❌ غارت مردم دیاربکر بدست قباد(کواد) ساسانی ❌
⚠️در سال 502 م، صلحی که بین ساسانیان و رومیان وجود داشت از بین رفت در حالیکه هنوز 20 سال از مدت زمان صلح باقی مانده بود. اما دلیل از بین رفتن صلح، قباد ساسانی بود. زیرا قباد طبق قرارداد صلحی که با هفتالیان بسته بود باید سالانه به آنها باجو خراج میداد و برای تامین این مبلغ از رومیها درخواست وام کرد، اما رومی ها امتناع کردند و یا در ازای پرداخت وام شروطی وهن آوری(اهانت آمیز) گذاشتند، لذا قباد ساسانی نپذیرفت و به شهر آمد(=دیار بکر/Amed) حمله کرد و با تحریک مغ های زرتشتی و از طریق نقبی که وجود داشت، شبانه آنجا را فتح نمود و مردم دیاربکر را تاراج و غارت کرد. سپس پادگانی هزار نفری به فرماندهی گلون که ایرانی بود، آنجا برپا نمود.
📚منبع:
مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، نشر وزارت امور خارجه شاهنشاهی، تهران1350، ص43
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️در سال 502 م، صلحی که بین ساسانیان و رومیان وجود داشت از بین رفت در حالیکه هنوز 20 سال از مدت زمان صلح باقی مانده بود. اما دلیل از بین رفتن صلح، قباد ساسانی بود. زیرا قباد طبق قرارداد صلحی که با هفتالیان بسته بود باید سالانه به آنها باجو خراج میداد و برای تامین این مبلغ از رومیها درخواست وام کرد، اما رومی ها امتناع کردند و یا در ازای پرداخت وام شروطی وهن آوری(اهانت آمیز) گذاشتند، لذا قباد ساسانی نپذیرفت و به شهر آمد(=دیار بکر/Amed) حمله کرد و با تحریک مغ های زرتشتی و از طریق نقبی که وجود داشت، شبانه آنجا را فتح نمود و مردم دیاربکر را تاراج و غارت کرد. سپس پادگانی هزار نفری به فرماندهی گلون که ایرانی بود، آنجا برپا نمود.
📚منبع:
مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، نشر وزارت امور خارجه شاهنشاهی، تهران1350، ص43
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ باج گیریهای انوشیروان ساسانی به اصطلاح عادل ❌
⚠️اسلام ستیزان ادعا میکنند که جزیه، همان باجگیری است. دقت کنید که جزیه اسلامی بمعنی باج نیست بلکه مالیات و خراج است، خب مسلمانان هم مالیات و خراجی به نام زکات میدهند. مسلمانان در ازای جزیه، جان و مال و ناموس اهل ذمه را در امان نگه میدارند و حمایت میکنند و مضاف بر این اهل ذمه از جنگ کردن برای سپاه مسلمین معاف میشوند یعنی باز هم جانشان در امان است.
اما بشنویم از باج گیریهای انوشیروان ساسانی.
«در سال 540 م، خسرو اول(=انوشیروان) به انطاکیه از قلمرو روم، حمله کرد و آنرا محاصره نمود. قیصر ژوستی نین، سُفرایش را برای مذاکره صلح به نزد انوشیروان فرستاد. بعد از کشمکشها توافق ایجاد شد به این ترتیب که خسرو انوشیروان، یکجا پنج هزار لیور طلا از آنها بستاند و در آینده نیز رومیها سالانه پانصد لیور طلا پرداخت کنند و دیگر جنگ بین آنها واقع نشود. با اینکه عهدنامه صلح بسته شد اما باز هم انوشیروان دست از اقدامات خصمانه خود برنداشت و به شهر دارس حمله کرد و آنرا محاصره نمود و با دریافت باجی به مبلغ 9 هزار لیور طلا از ساکنین شهر، دست از محاصر آن کشید».
«در سال 541 م، خسرو انوشیروان به کلخید(لازیکه) از ولایات قفقاز رسید و امیر آنجا تسلیم شد و تاج و سرزمین خود را تقدیم کرد، اما انوشیروان در شهر ساحلی پترا در کنار رود ارس که پادگانی رومی در آنجا بود و با ژان، حاکم شجاع و ظالم آن جنگید و در نهایت ژان کشته شد و انوشیروان قول داد که اگر شهر تسلیم شود جان و مال مردم مصون می ماند و فقط گنجینه های ژان تاراج میگردد و چنین شد. سپس انوشیروان از فرات گذشت و به داخل قلمرو روم پیشروی کرد. قیصر ژوستی نین، سفیرانی برای صلح فرستاد و انوشیروان به شرط اینکه از بزرگان رومی، گروگانهایی پیش او باشد، صلح را پذیرفت. اما مدتی بعد علیرغم صلح به شهر کالینگ حمله کرد و آنرا تسخیر نمود. در سال 544م ، انوشیروان برای بار چندم به شهر ادس(اورفه) حمله کرد و شهر را محاصره کرد ولی موفق به تسخیر آن نشد و لذا به ساکنان شهر پیشنهاد کرد که مبلغی را بعنوان باج بدهند تا ساسانیان دست از محاصره بردارند. اما چون مبلغ سنگین بود، ساکنان ادس ناتوان از پرداختش بودند و جانانه جنگیدند. سرانجام سفیر رومیها از قسطنطنیه برای صلح به نزد انوشیروان آمد و توافق شد که رومیها پانصد لیور طلا به انوشیروان پرداخت کنند تا عقب نشینی کند و دیگر جنگ و جدالی با توابع روم تجدید نشود».
«در سال 545م، قیصر ژوستی نین سفیرانی برای تکمیل قرارداد صلح به نزد انوشیروان فرستاد و خواهان استرداد بخشی از شهر کلخید که سابقا توسط ایرانیان تصرف شده بود، شدند. انوشیروان توجهی نکرد و گفت رومیها باید مبالغی پرداخت کنند و پزشکی به نام تریبون را به انوشیروان دهند زیرا خسرو این طبیب ماهر را دوست داشت. ژوستی نین، فورا این طبیب را به نزد خسرو فرستاد و دو هزار لیور نقره باج داد و بمدت پنج سال بین ایران و روم قرارداد متارکه جنگ منعقد شد. حتی در حین متارکه پنج ساله بین ایران و روز جنگ و ستیز بر سر شهر کلخید وجود داشت. لذا مجددا در سال 551م بین ژوستی نین و انوشیروان قرار داد متارکه جنگ منعقد شد و قیصر روم برای 18 ماه باقی مانده از قرارداد پنج ساله قبلی، مجددا مجبور شد دو هزار لیور به انوشیروان باج دهد»
«بعد از انقضا قرارداد متارکه کوتاه مدت، قیصر ژوستی نین و انوشیروان خواهان ایجاد صلح کامل بین خود شدند. ساسانیان برای متارکه دائم جنگ، خواهان باج هر ساله به مبلغ چهل هزار اکو بودند که طی مدت سی سال پرداخت شود، ولی قیصر خواهان صلحی کوتاه مدت بود بدون اینکه وجهی بدهد. پس از مجادلات بسیار توافق صلحی پنجاه ساله ایجاد شد، مشروط به اینکه شهر کلخید به رومیها مسترد شود و... و رومیها نیز به ازای هر سال متارکه جنگ، سی هزار اکو طلا به ساسانیان باج دهند»
«خسرو انوشیروان در سال 574م، شهر دارس را فتح کرد و قشون امپراطوری روم مجبور به ترک محاصره نصیبین شدند. ژوستن دوم سست عنصر قیصر روم بود ولی اداره امور بدست ملکه صوفی بود. انوشیروان به گونه ای رفتار کرد تا رومیها درخواست صلح دهند تا بتواند شروط خود را به آنها دیکته کند. لذا سفیری به نام ژاک را با نامه ای سراسر لاف و ناسزا به قسطنطنیه فرستاد. قیصر ژوستن دوم معذرت خواست و سفیر را به نزد ملکه صوفی فرستاد. ملکه پس از مشاوره با تی بر، سفیری به نام زاخاری را با نامه ای و به همراه چهل هزار اکو طلا بعنوان باج قرار داد صلح به نزد انوشیروان فرستاد».
📚منبع:
مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، نشر وزارت امور خارجه شاهنشاهی، تهران1350، ص45تا51
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اسلام ستیزان ادعا میکنند که جزیه، همان باجگیری است. دقت کنید که جزیه اسلامی بمعنی باج نیست بلکه مالیات و خراج است، خب مسلمانان هم مالیات و خراجی به نام زکات میدهند. مسلمانان در ازای جزیه، جان و مال و ناموس اهل ذمه را در امان نگه میدارند و حمایت میکنند و مضاف بر این اهل ذمه از جنگ کردن برای سپاه مسلمین معاف میشوند یعنی باز هم جانشان در امان است.
اما بشنویم از باج گیریهای انوشیروان ساسانی.
«در سال 540 م، خسرو اول(=انوشیروان) به انطاکیه از قلمرو روم، حمله کرد و آنرا محاصره نمود. قیصر ژوستی نین، سُفرایش را برای مذاکره صلح به نزد انوشیروان فرستاد. بعد از کشمکشها توافق ایجاد شد به این ترتیب که خسرو انوشیروان، یکجا پنج هزار لیور طلا از آنها بستاند و در آینده نیز رومیها سالانه پانصد لیور طلا پرداخت کنند و دیگر جنگ بین آنها واقع نشود. با اینکه عهدنامه صلح بسته شد اما باز هم انوشیروان دست از اقدامات خصمانه خود برنداشت و به شهر دارس حمله کرد و آنرا محاصره نمود و با دریافت باجی به مبلغ 9 هزار لیور طلا از ساکنین شهر، دست از محاصر آن کشید».
«در سال 541 م، خسرو انوشیروان به کلخید(لازیکه) از ولایات قفقاز رسید و امیر آنجا تسلیم شد و تاج و سرزمین خود را تقدیم کرد، اما انوشیروان در شهر ساحلی پترا در کنار رود ارس که پادگانی رومی در آنجا بود و با ژان، حاکم شجاع و ظالم آن جنگید و در نهایت ژان کشته شد و انوشیروان قول داد که اگر شهر تسلیم شود جان و مال مردم مصون می ماند و فقط گنجینه های ژان تاراج میگردد و چنین شد. سپس انوشیروان از فرات گذشت و به داخل قلمرو روم پیشروی کرد. قیصر ژوستی نین، سفیرانی برای صلح فرستاد و انوشیروان به شرط اینکه از بزرگان رومی، گروگانهایی پیش او باشد، صلح را پذیرفت. اما مدتی بعد علیرغم صلح به شهر کالینگ حمله کرد و آنرا تسخیر نمود. در سال 544م ، انوشیروان برای بار چندم به شهر ادس(اورفه) حمله کرد و شهر را محاصره کرد ولی موفق به تسخیر آن نشد و لذا به ساکنان شهر پیشنهاد کرد که مبلغی را بعنوان باج بدهند تا ساسانیان دست از محاصره بردارند. اما چون مبلغ سنگین بود، ساکنان ادس ناتوان از پرداختش بودند و جانانه جنگیدند. سرانجام سفیر رومیها از قسطنطنیه برای صلح به نزد انوشیروان آمد و توافق شد که رومیها پانصد لیور طلا به انوشیروان پرداخت کنند تا عقب نشینی کند و دیگر جنگ و جدالی با توابع روم تجدید نشود».
«در سال 545م، قیصر ژوستی نین سفیرانی برای تکمیل قرارداد صلح به نزد انوشیروان فرستاد و خواهان استرداد بخشی از شهر کلخید که سابقا توسط ایرانیان تصرف شده بود، شدند. انوشیروان توجهی نکرد و گفت رومیها باید مبالغی پرداخت کنند و پزشکی به نام تریبون را به انوشیروان دهند زیرا خسرو این طبیب ماهر را دوست داشت. ژوستی نین، فورا این طبیب را به نزد خسرو فرستاد و دو هزار لیور نقره باج داد و بمدت پنج سال بین ایران و روم قرارداد متارکه جنگ منعقد شد. حتی در حین متارکه پنج ساله بین ایران و روز جنگ و ستیز بر سر شهر کلخید وجود داشت. لذا مجددا در سال 551م بین ژوستی نین و انوشیروان قرار داد متارکه جنگ منعقد شد و قیصر روم برای 18 ماه باقی مانده از قرارداد پنج ساله قبلی، مجددا مجبور شد دو هزار لیور به انوشیروان باج دهد»
«بعد از انقضا قرارداد متارکه کوتاه مدت، قیصر ژوستی نین و انوشیروان خواهان ایجاد صلح کامل بین خود شدند. ساسانیان برای متارکه دائم جنگ، خواهان باج هر ساله به مبلغ چهل هزار اکو بودند که طی مدت سی سال پرداخت شود، ولی قیصر خواهان صلحی کوتاه مدت بود بدون اینکه وجهی بدهد. پس از مجادلات بسیار توافق صلحی پنجاه ساله ایجاد شد، مشروط به اینکه شهر کلخید به رومیها مسترد شود و... و رومیها نیز به ازای هر سال متارکه جنگ، سی هزار اکو طلا به ساسانیان باج دهند»
«خسرو انوشیروان در سال 574م، شهر دارس را فتح کرد و قشون امپراطوری روم مجبور به ترک محاصره نصیبین شدند. ژوستن دوم سست عنصر قیصر روم بود ولی اداره امور بدست ملکه صوفی بود. انوشیروان به گونه ای رفتار کرد تا رومیها درخواست صلح دهند تا بتواند شروط خود را به آنها دیکته کند. لذا سفیری به نام ژاک را با نامه ای سراسر لاف و ناسزا به قسطنطنیه فرستاد. قیصر ژوستن دوم معذرت خواست و سفیر را به نزد ملکه صوفی فرستاد. ملکه پس از مشاوره با تی بر، سفیری به نام زاخاری را با نامه ای و به همراه چهل هزار اکو طلا بعنوان باج قرار داد صلح به نزد انوشیروان فرستاد».
📚منبع:
مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، نشر وزارت امور خارجه شاهنشاهی، تهران1350، ص45تا51
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️باجگیریهای انوشیروان ساسانی به اصطلاح عادل. مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، نشر وزارت امور خارجه شاهنشاهی، تهران1350، ص45تا51
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
4_5949580567493215313.pdf
1.6 MB
📚 کتاب pdf خیانت های تشیع و تاثیر آن در عقب ماندگی مسلمانان
نویسنده: عماد علی عبدالسمیع حسین، مترجم: محمد عمر ابراهیمی. توصیه می کنیم به هیچوجه مطالعه این کتاب کم حجم، مستند و مفید را از دست ندهید و برای دوستان خود ارسال کنید تا همه ببینند که به گواهی تاریخ، مذهب تشیع در طول قرنها چه بلایی بر سر اسلام و مسلمین آورد. حق را بگویید ولو اینکه به ضرر شما باشد.
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
نویسنده: عماد علی عبدالسمیع حسین، مترجم: محمد عمر ابراهیمی. توصیه می کنیم به هیچوجه مطالعه این کتاب کم حجم، مستند و مفید را از دست ندهید و برای دوستان خود ارسال کنید تا همه ببینند که به گواهی تاریخ، مذهب تشیع در طول قرنها چه بلایی بر سر اسلام و مسلمین آورد. حق را بگویید ولو اینکه به ضرر شما باشد.
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ پدر کُشی و برادر کُشی شاهان ساسانی ❌
⚠️بعد از درگذشت خسرو اول(=انوشیروان) فرزندش هرمزد به پادشاهی رسید. اما جنگ بین رومیان و ساسانیان همچنان ادامه داشت. هرمزد سوم(صحیحش هرمزد چهارم/هرمیسداس) جنگ با روم را بیش از ده سال دنبال کرد. تا اینکه بهرام چوبین(بهرام ششم) که یکی از سرداران معروفش بود در جنگی که در آلبانی اتفاق افتاد شکست خورد. هرمزد، بهرام چوبین را مورد غضب و سرزنش قرار داد و به مناسبت شکستش در جنگ آلبانی برایش نامه ای به همراه لباس زنانه فرستاد و بهرام را محکوم و خوار ساخت. بهرام چوبین فرزند بهرام گشنسب از خاندان مهران بود. خاندان مهران از اشکانیان بودند و یکی از هفت طایفه قدرتمند زمان ساسانیان محسوب میشدند. بهرام که فتوحات بسیاری برای ساسانیان کرده بود و از خاندان ممتاز بود ازین توهین هرمزد بشدت برآشفت و نامه ای خطاب به هرمزد نوشت تا جنگی خانگی ایجاد کند و از هرمزد انتقام بکشد و بلند پروازی خود را نیز ارضا کند. هرمزد آنقدر ظالم بود که بهرام چوبین برای تحریک خلق، به تلاش فراوانی نیاز نداشت. بهرام به زودی حمایت عده زیادی از لشکریان را بدست آورد و قیام علیه هرمزد بالا گرفت و هرمزد در تیسفون محاصره شد و شکست خورد و به زندان انداخته شد.
⚠️ بنا به خواست بوندوس که ارشد خانواده شاهی بود، خسرو پرویز(خسرو دوم) پسر بزرگ هرمزد به مقام شاهی رسید. اما هرمزد(هرمیسداس) گفت که پسر دیگرش شایسته تاج و تخت است ولی بدست بوندوس مجازات شد تا عبرت سایر شاهزادگان نیز گردد. لذا در مقابل چشم خسرو پرویز و هرمزد(پدر خسرو پرویز) آن شاهزاده را با یک پسر خردسال و زنش کشتند و جسدش را دو نیمه کردند. سپس هرمزد را کور کردند و بدستور پسرش خسرو پرویز با سنگدلی تمام او کشتند. خسرو پرویز پادشاه شد و از بهرام چوبین خواست که دست از مخاصمه بردارد و اطاعت پادشاه کند تا دومین مقام را در حکومت به او عطا کنند، اما بهرام پاسخ سخت و موهن به خسرو پرویز داد و علیه او لشکر کشید. خسرو پرویز شکست خورد و به روم به نزد قیصر موریکیوس(موریس) فرار کرد. اما در نهایت با حمایت موریکیوس، بهرام را شکست داد و به مقام پادشاهی رسید.
مدتها بعد بین خسرو پرویز و هراکلیوس (هرقل) جنگ در گرفت. خسرو پرویز شکست خورد و فرار کرد و در همین حین به مرض اسهال مبتلا شد و پسر کوچکش مردانشاه را جانشین خود کرد. اما شیرویه پسر بزرگ خسرو پرویز مخالفت کرد و با استمداد از هراکلیوس دسیسه چید و خسرو پرویز را به غل و رنجیر کشید و در گنج خانه اش زندانی کرد. خسرو پرویز را بسیار گرسنگی دادند و بدستور شیرویه، ساتراپها بر صورت خسرو پرویز تُف انداختند و او را دشنام دادند و میگفتند که از زر و سیم گنج خانه ات استفاده کن، تو که بسیاری از مردم دنیا را بوسیله گرسنگی هلاک کردی. آنگاه بدستور شیرویه، مردانشاه و دیگر پسران خسرو پرویز را در مقابل چشم خسرو پرویز کشتند و بعد از پنج روز خود خسرو را نیز کشتند.
این عاقبت همان طاغوتی است که پیامبر به او نامه نوشت که اسلام بیاور تا سالم بمانی، اما خسرو پرویز اسلام نیاورد و نامه پیامبر اسلام را پاره کرد و دیدید که عاقبتش چه شد.
📚منبع:
مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، نشر وزارت امور خارجه شاهنشاهی، تهران1350، ص52تا56
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️بعد از درگذشت خسرو اول(=انوشیروان) فرزندش هرمزد به پادشاهی رسید. اما جنگ بین رومیان و ساسانیان همچنان ادامه داشت. هرمزد سوم(صحیحش هرمزد چهارم/هرمیسداس) جنگ با روم را بیش از ده سال دنبال کرد. تا اینکه بهرام چوبین(بهرام ششم) که یکی از سرداران معروفش بود در جنگی که در آلبانی اتفاق افتاد شکست خورد. هرمزد، بهرام چوبین را مورد غضب و سرزنش قرار داد و به مناسبت شکستش در جنگ آلبانی برایش نامه ای به همراه لباس زنانه فرستاد و بهرام را محکوم و خوار ساخت. بهرام چوبین فرزند بهرام گشنسب از خاندان مهران بود. خاندان مهران از اشکانیان بودند و یکی از هفت طایفه قدرتمند زمان ساسانیان محسوب میشدند. بهرام که فتوحات بسیاری برای ساسانیان کرده بود و از خاندان ممتاز بود ازین توهین هرمزد بشدت برآشفت و نامه ای خطاب به هرمزد نوشت تا جنگی خانگی ایجاد کند و از هرمزد انتقام بکشد و بلند پروازی خود را نیز ارضا کند. هرمزد آنقدر ظالم بود که بهرام چوبین برای تحریک خلق، به تلاش فراوانی نیاز نداشت. بهرام به زودی حمایت عده زیادی از لشکریان را بدست آورد و قیام علیه هرمزد بالا گرفت و هرمزد در تیسفون محاصره شد و شکست خورد و به زندان انداخته شد.
⚠️ بنا به خواست بوندوس که ارشد خانواده شاهی بود، خسرو پرویز(خسرو دوم) پسر بزرگ هرمزد به مقام شاهی رسید. اما هرمزد(هرمیسداس) گفت که پسر دیگرش شایسته تاج و تخت است ولی بدست بوندوس مجازات شد تا عبرت سایر شاهزادگان نیز گردد. لذا در مقابل چشم خسرو پرویز و هرمزد(پدر خسرو پرویز) آن شاهزاده را با یک پسر خردسال و زنش کشتند و جسدش را دو نیمه کردند. سپس هرمزد را کور کردند و بدستور پسرش خسرو پرویز با سنگدلی تمام او کشتند. خسرو پرویز پادشاه شد و از بهرام چوبین خواست که دست از مخاصمه بردارد و اطاعت پادشاه کند تا دومین مقام را در حکومت به او عطا کنند، اما بهرام پاسخ سخت و موهن به خسرو پرویز داد و علیه او لشکر کشید. خسرو پرویز شکست خورد و به روم به نزد قیصر موریکیوس(موریس) فرار کرد. اما در نهایت با حمایت موریکیوس، بهرام را شکست داد و به مقام پادشاهی رسید.
مدتها بعد بین خسرو پرویز و هراکلیوس (هرقل) جنگ در گرفت. خسرو پرویز شکست خورد و فرار کرد و در همین حین به مرض اسهال مبتلا شد و پسر کوچکش مردانشاه را جانشین خود کرد. اما شیرویه پسر بزرگ خسرو پرویز مخالفت کرد و با استمداد از هراکلیوس دسیسه چید و خسرو پرویز را به غل و رنجیر کشید و در گنج خانه اش زندانی کرد. خسرو پرویز را بسیار گرسنگی دادند و بدستور شیرویه، ساتراپها بر صورت خسرو پرویز تُف انداختند و او را دشنام دادند و میگفتند که از زر و سیم گنج خانه ات استفاده کن، تو که بسیاری از مردم دنیا را بوسیله گرسنگی هلاک کردی. آنگاه بدستور شیرویه، مردانشاه و دیگر پسران خسرو پرویز را در مقابل چشم خسرو پرویز کشتند و بعد از پنج روز خود خسرو را نیز کشتند.
این عاقبت همان طاغوتی است که پیامبر به او نامه نوشت که اسلام بیاور تا سالم بمانی، اما خسرو پرویز اسلام نیاورد و نامه پیامبر اسلام را پاره کرد و دیدید که عاقبتش چه شد.
📚منبع:
مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، نشر وزارت امور خارجه شاهنشاهی، تهران1350، ص52تا56
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ پدر کُشی و برادر کُشی شاهان ساسانی. مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، نشر وزارت امور خارجه شاهنشاهی، تهران1350، ص52تا56
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌شاه عباس صفوی،خائن کبیر❌
⚠️ در طول تاریخ، لکه ننگی بر سلسله صفویه است که این حکومت شیعی، ایرانیان را که اکثرا سنی مذهب بودند، قتل عام، شکنجه و هتک ناموس کردند و آنها را مجبور نمودند که مذهب تشیع اثنی عشری را بپذیرند. لطمه سلسله صفویه به ایرانیان تا حدی بود که روال دانشمند پروری ایرانیان سنی مذهب که تا قبل از آن نوابغ بسیاری به جهانیان معرفی کرده بودند، دیگر به رکود رفت و تاکنون نیز ادامه دارد. همانطور که شاه اسماعیل لواط کار در مقابل اشغال ایران توسط پرتغالیها هیچ کاری نکرد، شاه عباس نیز برای نجات از دست پرتغالی ها، دریوزه گر استعمار پیر انگلیس شد و شروع نفوذ استعمار پیر در ایران در زمان شاه عباس و با مجوز شاه عباس اتفاق افتاد و تا امروز نیز ادامه دارد.
⚠️ در سال 1562 م، سر آنتونی جنکینسن که از مدیران کمپانی مسکوی بود به همراه نامه ای از ملکه الیزابت اول خطاب به شاه طهماسب به خدمت این شاه صفوی آمد. چون شاه طهماسب به تازگی اختلافاتش با عثمانی را حل و فصل کرده بود و نمیخواست به منافع تجار ترک لطمه ای وارد کند، از پیشنهادات نماینده انگلیس استقبال نکرد و با کلام معروف خود که "ما به دوستی کفار احتیاج نداریم"، مذاکره را با انگلیس قطع کرد و دستور مراجعت نماینده انگلیس را صادر نمود.
⚠️ اما حدود چهل سال بعد یعنی زمان سلطنت شاه عباس صفوی، ماموریت ناتمام جنکینسن بدست سر آنتونی شرلی و برادرش رابرت شرلی در سال 1589 م، عملی شد که آقای کرزن در کتاب ایران و قضیه ایران به آن اشاره کرده است. آنتونی شرلی از دوستان نزدیک دوک اسکس، نایب السلطنه انگلیس، در سرزمین کاتولیک نشین ایرلند بود. دوک اسکس ذهن شرلی را از خطر دائمی امپراطوری عثمانی نسبت به جهان مسیحیت تحریک و او را به آمدن به ایران که رقیب عمده آل عثمان بود، ترغیب نمود. شرلی در دربار شاه عباس قدر و اعتبار بسیاری یافت و او بود که شاه عباس را ترغیب کرد که هیئتی به جهت همکاری و اتحاد با دولتهای مسیحی اروپا، علیه امپراطوری عثمانی بفرستد. خیانت شاه عباس صفوی شیعه مذهب به مسلمانان و اسلام، همان پیمان اتحادش بود با کفار مسیحی جهت ضربه زدن به امپراطوری مقتدر مسلمان عثمانی بود.
⚠️ خیانت دیگر شاه عباس این بود که پیش از خاندان پهلوی به غربیها حق کاپیتولاسیون داد. شاه عباس طی قرار دادی که با آنتونی شرلی بست بندهایی را تعهد نمود که بخشی از آن به شرح ذیل است: همه اجناسی که تجار عیسوی به ایران می آورند مشمول این مزیت باشد که هیچ مامور یا صاحب اختیاری حق بازرسی آنها را ندارد و بر آنها عوارض تحمیل ننماید... علمای ما هم به هیچ عنوان حق دخالت و مزاحمت در کار ایشان را ندارند و نمیتوانند راجع به مذهب و ایمان تجار عیسوی حرفی پیش بیاورند. "هیچ یک از قضات ما حق صدور حکمی بر ضد تجار مسیحی یا اموال آنها ندارد" و احدی هم حق ندارد علت حضور مسیحیان خارجی را در ایران از آنها استفسار کند.
⚠️چون شاه عباس از حضور صد ساله پرتغالی ها در خلیج فارس و خاک ایران ناراضی بود، قراردادی در سه ماده با کمپانی هند شرقی امضا کرد و با کمک بحریه(=نیروی دریایی) انگلیس، پرتغالیها را در سال 1612 م، از جزیره هرمز و بندر گمبرون بیرون کرد و بعد از این پیروزی که انگلیسی ها بدست آوردند، نام گمبرون به بندر عباس تغییر یافت. مواد قرارداد شاه عباس با انگلیسی ها به شرح ذیل است.
ماده اول_سربازان ایرانی نباید قبل از نفرات بحریه انگلیس به جواهرات و زر و سیم دشمن دست یابند و بدون رضایت انگلیسیها در برداشتن غنائم جنگی حق دخالت ندارند.
ماده دوم_عایدات گمرکی بندر عباس که سابقا گمبرون نام داشت، باید سالانه بین انگلیس و ایرانیان به مناصفه تقسیم شود و هر کشتی انگلیسی که به این بندر وارد شود از پرداخت باج و عوارض معاف است.
ماده سوم_کشتیهای انگلیسی مجازند هرساله 24 اسب که دو تای آنها مادیان باشند را به خارج حمل کنند البته انگلیس نیز در ازای این سه ماده تعهداتی کرد که بیشتر به نفع انگلیس بود تا مردم ایران زیرا حضور نظامی انگلیس با رضایت شاه عباس در آبهای جنوب و خاک ایران، مجاز شمرده شد و از آنجا بود که انگلیس برتری نظامی خود را بر ایران دیکته کرد.
📚منبع:
مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، نشر وزارت امور خارجه شاهنشاهی، تهران1350، ص61تا64
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ در طول تاریخ، لکه ننگی بر سلسله صفویه است که این حکومت شیعی، ایرانیان را که اکثرا سنی مذهب بودند، قتل عام، شکنجه و هتک ناموس کردند و آنها را مجبور نمودند که مذهب تشیع اثنی عشری را بپذیرند. لطمه سلسله صفویه به ایرانیان تا حدی بود که روال دانشمند پروری ایرانیان سنی مذهب که تا قبل از آن نوابغ بسیاری به جهانیان معرفی کرده بودند، دیگر به رکود رفت و تاکنون نیز ادامه دارد. همانطور که شاه اسماعیل لواط کار در مقابل اشغال ایران توسط پرتغالیها هیچ کاری نکرد، شاه عباس نیز برای نجات از دست پرتغالی ها، دریوزه گر استعمار پیر انگلیس شد و شروع نفوذ استعمار پیر در ایران در زمان شاه عباس و با مجوز شاه عباس اتفاق افتاد و تا امروز نیز ادامه دارد.
⚠️ در سال 1562 م، سر آنتونی جنکینسن که از مدیران کمپانی مسکوی بود به همراه نامه ای از ملکه الیزابت اول خطاب به شاه طهماسب به خدمت این شاه صفوی آمد. چون شاه طهماسب به تازگی اختلافاتش با عثمانی را حل و فصل کرده بود و نمیخواست به منافع تجار ترک لطمه ای وارد کند، از پیشنهادات نماینده انگلیس استقبال نکرد و با کلام معروف خود که "ما به دوستی کفار احتیاج نداریم"، مذاکره را با انگلیس قطع کرد و دستور مراجعت نماینده انگلیس را صادر نمود.
⚠️ اما حدود چهل سال بعد یعنی زمان سلطنت شاه عباس صفوی، ماموریت ناتمام جنکینسن بدست سر آنتونی شرلی و برادرش رابرت شرلی در سال 1589 م، عملی شد که آقای کرزن در کتاب ایران و قضیه ایران به آن اشاره کرده است. آنتونی شرلی از دوستان نزدیک دوک اسکس، نایب السلطنه انگلیس، در سرزمین کاتولیک نشین ایرلند بود. دوک اسکس ذهن شرلی را از خطر دائمی امپراطوری عثمانی نسبت به جهان مسیحیت تحریک و او را به آمدن به ایران که رقیب عمده آل عثمان بود، ترغیب نمود. شرلی در دربار شاه عباس قدر و اعتبار بسیاری یافت و او بود که شاه عباس را ترغیب کرد که هیئتی به جهت همکاری و اتحاد با دولتهای مسیحی اروپا، علیه امپراطوری عثمانی بفرستد. خیانت شاه عباس صفوی شیعه مذهب به مسلمانان و اسلام، همان پیمان اتحادش بود با کفار مسیحی جهت ضربه زدن به امپراطوری مقتدر مسلمان عثمانی بود.
⚠️ خیانت دیگر شاه عباس این بود که پیش از خاندان پهلوی به غربیها حق کاپیتولاسیون داد. شاه عباس طی قرار دادی که با آنتونی شرلی بست بندهایی را تعهد نمود که بخشی از آن به شرح ذیل است: همه اجناسی که تجار عیسوی به ایران می آورند مشمول این مزیت باشد که هیچ مامور یا صاحب اختیاری حق بازرسی آنها را ندارد و بر آنها عوارض تحمیل ننماید... علمای ما هم به هیچ عنوان حق دخالت و مزاحمت در کار ایشان را ندارند و نمیتوانند راجع به مذهب و ایمان تجار عیسوی حرفی پیش بیاورند. "هیچ یک از قضات ما حق صدور حکمی بر ضد تجار مسیحی یا اموال آنها ندارد" و احدی هم حق ندارد علت حضور مسیحیان خارجی را در ایران از آنها استفسار کند.
⚠️چون شاه عباس از حضور صد ساله پرتغالی ها در خلیج فارس و خاک ایران ناراضی بود، قراردادی در سه ماده با کمپانی هند شرقی امضا کرد و با کمک بحریه(=نیروی دریایی) انگلیس، پرتغالیها را در سال 1612 م، از جزیره هرمز و بندر گمبرون بیرون کرد و بعد از این پیروزی که انگلیسی ها بدست آوردند، نام گمبرون به بندر عباس تغییر یافت. مواد قرارداد شاه عباس با انگلیسی ها به شرح ذیل است.
ماده اول_سربازان ایرانی نباید قبل از نفرات بحریه انگلیس به جواهرات و زر و سیم دشمن دست یابند و بدون رضایت انگلیسیها در برداشتن غنائم جنگی حق دخالت ندارند.
ماده دوم_عایدات گمرکی بندر عباس که سابقا گمبرون نام داشت، باید سالانه بین انگلیس و ایرانیان به مناصفه تقسیم شود و هر کشتی انگلیسی که به این بندر وارد شود از پرداخت باج و عوارض معاف است.
ماده سوم_کشتیهای انگلیسی مجازند هرساله 24 اسب که دو تای آنها مادیان باشند را به خارج حمل کنند البته انگلیس نیز در ازای این سه ماده تعهداتی کرد که بیشتر به نفع انگلیس بود تا مردم ایران زیرا حضور نظامی انگلیس با رضایت شاه عباس در آبهای جنوب و خاک ایران، مجاز شمرده شد و از آنجا بود که انگلیس برتری نظامی خود را بر ایران دیکته کرد.
📚منبع:
مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، نشر وزارت امور خارجه شاهنشاهی، تهران1350، ص61تا64
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاه عباس صفوی خائن کبیر. مجموعه عهدنامه های تاریخی ایران از عهد هخامنشی تا عصر پهلوی، نشر وزارت امور خارجه شاهنشاهی، تهران1350، ص61تا64
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
4_5787392977374544534.pdf
1.1 MB
📚 کتاب pdf من قتل الحسین?
قاتلان حسین رضی الله عنه را بشناسید.
نویسنده: عبدالله بن عبدالعزیز، مترجم: اسحاق دبیری رحمه الله. در این کتاب ارزنده، ابتدائا با دیدگاه اهل سنت درباره اهل بیت و شهادت سیدنا حسین رضی الله عنه آشنا میشوید. سپس به حرکت و قیام حسین رضی الله عنه و نامه هایی که به ایشان فرستاده شد و خیانتهایی که در حق ایشان انجام گرفت بطور دقیق آشنا میشوید و سرانجام به مبحث شهادت ایشان می رسیم و در پایان با بدعتها و شعائر حسینی آگاه می شویم.
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
قاتلان حسین رضی الله عنه را بشناسید.
نویسنده: عبدالله بن عبدالعزیز، مترجم: اسحاق دبیری رحمه الله. در این کتاب ارزنده، ابتدائا با دیدگاه اهل سنت درباره اهل بیت و شهادت سیدنا حسین رضی الله عنه آشنا میشوید. سپس به حرکت و قیام حسین رضی الله عنه و نامه هایی که به ایشان فرستاده شد و خیانتهایی که در حق ایشان انجام گرفت بطور دقیق آشنا میشوید و سرانجام به مبحث شهادت ایشان می رسیم و در پایان با بدعتها و شعائر حسینی آگاه می شویم.
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from قلب سليم♡.
إِنَّ اللَّهَ وَمَلَائِكَتَهُ يُصَلُّونَ عَلَى النَّبِيِّ يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَيْهِ وَسَلِّمُوا تَسْلِيمًا 🌿♥️
https://t.me/qu_dlly
https://t.me/qu_dlly