⚠️ قتل عام سیاهان حبشی بدستور انوشیروان ساسانی و بشارت سیف ذی یزن به عبدالمطلب به نبوت رسول الله صلی الله علیه و سلم. تجارب الامم فی اخبار ملوک العرب و العجم، تصحیح دکتر رضا انزابی نژاد و دکتر یحیی کلانتری، ص 286 تا 292
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ توصیه جالب عبدالحسین زرینکوب برای بازگشت مسلمانان به تمدن شکوهمند خود ❌
⚠️ آقای زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام چنین میگوید: «بدینگونه، اگر در دو قرن اخیر یک جنگ صلیبی نامرئی و تازه، قلمرو اسلام را در معرض تجاوز غرب نهاده است، تفوق(=برتری) غرب در این برخورد مستمر جز تفوق اسلحه اش که علم و فرهنگ اوست، سبب دیگری ندارد. اگر دنیای اسلام میخواهد در این معرکه مخفی، دست کم بقدر معرکه قدیم پیروزی بیابد، چاره ای جز آن ندارد که در "نوع اسلحه" خویش تجدید نظر کند و بر اساس علم و فرهنگ گذشته خویش_نه آنچه که کور کورانه از غرب گرفته است_ بنای علم و فرهنگ تازه ای بگذارد. سابقه فرهنگ و تمدن هزار ساله گذشته اش که بی شک در تاریخ انسانیت، نقش موثری داشته است، نشان میدهد که اینکار برای وی شدنی است، دیر یا زود(1)
کاملا واضح است که آقای زرینکوب نسخه برتر را، همان حکومت خلفای راشدین رضی الله عنهم و حکومتهای سنی مذهب قرون اولیه اسلامی در ایران میداند که باعث ایجاد تمدن شکوهمند اسلامی در ایران گردید.
⚠️جالب است بدانید که دین و دنیای ایرانیان با حاکم شدن حکومت صفویه که بزور شمشیر ایرانیان را به مذهب تشیع 12 امامی وادار کردند، رو به قهقرا نهاد و آن روال دانشمند پروری ایرانیان عموما سُنّی با روی کار آمدن صفویه تقریبا متوقف شد. صفویه را میتوان خیانتکارترین حکومت تمام ادوار ایران دانست.
«در زمان شاه اسماعیل صفوی بود که استعمارگران پرتغالی، بندر هرموز را که ثروتمندترین و بزرگترین بندر خاورمیانه بود را اشغال کردند. شاه اسماعیل هیچ اقدامی برای بازپس گیری هرموز انجام نداد، زیرا هرموز جزو لارستان بود و حاکم آن نیز تابع حاکم لار بود. بنظر میرسد که حاکم قزلباش لار با دریافت رشوه کلان از پرتغالیها با تصرف این بندرگاه توسط آنها موافقت کرد و به شاه اسماعیل نامه نوشت که سُنیان اینجا آدم بشو نیستند و بهتر است که گرفتار بیگانه باشند تا نسلشان ور اُفتد. شش سال پس از اشغال هرموز، نماینده پرتغالیها با شاه اسماعیل مذاکره کرد و با وعده دورغین حمایت از شاه اسماعیل در برابر عثمانی، مالکیت پرتغال بر سرزمینهای ایرانی و دریای پارس را به امضا شاه اسماعیل رساند... پرتغالیها مجاز شدند که در هر نقطه از سواحل جنوبی دریای پارس که مایل باشند تاسیسات ایجاد کنند(چیزی شبیه امتیازی که اکنون به دولت کافر و مسلمان کش چین داده شده). حتی مردم هرموز علیه استعمار پرتغال شورش بزرگی کردند اما سرکوب شدند و شهر به آتش کشیده شد و خاکستر شد و شاه اسماعیل در ازای کشتار ایرانیان هیچ اقدامی علیه پرتغالیها نکرد و آنها گرامی داشت و به تفرُّج برد. شاه اسماعیل مُرد و مدت زمانی بعد استعمار انگلیس در رقابت با پرتغالیها با شاه عباس کبیر (البته خائن کبیر) توافق نمود و صاحب اختیار تجارت دریایی جنوب شد و پرتغالیها را از هرموز اخراج کرد و از آنجا بود که هرموز به بندرعباس تغییر نام داد. خیانت شاه عباس صفوی بزرگتر از خیانت پهلوی بود، زیرا سراسر بندرگاههای دریای پارس از دماغه عمان تا جزیره بحرین را رسما به انگلیسیان واگذار کرد»(2)
دخالت استعمار پیر انگلیس در ایران با بی کفایتی شاه عباس صفوی شروع شد. صفویها همانطور که به مردم ایران خیانت کردند به جهان اسلام نیز خیانت نمودند زیرا از خاک خود به انگلیس اجازه دادند که علیه خلافت عثمانی حمله کند و قدرت مسلمانان را تضعیف نمایند.
https://t.me/IRRealHistory/5605
📚منابع:
(1) کارنامه اسلام، زرینکوب، چاپ1348، ص 10 و11
(2) قزلباشان در ایران، امیرحسین خُنجی، ص 338 و 339
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آقای زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام چنین میگوید: «بدینگونه، اگر در دو قرن اخیر یک جنگ صلیبی نامرئی و تازه، قلمرو اسلام را در معرض تجاوز غرب نهاده است، تفوق(=برتری) غرب در این برخورد مستمر جز تفوق اسلحه اش که علم و فرهنگ اوست، سبب دیگری ندارد. اگر دنیای اسلام میخواهد در این معرکه مخفی، دست کم بقدر معرکه قدیم پیروزی بیابد، چاره ای جز آن ندارد که در "نوع اسلحه" خویش تجدید نظر کند و بر اساس علم و فرهنگ گذشته خویش_نه آنچه که کور کورانه از غرب گرفته است_ بنای علم و فرهنگ تازه ای بگذارد. سابقه فرهنگ و تمدن هزار ساله گذشته اش که بی شک در تاریخ انسانیت، نقش موثری داشته است، نشان میدهد که اینکار برای وی شدنی است، دیر یا زود(1)
کاملا واضح است که آقای زرینکوب نسخه برتر را، همان حکومت خلفای راشدین رضی الله عنهم و حکومتهای سنی مذهب قرون اولیه اسلامی در ایران میداند که باعث ایجاد تمدن شکوهمند اسلامی در ایران گردید.
⚠️جالب است بدانید که دین و دنیای ایرانیان با حاکم شدن حکومت صفویه که بزور شمشیر ایرانیان را به مذهب تشیع 12 امامی وادار کردند، رو به قهقرا نهاد و آن روال دانشمند پروری ایرانیان عموما سُنّی با روی کار آمدن صفویه تقریبا متوقف شد. صفویه را میتوان خیانتکارترین حکومت تمام ادوار ایران دانست.
«در زمان شاه اسماعیل صفوی بود که استعمارگران پرتغالی، بندر هرموز را که ثروتمندترین و بزرگترین بندر خاورمیانه بود را اشغال کردند. شاه اسماعیل هیچ اقدامی برای بازپس گیری هرموز انجام نداد، زیرا هرموز جزو لارستان بود و حاکم آن نیز تابع حاکم لار بود. بنظر میرسد که حاکم قزلباش لار با دریافت رشوه کلان از پرتغالیها با تصرف این بندرگاه توسط آنها موافقت کرد و به شاه اسماعیل نامه نوشت که سُنیان اینجا آدم بشو نیستند و بهتر است که گرفتار بیگانه باشند تا نسلشان ور اُفتد. شش سال پس از اشغال هرموز، نماینده پرتغالیها با شاه اسماعیل مذاکره کرد و با وعده دورغین حمایت از شاه اسماعیل در برابر عثمانی، مالکیت پرتغال بر سرزمینهای ایرانی و دریای پارس را به امضا شاه اسماعیل رساند... پرتغالیها مجاز شدند که در هر نقطه از سواحل جنوبی دریای پارس که مایل باشند تاسیسات ایجاد کنند(چیزی شبیه امتیازی که اکنون به دولت کافر و مسلمان کش چین داده شده). حتی مردم هرموز علیه استعمار پرتغال شورش بزرگی کردند اما سرکوب شدند و شهر به آتش کشیده شد و خاکستر شد و شاه اسماعیل در ازای کشتار ایرانیان هیچ اقدامی علیه پرتغالیها نکرد و آنها گرامی داشت و به تفرُّج برد. شاه اسماعیل مُرد و مدت زمانی بعد استعمار انگلیس در رقابت با پرتغالیها با شاه عباس کبیر (البته خائن کبیر) توافق نمود و صاحب اختیار تجارت دریایی جنوب شد و پرتغالیها را از هرموز اخراج کرد و از آنجا بود که هرموز به بندرعباس تغییر نام داد. خیانت شاه عباس صفوی بزرگتر از خیانت پهلوی بود، زیرا سراسر بندرگاههای دریای پارس از دماغه عمان تا جزیره بحرین را رسما به انگلیسیان واگذار کرد»(2)
دخالت استعمار پیر انگلیس در ایران با بی کفایتی شاه عباس صفوی شروع شد. صفویها همانطور که به مردم ایران خیانت کردند به جهان اسلام نیز خیانت نمودند زیرا از خاک خود به انگلیس اجازه دادند که علیه خلافت عثمانی حمله کند و قدرت مسلمانان را تضعیف نمایند.
https://t.me/IRRealHistory/5605
📚منابع:
(1) کارنامه اسلام، زرینکوب، چاپ1348، ص 10 و11
(2) قزلباشان در ایران، امیرحسین خُنجی، ص 338 و 339
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
Telegram
ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
📚 کتاب pdf " نقش قزلباشان صفوی در تاریخ ایران زمین". مطالبی مستند و بی نهایت فجیع و تکان دهنده از سلسله صفویه بر اساس کتب مورخان دربار صفوی که در هیچ کتاب درسی و دانشگاهی اجازه نشر این بخش از تاریخ ایران داده نشده. با ممنوعه ترین بخش تاریخ ایران زمین آشنا…
⚠️ توصیه جالب عبدالحسین زرینکوب برای بازگشت مسلمانان به تمدن شکوهمند خود. کارنامه اسلام، زرینکوب، چاپ 1348، ص 10 و 11
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خیانت حکومت صفویه و خصوصا شاه اسماعیل و شاه عباس صفوی به ایرانیان و جهان اسلام. اگر ولایت مداران، محمدرضا پهلوی را خائن میدانند بخاطر جدایی بحرین از ایران، پس شاه عباس و شاه اسماعیل را قطعا باید خائنین بزرگتری بدانند نسبت به پهلوی دوم، بخاطر دادن خاک و دریای ایران به استعمارگران پرتغال و انگلیس. قزلباشان در ایران، امیرحسین خُنجی، ص 338 و 339
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from الصَّواعِـق المُرسَلــة
✅ «الصَّواعِـق المُرسَلــة»
⬅️ کانالی در راستای نقد شُبهات مخالف با اعتقاد اهل سنت و جماعت
🌐 لینک کانال: t.me/savaeq
⬅️ کانالی در راستای نقد شُبهات مخالف با اعتقاد اهل سنت و جماعت
🌐 لینک کانال: t.me/savaeq
4_5978726975773083558.pdf
36.1 MB
📚 کتاب pdf سیری در تاریخ سیاسی اجتماعی تُرکمن ها، تالیف امین الله گُلی. کتابی مفید در زمینه شناخت قوم تُرکمن از ابتدای پیدایش و سیر مهاجرت و آگاهی نسبت به مشاهیر، آداب و رسوم و عقاید و دین و مذهب آنها. در این کتاب بخشی از تاریخ قوم تُرکمن در ارتباط با سلسله های مختلف و خصوصا ظلمی که از جانب شاهان صفوی بر تُرکمن ها وارد شد، بیان گردیده است.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from قلب سليم♡.
❌ شرک در دین زرتشتی❌
⚠️بر اساس اوستای نو، در دین زرتشتی، جهان هستی عرصه نبرد همیشگی میان خوبی و بدی، خیر و شر، مرگ و زندگی، تاریکی و روشنائیست. جهان اشه را اهورمزدا(=خدای دانا) در آغاز زمان(=کرانمند) آفریده است، بن مایه این جهان، اشه است که در روشنی، آسمان روز و خورشید نمایان میشود. اشه، نخست گماشته بر فرایند جهان هستی است، سپس گماشته بر کردار مردمان چه در زندگی روزانه و چه در آیینهای دینی. همه مردمانی که از اشه پیروی کنند، اشون نامیده میشوند یعنی پشتیبان اشه. در واقع اشه نظم طبیعی جهان و قانونی است که اهورمزدا وضع کرده و بر اساس آن، این جهان را ساماندهی میکند بطوریکه هر بدی را پادافره و هر نیکی را پاداشی باشد. اهورمزدا و امشاسپندان(=مقدسان نامیرا) بر پایه اشه بر جهان حکمرانی می کنند و جهان از زندگی پر می شود، که این اصطلاح ریشه در واژه سپن(span) یعنی سرشار از زندگی دارد. ایزدان نیک و اهورمزدا همگی سپنتا یعنی "جان افزاینده" و زندگی بخش هستند و سرپرست بازسازی جهان هستند، آنگونه که در ابتدای آفرینش بوده. در جهان مینوی یا سپنتا مینو که مخلوق اهورمزداست، نیروهای دیگری به نام امشاسپندان وجود دارد که شش تا هستند و با خود اهورمزدا میشود هفت.
1_بهمن یا وهومنه بمعنای اندیشه نیک که خداوند بر جانوران است.
2_اردیبهشت یا اشه وهیشته بمعنای بهترین اشه، او خداوند بر خورشید و آتش آسمان است.
3_شهریور بمعنای شهریاری برگزیده که نماد فرمانروایی اهورمزدا و چیرگی او بر دروندان است. او همچنین خداوند بر فلزات است.
4_سپندارمذ یا سپنتا ارمئیتی بمعنای فروتنی جان بخشنده که دختر و همسر اهورمزداست و ایزدبانوی زمین و...
5_خرداد یا هئوروتات بمعنای رسایی. او خداوند آبهاست.
6_مرداد یا امرتات بمعنای جاودانگی و بی مرگی است. او خداوند بر گیاهان است.
همه موجودات و باشندگان جهان مینوی ایزد(yazata) یعنی شایسته یزش و ستایش هستند. ((اصلا واژه ایزد در فرهنگ لغت به معنای ستایش و پرستش است و در دیانت زرتشتی همه ایزدان قابل پرستش هستند، آذر/آتش پسر اهورمزدا نیز یک ایزد است که پرستش میشود)). معروفترین ایزدان سپنتا مینو عبارتند از: اردویسور آناهیتا، اشی، مهر، آذر(=پسر اهورمزدا)، سروش، رشن، تیشتر، وًیو و بهرام.
⚠️ اما در جهان هستی رقیب و همیستار اهورمزدا و سپنتا مینو، اهریمن و انگره مینو است. اهریمن نیز خالق انگره مینو است و مخلوقاتش در مورد اهورمزدا و سپنتا مینو، به دروغگویی می پردازند، ازینرو آنان را دُروند(=دروغزن ناپاک، بد دین، فاسق) می نامند. دروند از صفات اهریمن است. همانطور که بنیاد جهان مینوی یا سپنتا مینو، اشه است، بنیاد انگره مینو نیز دروج است.
(دروج یا دروگ در اوستا، ترجمه جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص983، به معنای دروغ است و نام ماده دیو دروغ، نادرستی و پیمان شکنی است).
اهریمن با مخلوقاتش که تاریکی، مرگ، بیماری و هر نوع شرور باشد دائما در جنگ با اهورمزداست.
مخلوقات اهریمن و یاران انگره مینو عبارتند از : دیوها(که در خدایان کهن هندُایرانی بعنوان خدایان نیک محسوب میشدند ولی در اوستا جزو نیروهای اهریمنی هستند)، خشم، نسو که ماده دیو مردار و اجساد است و بزرگترین آلوده کننده جهان اهورمزداست، بوشاسب که ماده دیو تنبلی است با انگشتانی بلند که گوید: روز دیگری هم باشد.
❗️طبق اوستا، کائنات دارای دو خالق است، اهریمن خالق شر و اهورمزدا خالق خیر. اهورمزدا پسری بنام آذر(=آتش) و دختری به نام سپندارمذ دارد که با او همخوابگی هم کرده. اهورمزدا جهان اشه را با کمک امشاسپندان و ایزدان اداره میکند و نه به تنهایی. با این توضیحات بهتر متوجه شرک در اصول دیانت زرتشتی میشوید. لذا دیانت زرتشتی هرگز نمی تواند دین یکتاپرستی و توحیدی باشد. نکته عجیب اینجاست که اکثر دیوها که نیروی اهریمنی هستند در دیانت زرتشتی، از لحاظ جنسیتی ماده هستند و حتی طبق کتاب بندهشن از متون دیانت زرتشتی در بخش9، ص84، زنان جهی و پتیاره و زاییده اهریمن معرفی شده اند.
📚منبع:
زبان اوستایی، پروفسور پرودوز اُکتور شروو، ترجمه علیرضا طبرستانی، بخش دیباچه کتاب
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️بر اساس اوستای نو، در دین زرتشتی، جهان هستی عرصه نبرد همیشگی میان خوبی و بدی، خیر و شر، مرگ و زندگی، تاریکی و روشنائیست. جهان اشه را اهورمزدا(=خدای دانا) در آغاز زمان(=کرانمند) آفریده است، بن مایه این جهان، اشه است که در روشنی، آسمان روز و خورشید نمایان میشود. اشه، نخست گماشته بر فرایند جهان هستی است، سپس گماشته بر کردار مردمان چه در زندگی روزانه و چه در آیینهای دینی. همه مردمانی که از اشه پیروی کنند، اشون نامیده میشوند یعنی پشتیبان اشه. در واقع اشه نظم طبیعی جهان و قانونی است که اهورمزدا وضع کرده و بر اساس آن، این جهان را ساماندهی میکند بطوریکه هر بدی را پادافره و هر نیکی را پاداشی باشد. اهورمزدا و امشاسپندان(=مقدسان نامیرا) بر پایه اشه بر جهان حکمرانی می کنند و جهان از زندگی پر می شود، که این اصطلاح ریشه در واژه سپن(span) یعنی سرشار از زندگی دارد. ایزدان نیک و اهورمزدا همگی سپنتا یعنی "جان افزاینده" و زندگی بخش هستند و سرپرست بازسازی جهان هستند، آنگونه که در ابتدای آفرینش بوده. در جهان مینوی یا سپنتا مینو که مخلوق اهورمزداست، نیروهای دیگری به نام امشاسپندان وجود دارد که شش تا هستند و با خود اهورمزدا میشود هفت.
1_بهمن یا وهومنه بمعنای اندیشه نیک که خداوند بر جانوران است.
2_اردیبهشت یا اشه وهیشته بمعنای بهترین اشه، او خداوند بر خورشید و آتش آسمان است.
3_شهریور بمعنای شهریاری برگزیده که نماد فرمانروایی اهورمزدا و چیرگی او بر دروندان است. او همچنین خداوند بر فلزات است.
4_سپندارمذ یا سپنتا ارمئیتی بمعنای فروتنی جان بخشنده که دختر و همسر اهورمزداست و ایزدبانوی زمین و...
5_خرداد یا هئوروتات بمعنای رسایی. او خداوند آبهاست.
6_مرداد یا امرتات بمعنای جاودانگی و بی مرگی است. او خداوند بر گیاهان است.
همه موجودات و باشندگان جهان مینوی ایزد(yazata) یعنی شایسته یزش و ستایش هستند. ((اصلا واژه ایزد در فرهنگ لغت به معنای ستایش و پرستش است و در دیانت زرتشتی همه ایزدان قابل پرستش هستند، آذر/آتش پسر اهورمزدا نیز یک ایزد است که پرستش میشود)). معروفترین ایزدان سپنتا مینو عبارتند از: اردویسور آناهیتا، اشی، مهر، آذر(=پسر اهورمزدا)، سروش، رشن، تیشتر، وًیو و بهرام.
⚠️ اما در جهان هستی رقیب و همیستار اهورمزدا و سپنتا مینو، اهریمن و انگره مینو است. اهریمن نیز خالق انگره مینو است و مخلوقاتش در مورد اهورمزدا و سپنتا مینو، به دروغگویی می پردازند، ازینرو آنان را دُروند(=دروغزن ناپاک، بد دین، فاسق) می نامند. دروند از صفات اهریمن است. همانطور که بنیاد جهان مینوی یا سپنتا مینو، اشه است، بنیاد انگره مینو نیز دروج است.
(دروج یا دروگ در اوستا، ترجمه جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص983، به معنای دروغ است و نام ماده دیو دروغ، نادرستی و پیمان شکنی است).
اهریمن با مخلوقاتش که تاریکی، مرگ، بیماری و هر نوع شرور باشد دائما در جنگ با اهورمزداست.
مخلوقات اهریمن و یاران انگره مینو عبارتند از : دیوها(که در خدایان کهن هندُایرانی بعنوان خدایان نیک محسوب میشدند ولی در اوستا جزو نیروهای اهریمنی هستند)، خشم، نسو که ماده دیو مردار و اجساد است و بزرگترین آلوده کننده جهان اهورمزداست، بوشاسب که ماده دیو تنبلی است با انگشتانی بلند که گوید: روز دیگری هم باشد.
❗️طبق اوستا، کائنات دارای دو خالق است، اهریمن خالق شر و اهورمزدا خالق خیر. اهورمزدا پسری بنام آذر(=آتش) و دختری به نام سپندارمذ دارد که با او همخوابگی هم کرده. اهورمزدا جهان اشه را با کمک امشاسپندان و ایزدان اداره میکند و نه به تنهایی. با این توضیحات بهتر متوجه شرک در اصول دیانت زرتشتی میشوید. لذا دیانت زرتشتی هرگز نمی تواند دین یکتاپرستی و توحیدی باشد. نکته عجیب اینجاست که اکثر دیوها که نیروی اهریمنی هستند در دیانت زرتشتی، از لحاظ جنسیتی ماده هستند و حتی طبق کتاب بندهشن از متون دیانت زرتشتی در بخش9، ص84، زنان جهی و پتیاره و زاییده اهریمن معرفی شده اند.
📚منبع:
زبان اوستایی، پروفسور پرودوز اُکتور شروو، ترجمه علیرضا طبرستانی، بخش دیباچه کتاب
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شرک در دیانت زرتشتی. جهان هستی طبق دیانت زرتشتی دارای دو خالق است. اهورمزدا، خالق خیر که مجموعه سپنتا مینو مخلوق اوست. اهریمن، خالق شر که مجموعه انگره مینو مخلوق اوست. زبان اوستایی، پروفسور پرودوز اُکتور شروو، ترجمه علیرضا طبرستانی، بخش دیباچه کتاب
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from قلب سليم♡.
.
قال رسول الله صَلَي اللّٰهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَم:
هیچ مرد مؤمنی نسبت به همسرش...👆❤️
https://t.me/qu_dlly
قال رسول الله صَلَي اللّٰهُ عَلَيهِ وَ آلِهِ وَ سَلَم:
هیچ مرد مؤمنی نسبت به همسرش...👆❤️
https://t.me/qu_dlly
❌ آریائیان ایران باستان از خود خطی نداشتند و خط را اقوام سامی کپی برداری کردند❌
⚠️ خط یا دبیره یکی از کلیدی ترین شاخصه های تمدن است و به نوعی، مرز بین دوره تاریخ و دوره ما قبل تاریخ بشر است. قطعا در دوره باستان اقوامی که زودتر به خط دست یافتند، جوامع پیشرو در تمدن بودند.
شمس الدر محمد بن محمود آملی(قرن 8 هجری) از قول جاحظ(ادیب و متلکم معتزلی قرن 3 هجری) در مورد خط چنین می گوید: «قال الجاحظ: الخط لسان الید و سفیر الضمیر و مستودع الاسرار و مستنبط الاخبار و حافظ الاثار... خط، زبان دست، پیک درون انسان، انبار رازها و اسرار، آشکار کننده و ایجاد کننده اخبار و روایات و حافظ آثار و... است»(1)
آریایی های مهاجم، وارد فلات ایران شدند از خود، خط، ادبیات، فرهنگ و آداب شهرنشینی نداشتند و زدو خوردهای خونین کردند...(2)
در زمان پادشاهی کوروش از کاتبان عیلامی استفاده میشد، سپس در سال 539 ق م پس از فتح بابل، کاتبان آرامی و بابلی نیز به کاتبان عیلامی دیوان اداری کوروش اضافه شد، اینک پارسها که بر قلمرو بزرگی از مدیترانه تا آسیای میانه حکمرانی میکردند از خود خطی نداشتند، نه پارسها و نه نیاکانشان و نه مادها و نه هیچ قوم ایرانی(=آریایی)در شمال و شرق از خود خطی نداشتند، داریوش اول، در پایان سال 520 و اوایل سال 519 ق م به کاتبان عیلامی و آرامی دیوان خود دستور داد که خط میخی پارسی(=ایرانی) را اختراع کنند(3)
خط میخی پارسی هخامنشی از خط میخی اکدی اقوام سامی بین النهرین(عراق امروزی)مأخوذ است(4)
آرامی ها به همراه بابلی ها و آشوریها و فنیقی ها، عربها و عبرانیان اقوامی سامی بودند که موطن اصلی آنان شبه جزیره عربستان بود و سپس به بین النهرین، فلسطین و سواحل مدیترانه مهاجرت کردند(5)
جامعه ایران(باستان) هرگز نوشتاری نبوده است(6)
اوستای روزگار ما تنها بخش اندکی از سنت شفاهی گردآمده در دوره پادشاهی ساسانیان است. تخمین زده میشود که اوستای امروزی حدود یک چهارم اوستای 21 نسکی دوره ساسانی باشد. در همین دوره بود که الفبای آوا نگار ساخته شد. در آن روزگار همه الفباهای ایرانی موجود(از جمله الفباهای خطوط پهلوی اشکانی، پهلوی ساسانی، دین دبیره یا خط اوستایی، خط مانوی یا منانی) همه منشاء آرامی داشتند(7)
دقت کنید که ایرانیان در دوره باستان از زمان هخامنشیان تا سقوط ساسانیان از خودشان هیچ خطی نداشتند و دقیقا با اقتباس و کپی برداری از خطوط اقوام سامی مانند آرامی ها و بابلی ها و... صاحب خط شدند. آریاییها بدون وجود سامی ها حتی نوشتن هم بلد نبودند. در تمام مدت حکمرانی 1200 ساله آریاییهای مهاجم بر ایران، حتی یک مورخ نداشتند در حالیکه تاریخ ایرانیان باستان را یونانی ها و رومی ها و مصری ها و بین النهرینی ها نوشتند. واقعا چه جای افتخار است به این تمدن پوشالین بدون خط و بدون مورخٍ آریاییانٍ ایران باستان که پیوسته سرگرم جنگ و کشتار و غارت و تهاجم به سرزمینها بودند و حتی هیچ مرکز علمی تاسیس نکردند و تمدن ممالک مفتوحه را رشد و ترقی ندادند.
📚منابع:
(1) نفائس الفنون فی عرایس العیون، شمس الدر محمد بن محمود آملی، جلد 1، چاپ1381، ص22
(2) سبک شناسی، ملک الشعراء بهار، جلد1، ص 58 و 59
(3) داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی،ص40 و 41 و 44
(4) تاریخ زبان، فارسی، پرویز خانلری، جلد1، ص 173
(5) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 114
(6) ماهنامه زرتشتی فروهر، کتایون مزداپور، امرداد و شهریور 1396، شماره 476
(7) زبان اوستایی، پروفسور پرودوز اُکتور شروو، ترجمه علیرضا طبرستانی، بخش دیباچه کتاب
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خط یا دبیره یکی از کلیدی ترین شاخصه های تمدن است و به نوعی، مرز بین دوره تاریخ و دوره ما قبل تاریخ بشر است. قطعا در دوره باستان اقوامی که زودتر به خط دست یافتند، جوامع پیشرو در تمدن بودند.
شمس الدر محمد بن محمود آملی(قرن 8 هجری) از قول جاحظ(ادیب و متلکم معتزلی قرن 3 هجری) در مورد خط چنین می گوید: «قال الجاحظ: الخط لسان الید و سفیر الضمیر و مستودع الاسرار و مستنبط الاخبار و حافظ الاثار... خط، زبان دست، پیک درون انسان، انبار رازها و اسرار، آشکار کننده و ایجاد کننده اخبار و روایات و حافظ آثار و... است»(1)
آریایی های مهاجم، وارد فلات ایران شدند از خود، خط، ادبیات، فرهنگ و آداب شهرنشینی نداشتند و زدو خوردهای خونین کردند...(2)
در زمان پادشاهی کوروش از کاتبان عیلامی استفاده میشد، سپس در سال 539 ق م پس از فتح بابل، کاتبان آرامی و بابلی نیز به کاتبان عیلامی دیوان اداری کوروش اضافه شد، اینک پارسها که بر قلمرو بزرگی از مدیترانه تا آسیای میانه حکمرانی میکردند از خود خطی نداشتند، نه پارسها و نه نیاکانشان و نه مادها و نه هیچ قوم ایرانی(=آریایی)در شمال و شرق از خود خطی نداشتند، داریوش اول، در پایان سال 520 و اوایل سال 519 ق م به کاتبان عیلامی و آرامی دیوان خود دستور داد که خط میخی پارسی(=ایرانی) را اختراع کنند(3)
خط میخی پارسی هخامنشی از خط میخی اکدی اقوام سامی بین النهرین(عراق امروزی)مأخوذ است(4)
آرامی ها به همراه بابلی ها و آشوریها و فنیقی ها، عربها و عبرانیان اقوامی سامی بودند که موطن اصلی آنان شبه جزیره عربستان بود و سپس به بین النهرین، فلسطین و سواحل مدیترانه مهاجرت کردند(5)
جامعه ایران(باستان) هرگز نوشتاری نبوده است(6)
اوستای روزگار ما تنها بخش اندکی از سنت شفاهی گردآمده در دوره پادشاهی ساسانیان است. تخمین زده میشود که اوستای امروزی حدود یک چهارم اوستای 21 نسکی دوره ساسانی باشد. در همین دوره بود که الفبای آوا نگار ساخته شد. در آن روزگار همه الفباهای ایرانی موجود(از جمله الفباهای خطوط پهلوی اشکانی، پهلوی ساسانی، دین دبیره یا خط اوستایی، خط مانوی یا منانی) همه منشاء آرامی داشتند(7)
دقت کنید که ایرانیان در دوره باستان از زمان هخامنشیان تا سقوط ساسانیان از خودشان هیچ خطی نداشتند و دقیقا با اقتباس و کپی برداری از خطوط اقوام سامی مانند آرامی ها و بابلی ها و... صاحب خط شدند. آریاییها بدون وجود سامی ها حتی نوشتن هم بلد نبودند. در تمام مدت حکمرانی 1200 ساله آریاییهای مهاجم بر ایران، حتی یک مورخ نداشتند در حالیکه تاریخ ایرانیان باستان را یونانی ها و رومی ها و مصری ها و بین النهرینی ها نوشتند. واقعا چه جای افتخار است به این تمدن پوشالین بدون خط و بدون مورخٍ آریاییانٍ ایران باستان که پیوسته سرگرم جنگ و کشتار و غارت و تهاجم به سرزمینها بودند و حتی هیچ مرکز علمی تاسیس نکردند و تمدن ممالک مفتوحه را رشد و ترقی ندادند.
📚منابع:
(1) نفائس الفنون فی عرایس العیون، شمس الدر محمد بن محمود آملی، جلد 1، چاپ1381، ص22
(2) سبک شناسی، ملک الشعراء بهار، جلد1، ص 58 و 59
(3) داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی،ص40 و 41 و 44
(4) تاریخ زبان، فارسی، پرویز خانلری، جلد1، ص 173
(5) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 114
(6) ماهنامه زرتشتی فروهر، کتایون مزداپور، امرداد و شهریور 1396، شماره 476
(7) زبان اوستایی، پروفسور پرودوز اُکتور شروو، ترجمه علیرضا طبرستانی، بخش دیباچه کتاب
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آریائیانٍ ایران باستان از خود خط نداشتند و خط را از اقوام سامی کپی برداری کردند. جاحظ میگوید: خط، زبان دست، پیک درون، انبار اسرار، آشکار کننده اخبار و روایات و حافظ آثار و... است. نفائس الفنون فی عرایس العیون، شمس الدر محمد بن محمود آملی، ج1، چاپ 1381، ص22
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آریائیانٍ ایران باستان از خود خط نداشتند و خط را از اقوام سامی کپی برداری کردند. خط میخی پارسی از خط میخی اکدی(بابلی) مأخوذ است. تاریخ زبان فارسی، پرویز خانلری، ج1، ص173.
اکدی ها(بابلی ها) در کنار آرامی ها و فنیقی ها و عربها و آشوری ها جزواقوام سامی هستند که از شبه جزیره عربستان به بین النهرین و.. مهاجرت کردند. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص114
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
اکدی ها(بابلی ها) در کنار آرامی ها و فنیقی ها و عربها و آشوری ها جزواقوام سامی هستند که از شبه جزیره عربستان به بین النهرین و.. مهاجرت کردند. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص114
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آریائیانٍ ایران باستان از خود خط نداشتند و خط را از اقوام سامی کپی برداری کردند. دکتر کتایون مزداپور میگوید: جامعه ایران(باستان) هرگز نوشتاری نبوده. نشریه زرتشتی فروهر، شماره 476
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory