کاخ سلطنتی محلی به نام "شیره خانه" برای شراب کشی وجود داشت.
الناس علی دین ملوکهم، وقتی شاهان صفوی فاسق و شرابخوار باشند از درباریان و عامه مردم چه توقع!!
روزی صدراعظم به شاه صفوی اطلاع داد که عده ای از جوانان اعیان و اشراف مست کرده و در جوار کاخ همایونی اختلال ایجاد کرده اند. شاه به افسران و سربازان فرمان داد که هرکس را در کوچه مست و مخمور بیابند، همانجا شکمش را پاره کنند. فقط کسانی از مجازات معاف هستند که جواز مهمور به مهر شاهنشاه داشته باشند. لذا شاه صفوی فی الفور دستور داد برای تمام رجال و بزرگان معتاد به مشروب و عادی به فسق و فجور ازین جوازها اعطا کنند. شکم پاره کردن به مثابه اعدام، دار زدن و سر بریدن در مغرب زمین می باشد، ولی این مجازات سخت تر و صعب تر است.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج 3، ص121و 193و 194
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️شرابخواری، چنان بین شاهان و دربار صفوی رایج بود که طبق گزارش شاردن، در بخشی از کاخ سلطنتی محلی به نام "شیره خانه" برای شراب کشی وجود داشت.
الناس علی دین ملوکهم، وقتی شاهان صفوی فاسق و شرابخوار باشند از درباریان و عامه مردم چه توقع!!
روزی صدراعظم به شاه صفوی اطلاع داد که عده ای از جوانان اعیان و اشراف مست کرده و در جوار کاخ همایونی اختلال ایجاد کرده اند. شاه به افسران و سربازان فرمان داد که هرکس را در کوچه مست و مخمور بیابند، همانجا شکمش را پاره کنند. فقط کسانی از مجازات معاف هستند که جواز مهمور به مهر شاهنشاه داشته باشند. لذا شاه صفوی فی الفور دستور داد برای تمام رجال و بزرگان معتاد به مشروب و عادی به فسق و فجور ازین جوازها اعطا کنند. شکم پاره کردن به مثابه اعدام، دار زدن و سر بریدن در مغرب زمین می باشد، ولی این مجازات سخت تر و صعب تر است.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج 3، ص121و 193و 194
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ تحقیر و تمسخر صدر اعظم توسط شاه سلیمان صفوی ❌
⚠️شاردن در سیاحتنامه خود روایت میکند: «شب هنگام که شاه سلیمان صفوی مست و مخمور بود، جام شراب را به شیخ علیخان صدر اعظم داد و او را به شرابخواری دعوت کرد. وزیر اعظم علیرغم خطراتیکه متوجه مقام و منصب و زندگی اش بود، از خوردن شراب امتناع کرد. شاه به ساقی دستور داد که در بینی شیخ علیخان شراب بریزد و فی الفور ریخته شد. از شاه اصرار و از وزیر انکار. تا اینکه شاه سلیمان صفوی گفت: نمیخواهم شراب بنوشی، کوکنار بنوش. کوکنار، دم کرده شیره و خشخاش است و گیرائیش از شراب بیشتر است. صدر اعظم ناچارا چند جام کوکنار نوشید و مست و مخمور روی فرش دراز کشید. شاه از حالت خراب شیخ علیخان به خنده افتاد و او را مورد تمسخر و استهزا قرار داد و فرمان داد در آن حالت یک جام شراب به شیخ علیخان بنوشانند سپس با قهقه ای مستانه گفت: صدر اعظم دیدی چه بلایی سرت آوردم».
❗️رفتار شاه صفوی با صدر اعظم خود چنین بود پس وای بر مردم عادی.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص 199 و 200
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️شاردن در سیاحتنامه خود روایت میکند: «شب هنگام که شاه سلیمان صفوی مست و مخمور بود، جام شراب را به شیخ علیخان صدر اعظم داد و او را به شرابخواری دعوت کرد. وزیر اعظم علیرغم خطراتیکه متوجه مقام و منصب و زندگی اش بود، از خوردن شراب امتناع کرد. شاه به ساقی دستور داد که در بینی شیخ علیخان شراب بریزد و فی الفور ریخته شد. از شاه اصرار و از وزیر انکار. تا اینکه شاه سلیمان صفوی گفت: نمیخواهم شراب بنوشی، کوکنار بنوش. کوکنار، دم کرده شیره و خشخاش است و گیرائیش از شراب بیشتر است. صدر اعظم ناچارا چند جام کوکنار نوشید و مست و مخمور روی فرش دراز کشید. شاه از حالت خراب شیخ علیخان به خنده افتاد و او را مورد تمسخر و استهزا قرار داد و فرمان داد در آن حالت یک جام شراب به شیخ علیخان بنوشانند سپس با قهقه ای مستانه گفت: صدر اعظم دیدی چه بلایی سرت آوردم».
❗️رفتار شاه صفوی با صدر اعظم خود چنین بود پس وای بر مردم عادی.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص 199 و 200
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
24013870808.pdf
2.3 MB
📚 کتاب pdf خوشگذرانی و خشونت از شاه عباس یکم تا شاه سلطان حسین صفوی. مطالبی بسیار شنیع و تکان دهنده از لواط گری و کودک کُشی و افراط در شرابخواری و زنبارگی در حرمسرا و مصرف شیره و تریاک شاهان صفوی. صفویه که ایرانیان را با هتک ناموس و شکنجه و کشتار وادار به پذیرش مذهب تشیع اثنی عشری نمودند، لکه ننگی در تاریخ این سرزمین به شمار می روند. مطالعه این مطالب مستند را به هیچ وجه از دست ندهید، بخوانید و آگاهانه قضاوت کنید. دو فصلنامه مسکویه، سال دوم، شماره8، دکتر جمشید قائمی، صاحب امتیاز واحد یادگار امام خمینی دانشگاه آزاد اسلامی ری. تعداد صفحات: 19
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شوخی زشت شاه سلیمان صفوی با شیخ علیخان و قطع شدن دستان سلمانی باشی ❌
⚠️شاردن در سیاحتنامه خود چنین می نویسد: «اطلاع یافتم که دیشب، شیخ علیخان صدر اعظم هنگامیکه در دربار حضور داشته باز هم از طرف شاه مورد توهین سخت تری قرار گرفته. شیخ علیخان که دستورات دین را النعل بالنعل مراعات میکند، سبیل کوتاه و ریش بلندی دارد. اما ایرانیان گرجی نژاد و سایر درباریان شاه، دارای ریش بسیار کوتاه و سبیل فوق العاده بلندی هستند. به همین دلیل شاه سلیمان صفوی که مست شراب بود به متصدی اصلاح سر و صورتش دستور داد تا ریش شیخ علیخان را مثل درباریان کوتاه کند. شیخ آهسته به گوش سلمانی باشی گفت: ریش را آنقدر کوتاه نکند که پوست صورتش دیده شود. اطاعت این دستور موجب تنبیه سختش شد زیرا شاه صفوی فرمان داد فورا دستهای سلمانی باشی را قطع کنند و حتی او را مستحق اعدام دانست».
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص 202 و 203
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️شاردن در سیاحتنامه خود چنین می نویسد: «اطلاع یافتم که دیشب، شیخ علیخان صدر اعظم هنگامیکه در دربار حضور داشته باز هم از طرف شاه مورد توهین سخت تری قرار گرفته. شیخ علیخان که دستورات دین را النعل بالنعل مراعات میکند، سبیل کوتاه و ریش بلندی دارد. اما ایرانیان گرجی نژاد و سایر درباریان شاه، دارای ریش بسیار کوتاه و سبیل فوق العاده بلندی هستند. به همین دلیل شاه سلیمان صفوی که مست شراب بود به متصدی اصلاح سر و صورتش دستور داد تا ریش شیخ علیخان را مثل درباریان کوتاه کند. شیخ آهسته به گوش سلمانی باشی گفت: ریش را آنقدر کوتاه نکند که پوست صورتش دیده شود. اطاعت این دستور موجب تنبیه سختش شد زیرا شاه صفوی فرمان داد فورا دستهای سلمانی باشی را قطع کنند و حتی او را مستحق اعدام دانست».
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص 202 و 203
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ دزدی و تقلب یک بیماری همگانی در ایرانٍ زمان صفویان ❌
⚠️صفویان، ایرانیان عموما سنّی را به زور شیعه کردند. الناس علی دین ملوکهم، یعنی مردم به روش حاکمانشان هستند. وقتی شاهان صفوی بجای اصلاح امور کشور، وقتشان را صرف شرابخواری و زنبارگی در حرمسرا و لواط گری و مصرف شیره تریاک میکردند، میتوان حدس زد که جامعه ایران به چه روزی خواهد افتاد. هلندی ها با شاه عباس دوم قرارداد تجاری بستند که هر سال یک میلیون کالا با معافیت مالیاتی وارد ایران کنند و در عوض همه ساله ششصد عدلٍ 113 کیلویی ابریشم خام به ازا هر عدل 24تومان از شاه خریداری کنند. طرف هلندی شاکی و متضرر بود، چون ابریشم مذکور در بازار به نصف قیمت معهود هم نمی ارزد. هلندیان نیز برای جبران ضرر، بیش از 2میلیون کالا وارد میکردند و قیمت آنرا 1میلیون بیان میکردند. بطور کلی با تطمیع مأمورین و تقدیم هدایا به آنان، میخک را فلفل، کتانهای لطیف را خشن و دو عدل کالا را یک عدل جا می زدند. البته این عمل در ایران که دزدی و تقلب است یک بیماری همگانی است و به سهولت انجام میگیرد.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص207 و 208
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️صفویان، ایرانیان عموما سنّی را به زور شیعه کردند. الناس علی دین ملوکهم، یعنی مردم به روش حاکمانشان هستند. وقتی شاهان صفوی بجای اصلاح امور کشور، وقتشان را صرف شرابخواری و زنبارگی در حرمسرا و لواط گری و مصرف شیره تریاک میکردند، میتوان حدس زد که جامعه ایران به چه روزی خواهد افتاد. هلندی ها با شاه عباس دوم قرارداد تجاری بستند که هر سال یک میلیون کالا با معافیت مالیاتی وارد ایران کنند و در عوض همه ساله ششصد عدلٍ 113 کیلویی ابریشم خام به ازا هر عدل 24تومان از شاه خریداری کنند. طرف هلندی شاکی و متضرر بود، چون ابریشم مذکور در بازار به نصف قیمت معهود هم نمی ارزد. هلندیان نیز برای جبران ضرر، بیش از 2میلیون کالا وارد میکردند و قیمت آنرا 1میلیون بیان میکردند. بطور کلی با تطمیع مأمورین و تقدیم هدایا به آنان، میخک را فلفل، کتانهای لطیف را خشن و دو عدل کالا را یک عدل جا می زدند. البته این عمل در ایران که دزدی و تقلب است یک بیماری همگانی است و به سهولت انجام میگیرد.
📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج3، ص207 و 208
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory