ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.93K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 28 و 30


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). سکه های مهرداد دوم اشکانی.


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). فهرست شاهان اشکانی و رقبای اشکانی این شاهان. پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا.

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
قوم پارت(=اشکانیان)


6⃣ قسمت ششم


⚠️ گفتیم که در حدود 70 ق م با سقوط بازمانده های سلوکیان، دولت سلوکی به کلی از میان رفت و روم، قدرت جدید مغرب زمین شد. روابط میان پارت(اشکانیان) و روم به دشمنی گرائید. علتش هم اختلاف بر سر قلمرو یعنی ارمنستان و بین النهرین بود که جنگهای شدیدی هم بر سر آن درگرفت. رومیان در آسیای صغیر پیشروی کردند و تلفاتی بر مهرداد چهارم پادشاه پنطُس و تیگران پادشاه ارمنستان وارد کردند و حتی فرهاد سوم اشکانی به فریاد استمداد آنان پاسخی نداد. در 66 ق م، سردار پومپه، جانشین لوکولوس شد. پومپه حیله گری نمود و با تیگران پیمان بست و ناحیه گوردین را که به فرهاد سوم وعده کرده بود را به تیگران بخشید و پارتها از آن ناحیه بیرون رانده شدند و اعتراض فرهاد سوم با اهانت پاسخ داده شد. گابینیوس معاون پومپه نیز وقعی به خواست فرهاد سوم مبنی بر اینکه مرز دو کشور فرات باشد، ننهاد و تا دجله پیشروی کرد. در 64 ق م، اختلافات موقتا حل شد و فرهاد سوم و تیگران، حکمیت پومپه را بر سر مسئله مرزی پذیرفتند و هر دو دریافتند که در مقابل دشمن مشترکی مانند روم باید متحد شوند. حدود 57_58 ق م، فرهاد سوم بدست پسرانش مهرداد سوم و اُرُد دوم کشته که این دو برادر نیز بر سر تاج و تخت بر روی هم شمشیر کشیدند. مهرداد سوم تلاش کرد که روم را به یاری خود برانگیزد اما موفق نشد، اما توانست بابل را فتح کند. اُرُد دوم یا هورود علیه برادرش مهرداد سوم جنگید تا اینکه به سال 55_54 ق م، مهرداد سوم تسلیم شد و ارد دوم دستور داد تا او را مقابل چشمانش بقتل برسانند و ارد دوم فرمانروای بلامنازع ایران شد. در همین حین، در روم نظام حکومتی جمهوری فرو ریخت و سه تن از اشراف به نامهای سزار ، پومپه و کراسوس بر سر قدرت نزاع کردند. کراسوس به حکومت سوریه گسیل شد و برای جنگ با پارتهای اشکانی تلاش کرد، اما روم مخالف اینکار بود. کراسوس سالخورده که بیش از 60 سال سن داشت رویای فتوحاتی همچون پومپه و سزار را در سر می پروراند، او در 54 ق م از فرات گذشت و به قلمرو پارتها در بین النهرین حمله کرد. ده هزار سوارکار ماهر پارتی به فرماندهی سورن(سورنا) که جوانی پر استعداد از مردم مشرق ایران بود بوسیله ارد دوم برای دفاع از بین النهرین گماشته شده بود. سورن با سواران و گروه بسیاری از زنان روسپی در شمال بین النهرین روزگار می گذراند.

⚠️ جنگ در گرفت و کراسوس دستور حمله داد اما رومیها در دام سوارکارانٍ تیرانداز ماهر پارتی افتادند و قتل عام شدند و پانصد نفرشان اسیر گشتند، کراسوس عقب نشینی کرد و سردارش پوپلیوس به تله افتاد و کشته شد و سرش را بر نیزه کردند. روحیه رومیان بشدت تضعیف شد. کراسوس و لشکرش شبانه به حرّان عقب نشینی کردند و زخمی های خود را بجا گذاشتند. زخمی ها توسط پارتها، کشتار شدند و حران محاصره گشت. معاون کراسوس که اوکتاو نام داشت با پنج هزار نفر، جان به در برد و کراسوس با شماری سوار به سوریه گریخت. سورن مجددا کراسوس و نیروهایش را محاصره کرد و به کراسوس پیشنهاد مذاکره داد و اسبی برایش فرستاد که با آن اسب تا کنار فرات بیاید جهت نوشتن پیمان صلح و به پیمان شکنی رومیها کنایه ای زد. اوکتاو احساس کرد نیرنگی در کار است و دهنه اسب کراسوس را گرفت، غوغایی برپا شد و کراسوس و همراهانش کشته شدند. سورن در سلوکیه جشنی برپا کرد و با برپایی یک نمایش رومیان مهاجم را مورد تمسخر قرار داد. اما اُرُد دوم که از توانایی و استعداد سورن می ترسید، او به قتل رساند. سپس پارتها به سرکردگی شاهزاده پاکور به سوریه تاختند اما بوسیله کاسیوس و سیسرون این حمله سواره نظام دفع شد. پارتها در 50 ق م از آنسوی فرات عقب کشیدند اما از مداخله در روم دست بر نداشتند و جنگهای خانگی رومیان را دامن زدند تا هم از گزندشان در امان باشند و هم از قلمرو ایشان بهره گیرند. سزار قصد جنگ بزرگی را با پارتها داشت اما بدست رومیان کشته شد. پاکور در 39_40 ق م با همکاری لابینیوس سردار خیانتکار رومی هنرنمایی ها کردند. در فلسطین، مردم پذیرای پارتها شدند و یهود به ایشان یاری دادند. اما در 38 ق م لابینیوس کشته شد و پارتها از سوریه بیرون رانده شدند و پاکور نیز در جنگی کشته شد.

📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 33 تا 39


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 33 و 39


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 33 و 39


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
قوم پارت(=اشکانیان)


7⃣ قسمت هفتم


⚠️ به گفته ژوستن، اُرُد دوم اشکانی پس از مرگ پسرش پاکور، بسیار اندوهگین شد و دچار اختلال حواس گردید. او در سال 37 ق م، انتخاب بدفرجامی کرد و پسر ارشدش فرهاد چهارم را بر تخت نشاند، فرهاد چهارم نیز برای استوار ساختن تخت و تاجش، ابتدا پدر و سپس همه برادرانش را کشت. چون دست به میان اشراف برد، بسیاری از آنان از پیش وی گریختند از جمله "مونه زس" که به نزد رومیان گریخت و به "مارک آنتوان" گفت که فرصت برای تاختن به پارت فراهم است و مردم آماده شورش علیه فرهاد چهارم اشکانی هستند. مارک آنتوان، تدارک حمله دید و ارتاوازد شاه ارمنستان ناچارا با او همدست شد. در بهار 36 ق م، مارک آنتوان از فرات گذشت و به گفته ارتاوازد، لشکر صد هزار نفری خود را بسوی ماد آتروپاتن راند. اما چون قلعه کوب هنوز نرسیده بود، ناچارا با ایجاد پشته ای از خاک برای فتح قلعه تلاش کرد. فرهاد چهارم ازین جدایی بهره جست و بر ستون حامل قلعه کوبها حمله کرد و حدود ده هزار نفر از رومیان کشته شدند و باقی اسیر گشتند و ارتاوازد بار دیگر با ایران متحد گشت. مارک آنتوان مجبور شد زمستان را در کوههای ارمنستان بسر کند، اما بخاطر شدت سردی هوا و گرسنگی و تشنگی، بسیار از رومیان، حدود یک سوم سپاه بکام مرگ رفتند. مارک آنتوان مجبور شد با ارتاوازد بوقلمون صفت صلح کند و عقب نشینی کرد که در مسیر بازگشت از ارمنستان به سوریه، هشت هزار تن دیگر از رومیان از ناسازگاری هوا مردند. او به مصر رفت و زمستان را در بندر اسکندریه در کنار کلئوپاترا گذراند. این حمله تقریبا نخستین و واپسین هجوم بزرگ رومیان به پارتها بود. فرهاد چهارم برای آنکه کامیابی خود را بر همگان اعلام کند، بر روی سکه هایی که از رومیان به غنیمت گرفته بود، سجع(=کلام موزون) خود را ضرب کرد. مارک آنتوان سپس برای مدت کوتاهی ارمنستان را گرفت و در سال 33 ق م، به ماد حمله کرد، اما تا عقب کشید پارتها و ارمنیان قلمرو خود را بازپس گرفتند. در 31 ق م، تیرداد دوم سر به شورش نهاد و دعوی تاج و تخت کرد. فرهاد چهارم ناچارا با کمک سکاها، تیرداد دوم را به سوریه راند، اما او هم پسر فرهاد چهارم را دزدید و به نزد رومیان برد، این پسر در آینده در ازای بازپس دادن درفشهای رومیان که در حران از کراسوس به غنیمت گرفته شده بود، تحویل پدرش شد که این یک پیروزی بزرگ برای رومیان محسوب میشد. تیرداد دوم در 26 ق م بسرعت به بین النهرین تاخت، فرهاد چهارم چون نتوانست زنان حرم را با خود ببرد، همه را از دم تیغ گذراند. روابط ایران و روم با تبادل درفشها و پسر فرهادچهارم بهبود یافت. اوگوست نیز به حرم فرهاد چهارم کنیزکی ایتالیایی به نام موزا پیشکش کرد.

⚠️فرهاد چهارم از موزا، صاحب پسر شد و نامش را فرهادک(=فرهاد پنجم) گذاشت و موزا به ملکه دربار مبدل گشت. موزا، فرهاد چهارم را مجبور کرد که چهار پسرش را به روم بفرستد تا در آنجا بخوبی زندگی کنند. در سال 2 ق م، موزا فرهاد چهارم را مسموم کرد و پسرش فرهادک را به تخت نشاند. پارتها با ارمنیان متحد شدند و تیگران و همسرش که خواهرش هم بود را، در ارمنستان به تخت نشاندند. اگوست ازینکار خشمگین شد و نوه اش گایوس را به جنگشان فرستاد. فرهادک و گایوس اختلافات را در مهمانیهایی که در دو طرف فرات برگزار شد به نفع روم برطرف کردند. فرهادک اشکانی با مادرش موزا ازدواج کرد اما اندکی بعد به قتل رسید یا تبعید شد. سپس اُرُد سوم به تخت نشست که پس از سه سال کشته شد. اشکانیان رو به ضعف نهادند و برای تعیین جانشین ارد سوم، از اوگوست خواستند که یکی از پسران فرهاد چهارم را به پارت بفرستد. ونن اول بعنوان پادشاه جدید انتخاب شد اما بخاطر اینکه اخلاق رومیان را یاد گرفته بود، اشراف را از خود راند و در مهمانیهای طبقه اشراف شرکت نکرد و به شکار بی میل بود، که باعث شد مدعی جدیدی به نام اردوان سوم که پادشاه ماد آتروپاتن بود پیدا شود. اردوان سوم سرانجام ونن را در سال 12 م، شکست داد و رسما پادشاه اشکانیان شد. در 35 م رومیان تلاش کردند که پسر دیگر فرهاد چهارم را به تخت نشانند که او به سوریه نرسید یا بدلیل بیماری و یا بدلیل توطئه اردوان سوم کشته شد. تیبریوس جانشین اوگوست شد و دست بردار نبود و تلاش کرد نوه فرهاد چهارم یعنی تیرداد سوم را پادشاه اشکانیان کند. اردوان سوم بخاطر اوضاع نابسامان دربار به اقوام مشرق خزر پناه برد. تیرداد سوم را در شهرهای یونانی قلمرو پارت پذیرفتند و در سلوکیه تاج به سر نهاد.

📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 40 تا 43


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 40 و 43


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه اشکانی که در یک طرفش تصویر ملکه موزا و در طرف دیگرش، تصویر فرهادک(فرهاد پنجم اشکانی) قرار دارد. این مادر و پسر بدون هیچ مخالفت قانونی یا شرعی اشکانیان با هم ازدواج کردند، لذا این ازدواج گواه بر این است که سنت مجوسی خویدوده در دوره اشکانیان نیز همچنان رایج بوده.


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
اول اردیبهشت ماه، روز بزرگداشت سعدی علیه الرحمه


⚠️ اول اردیبهشت ماه جلالی(یعنی روز شروع نگارش کتاب گلستان) سالروز بزرگداشت ابومحمد مشرف الدین مصلح بن عبدالله بن مشرّف، متخلص به سعدی علیه الرحمه می باشد(606–690 ه ق). سعدی شاعر و نویسندهٔ بزرگ پارسی‌گوی و اهل سنت ایرانی است. اهل ادب به او لقب «استادِ سخن»، «پادشاهِ سخن»، «شیخِ اجلّ» و حتی به‌طور مطلق، «استاد» و یا «پیغمبر ادب پارسی» داده‌اند. البته تقریبا تمام مشایخ و دانشمندان بزرگ ایرانی، اهل سنت بودند که با آمدن حکومت سفّاک و ضدّ ایرانیٍ صفویه، این روال دانشمند پروری ایرانیان به قهقرا گرایید.
سعدی، این شاعر بزرگ اهل سنت ایرانی شیوه وضو گرفتن صحیح را بصورت شعر در کتاب بوستان، باب هفتم، بخش 15 به زیبایی بیان کرده است.

به طفلی درم رغبت روزه خاست
ندانستمی چپ کدام است و راست

یکی عابد از پارسایان کوی
همی شستن آموختم دست و روی

که بسم الله اول به سنت بگوی
دوم نیّت آور، سوم کف بشوی

پس آن گه دهن شوی و بینی سه بار
مناخر به انگشت کوچک بخار

به سبّابه دندان پیشین بمال
که نهی است در روزه بعد از زوال

وز آن پس سه مشت آب بر روی زن
ز رستنگه موی سر تا ذقن

دگر دستها تا به مرفق بشوی
ز تسبیح و ذکر آنچه دانی بگوی

دگر مسح سر، بعد از آن غسل پای
همین است و ختمش به نام خدای

⚠️ سعدی علیه الرحمه اشعار زیبایی در وصف خلفای راشدین رضی الله عنهم در کتاب بوستان خود سروده است:

چه نعت پسندیده گویم ترا؟
علیک السّلام ای نبیّ الورا

درود مَلَک بر روان تو باد
بر اصحاب و بر پیروان تو باد

نخستین ابوبکر پیر مُرید
عُمَر پنجه بر پیچ دیو مرید

خردمند، عثمان شب زنده دار
چهارم علی شاه دُلدُل سوار

البته عده ای معاند و کینه توز همانطور که اشعار شرابخواری را به عمر خیام رحمه الله که عالٍم مسلمان اهل سنت بود، نسبت می دهند، اشعاری سخیف به نام هزلیات را به سعدی نسبت می دهند که اینها چیزی جز اتهامات بی پایه اساس نیست.

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory