❌سقوط هخامنشیان بدست اسکندر مقدونی❌
⚠️داریوش سوم طی سه جنگ از اسکندر شکست خورد و هخامنشیان سقوط کردند. نبرد اول در گرانیکوس در شمال غربی آسیای صغیر بود و هخامنشیان شکست خوردند و نزدیک بود که اسکندر بدست روچکه کشته شود اما کلایتوس سیاه پوست جان اسکندر را نجات داد. در نبرد دوم موسوم به ایسوس، داریوش سوم حضور داشت و شکست خورد، خانواده و حرم خود را جا گذاشت و گریخت. حرم شاه شامل 329کنیز، 277آشپز، 70شراب صاف کن و.. بود. خانواده اسیر شده داریوش ناله سر دادند. اسکندر به آنها اطمینان داد که منزلت اجتماعیشان را حفظ خواهد کرد. داریوش در نبرد سوم یعنی گوگمل نیز شکست خورد و به هگمتانه و سپس پارت گریخت. اسکندر قبل از تعقیب او، تخت جمشید را به آتش کشید تا انتقام سوزانده شدن آکروپولیس آتن بدست خشایارشا را گرفته باشد. سپس ساتراپهای هخامنشی، داریوش را اسیر کرده و او را بقتل رساندند. اسکندر و هفایستیون با دختران داریوش ازدواج کردند. سربازان و سرداران اسکندر با دختران ایرانی ازدواج کردند، اسکندر میخواست تا یونانی و ایرانی، غربی و شرقی با هم بیامیزد.
📚منبع:
داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه رجبی،ص255تا259
🆔 @IRRealHistory
⚠️داریوش سوم طی سه جنگ از اسکندر شکست خورد و هخامنشیان سقوط کردند. نبرد اول در گرانیکوس در شمال غربی آسیای صغیر بود و هخامنشیان شکست خوردند و نزدیک بود که اسکندر بدست روچکه کشته شود اما کلایتوس سیاه پوست جان اسکندر را نجات داد. در نبرد دوم موسوم به ایسوس، داریوش سوم حضور داشت و شکست خورد، خانواده و حرم خود را جا گذاشت و گریخت. حرم شاه شامل 329کنیز، 277آشپز، 70شراب صاف کن و.. بود. خانواده اسیر شده داریوش ناله سر دادند. اسکندر به آنها اطمینان داد که منزلت اجتماعیشان را حفظ خواهد کرد. داریوش در نبرد سوم یعنی گوگمل نیز شکست خورد و به هگمتانه و سپس پارت گریخت. اسکندر قبل از تعقیب او، تخت جمشید را به آتش کشید تا انتقام سوزانده شدن آکروپولیس آتن بدست خشایارشا را گرفته باشد. سپس ساتراپهای هخامنشی، داریوش را اسیر کرده و او را بقتل رساندند. اسکندر و هفایستیون با دختران داریوش ازدواج کردند. سربازان و سرداران اسکندر با دختران ایرانی ازدواج کردند، اسکندر میخواست تا یونانی و ایرانی، غربی و شرقی با هم بیامیزد.
📚منبع:
داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه رجبی،ص255تا259
🆔 @IRRealHistory
❌ آیا پارسهای هخامنشی زرتشتی بودند❌
⚠️شایسته است که مسأله آیین زرتشتی هخامنشیان را از نقطه نظر دین گاهانی بطور صریح بیان کنیم. شاهان بزرگ هخامنشی، اهورمزدا و دیگر ایزدان را می پرستیدند اما به نظر نمیرسد که آیینی با عناصر گاهانی را ستایش کرده باشند. ایشان آئین دیو را محکوم می کنند و به نوعی از ثنویت اقرار دارند. عقاید شاهان هخامنشی با آنچه که در وندیداد و یشتها موجود است مطابقت بیشتری دارد. حتی از اردشیر دوم هخامنشی در سنگ نوشته ها در کنار اهورمزدا به میترا و آناهیتا توسل می جویند. مغها اجساد خود را در معرض لاشخورها قرار می دادند اما پارسهای هخامنشی، مرده های خود را پس از مومیایی کردن به خاک می سپارند. میتوان گفت مغها بعد ظهور زرتشت، زرتشتی بودند ولی پارسها زرتشتی نیستند(1)
⚠️ کوروش و پسرش کمبوجیه طبق ترجمه بندهای 23 و 35 منشور کوروش، خدای بزرگ بابل یعنی مردوک را پرستش می کردند و زرتشتی نبودند. همچنین طبق کتیبه های شاهان هخامنشی براحتی میتوان فهمید که در کنار اهورمزدا سایر خدایان را می پرستیدند و به آنها توسل می جستند ولی اهورمزدا مقامی برتر از سایر خدایانشان داشت.
داریوش اول در بند 12 و 13 کتیبه بیستون چنین میگوید: «اهورمزدا و خدایان دیگری که هستند مرا یاری کردند. از آن جهت اهورمزدا و خدایان دیگر مرا یاری کردند که بی وفا نبودم»
همچنین داریوش در بند 3 کتیبه تخت جمشید میگوید: «اهورمزدا با خدایان، خاندان سلطنتی مرا یاری کناد و این کشور را از دشمن، خشکسالی و دروغ محفوظ دارد... اینرا چون برکتی از اهورمزدا با خدایان خاندان سلطنتی درخواست میکنم»
همچنین داریوش در کتیبه شوش میگوید: «اهورمزدا با خدایان، مرا و خاندانم را و آنچه را که از طرف من نوشته شده، بپایاد». و در ادامه میگوید: «اهورمزدا با خدایان، مرا و خاندان سلطنتی ام را و تو را که ازین پس شاهی خواهی بود، محفوظ دارد»(2)
خشایارشا نیز در کتیبه تخت جمشید خود میگوید: «مرا اهورمزدا و خدایان بپایاد و آنچه بوسیله من کرده شد و آنچه بوسیله پدر من داریوش شاه کرده شد، آن را اهورمزدا با خدایان بپایاد» و در سطری دیگر میگوید: «مرا و شهریاری ام را اهورمزدا با خدایان، و آنچه را بوسیله من کرده شده، بپایاد». همچنین خشایارشا میگوید: «اهورمزدا و ارت را با فروتنی پرستش کن، مردیکه اهورمزدا و ارت را با فروتنی بپرستد، هم در زندگی شاد میشود، هم در هنگام مرگ خجسته میشود».
خشایارشا همچنین در کتیبه شوش میگوید: «اهورمزدا با خدایان، مرا و شهریاری ام و آنچه بوسیله من کرده شد را بپایاد». همچنین در کتیبه خشایارشا در دیوار قصرش در وان ترکیه چنین بیان شده: «اهورمزدا با خدایان، مرا و شهریاری ام و آنچه که بوسیله من کرده شده را بپایاد»(3)
اردشیر اول نیز در کتیبه خود در تخت جمشید میگوید: «اهورمزدا با خدایان، مرا و شهریاری ام و آنچه را که بوسیله من کرده شد، بپایاد»(4)
داریوش دوم نیز در کتیبه شوش میگوید: «اهورمزدا با خدایان، داریوش شاه را بپایاد»(5)
نکته مهم اینکه از اردشیر دوم نام میترا و گرایشات مهرپرستی پیشا زرتشتی در کتیبه ها به وضوح دیده میشود. اردشیر دوم در کتیبه همدان چنین میگوید: «اهورمزدا و آناهیتا و میترا مرا از هر بلا بپایند و این را که بنا کرده خراب نکنند و صدمه نزنند». همچنین در کتیبه شوش میگوید: «اهورمزدا و آناهیتا و میترا، مرا و آنچه که بوسیله من کرده شد، از تمام بلایا بپایند»(6)
اردشیر سوم در کتیبه تخت جمشید چنین میگوید: «اهورمزدا و میترای خدا، مرا و این کشور را و آنچه بوسیله من کرده شد، بپایاد»(7)
📚منابع:
(1) ایران باستان، ماریان موله، ترجمه ژاله آموزگار، ص 98 و 99
(2) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ص70و81 و95 و101
(3) همان منبع، ص112 و 113و 121و 127 و 129
(4) همان منبع، ص 130
(5) همان منبع، ص 131
(6) همان منبع، ص 138 و 139
(7) همان منبع، ص 141
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️شایسته است که مسأله آیین زرتشتی هخامنشیان را از نقطه نظر دین گاهانی بطور صریح بیان کنیم. شاهان بزرگ هخامنشی، اهورمزدا و دیگر ایزدان را می پرستیدند اما به نظر نمیرسد که آیینی با عناصر گاهانی را ستایش کرده باشند. ایشان آئین دیو را محکوم می کنند و به نوعی از ثنویت اقرار دارند. عقاید شاهان هخامنشی با آنچه که در وندیداد و یشتها موجود است مطابقت بیشتری دارد. حتی از اردشیر دوم هخامنشی در سنگ نوشته ها در کنار اهورمزدا به میترا و آناهیتا توسل می جویند. مغها اجساد خود را در معرض لاشخورها قرار می دادند اما پارسهای هخامنشی، مرده های خود را پس از مومیایی کردن به خاک می سپارند. میتوان گفت مغها بعد ظهور زرتشت، زرتشتی بودند ولی پارسها زرتشتی نیستند(1)
⚠️ کوروش و پسرش کمبوجیه طبق ترجمه بندهای 23 و 35 منشور کوروش، خدای بزرگ بابل یعنی مردوک را پرستش می کردند و زرتشتی نبودند. همچنین طبق کتیبه های شاهان هخامنشی براحتی میتوان فهمید که در کنار اهورمزدا سایر خدایان را می پرستیدند و به آنها توسل می جستند ولی اهورمزدا مقامی برتر از سایر خدایانشان داشت.
داریوش اول در بند 12 و 13 کتیبه بیستون چنین میگوید: «اهورمزدا و خدایان دیگری که هستند مرا یاری کردند. از آن جهت اهورمزدا و خدایان دیگر مرا یاری کردند که بی وفا نبودم»
همچنین داریوش در بند 3 کتیبه تخت جمشید میگوید: «اهورمزدا با خدایان، خاندان سلطنتی مرا یاری کناد و این کشور را از دشمن، خشکسالی و دروغ محفوظ دارد... اینرا چون برکتی از اهورمزدا با خدایان خاندان سلطنتی درخواست میکنم»
همچنین داریوش در کتیبه شوش میگوید: «اهورمزدا با خدایان، مرا و خاندانم را و آنچه را که از طرف من نوشته شده، بپایاد». و در ادامه میگوید: «اهورمزدا با خدایان، مرا و خاندان سلطنتی ام را و تو را که ازین پس شاهی خواهی بود، محفوظ دارد»(2)
خشایارشا نیز در کتیبه تخت جمشید خود میگوید: «مرا اهورمزدا و خدایان بپایاد و آنچه بوسیله من کرده شد و آنچه بوسیله پدر من داریوش شاه کرده شد، آن را اهورمزدا با خدایان بپایاد» و در سطری دیگر میگوید: «مرا و شهریاری ام را اهورمزدا با خدایان، و آنچه را بوسیله من کرده شده، بپایاد». همچنین خشایارشا میگوید: «اهورمزدا و ارت را با فروتنی پرستش کن، مردیکه اهورمزدا و ارت را با فروتنی بپرستد، هم در زندگی شاد میشود، هم در هنگام مرگ خجسته میشود».
خشایارشا همچنین در کتیبه شوش میگوید: «اهورمزدا با خدایان، مرا و شهریاری ام و آنچه بوسیله من کرده شد را بپایاد». همچنین در کتیبه خشایارشا در دیوار قصرش در وان ترکیه چنین بیان شده: «اهورمزدا با خدایان، مرا و شهریاری ام و آنچه که بوسیله من کرده شده را بپایاد»(3)
اردشیر اول نیز در کتیبه خود در تخت جمشید میگوید: «اهورمزدا با خدایان، مرا و شهریاری ام و آنچه را که بوسیله من کرده شد، بپایاد»(4)
داریوش دوم نیز در کتیبه شوش میگوید: «اهورمزدا با خدایان، داریوش شاه را بپایاد»(5)
نکته مهم اینکه از اردشیر دوم نام میترا و گرایشات مهرپرستی پیشا زرتشتی در کتیبه ها به وضوح دیده میشود. اردشیر دوم در کتیبه همدان چنین میگوید: «اهورمزدا و آناهیتا و میترا مرا از هر بلا بپایند و این را که بنا کرده خراب نکنند و صدمه نزنند». همچنین در کتیبه شوش میگوید: «اهورمزدا و آناهیتا و میترا، مرا و آنچه که بوسیله من کرده شد، از تمام بلایا بپایند»(6)
اردشیر سوم در کتیبه تخت جمشید چنین میگوید: «اهورمزدا و میترای خدا، مرا و این کشور را و آنچه بوسیله من کرده شد، بپایاد»(7)
📚منابع:
(1) ایران باستان، ماریان موله، ترجمه ژاله آموزگار، ص 98 و 99
(2) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ص70و81 و95 و101
(3) همان منبع، ص112 و 113و 121و 127 و 129
(4) همان منبع، ص 130
(5) همان منبع، ص 131
(6) همان منبع، ص 138 و 139
(7) همان منبع، ص 141
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آیا پارسهای هخامنشی زرتشتی بودند? ایران باستان، ماریان موله، ترجمه ژاله آموزگار، ص 98 و 99
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا پارسهای هخامنشی زرتشتی بودند? پرستش سایر خدایان و توسل جستن به آنها در کنار اهورمزدا توسط هخامنشیان. فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ص 70 و 81 و 95 و 101 و 112 و 113 و 121 و 127 و 129
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا پارسهای هخامنشی زرتشتی بودند? پرستش سایر خدایان و توسل جستن به آنها در کنار اهورمزدا توسط هخامنشیان. فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ص 130 و 131 و 138 و 139 و 141
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ایرانیان، بندگان داریوش ❌
⚠️داریوش اول هخامنشی در کتیبه بیستون در بند 6 چنین میگوید: «این کشورهایی که از آن من شدند، بخواست اهورمزدا من شاه آنها بودم. پارس، عیلام، بابل، آشور، عرب، مصر، لیدیه، یونانیهای آسیای صغیر، ماد، ارمنستان، پارت، سیستان، هرات، بلخ، دره کابل، سکاهای اطراف خزر، دره هیرمند، بلوچستان، مکران و عمان». سپس داریوش در بند7 کتیبه اش میگوید: «این است کشورهایی که از آن من شدند، بخواست اهورمزدا "بندگان" من بودند»(1)
بطور منطقی، شاه هخامنشی ورای قانون بود. البته رعایای شاه بدون حق و حقوق نبودند، اما در مقابل پادشاه، "بنده" به حساب می آمدند. حتی بلندپایه ترین مقامات را داریوش بی رودربایستی "بنده" خود می نامید(2)
❗️اسلام ستیزان شعار دموکراسی و قانون و آزادی انسانها سر می دهند، اما برای شاهان دیکتاتور ایران باستان که مردم را بنده خود می دانستند غش و ضعف میکنند. عجب تناقض بزرگی!!!
📚منابع:
(1) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ص33 و 34
(2) داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی، ص261
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️داریوش اول هخامنشی در کتیبه بیستون در بند 6 چنین میگوید: «این کشورهایی که از آن من شدند، بخواست اهورمزدا من شاه آنها بودم. پارس، عیلام، بابل، آشور، عرب، مصر، لیدیه، یونانیهای آسیای صغیر، ماد، ارمنستان، پارت، سیستان، هرات، بلخ، دره کابل، سکاهای اطراف خزر، دره هیرمند، بلوچستان، مکران و عمان». سپس داریوش در بند7 کتیبه اش میگوید: «این است کشورهایی که از آن من شدند، بخواست اهورمزدا "بندگان" من بودند»(1)
بطور منطقی، شاه هخامنشی ورای قانون بود. البته رعایای شاه بدون حق و حقوق نبودند، اما در مقابل پادشاه، "بنده" به حساب می آمدند. حتی بلندپایه ترین مقامات را داریوش بی رودربایستی "بنده" خود می نامید(2)
❗️اسلام ستیزان شعار دموکراسی و قانون و آزادی انسانها سر می دهند، اما برای شاهان دیکتاتور ایران باستان که مردم را بنده خود می دانستند غش و ضعف میکنند. عجب تناقض بزرگی!!!
📚منابع:
(1) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ص33 و 34
(2) داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی، ص261
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ دانشمندان جعلی ❌
⚠️اسلام ستیزان مدعی هستند که طبق وندیداد اوستا، "ثریتٍ"(=تریته) یک دانشمند ایران باستان و اولین پزشک در دنیاست. لازم به ذکر است که اولین پزشک و نخستین دستورهای پزشکی مربوط به تمدن سومر می باشد. یک لوحه گلی سومری مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد در نیپور در بین النهرین کشف شد که حاوی 12 نسخه پزشکی به خط میخی است. این سند پزشکی که نام پزشک نویسنده آن مشخص نیست قدیمی ترین راهنمای پزشکی در جهان می باشد(1)
در وندیداد اوستا، زرتشت از اهورمزدا پرسید: چه کسی بود نخستین پزشک، خردمند، فرخنده، توانگر، فره مند، روئین تن و پیشداد? اهورمزدا پاسخ داد: ثریت(=thrite) بود، نخستین پزشک، خردمند، فرخنده، توانگر، فره مند، روئین تن و پیشداد که بیماری را به بیماری باز می گرداند. سپس اهورمزدا میگوید: منکه اهورمزدایم، گیاهان دارویی که صدها، هزارها و ده هزارها گرداگرد درخت گوکٍرنً(=هوم) روییده است برای ثریتٍ فرستادم. لذا چیره دستی ثریتٍ در کار پزشکی و درمان بخشی با هوم پیوند دارد. در واقع ثریتٍ همان تریته است که در متون پیشا زرتشتی ریگ ودا از آن بعنوان یکی از خدایان نام برده شده است(2)
شیره هوم(به هندی سُوما) که زرتشت مخالف آن بود، مخدری است که آگاهی را افزایش میدهد و همان تاثیری را داشته که امروز روانگردان مسکالین دارد(3)
هنگامیکه طوایف آریاییٍ هندُ ایرانی و هندُ اروپایی با هم زندگی میکردند و هنوز مهاجرت نکرده بودند، آسمان و ماه و خورشید و باد و آتش را می پرستیدند، لیکن آریایی های هندُ ایرانی علاوه بر پرستش آتش به پرستش هوم(=سوما) و نوشیدن شیره هوم علاقه داشتند(4)
هوم(=سوما) نام یکی از ایزدان اوستاست که مورد ستایش و پرستش است و در یشتهای اوستا بخشی به نام هوم یشت وجود دارد.
میدانیم که ایزدان و بسیاری از مطالب اوستا اقتباسی از متون پیشا زرتشتی ودا و خصوصا ریگ وداست. در پاورقی کتاب اوستا بیان شده است که ثریتٍ همان تریته است و تریته، خدای پزشکی در ریگ ودا می باشد. لذا ثریتٍ اوستا اصلا نام انسان نیست که باستانگرایان بعنوان دانشمند ایران باستان معرفی میکنند. اتفاقا در ریگ ودا نیز نام تریته همچون ثریتٍ اوستا با هوم آمده است.
در سروده 66 ریگ ودا، چنین آمده: چون شیره سُوما(=هوم) گرفته میشود، بسوی اندرا، وایو، وارونا، ویشنو و ماروت میرود. سُوما شادی بخش را باید برای تریته و برای آشامیدن اندرا صاف کرد و در پاورقی بیان شده که تریته(ثریتٍ)، تهیه کننده سُوما(هوم) بهشتی یا آسمانی است(5)
همچنین در سروده 27 ریگ ودا چنین بیان شده: ای اندرا تو به تقویت تریته(ثریتٍ) تفاخر کننده که سوما(هوم) را به تو تقدیم نمود، اربوده را معدوم ساخته ای. در پاورقی نیز بیان شده که تریته(ثریتٍ) یکی از خدایان قدیم دوره ودایی است(6)
لذا ثریتٍ که باستانگرایان آنرا بعنوان دانشمند ایران باستان جعل میکنند در واقعا اقتباسی از متون پیشا زرتشتی ریگ ودا است و یکی از خدایان ریگ وداست.
📚منابع:
(1) الواح سومری، ساموئل کریمر، ترجمه داوود رسایی، ص 51
(2) اوستا، ترجمه جلیل دوستخواه، ج2، وندیداد، فرگرد20، بند 1تا4، ص 875 تا 877
(3) داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی، ص 240
(4) ریگ ودا، ترجمه سید محمدرضا جلالی نائینی، ص 2 و 3
(5) همان منبع، ص 155
(6) همان منبع، ص 63
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اسلام ستیزان مدعی هستند که طبق وندیداد اوستا، "ثریتٍ"(=تریته) یک دانشمند ایران باستان و اولین پزشک در دنیاست. لازم به ذکر است که اولین پزشک و نخستین دستورهای پزشکی مربوط به تمدن سومر می باشد. یک لوحه گلی سومری مربوط به هزاره سوم پیش از میلاد در نیپور در بین النهرین کشف شد که حاوی 12 نسخه پزشکی به خط میخی است. این سند پزشکی که نام پزشک نویسنده آن مشخص نیست قدیمی ترین راهنمای پزشکی در جهان می باشد(1)
در وندیداد اوستا، زرتشت از اهورمزدا پرسید: چه کسی بود نخستین پزشک، خردمند، فرخنده، توانگر، فره مند، روئین تن و پیشداد? اهورمزدا پاسخ داد: ثریت(=thrite) بود، نخستین پزشک، خردمند، فرخنده، توانگر، فره مند، روئین تن و پیشداد که بیماری را به بیماری باز می گرداند. سپس اهورمزدا میگوید: منکه اهورمزدایم، گیاهان دارویی که صدها، هزارها و ده هزارها گرداگرد درخت گوکٍرنً(=هوم) روییده است برای ثریتٍ فرستادم. لذا چیره دستی ثریتٍ در کار پزشکی و درمان بخشی با هوم پیوند دارد. در واقع ثریتٍ همان تریته است که در متون پیشا زرتشتی ریگ ودا از آن بعنوان یکی از خدایان نام برده شده است(2)
شیره هوم(به هندی سُوما) که زرتشت مخالف آن بود، مخدری است که آگاهی را افزایش میدهد و همان تاثیری را داشته که امروز روانگردان مسکالین دارد(3)
هنگامیکه طوایف آریاییٍ هندُ ایرانی و هندُ اروپایی با هم زندگی میکردند و هنوز مهاجرت نکرده بودند، آسمان و ماه و خورشید و باد و آتش را می پرستیدند، لیکن آریایی های هندُ ایرانی علاوه بر پرستش آتش به پرستش هوم(=سوما) و نوشیدن شیره هوم علاقه داشتند(4)
هوم(=سوما) نام یکی از ایزدان اوستاست که مورد ستایش و پرستش است و در یشتهای اوستا بخشی به نام هوم یشت وجود دارد.
میدانیم که ایزدان و بسیاری از مطالب اوستا اقتباسی از متون پیشا زرتشتی ودا و خصوصا ریگ وداست. در پاورقی کتاب اوستا بیان شده است که ثریتٍ همان تریته است و تریته، خدای پزشکی در ریگ ودا می باشد. لذا ثریتٍ اوستا اصلا نام انسان نیست که باستانگرایان بعنوان دانشمند ایران باستان معرفی میکنند. اتفاقا در ریگ ودا نیز نام تریته همچون ثریتٍ اوستا با هوم آمده است.
در سروده 66 ریگ ودا، چنین آمده: چون شیره سُوما(=هوم) گرفته میشود، بسوی اندرا، وایو، وارونا، ویشنو و ماروت میرود. سُوما شادی بخش را باید برای تریته و برای آشامیدن اندرا صاف کرد و در پاورقی بیان شده که تریته(ثریتٍ)، تهیه کننده سُوما(هوم) بهشتی یا آسمانی است(5)
همچنین در سروده 27 ریگ ودا چنین بیان شده: ای اندرا تو به تقویت تریته(ثریتٍ) تفاخر کننده که سوما(هوم) را به تو تقدیم نمود، اربوده را معدوم ساخته ای. در پاورقی نیز بیان شده که تریته(ثریتٍ) یکی از خدایان قدیم دوره ودایی است(6)
لذا ثریتٍ که باستانگرایان آنرا بعنوان دانشمند ایران باستان جعل میکنند در واقعا اقتباسی از متون پیشا زرتشتی ریگ ودا است و یکی از خدایان ریگ وداست.
📚منابع:
(1) الواح سومری، ساموئل کریمر، ترجمه داوود رسایی، ص 51
(2) اوستا، ترجمه جلیل دوستخواه، ج2، وندیداد، فرگرد20، بند 1تا4، ص 875 تا 877
(3) داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی، ص 240
(4) ریگ ودا، ترجمه سید محمدرضا جلالی نائینی، ص 2 و 3
(5) همان منبع، ص 155
(6) همان منبع، ص 63
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇