ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.93K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
سیزده بدر و نحوست آن از رسوم خرافی مجوس و باستان است


⚠️ هر انسان عاقل و اندیشمندی می داند که نحس قرار دادن روزها و ایام و فصول و حیوانات و... یک بدعت خرافی می باشد. در مورد سیزده بدر نیز چیزی غیر از این نیست. در ایام قدیم و باستان، چون دوره های 12گانه نماینده خوشبختی و سعادت بود، لذا عدد 13 یعنی تجاوز از این مرز و آورنده بدشگونی و بدبختی تلقی می شد. از جنبه اساطیری، عدد 13 همیشه مورد نفرت بوده است که نحوست عدد سیزده را باید همانند تقدس عدد هفت و دوازده، در میان فرهنگ جوامع اولیه و انسانهای بدوی جستجو کرد و دلیل نحوست آن را دریافت. عدد 13 در مظاهر عددی یهودیان مورد نفرت نبوده است. بر اساس تورات، قانونگذران یهود برای خداوند 13 خصوصیت قائل بودند. در معبد اورشلیم 13 صندوق اعانه قرار داشت و به آن 13 کرسی می گفتند. 12 کرسی متعلق به 12 قوم بنی اسراییل و کرسی سیزدهم به مسیح رهاننده و نجات دهنده و حکمران آینده این قوم تعلق دارد(که برخی پژوهشگران، این نجات دهنده را کوروش می دانند، لذا کوروش هم در فرهنگ ایران باستان نحس محسوب می شود، زیرا اگر طبق متون تورات کوروش را ناجی یهود بدانیم پس همان کرسی 13 به کوروش تعلق می گیرد و می دانیم که عدد 13 در فرهنگ ایران باستان عددی نحس بوده).
در تقویم قمری البته خورشیدی_قمری(مانند تقویم عبری یا تقویم چینی) پس از گذشت چند سال، ماه سیزدهم که کبیسه بوده و از ایام کهن آنرا ارباب سختی و نحوست نام گذاشته بودند به سال اضافه می شده. در بابل مانند سالهای ایرانی، هر ماه را با شاخص یک حیوان می شناختند، برای ماه سیزدهم کلاغ را قرار دادند که علامت نحوست و بدشگونی بود. «تا کنون نظریه قابل قبولی برای نحوست عدد 13 ارائه نشده و در داستانهای اساطیری نیز بجز چند مورد کم ارزش، اثری دیده نمی شود»!!
اما در مورد مراسم سیزده بدر از ماه فروردین و بدر کردن نحوست آن در ایران باستان. سیزده بدر با آنکه متعاقب جشنهای نوروزیست اما ظاهرا ربطی به نوروز ندارد. ابوریحان بیرونی در این مورد می گوید: «...که 13 فروردین، تیر روز از سال موش، بر محاسبه حقیقی در نخستین رصد زرتشتی با 13 همان سال(چهارشنبه سور) منطبق گردید و ماه و آفتاب در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و منجمان زرتشتی(مجوسی) این روز خاص را نحس خواندند که آفتاب به استقبال ماه آمده است، ازینرو دستور داد تا مردم از خانه های خود خارج شده و به صحرا رو آورند و نحوست چنین روزی را در بیابانها به در کنند(1)
لذا این رسم سیزده بدر از رسوم مجوس است و ربطی به اسلام ندارد.

⚠️ اما در عقیده صحیح اسلامی، "الطیره شرک" محسوب می شود. یعنی کسیکه معتقد باشد چیزی شومی و نحوست دارد و آن چیز دارای اثر نحسی و شومی است، در واقع، این نوعی از شرک است(2)
https://www.islamweb.net/ar/fatwa/10538/
همچنین طبق روایت صحیح از رسول الله صلی الله علیه و سلم، مسلمانان از پیروی از رسوم و اعیاد کفار منع شده اند: «من تشبهه بقوم فهو منهم»(3)

📚منابع:
(1) بررسی های تاریخی و مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی، ص125_127
(2) رواه ابو داوود، سنن ابن ماجه، سنن ترمذی، مسند احمد، صححه الالبانی
(3) رواه احمد و ابو داوود و حسنه الالبانی، شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله، الفتاوی الکبری(485/2)، مجموع الفتاوی و رسائل العثیمین(3/46)

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ سیزده بدر و نحوست آن از رسوم خرافی مجوس و باستان است و تا کنون نظریه قابل قبولی برای نحوست عدد 13 ارائه نشده است. بررسی های تاریخی مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی، ص 125 تا 127

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ابهامات روایت فتح طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه


⚠️اسلام ستیزان با استناد به یکی از روایات تاریخ طبری مدعی هستند که سعید بن عاص رضی الله عنه با نیرنگ و فریبکاری مردم تسلیم شده طمیسه را قتل عام کرد، ماجرا به این قرار است در فتح گرگان و طبرستان به سال 30 ه ق، سعید بن عاص به طمیسه رفت که شهری بر ساحل دریا بود و مجاور گرگان. مردم به جنگ وی آمدند... سعید بن عاص، دشمن را محاصره کرد، آنها امان خواستند، امانشان داد که یکی از ایشان را نکشد و چون قلعه را گشودند همگی را بکشت بجز یکی(1)
لازم است در مورد این روایت چند نکته را بیان کنیم:
1⃣ امام طبری رحمه الله در مقدمه جلد یک تاریخ خود می گویند: که بیننده کتاب ما بداند که بنای من، در آنچه آورده ام و گفته ام بر راویان بوده است، نه حجت عقول و استنباط نفوس، به جز اندکی، که علم اخبار گذشتگان به خبر و نقل به متاخران تواند رسید، نه استدلال و نظر، و خبرهای گذشتگان که در کتاب ما هست و خواننده عجب داند یا شنونده نپذیرد و صحیح نداند، ازمن نیست بلکه از ناقلان گرفته ام و بیان کرده ام. پس خود امام طبری رحمه الله هم مدعی نشدند که همه روایاتشان صحیح است، لذا ماجرای طمیسه هم ازین قاعده مستثنی نیست. زیرا تاریخ طبری هم دارای روایات صحیح است و هم روایات ضعیف مانند ماجرای نهر الدم و کشتار طمیسه و....
2⃣ در تاریخ امام طبری رحمه الله روایات دیگری هم در مورد فتح گرگان و طبرستان وجود دارد که مربوط به سال هیجدهم ه ق است و نه سال سی ام ه ق. افرادی همچون سواد بن قطبه، هند بن عمرو، سماک بن مخرمه، عتیبه بن نهاس و سماک بن عبید گواه و شاهدند که فتح گرگان و طبرستان به سال هیجدهم ه ق انجام شده و نه سال سی ام، لذا ماجرای کشتار طمیسه که به سال سی ام گزارش شده دچار تردید می شود زیرا طبق یک روایت دیگر از تاریخ طبری، فتح گرگان و طبرستان به سال هیجدهم انجام شده(2)
3⃣ در فتوح البلدان احمد بن یحیی بلاذری رحمه الله که قبل از تاریخ طبری نوشته شده، در فتح گرگان و طبرستان، ماجرای طمیسه بیان شده اما بلاذری هیچ سخنی از کشتار مردم شهر طمیسه آنهم بخاطر فریبکاری سعید بن عاص ذکر نکرده. گویا اصلا چنین کشتاری رخ نداده و خبرش به بلاذری نرسیده که بخواهد آن را در فتوح البلدن درج کند در حالیکه می دانیم بلاذری قبل از طبری می زیسته و از لحاظ زمانی به دوره فتوحات نزدیکتر بوده. لذا بازهم روایت کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه دچار تردید بیشتری می گردد(3)
4⃣ نکته دیگر اینکه در مورد فتح طبرستان و گرگان علاوه بر روایت حنش بن مالک تغلبی، دو روایت دیگر هم در تاریخ طبری بیان شده یکی از کلیب بن خلف و دیگری از ادریس بن حنظله عمی، که در هیچکدام از این دو روایت از کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه سخنی به میان نیامده، بلکه از فتح گرگان گفته شده آنهم بدون جنگ بلکه با دریافت جزیه و انجام مصالحه. لذا بازهم این ادعای کشتار طمیسه زیر سوال می رود(4)
5⃣ در آخر اینکه، روایت حنش بن مالک تغلبی در تاریخ طبری در مورد کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه یک روایت ضعیف می باشد و پذیرفتنی نیست.


📚منابع:
(1) تاریخ طبری، جلد پنجم، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 2116 و 2117
(2) تاریخ طبری، جلد پنجم، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 1977 تا 1979
(3) فتوح البلدان، احمد بن یحیی بلاذری، ترجمه محمد توکل، صفحه 468 و 469
(4) تاریخ طبری، جلد پنجم، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 2118

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ابهامات روایت فتح طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه. تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج1، ص6 . همان منبع، ج5، ص2116 و 2117

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ابهامات روایت فتح طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه. تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج1، ص6 . همان منبع، ج5، ص2116 و 2117

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ابهامات روایت فتح طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه. در کتاب فتوح البلدان بلاذری که قبل از تاریخ طبری نوشته شده و به فتوحات صدر اسلام از لحاظ زمانی نزدیکتر بوده، از فتح طمیسه گفته شده اما هیچ سخنی از کشتار مردم طمیسه بیان نشده، گویا اصلا چنین کشتاری روی نداده که بلاذری رحمه الله بخواهد در تاریخش آنرا ذکر کند. فتوح البلدان، بلاذری، ترجمه محمد توکل، ص 468 و 469

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ابهامات روایت فتح طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه. بعد از روایت حنش بن مالک که ضعیف می باشد دو روایت از کلیب بن خلف و ادریس بن حنظله عمی، از فتح گرگان بدست سعید بن عاص رضی الله عنه گفته اند که اتفاقا در هر دوی این روایات فتح بصورت دریافت جزیه و بدون جنگ و کشتار انجام شده. تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج5، ص 2118

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ مبارزه UFC بین سیامک خرمی 38 ساله(جمهوری اسلامی ایران) با رحمت الله اُف 22 ساله، اهل سنت(تاجیکستان). من هیچی نمیگم خودتان ماجرا را ببینید
آخه مگه مجبوری 😂😄

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
پدر تاریخ ایران زمین، محمد بن جریر طبری از اهل سنت آمل


⚠️ امام طبری رحمه الله یا همان ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری بزرگترین مورخ تمام ادوار ایران در سال 224 ه ق در آمل چشم به جهان گشود و در سال 310 ه ق در بغداد درگذشت. ایشان یک مورخ، مفسر و فیلسوف و همه چیزدان ایرانی بودند. امام طبری از ائمه حدیث و مفسران بزرگ اهل سنت و اولین مورخ ایران هستند. در هفت سالگی قرآن را از بر کردند و در نه سالگی به نوشتن حدیث پرداختند و در هشت سالگی با مردم به نماز جماعت ایستادند، زیرا در آن زمان عموم مردم ایران اهل سنت بودند و پس از تهاجم قزلباشان صفوی به ایران بود که، مذهب ایرانیان بدست شاه اسماعیل(که لواط میکرد و شراب می خورد) به زور شمشیر، کشتار، شکنجه و تجاوز و هتک ناموس به مذهب تشیع 12 امامی بدل گشت(که تمام آن حوادث تلخ و جنایات هولناک بر اساس اسناد معتبر تاریخی در کتاب قزلباشان در ایران، اثر امیرحسین خُنجی بطور کامل شرح داده شده است).


⚠️ از القاب این دانشمند و نابغه بزرگ ایرانی می توان به امام المورخین و امام المفسرین و امام طبری اشاره کرد. امام طبری رحمه الله بطور قطع پدر علم تاریخ در ایران هستند. ایشان برای کسب علم و گرفتن روایات، سفرهای زیادی در بلاد اسلامی انجام دادند، از جمله سفر به مصر، بغداد، کوفه، بصره، ری و.... ایشان در طول زندگی مبارکشان ازدواج نکردند و تمام عمر خود را وقف کسب علم و نگارش آثار نمودند. از معروفترین آثار ایشان تفسیر طبری(=جامع البیان فی تفسیر القرآن) و تاریخ طبری(=تاریخ الرسل و الملوک) می باشد. نگارش تاریخ بزرگ طبری در سال 300 ه ق در بغداد به پایان رسید. نکته ای را در مورد تاریخ طبری لازم به ذکر می دانم. همانطور که امام طبری در مقدمه جلد یک تاریخ خود نوشته اند، روایات را بدون بررسی صحت و سقم آنها، همانگونه که از ناقلان گرفته اند، در تاریخ خود به نگارش در آورده اند، لذا تاریخ طبری، هم دارای روایات صحیح است و هم ضعیف. مطالعه تاریخ طبری به افرادی که در زمینه علوم اسلامی مبتدی هستند توصیه نمی شود، زیرا افراد مبتدی قادر به تشخیص روایات صحیح از ضعیف و سره از ناسره نیستند. لذا اسلام ستیزان با استناد به روایات ضعیف تاریخ طبری مانند نهرالدم و کشتار فتح طمیسه و... سعی در فریب مخاطبان خود داشتند که اکنون فریبکاری اسلام ستیزان افشا شده و صحیح تاریخ طبری به زبان عربی موجود است و عزیزان علاقمند می توانند این کتاب را تهیه و مطالعه نمایند.
از دیگر تألیفات امام طبری رحمه الله، می‌توان از اختلاف العلماء، اللطیف القول فی احکام شرایع الاسلام، تهذیب، بصیر فی معالم الدین، الخفیف فی الفقه، آداب النفوس، آداب المناسک الحج و تهذیب الآثار نام برد. از شاگردان ایشان، ابن درید و ابوالفرج اصفهانی هستند.

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ پدر تاریخ ایران زمین، محمد بن جریر طبری از اهل سنت آمل. امام طبری رحمه الله در خردسالی قرآن را حفظ نمودند و به نوشتن احادیث پرداختند و در آمل به نماز جماعت می ایستادند. تاریخنامه طبری، جلد اول، چاپ پنجم، تصحیح و تحشیه از محمد روشن، ص 18 و 19 مقدمه مصحح، نسخه دیجیتالی


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ آرامگاه امام طبری از اهل سنت آمل، پدر تاریخ ایران زمین(امام المفسرین و امام المورخین) در بغداد که در نهایت بی توجهی و ولنگاریٍ دولت عراق قرار دارد(این از امانت داری بغداد).
«رحمه الله تعالی علیه»


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
قوم پارت(=اشکانیان)


1⃣ قسمت اول


⚠️ پارت اصطلاحی است که نخستین بار توسط نویسندگان یونانی هلنیستیٍ روزگار باستان به استان هخامنشی پارتوا اطلاق میشد. هنگامیکه گروه بیابان گردان ایرانی پارتی، به استان پارت گام نهادند، نویسندگان رومی و یونانی به ایشان، "پارتها" گفتند. پارتها، چندان آثار مکتوبی بجای نگذاشته اند. سکه هایشان، ارزشمندترین مدارکی است که ازین دودمان بجای مانده. زبان روی این سکه ها یونانی است. اما اسناد و مدارک زیادی از مردم قلمرو آنها بر کتیبه ها و پوست و گل به خط میخی و آرامی و یونانی و گاهی پارتی و لاتین و عبری باقی مانده است. از صد سال نخست حکومت پارتها خبر چندانی در دست نیست، مگر نوشته های پولیب، استرابون، آریان و ژوستن و پلوتارک که مدتهای مدیدی پس از پارتها زندگی می کردند. اما از سال 141 ق م، یعنی سالی که پارتها، بابل در بین النهرین را گرفتند، تاریخ ایشان روشن تر بدست ما رسیده است. آثار نویسندگانی که شخصا پارت را در آن دوران دیده اند، بیشتر در خور اعتماد است، مانند آپولودور اهل آرتمیا در مشرق دجله که آثارش از منابع تروگوس پومپئوس می باشد مانند گزارشاتی در باره شکست کراسوس از پارتها. با اینکه از آپولودور و پومپئوس آثاری بجای نمانده اما نویسندگانی مانند ژوستن و پلوتارک و استرابون و بسیاری دیگر که نوشته های ایشان بجای مانده است، مطالب زیادی از آنها نقل کرده اند. نخستین روابط میان پارتها و رومیان نامطلوب بوده و مربوط به جنگ و نزاع می باشد و تاحدی باعث کینه نویسندگان غربی(رومی) نسبت به پارتها میشد.

⚠️نوشته های شرقی در مورد پارتها شامل اطلاعات بیشتری هستند. مانند آثار یهود(متون تلمود)، سریانیان و چینیان. از آثار بسیار معتبر آن دوران درباره پارتها از یک یهودی به نام ژوزفوس فلاویوس است. نویسندگان سریانی نیز از اسناد و مدارک موجود در قلمرو پارتها استفاده می کردند. از قرن دوم قبل از میلاد بازرگانان چینی بواسطه جهانگردی و تجارت راهی پارت شدند و با خود اطلاعات ارزشمند مکتوبی را در مورد پارتها به چین بردند، که اگر بتوان قرائن بیشتری درباره پیوند نامهای منابع چینی و غربی(رومی) پیدا کرد، به نحو مطلوبی می توان از آن استفاده نمود. اطلاعات مربوط به پارتها، اندک زمانی پس از سقوط حکومتشان، به سرعت از میان رفت یا اینکه نابودشان کردند(=توسط ساسانیان). کتب زرتشتی هم تاحدی اشاراتی به پارتها دارند. نویسندگان ارمنی مانند موسی خورنی که به بی دقتی و افسانه بافی شهره هستند در مورد پارتها مطلب نوشته اند. مورخان و جغرافی نویسان اسلامی، متاسفانه مطلب ارزنده ای از لحاظ تاریخی در مورد پارتها در دست ندارند. حتی در حماسه بزرگ فردوسی یعنی شاهنامه در مورد پارتها چنین بیان شده:
از ایشان بجز نام نشنیده ام
نه در نامه خسروان دیده ام

📚منبع:
پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، صفحه 13 تا 17

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ قوم پارت(=اشکانیان). پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص 13 تا 17


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory