❌ پدر تاریخ ایران زمین، محمد بن جریر طبری از اهل سنت آمل ❌
⚠️ امام طبری رحمه الله یا همان ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری بزرگترین مورخ تمام ادوار ایران در سال 224 ه ق در آمل چشم به جهان گشود و در سال 310 ه ق در بغداد درگذشت. ایشان یک مورخ، مفسر و فیلسوف و همه چیزدان ایرانی بودند. امام طبری از ائمه حدیث و مفسران بزرگ اهل سنت و اولین مورخ ایران هستند. در هفت سالگی قرآن را از بر کردند و در نه سالگی به نوشتن حدیث پرداختند و در هشت سالگی با مردم به نماز جماعت ایستادند، زیرا در آن زمان عموم مردم ایران اهل سنت بودند و پس از تهاجم قزلباشان صفوی به ایران بود که، مذهب ایرانیان بدست شاه اسماعیل(که لواط میکرد و شراب می خورد) به زور شمشیر، کشتار، شکنجه و تجاوز و هتک ناموس به مذهب تشیع 12 امامی بدل گشت(که تمام آن حوادث تلخ و جنایات هولناک بر اساس اسناد معتبر تاریخی در کتاب قزلباشان در ایران، اثر امیرحسین خُنجی بطور کامل شرح داده شده است).
⚠️ از القاب این دانشمند و نابغه بزرگ ایرانی می توان به امام المورخین و امام المفسرین و امام طبری اشاره کرد. امام طبری رحمه الله بطور قطع پدر علم تاریخ در ایران هستند. ایشان برای کسب علم و گرفتن روایات، سفرهای زیادی در بلاد اسلامی انجام دادند، از جمله سفر به مصر، بغداد، کوفه، بصره، ری و.... ایشان در طول زندگی مبارکشان ازدواج نکردند و تمام عمر خود را وقف کسب علم و نگارش آثار نمودند. از معروفترین آثار ایشان تفسیر طبری(=جامع البیان فی تفسیر القرآن) و تاریخ طبری(=تاریخ الرسل و الملوک) می باشد. نگارش تاریخ بزرگ طبری در سال 300 ه ق در بغداد به پایان رسید. نکته ای را در مورد تاریخ طبری لازم به ذکر می دانم. همانطور که امام طبری در مقدمه جلد یک تاریخ خود نوشته اند، روایات را بدون بررسی صحت و سقم آنها، همانگونه که از ناقلان گرفته اند، در تاریخ خود به نگارش در آورده اند، لذا تاریخ طبری، هم دارای روایات صحیح است و هم ضعیف. مطالعه تاریخ طبری به افرادی که در زمینه علوم اسلامی مبتدی هستند توصیه نمی شود، زیرا افراد مبتدی قادر به تشخیص روایات صحیح از ضعیف و سره از ناسره نیستند. لذا اسلام ستیزان با استناد به روایات ضعیف تاریخ طبری مانند نهرالدم و کشتار فتح طمیسه و... سعی در فریب مخاطبان خود داشتند که اکنون فریبکاری اسلام ستیزان افشا شده و صحیح تاریخ طبری به زبان عربی موجود است و عزیزان علاقمند می توانند این کتاب را تهیه و مطالعه نمایند.
از دیگر تألیفات امام طبری رحمه الله، میتوان از اختلاف العلماء، اللطیف القول فی احکام شرایع الاسلام، تهذیب، بصیر فی معالم الدین، الخفیف فی الفقه، آداب النفوس، آداب المناسک الحج و تهذیب الآثار نام برد. از شاگردان ایشان، ابن درید و ابوالفرج اصفهانی هستند.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ امام طبری رحمه الله یا همان ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری بزرگترین مورخ تمام ادوار ایران در سال 224 ه ق در آمل چشم به جهان گشود و در سال 310 ه ق در بغداد درگذشت. ایشان یک مورخ، مفسر و فیلسوف و همه چیزدان ایرانی بودند. امام طبری از ائمه حدیث و مفسران بزرگ اهل سنت و اولین مورخ ایران هستند. در هفت سالگی قرآن را از بر کردند و در نه سالگی به نوشتن حدیث پرداختند و در هشت سالگی با مردم به نماز جماعت ایستادند، زیرا در آن زمان عموم مردم ایران اهل سنت بودند و پس از تهاجم قزلباشان صفوی به ایران بود که، مذهب ایرانیان بدست شاه اسماعیل(که لواط میکرد و شراب می خورد) به زور شمشیر، کشتار، شکنجه و تجاوز و هتک ناموس به مذهب تشیع 12 امامی بدل گشت(که تمام آن حوادث تلخ و جنایات هولناک بر اساس اسناد معتبر تاریخی در کتاب قزلباشان در ایران، اثر امیرحسین خُنجی بطور کامل شرح داده شده است).
⚠️ از القاب این دانشمند و نابغه بزرگ ایرانی می توان به امام المورخین و امام المفسرین و امام طبری اشاره کرد. امام طبری رحمه الله بطور قطع پدر علم تاریخ در ایران هستند. ایشان برای کسب علم و گرفتن روایات، سفرهای زیادی در بلاد اسلامی انجام دادند، از جمله سفر به مصر، بغداد، کوفه، بصره، ری و.... ایشان در طول زندگی مبارکشان ازدواج نکردند و تمام عمر خود را وقف کسب علم و نگارش آثار نمودند. از معروفترین آثار ایشان تفسیر طبری(=جامع البیان فی تفسیر القرآن) و تاریخ طبری(=تاریخ الرسل و الملوک) می باشد. نگارش تاریخ بزرگ طبری در سال 300 ه ق در بغداد به پایان رسید. نکته ای را در مورد تاریخ طبری لازم به ذکر می دانم. همانطور که امام طبری در مقدمه جلد یک تاریخ خود نوشته اند، روایات را بدون بررسی صحت و سقم آنها، همانگونه که از ناقلان گرفته اند، در تاریخ خود به نگارش در آورده اند، لذا تاریخ طبری، هم دارای روایات صحیح است و هم ضعیف. مطالعه تاریخ طبری به افرادی که در زمینه علوم اسلامی مبتدی هستند توصیه نمی شود، زیرا افراد مبتدی قادر به تشخیص روایات صحیح از ضعیف و سره از ناسره نیستند. لذا اسلام ستیزان با استناد به روایات ضعیف تاریخ طبری مانند نهرالدم و کشتار فتح طمیسه و... سعی در فریب مخاطبان خود داشتند که اکنون فریبکاری اسلام ستیزان افشا شده و صحیح تاریخ طبری به زبان عربی موجود است و عزیزان علاقمند می توانند این کتاب را تهیه و مطالعه نمایند.
از دیگر تألیفات امام طبری رحمه الله، میتوان از اختلاف العلماء، اللطیف القول فی احکام شرایع الاسلام، تهذیب، بصیر فی معالم الدین، الخفیف فی الفقه، آداب النفوس، آداب المناسک الحج و تهذیب الآثار نام برد. از شاگردان ایشان، ابن درید و ابوالفرج اصفهانی هستند.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ پدر تاریخ ایران زمین، محمد بن جریر طبری از اهل سنت آمل. امام طبری رحمه الله در خردسالی قرآن را حفظ نمودند و به نوشتن احادیث پرداختند و در آمل به نماز جماعت می ایستادند. تاریخنامه طبری، جلد اول، چاپ پنجم، تصحیح و تحشیه از محمد روشن، ص 18 و 19 مقدمه مصحح، نسخه دیجیتالی
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آرامگاه امام طبری از اهل سنت آمل، پدر تاریخ ایران زمین(امام المفسرین و امام المورخین) در بغداد که در نهایت بی توجهی و ولنگاریٍ دولت عراق قرار دارد(این از امانت داری بغداد).
«رحمه الله تعالی علیه»
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
«رحمه الله تعالی علیه»
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ قوم پارت(=اشکانیان) ❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ پارت اصطلاحی است که نخستین بار توسط نویسندگان یونانی هلنیستیٍ روزگار باستان به استان هخامنشی پارتوا اطلاق میشد. هنگامیکه گروه بیابان گردان ایرانی پارتی، به استان پارت گام نهادند، نویسندگان رومی و یونانی به ایشان، "پارتها" گفتند. پارتها، چندان آثار مکتوبی بجای نگذاشته اند. سکه هایشان، ارزشمندترین مدارکی است که ازین دودمان بجای مانده. زبان روی این سکه ها یونانی است. اما اسناد و مدارک زیادی از مردم قلمرو آنها بر کتیبه ها و پوست و گل به خط میخی و آرامی و یونانی و گاهی پارتی و لاتین و عبری باقی مانده است. از صد سال نخست حکومت پارتها خبر چندانی در دست نیست، مگر نوشته های پولیب، استرابون، آریان و ژوستن و پلوتارک که مدتهای مدیدی پس از پارتها زندگی می کردند. اما از سال 141 ق م، یعنی سالی که پارتها، بابل در بین النهرین را گرفتند، تاریخ ایشان روشن تر بدست ما رسیده است. آثار نویسندگانی که شخصا پارت را در آن دوران دیده اند، بیشتر در خور اعتماد است، مانند آپولودور اهل آرتمیا در مشرق دجله که آثارش از منابع تروگوس پومپئوس می باشد مانند گزارشاتی در باره شکست کراسوس از پارتها. با اینکه از آپولودور و پومپئوس آثاری بجای نمانده اما نویسندگانی مانند ژوستن و پلوتارک و استرابون و بسیاری دیگر که نوشته های ایشان بجای مانده است، مطالب زیادی از آنها نقل کرده اند. نخستین روابط میان پارتها و رومیان نامطلوب بوده و مربوط به جنگ و نزاع می باشد و تاحدی باعث کینه نویسندگان غربی(رومی) نسبت به پارتها میشد.
⚠️نوشته های شرقی در مورد پارتها شامل اطلاعات بیشتری هستند. مانند آثار یهود(متون تلمود)، سریانیان و چینیان. از آثار بسیار معتبر آن دوران درباره پارتها از یک یهودی به نام ژوزفوس فلاویوس است. نویسندگان سریانی نیز از اسناد و مدارک موجود در قلمرو پارتها استفاده می کردند. از قرن دوم قبل از میلاد بازرگانان چینی بواسطه جهانگردی و تجارت راهی پارت شدند و با خود اطلاعات ارزشمند مکتوبی را در مورد پارتها به چین بردند، که اگر بتوان قرائن بیشتری درباره پیوند نامهای منابع چینی و غربی(رومی) پیدا کرد، به نحو مطلوبی می توان از آن استفاده نمود. اطلاعات مربوط به پارتها، اندک زمانی پس از سقوط حکومتشان، به سرعت از میان رفت یا اینکه نابودشان کردند(=توسط ساسانیان). کتب زرتشتی هم تاحدی اشاراتی به پارتها دارند. نویسندگان ارمنی مانند موسی خورنی که به بی دقتی و افسانه بافی شهره هستند در مورد پارتها مطلب نوشته اند. مورخان و جغرافی نویسان اسلامی، متاسفانه مطلب ارزنده ای از لحاظ تاریخی در مورد پارتها در دست ندارند. حتی در حماسه بزرگ فردوسی یعنی شاهنامه در مورد پارتها چنین بیان شده:
از ایشان بجز نام نشنیده ام
نه در نامه خسروان دیده ام
📚منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، صفحه 13 تا 17
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ پارت اصطلاحی است که نخستین بار توسط نویسندگان یونانی هلنیستیٍ روزگار باستان به استان هخامنشی پارتوا اطلاق میشد. هنگامیکه گروه بیابان گردان ایرانی پارتی، به استان پارت گام نهادند، نویسندگان رومی و یونانی به ایشان، "پارتها" گفتند. پارتها، چندان آثار مکتوبی بجای نگذاشته اند. سکه هایشان، ارزشمندترین مدارکی است که ازین دودمان بجای مانده. زبان روی این سکه ها یونانی است. اما اسناد و مدارک زیادی از مردم قلمرو آنها بر کتیبه ها و پوست و گل به خط میخی و آرامی و یونانی و گاهی پارتی و لاتین و عبری باقی مانده است. از صد سال نخست حکومت پارتها خبر چندانی در دست نیست، مگر نوشته های پولیب، استرابون، آریان و ژوستن و پلوتارک که مدتهای مدیدی پس از پارتها زندگی می کردند. اما از سال 141 ق م، یعنی سالی که پارتها، بابل در بین النهرین را گرفتند، تاریخ ایشان روشن تر بدست ما رسیده است. آثار نویسندگانی که شخصا پارت را در آن دوران دیده اند، بیشتر در خور اعتماد است، مانند آپولودور اهل آرتمیا در مشرق دجله که آثارش از منابع تروگوس پومپئوس می باشد مانند گزارشاتی در باره شکست کراسوس از پارتها. با اینکه از آپولودور و پومپئوس آثاری بجای نمانده اما نویسندگانی مانند ژوستن و پلوتارک و استرابون و بسیاری دیگر که نوشته های ایشان بجای مانده است، مطالب زیادی از آنها نقل کرده اند. نخستین روابط میان پارتها و رومیان نامطلوب بوده و مربوط به جنگ و نزاع می باشد و تاحدی باعث کینه نویسندگان غربی(رومی) نسبت به پارتها میشد.
⚠️نوشته های شرقی در مورد پارتها شامل اطلاعات بیشتری هستند. مانند آثار یهود(متون تلمود)، سریانیان و چینیان. از آثار بسیار معتبر آن دوران درباره پارتها از یک یهودی به نام ژوزفوس فلاویوس است. نویسندگان سریانی نیز از اسناد و مدارک موجود در قلمرو پارتها استفاده می کردند. از قرن دوم قبل از میلاد بازرگانان چینی بواسطه جهانگردی و تجارت راهی پارت شدند و با خود اطلاعات ارزشمند مکتوبی را در مورد پارتها به چین بردند، که اگر بتوان قرائن بیشتری درباره پیوند نامهای منابع چینی و غربی(رومی) پیدا کرد، به نحو مطلوبی می توان از آن استفاده نمود. اطلاعات مربوط به پارتها، اندک زمانی پس از سقوط حکومتشان، به سرعت از میان رفت یا اینکه نابودشان کردند(=توسط ساسانیان). کتب زرتشتی هم تاحدی اشاراتی به پارتها دارند. نویسندگان ارمنی مانند موسی خورنی که به بی دقتی و افسانه بافی شهره هستند در مورد پارتها مطلب نوشته اند. مورخان و جغرافی نویسان اسلامی، متاسفانه مطلب ارزنده ای از لحاظ تاریخی در مورد پارتها در دست ندارند. حتی در حماسه بزرگ فردوسی یعنی شاهنامه در مورد پارتها چنین بیان شده:
از ایشان بجز نام نشنیده ام
نه در نامه خسروان دیده ام
📚منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، صفحه 13 تا 17
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 13 تا 17
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ قوم پارت(=اشکانیان) ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ بعد از فرارهای داریوش سوم از مقابل اسکندر مقدونی که منجر به شکست و سقوط هخامنشیان شد، به مدت کمی پس از مرگ اسکندر، قلمرو بزرگ او بین سردارانش قسمت شد و سلوکیان بر ایران و بین النهرین و... حاکم شدند. در اواسط قرن سوم پیش از میلاد، اوضاع در استانهای غربی قلمرو سلوکیان دشوار می شد و نیز مرزهای شمال شرقی کشور را بیابانگردان آسیای میانه تهدید می کردند. با این وجود ساتراپان این استانها ناگزیر بودند که نیروی خود را برای یاری دادن حکومت سلوکیان جهت تهاجم به مصر بفرستند. حسادت و جاه طلبی میان یونانیان و مقدونیان نیز مایه عصیان ساتراپان می شد. این وضع با وجود اقوام نیمه بیابانگرد پارتی دشواتر می گشت، زیرا فرمانروایی با شخصیت به نام "اشک" در میان این اقوام پیدا شد و فرصت لازم، مهیا شد. بروز جنگ خانگی در مغرب به سال 245 ق م که متضمن خصومت با مصر هم بود، فرصتی بدست ساتراپ پارت که احتمالا نامش "آندروگوراس" باشد، داد تا سر به شورش بر دارد. سپس فرمانروای باختر یعنی "دیودوت" محتملا در سال 239 ق م شورید. اشک و قوم پارت نگران این رویدادها بودند. شکست سلوکوس دوم از سلتها در آنقره به سال 238 ق م، راه را برای اشک باز کرد که آندروگوراس را براندازد و استان پارت را تصرف نماید.
⚠️پارتها از قبیله پرنی(یا اپرنی) به گفته استرابون و تروگوس، یکی از سه قبیله اتحادیه کوچک داهه بودند که در مشرق دریای خزر ساکن بودند(حوالی ترکمنستان امروزی). از بنیانگذار دودمان اشکانی، یعنی اشک(یا به زبان پارتها ارشک) بر یک سفال شکسته واقع در نسا در ترکستان روس که شهری بسیار کهن است یاد شده. تمام شاهان پارتی(=اشکانی) لقب اشک داشتند همانند رومیان که لقب پادشاهان خود را سزار یا اوگوست می گذاشتند و شاهان خود را به نام کوچک خطاب نمی کردند به همین دلیل بازشناختن شاهان اشکانی به ویژه از روی سکه هایشان دشوار می شد. پارتها، بعدها به پیروی از سلوکیان، شیوه خاصی برای گاهشماری برگزیدند که گویا از سال تاجگذاری اشک که سال 247 ق م باشد، شروع می شود. نخستین سالهای حکومت پارتها با جنگ و تصرف هیرکانیا(ناحیه گرگان) گذشت. اشک اول در این هنگام در گذشت و برادرش اشک دوم(=تیرداد اول) پادشاه شد و پایتختی در دارا بر کوه آپااورتنون که به حدس نزدیک، همان ابیورد باشد، برپا داشتند. ایزیدور می گوید که اشک(احتمالا اشک اول) در اساک واقع در استائنه که بخشی از استان پارت بود تاجگذاری کرد و مزار شاهان در نسا(یاپرتونسا) بود که این محل اکنون در ترکستان روسیه واقع است و بدست کاوشگران ساختمانهای بزرگی از زیر دشت بیرون آمده است و بسیاری از اسناد مکتوب و خزانه های غارت شده پیدا شده است. اما هنوز به آرامگاه شاهان دست نیافته اند. پایگاه اشک دوم چندان استوار نبود اما دو خوشبختی به او روی نمود که باعث ادامه حکومتش گردید. یکی گرفتاریهای سلوکوس دوم، پادشاه سلوکی در جنگهای مرزهای غربی که مجال پرداختن به شورش پارتها را نمی داد. دیگر اینکه بستن پیمان اتحاد با دیودوت پسر و جانشین ساتراپ شورشی باختر. تیرداد ناچارا از برابر سلوکوس به سوی شمال شرقی و تا استپهای دور دست سکاهای آبی(آپاسکا) در آسیای میانه، عقب نشینی کرد. اما سلوکوس برای سرکوب شورشهای دیگری به انطاکیه شتافت و پارتها را به حال خود رها کرد. اینکه از نخستین شاهان پارتی، هیچیک سکه نزدند دلیل بر آنست که ایشان نوعی فرودستی نسبت به سلوکیان داشتند. ازین پس چیزی از پارتها دانسته نیست تا سال 217 ق م که تیرداد، هیرکانیا و کومس(قومس/ناحیه وسیعی که از گرمسار تا نیشابور ادامه دارد و ذیل کوههای طبرستان را در بر میگیرد و مرکز آن شهر دامغان بود) و کناره های جنوب شرقی دریای خزر را به تصرف خود در آورد.
📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 21 تا 23
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ بعد از فرارهای داریوش سوم از مقابل اسکندر مقدونی که منجر به شکست و سقوط هخامنشیان شد، به مدت کمی پس از مرگ اسکندر، قلمرو بزرگ او بین سردارانش قسمت شد و سلوکیان بر ایران و بین النهرین و... حاکم شدند. در اواسط قرن سوم پیش از میلاد، اوضاع در استانهای غربی قلمرو سلوکیان دشوار می شد و نیز مرزهای شمال شرقی کشور را بیابانگردان آسیای میانه تهدید می کردند. با این وجود ساتراپان این استانها ناگزیر بودند که نیروی خود را برای یاری دادن حکومت سلوکیان جهت تهاجم به مصر بفرستند. حسادت و جاه طلبی میان یونانیان و مقدونیان نیز مایه عصیان ساتراپان می شد. این وضع با وجود اقوام نیمه بیابانگرد پارتی دشواتر می گشت، زیرا فرمانروایی با شخصیت به نام "اشک" در میان این اقوام پیدا شد و فرصت لازم، مهیا شد. بروز جنگ خانگی در مغرب به سال 245 ق م که متضمن خصومت با مصر هم بود، فرصتی بدست ساتراپ پارت که احتمالا نامش "آندروگوراس" باشد، داد تا سر به شورش بر دارد. سپس فرمانروای باختر یعنی "دیودوت" محتملا در سال 239 ق م شورید. اشک و قوم پارت نگران این رویدادها بودند. شکست سلوکوس دوم از سلتها در آنقره به سال 238 ق م، راه را برای اشک باز کرد که آندروگوراس را براندازد و استان پارت را تصرف نماید.
⚠️پارتها از قبیله پرنی(یا اپرنی) به گفته استرابون و تروگوس، یکی از سه قبیله اتحادیه کوچک داهه بودند که در مشرق دریای خزر ساکن بودند(حوالی ترکمنستان امروزی). از بنیانگذار دودمان اشکانی، یعنی اشک(یا به زبان پارتها ارشک) بر یک سفال شکسته واقع در نسا در ترکستان روس که شهری بسیار کهن است یاد شده. تمام شاهان پارتی(=اشکانی) لقب اشک داشتند همانند رومیان که لقب پادشاهان خود را سزار یا اوگوست می گذاشتند و شاهان خود را به نام کوچک خطاب نمی کردند به همین دلیل بازشناختن شاهان اشکانی به ویژه از روی سکه هایشان دشوار می شد. پارتها، بعدها به پیروی از سلوکیان، شیوه خاصی برای گاهشماری برگزیدند که گویا از سال تاجگذاری اشک که سال 247 ق م باشد، شروع می شود. نخستین سالهای حکومت پارتها با جنگ و تصرف هیرکانیا(ناحیه گرگان) گذشت. اشک اول در این هنگام در گذشت و برادرش اشک دوم(=تیرداد اول) پادشاه شد و پایتختی در دارا بر کوه آپااورتنون که به حدس نزدیک، همان ابیورد باشد، برپا داشتند. ایزیدور می گوید که اشک(احتمالا اشک اول) در اساک واقع در استائنه که بخشی از استان پارت بود تاجگذاری کرد و مزار شاهان در نسا(یاپرتونسا) بود که این محل اکنون در ترکستان روسیه واقع است و بدست کاوشگران ساختمانهای بزرگی از زیر دشت بیرون آمده است و بسیاری از اسناد مکتوب و خزانه های غارت شده پیدا شده است. اما هنوز به آرامگاه شاهان دست نیافته اند. پایگاه اشک دوم چندان استوار نبود اما دو خوشبختی به او روی نمود که باعث ادامه حکومتش گردید. یکی گرفتاریهای سلوکوس دوم، پادشاه سلوکی در جنگهای مرزهای غربی که مجال پرداختن به شورش پارتها را نمی داد. دیگر اینکه بستن پیمان اتحاد با دیودوت پسر و جانشین ساتراپ شورشی باختر. تیرداد ناچارا از برابر سلوکوس به سوی شمال شرقی و تا استپهای دور دست سکاهای آبی(آپاسکا) در آسیای میانه، عقب نشینی کرد. اما سلوکوس برای سرکوب شورشهای دیگری به انطاکیه شتافت و پارتها را به حال خود رها کرد. اینکه از نخستین شاهان پارتی، هیچیک سکه نزدند دلیل بر آنست که ایشان نوعی فرودستی نسبت به سلوکیان داشتند. ازین پس چیزی از پارتها دانسته نیست تا سال 217 ق م که تیرداد، هیرکانیا و کومس(قومس/ناحیه وسیعی که از گرمسار تا نیشابور ادامه دارد و ذیل کوههای طبرستان را در بر میگیرد و مرکز آن شهر دامغان بود) و کناره های جنوب شرقی دریای خزر را به تصرف خود در آورد.
📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 21 تا 23
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 21 تا 23
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
🌺 فرا رسیدن ماه مبارک رمضان، ماه نزول قرآن را از طرف ابر گروه تریبون آزاد و کانالهای زیر مجموعه، به همه مسلمانان تبریک و تهنیت عرض می نماییم. عزیزان این ماه عزیز را از دست ندهید شاید آخرین ماه رمضان عمرمان باشد. امت اسلام و برادران و خواهران خود از جمله مجموعه تریبون آزاد را از دعای خیر خود بی بهره نسازید.
ان شاء الله از فردا یعنی از روز سه شنبه روزه می گیریم و تروایح می خوانیم
تقبل الله منا و منکم صالح الاعمال
یا الله جان، بر ما بندگان گنهکارت رحم کن و بر ما سخت نگیر و ما را بواسطه اعمالمان حسابرسی نکن بلکه بواسطه لطف و رحمتت. آمین
✅ ابرگروه تخصصی تریبون آزاد
https://t.me/joinchat/QBsy_Xs_IIuCKHHM
ان شاء الله از فردا یعنی از روز سه شنبه روزه می گیریم و تروایح می خوانیم
تقبل الله منا و منکم صالح الاعمال
یا الله جان، بر ما بندگان گنهکارت رحم کن و بر ما سخت نگیر و ما را بواسطه اعمالمان حسابرسی نکن بلکه بواسطه لطف و رحمتت. آمین
✅ ابرگروه تخصصی تریبون آزاد
https://t.me/joinchat/QBsy_Xs_IIuCKHHM
❌ قوم پارت(=اشکانیان) ❌
3⃣ قسمت سوم ✅
⚠️ پس از اینکه تیرداد اول اشکانی، هیرکانیا و کومس و سواحل جنوب شرق دریای خزر را به تصرف خود درآورد، پایتخت خود را به شهر سلوکی صد دروازه(هکاتومپیلوس) که هنوز کشف نشده و بر سر شاهراه ایران قرار داشت منتقل کرد. پس از مرگ تیرداد اول(221 ق م)، پسرش اردوان اول پادشاه شد. تا حدود 209 ق م، پارتها، فرمانروای قلمرویی گشتند که شاید تا همدان می رسید که همزمان با دوران پادشاهی آنتیوخوس سوم بود. آنتیوخوس سوم همدان را از پارتها پس گرفت و سواران پارتی را که اردوان اول فرستاده بود تا قناتهای کویر نمک را ویران کنند فراری داد و شهر صد دروازه را تصرف کرد. سپس در سرزمین تپوریه(طبرستان) در شرق البرز پیش راند و هیرکانیا را گرفت و سرانجام با اردوان اول پیمان اتحاد بست. اندکی بعد سرزمین پارت گرفتار حمله پادشاه باختر(باکتریا) گشت و بازهم بخشی از قلمرو پارت از دست رفت. پس از مرگ اردوان اول(191 ق م)، فری پایت(=پریاپاتیوس)، شاه شد و پنجاه سالی فرمانروایی کرد و دو پسر به نامهای مهرداد و فرهاد(یکم) بجای گذاشت و فرهاد یکم جانشین فری پایت شد. آنتیوخوس سوم که تازه در ماگنزی شکست خورده بود، توان دفاع از قلمرو خود را نداشت. فرهاد یکم اشکانی بر آماردیان(=ماردها/تپوریها) حمله کرد و البرز شرقی و هیرکانیا و سایر نواحی را تصرف نمود و مرز پارتها را تا مغرب دربند خزر گشود و برخی مردم شکست خورده را تا شهر خاراکس، نزدیک دروازه خزر کوچاند. شکست آنتیوخوس سوم سلوکی باعث شد که دو پاشاهی ارمنستان و سپس ماد و آتروپاتن(آذربایجان) از اطاعت سلوکیان سر باز زنند. پس از مرگ آنتیوخوس سوم، آسایش_دوستی و تنبلی جانشینانش باعث شورشهای زیادی شد و استانهای ایران یکی یکی از دست سلوکیان خارج شد و دارای شاهان مستقل گردید. در این میان، فرهاد اول، برادر کوچکترش مهرداد را جانشین خود کرد. مهرداد که او را پدید آورنده شاهنشاهی و امپراطوری پارتی(اشکانی) دانسته اند، استعداد فراوانی در سپاهیگری داشت، اما خردمندی اش از آشکار شدن این نبوغ تا پس از مرگ آنتیوخوس چهارم اپیفان، جلوگیری کرد.
⚠️ در سوی مشرق، دمتریوس با فتح پنجاب بر افغانستان و هندوستان فرمان راند. باختر هم بدست اوکراتید افتاد. این دو با هم جنگیدند، اوکراتید ضعیف شد و نتوانست مانع از ورود مهرداد به تپوریه و تراکسیان، اندکی پس از 160 ق م شود. اوکراتید بدست پسرش کشته شد و پسرش، گردونه ای(ارابه) را بر پیکر پدرش گذارند و اجازه خاک سپاریش را نداد. کمی بعد کشورهای هلنیستی دره کابل و سند متحد شدند و کشور پهناوری ایجاد کردند. مناندر(بقول هندیان میلیندا) بر این کشور(حدود 155 تا 130 ق م) فرمانروایی کرد. مناندر در هند پیروزیهایی بدست آورد و بودایی شد و در روایات بودایی از او یاد شده است. مهراد بسرعت بسمت غرب رفت و ماد که تحت فرمانروایی تیمارخوس شورشی بود را فتح کرد(در 184 یا 147 ق م) و کاسیس را فرمانروای آنجا کرد. مهرداد سپس بسمت شرق رفت و از مطالبی که در آثار کهن یافت شده و رنگ افسانه دارد، تا آراخوزیا و مرزهای هند را گشود. مهرداد نخستین سکه پارتها را ضرب کرد(سکهa و aa در تصویر)، احتمالا این ضرب سکه به این معنی باشد که پارتها کاملا از فرمانروایی سلوکیان دست شسته و مستقل شدند. حدود قلمرو مهرداد در مغرب به دشتهای پر آب بین النهرین و بابل که پر از آبادیهای فراوان بود و هزاران سال قدمت داشت، می رسید. تا ژوئیه 141 ق م، مهرداد بخش بزرگی از بابل و بین النهرین را در جنگی سریع گشود و به سلوکیه در کنار دجله درآمد. سراسیمگی دمتریوس و بابلیان از فرا رسیدن سریع مهرداد، در الواح گلی بابل نگاشته شده است. اما مهرداد مدت کوتاهی در بابل ماند و سپس به شرق رفت تا از هجوم باختریان جلوگیری کند. در این فرصت دمتریوس به بابل حمله کرد، مهرداد پس از سرکوب باختر، جهت جنگ با دمتریوس بازگشت. پادشاه سلوکی را با نیرنگ گرفتار ساخت و او را محترمانه به هیرکانیا فرستاد و دخترش روذگونگ را به ازدواج دمتریوس درآورد، سپس حکمرانی پارتها(اشکانیان) را بر بین النهرین و آسیای میانه استوار ساخت. مهرداد در سلوکیه سکه ای زد خوش عیار و تاریخدار بدست قالب سازان دمتریوس(تصویر b و bb). چنانکه از سکه ها برمی آید، تا 140_139 ق م، مهرداد بر الیمائیس(حوالی خوزستان، کهگیلویه بویر احمد و بختیاری) و پارس چیره گشته بود. هنگامیکه مهرداد در 138 ق م درگذشت قلمرو اشکانیان از بابل تا باختر گسترده بود. مهرداد در نخستین سکه اشکانی که ضرب کرد خود را "شاه بزرگ" خواند. وضع قوانین ایرانی و تغییر نام نسا به مهردادگرد را به او نسبت داده اند.
📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 24 تا 26
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
3⃣ قسمت سوم ✅
⚠️ پس از اینکه تیرداد اول اشکانی، هیرکانیا و کومس و سواحل جنوب شرق دریای خزر را به تصرف خود درآورد، پایتخت خود را به شهر سلوکی صد دروازه(هکاتومپیلوس) که هنوز کشف نشده و بر سر شاهراه ایران قرار داشت منتقل کرد. پس از مرگ تیرداد اول(221 ق م)، پسرش اردوان اول پادشاه شد. تا حدود 209 ق م، پارتها، فرمانروای قلمرویی گشتند که شاید تا همدان می رسید که همزمان با دوران پادشاهی آنتیوخوس سوم بود. آنتیوخوس سوم همدان را از پارتها پس گرفت و سواران پارتی را که اردوان اول فرستاده بود تا قناتهای کویر نمک را ویران کنند فراری داد و شهر صد دروازه را تصرف کرد. سپس در سرزمین تپوریه(طبرستان) در شرق البرز پیش راند و هیرکانیا را گرفت و سرانجام با اردوان اول پیمان اتحاد بست. اندکی بعد سرزمین پارت گرفتار حمله پادشاه باختر(باکتریا) گشت و بازهم بخشی از قلمرو پارت از دست رفت. پس از مرگ اردوان اول(191 ق م)، فری پایت(=پریاپاتیوس)، شاه شد و پنجاه سالی فرمانروایی کرد و دو پسر به نامهای مهرداد و فرهاد(یکم) بجای گذاشت و فرهاد یکم جانشین فری پایت شد. آنتیوخوس سوم که تازه در ماگنزی شکست خورده بود، توان دفاع از قلمرو خود را نداشت. فرهاد یکم اشکانی بر آماردیان(=ماردها/تپوریها) حمله کرد و البرز شرقی و هیرکانیا و سایر نواحی را تصرف نمود و مرز پارتها را تا مغرب دربند خزر گشود و برخی مردم شکست خورده را تا شهر خاراکس، نزدیک دروازه خزر کوچاند. شکست آنتیوخوس سوم سلوکی باعث شد که دو پاشاهی ارمنستان و سپس ماد و آتروپاتن(آذربایجان) از اطاعت سلوکیان سر باز زنند. پس از مرگ آنتیوخوس سوم، آسایش_دوستی و تنبلی جانشینانش باعث شورشهای زیادی شد و استانهای ایران یکی یکی از دست سلوکیان خارج شد و دارای شاهان مستقل گردید. در این میان، فرهاد اول، برادر کوچکترش مهرداد را جانشین خود کرد. مهرداد که او را پدید آورنده شاهنشاهی و امپراطوری پارتی(اشکانی) دانسته اند، استعداد فراوانی در سپاهیگری داشت، اما خردمندی اش از آشکار شدن این نبوغ تا پس از مرگ آنتیوخوس چهارم اپیفان، جلوگیری کرد.
⚠️ در سوی مشرق، دمتریوس با فتح پنجاب بر افغانستان و هندوستان فرمان راند. باختر هم بدست اوکراتید افتاد. این دو با هم جنگیدند، اوکراتید ضعیف شد و نتوانست مانع از ورود مهرداد به تپوریه و تراکسیان، اندکی پس از 160 ق م شود. اوکراتید بدست پسرش کشته شد و پسرش، گردونه ای(ارابه) را بر پیکر پدرش گذارند و اجازه خاک سپاریش را نداد. کمی بعد کشورهای هلنیستی دره کابل و سند متحد شدند و کشور پهناوری ایجاد کردند. مناندر(بقول هندیان میلیندا) بر این کشور(حدود 155 تا 130 ق م) فرمانروایی کرد. مناندر در هند پیروزیهایی بدست آورد و بودایی شد و در روایات بودایی از او یاد شده است. مهراد بسرعت بسمت غرب رفت و ماد که تحت فرمانروایی تیمارخوس شورشی بود را فتح کرد(در 184 یا 147 ق م) و کاسیس را فرمانروای آنجا کرد. مهرداد سپس بسمت شرق رفت و از مطالبی که در آثار کهن یافت شده و رنگ افسانه دارد، تا آراخوزیا و مرزهای هند را گشود. مهرداد نخستین سکه پارتها را ضرب کرد(سکهa و aa در تصویر)، احتمالا این ضرب سکه به این معنی باشد که پارتها کاملا از فرمانروایی سلوکیان دست شسته و مستقل شدند. حدود قلمرو مهرداد در مغرب به دشتهای پر آب بین النهرین و بابل که پر از آبادیهای فراوان بود و هزاران سال قدمت داشت، می رسید. تا ژوئیه 141 ق م، مهرداد بخش بزرگی از بابل و بین النهرین را در جنگی سریع گشود و به سلوکیه در کنار دجله درآمد. سراسیمگی دمتریوس و بابلیان از فرا رسیدن سریع مهرداد، در الواح گلی بابل نگاشته شده است. اما مهرداد مدت کوتاهی در بابل ماند و سپس به شرق رفت تا از هجوم باختریان جلوگیری کند. در این فرصت دمتریوس به بابل حمله کرد، مهرداد پس از سرکوب باختر، جهت جنگ با دمتریوس بازگشت. پادشاه سلوکی را با نیرنگ گرفتار ساخت و او را محترمانه به هیرکانیا فرستاد و دخترش روذگونگ را به ازدواج دمتریوس درآورد، سپس حکمرانی پارتها(اشکانیان) را بر بین النهرین و آسیای میانه استوار ساخت. مهرداد در سلوکیه سکه ای زد خوش عیار و تاریخدار بدست قالب سازان دمتریوس(تصویر b و bb). چنانکه از سکه ها برمی آید، تا 140_139 ق م، مهرداد بر الیمائیس(حوالی خوزستان، کهگیلویه بویر احمد و بختیاری) و پارس چیره گشته بود. هنگامیکه مهرداد در 138 ق م درگذشت قلمرو اشکانیان از بابل تا باختر گسترده بود. مهرداد در نخستین سکه اشکانی که ضرب کرد خود را "شاه بزرگ" خواند. وضع قوانین ایرانی و تغییر نام نسا به مهردادگرد را به او نسبت داده اند.
📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 24 تا 26
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 24 تا 26
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا. سر مفرغی آنتیوخوس چهارم اپیفان. تصاویری از سکه های نقره اشکانی، یک حرف انگلیسی یعنی تصویر روی سکه و تکرار آن حرف انگلیسی یعنی تصویر پشت سکه. سکه a و aa اولین سکه اشکانی که بدستور مهراد ضرب شد که در آن خود را "شاه بزرگ" خواند. سکه b و bb سکه ای است که بدستور مهرداد اشکانی بوسیله قالب سازان دمتریوس در سلوکیه ضرب شد و تاریخدار است.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ قوم پارت(=اشکانیان) ❌
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ هنگامیکه فرهاد دوم برتخت نشست، مادرش نایب السلطنه او شد. دمتریوس دو بار کوشید که از هیرکانیا بگریزد اما هر دو بار دستگیر شد. نخستین بار فرهاد او را بشدت سرزنش کرد اما بار دوم هدیه موهنٍ جفتی قاپ زرین که کنایه از کار کودکانه او باشد برایش فرستاد. در 130 ق م، فرهاد از دو سو مورد حمله واقع شد. آنتیوخوس هفتم پس از سرکوب تری فون، یهودیه و سوریه را گرفت و به بین النهرین حمله کرد. او در سه جنگ پیاپی پارتها را شکست داد و بابل و ماد را گرفت و شروط ناممکنی جهت صلح به فرهاد پیشنهاد داد. زمستان شد و آنتیوخوس هفتم لشکرش را در همدان گرد آورد، اما چون با مردم بدرفتاری کردند، مردم شوریدند و با آزاد شدن دمتریوس و تهاجم مردم متحد شده با فرهاد، آنتیوخوس هفتم شکست خورد و کشته شد و در تابوت سیمین، به سوریه ارسال شد. پسرش سلوکوس دستگیر شد و برادرزاده اش راهی کاخ فرهاد گشت. محبوب پادشاه اشکانی که هی مر(هی مروس) نام داشت، بعنوان حاکم بابل منصوب شد. این آخرین کوشش شدید سلوکیان بود برای بازآوردن ایران به زیر سلطه خویش.
⚠️ اما در جانب شرق، اوضاع برای پارتهای اشکانی دشوارتر بود. در اوایل قرن دوم پیش از میلاد، اقوام هسیونگ نو بر اقوام یوئه چی که در شمال غرب استان چینی کانسو سکونت داشتند حمله بردند. اقوام یوئه چی به سمت مغرب حرکت کردند و با سکاها جنگیدند و سکاها را بسمت مغرب تاهسیا(باختر) راندند. سکاها که ترکیبی از اقوام ساکوراکه(ساگارا اوکه) و ماساژتها بودند در 130 ق م، بر شمال شرقی قلمرو پارتها تاختند. پادشاهی یونانی باختر در حدود 120 تا 100 ق م، پایمال سم اسبان این بیابانگردان شد و تا حدود 50 ق م، پادشاهی های کوچک یونانی واقع در شمال غربی هندوستان به زیر سلطه سکاها در آمد. حدود 128 ق م سربازان مزدور یونانی ناگهان بر فرهاد دوم شوریدند و او را کشتند. سپس عموی فرهاد که اردوان دوم باشد بر تخت نشست. سکاهای بیابانگرد به سمت غرب تاختند و سراسر قلمرو پارت و هیرکانیا(گرگان) را در نوردیدند و بخشی از سکاها به جنوب شرقی تاختند و پادشاهی سکستان(سیستان) را بنیاد نهادند. اردوان دوم در جنگی در حدود 124 ق م در شرق پارت کشته شد. در این هنگام هیسپائوسینس، امیر عرب بخاطر کارهای نابخردانه هی مر(=حاکم پارتی در بابل)، بابل را تصرف کرد. زمانیکه مهرداد دوم پسر اردوان دوم، حدود 124_123 ق م بر تخت شاهی نشست، آفتاب عمر سلطنت اشکانی بر لبه بام بود. اما مهرداد دوم بزودی خود را شایسته لقب "شاه بزرگ" گردانید. ابتدا بابل را گرفت و بر سکه های هیسپائوسینس نام خود جهت آشکار کردن پیروزهایش بر او، ضرب کرد. سپس بر آرتاوازد، پادشاه ارمنستان تاخت و پسرش تیگران را اسیر کرد. پارتها بین النهرین را پایکوب(لگد کوب) خویش ساختند و در حدود 113 ق م، به دورا اورپوس(حوالی صالحیه در سوریه امروزی و هم مرز با عراق) رسیدند. استانهای پارت و آریا(هرات) را باز گرفتند و پادشاهی سکستان را دست نشانده خویش ساختند.
📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 26 و 27
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ هنگامیکه فرهاد دوم برتخت نشست، مادرش نایب السلطنه او شد. دمتریوس دو بار کوشید که از هیرکانیا بگریزد اما هر دو بار دستگیر شد. نخستین بار فرهاد او را بشدت سرزنش کرد اما بار دوم هدیه موهنٍ جفتی قاپ زرین که کنایه از کار کودکانه او باشد برایش فرستاد. در 130 ق م، فرهاد از دو سو مورد حمله واقع شد. آنتیوخوس هفتم پس از سرکوب تری فون، یهودیه و سوریه را گرفت و به بین النهرین حمله کرد. او در سه جنگ پیاپی پارتها را شکست داد و بابل و ماد را گرفت و شروط ناممکنی جهت صلح به فرهاد پیشنهاد داد. زمستان شد و آنتیوخوس هفتم لشکرش را در همدان گرد آورد، اما چون با مردم بدرفتاری کردند، مردم شوریدند و با آزاد شدن دمتریوس و تهاجم مردم متحد شده با فرهاد، آنتیوخوس هفتم شکست خورد و کشته شد و در تابوت سیمین، به سوریه ارسال شد. پسرش سلوکوس دستگیر شد و برادرزاده اش راهی کاخ فرهاد گشت. محبوب پادشاه اشکانی که هی مر(هی مروس) نام داشت، بعنوان حاکم بابل منصوب شد. این آخرین کوشش شدید سلوکیان بود برای بازآوردن ایران به زیر سلطه خویش.
⚠️ اما در جانب شرق، اوضاع برای پارتهای اشکانی دشوارتر بود. در اوایل قرن دوم پیش از میلاد، اقوام هسیونگ نو بر اقوام یوئه چی که در شمال غرب استان چینی کانسو سکونت داشتند حمله بردند. اقوام یوئه چی به سمت مغرب حرکت کردند و با سکاها جنگیدند و سکاها را بسمت مغرب تاهسیا(باختر) راندند. سکاها که ترکیبی از اقوام ساکوراکه(ساگارا اوکه) و ماساژتها بودند در 130 ق م، بر شمال شرقی قلمرو پارتها تاختند. پادشاهی یونانی باختر در حدود 120 تا 100 ق م، پایمال سم اسبان این بیابانگردان شد و تا حدود 50 ق م، پادشاهی های کوچک یونانی واقع در شمال غربی هندوستان به زیر سلطه سکاها در آمد. حدود 128 ق م سربازان مزدور یونانی ناگهان بر فرهاد دوم شوریدند و او را کشتند. سپس عموی فرهاد که اردوان دوم باشد بر تخت نشست. سکاهای بیابانگرد به سمت غرب تاختند و سراسر قلمرو پارت و هیرکانیا(گرگان) را در نوردیدند و بخشی از سکاها به جنوب شرقی تاختند و پادشاهی سکستان(سیستان) را بنیاد نهادند. اردوان دوم در جنگی در حدود 124 ق م در شرق پارت کشته شد. در این هنگام هیسپائوسینس، امیر عرب بخاطر کارهای نابخردانه هی مر(=حاکم پارتی در بابل)، بابل را تصرف کرد. زمانیکه مهرداد دوم پسر اردوان دوم، حدود 124_123 ق م بر تخت شاهی نشست، آفتاب عمر سلطنت اشکانی بر لبه بام بود. اما مهرداد دوم بزودی خود را شایسته لقب "شاه بزرگ" گردانید. ابتدا بابل را گرفت و بر سکه های هیسپائوسینس نام خود جهت آشکار کردن پیروزهایش بر او، ضرب کرد. سپس بر آرتاوازد، پادشاه ارمنستان تاخت و پسرش تیگران را اسیر کرد. پارتها بین النهرین را پایکوب(لگد کوب) خویش ساختند و در حدود 113 ق م، به دورا اورپوس(حوالی صالحیه در سوریه امروزی و هم مرز با عراق) رسیدند. استانهای پارت و آریا(هرات) را باز گرفتند و پادشاهی سکستان را دست نشانده خویش ساختند.
📚 منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 26 و 27
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇