4_6048603851706074304.pdf
841.3 KB
📚 کتابچه pdf طبقات اجتماعی ایران باستان. پرودوز اکتور شروو، پییر برایان، منصور شکی. ترجمه منیژه اذکایی. با مطالعه این کتابچه کم حجم و مفید شما با نظام تبعیض آمیز طبقاتی ایران باستان در سه دوره هخامنشی، اشکانی و ساسانی آشنا می شوید. همچنین در می یابید که منشاء وجود این نظام طبقاتی در آموزه های اوستا و فرهنگ اقوام آریائیست.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ دانشمندان جعلی ❌
⚠️اسلام ستیزان مدعی اند که اسکیلاس، از دانشمندان ایرانیه دوره باستان بوده!
اما اسکیلاس طبق تاریخ هرودوت اهل کاریا بود(1)
کاریا نواحی یونانی نشینٍ سواحل آسیای صغیر است.
پیرنیا میگوید: «داریوش اول امر کرد که سفاینی(=کشتیهایی) ساختند و در تحت فرماندهی یک نفر یونانی به نام اسکیلاس به دریای عمان روانه کرد»(2)
⚠️اسلام ستیزان مدعی اند که ستاسپ(ساتاسپس) دانشمند ایرانیه دوره باستان بوده!
طبق تاریخ هرودوت: «ستاسپ به یک دختر جوان تجاوز کرد. او دختر زوپیر پسر بگ بوخش(=مگابیز) بود. خشایارشا بخاطر این جرم میخواست ستاسپ را به چهار میخ بکشد اما با وساطت مادر ستاسپ که خواهر داریوش بود، او را برای مجازات به ماموریت دریایی فرستادند. اما ستاسپ از دوری راه و تنهایی، به هراس افتاد و ماموریتی که مادرش به دوشش گذاشته بود را انجام نداد و از همان راهی که رفته بود بازگشت و سرانجام به چهار میخ کشیده شد»(3)
«عجب دانشمندانی»
📚منابع:
(1) تاریخ هرودوت، کتاب چهارم، ترجمه ثاقب فر، بند44، ص468
(2) تاریخ ایران باستان، پیرنیا، ج1، ص525
(3) تاریخ هرودوت، کتاب چهارم، بند43، ص467
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اسلام ستیزان مدعی اند که اسکیلاس، از دانشمندان ایرانیه دوره باستان بوده!
اما اسکیلاس طبق تاریخ هرودوت اهل کاریا بود(1)
کاریا نواحی یونانی نشینٍ سواحل آسیای صغیر است.
پیرنیا میگوید: «داریوش اول امر کرد که سفاینی(=کشتیهایی) ساختند و در تحت فرماندهی یک نفر یونانی به نام اسکیلاس به دریای عمان روانه کرد»(2)
⚠️اسلام ستیزان مدعی اند که ستاسپ(ساتاسپس) دانشمند ایرانیه دوره باستان بوده!
طبق تاریخ هرودوت: «ستاسپ به یک دختر جوان تجاوز کرد. او دختر زوپیر پسر بگ بوخش(=مگابیز) بود. خشایارشا بخاطر این جرم میخواست ستاسپ را به چهار میخ بکشد اما با وساطت مادر ستاسپ که خواهر داریوش بود، او را برای مجازات به ماموریت دریایی فرستادند. اما ستاسپ از دوری راه و تنهایی، به هراس افتاد و ماموریتی که مادرش به دوشش گذاشته بود را انجام نداد و از همان راهی که رفته بود بازگشت و سرانجام به چهار میخ کشیده شد»(3)
«عجب دانشمندانی»
📚منابع:
(1) تاریخ هرودوت، کتاب چهارم، ترجمه ثاقب فر، بند44، ص468
(2) تاریخ ایران باستان، پیرنیا، ج1، ص525
(3) تاریخ هرودوت، کتاب چهارم، بند43، ص467
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ داریوش، تشنه خون ❌
⚠️ داریوش اول هخامنشی برای لشکرکشی به سکاها آماده شد، اما برادرش آرتابان(اردوان) کوشید که او را از این اقدام باز دارد. اما اندرزهای آرتابان علیرغم خردمندانه بودن، بر روی داریوش اثری نکرد. یکی از پارسیان به نام اویوباز(اویوبازوس)، در این هنگام نزد داریوش آمد. او سه پسر داشت که قرار بود هر سه با لشکر حرکت کنند. اویوباز از داریوش خواست که یکی از آنها را برایش بگذارد. داریوش هم گفت: هیچ یک از آنها را با خود نخواهد برد. اویوباز از شادی اینکه هر سه پسرش معاف شده اند سر از پا نمی شناخت. اما داریوش به جلادان دستور داد هر سه را بکشند و بدین گونه هر سه جوان از خدمت سربازی معاف شدند و سرشان بریده شد.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، کتاب چهارم، ترجمه مرتضی ثاقب فر، بند 83 تا 85 ، ص486
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ داریوش اول هخامنشی برای لشکرکشی به سکاها آماده شد، اما برادرش آرتابان(اردوان) کوشید که او را از این اقدام باز دارد. اما اندرزهای آرتابان علیرغم خردمندانه بودن، بر روی داریوش اثری نکرد. یکی از پارسیان به نام اویوباز(اویوبازوس)، در این هنگام نزد داریوش آمد. او سه پسر داشت که قرار بود هر سه با لشکر حرکت کنند. اویوباز از داریوش خواست که یکی از آنها را برایش بگذارد. داریوش هم گفت: هیچ یک از آنها را با خود نخواهد برد. اویوباز از شادی اینکه هر سه پسرش معاف شده اند سر از پا نمی شناخت. اما داریوش به جلادان دستور داد هر سه را بکشند و بدین گونه هر سه جوان از خدمت سربازی معاف شدند و سرشان بریده شد.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، کتاب چهارم، ترجمه مرتضی ثاقب فر، بند 83 تا 85 ، ص486
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ دانشمندان جعلی ❌
⚠️باستانگرایان اسلام ستیز با دانشمندان ساختگی خود، سعی در بزرگنمایی ایران باستان دارند و آرتاخه و بوبراندا(بوبارس)، را بعنوان دانشمندان ایران باستان معرفی می کنند. اما آیا این دو شخص واقعا دانشمند بودند?
در تاریخ هرودوت در مورد آبراهه آتوس چنین می خوانیم: «خشایارشا در تهاجمش به یونان، به علت فاجعه ای که در لشکرکشی قبلی اش به یونان، هنگام دور زدن کوه آتوس برای نیروی دریایی ایران پیش آمد، بمدت سه سال در پایین کوه آتوس و حاشیه ساحل به علمیات ساخت یک آبراهه پرداخت تا کشتیهای جنگی هنگام طوفان دریایی در این آبراهه قرار گیرند و مانند دفعه قبل آسیب نبینند. لذا افراد زیادی را از اقوام و ملل گوناگون آوردند تا زیر ضربات تازیانه سرکارگران به حفر کانال بپردازند و البته ساکنین منطقه آتوس نیز در این رنج سهیم بودند. فرماندهان پارسی از جمله: بوبراندا(بوبارس) و آرتاخه سرپرستی و هدایت علمیات حفر کانال را بر عهده داشتند»(1)
❗️نکته: می بینیم که برای آرتاخه و بوبراندا لفظ فرمانده نظامی به کار برده شده و نه دانشمند. به نظر شما، فرماندهان نظامی که با ضربات شلاق سرکارگرانش مردم را وادار به حفر کانال می کنند نامشان دانشمند است?! قطعا خیر
⚠️ نکته جالب اینجاست که داریوش هنگام تهاجم به سکاها، ناچارا باید از تنگه بوسفور عبور میکرد و فکرش عاجز شده بود که چگونه از دریا گذر کند. ناگهان ماندروکلس ساموسی که اصالتی یونانی داشت، از کنار هم قرار دادن قایقها یک پل شناور جهت عبور سپاه بزرگ داریوش، ایجاد کرد و داریوش نیز این رفتار او را پسندید و انعام کلانی به او داد(2)
❗️نکته: قطعا ابتکار و خلاقیت ماندروکلس یونانی از آرتاخه و بوبراندا بیشتر بود اما تواریخ او را بواسطه اینکار بعنوان دانشمند جا نزده اند. پس چرا باستانگرایان اسلام ستیز در نهایت فریبکاری دو فرمانده نظامی را بعنوان دانشمند ایران باستان جعل می کنند?!
ساموس نام جزیره ای در یونان است.
📚منبع:
(1) تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب هفتم، بند 22، ص 767 و 768
(2) تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب چهارم، بند 88 و 89، ص 488
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️باستانگرایان اسلام ستیز با دانشمندان ساختگی خود، سعی در بزرگنمایی ایران باستان دارند و آرتاخه و بوبراندا(بوبارس)، را بعنوان دانشمندان ایران باستان معرفی می کنند. اما آیا این دو شخص واقعا دانشمند بودند?
در تاریخ هرودوت در مورد آبراهه آتوس چنین می خوانیم: «خشایارشا در تهاجمش به یونان، به علت فاجعه ای که در لشکرکشی قبلی اش به یونان، هنگام دور زدن کوه آتوس برای نیروی دریایی ایران پیش آمد، بمدت سه سال در پایین کوه آتوس و حاشیه ساحل به علمیات ساخت یک آبراهه پرداخت تا کشتیهای جنگی هنگام طوفان دریایی در این آبراهه قرار گیرند و مانند دفعه قبل آسیب نبینند. لذا افراد زیادی را از اقوام و ملل گوناگون آوردند تا زیر ضربات تازیانه سرکارگران به حفر کانال بپردازند و البته ساکنین منطقه آتوس نیز در این رنج سهیم بودند. فرماندهان پارسی از جمله: بوبراندا(بوبارس) و آرتاخه سرپرستی و هدایت علمیات حفر کانال را بر عهده داشتند»(1)
❗️نکته: می بینیم که برای آرتاخه و بوبراندا لفظ فرمانده نظامی به کار برده شده و نه دانشمند. به نظر شما، فرماندهان نظامی که با ضربات شلاق سرکارگرانش مردم را وادار به حفر کانال می کنند نامشان دانشمند است?! قطعا خیر
⚠️ نکته جالب اینجاست که داریوش هنگام تهاجم به سکاها، ناچارا باید از تنگه بوسفور عبور میکرد و فکرش عاجز شده بود که چگونه از دریا گذر کند. ناگهان ماندروکلس ساموسی که اصالتی یونانی داشت، از کنار هم قرار دادن قایقها یک پل شناور جهت عبور سپاه بزرگ داریوش، ایجاد کرد و داریوش نیز این رفتار او را پسندید و انعام کلانی به او داد(2)
❗️نکته: قطعا ابتکار و خلاقیت ماندروکلس یونانی از آرتاخه و بوبراندا بیشتر بود اما تواریخ او را بواسطه اینکار بعنوان دانشمند جا نزده اند. پس چرا باستانگرایان اسلام ستیز در نهایت فریبکاری دو فرمانده نظامی را بعنوان دانشمند ایران باستان جعل می کنند?!
ساموس نام جزیره ای در یونان است.
📚منبع:
(1) تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب هفتم، بند 22، ص 767 و 768
(2) تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب چهارم، بند 88 و 89، ص 488
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ دانشمندان جعلی. تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب هفتم، بند22، ص767 و 768. تاریخ هرودوت، کتاب چهارم، بند 88 و 89 ، ص 488
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ دانشمندان جعلی. موقعیت شبه جزیره آتوس در یونان و کوه آتوس در این شبه جزیره. طبق تاریخ، دو فرمانده نظامی خشایارشا به نامهای بوبراندا و آرتاخه، البته با شلاق سرکارگران بر مردم آن منطقه، مسئول ساخت آبراهه بودند. با توجه به سواحل بسیار شیب دار و سنگی این شبه جزیره، احتمالا این آبراهه در حوالی صومعه اجیو پاولو که منطقه ای مسطح است، ساخته شده بود.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
5_6102761237530017806.pdf
442.5 KB
📚 کتاب pdf تحقیقی پیرامون حدیث قرطاس، نویسنده: احمد گلستانی. اهل بدعت مدعی هستند که رسول الله صلی الله علیه و سلم در واپسین روزهای عمر مبارکشان در جمع اصحاب رضی الله عنهم میخواستند برای خود جانشینی، تعیین کنند و قلم و کاغذ خواستند، اما امیر المومنین عمر رضی الله عنه امتناع کردند و اهانت کردند به پیامبر. با خواندن این کتابچه کم حجم و مفید می بینید که چگونه این ادعای باطل نقض میشود.
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ داریوش هخامنشی برای فرار از دست سکاها، سربازانش را طعمه قرار داد❌
⚠️داریوش در تهاجم به سکاهای آنسوی دریا، با ایده ماندروکلس یونانی با استفاده از پل قایقی از تنگه بوسفور گذشت و وارد سرزمین سکاها شد و ایونی ها را مأمور نگهبانی پل قایقی کرد. اما سکاها با گریزهای تاکتیکی، داریوش و لشکرش را خسته نمودند. سکاها وقتی درماندگی ایرانیان را دیدند، برای آنکه آنان را بیشتر در خاک خود نگهدارند و بیچاره تر و درمانده تر سازند، دست به نیرنگی زدند و هنگام گریز بخشی از گله خود را جا می گذاشتند تا ایرانیان آذوقه داشته باشند و هر چه بیشتر به عمق سرزمین سکاها به تعقیبشان بپردازند. این واقعه چند بار رخ داد و داریوش فهمید که در وضع بسیار بدی گرفتار است. سپس پادشاه سکاها هدیه ای برای داریوش فرستاد که شامل: یک پرنده، یک موش، یک قورباغه و پنج پیکان بود. گوبریاس به داریوش گفت که معنی هدیه سکاها چنین است: ای ایرانیان، مگر پرنده شوید و به آسمانها پرواز کنید یا موش شوید و به زمین فرو روید یا قورباغه شوید و به باتلاقها بجهید، وگرنه هرگز روی میهن خود را نخواهید دید زیرا با این پیکانها سوراخ خواهید شد.
⚠️سکاها به نزد ایونی ها رفتند و گفتند: داریوش شما را برای 60 روز بعنوان مأمور نگهبانی پل قرار داده است، اگر به موقع باز نگشت به شهرهای خود بازگردید. آنگاه سکاها پس از ارسال هدیه معنا دار خود، مقابل سپاه داریوش صف آرایی کردند، اما ناگهان خرگوشی در میدان جنگ نمودار شد و سکاها، سر در پی خرگوش نهادند. داریوش وقتی که فهمید سکاها در پی خرگوش می تازند گفت: «گویا این مردم، ما را سخت دست انداخته اند و اکنون به این نتیجه میرسم که شاید گوبریاس در مورد هدایای آنان حق داشته و اگر میخواهیم از اینجا صحیح و سالم، جان به در ببریم باید به اندرزهای او خوب توجه کنیم». گوبریاس گفت سرورم، نظر من این است شبانگاه آتش بزرگی برپا کنیم و سربازان ناتوان تر را به این بهانه که نمیخواهیم بیشتر خسته شان کنیم همراه با همه الاغها در اردوگاه جا بگذاریم و پیش از رسیدن سکاها به پل قایقی، به آن پل برسیم تا ویرانش نکرده اند. داریوش پذیرفت و سربازان خسته و آنهایی که از دست دادنشان باعث افسوس داریوش نمیشد را با همه خران جا گذاشتند و به سرعت به جانب پل حرکت کردند و به دروغ به سربازان گفتند که شاه می خواهد شخصا با سرحالترین نیروهایش به سکاها حمله کند و بهتر است آنان مراقب اردوگاه باشند. با برآمدن آفتاب سربازان جامانده فهمیدند که داریوش، آنها را در دست دشمن رها کرده است.
❗️نکته: داریوش که همواره طبق کتیبه بیستون علیه دروغگویی شعار می داد، اما برای نجات جانش سربازان خود را طعمه قرار داد و به آنها دروغ گفت.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، کتاب چهارم، ترجمه ثاقب فر، بند130 تا 136، ص 505 تا 507
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️داریوش در تهاجم به سکاهای آنسوی دریا، با ایده ماندروکلس یونانی با استفاده از پل قایقی از تنگه بوسفور گذشت و وارد سرزمین سکاها شد و ایونی ها را مأمور نگهبانی پل قایقی کرد. اما سکاها با گریزهای تاکتیکی، داریوش و لشکرش را خسته نمودند. سکاها وقتی درماندگی ایرانیان را دیدند، برای آنکه آنان را بیشتر در خاک خود نگهدارند و بیچاره تر و درمانده تر سازند، دست به نیرنگی زدند و هنگام گریز بخشی از گله خود را جا می گذاشتند تا ایرانیان آذوقه داشته باشند و هر چه بیشتر به عمق سرزمین سکاها به تعقیبشان بپردازند. این واقعه چند بار رخ داد و داریوش فهمید که در وضع بسیار بدی گرفتار است. سپس پادشاه سکاها هدیه ای برای داریوش فرستاد که شامل: یک پرنده، یک موش، یک قورباغه و پنج پیکان بود. گوبریاس به داریوش گفت که معنی هدیه سکاها چنین است: ای ایرانیان، مگر پرنده شوید و به آسمانها پرواز کنید یا موش شوید و به زمین فرو روید یا قورباغه شوید و به باتلاقها بجهید، وگرنه هرگز روی میهن خود را نخواهید دید زیرا با این پیکانها سوراخ خواهید شد.
⚠️سکاها به نزد ایونی ها رفتند و گفتند: داریوش شما را برای 60 روز بعنوان مأمور نگهبانی پل قرار داده است، اگر به موقع باز نگشت به شهرهای خود بازگردید. آنگاه سکاها پس از ارسال هدیه معنا دار خود، مقابل سپاه داریوش صف آرایی کردند، اما ناگهان خرگوشی در میدان جنگ نمودار شد و سکاها، سر در پی خرگوش نهادند. داریوش وقتی که فهمید سکاها در پی خرگوش می تازند گفت: «گویا این مردم، ما را سخت دست انداخته اند و اکنون به این نتیجه میرسم که شاید گوبریاس در مورد هدایای آنان حق داشته و اگر میخواهیم از اینجا صحیح و سالم، جان به در ببریم باید به اندرزهای او خوب توجه کنیم». گوبریاس گفت سرورم، نظر من این است شبانگاه آتش بزرگی برپا کنیم و سربازان ناتوان تر را به این بهانه که نمیخواهیم بیشتر خسته شان کنیم همراه با همه الاغها در اردوگاه جا بگذاریم و پیش از رسیدن سکاها به پل قایقی، به آن پل برسیم تا ویرانش نکرده اند. داریوش پذیرفت و سربازان خسته و آنهایی که از دست دادنشان باعث افسوس داریوش نمیشد را با همه خران جا گذاشتند و به سرعت به جانب پل حرکت کردند و به دروغ به سربازان گفتند که شاه می خواهد شخصا با سرحالترین نیروهایش به سکاها حمله کند و بهتر است آنان مراقب اردوگاه باشند. با برآمدن آفتاب سربازان جامانده فهمیدند که داریوش، آنها را در دست دشمن رها کرده است.
❗️نکته: داریوش که همواره طبق کتیبه بیستون علیه دروغگویی شعار می داد، اما برای نجات جانش سربازان خود را طعمه قرار داد و به آنها دروغ گفت.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، کتاب چهارم، ترجمه ثاقب فر، بند130 تا 136، ص 505 تا 507
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ داریوش هخامنشی برای فرار از دست سکاها، سربازانش را طعمه قرار داد. تاریخ هرودوت، کتاب چهارم، ترجمه ثاقب فر، بند 130 تا 136. ص 505 تا 507
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ مسیر تهاجم داریوش به سکاهای آنسوی دریا. از پاسارگاد به آسیای صغیر و عبور از تنگه بوسفور و سپس وارد شدن به تراکیا و سرزمین سکاهای آنسوی دریا. البته مسیر فرار داریوش از دست سکاهای آنسوی دریا هم همین است.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
4_5884013575277642949.pdf
1.7 MB
📚 کتاب pdf ازدواج و خوشبختی زناشویی در سایه اسلام، تألیف: یوسف علی بدیوی، ترجمه: یونس یزدان پرست. اگر ازدواج کردید یا قصد ازدواج دارید، حتی اگه ازدواج نکردید، حتما یکبار نیاز دارید که این کتاب مفید را بخوانید.
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ جنایات وحشتناک سربازان هخامنشی در کشور لیبی ❌
⚠️ اما شرح این جنایت هولناک هخامنشیان بدینگونه است که در زمان پادشاهی داریوش اول، پس از مرگ باتوس لنگ، پسرش آرکسیلاس به سلطنت شهر کورن رسید و اعلام کرد: نظامی را که دموناکس ماتینیایی برقرار کرده نمی پذیرد و خواستار همان حقوق نیاکانش شد. قیام آرکسیلاس ناکام ماند و به همراه مادرش فرتیما به شهر سالامیس در جزیره قبرس پناه برد. فرتیما مکررا از ائولتون حاکم سالامیس درخواست میکرد که سپاهی در اختیارش بگذارد تا پسرش دوباره در کورن به سلطنت برسد، اما ائولتون هرگز نپذیرفت. با این حال، آرکسیلاس در ساموس، سپاهی تشکیل داد جهت حمله به کورن و به معبد دلفی رفت تا نظر پیشگو را بداند. پیشگو چنین گفت: «...اگر کوره ای پر از کوزه یافتی، آنها را به دست باد بسپار، اگر آنها را پختی، قدم به جایی که گرداگردش آب است مگذار، وگرنه خواهی مُرد». آرکسیلاس با سپاهش به کورن حمله کرد و آنجا را تصرف نمود. بخشی از مخالفان را برای اعدام به قبرس فرستاد و گروهی را به دریای کنیدوس افکند که اهالی کنیدوس آنان را نجات دادند و شماری از اهالی کورن به برج بلندی پناه بردند. آرکسیلاس دستور داد اطراف برج هیزم فراوانی بریزند و آتش بزنند. در این هنگام یاد سخن پیشگوی معبد دلفی افتاد که گفته بود اگر کوره ای پر از کوزه یافتی آن را نسوزان، لذا هرچه کرد نتوانست آتش را خاموش کند. چون از مرگی که پیشگوی معبد دلفی گفته بود هراس داشت، کورن را ترک کرد و مادرش فرتیما را به سلطنت آنجا گذاشت و به شهر برقه(برکه) در لیبی عزیمت نمود و با دختر آلازیر حاکم برقه که از بستگانش بود ازدواج کرد. اما چند از تبعیدیان کورن، او و آلازیر را کشتند. وقتی این خبر به فرتیما رسید به مصر گریخت.
⚠️فرتیما از آریاندس ساتراپ ایرانی مصر خواست که انتقام پسرش را از مردم برقه بگیرد. آریاندس دلش سوخت و پذیرفت و تمام نیروی دریایی به فرماندهی بادرس و نیروی زمینی به فرماندهی آماسیس را در اختیار فرتیما گذاشت. سپس پیکی به برقه فرستاد تا قاتل آرکسیلاس را تحویل دهند، اما اهالی برقه گفتند که همگی مسئول مرگ آرکسیلاس هستند زیرا به آنان بسیار بدی کرده بود. آریاندس ارتش هخامنشی را با فرتیما راهی تصرف برقه کرد. البته انگیزه اصلی آریاندس فتح لیبی بود و نه انتقام گیری. ایرانیان شهر برقه را 9 ماه محاصره کردند و حتی به زیر شهر نقب زدند که لو رفتند و در نقبها کشته شدند ولی آماسیس نیرنگی بکار برد و با مردم برقه پیمان صلح بست و شهر را تصرف نمود. سپس ایرانیان به دستور فرتیما، بخشی از اهالی برقه را به چهار میخ کشیدند(=به صلیب کشیدند) و سینه زنان آنها را بریدند و آن زنان را بر باروهای شهر، حلق آویز کردند و بجز خانواده باتوس، باقی مانده مردم شهر نیز توسط ایرانیان به بردگی گرفته شدند و آنها را با خود بردند.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب چهارم، بند 162 تا 167 و 200 تا 203. ص 520 تا 522 و 535 و 536
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اما شرح این جنایت هولناک هخامنشیان بدینگونه است که در زمان پادشاهی داریوش اول، پس از مرگ باتوس لنگ، پسرش آرکسیلاس به سلطنت شهر کورن رسید و اعلام کرد: نظامی را که دموناکس ماتینیایی برقرار کرده نمی پذیرد و خواستار همان حقوق نیاکانش شد. قیام آرکسیلاس ناکام ماند و به همراه مادرش فرتیما به شهر سالامیس در جزیره قبرس پناه برد. فرتیما مکررا از ائولتون حاکم سالامیس درخواست میکرد که سپاهی در اختیارش بگذارد تا پسرش دوباره در کورن به سلطنت برسد، اما ائولتون هرگز نپذیرفت. با این حال، آرکسیلاس در ساموس، سپاهی تشکیل داد جهت حمله به کورن و به معبد دلفی رفت تا نظر پیشگو را بداند. پیشگو چنین گفت: «...اگر کوره ای پر از کوزه یافتی، آنها را به دست باد بسپار، اگر آنها را پختی، قدم به جایی که گرداگردش آب است مگذار، وگرنه خواهی مُرد». آرکسیلاس با سپاهش به کورن حمله کرد و آنجا را تصرف نمود. بخشی از مخالفان را برای اعدام به قبرس فرستاد و گروهی را به دریای کنیدوس افکند که اهالی کنیدوس آنان را نجات دادند و شماری از اهالی کورن به برج بلندی پناه بردند. آرکسیلاس دستور داد اطراف برج هیزم فراوانی بریزند و آتش بزنند. در این هنگام یاد سخن پیشگوی معبد دلفی افتاد که گفته بود اگر کوره ای پر از کوزه یافتی آن را نسوزان، لذا هرچه کرد نتوانست آتش را خاموش کند. چون از مرگی که پیشگوی معبد دلفی گفته بود هراس داشت، کورن را ترک کرد و مادرش فرتیما را به سلطنت آنجا گذاشت و به شهر برقه(برکه) در لیبی عزیمت نمود و با دختر آلازیر حاکم برقه که از بستگانش بود ازدواج کرد. اما چند از تبعیدیان کورن، او و آلازیر را کشتند. وقتی این خبر به فرتیما رسید به مصر گریخت.
⚠️فرتیما از آریاندس ساتراپ ایرانی مصر خواست که انتقام پسرش را از مردم برقه بگیرد. آریاندس دلش سوخت و پذیرفت و تمام نیروی دریایی به فرماندهی بادرس و نیروی زمینی به فرماندهی آماسیس را در اختیار فرتیما گذاشت. سپس پیکی به برقه فرستاد تا قاتل آرکسیلاس را تحویل دهند، اما اهالی برقه گفتند که همگی مسئول مرگ آرکسیلاس هستند زیرا به آنان بسیار بدی کرده بود. آریاندس ارتش هخامنشی را با فرتیما راهی تصرف برقه کرد. البته انگیزه اصلی آریاندس فتح لیبی بود و نه انتقام گیری. ایرانیان شهر برقه را 9 ماه محاصره کردند و حتی به زیر شهر نقب زدند که لو رفتند و در نقبها کشته شدند ولی آماسیس نیرنگی بکار برد و با مردم برقه پیمان صلح بست و شهر را تصرف نمود. سپس ایرانیان به دستور فرتیما، بخشی از اهالی برقه را به چهار میخ کشیدند(=به صلیب کشیدند) و سینه زنان آنها را بریدند و آن زنان را بر باروهای شهر، حلق آویز کردند و بجز خانواده باتوس، باقی مانده مردم شهر نیز توسط ایرانیان به بردگی گرفته شدند و آنها را با خود بردند.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب چهارم، بند 162 تا 167 و 200 تا 203. ص 520 تا 522 و 535 و 536
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ جنایات وحشتناک سربازان هخامنشی در کشور لیبی. تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب چهارم، بند 162 تا 167 و 200 تا 203. ص 520 تا 522 و 535 و 536
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory