⚠️ قتل عام شهر بخارا، آیا کار یک مسلمان بود? پس از قتل قتیبه بن مسلم رحمه الله، اسد بن عبدالله والی خراسان شد، طغشاده بخار خدات که از مسلمان شدن مردم بخارا به خشم آمده بود، زیرا کافر بود، به دروغ و از روی کینه به اسد بن عبدالله نوشت که عده ای به دروغ میگویند که مسلمانند در حالیکه به دل کافرند و قصد شورش دارند و این کافر 400 نفر مسلمان را در حالیکه تشهد می گفتند را گردن زد. پس از مرگ اسد بن عبدالله، نصر سیار حاکم خراسان شد و طغشاده بخار خدات به نزد وی رفت.... هنگامیکه نصر سیار به نماز ایستاد، طغشاده بخار خدات چون کافر بود نماز نخواند و بر صندلی نشسته بود. تاریخ بخارا، ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی، ترجمه ابونصر احمد بن محمد بن نصر القباوی، تخلیص محمد بن زفر بن عمر، تصحیح و تحشیه مدرس رضوی، ص83 تا 85
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from قلب سليم♡.
❌ قتل عام سیاهان حبشی بدستور انوشیروان ساسانی و بشارت سیف ذی یزن به عبدالمطلب به نبوت رسول الله صلی الله علیه و سلم❌
⚠️هنگامیکه ابرهه بن الاشرم با سپاهش توسط ابابیل نابود شد، پسرش "یکسوم" حاکم یمن شد و چند سالی پادشاهی کرد و مُرد، سپس برادرش "مسروق" حاکم یمن شد. چون اهالی یمن دیدند که سرزمین حبشه بدون حاکم شده به خدمت "سیف ذی یزن" که نسبش به ذی نواس صاحب نجران میرسید، آمدند و از او خواستند سرورشان باشد و از پادشاهان کمک بخواهد تا با حبشه جنگ کنند زیرا کاهنان در کتب خود دیده اند که هلاک حبشه بدست تو خواهد بود. سیف پذیرفت و نزد نعمان بن المنذر رفت و ماجرا را گفت. نعمان گفت: چون به دیدار انوشیروان بروم تو را با خود میبرم و طلب مدد کن. سیف همراه نعمان به خدمت کسری انوشیروان رفت و مدد خواست. انوشیروان گفت: بلاد شما دور است و نفع یا ضرری برای ما ندارد، سپس با وزیرانش مشورت کرد. رییس الوزرا گفت: ای انوشیروان در حبس تو افرادی هستند که مستوجب قتل اند، ایشان را مسلح کن و همراه سیف به یمن بفرست، اگر پیروز شوند سرزمینی به قلمرو تو اضافه میشود و اگر کشته شوند، به حق مستحق آنند. زندانیان، 600 تن بودند و به فرماندهی وهرز همراه سیف با کشتی به یمن رفتند. چون رسیدند، سیف اهالی یمن را خبر کرد، 20000 جنگجو به او پیوستند. مسروق بن ابرهه با سی هزار نیرو به جنگ آنان آمد. وهرز با تیر کمان، مسروق را هدف گرفت و به قتل رساند، حبشیان مضطرب شدند و نیروهای سیف ذی یزن حمله کردند و بسیاری از حبشیان را به قتل رساندند. سیف و وهرز وارد صنعا شدند. وهرز دستور داد که سربازان به نواحی مختلف یمن بروند و هر جا که سیاه حبشی دیدند قتل عام کنند. سپس فتحنامه به کسری نوشت و کسری گفت: اگر سیف ذی یزن از خاندان پادشاهی است او را حاکم یمن کن و به نزد ما بازگرد و اگر نیست گردنش را بزن و خود حاکم یمن باش. وهرز چون دانست که سیف از خاندان ذی نواس است او را حاکم یمن کرد و به جانب کسری شتافت و کسری به او پاداش داد.
⚠️ بعد از این پیروزی، اشراف قریش از جمله عبدالمطلب بن هاشم، امیه بن عبدالشمس، عبدالله بن جذعان و خویلد بن اسد و وهب بن عبد مناف برای تهنیت به صنعا نزد سیف ذی یزن رفتند. سیف آنها را گرامی داشت و آنها را بر کرسی زر نشاند. عبدالمطلب اجازه سخن خواست و سیف اجازه داد... سپس سیف گفت: آیا تو از قریشی? عبدالمطلب گفت: بلی. سیف گفت: مرحبا و اهلا و ناقة و رحلا و مناخا سهلا. سیف پرسید: از میانه قریش تو کدامی? گفت: من عبدالمطلب بن هاشم هستم. سیف عذر بسیار طلبید و فرمود مقصود من ازین مجلس تو بودی. یک ماه گذشت و جماعت قریش دوباره به خدمت سیف رفتند. سیف، عبدالمطلب را طلب کرد و گفت: سرّی به تو خواهم گفت که تا کنون با هیچ آفریده ای نگفته ام. آن سرّ نزد تو محفوظ باشد تا حق تعالی انجاز وعده خود بفرماید. عبدالمطلب گفت: از هر چه اشاره تو باشد تجاوز ننمایم. سیف گفت: در کتب سابقه که از برای... خبری عظیم و خطری جسیم که فضل حیات و شرف ممات عرب عامه و قوم تو خاصه در آن باشد می یابم.... پیغمبری است که از عقب تو(= از نسل تو) پیدا شود، اسم او محمد و احمد باشد. این زمان وقت ولادت اوست، یا مولود شود یا شده است. او هنوز طفل باشد که پدر و مادرش وفات کنند، جد و عمش او را تربیت کنند. حق تعالی او را بر کل خلایق مبعوث گرداند، اولیاش منصور و اعداش مقهور گردند. در وقت ولادتش آتشها جمله منطفی شوند و سپس مردمان به عبادت واحد منّان درآیند و بتها را بشکنند. قول او فصل و حکمش عدل است... عبدالمطلب گفت: علاء کعبک و طال عمرک. سیف گفت: تو بی شک جد آن پیغمبری. عبدالمطلب سر به سجده شکر نهاد. سیف گفت: این سرّی بود که با تو گفتم. عبدالمطلب گفت: پسری داشتم که برای وی به زوجیت خواستم، پسری از او آمد که نامش را محمد و احمد گذاشتم. چندی نیست که پدر و مادرش فوت کرده اند، من و عمش متکفل تربیت او شدیم. سیف گفت: والله که پیغمبر آخرالزمان است، از یهود او را بپرهیز و بر حذر باش که او را عظیم دشمنند. اگر مرگم قبل از بعثت او نمی بود با تمام خدم و حشم و مال به یثرب میرفتم و آنجا ساکن میشدم زیرا که از کتب موقوف دریافته ام که استحکام کار او در یثرب(=مدینه) خواهد بود. زیرا که انصار وی از اهل یثرب هستند و من میخواستم که از آنان باشم.
چون هفت سال از سلطنت سیف گذشت، قریب صد نفر از حبشیان، سیف را به قتل رساندند. چون خبر قتل سیف به کسری رسید، دوباره وهرز را به یمن فرستاد و فرمود که هیچ یک از سیاهان حبشه باقی نگذارند و همه را هلاک گردانند.
📚 منبع:
تجارب الامم فی اخبار ملوک العرب و العجم، تصحیح دکتر رضا انزابی نژاد و دکتر یحیی کلانتری، ص 286 تا 292
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️هنگامیکه ابرهه بن الاشرم با سپاهش توسط ابابیل نابود شد، پسرش "یکسوم" حاکم یمن شد و چند سالی پادشاهی کرد و مُرد، سپس برادرش "مسروق" حاکم یمن شد. چون اهالی یمن دیدند که سرزمین حبشه بدون حاکم شده به خدمت "سیف ذی یزن" که نسبش به ذی نواس صاحب نجران میرسید، آمدند و از او خواستند سرورشان باشد و از پادشاهان کمک بخواهد تا با حبشه جنگ کنند زیرا کاهنان در کتب خود دیده اند که هلاک حبشه بدست تو خواهد بود. سیف پذیرفت و نزد نعمان بن المنذر رفت و ماجرا را گفت. نعمان گفت: چون به دیدار انوشیروان بروم تو را با خود میبرم و طلب مدد کن. سیف همراه نعمان به خدمت کسری انوشیروان رفت و مدد خواست. انوشیروان گفت: بلاد شما دور است و نفع یا ضرری برای ما ندارد، سپس با وزیرانش مشورت کرد. رییس الوزرا گفت: ای انوشیروان در حبس تو افرادی هستند که مستوجب قتل اند، ایشان را مسلح کن و همراه سیف به یمن بفرست، اگر پیروز شوند سرزمینی به قلمرو تو اضافه میشود و اگر کشته شوند، به حق مستحق آنند. زندانیان، 600 تن بودند و به فرماندهی وهرز همراه سیف با کشتی به یمن رفتند. چون رسیدند، سیف اهالی یمن را خبر کرد، 20000 جنگجو به او پیوستند. مسروق بن ابرهه با سی هزار نیرو به جنگ آنان آمد. وهرز با تیر کمان، مسروق را هدف گرفت و به قتل رساند، حبشیان مضطرب شدند و نیروهای سیف ذی یزن حمله کردند و بسیاری از حبشیان را به قتل رساندند. سیف و وهرز وارد صنعا شدند. وهرز دستور داد که سربازان به نواحی مختلف یمن بروند و هر جا که سیاه حبشی دیدند قتل عام کنند. سپس فتحنامه به کسری نوشت و کسری گفت: اگر سیف ذی یزن از خاندان پادشاهی است او را حاکم یمن کن و به نزد ما بازگرد و اگر نیست گردنش را بزن و خود حاکم یمن باش. وهرز چون دانست که سیف از خاندان ذی نواس است او را حاکم یمن کرد و به جانب کسری شتافت و کسری به او پاداش داد.
⚠️ بعد از این پیروزی، اشراف قریش از جمله عبدالمطلب بن هاشم، امیه بن عبدالشمس، عبدالله بن جذعان و خویلد بن اسد و وهب بن عبد مناف برای تهنیت به صنعا نزد سیف ذی یزن رفتند. سیف آنها را گرامی داشت و آنها را بر کرسی زر نشاند. عبدالمطلب اجازه سخن خواست و سیف اجازه داد... سپس سیف گفت: آیا تو از قریشی? عبدالمطلب گفت: بلی. سیف گفت: مرحبا و اهلا و ناقة و رحلا و مناخا سهلا. سیف پرسید: از میانه قریش تو کدامی? گفت: من عبدالمطلب بن هاشم هستم. سیف عذر بسیار طلبید و فرمود مقصود من ازین مجلس تو بودی. یک ماه گذشت و جماعت قریش دوباره به خدمت سیف رفتند. سیف، عبدالمطلب را طلب کرد و گفت: سرّی به تو خواهم گفت که تا کنون با هیچ آفریده ای نگفته ام. آن سرّ نزد تو محفوظ باشد تا حق تعالی انجاز وعده خود بفرماید. عبدالمطلب گفت: از هر چه اشاره تو باشد تجاوز ننمایم. سیف گفت: در کتب سابقه که از برای... خبری عظیم و خطری جسیم که فضل حیات و شرف ممات عرب عامه و قوم تو خاصه در آن باشد می یابم.... پیغمبری است که از عقب تو(= از نسل تو) پیدا شود، اسم او محمد و احمد باشد. این زمان وقت ولادت اوست، یا مولود شود یا شده است. او هنوز طفل باشد که پدر و مادرش وفات کنند، جد و عمش او را تربیت کنند. حق تعالی او را بر کل خلایق مبعوث گرداند، اولیاش منصور و اعداش مقهور گردند. در وقت ولادتش آتشها جمله منطفی شوند و سپس مردمان به عبادت واحد منّان درآیند و بتها را بشکنند. قول او فصل و حکمش عدل است... عبدالمطلب گفت: علاء کعبک و طال عمرک. سیف گفت: تو بی شک جد آن پیغمبری. عبدالمطلب سر به سجده شکر نهاد. سیف گفت: این سرّی بود که با تو گفتم. عبدالمطلب گفت: پسری داشتم که برای وی به زوجیت خواستم، پسری از او آمد که نامش را محمد و احمد گذاشتم. چندی نیست که پدر و مادرش فوت کرده اند، من و عمش متکفل تربیت او شدیم. سیف گفت: والله که پیغمبر آخرالزمان است، از یهود او را بپرهیز و بر حذر باش که او را عظیم دشمنند. اگر مرگم قبل از بعثت او نمی بود با تمام خدم و حشم و مال به یثرب میرفتم و آنجا ساکن میشدم زیرا که از کتب موقوف دریافته ام که استحکام کار او در یثرب(=مدینه) خواهد بود. زیرا که انصار وی از اهل یثرب هستند و من میخواستم که از آنان باشم.
چون هفت سال از سلطنت سیف گذشت، قریب صد نفر از حبشیان، سیف را به قتل رساندند. چون خبر قتل سیف به کسری رسید، دوباره وهرز را به یمن فرستاد و فرمود که هیچ یک از سیاهان حبشه باقی نگذارند و همه را هلاک گردانند.
📚 منبع:
تجارب الامم فی اخبار ملوک العرب و العجم، تصحیح دکتر رضا انزابی نژاد و دکتر یحیی کلانتری، ص 286 تا 292
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قتل عام سیاهان حبشی بدستور انوشیروان ساسانی و بشارت سیف ذی یزن به عبدالمطلب به نبوت رسول الله صلی الله علیه و سلم. تجارب الامم فی اخبار ملوک العرب و العجم، تصحیح دکتر رضا انزابی نژاد و دکتر یحیی کلانتری، ص 286 تا 292
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ قتل عام سیاهان حبشی بدستور انوشیروان ساسانی و بشارت سیف ذی یزن به عبدالمطلب به نبوت رسول الله صلی الله علیه و سلم. تجارب الامم فی اخبار ملوک العرب و العجم، تصحیح دکتر رضا انزابی نژاد و دکتر یحیی کلانتری، ص 286 تا 292
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ توصیه جالب عبدالحسین زرینکوب برای بازگشت مسلمانان به تمدن شکوهمند خود ❌
⚠️ آقای زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام چنین میگوید: «بدینگونه، اگر در دو قرن اخیر یک جنگ صلیبی نامرئی و تازه، قلمرو اسلام را در معرض تجاوز غرب نهاده است، تفوق(=برتری) غرب در این برخورد مستمر جز تفوق اسلحه اش که علم و فرهنگ اوست، سبب دیگری ندارد. اگر دنیای اسلام میخواهد در این معرکه مخفی، دست کم بقدر معرکه قدیم پیروزی بیابد، چاره ای جز آن ندارد که در "نوع اسلحه" خویش تجدید نظر کند و بر اساس علم و فرهنگ گذشته خویش_نه آنچه که کور کورانه از غرب گرفته است_ بنای علم و فرهنگ تازه ای بگذارد. سابقه فرهنگ و تمدن هزار ساله گذشته اش که بی شک در تاریخ انسانیت، نقش موثری داشته است، نشان میدهد که اینکار برای وی شدنی است، دیر یا زود(1)
کاملا واضح است که آقای زرینکوب نسخه برتر را، همان حکومت خلفای راشدین رضی الله عنهم و حکومتهای سنی مذهب قرون اولیه اسلامی در ایران میداند که باعث ایجاد تمدن شکوهمند اسلامی در ایران گردید.
⚠️جالب است بدانید که دین و دنیای ایرانیان با حاکم شدن حکومت صفویه که بزور شمشیر ایرانیان را به مذهب تشیع 12 امامی وادار کردند، رو به قهقرا نهاد و آن روال دانشمند پروری ایرانیان عموما سُنّی با روی کار آمدن صفویه تقریبا متوقف شد. صفویه را میتوان خیانتکارترین حکومت تمام ادوار ایران دانست.
«در زمان شاه اسماعیل صفوی بود که استعمارگران پرتغالی، بندر هرموز را که ثروتمندترین و بزرگترین بندر خاورمیانه بود را اشغال کردند. شاه اسماعیل هیچ اقدامی برای بازپس گیری هرموز انجام نداد، زیرا هرموز جزو لارستان بود و حاکم آن نیز تابع حاکم لار بود. بنظر میرسد که حاکم قزلباش لار با دریافت رشوه کلان از پرتغالیها با تصرف این بندرگاه توسط آنها موافقت کرد و به شاه اسماعیل نامه نوشت که سُنیان اینجا آدم بشو نیستند و بهتر است که گرفتار بیگانه باشند تا نسلشان ور اُفتد. شش سال پس از اشغال هرموز، نماینده پرتغالیها با شاه اسماعیل مذاکره کرد و با وعده دورغین حمایت از شاه اسماعیل در برابر عثمانی، مالکیت پرتغال بر سرزمینهای ایرانی و دریای پارس را به امضا شاه اسماعیل رساند... پرتغالیها مجاز شدند که در هر نقطه از سواحل جنوبی دریای پارس که مایل باشند تاسیسات ایجاد کنند(چیزی شبیه امتیازی که اکنون به دولت کافر و مسلمان کش چین داده شده). حتی مردم هرموز علیه استعمار پرتغال شورش بزرگی کردند اما سرکوب شدند و شهر به آتش کشیده شد و خاکستر شد و شاه اسماعیل در ازای کشتار ایرانیان هیچ اقدامی علیه پرتغالیها نکرد و آنها گرامی داشت و به تفرُّج برد. شاه اسماعیل مُرد و مدت زمانی بعد استعمار انگلیس در رقابت با پرتغالیها با شاه عباس کبیر (البته خائن کبیر) توافق نمود و صاحب اختیار تجارت دریایی جنوب شد و پرتغالیها را از هرموز اخراج کرد و از آنجا بود که هرموز به بندرعباس تغییر نام داد. خیانت شاه عباس صفوی بزرگتر از خیانت پهلوی بود، زیرا سراسر بندرگاههای دریای پارس از دماغه عمان تا جزیره بحرین را رسما به انگلیسیان واگذار کرد»(2)
دخالت استعمار پیر انگلیس در ایران با بی کفایتی شاه عباس صفوی شروع شد. صفویها همانطور که به مردم ایران خیانت کردند به جهان اسلام نیز خیانت نمودند زیرا از خاک خود به انگلیس اجازه دادند که علیه خلافت عثمانی حمله کند و قدرت مسلمانان را تضعیف نمایند.
https://t.me/IRRealHistory/5605
📚منابع:
(1) کارنامه اسلام، زرینکوب، چاپ1348، ص 10 و11
(2) قزلباشان در ایران، امیرحسین خُنجی، ص 338 و 339
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آقای زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام چنین میگوید: «بدینگونه، اگر در دو قرن اخیر یک جنگ صلیبی نامرئی و تازه، قلمرو اسلام را در معرض تجاوز غرب نهاده است، تفوق(=برتری) غرب در این برخورد مستمر جز تفوق اسلحه اش که علم و فرهنگ اوست، سبب دیگری ندارد. اگر دنیای اسلام میخواهد در این معرکه مخفی، دست کم بقدر معرکه قدیم پیروزی بیابد، چاره ای جز آن ندارد که در "نوع اسلحه" خویش تجدید نظر کند و بر اساس علم و فرهنگ گذشته خویش_نه آنچه که کور کورانه از غرب گرفته است_ بنای علم و فرهنگ تازه ای بگذارد. سابقه فرهنگ و تمدن هزار ساله گذشته اش که بی شک در تاریخ انسانیت، نقش موثری داشته است، نشان میدهد که اینکار برای وی شدنی است، دیر یا زود(1)
کاملا واضح است که آقای زرینکوب نسخه برتر را، همان حکومت خلفای راشدین رضی الله عنهم و حکومتهای سنی مذهب قرون اولیه اسلامی در ایران میداند که باعث ایجاد تمدن شکوهمند اسلامی در ایران گردید.
⚠️جالب است بدانید که دین و دنیای ایرانیان با حاکم شدن حکومت صفویه که بزور شمشیر ایرانیان را به مذهب تشیع 12 امامی وادار کردند، رو به قهقرا نهاد و آن روال دانشمند پروری ایرانیان عموما سُنّی با روی کار آمدن صفویه تقریبا متوقف شد. صفویه را میتوان خیانتکارترین حکومت تمام ادوار ایران دانست.
«در زمان شاه اسماعیل صفوی بود که استعمارگران پرتغالی، بندر هرموز را که ثروتمندترین و بزرگترین بندر خاورمیانه بود را اشغال کردند. شاه اسماعیل هیچ اقدامی برای بازپس گیری هرموز انجام نداد، زیرا هرموز جزو لارستان بود و حاکم آن نیز تابع حاکم لار بود. بنظر میرسد که حاکم قزلباش لار با دریافت رشوه کلان از پرتغالیها با تصرف این بندرگاه توسط آنها موافقت کرد و به شاه اسماعیل نامه نوشت که سُنیان اینجا آدم بشو نیستند و بهتر است که گرفتار بیگانه باشند تا نسلشان ور اُفتد. شش سال پس از اشغال هرموز، نماینده پرتغالیها با شاه اسماعیل مذاکره کرد و با وعده دورغین حمایت از شاه اسماعیل در برابر عثمانی، مالکیت پرتغال بر سرزمینهای ایرانی و دریای پارس را به امضا شاه اسماعیل رساند... پرتغالیها مجاز شدند که در هر نقطه از سواحل جنوبی دریای پارس که مایل باشند تاسیسات ایجاد کنند(چیزی شبیه امتیازی که اکنون به دولت کافر و مسلمان کش چین داده شده). حتی مردم هرموز علیه استعمار پرتغال شورش بزرگی کردند اما سرکوب شدند و شهر به آتش کشیده شد و خاکستر شد و شاه اسماعیل در ازای کشتار ایرانیان هیچ اقدامی علیه پرتغالیها نکرد و آنها گرامی داشت و به تفرُّج برد. شاه اسماعیل مُرد و مدت زمانی بعد استعمار انگلیس در رقابت با پرتغالیها با شاه عباس کبیر (البته خائن کبیر) توافق نمود و صاحب اختیار تجارت دریایی جنوب شد و پرتغالیها را از هرموز اخراج کرد و از آنجا بود که هرموز به بندرعباس تغییر نام داد. خیانت شاه عباس صفوی بزرگتر از خیانت پهلوی بود، زیرا سراسر بندرگاههای دریای پارس از دماغه عمان تا جزیره بحرین را رسما به انگلیسیان واگذار کرد»(2)
دخالت استعمار پیر انگلیس در ایران با بی کفایتی شاه عباس صفوی شروع شد. صفویها همانطور که به مردم ایران خیانت کردند به جهان اسلام نیز خیانت نمودند زیرا از خاک خود به انگلیس اجازه دادند که علیه خلافت عثمانی حمله کند و قدرت مسلمانان را تضعیف نمایند.
https://t.me/IRRealHistory/5605
📚منابع:
(1) کارنامه اسلام، زرینکوب، چاپ1348، ص 10 و11
(2) قزلباشان در ایران، امیرحسین خُنجی، ص 338 و 339
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
Telegram
ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
📚 کتاب pdf " نقش قزلباشان صفوی در تاریخ ایران زمین". مطالبی مستند و بی نهایت فجیع و تکان دهنده از سلسله صفویه بر اساس کتب مورخان دربار صفوی که در هیچ کتاب درسی و دانشگاهی اجازه نشر این بخش از تاریخ ایران داده نشده. با ممنوعه ترین بخش تاریخ ایران زمین آشنا…
⚠️ توصیه جالب عبدالحسین زرینکوب برای بازگشت مسلمانان به تمدن شکوهمند خود. کارنامه اسلام، زرینکوب، چاپ 1348، ص 10 و 11
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خیانت حکومت صفویه و خصوصا شاه اسماعیل و شاه عباس صفوی به ایرانیان و جهان اسلام. اگر ولایت مداران، محمدرضا پهلوی را خائن میدانند بخاطر جدایی بحرین از ایران، پس شاه عباس و شاه اسماعیل را قطعا باید خائنین بزرگتری بدانند نسبت به پهلوی دوم، بخاطر دادن خاک و دریای ایران به استعمارگران پرتغال و انگلیس. قزلباشان در ایران، امیرحسین خُنجی، ص 338 و 339
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from الصَّواعِـق المُرسَلــة
✅ «الصَّواعِـق المُرسَلــة»
⬅️ کانالی در راستای نقد شُبهات مخالف با اعتقاد اهل سنت و جماعت
🌐 لینک کانال: t.me/savaeq
⬅️ کانالی در راستای نقد شُبهات مخالف با اعتقاد اهل سنت و جماعت
🌐 لینک کانال: t.me/savaeq
4_5978726975773083558.pdf
36.1 MB
📚 کتاب pdf سیری در تاریخ سیاسی اجتماعی تُرکمن ها، تالیف امین الله گُلی. کتابی مفید در زمینه شناخت قوم تُرکمن از ابتدای پیدایش و سیر مهاجرت و آگاهی نسبت به مشاهیر، آداب و رسوم و عقاید و دین و مذهب آنها. در این کتاب بخشی از تاریخ قوم تُرکمن در ارتباط با سلسله های مختلف و خصوصا ظلمی که از جانب شاهان صفوی بر تُرکمن ها وارد شد، بیان گردیده است.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from قلب سليم♡.
❌ شرک در دین زرتشتی❌
⚠️بر اساس اوستای نو، در دین زرتشتی، جهان هستی عرصه نبرد همیشگی میان خوبی و بدی، خیر و شر، مرگ و زندگی، تاریکی و روشنائیست. جهان اشه را اهورمزدا(=خدای دانا) در آغاز زمان(=کرانمند) آفریده است، بن مایه این جهان، اشه است که در روشنی، آسمان روز و خورشید نمایان میشود. اشه، نخست گماشته بر فرایند جهان هستی است، سپس گماشته بر کردار مردمان چه در زندگی روزانه و چه در آیینهای دینی. همه مردمانی که از اشه پیروی کنند، اشون نامیده میشوند یعنی پشتیبان اشه. در واقع اشه نظم طبیعی جهان و قانونی است که اهورمزدا وضع کرده و بر اساس آن، این جهان را ساماندهی میکند بطوریکه هر بدی را پادافره و هر نیکی را پاداشی باشد. اهورمزدا و امشاسپندان(=مقدسان نامیرا) بر پایه اشه بر جهان حکمرانی می کنند و جهان از زندگی پر می شود، که این اصطلاح ریشه در واژه سپن(span) یعنی سرشار از زندگی دارد. ایزدان نیک و اهورمزدا همگی سپنتا یعنی "جان افزاینده" و زندگی بخش هستند و سرپرست بازسازی جهان هستند، آنگونه که در ابتدای آفرینش بوده. در جهان مینوی یا سپنتا مینو که مخلوق اهورمزداست، نیروهای دیگری به نام امشاسپندان وجود دارد که شش تا هستند و با خود اهورمزدا میشود هفت.
1_بهمن یا وهومنه بمعنای اندیشه نیک که خداوند بر جانوران است.
2_اردیبهشت یا اشه وهیشته بمعنای بهترین اشه، او خداوند بر خورشید و آتش آسمان است.
3_شهریور بمعنای شهریاری برگزیده که نماد فرمانروایی اهورمزدا و چیرگی او بر دروندان است. او همچنین خداوند بر فلزات است.
4_سپندارمذ یا سپنتا ارمئیتی بمعنای فروتنی جان بخشنده که دختر و همسر اهورمزداست و ایزدبانوی زمین و...
5_خرداد یا هئوروتات بمعنای رسایی. او خداوند آبهاست.
6_مرداد یا امرتات بمعنای جاودانگی و بی مرگی است. او خداوند بر گیاهان است.
همه موجودات و باشندگان جهان مینوی ایزد(yazata) یعنی شایسته یزش و ستایش هستند. ((اصلا واژه ایزد در فرهنگ لغت به معنای ستایش و پرستش است و در دیانت زرتشتی همه ایزدان قابل پرستش هستند، آذر/آتش پسر اهورمزدا نیز یک ایزد است که پرستش میشود)). معروفترین ایزدان سپنتا مینو عبارتند از: اردویسور آناهیتا، اشی، مهر، آذر(=پسر اهورمزدا)، سروش، رشن، تیشتر، وًیو و بهرام.
⚠️ اما در جهان هستی رقیب و همیستار اهورمزدا و سپنتا مینو، اهریمن و انگره مینو است. اهریمن نیز خالق انگره مینو است و مخلوقاتش در مورد اهورمزدا و سپنتا مینو، به دروغگویی می پردازند، ازینرو آنان را دُروند(=دروغزن ناپاک، بد دین، فاسق) می نامند. دروند از صفات اهریمن است. همانطور که بنیاد جهان مینوی یا سپنتا مینو، اشه است، بنیاد انگره مینو نیز دروج است.
(دروج یا دروگ در اوستا، ترجمه جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص983، به معنای دروغ است و نام ماده دیو دروغ، نادرستی و پیمان شکنی است).
اهریمن با مخلوقاتش که تاریکی، مرگ، بیماری و هر نوع شرور باشد دائما در جنگ با اهورمزداست.
مخلوقات اهریمن و یاران انگره مینو عبارتند از : دیوها(که در خدایان کهن هندُایرانی بعنوان خدایان نیک محسوب میشدند ولی در اوستا جزو نیروهای اهریمنی هستند)، خشم، نسو که ماده دیو مردار و اجساد است و بزرگترین آلوده کننده جهان اهورمزداست، بوشاسب که ماده دیو تنبلی است با انگشتانی بلند که گوید: روز دیگری هم باشد.
❗️طبق اوستا، کائنات دارای دو خالق است، اهریمن خالق شر و اهورمزدا خالق خیر. اهورمزدا پسری بنام آذر(=آتش) و دختری به نام سپندارمذ دارد که با او همخوابگی هم کرده. اهورمزدا جهان اشه را با کمک امشاسپندان و ایزدان اداره میکند و نه به تنهایی. با این توضیحات بهتر متوجه شرک در اصول دیانت زرتشتی میشوید. لذا دیانت زرتشتی هرگز نمی تواند دین یکتاپرستی و توحیدی باشد. نکته عجیب اینجاست که اکثر دیوها که نیروی اهریمنی هستند در دیانت زرتشتی، از لحاظ جنسیتی ماده هستند و حتی طبق کتاب بندهشن از متون دیانت زرتشتی در بخش9، ص84، زنان جهی و پتیاره و زاییده اهریمن معرفی شده اند.
📚منبع:
زبان اوستایی، پروفسور پرودوز اُکتور شروو، ترجمه علیرضا طبرستانی، بخش دیباچه کتاب
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️بر اساس اوستای نو، در دین زرتشتی، جهان هستی عرصه نبرد همیشگی میان خوبی و بدی، خیر و شر، مرگ و زندگی، تاریکی و روشنائیست. جهان اشه را اهورمزدا(=خدای دانا) در آغاز زمان(=کرانمند) آفریده است، بن مایه این جهان، اشه است که در روشنی، آسمان روز و خورشید نمایان میشود. اشه، نخست گماشته بر فرایند جهان هستی است، سپس گماشته بر کردار مردمان چه در زندگی روزانه و چه در آیینهای دینی. همه مردمانی که از اشه پیروی کنند، اشون نامیده میشوند یعنی پشتیبان اشه. در واقع اشه نظم طبیعی جهان و قانونی است که اهورمزدا وضع کرده و بر اساس آن، این جهان را ساماندهی میکند بطوریکه هر بدی را پادافره و هر نیکی را پاداشی باشد. اهورمزدا و امشاسپندان(=مقدسان نامیرا) بر پایه اشه بر جهان حکمرانی می کنند و جهان از زندگی پر می شود، که این اصطلاح ریشه در واژه سپن(span) یعنی سرشار از زندگی دارد. ایزدان نیک و اهورمزدا همگی سپنتا یعنی "جان افزاینده" و زندگی بخش هستند و سرپرست بازسازی جهان هستند، آنگونه که در ابتدای آفرینش بوده. در جهان مینوی یا سپنتا مینو که مخلوق اهورمزداست، نیروهای دیگری به نام امشاسپندان وجود دارد که شش تا هستند و با خود اهورمزدا میشود هفت.
1_بهمن یا وهومنه بمعنای اندیشه نیک که خداوند بر جانوران است.
2_اردیبهشت یا اشه وهیشته بمعنای بهترین اشه، او خداوند بر خورشید و آتش آسمان است.
3_شهریور بمعنای شهریاری برگزیده که نماد فرمانروایی اهورمزدا و چیرگی او بر دروندان است. او همچنین خداوند بر فلزات است.
4_سپندارمذ یا سپنتا ارمئیتی بمعنای فروتنی جان بخشنده که دختر و همسر اهورمزداست و ایزدبانوی زمین و...
5_خرداد یا هئوروتات بمعنای رسایی. او خداوند آبهاست.
6_مرداد یا امرتات بمعنای جاودانگی و بی مرگی است. او خداوند بر گیاهان است.
همه موجودات و باشندگان جهان مینوی ایزد(yazata) یعنی شایسته یزش و ستایش هستند. ((اصلا واژه ایزد در فرهنگ لغت به معنای ستایش و پرستش است و در دیانت زرتشتی همه ایزدان قابل پرستش هستند، آذر/آتش پسر اهورمزدا نیز یک ایزد است که پرستش میشود)). معروفترین ایزدان سپنتا مینو عبارتند از: اردویسور آناهیتا، اشی، مهر، آذر(=پسر اهورمزدا)، سروش، رشن، تیشتر، وًیو و بهرام.
⚠️ اما در جهان هستی رقیب و همیستار اهورمزدا و سپنتا مینو، اهریمن و انگره مینو است. اهریمن نیز خالق انگره مینو است و مخلوقاتش در مورد اهورمزدا و سپنتا مینو، به دروغگویی می پردازند، ازینرو آنان را دُروند(=دروغزن ناپاک، بد دین، فاسق) می نامند. دروند از صفات اهریمن است. همانطور که بنیاد جهان مینوی یا سپنتا مینو، اشه است، بنیاد انگره مینو نیز دروج است.
(دروج یا دروگ در اوستا، ترجمه جلیل دوستخواه، جلد دوم، ص983، به معنای دروغ است و نام ماده دیو دروغ، نادرستی و پیمان شکنی است).
اهریمن با مخلوقاتش که تاریکی، مرگ، بیماری و هر نوع شرور باشد دائما در جنگ با اهورمزداست.
مخلوقات اهریمن و یاران انگره مینو عبارتند از : دیوها(که در خدایان کهن هندُایرانی بعنوان خدایان نیک محسوب میشدند ولی در اوستا جزو نیروهای اهریمنی هستند)، خشم، نسو که ماده دیو مردار و اجساد است و بزرگترین آلوده کننده جهان اهورمزداست، بوشاسب که ماده دیو تنبلی است با انگشتانی بلند که گوید: روز دیگری هم باشد.
❗️طبق اوستا، کائنات دارای دو خالق است، اهریمن خالق شر و اهورمزدا خالق خیر. اهورمزدا پسری بنام آذر(=آتش) و دختری به نام سپندارمذ دارد که با او همخوابگی هم کرده. اهورمزدا جهان اشه را با کمک امشاسپندان و ایزدان اداره میکند و نه به تنهایی. با این توضیحات بهتر متوجه شرک در اصول دیانت زرتشتی میشوید. لذا دیانت زرتشتی هرگز نمی تواند دین یکتاپرستی و توحیدی باشد. نکته عجیب اینجاست که اکثر دیوها که نیروی اهریمنی هستند در دیانت زرتشتی، از لحاظ جنسیتی ماده هستند و حتی طبق کتاب بندهشن از متون دیانت زرتشتی در بخش9، ص84، زنان جهی و پتیاره و زاییده اهریمن معرفی شده اند.
📚منبع:
زبان اوستایی، پروفسور پرودوز اُکتور شروو، ترجمه علیرضا طبرستانی، بخش دیباچه کتاب
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شرک در دیانت زرتشتی. جهان هستی طبق دیانت زرتشتی دارای دو خالق است. اهورمزدا، خالق خیر که مجموعه سپنتا مینو مخلوق اوست. اهریمن، خالق شر که مجموعه انگره مینو مخلوق اوست. زبان اوستایی، پروفسور پرودوز اُکتور شروو، ترجمه علیرضا طبرستانی، بخش دیباچه کتاب
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory