ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.93K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
اوضاع فلاکت بار رعایای گرجستان، در زمان سیطره صفویان بر این کشور


⚠️گرجستان کشوری بود که تحت قلمرو حکومت صفویه قرار داشت. اعیان و اشراف گرجستان نسبت به رعایای خود شدت عمل و ظلم و جور بی پایانی روا میدارند. فی المثل اتباع دهاتیٍ خود را از بام تا شام، ماههای متوالی بدون پرداخت کوچکترین پاداشی و یا جرئی ترین خوراکی به کار وا میدارند و بیگاری می کشند. بعلاوه تسلط و اختیار مطلق بر جان و مال و زندگانی و اراده و شخصیت رعایای خویش دارند. چنانکه جگر گوشه های دهاتیان را از آغوش پدر و مادرشان بیرون کشیده و در معرض فروش قرار می دهند و یا اینکه در دستگاههای خود برده و بنده می کنند.
❗️نکته: صفویان بر خلاف فاتحان صدر اسلام، هرگز باعث رشد و ترقی تمدن کشورهای فتح شده، نبودند.

📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج 2، ص 157 و 173

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
منجلاب اخلاقی که حاکمان صفویه در ایران ایجاد کردند


⚠️ شنیده اید که میگویند: الناس علی دین ملوکهم، یعنی مردم بر روش حاکمانشان هستند. میدانیم که مذهب تشیع اثنی عشری توسط حاکمان صفویه به زور شمشیر و شکنجه و قتل و هتک ناموس در ایران نشر داده شد و میدانیم که شاهان صفوی شرابخوار بودند و برخی مانند شاه اسماعیل علاقه مفرطی به لواط داشتند، حتی فاحشه خانه ها در زمان صفوی بطور رسمی فعالیت میکردند.
https://t.me/IRRealHistory/5605

سقوط اخلاقی ایرانیان با ورود صفویان و حاکمیت مذهب تشیع اثنی عشری در ایران آغاز شد. شاردن جهانگرد فرانسوی که در دوره صفویه به ایران آمده بود چنین میگوید: حکایتی از اقامت خود در هیرکانی(گرگان) بیان می کنم. یک سلطان مرزبان وارد هیرکانی شد و دو رأس اسب و پنج اکو پول بخدمت یکی از معروفه ها(فاحشه ها) ارسال داشت و مشارالیها را بمنزل خویش دعوت کرد. اما آن معروفه نپذیرفت و به سلطان پیام داد که کمتر از 30اکو نمیگیرم. آنگاه سلطان 15اکو و سپس 20اکو فرستاد اما مورد قبول معروفه واقع نشد، سلطان ده پیستول دیگر فرستاد و معروفه به سرای سلطان آمد. سلطان گفت: فقط میخواستم در محفل ما بخوانی و برقصی ولاغیر، آنگاه معروفه را بدون اکل و شرب تا نیمه شب به رقص و آواز وا داشتند و مانع از حضور وی در سفره رنگین سلطان صفوی شدند. سپس معروفه را به اطاقی بردند و سلطان و اطرافیان هریک به نوبت از وی کامجویی کردند. صبح شد و معروفه قصد بازگشت داشت اما سلطان تمام خدم و حشم خود از خوانسالار تا مهتر اصطبل را فرا خواند و در حضور جمع خطاب به معروفه گفت: عزیزم، من یک حاکم کوچک ناداری هستم و نمیتوانم یک شب ده پیستول پول بدهم، لذا این مبلغ بایستی میان آدمهای من سرشکن شود، بنابراین لازم است آنها نیز در التذاذ سهیم شوند. بدین طریق تمام روز و شب بعد، همچنان...

⚠️در دوره صفویه، فاحشه هایی که مالیات می دادند در کاروانسراهای مخصوصی رحل اقامت داشتند و مشغول تن فروشی بودند(حالا بعضیا دائم میگن شاه عباس کلی کارونسرا ساخته، بعله فاحشه خانه ساخته تا مالیاتشو از فاحشه ها بگیره). برخی فاحشه ها هم مالیات نمی دادند در منزل خویش سکونت داشتند. در اصفهان که پایتخت بود، محله ای به نام کوی برهنگان یا بی حجابان است و سرتاسر آن اختصاص به زنان روسپی دارد، با غروب آفتاب، فاحشه ها در سراسر شهر مخصوصا کاروانسراها پراکنده میگشتند و مشغول کسب و کار بودند. اما موضوعی بی نهایت وقاحت داشت و آن ملاوطه(لواط گری) علنی و آشکار پسران جوان آراسته اندام در ملاء عام بود. معمولا این امردها را با آرایش مخصوصی در هر گوشه و کناری در تمام نقاط پایتخت گردش میدادند و در دسترس طالبین می گذاشتند. ساری تقی، صدراعظم شاه عباس ثانی مقررات سختی برای لواط گذاشت. سپس خلیفه سلطان نیز از عرضه علنی زنان فاحشه در کوی و برزن جلوگیری کرد و فروش شراب را قدغن کرد و میخ به مقعد امردها(مفعولها) نمود و حتی زنی که دخترانش را وادار به فاحشگی کرده بود را از بالای برج به زمین افکند و گوشتش را به سگان داد ولی این قوانین سخت گیرانه هیچ ثمره ای نداشت(چون الناس علی دین ملوکهم).

📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج2، ص 330 تا 333

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️منجلاب اخلاقی که حاکمان صفویه در ایران ایجاد کردند. سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج2، ص 330 تا 333

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
شرابخواری سلاطین و شاهان صفویه


⚠️شرابهای عالی ومطبوع گرجستان نیز در تمام جهان بی نظیر است و بسیار فراوان و زیاد مصرف می شود. در این کشور نیز مانند کلشید(=کلخید) شاخه های تاک از درختان بالا رفته است. همواره مقدار زیادی از مشروبات ساخت تفلیس به ارمنستان و ماد(در زمان شاردن به آذربایجان، ماد می گفتند) و اصفهان، برای پادشاه ایران صادر میگردد.
❗️نکته: صفویان همان کسانی بودن که ایرانیان عموما سنّی مذهب را به زور شمشیر وادار به پذیرش مذهب تشیع اثنی عشری میکردند و ادعای بر حق بودن داشتند.

📚منبع:
سیاحتنامه شاردن، ترجمه محمد عباسی، ج 2، ص 168

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
بسم الله الرحمن الرحیم

#آرشیو_آبان_۱۴۰۰

۱- آدرس پیج ما در تلگرام و اینستاگرام.
https://t.me/IRRealHistory/8058


۲- تنبیه و مجازات رودخانه و دریا توسط شاهان هخامنشی.
https://t.me/IRRealHistory/8062?single

۳- دونیم کردن پسر پوتیوس لودیایی بدستور خشایارشا.
https://t.me/IRRealHistory/8064?single

۴- به دستور داریوش هخامنشی، کسب علم و دانش در انحصار ثروتمندان و اشراف بود.
https://t.me/IRRealHistory/8067?single

۵- آرتمیس، دروغی دیگر از باستانگرایان اسلام ستیز.
https://t.me/IRRealHistory/8071?single

۶- زنده به گور کردن انسانها از رسوم ایرانیان باستان.
https://t.me/IRRealHistory/8075?single

۷- فقدان معماری، صناعت و هنر در بین پارسهای هخامنشی.
https://t.me/IRRealHistory/8081?single

۸- سقوط هخامنشیان بدست اسکندر مقدونی.
https://t.me/IRRealHistory/8086?single

۹- آیا پارسهای هخامنشی زرتشتی بودند?
https://t.me/IRRealHistory/8087

۱۰- ایرانیان بندگان داریوش.
https://t.me/IRRealHistory/8106?single

۱۱- دانشمندان جعلی ایران باستان(3)
https://t.me/IRRealHistory/8107

۱۲- کتاب pdf سروده های ریگ ودا، متون مقدس پیشا زرتشتی آریایی ها.
https://t.me/IRRealHistory/8121

۱۳- جنایات خشایارشا هخامنشی در تهاجم به یونان.
https://t.me/IRRealHistory/8122

۱۴- دانشمندان جعلی ایران باستان(4)
https://t.me/IRRealHistory/8135

۱۵- نخبگانی از دل محرومیت.
https://t.me/IRRealHistory/8152?single

۱۶- درون حرمخانه یک جنایتکار آریایی.
https://t.me/IRRealHistory/8153

۱۷- کتاب pdf ترکمن های ایران.
https://t.me/IRRealHistory/8156

۱۸- توهین به اهل سنت.
https://t.me/IRRealHistory/8157

۱۹- واکنش یونانیان به هتک حرمت خشایارشا به جسد لئونیداس.
https://t.me/IRRealHistory/8160?single

۲۰- سخن حکیمانه پائوسانیاس اسپارتی در مورد تهاجم مردونیه به یونان.
https://t.me/IRRealHistory/8162?single

۲۱- فرار سربازان هخامنشی از میدان نبرد با یونانیان.
https://t.me/IRRealHistory/8163

۲۲- عشق آریایی خشایارشا.
https://t.me/IRRealHistory/8167?single

۲۳- دزدی از مردگان توسط سردار هخامنشی.
https://t.me/IRRealHistory/8171?single

۲۴- فرار سرداران هخامنشی از میدان نبرد با یونانیان.
https://t.me/IRRealHistory/8173?single

۲۵- زن بارگی های شاه سلطان حسین صفوی.
https://t.me/IRRealHistory/8174

۲۶- تشویق زنان و دختران ایرانیان به فاحشگی و تن فروشی توسط شاهان صفوی.
https://t.me/IRRealHistory/8184

۲۷- شاه عباس صفوی، کتایون نصرانی را شکنجه کرد و به قتل رساند تا اسلام بیاورد.
https://t.me/IRRealHistory/8193?single

۲۸- اوضاع فلاکت بار رعایای گرجستان در زمان سیطره صفویان بر این کشور.
https://t.me/IRRealHistory/8197?single

۲۹- منجلاب اخلاقی که حاکمان صفویه در ایران ایجاد کردند.
https://t.me/IRRealHistory/8198

۳۰- شرابخواری سلاطین و شاهان صفوی.
https://t.me/IRRealHistory/8204?single

کانال ناگفته های ایران باستان
اوضاع ایران و ایرانی در پایان صفویه


⚠️ شروع سلسله صفوی با شاه اسماعیل، همراه با کشتار فجیع و تجاوزات ناموسی شنیع به اهل سنت، شکنجه های توحش آمیز و تخریب و تبدیل مساجد اهل سنت به اصطبل، کشتار علما و دانشمندان اهل سنت، در آوردن اجساد علمای اهل سنت از قبر و سوزاندن استخوانهای آنها و رایج کردن لواط گری و شرابخواری و نشر مذهب تشیع اثنی عشری به زور شمشیر و سقوط اخلاق در ایران بوسیله صفویان و قزلباشان صفوی بود، که تمام این وقایع را امیرحسین خُنجی بر اساس مستندات رویداد نگاران دربار صفویه، در کتاب خود موسوم به "قزلباشان در ایران" به رشته تحریر در آورده. اما پایان سلسله صفویه، فضاحتش دست کمی از آغازش نداشت که برای ایرانیان سرآغازش نحس و سرانجامش شوم بود.

⚠️محمد هاشم الحسینی الموسوی الصفوی متخلص به آصف که از نوادگان شاهان صفوی بود در کتاب خود موسوم به رستم التواریخ درباره اوضاع مردم ایران پس از تقریبا دو دهه حکمرانی شاه سلطان حسین صفوی چنین می نویسد: «زمره خر صالحان به افسانه و افسون، رسوخ در مزاج آن سلطان جمشید نشان نمودند و او را از شاهراه قانون حکیمانه جهانداری بیرون کردند».
❗️نکته: منظور محمد هاشم آصف از خر صالحان کسی جز محمدباقر مجلسی و.. نیست که نفوذ بسیار زیادی بر شاه سلطان حسین داشت و حتی تاج شاهی را با دست خود بر سر ایشان گذاشت.
محمد هاشم آصف در ادامه میگوید: «... رعیت به حد افراط متمول و با اسباب شدند که از کثرت اموال و اسباب از جام لبریز شراب استغنا، مغرور و مست و ملنگ شدند و لشکر از تهیدستی و عسرت و پریشان احوالی به حد تفریط، بی اوضاع و بی آلات و اسباب شدند و از فقر در هم شکستند... اصفاهان(=اصفهان) بلکه تمام ایران مانند طویله و اصطبل بی مهتر شد. خلایق به شیرینی در هم افتادند و هر کس به پهلوانی و شب روی که میتوانست از زن و دختر و پسر و مال هر کس محظوظ و متلذذ بشود کوتاهی نمیکرد. همه اهل آن زمان چنان پرورده و مست و ملنگ شده بودند که از دستبرد همدیگر مانند اشتران مست و گاوان جنگی، همه پریشان حال و آشفته خاطر و دلتنگ. اکثر اهل آن زمان، پهلوان و کشتی گیر و شب رو و مکّار و عیّار و رند و لاابالی و طرار بوده اند و به هر جا و هر سرایی که زن یا دختر جمیله یا پسر جمیلی و یا اسب و استر رهوار گرانبهایی سراغ می نمودند، می رفتند و به پهلوانی و شب روی و چالاکی و چستی و به فنون عیاری و مکاری، آنرا می ربودند و کام خود را از آن حاصل می نمودند، هر قدر که میخواستند و بعد از مدتی می بردند و آنرا به مکان خود می نهادند.
چنان پهلوانان و زبردستانی بودند که اسب بزرگ جثه یا استر قوی هیکل را از دیوار خانه ها می بردند و بر دوش خود گرفته و تا ده فرسخ بلکه بیشتر می دویدند.

📚منبع:
رستم التواریخ، محمد هاشم الحسینی الموسوی الصفوی، متخلص به آصف، ص 102 و 103

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اوضاع ایران و ایرانی در پایان صفویه. رستم التواریخ، محمد هاشم الحسینی الموسوی الصفوی، متخلص به آصف، ص 102 و 103

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
دولت و رعیت به چه فلاکتی می افتد، وقتی کار مهم پادشاه صفوی، دیدن جماع نرّ خر با ماده خر باشد

⚠️انیس و مونس همیشگی شاهان شیعه مذهب صفوی، لواط و شراب و جماع در حرمسرا بود. در زمان شاه سلطان حسین صفوی اوضاع، چنان غرق در فساد بود که پهلوانان و شب روان و عیار و طرار و مکار و... اگر در خانه ای زن و دختری جمیله یا پسری جمیل می دیدند به زور از آن کامجویی میکردند و یا اسب و استری راهوار می دیدند، می ربودند و پس از کامروایی او را در محلش می نهادند. نام بسیاری از این پهلوانان زشتکار در تاریخ ثبت شده از جمله: پهلوان حسین ماربانانی اصفهانی، ملا باقر دیو سفید اصفهانی، محمد غلاف گر لنبانی اصفهانی، علی عسکر بیک طوقچی باشی، زنگنه شیخ علیخانی، حاج عشور لر شیرانی، امیر محمد سمیع کارخانه آقاسی گنجعلی خانی و....
شاه سلطان حسین صفوی در تنبیه این متجاوزان عاجز بود، به سبب آنکه ارکان دولت، ایشانرا حمایت و اعانت می نمودند. از آثار زوال دولت شاه سلطان حسین صفوی، نخست این بود که طبع اشرفش از اسب سواری متنفر و مایل به خرسواری بود و با زنان خاصه خود به باغها و بوستانها بر خر مصری یراق مرصّع سوار شده و به گردش می رفت و به هر قریه که می رسید، زنان و دختران آن قریه بی چادر و پرده به استقبالش می آمدند و صد خواجه سفید و سیاه که آلت رجولیت آنها به جهت حرمیّت زنان شاه قطع شده بود، بعنوان قُرُقچی و قدغن چی همیشه همراهش بودند. شاه صفوی هر ساله فصل بهار در باغهای دلگشای شاهی با پنج هزار نفر از حریم خود از خاتون و بانو و بی بی و خدمتکار و کنیز و خواجه و... نزول اجلال می فرمودند و دستور می دادند که: نرّ خرها و ماده خرهای بسیار می آوردند و بر همدیگر می انداختند و از تماشای مجامعت آن نرّخرها، همه محظوظ و متلذذ میشدند و از فرط لذت بیخود و بیهوش میشدند و همه آن زنان گل اندام، نسرین تن، لاله رخسار در دل غمگین و اندوهناک میشدند و آه سرد از دل پردرد می کشیدند که از نعمت جماع همیشگی با شوهر محرومند و در حرمسرای سلطان نوبت به ایشان نمی رسد یا به ندرت می رسد. به همین دلیل شاه صفوی را نفرین می کردند.

⚠️شاه صفوی در هر سال 3 روز را قدغن میکرد که از خانه های شهر اصفهان مرد بیرون نیاید ولی زنان و دختران می توانستند در شهر تردد کنند و به محل کسب پدران و شوهران خود بنشینند. شاه صفوی آن دختران و زنان را می دید و هر کدام که زیباتر بود را می پسندید و اگر زنی شوهردار را می پسندید به شوهرش خبر میدادند که زنش را طلاق دهد، سپس شاه صفوی آن را عقد خود میکرد و پس از کامجویی او را با احسان و انعام طلاق می داد، برای دختران زیبا نیز چنین میکرد.
فساد و رسوایی دولت صفوی بجایی رسیده بود که وزیر اعظم، عاشق پسری زیبا رو شد و او را به وصال خود راضی کرد. گروهی از رندان بی باک از ماجرا مطلع شدند و به کمین نشستند. هنگامیکه وزیر اعظم وارد خانه آن پسر زیبا شد و چند جام شراب از دستش نوشید، پسر را در بر گرفتو.... که ناگاه رندان بر سرش ریختند و جملگی با وزیر لواط کردند و ریش و سبیل و ابرویش را تراشیدند و معقدش را داغ کردند و آنگاه در مقابل چشمش با معشوقه اش یعنی آن پسر زیبا رو، جملگی لواط کردند و سپس گریختند و هیچکدام شناخته نشدند. چون خبر به شاه صفوی رسید، دلتنگ شد و بنا بر مصلحت، التفاتی نفرمود و گذشت.
❗️نکته: ایرانیان که صاحب تمدن اسلامی با انبوهی از دانشمندان و نوابغ شهیر بودند، با آمدن صفویه که اولین سلسله تشیع اثنی عشری در ایران بود به چنان قهقرایی رفتند که دیگر آن روال دانشمند پروری هرگز ایجاد نشد.

📚منبع:
رستم التواریخ، محمد هاشم الحسینی الموسوی الصفوی، ص104 تا 109

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ دولت و رعیت به چه فلاکتی می افتد، وقتی کار مهم پادشاه صفوی، دیدن جماع نرّ خر با ماده خر باشد. رستم التواریخ، محمد هاشم الحسینی الموسوی الصفوی، متخلص به آصف، ص 104 تا 109

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ دولت و رعیت به چه فلاکتی می افتد، وقتی کار مهم پادشاه صفوی، دیدن جماع نرّ خر با ماده خر باشد. رستم التواریخ، محمد هاشم الحسینی الموسوی الصفوی، متخلص به آصف، ص 104 تا 109

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
فساد اطرافیان شاه سلطان حسین صفوی و بی تفاوتی شاه به این فساد


⚠️امیر محمدحسن خان از پدرش امیر شمس الدین محمد کارخانه آقاسی حکایت میکند که: به اتفاق محمدعلی بیک بیلدار باشی خلج که بسیار تنومند و دلاور بود در محله چهارسوی شیرازیان اصفهان میگذشتیم که ناگاه زنی از اکابر اهل سنت با جاریه خود از حمام بیرون آمد، محمدعلی بیک دوید و آن زن را ربود و در آغوش گرفت و به داخل خانه ای بود و مورد تجاوز جنسی قرار داد. خلایق به محمدعلی بیک گفتند ای بی شرم، این چه کار زشتی بود که کردی? گفت: نمیدانم، مرا معذور دارید که اگر دو شب جماع نکنم، دیوانه و از شعور بیگانه میشوم. یک هفته بود که زنم بیمار است و جماع نکرده ام. این ماجرا را به شاه سلطان حسین گفتند، شاه گفت که ماجرا را برای ملاباشی تقریر کنید. ملاباشی پرسید این زن از چه قومی است. گفتند از اکابر اهل سنت. ملاباشی شیعه خندید و گفت: محمدعلی بیک در حالت بیشعوری و عدم عقل چنین کرده و حرجی بر او نیست. (اینگونه بود که ملای شیعه، عمل شنیع هم مذهب خود را ماله کشی کرد چون آن زن از اهل سنت بود). حکیم باشی و منجم باشی و وزیر اعظم سلطان نیز به توجیه عمل زشت محمدعلی بیک برآمدند. شاه صفوی نیز نه تنها از مجازات محمد علی بیک بیلدار باشی چشم پوشید، بلکه به او خلعتی فاخر عطا کرد و بیلی مرصّع به وی هدیه داد.

⚠️ اما بعد، محمدعلی بیک عاشق دختر زرگر باشی شد و هرشب از روی غرور و بی شرمی به مجلس زرگر باشی میرفت و با دختر وی خلوت و کامجویی می نمود. ماجرا را به شاه گفتند. شاه صفوی به وزیرش گفت چرا مانعش نمیشوید? وزیر گفت: تو پادشاه عظیم الشأنی هستی با این امور جزئی خود را مشغول مکن. زرگر باشی که رسوا و بی آبرو شده بود، شبی در غذای محمدعلی بیک زهر ریخت و او را هلاک نمود.

⚠️بیشرمی مردم آنزمان به حدی رسیده بود که شاه سلطان حسین روزی به تماشای فرح آباد رفتند و پیش خدمت ماه طلعتش به جهتی عقب مانده بود که ناگاه پهلوان حسین ماربانانی آن دختر را به زور از اسب پایین آورد و مورد تجاوز جنسی قرار داد. آن دختر، اشک ریزان به خدمت شاه رسید و ماجرا را گفت. شاه صفوی به وزیر گفت چه باید کرد? وزیر گفت: تو پادشاهی هستی که به عظمت شأن در هفت کشور معروفی به این جزئیات التفاتی نفرما که این عمل اگر انجام شده باشد برای آن دختر تماما خیر است نه شر. ازینگونه وقایع ناپسند در آنزمان روی میداد و کاروبار آنزمان چنین می گذشت. چون خبر این وقایح قبیحه به سلطان عثمانی رسید نامه ای از سر اخوت و دوستی و نصحیت به جهت حفظ سلطنت شاه صفوی به پادشاه ایران نوشت و نامه را به عمر آقا ایلچی داد. چون نامه را برای شاه صفوی خواندند، شاه به ارکان دولت خود گفت چه میگویید? گفتند: سلطان عثمانی خودش غرق در گمراهی است و چگونه میخواهد دیگری را راهنمایی و ارشاد کند و نسبت به تو حسد می برند و بی ادبی کرده اند، ان شاءالله به اقبال تو و شمشیر کج قزلباشی، دولت عثمانی را بر باد فنا خواهیم داد. عمر آقا ایلچی را با تمسخر و طعن، خوار کردند و در شب دهم ورود ایلچی به اشارت مقربین درگاه شاه، جمع زیادی از رندان و بهادران در لباس عیاری و شب روی به عمر آقا ایلچی حمله کردند و دسته جمعی به زور با وی لواط کردند و سبیلش را تراشیدند و اموالش را ربودند و گریختند. صبح، خبر این واقعه به شاه صفوی رسید. از امنای دولت پرسید این چه داستانیست? گفتند ای پادشاه بی شک تو فرزند حیدر کراری، هرکس تو را استخفاف کند، به چنین بلایی مبتلا میشود، صفای باطن تو بی شک سُنیان را رسوا نموده و به سزای خود رسانیده. شاه نیز بعد از چند روز با عدم التفات به ایلچی به او رخصت بازگشت داد.

📚منبع:
رستم التواریخ، محمدهاشم الحسینی الموسوی الصفوی، متخلص به آصف، ص 109 تا 114

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇