ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.93K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا. سر مفرغی آنتیوخوس چهارم اپیفان. تصاویری از سکه های نقره اشکانی، یک حرف انگلیسی یعنی تصویر روی سکه و تکرار آن حرف انگلیسی یعنی تصویر پشت سکه. سکه a و aa اولین سکه اشکانی که بدستور مهراد ضرب شد که در آن خود را "شاه بزرگ" خواند. سکه b و bb سکه ای است که بدستور مهرداد اشکانی بوسیله قالب سازان دمتریوس در سلوکیه ضرب شد و تاریخدار است.


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
قوم پارت(=اشکانیان)


4⃣ قسمت چهارم


⚠️ هنگامیکه فرهاد دوم برتخت نشست، مادرش نایب السلطنه او شد. دمتریوس دو بار کوشید که از هیرکانیا بگریزد اما هر دو بار دستگیر شد. نخستین بار فرهاد او را بشدت سرزنش کرد اما بار دوم هدیه موهنٍ جفتی قاپ زرین که کنایه از کار کودکانه او باشد برایش فرستاد. در 130 ق م، فرهاد از دو سو مورد حمله واقع شد. آنتیوخوس هفتم پس از سرکوب تری فون، یهودیه و سوریه را گرفت و به بین النهرین حمله کرد. او در سه جنگ پیاپی پارتها را شکست داد و بابل و ماد را گرفت و شروط ناممکنی جهت صلح به فرهاد پیشنهاد داد. زمستان شد و آنتیوخوس هفتم لشکرش را در همدان گرد آورد، اما چون با مردم بدرفتاری کردند، مردم شوریدند و با آزاد شدن دمتریوس و تهاجم مردم متحد شده با فرهاد، آنتیوخوس هفتم شکست خورد و کشته شد و در تابوت سیمین، به سوریه ارسال شد. پسرش سلوکوس دستگیر شد و برادرزاده اش راهی کاخ فرهاد گشت. محبوب پادشاه اشکانی که هی مر(هی مروس) نام داشت، بعنوان حاکم بابل منصوب شد. این آخرین کوشش شدید سلوکیان بود برای بازآوردن ایران به زیر سلطه خویش.

⚠️ اما در جانب شرق، اوضاع برای پارتهای اشکانی دشوارتر بود. در اوایل قرن دوم پیش از میلاد، اقوام هسیونگ نو بر اقوام یوئه چی که در شمال غرب استان چینی کانسو سکونت داشتند حمله بردند. اقوام یوئه چی به سمت مغرب حرکت کردند و با سکاها جنگیدند و سکاها را بسمت مغرب تاهسیا(باختر) راندند. سکاها که ترکیبی از اقوام ساکوراکه(ساگارا اوکه) و ماساژتها بودند در 130 ق م، بر شمال شرقی قلمرو پارتها تاختند. پادشاهی یونانی باختر در حدود 120 تا 100 ق م، پایمال سم اسبان این بیابانگردان شد و تا حدود 50 ق م، پادشاهی های کوچک یونانی واقع در شمال غربی هندوستان به زیر سلطه سکاها در آمد. حدود 128 ق م سربازان مزدور یونانی ناگهان بر فرهاد دوم شوریدند و او را کشتند. سپس عموی فرهاد که اردوان دوم باشد بر تخت نشست. سکاهای بیابانگرد به سمت غرب تاختند و سراسر قلمرو پارت و هیرکانیا(گرگان) را در نوردیدند و بخشی از سکاها به جنوب شرقی تاختند و پادشاهی سکستان(سیستان) را بنیاد نهادند. اردوان دوم در جنگی در حدود 124 ق م در شرق پارت کشته شد. در این هنگام هیسپائوسینس، امیر عرب بخاطر کارهای نابخردانه هی مر(=حاکم پارتی در بابل)، بابل را تصرف کرد. زمانیکه مهرداد دوم پسر اردوان دوم، حدود 124_123 ق م بر تخت شاهی نشست، آفتاب عمر سلطنت اشکانی بر لبه بام بود. اما مهرداد دوم بزودی خود را شایسته لقب "شاه بزرگ" گردانید. ابتدا بابل را گرفت و بر سکه های هیسپائوسینس نام خود جهت آشکار کردن پیروزهایش بر او، ضرب کرد. سپس بر آرتاوازد، پادشاه ارمنستان تاخت و پسرش تیگران را اسیر کرد. پارتها بین النهرین را پایکوب(لگد کوب) خویش ساختند و در حدود 113 ق م، به دورا اورپوس(حوالی صالحیه در سوریه امروزی و هم مرز با عراق) رسیدند. استانهای پارت و آریا(هرات) را باز گرفتند و پادشاهی سکستان را دست نشانده خویش ساختند.

📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 26 و 27


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 26 و 27


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
قوم پارت(=اشکانیان)


5⃣ قسمت پنجم


⚠️ مهرداد دوم به جهت قدرتی که داشت تا پایان سلطنتش آرامشی در مشرق پدید آورد زیرا سکاها را دست نشانده خود ساخته بود و استانهای پارت و آریا(=هرات) را باز پس گرفته بود. در زمان سلطنت مهرداد دوم اشکانی اصلاحات اداری و دیوانی بسیاری انجام شد و یک نقشه برداری جغرافیایی معمول شد که بعدها ایزیدور خاراکسی از آن بهره گرفت. ضرب لقب شاهنشاه که از آنٍ هخامنشیان بود، نخستین بار در سکه های مهرداد دوم، انجام شد. حیثیت مهرداد دوم اشکانی با آمدن هیئت سفارت چین که از جانب "ووتی" امپراطور دودمان "هان" فرستاده شده بود، افزونی گرفت. گویا به همراه این هیئت، گروهی از پارتها به چین رفتند و تخم شترمرغ و دسته ای از شعبده بازان تردست هیرکانی، پیشکش بردند. در این هنگام بود که راه بازرگانی بزرگ ابریشم، دایر گشته بود. در حدود 50 ق م، مهرداد دوم بار دیگر گرفتار امور مغرب شد. پادشاه ارمنستان درگذشت و مهرداد دوم، تیگران را که همچون گروگان نزد خویش نگاه می داشت بر تخت آنجا نشاند. سپس پارتها بر بین النهرین تاختند و پادشاهی کوچک و ناتوان آدیابن و گوردین و اسروئن را گرفتند و مرز خود را به فرات رسانیدند. در 92 ق م، سردار رومی به نام "سولا" نیز به فرات رسید. مهرداد دوم سفیری به نام اوروباز یا اوروبازوس برای ایجاد پیمان اتحادٍ دفاعی و تهاجمی به نزد سولا فرستاد. سولا به اوروباز بی حرمتی کرد. پیمان بسته شد ولی چون سفیر نگونبخت به کیفر آنکه نتوانسته بود حیثیت پارت را آنچنان که شایسته است، نگاه دارد، به قتل رسید. سفیران مهرداد دوم به "سولا" و به "ووتی" باعث پیوندی میان ایران با چین و روم گردید.


⚠️ مهرداد در سالهای آخر عمر دچار شورشها گشت. الواح بابلی در حدود 90 ق م، از پادشاهی به نام گودرز یاد می کنند، گویا شترپاون شتریه(=مرزبان/ساتراپ) زیر دست مهراد دوم، بابل را گرفته و خود را مستقل ساخته بود بهمین دلیل نام شخصی او آمده است تا از دیگر فرمانروایان پارتی(اشکانی) متمایز شود. مهرداد دوم نتوانست این سرزمین را بازپس گیرد. در 88 ق م، توجه مهرداد دوم به پیکار برادران سلوکی جلب شد و دمتریوس ناکام شده را همچون گروگان پذیرفت. تیگران پادشاه ارمنستان به قلمرو پارت تاخت و بخشی از شمال بین النهرین را گرفت و بر خویشتن لقب شاهنشاه گذاشت. گودرز اول که در بابل حکمرانی میکرد، جانشینی به نام اُرُد اول یافت و چیزی نگذشت که با دخالت اقوام ساکوراکه در پارت ناپدید شد. این اقوام، "سنتروک" را بر تخت نشاندند. او از یاری کردن مهرداد چهارم(شاه پنطُس/جایی در جنوب دریایی سیاه در کشور ترکیه) که با رومیان در حال جنگ بود(73 ق م) خودداری کرد. سنتروک اشکانی در 73 ق م درگذشت و پسرش فرهاد سوم فرمانروا شد و پارتها دیگر بر ماساژتها و استپهای خزر حکمرانی نداشتند و از این بدتر سکستان و آراخوزیا برای پارتها از دست رفت. در سمت مغرب هم بازمانده های دولت سلوکی ازبین رفت و با آمدن روم مشکلات سیاسی جدیدی آشکار شد.

📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 28 تا 30


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 28 و 30


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). سکه های مهرداد دوم اشکانی.


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). فهرست شاهان اشکانی و رقبای اشکانی این شاهان. پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا.

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
قوم پارت(=اشکانیان)


6⃣ قسمت ششم


⚠️ گفتیم که در حدود 70 ق م با سقوط بازمانده های سلوکیان، دولت سلوکی به کلی از میان رفت و روم، قدرت جدید مغرب زمین شد. روابط میان پارت(اشکانیان) و روم به دشمنی گرائید. علتش هم اختلاف بر سر قلمرو یعنی ارمنستان و بین النهرین بود که جنگهای شدیدی هم بر سر آن درگرفت. رومیان در آسیای صغیر پیشروی کردند و تلفاتی بر مهرداد چهارم پادشاه پنطُس و تیگران پادشاه ارمنستان وارد کردند و حتی فرهاد سوم اشکانی به فریاد استمداد آنان پاسخی نداد. در 66 ق م، سردار پومپه، جانشین لوکولوس شد. پومپه حیله گری نمود و با تیگران پیمان بست و ناحیه گوردین را که به فرهاد سوم وعده کرده بود را به تیگران بخشید و پارتها از آن ناحیه بیرون رانده شدند و اعتراض فرهاد سوم با اهانت پاسخ داده شد. گابینیوس معاون پومپه نیز وقعی به خواست فرهاد سوم مبنی بر اینکه مرز دو کشور فرات باشد، ننهاد و تا دجله پیشروی کرد. در 64 ق م، اختلافات موقتا حل شد و فرهاد سوم و تیگران، حکمیت پومپه را بر سر مسئله مرزی پذیرفتند و هر دو دریافتند که در مقابل دشمن مشترکی مانند روم باید متحد شوند. حدود 57_58 ق م، فرهاد سوم بدست پسرانش مهرداد سوم و اُرُد دوم کشته که این دو برادر نیز بر سر تاج و تخت بر روی هم شمشیر کشیدند. مهرداد سوم تلاش کرد که روم را به یاری خود برانگیزد اما موفق نشد، اما توانست بابل را فتح کند. اُرُد دوم یا هورود علیه برادرش مهرداد سوم جنگید تا اینکه به سال 55_54 ق م، مهرداد سوم تسلیم شد و ارد دوم دستور داد تا او را مقابل چشمانش بقتل برسانند و ارد دوم فرمانروای بلامنازع ایران شد. در همین حین، در روم نظام حکومتی جمهوری فرو ریخت و سه تن از اشراف به نامهای سزار ، پومپه و کراسوس بر سر قدرت نزاع کردند. کراسوس به حکومت سوریه گسیل شد و برای جنگ با پارتهای اشکانی تلاش کرد، اما روم مخالف اینکار بود. کراسوس سالخورده که بیش از 60 سال سن داشت رویای فتوحاتی همچون پومپه و سزار را در سر می پروراند، او در 54 ق م از فرات گذشت و به قلمرو پارتها در بین النهرین حمله کرد. ده هزار سوارکار ماهر پارتی به فرماندهی سورن(سورنا) که جوانی پر استعداد از مردم مشرق ایران بود بوسیله ارد دوم برای دفاع از بین النهرین گماشته شده بود. سورن با سواران و گروه بسیاری از زنان روسپی در شمال بین النهرین روزگار می گذراند.

⚠️ جنگ در گرفت و کراسوس دستور حمله داد اما رومیها در دام سوارکارانٍ تیرانداز ماهر پارتی افتادند و قتل عام شدند و پانصد نفرشان اسیر گشتند، کراسوس عقب نشینی کرد و سردارش پوپلیوس به تله افتاد و کشته شد و سرش را بر نیزه کردند. روحیه رومیان بشدت تضعیف شد. کراسوس و لشکرش شبانه به حرّان عقب نشینی کردند و زخمی های خود را بجا گذاشتند. زخمی ها توسط پارتها، کشتار شدند و حران محاصره گشت. معاون کراسوس که اوکتاو نام داشت با پنج هزار نفر، جان به در برد و کراسوس با شماری سوار به سوریه گریخت. سورن مجددا کراسوس و نیروهایش را محاصره کرد و به کراسوس پیشنهاد مذاکره داد و اسبی برایش فرستاد که با آن اسب تا کنار فرات بیاید جهت نوشتن پیمان صلح و به پیمان شکنی رومیها کنایه ای زد. اوکتاو احساس کرد نیرنگی در کار است و دهنه اسب کراسوس را گرفت، غوغایی برپا شد و کراسوس و همراهانش کشته شدند. سورن در سلوکیه جشنی برپا کرد و با برپایی یک نمایش رومیان مهاجم را مورد تمسخر قرار داد. اما اُرُد دوم که از توانایی و استعداد سورن می ترسید، او به قتل رساند. سپس پارتها به سرکردگی شاهزاده پاکور به سوریه تاختند اما بوسیله کاسیوس و سیسرون این حمله سواره نظام دفع شد. پارتها در 50 ق م از آنسوی فرات عقب کشیدند اما از مداخله در روم دست بر نداشتند و جنگهای خانگی رومیان را دامن زدند تا هم از گزندشان در امان باشند و هم از قلمرو ایشان بهره گیرند. سزار قصد جنگ بزرگی را با پارتها داشت اما بدست رومیان کشته شد. پاکور در 39_40 ق م با همکاری لابینیوس سردار خیانتکار رومی هنرنمایی ها کردند. در فلسطین، مردم پذیرای پارتها شدند و یهود به ایشان یاری دادند. اما در 38 ق م لابینیوس کشته شد و پارتها از سوریه بیرون رانده شدند و پاکور نیز در جنگی کشته شد.

📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 33 تا 39


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 33 و 39


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 33 و 39


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
قوم پارت(=اشکانیان)


7⃣ قسمت هفتم


⚠️ به گفته ژوستن، اُرُد دوم اشکانی پس از مرگ پسرش پاکور، بسیار اندوهگین شد و دچار اختلال حواس گردید. او در سال 37 ق م، انتخاب بدفرجامی کرد و پسر ارشدش فرهاد چهارم را بر تخت نشاند، فرهاد چهارم نیز برای استوار ساختن تخت و تاجش، ابتدا پدر و سپس همه برادرانش را کشت. چون دست به میان اشراف برد، بسیاری از آنان از پیش وی گریختند از جمله "مونه زس" که به نزد رومیان گریخت و به "مارک آنتوان" گفت که فرصت برای تاختن به پارت فراهم است و مردم آماده شورش علیه فرهاد چهارم اشکانی هستند. مارک آنتوان، تدارک حمله دید و ارتاوازد شاه ارمنستان ناچارا با او همدست شد. در بهار 36 ق م، مارک آنتوان از فرات گذشت و به گفته ارتاوازد، لشکر صد هزار نفری خود را بسوی ماد آتروپاتن راند. اما چون قلعه کوب هنوز نرسیده بود، ناچارا با ایجاد پشته ای از خاک برای فتح قلعه تلاش کرد. فرهاد چهارم ازین جدایی بهره جست و بر ستون حامل قلعه کوبها حمله کرد و حدود ده هزار نفر از رومیان کشته شدند و باقی اسیر گشتند و ارتاوازد بار دیگر با ایران متحد گشت. مارک آنتوان مجبور شد زمستان را در کوههای ارمنستان بسر کند، اما بخاطر شدت سردی هوا و گرسنگی و تشنگی، بسیار از رومیان، حدود یک سوم سپاه بکام مرگ رفتند. مارک آنتوان مجبور شد با ارتاوازد بوقلمون صفت صلح کند و عقب نشینی کرد که در مسیر بازگشت از ارمنستان به سوریه، هشت هزار تن دیگر از رومیان از ناسازگاری هوا مردند. او به مصر رفت و زمستان را در بندر اسکندریه در کنار کلئوپاترا گذراند. این حمله تقریبا نخستین و واپسین هجوم بزرگ رومیان به پارتها بود. فرهاد چهارم برای آنکه کامیابی خود را بر همگان اعلام کند، بر روی سکه هایی که از رومیان به غنیمت گرفته بود، سجع(=کلام موزون) خود را ضرب کرد. مارک آنتوان سپس برای مدت کوتاهی ارمنستان را گرفت و در سال 33 ق م، به ماد حمله کرد، اما تا عقب کشید پارتها و ارمنیان قلمرو خود را بازپس گرفتند. در 31 ق م، تیرداد دوم سر به شورش نهاد و دعوی تاج و تخت کرد. فرهاد چهارم ناچارا با کمک سکاها، تیرداد دوم را به سوریه راند، اما او هم پسر فرهاد چهارم را دزدید و به نزد رومیان برد، این پسر در آینده در ازای بازپس دادن درفشهای رومیان که در حران از کراسوس به غنیمت گرفته شده بود، تحویل پدرش شد که این یک پیروزی بزرگ برای رومیان محسوب میشد. تیرداد دوم در 26 ق م بسرعت به بین النهرین تاخت، فرهاد چهارم چون نتوانست زنان حرم را با خود ببرد، همه را از دم تیغ گذراند. روابط ایران و روم با تبادل درفشها و پسر فرهادچهارم بهبود یافت. اوگوست نیز به حرم فرهاد چهارم کنیزکی ایتالیایی به نام موزا پیشکش کرد.

⚠️فرهاد چهارم از موزا، صاحب پسر شد و نامش را فرهادک(=فرهاد پنجم) گذاشت و موزا به ملکه دربار مبدل گشت. موزا، فرهاد چهارم را مجبور کرد که چهار پسرش را به روم بفرستد تا در آنجا بخوبی زندگی کنند. در سال 2 ق م، موزا فرهاد چهارم را مسموم کرد و پسرش فرهادک را به تخت نشاند. پارتها با ارمنیان متحد شدند و تیگران و همسرش که خواهرش هم بود را، در ارمنستان به تخت نشاندند. اگوست ازینکار خشمگین شد و نوه اش گایوس را به جنگشان فرستاد. فرهادک و گایوس اختلافات را در مهمانیهایی که در دو طرف فرات برگزار شد به نفع روم برطرف کردند. فرهادک اشکانی با مادرش موزا ازدواج کرد اما اندکی بعد به قتل رسید یا تبعید شد. سپس اُرُد سوم به تخت نشست که پس از سه سال کشته شد. اشکانیان رو به ضعف نهادند و برای تعیین جانشین ارد سوم، از اوگوست خواستند که یکی از پسران فرهاد چهارم را به پارت بفرستد. ونن اول بعنوان پادشاه جدید انتخاب شد اما بخاطر اینکه اخلاق رومیان را یاد گرفته بود، اشراف را از خود راند و در مهمانیهای طبقه اشراف شرکت نکرد و به شکار بی میل بود، که باعث شد مدعی جدیدی به نام اردوان سوم که پادشاه ماد آتروپاتن بود پیدا شود. اردوان سوم سرانجام ونن را در سال 12 م، شکست داد و رسما پادشاه اشکانیان شد. در 35 م رومیان تلاش کردند که پسر دیگر فرهاد چهارم را به تخت نشانند که او به سوریه نرسید یا بدلیل بیماری و یا بدلیل توطئه اردوان سوم کشته شد. تیبریوس جانشین اوگوست شد و دست بردار نبود و تلاش کرد نوه فرهاد چهارم یعنی تیرداد سوم را پادشاه اشکانیان کند. اردوان سوم بخاطر اوضاع نابسامان دربار به اقوام مشرق خزر پناه برد. تیرداد سوم را در شهرهای یونانی قلمرو پارت پذیرفتند و در سلوکیه تاج به سر نهاد.

📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 40 تا 43


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇