ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.93K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 33 و 39


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
قوم پارت(=اشکانیان)


7⃣ قسمت هفتم


⚠️ به گفته ژوستن، اُرُد دوم اشکانی پس از مرگ پسرش پاکور، بسیار اندوهگین شد و دچار اختلال حواس گردید. او در سال 37 ق م، انتخاب بدفرجامی کرد و پسر ارشدش فرهاد چهارم را بر تخت نشاند، فرهاد چهارم نیز برای استوار ساختن تخت و تاجش، ابتدا پدر و سپس همه برادرانش را کشت. چون دست به میان اشراف برد، بسیاری از آنان از پیش وی گریختند از جمله "مونه زس" که به نزد رومیان گریخت و به "مارک آنتوان" گفت که فرصت برای تاختن به پارت فراهم است و مردم آماده شورش علیه فرهاد چهارم اشکانی هستند. مارک آنتوان، تدارک حمله دید و ارتاوازد شاه ارمنستان ناچارا با او همدست شد. در بهار 36 ق م، مارک آنتوان از فرات گذشت و به گفته ارتاوازد، لشکر صد هزار نفری خود را بسوی ماد آتروپاتن راند. اما چون قلعه کوب هنوز نرسیده بود، ناچارا با ایجاد پشته ای از خاک برای فتح قلعه تلاش کرد. فرهاد چهارم ازین جدایی بهره جست و بر ستون حامل قلعه کوبها حمله کرد و حدود ده هزار نفر از رومیان کشته شدند و باقی اسیر گشتند و ارتاوازد بار دیگر با ایران متحد گشت. مارک آنتوان مجبور شد زمستان را در کوههای ارمنستان بسر کند، اما بخاطر شدت سردی هوا و گرسنگی و تشنگی، بسیار از رومیان، حدود یک سوم سپاه بکام مرگ رفتند. مارک آنتوان مجبور شد با ارتاوازد بوقلمون صفت صلح کند و عقب نشینی کرد که در مسیر بازگشت از ارمنستان به سوریه، هشت هزار تن دیگر از رومیان از ناسازگاری هوا مردند. او به مصر رفت و زمستان را در بندر اسکندریه در کنار کلئوپاترا گذراند. این حمله تقریبا نخستین و واپسین هجوم بزرگ رومیان به پارتها بود. فرهاد چهارم برای آنکه کامیابی خود را بر همگان اعلام کند، بر روی سکه هایی که از رومیان به غنیمت گرفته بود، سجع(=کلام موزون) خود را ضرب کرد. مارک آنتوان سپس برای مدت کوتاهی ارمنستان را گرفت و در سال 33 ق م، به ماد حمله کرد، اما تا عقب کشید پارتها و ارمنیان قلمرو خود را بازپس گرفتند. در 31 ق م، تیرداد دوم سر به شورش نهاد و دعوی تاج و تخت کرد. فرهاد چهارم ناچارا با کمک سکاها، تیرداد دوم را به سوریه راند، اما او هم پسر فرهاد چهارم را دزدید و به نزد رومیان برد، این پسر در آینده در ازای بازپس دادن درفشهای رومیان که در حران از کراسوس به غنیمت گرفته شده بود، تحویل پدرش شد که این یک پیروزی بزرگ برای رومیان محسوب میشد. تیرداد دوم در 26 ق م بسرعت به بین النهرین تاخت، فرهاد چهارم چون نتوانست زنان حرم را با خود ببرد، همه را از دم تیغ گذراند. روابط ایران و روم با تبادل درفشها و پسر فرهادچهارم بهبود یافت. اوگوست نیز به حرم فرهاد چهارم کنیزکی ایتالیایی به نام موزا پیشکش کرد.

⚠️فرهاد چهارم از موزا، صاحب پسر شد و نامش را فرهادک(=فرهاد پنجم) گذاشت و موزا به ملکه دربار مبدل گشت. موزا، فرهاد چهارم را مجبور کرد که چهار پسرش را به روم بفرستد تا در آنجا بخوبی زندگی کنند. در سال 2 ق م، موزا فرهاد چهارم را مسموم کرد و پسرش فرهادک را به تخت نشاند. پارتها با ارمنیان متحد شدند و تیگران و همسرش که خواهرش هم بود را، در ارمنستان به تخت نشاندند. اگوست ازینکار خشمگین شد و نوه اش گایوس را به جنگشان فرستاد. فرهادک و گایوس اختلافات را در مهمانیهایی که در دو طرف فرات برگزار شد به نفع روم برطرف کردند. فرهادک اشکانی با مادرش موزا ازدواج کرد اما اندکی بعد به قتل رسید یا تبعید شد. سپس اُرُد سوم به تخت نشست که پس از سه سال کشته شد. اشکانیان رو به ضعف نهادند و برای تعیین جانشین ارد سوم، از اوگوست خواستند که یکی از پسران فرهاد چهارم را به پارت بفرستد. ونن اول بعنوان پادشاه جدید انتخاب شد اما بخاطر اینکه اخلاق رومیان را یاد گرفته بود، اشراف را از خود راند و در مهمانیهای طبقه اشراف شرکت نکرد و به شکار بی میل بود، که باعث شد مدعی جدیدی به نام اردوان سوم که پادشاه ماد آتروپاتن بود پیدا شود. اردوان سوم سرانجام ونن را در سال 12 م، شکست داد و رسما پادشاه اشکانیان شد. در 35 م رومیان تلاش کردند که پسر دیگر فرهاد چهارم را به تخت نشانند که او به سوریه نرسید یا بدلیل بیماری و یا بدلیل توطئه اردوان سوم کشته شد. تیبریوس جانشین اوگوست شد و دست بردار نبود و تلاش کرد نوه فرهاد چهارم یعنی تیرداد سوم را پادشاه اشکانیان کند. اردوان سوم بخاطر اوضاع نابسامان دربار به اقوام مشرق خزر پناه برد. تیرداد سوم را در شهرهای یونانی قلمرو پارت پذیرفتند و در سلوکیه تاج به سر نهاد.

📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 40 تا 43


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 40 و 43


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه اشکانی که در یک طرفش تصویر ملکه موزا و در طرف دیگرش، تصویر فرهادک(فرهاد پنجم اشکانی) قرار دارد. این مادر و پسر بدون هیچ مخالفت قانونی یا شرعی اشکانیان با هم ازدواج کردند، لذا این ازدواج گواه بر این است که سنت مجوسی خویدوده در دوره اشکانیان نیز همچنان رایج بوده.


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
اول اردیبهشت ماه، روز بزرگداشت سعدی علیه الرحمه


⚠️ اول اردیبهشت ماه جلالی(یعنی روز شروع نگارش کتاب گلستان) سالروز بزرگداشت ابومحمد مشرف الدین مصلح بن عبدالله بن مشرّف، متخلص به سعدی علیه الرحمه می باشد(606–690 ه ق). سعدی شاعر و نویسندهٔ بزرگ پارسی‌گوی و اهل سنت ایرانی است. اهل ادب به او لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجلّ» و حتی به‌طور مطلق، «استاد» و یا «پیغمبر ادب پارسی» داده‌اند. البته تقریبا تمام مشایخ و دانشمندان بزرگ ایرانی، اهل سنت بودند که با آمدن حکومت سفّاک و ضدّ ایرانیٍ صفویه، این روال دانشمند پروری ایرانیان به قهقرا گرایید.
سعدی، این شاعر بزرگ اهل سنت ایرانی شیوه وضو گرفتن صحیح را بصورت شعر در کتاب بوستان، باب هفتم، بخش 15 به زیبایی بیان کرده است.

به طفلی درم رغبت روزه خاست
ندانستمی چپ کدام است و راست

یکی عابد از پارسایان کوی
همی شستن آموختم دست و روی

که بسم الله اول به سنت بگوی
دوم نیّت آور، سوم کف بشوی

پس آن گه دهن شوی و بینی سه بار
مناخر به انگشت کوچک بخار

به سبّابه دندان پیشین بمال
که نهی است در روزه بعد از زوال

وز آن پس سه مشت آب بر روی زن
ز رستنگه موی سر تا ذقن

دگر دستها تا به مرفق بشوی
ز تسبیح و ذکر آنچه دانی بگوی

دگر مسح سر، بعد از آن غسل پای
همین است و ختمش به نام خدای

⚠️ سعدی علیه الرحمه اشعار زیبایی در وصف خلفای راشدین رضی الله عنهم در کتاب بوستان خود سروده است:

چه نعت پسندیده گویم ترا؟
علیک السّلام ای نبیّ الورا

درود مَلَک بر روان تو باد
بر اصحاب و بر پیروان تو باد

نخستین ابوبکر پیر مُرید
عُمَر پنجه بر پیچ دیو مرید

خردمند، عثمان شب زنده دار
چهارم علی شاه دُلدُل سوار

البته عده ای معاند و کینه توز همانطور که اشعار شرابخواری را به عمر خیام رحمه الله که عالٍم مسلمان اهل سنت بود، نسبت می دهند، اشعاری سخیف به نام هزلیات را به سعدی نسبت می دهند که اینها چیزی جز اتهامات بی پایه اساس نیست.

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
قوم پارت(=اشکانیان)


8⃣ قسمت هشتم


⚠️ گفتیم که تیرداد سوم نوه فرهاد چهارم بوسیله رومیان تاج بر سر نهاد، لذا اردوان سوم بسوی اقوام مشرق خزر گریخت. گروهی از اشراف، اردوان سوم را در هیرکانیا دیدند که لباسی ژنده بر تن داشت و با شکار کردن روزگار می گذراند. با خواهش اشراف، اردوان سوم با گروهی از سکاها و داهه ها علیه تیرداد سوم و رومیان شورید. سپس سلوکیه از شهرهای قلمرو پارت شورش کرد و ادعای استقلال نمود، این مشکل با استعفای اردوان سوم به نفع "کین نام" تا حدی حل شد. پس از اندک زمانی با مرگ اردوان سوم، گودرز دوم جانشین وی شد. او از دودمان اشکانیان نبود بلکه از دودمانهای متصل به اشکانیان بود و با گیو که از اشراف هیرکانیا بود پیوند داشت. برخی هنرنماییهای گودرز دوم در شاهنامه فردوسی بیان شده است که گویای اوضاع نابسامان اشکانیان در آن دوره می باشد. سرانجام در سال 40 م، بردان و گودرز دوم که دو برادر بودند پادشاهی را میان خود تقسیم کردند. بردان بخش بزرگی از قلمرو را در فرمان گرفت و گودرز دوم هیرکانیا و دیگر استانهای شما را در فرمان گرفت، اما پس از اندکی ایندو برادر به جان هم افتادند و سرانجام گودرز دوم پیروز شد و بردان به هنگام شکار در 47_48 م کشته شد. اما مدتی بعد رومیان، نوه دیگر فرهاد چهارم را به نام مهرداد جهت پادشاهی حمایت کردند و پیکار درگرفت. گودرز دوم سرانجام مهرداد را شکست داد اما نکشتش بلکه گوشش را برید تا به جهت ناقص اندام بودن نتواند شاه شود. گودرز دوم به سال 50 م، کتیبه ای در بیستون نگاشت که بر پشت اسب در حین نیزه زدن بر دشمن بود. در این کتیبه نوشته ای به مضمون گودرز پسر گیو بیان شده، او در سال 51 م، درگذشت.

⚠️ونن دوم جانشین گودرز دوم چند ماهی سلطنت کرد و پس از او بلاش اول(ولخش) خردمندانه رفتار کرد و تخت ماد را به برادرش پاکور و ارمنستان را به برادر دیگرش تیرداد بخشید. دهش ارمنستان به تیرداد، روم را خشمگین کرد، لذا کربولو، سردار روم برای تصرف ارمنستان حمله کرد. در بهار 58 م، جنگ خاتمه یافت. تیرداد نتوانست کربولو را از فتح و غارت آرتاکساتا بازدارد. بلاش اول نیز درگیر شورشهای داخلی از جمله شورش بردان دوم در هیرکانیا شد و نتوانست تیرداد را یاری دهد. سال بعد، کربولو به شهر دیگر ارمنستان یعنی تیگرانوسرتا حمله کرد، مردم مقاومت کردند و دروازه ها را بستند، اما کربولو سر یکی از اشراف ارمنی را برید و به داخل شهر انداخت که درست وسط شورای جنگی افتاد، لذا شهر بی درنگ تسلیم شد. در 60 م، تیرداد دست به مقابله زد، اما از ارمنستان رانده شد و ارمنستان بدست رومیان افتاد. کربولو به سوریه رفت. پتوس رومی در 62 م، به بخشهای دیگر ارمنستان حمله کرد، اما چون زمستان شد و گمان کرد که جنگی انجام نمی شود سربازان خود را به مرخصی فرستاد. بلاش اول بطور ناگهانی به پتوس حمله کرد، پتوس تسلیم شد و از ارمنستان عقب نشینی کرد. سرانجام در 63 م، بین پارت و روم سازش ایجاد شد. تیرداد به پادشاهی ارمنستان برگزیده شد اما بشرطی که تاج خود را از دست نرون بگیرد. لذا هم حیثیت روم حفظ شد هم خواست پارتها برآورده شد. سه سال بعد تیرداد به روم رفت و نرون تاج بر سر او گذاشت. در دوران پادشاهی بلاش اول که شاید تا 80 م، باشد، برخی آیینهای شرقی در فرهنگ پارتی راه یافت و برای نخستین بار روی سکه های اشکانی بجای خط یونانی با خط آرامی نوشته شد. رسمی شناختن پرستش آتشگاه در دوره بلاش اول گواهی بر آنست که کتابت مجدد اوستا و سروده های آن در دوره اشکانی در زمان بلاش اول انجام شد. بلاش اول در بابل و نزدیکی سلوکیه شهری به نام بلاشگرد ایجاد کرد.

📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 44 تا 46


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 44 و 46


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
قوم پارت(=اشکانیان)


9⃣ قسمت نهم


⚠️ تا دهها سال پس از جنگهای کربولو، روابط میان پارت و روم کمابیش صلح آمیز بود. در این هنگام در زمان فرمانروایی وسپازین، مرزهای روم رو به استواری می رفت و فرات بعنوان مرز غربی پارتها پذیرفته شد و پالمیرا(تدمر) جزو قلمرو روم گردید. حدود 72 م، آلانهای بیابانگرد بر شمال شرقی پارت تاختند، استاندار هیرکانیا با آنها پیمان دوستی بست و با تشویق او از قلمروش عبور کردند و وارد شمال ایران شدند و در ماد مشکوی(حرم) پاکور اشکانی که فرمانروای آنجا بود را بدست آوردند و در ارمنستان قدرت تیرداد را در هم شکستند و با مهارتی که در کمند افکنی داشتند نزدیک بود او را اسیر کنند، سرانجام، آلانها با غنائم بسیار از راه مشرق از قلمرو پارت خارج شدند. در 77_78 م، بلاش دوم و پادشاهی به نام پاکور دوم در سلوکیه سکه زدند. در 80_81 م، یکی مدعی دیگر پادشاهی به نام اردوان چهارم در سلوکیه سکه زد، اما بزودی سرنگون شد و پاکور دوم باقی ماند ولی نه برای مدتی زیاد. پس از مرگ امپراطور روم، نرون های دروغین در 89 م، پیدا شدند که نیرنگ پارتها بود. وضع داخلی پارت در این دوره بسیار در هم بود. سکه هایی زده شد که نمودار پیکارهای خانگی بسیاری بوده است. از سال 113تا115 م، پادشاهی به نام خسرو، که برادر پاکور دوم باشد بین سالهای89_90 م تا 127_128 م، سکه زده است و سکه های بلاش(شاید سوم) در حدود 105 م تا تقریبا 150 میلادی ضرب شده است.


⚠️ در 113 م، امپراطور دیگری از روم بفکر حمله به پارت افتاد. او تراژان بود. بهانه شروع جنگ ارمنستان بود، زیرا خسرو اشکانی، پادشاه ارمنستان را بدون رضایت روم عوض کرده بود. تراژان حمله کرد به سمت ارمنستان و خسرو سفیرانی برای صلح به روم فرستاد، اما پاسخی دریافت نکرد. تراژان ارمنستان را فتح کرد. پارثامازیریس فرزند پاکور به پیشباز تراژان رفت و نیم تاجی را در پای تراژان گذاشت، اما تراژان رسما اعلام کرد که ارمنستان جزو قلمرو روم شده است. این صحنه بر یک سکه مفرغی رومی ضرب شده است. پارثامازیریس را از اردوگاه رومیان بیرون بردند و پس از اندک زمانی بصورت راز گونه درگذشت. بسیاری آن را بدستور تراژان دانسته اند. سپس تراژان بسوی جنوب و بین النهرین رفت. ابگار سوم، پادشاه ادس که از بدگمانی رومیان نسبت به خویش، آگاه بود، پسر زیبا روی خود را به نزد تراژان فرستاد تا دوستی ایجاد گردد. سایر امیران گریختند و بین النهرین بدست تراژان افتاد و جزو استانهای رومی شد در حدود سال 115 میلادی.


📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 46 و 47


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 46
و 47

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
قوم پارت(=اشکانیان)


🔟 قسمت دهم و پایانی


⚠️ پس از اینکه بین النهرین بدست تراژان افتاد، در بهار 116 م، با کشتی از فرات گذشت و آدیابن را شکست داد و سران رومی را در آنجا گماشت تا این کشور به استان آشورٍ روم تبدیل شود. تراژان به تیسفون، پایتخت اشکانیان حمله کرد، پس از اندکی پایداری این شهر بدست رومیان افتاد. غنائم این شهر بعلاوه دختر و اورنگ(=تخت پادشاهی) خسرو اشکانی بدست تراژان افتاد، تراژان سپس به میسن رفت و اتامبلوس پنجم، خود را دست نشانده تراژان معرفی کرد. قلمرو تراژان از روم تا خلیج فارس و شهر خاراکس اسپاسینو گسترش یافت. تراژان در کرانه خلیج فارس به کشتی که به هند می رفت با حسرت نگریست و دریغ می خورد که دیگر سنش به او اجازه نمی دهد که راه فتوحات اسکندر را دنبال کند. تا این هنگام، خسرو اشکانی بعلت نابسامانی های داخلی نتوانسته بود بر تراژان گزندی وارد کند. اما در اواسط 116 م، به تراژان حمله کرد و برخی امیران تراژان سر به شورش نهادند. تراژان که برای دیدن اتاقی که اسکندر در آن جان داده بود در بابل اقامت داشت با شنیدن این خبر با لشکری فراوان دوباره بین النهرین و ارمنستان را تصرف کرد ولی آشور شاید از دستش رفته بود و بابل هم مشکلی شده بود. لذا تراژان بین النهرین و ارمنستان را در تصرف نگهداشت و بابل و تیسفون را به شاهزاده پارتی به نام پارثاماسپات که با ارمنستان پیوند داشت، واگذاشت تا مانند شاه دست نشانده روم باشد. تراژان در راه بازگشت به سوریه الحضر را محاصره کرد اما بخاطر گرمای شدید هوا و تشنگی و فراوانی مگس، دست از محاصره کشید و به سمت انطاکیه رفت. در بهار 117 م، تراژان آماده بازگشت به بین النهرین شد که بیماری امانش نداد و درگذشت. هادریان جانشین تراژان شد و با دور اندیشی، سرزمینهای تازه فتح شده را به فرمانروایانشان وا گذاشت و ارمنستان همچنان بدست امیران پارتی باقی ماند. پارثاماسپات که از تیسفون رانده شده بود، پادشاهی اسروئن به او داده شد و دختر خسرو هم به اشکانیان بازگردانده شد و تا پنجاه سالی، رومیان از دخالت در امور مشرق و پارتیان دست کشیدند تا اینان به جنگهای داخلی بپردازند.

⚠️بلاش چهارم دو پسرش به نام بلاش پنجم و اردوان پنجم را جانشین خود کرد که ظاهرا 18 سال سلطنت کردند. در این زمان اردشیر پسر پابگ(اردشیر بابکان) و نوه ساسان، در پارس شورش کرد و حاکمان پارسی را هلاک کرد و حاکم پارس شد. او یک موبد زاده زرتشتی بود. اردشیر بابکان شهرهای دارابگرد ، کرمان و سواحل خلیج فارس و اصفهان را نیز فتح کرد. در نهایت با اردوان پنجم اشکانی جنگید و او را بقتل رساند و سر اردوان پنجم را در زیر پایش لگد کوب کرد و به جنازه اش توهین بسیاری نمود، سپس با نسل کشی فجیع شاهزادگان اشکانی، دولت اشکانی را پس تقریبا 500 سال حکمرانی، برانداخت و حکومت زرتشتی ساسانیان را تاسیس کرد.

📚 منابع:
(1) پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 48 و 49
(2) نقش نظام ساسانی در تخریب بنیادهای سیاسی و فرهنگی اشکانیان، دکتر سیداصغر محمودآبادی، صفحه 195
(3) ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستین سن، ترجمه رشید یاسمی، نشر دنیای کتاب، تهران 1368، صفحه 133 تا 136
(4) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 358


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 48
و 49

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory