❌ دروغگویی مقتدرترین شاه مزدا پرست ایران باستان ❌
⚠️داریوش اول هخامنشی بطور رسمی مزداپرستی را در ایران رواج داد. داریوش در ظاهر یکی از مخالفان سرسخت دروغگویی بوده و بارها در کتیبه بیستون دیگران را از دروغگویی نهی کرده و حتی دروغگو را شایسته مجازاتی سخت دانسته.
داریوش در بند 5 از ستون 4 کتیبه بیستون چنین میگوید: «تو که ازین پس شاه خواهی بود، خود را قویاً از دروغ بپایی.... مردی که دروغزن باشد، او را سخت کیفر بده».
همچنین، داریوش در بند 13 از ستون 4 کتیبه بیستون چنین میگوید: «از آن جهت اهورمزدا و خدایان دیگر مرا یاری کردند که بی وفا نبودم، دروغگو نبودم..»(1)
اما همین داریوش که اهورمزدا را پرستش میکرد، دقیقا طبق گزارش تاریخ هرودوت، میگوید: «جاییکه دروغ بایسته است باید گفت»(2)
این هم از داریوش اهورمزدا پرست که طبق کتیبه اش، ایرانیان را از دروغگویی نهی می کند ولی برای خودش دروغگویی را مجاز میداند.
📚منابع:
(1) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ترجمه کتیبه بیستون، ص67 و 70
(2) تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب سوم، بند72، ص389
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️داریوش اول هخامنشی بطور رسمی مزداپرستی را در ایران رواج داد. داریوش در ظاهر یکی از مخالفان سرسخت دروغگویی بوده و بارها در کتیبه بیستون دیگران را از دروغگویی نهی کرده و حتی دروغگو را شایسته مجازاتی سخت دانسته.
داریوش در بند 5 از ستون 4 کتیبه بیستون چنین میگوید: «تو که ازین پس شاه خواهی بود، خود را قویاً از دروغ بپایی.... مردی که دروغزن باشد، او را سخت کیفر بده».
همچنین، داریوش در بند 13 از ستون 4 کتیبه بیستون چنین میگوید: «از آن جهت اهورمزدا و خدایان دیگر مرا یاری کردند که بی وفا نبودم، دروغگو نبودم..»(1)
اما همین داریوش که اهورمزدا را پرستش میکرد، دقیقا طبق گزارش تاریخ هرودوت، میگوید: «جاییکه دروغ بایسته است باید گفت»(2)
این هم از داریوش اهورمزدا پرست که طبق کتیبه اش، ایرانیان را از دروغگویی نهی می کند ولی برای خودش دروغگویی را مجاز میداند.
📚منابع:
(1) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ترجمه کتیبه بیستون، ص67 و 70
(2) تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب سوم، بند72، ص389
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ فریبکاری داریوش هخامنشی برای رسیدن به پادشاهی ❌
⚠️پس از مرگ کمبوجیه اُتانس که از لحاظ قدرت و ثروت در ردیف نخست پارسها قرار داشت، اولین کسی بود که به مُغ مدعی پادشاهی بدگمان شد و حدس زد که او نباید فرزند کوروش باشد، لذا با کمک دخترش فایدومه که همسر کمبوجیه بود و اکنون به تصرف مُغ یا همان اسمردیس دروغین در آمده بود مطمئن شد که این شخص اسمردیس واقعی نیست. بواسطه اُتانس شش نفر دیگر از پارسها به این راز پی بردند از جمله داریوش، آسپاتینس، گوبریاس، اینتافرنس، مگابوزوس و هودرانس. این هفت نفر به درون کاخ اسمردیس یا همان بردیای دروغین نفوذ کردند و او و چند مغ را کشتند و قدرت را بدست گرفتند، اکنون میخواستند که از بین خودشان یک نفر را بعنوان پادشاه انتخاب کنند. ماجرا اینگونه بود که داریوش به اویبارس که مهتر اسبانش بود، چنین گفت: تصمیم بر این است که فردا صبح هنگام طلوع خورشید بر اسبهایمان بنشینیم و هرکس که اسبش پیش از دیگران شیهه بکشد او پادشاه است. داریوش به اویبارس گفت اگر مهارت داری کاری کن که این افتخار جز ما نصیب کسی دیگر نشود. اویبارس نیز به داریوش گفت: آسوده خاطر باش که داروی این درد را دارم. وقتی شب شد، اویبارس مادیانی را که اسب داریوش دوست میداشت، به بیرون شهر برد و در جایی بست، آنگاه اسب داریوش را به همانجا برد و کمی دورتر از مادیان، دور او چرخاند و رفته رفته به مادیان نزدیک کرد و سرانجام اجازه داد نرینه بر مادینه بجهد. فردا با تابش خورشید شش یار(بجز اُتانس چون انصراف داد) سوار اسبهایشان شدند و طبق قرار به راه افتادند و در راه بیرون شهر همینکه به همان محلی که شب پیش مادیان بسته شده بود رسیدند، اسب داریوش پیش تاخت و شیهه کشید و یارانش به تندی پایین پریدند و در برابرش به خاک افتادند و داریوش با این فریبکاری پادشاه پارسها شد.
⚠️اما گروهی دیگر از پارسیان ترفند اویبارس را چنین بازگو میکنند که اویبارس دست خود را به آلت مادیان مالید و سپس آنرا در جیب شلوار گشاد خود نهاد و هنگام بر آمدن آفتاب وقتی اسبها آماده حرکت شدند، دستش را بیرون کشید و جلوی منخرین(=دو سوراخ بینی) اسب داریوش کشید که با این بو تحریک شد و شیهه کشید.
جالب است که روایت ژوستن نیز تقریبا مطابق روایت هرودوت است در مورد نحوه به سلطنت رسیدن داریوش.
لذا داریوش بواسطه فریبکاری و آلت یک مادیان به تخت پادشاهی نشست. داریوش اهورمزدا پرست، همان کسی هست که در کتیبه بیستون می گوید هرگز دروغگو نبوده و اگر کسی دروغ بگوید باید او را به سختی مجازات کرد، اما دروغگویی و فریبکاری را برای خودش مجاز می دانست.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب سوم، ص386 و 387 و397 و 398. بند 68 و 70 و 85 و 86 و 87
تاریخ ایران باستان، پیرنیا، جلد1، ص 452
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️پس از مرگ کمبوجیه اُتانس که از لحاظ قدرت و ثروت در ردیف نخست پارسها قرار داشت، اولین کسی بود که به مُغ مدعی پادشاهی بدگمان شد و حدس زد که او نباید فرزند کوروش باشد، لذا با کمک دخترش فایدومه که همسر کمبوجیه بود و اکنون به تصرف مُغ یا همان اسمردیس دروغین در آمده بود مطمئن شد که این شخص اسمردیس واقعی نیست. بواسطه اُتانس شش نفر دیگر از پارسها به این راز پی بردند از جمله داریوش، آسپاتینس، گوبریاس، اینتافرنس، مگابوزوس و هودرانس. این هفت نفر به درون کاخ اسمردیس یا همان بردیای دروغین نفوذ کردند و او و چند مغ را کشتند و قدرت را بدست گرفتند، اکنون میخواستند که از بین خودشان یک نفر را بعنوان پادشاه انتخاب کنند. ماجرا اینگونه بود که داریوش به اویبارس که مهتر اسبانش بود، چنین گفت: تصمیم بر این است که فردا صبح هنگام طلوع خورشید بر اسبهایمان بنشینیم و هرکس که اسبش پیش از دیگران شیهه بکشد او پادشاه است. داریوش به اویبارس گفت اگر مهارت داری کاری کن که این افتخار جز ما نصیب کسی دیگر نشود. اویبارس نیز به داریوش گفت: آسوده خاطر باش که داروی این درد را دارم. وقتی شب شد، اویبارس مادیانی را که اسب داریوش دوست میداشت، به بیرون شهر برد و در جایی بست، آنگاه اسب داریوش را به همانجا برد و کمی دورتر از مادیان، دور او چرخاند و رفته رفته به مادیان نزدیک کرد و سرانجام اجازه داد نرینه بر مادینه بجهد. فردا با تابش خورشید شش یار(بجز اُتانس چون انصراف داد) سوار اسبهایشان شدند و طبق قرار به راه افتادند و در راه بیرون شهر همینکه به همان محلی که شب پیش مادیان بسته شده بود رسیدند، اسب داریوش پیش تاخت و شیهه کشید و یارانش به تندی پایین پریدند و در برابرش به خاک افتادند و داریوش با این فریبکاری پادشاه پارسها شد.
⚠️اما گروهی دیگر از پارسیان ترفند اویبارس را چنین بازگو میکنند که اویبارس دست خود را به آلت مادیان مالید و سپس آنرا در جیب شلوار گشاد خود نهاد و هنگام بر آمدن آفتاب وقتی اسبها آماده حرکت شدند، دستش را بیرون کشید و جلوی منخرین(=دو سوراخ بینی) اسب داریوش کشید که با این بو تحریک شد و شیهه کشید.
جالب است که روایت ژوستن نیز تقریبا مطابق روایت هرودوت است در مورد نحوه به سلطنت رسیدن داریوش.
لذا داریوش بواسطه فریبکاری و آلت یک مادیان به تخت پادشاهی نشست. داریوش اهورمزدا پرست، همان کسی هست که در کتیبه بیستون می گوید هرگز دروغگو نبوده و اگر کسی دروغ بگوید باید او را به سختی مجازات کرد، اما دروغگویی و فریبکاری را برای خودش مجاز می دانست.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب سوم، ص386 و 387 و397 و 398. بند 68 و 70 و 85 و 86 و 87
تاریخ ایران باستان، پیرنیا، جلد1، ص 452
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ فریبکاری داریوش هخامنشی برای رسیدن به پادشاهی. تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب سوم، ص 386 و 387 و 397 و 398 . بند 68 و 70 و 85 و 86 و 87
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ فریبکاری داریوش هخامنشی برای رسیدن به پادشاهی. شباهت بسیار زیاد روایت ژوستن با روایت هرودوت در مورد نحوه به سلطنت رسیدن داریوش اول. تاریخ ایران باستان، ج1، پیرنیا، ص452
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
🎥 برای اولین بار در تلگرام نسخه کامل فیلم سینمایی و تاریخی افسانه تومیریس🎞
⚠️محصول قزاقستان2019. کارگردان: آکان ساتایف، مدت زمان فیلم 2 ساعت و 35 دقیقه.
در این فیلم شما بر اساس مستندات معتبر تاریخی با زندگی ملکه تومیریس و چگونگی تجاوز کوروش به سرزمین ماساژتها که منجر به مرگ کوروش هخامنشی شد، آشنا می شوید. با کیفیتی عالی و زیرنویس انگلیسی.
❗️برای دیدن فیلم، سعی کنید نقطه اتصال فیلتر شکن شما از طریق سرورهای آمریکا باشد👇
https://youtu.be/Abmmo5gHxvU
❌ اینهم لینک فیلم به زبان فارسی 👇
https://doostihaa.upera.tv/embed/2748793?ref=3m8
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️محصول قزاقستان2019. کارگردان: آکان ساتایف، مدت زمان فیلم 2 ساعت و 35 دقیقه.
در این فیلم شما بر اساس مستندات معتبر تاریخی با زندگی ملکه تومیریس و چگونگی تجاوز کوروش به سرزمین ماساژتها که منجر به مرگ کوروش هخامنشی شد، آشنا می شوید. با کیفیتی عالی و زیرنویس انگلیسی.
❗️برای دیدن فیلم، سعی کنید نقطه اتصال فیلتر شکن شما از طریق سرورهای آمریکا باشد👇
https://youtu.be/Abmmo5gHxvU
❌ اینهم لینک فیلم به زبان فارسی 👇
https://doostihaa.upera.tv/embed/2748793?ref=3m8
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
YouTube
The Legend of Tomiris
The Legend of Tomiris recounts the tale of the nomadic ruler who overcame great personal tragedy to repel the powerful Persian empire and unite the Great Steppe.
❌ آنها غارتگر بودند ❌
⚠️اسلام ستیزان مدعی اند که فاتحان مسلمان از ایرانیان باج میگرفتند، در حالیکه جزیه، عین عدالت است زیرا همانگونه که مجوس به دستگاه خلافت جزیه می داد، مسلمین هم زکات می دادند. اما فاتحان مسلمان، به شهرهای ساسانی سه پیشنهاد میدادند قبل از جنگیدن: «1_مسلمان شوید و از حقوق یکسان با ما برخوردار شوید. 2_جزیه دهید و آزادانه به دین خود باشید. 3_اگر طالب جنگ باشید شمشیر بین ما حکم خواهد کرد». این یعنی عدالت اسلام زیرا هیچ ارتشی در جهان اینقدر عادلانه رفتار نمیکند(1)
اما جزیه ای که مجوس به مسلمانان میدادند از مالیاتی که به ساسانیان میدادند به مراتب سبک تر بود(2)
پس بازهم رفتار مسلمانان با ایرانیان بسیار عادلانه تر و منصفانه تر از حکومت زرتشتی ساسانی بود. نکته مهم این است که، مجوس بواسطه پرداخت جزیه از جنگیدن برای مسلمانان معاف می شدند و در پناه خلافت اسلامی و در امنیت به زندگی و کسب و کار خود می پرداختند. اما شاهان ایران باستان در فتوحات چه میکردند? آنها به شهرها حمله میکردند نظامیان و غیر نظامیان را قتل عام می کردند مگر اینکه تسلیم و اسیر شوند، شهر را غارت می نمودند و بخشی را برده میکردند و خراج سالانه هم میگرفتند. همچنین، شهرهای مغلوبه باید به اجبار، نیروی جنگی در اختیار پادشاهان ایران باستان می گذاشتند. پس بین عدالت فاتحان مسلمان و روش شاهان ایران باستان تفاوت چشمگیری مشاهده میشود.
⚠️ کوروش هخامنشی در منشور خود به صراحت اعتراف میکند که همه شاهان و ساکنان سرزمینهای فتح شده باج سنگین خود را در بابل برایم آوردند و بر دو پایم بوسه زدند(3). لذا اسلام ستیزان نمیتوانند بر جزیه فاتحان مسلمان ایراد بگیرند، چون هر ایرادی که وارد کنند در درجه اول علیه خودشان مطرح است.
داریوش هخامنشی بعد از فتح سرزمینهای مختلف و سرکوب جنبش های آزادی خواهانه، بر 20 شهربی یا ساتراپی مسلط شد و "سالانه" باج سنگینی از آنها میگرفت. اقوامی که به نقره خراج می دادند، معیار محاسبه تالان بابلی بود و اقوام که به طلا خراج می دادند، معیار محاسبه تالان ائوبویی بود. باج و خراج داریوش از ساتراپی های مغلوبه اش به شرح ذیل است:
1_ایونی ها، مگنت های آسیا(مگنزیها)، ائولی ها، کاریایی ها، لوکی ها، پامفیلی ها، ملطی ها جمع 400 تالان نقره باید می دادند.
2_موسیایی ها، لودیایی ها، لاسونی ها، کابالی ها و هیتی ها، سالانه 500 تالان باید می دادند.
3_فروگیایی ها، تراکیه ای های آسیا، پافلاگونی ها، ماریانددو ها و سوری ها سالانه 360 تالان باید می دادند.
4_کلیکی ها باید 360 اسب سفید و 500 تالان نقره می دادند.
5_از پوزیدئون تا مصر(بغیر از اعراب شبه جزیره که باج نمی دادند) شامل تمام فنیقیه، فلسطین و قبرس، سالانه 350 تالان باید می دادند.
6_مصر، لیبی، سیرن و برقه، سالانه 700 تالان باید می دادند بعلاوه مقدار مشخصی گندم و ماهی صید شده برای پادگانهای هخامنشی.
7_ساتاگودها، گنداری ها، دادیکه ها و آپاریت ها، جمعا 170 تالان باید پرداخت می کردند.
8_ساکنان شوش و عیلام باید 300 تالان پرداخت می کردند.
9_بابل و آشور، 1000 تالان نقره و 500 خواجه جوان باید می دادند.
10_اکباتان(همدان) و بقیه ماد و پاریکانی ها و اورتوکوروبانت ها، باید 450 تالان می دادند.
11_کاسی های مازندران، پائوسیکاها، پانتی مات ها و داری ها، مجموعا 200 تالان باید می دادند.
12_از باکتریا(بلخ) تا ناحیه اگل ها، باید 300 تالان می دادند.
13_پاکتوها، ارمنی ها و مناطق همسایه تاپونت اوکسین(دریای سیاه) که 400 تالان باید می دادند.
14_ساگارتی ها، سیستانی ها، تامانه ها، اوتی ها، موک ها و ساکنان جزایر دریای اریتره(خلیج فارس) جمعا باید 600 تالان می دادند.
15_سکاها و کاسی ها، باید 600 تالان می دادند.
16_پارتها، خوارزمیان، سُغدی ها و آری ها(هراتی ها) باید 300 تالان می دادند.
17_پاریکانی ها و اتیوپی های آسیا، باید 400 تالان می دادند.
18_ماتی ین ها، ساسپیرها و آلارودی ها که باید 200 تالان می دادند.
19_موسک ها، تیبارنی ها، ماکرون ها، موسونک ها و مارها، باید 300 تالان می دادند.
20_هندی ها باید 360 تالان خاک طلا می دادند(4)
❗️هر تالان ائوبویی معادل 25 کیلو و 920 گرم است و هر تالان بابلی معادل 30 کیلو و 240 گرم است(5)
لذا اسلام ستیزان باستانگرا نمی توانند بر جزیه عادلانه فاتحان مسلمان ایرادی بگیرند در حالیکه شاهان ایران باستان اینگونه سایر ملل را چپاول میکردند.
📚منابع:
(1) تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد5، ص 1694
(2) کارنامه اسلام، عبدالحسین زرینکوب، چاپ 1348، ص2
(3) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، بندهای 29 و 30 منشور کوروش، ص 176
(4) تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب سوم، ص 399 تا 401، بند 89 تا 94
(5) همان منبع، ص439
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اسلام ستیزان مدعی اند که فاتحان مسلمان از ایرانیان باج میگرفتند، در حالیکه جزیه، عین عدالت است زیرا همانگونه که مجوس به دستگاه خلافت جزیه می داد، مسلمین هم زکات می دادند. اما فاتحان مسلمان، به شهرهای ساسانی سه پیشنهاد میدادند قبل از جنگیدن: «1_مسلمان شوید و از حقوق یکسان با ما برخوردار شوید. 2_جزیه دهید و آزادانه به دین خود باشید. 3_اگر طالب جنگ باشید شمشیر بین ما حکم خواهد کرد». این یعنی عدالت اسلام زیرا هیچ ارتشی در جهان اینقدر عادلانه رفتار نمیکند(1)
اما جزیه ای که مجوس به مسلمانان میدادند از مالیاتی که به ساسانیان میدادند به مراتب سبک تر بود(2)
پس بازهم رفتار مسلمانان با ایرانیان بسیار عادلانه تر و منصفانه تر از حکومت زرتشتی ساسانی بود. نکته مهم این است که، مجوس بواسطه پرداخت جزیه از جنگیدن برای مسلمانان معاف می شدند و در پناه خلافت اسلامی و در امنیت به زندگی و کسب و کار خود می پرداختند. اما شاهان ایران باستان در فتوحات چه میکردند? آنها به شهرها حمله میکردند نظامیان و غیر نظامیان را قتل عام می کردند مگر اینکه تسلیم و اسیر شوند، شهر را غارت می نمودند و بخشی را برده میکردند و خراج سالانه هم میگرفتند. همچنین، شهرهای مغلوبه باید به اجبار، نیروی جنگی در اختیار پادشاهان ایران باستان می گذاشتند. پس بین عدالت فاتحان مسلمان و روش شاهان ایران باستان تفاوت چشمگیری مشاهده میشود.
⚠️ کوروش هخامنشی در منشور خود به صراحت اعتراف میکند که همه شاهان و ساکنان سرزمینهای فتح شده باج سنگین خود را در بابل برایم آوردند و بر دو پایم بوسه زدند(3). لذا اسلام ستیزان نمیتوانند بر جزیه فاتحان مسلمان ایراد بگیرند، چون هر ایرادی که وارد کنند در درجه اول علیه خودشان مطرح است.
داریوش هخامنشی بعد از فتح سرزمینهای مختلف و سرکوب جنبش های آزادی خواهانه، بر 20 شهربی یا ساتراپی مسلط شد و "سالانه" باج سنگینی از آنها میگرفت. اقوامی که به نقره خراج می دادند، معیار محاسبه تالان بابلی بود و اقوام که به طلا خراج می دادند، معیار محاسبه تالان ائوبویی بود. باج و خراج داریوش از ساتراپی های مغلوبه اش به شرح ذیل است:
1_ایونی ها، مگنت های آسیا(مگنزیها)، ائولی ها، کاریایی ها، لوکی ها، پامفیلی ها، ملطی ها جمع 400 تالان نقره باید می دادند.
2_موسیایی ها، لودیایی ها، لاسونی ها، کابالی ها و هیتی ها، سالانه 500 تالان باید می دادند.
3_فروگیایی ها، تراکیه ای های آسیا، پافلاگونی ها، ماریانددو ها و سوری ها سالانه 360 تالان باید می دادند.
4_کلیکی ها باید 360 اسب سفید و 500 تالان نقره می دادند.
5_از پوزیدئون تا مصر(بغیر از اعراب شبه جزیره که باج نمی دادند) شامل تمام فنیقیه، فلسطین و قبرس، سالانه 350 تالان باید می دادند.
6_مصر، لیبی، سیرن و برقه، سالانه 700 تالان باید می دادند بعلاوه مقدار مشخصی گندم و ماهی صید شده برای پادگانهای هخامنشی.
7_ساتاگودها، گنداری ها، دادیکه ها و آپاریت ها، جمعا 170 تالان باید پرداخت می کردند.
8_ساکنان شوش و عیلام باید 300 تالان پرداخت می کردند.
9_بابل و آشور، 1000 تالان نقره و 500 خواجه جوان باید می دادند.
10_اکباتان(همدان) و بقیه ماد و پاریکانی ها و اورتوکوروبانت ها، باید 450 تالان می دادند.
11_کاسی های مازندران، پائوسیکاها، پانتی مات ها و داری ها، مجموعا 200 تالان باید می دادند.
12_از باکتریا(بلخ) تا ناحیه اگل ها، باید 300 تالان می دادند.
13_پاکتوها، ارمنی ها و مناطق همسایه تاپونت اوکسین(دریای سیاه) که 400 تالان باید می دادند.
14_ساگارتی ها، سیستانی ها، تامانه ها، اوتی ها، موک ها و ساکنان جزایر دریای اریتره(خلیج فارس) جمعا باید 600 تالان می دادند.
15_سکاها و کاسی ها، باید 600 تالان می دادند.
16_پارتها، خوارزمیان، سُغدی ها و آری ها(هراتی ها) باید 300 تالان می دادند.
17_پاریکانی ها و اتیوپی های آسیا، باید 400 تالان می دادند.
18_ماتی ین ها، ساسپیرها و آلارودی ها که باید 200 تالان می دادند.
19_موسک ها، تیبارنی ها، ماکرون ها، موسونک ها و مارها، باید 300 تالان می دادند.
20_هندی ها باید 360 تالان خاک طلا می دادند(4)
❗️هر تالان ائوبویی معادل 25 کیلو و 920 گرم است و هر تالان بابلی معادل 30 کیلو و 240 گرم است(5)
لذا اسلام ستیزان باستانگرا نمی توانند بر جزیه عادلانه فاتحان مسلمان ایرادی بگیرند در حالیکه شاهان ایران باستان اینگونه سایر ملل را چپاول میکردند.
📚منابع:
(1) تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، جلد5، ص 1694
(2) کارنامه اسلام، عبدالحسین زرینکوب، چاپ 1348، ص2
(3) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، بندهای 29 و 30 منشور کوروش، ص 176
(4) تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب سوم، ص 399 تا 401، بند 89 تا 94
(5) همان منبع، ص439
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آنها غارتگر بودند. شرایط عادلانه سپاه اسلام در فتح سرزمینها و اعتراف کوروش در منشورش به باجگیری از ملتها در حالیکه بر دو پایش باید بوسه می زدند(حقوق بشر کوروشی). تاریخ طبری، ترجمه پاینده، ج5، ص1694. ایران در عهد باستان، مشکور، ترجمه بندهای منشور کوروش، ص176
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آنها غارتگر بودند. داریوش پس از قتل عام گسترده و فتح سرزمینها بر 20 ساتراپی حکمرانی میکردند که این ساتراپی ها همه ساله باید طلا و نقره و مواد غذایی و حتی 500 جوان خواجه(غلامی که خایه اش را کشیده باشند و اخته باشد جهت خدمت در حرمسرای شاه) می دادند. بماند که داریوش علیرغم گرفتن اینهمه باج از ساتراپی ها، آنها باز هم باید به لشکر هخامنشی سرباز نیز می دادند. تاریخ هرودوت، ترجمه ثاقب فر، کتاب سوم، ص399 تا 401 و ص 439، بند 89 تا 94
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ اجبار ممالک مغلوبه به ارسال دختران و پسران برای حرمسرای داریوش ❌
⚠️داریوش هخامنشی پس جنگها و کشتار فراوان بر بیست ساتراپی حاکم گردید و طبق کتیبه اش سالانه از آنها باج و هدایا میگرفت، البته بجز ساتراپی پارس که معاف بود. برخی ساتراپی ها نیز جدای از مالیات و هدایا مجبور بودند که دختران و پسرانی را برای عیش و نوش شاه هخامنشی و خدمت به او ارسال دارند. مثلا ساتراپی بابل و آشور که سالانه 1000 تالان نقره می دادند باید 500 خواجه جوان نیز برای داریوش می فرستاند. کاربرد خواجه ها که اخته می شدند، برای خدمت در دربار و حرمسرای شاه بود. همچنین اتیوپی ها و همسایگان آنها نیز جدای از تمام هدایای ارسالی، باید هر دو سال 5 پسر جوان برای داریوش می فرستادند. کُلخیس ها و همسایگان آنها تا قفقاز نیز جدای از هدایا، باید هر چهار سال 100 پسر و 100 دختر به دربار داریوش هخامنشی می فرستادند.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، کتاب سوم، ترجمه ثاقب فر، ص 400 و 402، بند 92 و 97
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️داریوش هخامنشی پس جنگها و کشتار فراوان بر بیست ساتراپی حاکم گردید و طبق کتیبه اش سالانه از آنها باج و هدایا میگرفت، البته بجز ساتراپی پارس که معاف بود. برخی ساتراپی ها نیز جدای از مالیات و هدایا مجبور بودند که دختران و پسرانی را برای عیش و نوش شاه هخامنشی و خدمت به او ارسال دارند. مثلا ساتراپی بابل و آشور که سالانه 1000 تالان نقره می دادند باید 500 خواجه جوان نیز برای داریوش می فرستاند. کاربرد خواجه ها که اخته می شدند، برای خدمت در دربار و حرمسرای شاه بود. همچنین اتیوپی ها و همسایگان آنها نیز جدای از تمام هدایای ارسالی، باید هر دو سال 5 پسر جوان برای داریوش می فرستادند. کُلخیس ها و همسایگان آنها تا قفقاز نیز جدای از هدایا، باید هر چهار سال 100 پسر و 100 دختر به دربار داریوش هخامنشی می فرستادند.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، کتاب سوم، ترجمه ثاقب فر، ص 400 و 402، بند 92 و 97
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ عدالت به سبک داریوش اول هخامنشی❌
⚠️ داریوش و شش سردار علیه گئومات مغ یا همان بردیای دروغین کودتا کردند و در نهایت از بین آن هفت نفر، داریوش به پادشاهی رسید. روزی اینتافرنس که یکی از همان هفت نفر بود وارد کاخ داریوش شد و برای مسئله ای خواست شاه را ببیند. چنانکه میدانیم این هفت نفر توافق کرده بودند، برای باریابی بدون اطلاع قبلی می توانند نزد شاه بروند، مگر اینکه شاه با یکی از زنانش در خلوت باشد. نگهبانان به اینتافرنس اجازه ورود ندادند و گفتند که شاه با یکی از زنان خویش است. اینتافرنس پنداشت که آنها دروغ می گویند، سپس شمشیر کشید و گوش و بینی آنها را برید و افسار اسب خود را باز کرد و به گردن آنها بست و روانه شان کرد. آن دو با همین وضع نزد داریوش رفتند و ماجرا را گفتند. داریوش از احتمال دسیسه ای میان این شش سردار بیمناک شد و یکایک آنها را احضار کرد و از آنها توضیح خواست، آنگاه مطمئن شد که اینتافرنس سرخود اقدام کرده و دسیسه ای نیست، دستور داد که پسران و همه خانواده اینتافرنس(به جز زنان) را به زندان بیندازند تا اعدام شوند. اما زن اینتافرنس هر روز کنار دروازه کاخ داریوش به شیون و زاری پرداخت تا اینکه داریوش دلش به رحم آمد و گفت یک نفر را از میان خویشان زندانی ات انتخاب کن تا آزاد کنم. زن گفت برادرم را آزاد کنید چون اگر شوهرم اعدام شود دوباره میتوانم ازدواج کنم اما چون پدر و مادرم زنده نیستند، اگر برادرم را اعدام کنید دیگر نمیتوانم برادری داشته باشم. داریوش استدلال آن زن را پذیرفت و نه تنها برادر بلکه پسر بزرگش را نیز آزاد کرد و بقیه را اعدام نمود.
❗️نکته: اینتافرنس مرتکب خطا شده بود اما داریوش تمام پسرانش و همه خانواده او را اعدام کرد در حالیکه سایرین بی گناه بودند. این هم از عدالت داریوشی.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، کتاب سوم، ترجمه ثاقب فر، ص 411 و 412، بند 118 و 119
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ داریوش و شش سردار علیه گئومات مغ یا همان بردیای دروغین کودتا کردند و در نهایت از بین آن هفت نفر، داریوش به پادشاهی رسید. روزی اینتافرنس که یکی از همان هفت نفر بود وارد کاخ داریوش شد و برای مسئله ای خواست شاه را ببیند. چنانکه میدانیم این هفت نفر توافق کرده بودند، برای باریابی بدون اطلاع قبلی می توانند نزد شاه بروند، مگر اینکه شاه با یکی از زنانش در خلوت باشد. نگهبانان به اینتافرنس اجازه ورود ندادند و گفتند که شاه با یکی از زنان خویش است. اینتافرنس پنداشت که آنها دروغ می گویند، سپس شمشیر کشید و گوش و بینی آنها را برید و افسار اسب خود را باز کرد و به گردن آنها بست و روانه شان کرد. آن دو با همین وضع نزد داریوش رفتند و ماجرا را گفتند. داریوش از احتمال دسیسه ای میان این شش سردار بیمناک شد و یکایک آنها را احضار کرد و از آنها توضیح خواست، آنگاه مطمئن شد که اینتافرنس سرخود اقدام کرده و دسیسه ای نیست، دستور داد که پسران و همه خانواده اینتافرنس(به جز زنان) را به زندان بیندازند تا اعدام شوند. اما زن اینتافرنس هر روز کنار دروازه کاخ داریوش به شیون و زاری پرداخت تا اینکه داریوش دلش به رحم آمد و گفت یک نفر را از میان خویشان زندانی ات انتخاب کن تا آزاد کنم. زن گفت برادرم را آزاد کنید چون اگر شوهرم اعدام شود دوباره میتوانم ازدواج کنم اما چون پدر و مادرم زنده نیستند، اگر برادرم را اعدام کنید دیگر نمیتوانم برادری داشته باشم. داریوش استدلال آن زن را پذیرفت و نه تنها برادر بلکه پسر بزرگش را نیز آزاد کرد و بقیه را اعدام نمود.
❗️نکته: اینتافرنس مرتکب خطا شده بود اما داریوش تمام پسرانش و همه خانواده او را اعدام کرد در حالیکه سایرین بی گناه بودند. این هم از عدالت داریوشی.
📚منبع:
تاریخ هرودوت، کتاب سوم، ترجمه ثاقب فر، ص 411 و 412، بند 118 و 119
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇