ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.93K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ قتل عام شهر بخارا، آیا کار یک مسلمان بود? قتیبه بن مسلم رحمه الله بخارا را بر جزیه فتح کرد و مردم بخارا گروه گروه مسلمان می شدند. در زمان قتیبه سلسله بخار خداتها در بخارا هنوز دوام داشت و طغشاده بخارا خدات در زمان قتیبه والی بخارا و مورد حمایت قتیبه بود. بخارا، دستاورد قرون وسطی، ریچارد نلسون فرای، ترجمه محمود محمودی، ص 34 تا 36

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قتل عام شهر بخارا، آیا کار یک مسلمان بود? پس از قتل قتیبه بن مسلم رحمه الله، اسد بن عبدالله والی خراسان شد، طغشاده بخار خدات که از مسلمان شدن مردم بخارا به خشم آمده بود، زیرا کافر بود، به دروغ و از روی کینه به اسد بن عبدالله نوشت که عده ای به دروغ میگویند که مسلمانند در حالیکه به دل کافرند و قصد شورش دارند و این کافر 400 نفر مسلمان را در حالیکه تشهد می گفتند را گردن زد. تاریخ بخارا، ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی، ترجمه ابونصر احمد بن محمد بن نصر القباوی، تخلیص محمد بن زفر بن عمر، تصحیح و تحشیه مدرس رضوی، ص81 تا 83

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قتل عام شهر بخارا، آیا کار یک مسلمان بود? پس از قتل قتیبه بن مسلم رحمه الله، اسد بن عبدالله والی خراسان شد، طغشاده بخار خدات که از مسلمان شدن مردم بخارا به خشم آمده بود، زیرا کافر بود، به دروغ و از روی کینه به اسد بن عبدالله نوشت که عده ای به دروغ میگویند که مسلمانند در حالیکه به دل کافرند و قصد شورش دارند و این کافر 400 نفر مسلمان را در حالیکه تشهد می گفتند را گردن زد. پس از مرگ اسد بن عبدالله، نصر سیار حاکم خراسان شد و طغشاده بخار خدات به نزد وی رفت.... هنگامیکه نصر سیار به نماز ایستاد، طغشاده بخار خدات چون کافر بود نماز نخواند و بر صندلی نشسته بود. تاریخ بخارا، ابوبکر محمد بن جعفر نرشخی، ترجمه ابونصر احمد بن محمد بن نصر القباوی، تخلیص محمد بن زفر بن عمر، تصحیح و تحشیه مدرس رضوی، ص83 تا 85

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
Forwarded from قلب سليم♡.
هرچیزی در زمان مناسب فرا خواهد رسید ...
صبور باش و بگو یارب


@qu_dlly
قتل عام سیاهان حبشی بدستور انوشیروان ساسانی و بشارت سیف ذی یزن به عبدالمطلب به نبوت رسول الله صلی الله علیه و سلم


⚠️هنگامیکه ابرهه بن الاشرم با سپاهش توسط ابابیل نابود شد، پسرش "یکسوم" حاکم یمن شد و چند سالی پادشاهی کرد و مُرد، سپس برادرش "مسروق" حاکم یمن شد. چون اهالی یمن دیدند که سرزمین حبشه بدون حاکم شده به خدمت "سیف ذی یزن" که نسبش به ذی نواس صاحب نجران میرسید، آمدند و از او خواستند سرورشان باشد و از پادشاهان کمک بخواهد تا با حبشه جنگ کنند زیرا کاهنان در کتب خود دیده اند که هلاک حبشه بدست تو خواهد بود. سیف پذیرفت و نزد نعمان بن المنذر رفت و ماجرا را گفت. نعمان گفت: چون به دیدار انوشیروان بروم تو را با خود میبرم و طلب مدد کن. سیف همراه نعمان به خدمت کسری انوشیروان رفت و مدد خواست. انوشیروان گفت: بلاد شما دور است و نفع یا ضرری برای ما ندارد، سپس با وزیرانش مشورت کرد. رییس الوزرا گفت: ای انوشیروان در حبس تو افرادی هستند که مستوجب قتل اند، ایشان را مسلح کن و همراه سیف به یمن بفرست، اگر پیروز شوند سرزمینی به قلمرو تو اضافه میشود و اگر کشته شوند، به حق مستحق آنند. زندانیان، 600 تن بودند و به فرماندهی وهرز همراه سیف با کشتی به یمن رفتند. چون رسیدند، سیف اهالی یمن را خبر کرد، 20000 جنگجو به او پیوستند. مسروق بن ابرهه با سی هزار نیرو به جنگ آنان آمد. وهرز با تیر کمان، مسروق را هدف گرفت و به قتل رساند، حبشیان مضطرب شدند و نیروهای سیف ذی یزن حمله کردند و بسیاری از حبشیان را به قتل رساندند. سیف و وهرز وارد صنعا شدند. وهرز دستور داد که سربازان به نواحی مختلف یمن بروند و هر جا که سیاه حبشی دیدند قتل عام کنند. سپس فتحنامه به کسری نوشت و کسری گفت: اگر سیف ذی یزن از خاندان پادشاهی است او را حاکم یمن کن و به نزد ما بازگرد و اگر نیست گردنش را بزن و خود حاکم یمن باش. وهرز چون دانست که سیف از خاندان ذی نواس است او را حاکم یمن کرد و به جانب کسری شتافت و کسری به او پاداش داد.

⚠️ بعد از این پیروزی، اشراف قریش از جمله عبدالمطلب بن هاشم، امیه بن عبدالشمس، عبدالله بن جذعان و خویلد بن اسد و وهب بن عبد مناف برای تهنیت به صنعا نزد سیف ذی یزن رفتند. سیف آنها را گرامی داشت و آنها را بر کرسی زر نشاند. عبدالمطلب اجازه سخن خواست و سیف اجازه داد... سپس سیف گفت: آیا تو از قریشی? عبدالمطلب گفت: بلی. سیف گفت: مرحبا و اهلا و ناقة و رحلا و مناخا سهلا. سیف پرسید: از میانه قریش تو کدامی? گفت: من عبدالمطلب بن هاشم هستم. سیف عذر بسیار طلبید و فرمود مقصود من ازین مجلس تو بودی. یک ماه گذشت و جماعت قریش دوباره به خدمت سیف رفتند. سیف، عبدالمطلب را طلب کرد و گفت: سرّی به تو خواهم گفت که تا کنون با هیچ آفریده ای نگفته ام. آن سرّ نزد تو محفوظ باشد تا حق تعالی انجاز وعده خود بفرماید. عبدالمطلب گفت: از هر چه اشاره تو باشد تجاوز ننمایم. سیف گفت: در کتب سابقه که از برای... خبری عظیم و خطری جسیم که فضل حیات و شرف ممات عرب عامه و قوم تو خاصه در آن باشد می یابم.... پیغمبری است که از عقب تو(= از نسل تو) پیدا شود، اسم او محمد و احمد باشد. این زمان وقت ولادت اوست، یا مولود شود یا شده است. او هنوز طفل باشد که پدر و مادرش وفات کنند، جد و عمش او را تربیت کنند. حق تعالی او را بر کل خلایق مبعوث گرداند، اولیاش منصور و اعداش مقهور گردند. در وقت ولادتش آتشها جمله منطفی شوند و سپس مردمان به عبادت واحد منّان درآیند و بتها را بشکنند. قول او فصل و حکمش عدل است... عبدالمطلب گفت: علاء کعبک و طال عمرک. سیف گفت: تو بی شک جد آن پیغمبری. عبدالمطلب سر به سجده شکر نهاد. سیف گفت: این سرّی بود که با تو گفتم. عبدالمطلب گفت: پسری داشتم که برای وی به زوجیت خواستم، پسری از او آمد که نامش را محمد و احمد گذاشتم. چندی نیست که پدر و مادرش فوت کرده اند، من و عمش متکفل تربیت او شدیم. سیف گفت: والله که پیغمبر آخرالزمان است، از یهود او را بپرهیز و بر حذر باش که او را عظیم دشمنند. اگر مرگم قبل از بعثت او نمی بود با تمام خدم و حشم و مال به یثرب میرفتم و آنجا ساکن میشدم زیرا که از کتب موقوف دریافته ام که استحکام کار او در یثرب(=مدینه) خواهد بود. زیرا که انصار وی از اهل یثرب هستند و من میخواستم که از آنان باشم.
چون هفت سال از سلطنت سیف گذشت، قریب صد نفر از حبشیان، سیف را به قتل رساندند. چون خبر قتل سیف به کسری رسید، دوباره وهرز را به یمن فرستاد و فرمود که هیچ یک از سیاهان حبشه باقی نگذارند و همه را هلاک گردانند.

📚 منبع:
تجارب الامم فی اخبار ملوک العرب و العجم، تصحیح دکتر رضا انزابی نژاد و دکتر یحیی کلانتری، ص 286 تا 292

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قتل عام سیاهان حبشی بدستور انوشیروان ساسانی و بشارت سیف ذی یزن به عبدالمطلب به نبوت رسول الله صلی الله علیه و سلم. تجارب الامم فی اخبار ملوک العرب و العجم، تصحیح دکتر رضا انزابی نژاد و دکتر یحیی کلانتری، ص 286 تا 292

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قتل عام سیاهان حبشی بدستور انوشیروان ساسانی و بشارت سیف ذی یزن به عبدالمطلب به نبوت رسول الله صلی الله علیه و سلم. تجارب الامم فی اخبار ملوک العرب و العجم، تصحیح دکتر رضا انزابی نژاد و دکتر یحیی کلانتری، ص 286 تا 292

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
توصیه جالب عبدالحسین زرینکوب برای بازگشت مسلمانان به تمدن شکوهمند خود


⚠️ آقای زرینکوب در کتاب کارنامه اسلام چنین میگوید: «بدینگونه، اگر در دو قرن اخیر یک جنگ صلیبی نامرئی و تازه، قلمرو اسلام را در معرض تجاوز غرب نهاده است، تفوق(=برتری) غرب در این برخورد مستمر جز تفوق اسلحه اش که علم و فرهنگ اوست، سبب دیگری ندارد. اگر دنیای اسلام میخواهد در این معرکه مخفی، دست کم بقدر معرکه قدیم پیروزی بیابد، چاره ای جز آن ندارد که در "نوع اسلحه" خویش تجدید نظر کند و بر اساس علم و فرهنگ گذشته خویش_نه آنچه که کور کورانه از غرب گرفته است_ بنای علم و فرهنگ تازه ای بگذارد. سابقه فرهنگ و تمدن هزار ساله گذشته اش که بی شک در تاریخ انسانیت، نقش موثری داشته است، نشان میدهد که اینکار برای وی شدنی است، دیر یا زود(1)
کاملا واضح است که آقای زرینکوب نسخه برتر را، همان حکومت خلفای راشدین رضی الله عنهم و حکومتهای سنی مذهب قرون اولیه اسلامی در ایران میداند که باعث ایجاد تمدن شکوهمند اسلامی در ایران گردید.

⚠️جالب است بدانید که دین و دنیای ایرانیان با حاکم شدن حکومت صفویه که بزور شمشیر ایرانیان را به مذهب تشیع 12 امامی وادار کردند، رو به قهقرا نهاد و آن روال دانشمند پروری ایرانیان عموما سُنّی با روی کار آمدن صفویه تقریبا متوقف شد. صفویه را میتوان خیانتکارترین حکومت تمام ادوار ایران دانست.
«در زمان شاه اسماعیل صفوی بود که استعمارگران پرتغالی، بندر هرموز را که ثروتمندترین و بزرگترین بندر خاورمیانه بود را اشغال کردند. شاه اسماعیل هیچ اقدامی برای بازپس گیری هرموز انجام نداد، زیرا هرموز جزو لارستان بود و حاکم آن نیز تابع حاکم لار بود. بنظر میرسد که حاکم قزلباش لار با دریافت رشوه کلان از پرتغالیها با تصرف این بندرگاه توسط آنها موافقت کرد و به شاه اسماعیل نامه نوشت که سُنیان اینجا آدم بشو نیستند و بهتر است که گرفتار بیگانه باشند تا نسلشان ور اُفتد. شش سال پس از اشغال هرموز، نماینده پرتغالیها با شاه اسماعیل مذاکره کرد و با وعده دورغین حمایت از شاه اسماعیل در برابر عثمانی، مالکیت پرتغال بر سرزمینهای ایرانی و دریای پارس را به امضا شاه اسماعیل رساند... پرتغالیها مجاز شدند که در هر نقطه از سواحل جنوبی دریای پارس که مایل باشند تاسیسات ایجاد کنند(چیزی شبیه امتیازی که اکنون به دولت کافر و مسلمان کش چین داده شده). حتی مردم هرموز علیه استعمار پرتغال شورش بزرگی کردند اما سرکوب شدند و شهر به آتش کشیده شد و خاکستر شد و شاه اسماعیل در ازای کشتار ایرانیان هیچ اقدامی علیه پرتغالیها نکرد و آنها گرامی داشت و به تفرُّج برد. شاه اسماعیل مُرد و مدت زمانی بعد استعمار انگلیس در رقابت با پرتغالیها با شاه عباس کبیر (البته خائن کبیر) توافق نمود و صاحب اختیار تجارت دریایی جنوب شد و پرتغالیها را از هرموز اخراج کرد و از آنجا بود که هرموز به بندرعباس تغییر نام داد. خیانت شاه عباس صفوی بزرگتر از خیانت پهلوی بود، زیرا سراسر بندرگاههای دریای پارس از دماغه عمان تا جزیره بحرین را رسما به انگلیسیان واگذار کرد»(2)
دخالت استعمار پیر انگلیس در ایران با بی کفایتی شاه عباس صفوی شروع شد. صفویها همانطور که به مردم ایران خیانت کردند به جهان اسلام نیز خیانت نمودند زیرا از خاک خود به انگلیس اجازه دادند که علیه خلافت عثمانی حمله کند و قدرت مسلمانان را تضعیف نمایند.

https://t.me/IRRealHistory/5605

📚منابع:
(1) کارنامه اسلام، زرینکوب، چاپ1348، ص 10 و11
(2) قزلباشان در ایران، امیرحسین خُنجی، ص 338 و 339

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ توصیه جالب عبدالحسین زرینکوب برای بازگشت مسلمانان به تمدن شکوهمند خود. کارنامه اسلام، زرینکوب، چاپ 1348، ص 10 و 11

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ خیانت حکومت صفویه و خصوصا شاه اسماعیل و شاه عباس صفوی به ایرانیان و جهان اسلام. اگر ولایت مداران، محمدرضا پهلوی را خائن میدانند بخاطر جدایی بحرین از ایران، پس شاه عباس و شاه اسماعیل را قطعا باید خائنین بزرگتری بدانند نسبت به پهلوی دوم، بخاطر دادن خاک و دریای ایران به استعمارگران پرتغال و انگلیس. قزلباشان در ایران، امیرحسین خُنجی، ص 338 و 339

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory