⚠️ آیا چهارشنبه سوری جشنی عربی است که ایرانیزه شده? گاه شماری و جشن های ایران باستان، هاشم رضی، ص 232 تا 235، 246 و 247، 253 و 259
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تجاوز به دو دختر خردسال ترکمن توسط مامور دولتی نگهبان سدّ، به نام علیرضا خان احمدی، در حوالی گنبد کاووس را بشدت محکوم می کنیم. علمای ترکمن صحرا و مردم غیور ترکمن صحرا و تمام اهل سنت ایران و قانون و تمام انسانهای با شرف و با وجدان شایسته است که سکوت نکنند. بعد از کشتار کوله بر و سوخت بر، این دفعه تجاوز به نوامیس اهل سنت توسط نیروی دولتی انجام شد.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ افشای خیانت اردشیر بابکان و موبدان زرتشتی به تاریخ مکتوب ایران زمین ❌
⚠️ دوره حکمرانی حکومت ملوک الطوایفی اشکانیان(=پارتها) 480 سال می باشد یعنی از 256 ق م تا 224 میلادی. متاسفانه این دوره نسبتا طولانی بنا به روایت سنتی زرتشتی از کتاب بندهشن به 200 سال تقلیل یافته است. علت این کوتاه کردن دوره اشکانی را در تواریخ ملی، ابوالحسن علی بن حسین مسعودی در کتاب التنبیه و الاشراف چنین می نویسد: «در میان پارسیان و دیگر امم، در تاریخ اسکندر اختلاف است و آن رازی دینی و شاهی و از رازهای پارسیان است که جز موبدان و هیربدان دانشمند بر آن آگاهی ندارند. من در پارس و کرمان و دیگر شهرهای ایران به مطلبی برخوردم که بر هیچ یک از کتب پارسیان و کارنامگ ها و تواریخ ایرانیان موجود نیست. آن نکته این است که زرتشت در اوستا(بهمن یشت) آورده است که احوال دولت پارسیان، سیصد سال پس از او آشفته شود و چون هزار سال از عهد او بگذرد دین و دولت ایرانیان براُفتد. به گفته زرتشتیان فاصله بین زرتشت و اسکندر قریب سیصد سال است و اردشیر بابکان(=موسس ساسانیان) در پانصد و اندی سال بعد از اسکندر به شاهی نشست. اردشیر چون شاه شد، دریافت که از مدت هزار سال که زرتشت برای عمر سلطنت ایران پیش بینی کرده، بیش از دویست سال باقی نمانده است. از بیم آنکه پیشگویی او در زوال دولت ایران، پارسیان را نا امید سازد و آنان را از یاری به سلطنت وی باز دارد، بر آن شد که از پانصد و اندی سال فاصله زمانی بین خود و اسکندر نیمی بکاهد[و بر دولت ساسانیان دویست سال بیفزاید]. سپس به تاریخ سازی پرداخته و در میان مردم شایع ساخت که ظهور وی و کشتن اردوان اشکانی دویست و شصت سال پس از اسکندر واقع شده و مدت سلطنت ملوک الطوایف پارتها بیش ازین مقدار نبوده است. این سبب اختلاف بین ایرانیان و دیگر ملل(رومیان) درباره تاریخ سالهای ملوک الطوایف پارتها است».
«چنانکه دیدم بنا به روایت مسعودی، علت کوتاه شمردن دوره اشکانی، تاریخ سازی اردشیر بابکان بوده است. بدین ترتیب دوره 480 ساله حکومت اشکانی، عمداً بدست اردشیر بابکان در تواریخ سنتی ایران به دویست سال تقلیل یافت و در خدای نامه ها که در اواخر دوره ساسانی تدوین شده بودند، تعمدا از پارتهای اشکانی ذکر قابل توجهی به میان نیامد و اخبار درخشان ایشان به فراموشی سپرده شد»
حتی فردوسی نیز درباره این تحریف تاریخ و حذف تاریخ اشکانیان بدست ساسانیان چنین سروده:
از ایشان بجز نام نشنیده ام
نه در نامه خسروان دیده ام
نکته جالب دیگر علاوه بر تحریف تاریخ توسط اردشیر بابکان و موبدان زرتشتی، اثبات دروغ بودن پیشگویی های زرتشت در مورد زمان بر افتادن حکومت ایرانیان می باشد که در بهمن یشت اوستا که امروزه تفسیر آن بصورت زند وهومن یسن در دست ماست، این پیشگویی ها ذکر گردیده.
📚منابع:
(1) پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، صفحه 2 و 3، توضیحی از محمدجواد مشکور.
(2) التنبیه و الاشراف، مسعودی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 69 نسخه دیجیتالی
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ دوره حکمرانی حکومت ملوک الطوایفی اشکانیان(=پارتها) 480 سال می باشد یعنی از 256 ق م تا 224 میلادی. متاسفانه این دوره نسبتا طولانی بنا به روایت سنتی زرتشتی از کتاب بندهشن به 200 سال تقلیل یافته است. علت این کوتاه کردن دوره اشکانی را در تواریخ ملی، ابوالحسن علی بن حسین مسعودی در کتاب التنبیه و الاشراف چنین می نویسد: «در میان پارسیان و دیگر امم، در تاریخ اسکندر اختلاف است و آن رازی دینی و شاهی و از رازهای پارسیان است که جز موبدان و هیربدان دانشمند بر آن آگاهی ندارند. من در پارس و کرمان و دیگر شهرهای ایران به مطلبی برخوردم که بر هیچ یک از کتب پارسیان و کارنامگ ها و تواریخ ایرانیان موجود نیست. آن نکته این است که زرتشت در اوستا(بهمن یشت) آورده است که احوال دولت پارسیان، سیصد سال پس از او آشفته شود و چون هزار سال از عهد او بگذرد دین و دولت ایرانیان براُفتد. به گفته زرتشتیان فاصله بین زرتشت و اسکندر قریب سیصد سال است و اردشیر بابکان(=موسس ساسانیان) در پانصد و اندی سال بعد از اسکندر به شاهی نشست. اردشیر چون شاه شد، دریافت که از مدت هزار سال که زرتشت برای عمر سلطنت ایران پیش بینی کرده، بیش از دویست سال باقی نمانده است. از بیم آنکه پیشگویی او در زوال دولت ایران، پارسیان را نا امید سازد و آنان را از یاری به سلطنت وی باز دارد، بر آن شد که از پانصد و اندی سال فاصله زمانی بین خود و اسکندر نیمی بکاهد[و بر دولت ساسانیان دویست سال بیفزاید]. سپس به تاریخ سازی پرداخته و در میان مردم شایع ساخت که ظهور وی و کشتن اردوان اشکانی دویست و شصت سال پس از اسکندر واقع شده و مدت سلطنت ملوک الطوایف پارتها بیش ازین مقدار نبوده است. این سبب اختلاف بین ایرانیان و دیگر ملل(رومیان) درباره تاریخ سالهای ملوک الطوایف پارتها است».
«چنانکه دیدم بنا به روایت مسعودی، علت کوتاه شمردن دوره اشکانی، تاریخ سازی اردشیر بابکان بوده است. بدین ترتیب دوره 480 ساله حکومت اشکانی، عمداً بدست اردشیر بابکان در تواریخ سنتی ایران به دویست سال تقلیل یافت و در خدای نامه ها که در اواخر دوره ساسانی تدوین شده بودند، تعمدا از پارتهای اشکانی ذکر قابل توجهی به میان نیامد و اخبار درخشان ایشان به فراموشی سپرده شد»
حتی فردوسی نیز درباره این تحریف تاریخ و حذف تاریخ اشکانیان بدست ساسانیان چنین سروده:
از ایشان بجز نام نشنیده ام
نه در نامه خسروان دیده ام
نکته جالب دیگر علاوه بر تحریف تاریخ توسط اردشیر بابکان و موبدان زرتشتی، اثبات دروغ بودن پیشگویی های زرتشت در مورد زمان بر افتادن حکومت ایرانیان می باشد که در بهمن یشت اوستا که امروزه تفسیر آن بصورت زند وهومن یسن در دست ماست، این پیشگویی ها ذکر گردیده.
📚منابع:
(1) پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، صفحه 2 و 3، توضیحی از محمدجواد مشکور.
(2) التنبیه و الاشراف، مسعودی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 69 نسخه دیجیتالی
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ افشای خیانت اردشیر بابکان و موبدان زرتشتی به تاریخ مکتوب ایران زمین. پارتیان، مالکوم کالج، ترجمه مسعود رجب نیا، ص2 و3، توضیحی از محمدجواد مشکور
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ افشای خیانت اردشیر بابکان و موبدان زرتشتی به تاریخ مکتوب ایران زمین. تاریخ مسعودی، ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ص 69 نسخه دیجیتالی
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from هدایة الحیاری
thalathatol_osol.pdf
627 KB
4_5830041719155982912.pdf
2.4 MB
📚 کتاب pdf "به روشنی آفتاب" نوشته ابوبکر بن حسین صفاکیش رحمه الله(ازدواج امیرالمومنین عمر با ام کلثوم رضی الله عنهما). کتاب با رویکردی کاملا مستند و صحیح به بیان یکی از حقایق تاریخی مهم صدر اسلام پرداخته و تمامی شبهات اهل بدعت مبنی بر نفی این ازدواج را پاسخ داده. مطالعه این کتاب ارزشمند را به همه توصیه می کنیم.
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
www.aqeedeh.com
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ سیزده بدر و نحوست آن از رسوم خرافی مجوس و باستان است ❌
⚠️ هر انسان عاقل و اندیشمندی می داند که نحس قرار دادن روزها و ایام و فصول و حیوانات و... یک بدعت خرافی می باشد. در مورد سیزده بدر نیز چیزی غیر از این نیست. در ایام قدیم و باستان، چون دوره های 12گانه نماینده خوشبختی و سعادت بود، لذا عدد 13 یعنی تجاوز از این مرز و آورنده بدشگونی و بدبختی تلقی می شد. از جنبه اساطیری، عدد 13 همیشه مورد نفرت بوده است که نحوست عدد سیزده را باید همانند تقدس عدد هفت و دوازده، در میان فرهنگ جوامع اولیه و انسانهای بدوی جستجو کرد و دلیل نحوست آن را دریافت. عدد 13 در مظاهر عددی یهودیان مورد نفرت نبوده است. بر اساس تورات، قانونگذران یهود برای خداوند 13 خصوصیت قائل بودند. در معبد اورشلیم 13 صندوق اعانه قرار داشت و به آن 13 کرسی می گفتند. 12 کرسی متعلق به 12 قوم بنی اسراییل و کرسی سیزدهم به مسیح رهاننده و نجات دهنده و حکمران آینده این قوم تعلق دارد(که برخی پژوهشگران، این نجات دهنده را کوروش می دانند، لذا کوروش هم در فرهنگ ایران باستان نحس محسوب می شود، زیرا اگر طبق متون تورات کوروش را ناجی یهود بدانیم پس همان کرسی 13 به کوروش تعلق می گیرد و می دانیم که عدد 13 در فرهنگ ایران باستان عددی نحس بوده).
در تقویم قمری البته خورشیدی_قمری(مانند تقویم عبری یا تقویم چینی) پس از گذشت چند سال، ماه سیزدهم که کبیسه بوده و از ایام کهن آنرا ارباب سختی و نحوست نام گذاشته بودند به سال اضافه می شده. در بابل مانند سالهای ایرانی، هر ماه را با شاخص یک حیوان می شناختند، برای ماه سیزدهم کلاغ را قرار دادند که علامت نحوست و بدشگونی بود. «تا کنون نظریه قابل قبولی برای نحوست عدد 13 ارائه نشده و در داستانهای اساطیری نیز بجز چند مورد کم ارزش، اثری دیده نمی شود»!!
اما در مورد مراسم سیزده بدر از ماه فروردین و بدر کردن نحوست آن در ایران باستان. سیزده بدر با آنکه متعاقب جشنهای نوروزیست اما ظاهرا ربطی به نوروز ندارد. ابوریحان بیرونی در این مورد می گوید: «...که 13 فروردین، تیر روز از سال موش، بر محاسبه حقیقی در نخستین رصد زرتشتی با 13 همان سال(چهارشنبه سور) منطبق گردید و ماه و آفتاب در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و منجمان زرتشتی(مجوسی) این روز خاص را نحس خواندند که آفتاب به استقبال ماه آمده است، ازینرو دستور داد تا مردم از خانه های خود خارج شده و به صحرا رو آورند و نحوست چنین روزی را در بیابانها به در کنند(1)
لذا این رسم سیزده بدر از رسوم مجوس است و ربطی به اسلام ندارد.
⚠️ اما در عقیده صحیح اسلامی، "الطیره شرک" محسوب می شود. یعنی کسیکه معتقد باشد چیزی شومی و نحوست دارد و آن چیز دارای اثر نحسی و شومی است، در واقع، این نوعی از شرک است(2)
https://www.islamweb.net/ar/fatwa/10538/
همچنین طبق روایت صحیح از رسول الله صلی الله علیه و سلم، مسلمانان از پیروی از رسوم و اعیاد کفار منع شده اند: «من تشبهه بقوم فهو منهم»(3)
📚منابع:
(1) بررسی های تاریخی و مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی، ص125_127
(2) رواه ابو داوود، سنن ابن ماجه، سنن ترمذی، مسند احمد، صححه الالبانی
(3) رواه احمد و ابو داوود و حسنه الالبانی، شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله، الفتاوی الکبری(485/2)، مجموع الفتاوی و رسائل العثیمین(3/46)
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ هر انسان عاقل و اندیشمندی می داند که نحس قرار دادن روزها و ایام و فصول و حیوانات و... یک بدعت خرافی می باشد. در مورد سیزده بدر نیز چیزی غیر از این نیست. در ایام قدیم و باستان، چون دوره های 12گانه نماینده خوشبختی و سعادت بود، لذا عدد 13 یعنی تجاوز از این مرز و آورنده بدشگونی و بدبختی تلقی می شد. از جنبه اساطیری، عدد 13 همیشه مورد نفرت بوده است که نحوست عدد سیزده را باید همانند تقدس عدد هفت و دوازده، در میان فرهنگ جوامع اولیه و انسانهای بدوی جستجو کرد و دلیل نحوست آن را دریافت. عدد 13 در مظاهر عددی یهودیان مورد نفرت نبوده است. بر اساس تورات، قانونگذران یهود برای خداوند 13 خصوصیت قائل بودند. در معبد اورشلیم 13 صندوق اعانه قرار داشت و به آن 13 کرسی می گفتند. 12 کرسی متعلق به 12 قوم بنی اسراییل و کرسی سیزدهم به مسیح رهاننده و نجات دهنده و حکمران آینده این قوم تعلق دارد(که برخی پژوهشگران، این نجات دهنده را کوروش می دانند، لذا کوروش هم در فرهنگ ایران باستان نحس محسوب می شود، زیرا اگر طبق متون تورات کوروش را ناجی یهود بدانیم پس همان کرسی 13 به کوروش تعلق می گیرد و می دانیم که عدد 13 در فرهنگ ایران باستان عددی نحس بوده).
در تقویم قمری البته خورشیدی_قمری(مانند تقویم عبری یا تقویم چینی) پس از گذشت چند سال، ماه سیزدهم که کبیسه بوده و از ایام کهن آنرا ارباب سختی و نحوست نام گذاشته بودند به سال اضافه می شده. در بابل مانند سالهای ایرانی، هر ماه را با شاخص یک حیوان می شناختند، برای ماه سیزدهم کلاغ را قرار دادند که علامت نحوست و بدشگونی بود. «تا کنون نظریه قابل قبولی برای نحوست عدد 13 ارائه نشده و در داستانهای اساطیری نیز بجز چند مورد کم ارزش، اثری دیده نمی شود»!!
اما در مورد مراسم سیزده بدر از ماه فروردین و بدر کردن نحوست آن در ایران باستان. سیزده بدر با آنکه متعاقب جشنهای نوروزیست اما ظاهرا ربطی به نوروز ندارد. ابوریحان بیرونی در این مورد می گوید: «...که 13 فروردین، تیر روز از سال موش، بر محاسبه حقیقی در نخستین رصد زرتشتی با 13 همان سال(چهارشنبه سور) منطبق گردید و ماه و آفتاب در مقابل یکدیگر قرار گرفتند و منجمان زرتشتی(مجوسی) این روز خاص را نحس خواندند که آفتاب به استقبال ماه آمده است، ازینرو دستور داد تا مردم از خانه های خود خارج شده و به صحرا رو آورند و نحوست چنین روزی را در بیابانها به در کنند(1)
لذا این رسم سیزده بدر از رسوم مجوس است و ربطی به اسلام ندارد.
⚠️ اما در عقیده صحیح اسلامی، "الطیره شرک" محسوب می شود. یعنی کسیکه معتقد باشد چیزی شومی و نحوست دارد و آن چیز دارای اثر نحسی و شومی است، در واقع، این نوعی از شرک است(2)
https://www.islamweb.net/ar/fatwa/10538/
همچنین طبق روایت صحیح از رسول الله صلی الله علیه و سلم، مسلمانان از پیروی از رسوم و اعیاد کفار منع شده اند: «من تشبهه بقوم فهو منهم»(3)
📚منابع:
(1) بررسی های تاریخی و مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی، ص125_127
(2) رواه ابو داوود، سنن ابن ماجه، سنن ترمذی، مسند احمد، صححه الالبانی
(3) رواه احمد و ابو داوود و حسنه الالبانی، شیخ الاسلام ابن تیمیه رحمه الله، الفتاوی الکبری(485/2)، مجموع الفتاوی و رسائل العثیمین(3/46)
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
www.islamweb.net
التشاوم من البوم والسلاحف لا أصل له
ما ذكره السائل من آن البوم يجلب التعاسة والسلحفاة تجلب الخير، ليس له أصل في الشرع، بل هو من الخرافات والانحرافات في العقيدة، وقد يؤدي إلى الوقوع في الشرك. الأمر كله بيد الله وليس للبوم ولا للسلحفاة أي تأثير.
⚠️ سیزده بدر و نحوست آن از رسوم خرافی مجوس و باستان است و تا کنون نظریه قابل قبولی برای نحوست عدد 13 ارائه نشده است. بررسی های تاریخی مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی، ص 125 تا 127
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ابهامات روایت فتح طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه❌
⚠️اسلام ستیزان با استناد به یکی از روایات تاریخ طبری مدعی هستند که سعید بن عاص رضی الله عنه با نیرنگ و فریبکاری مردم تسلیم شده طمیسه را قتل عام کرد، ماجرا به این قرار است در فتح گرگان و طبرستان به سال 30 ه ق، سعید بن عاص به طمیسه رفت که شهری بر ساحل دریا بود و مجاور گرگان. مردم به جنگ وی آمدند... سعید بن عاص، دشمن را محاصره کرد، آنها امان خواستند، امانشان داد که یکی از ایشان را نکشد و چون قلعه را گشودند همگی را بکشت بجز یکی(1)
لازم است در مورد این روایت چند نکته را بیان کنیم:
1⃣ امام طبری رحمه الله در مقدمه جلد یک تاریخ خود می گویند: که بیننده کتاب ما بداند که بنای من، در آنچه آورده ام و گفته ام بر راویان بوده است، نه حجت عقول و استنباط نفوس، به جز اندکی، که علم اخبار گذشتگان به خبر و نقل به متاخران تواند رسید، نه استدلال و نظر، و خبرهای گذشتگان که در کتاب ما هست و خواننده عجب داند یا شنونده نپذیرد و صحیح نداند، ازمن نیست بلکه از ناقلان گرفته ام و بیان کرده ام. پس خود امام طبری رحمه الله هم مدعی نشدند که همه روایاتشان صحیح است، لذا ماجرای طمیسه هم ازین قاعده مستثنی نیست. زیرا تاریخ طبری هم دارای روایات صحیح است و هم روایات ضعیف مانند ماجرای نهر الدم و کشتار طمیسه و....
2⃣ در تاریخ امام طبری رحمه الله روایات دیگری هم در مورد فتح گرگان و طبرستان وجود دارد که مربوط به سال هیجدهم ه ق است و نه سال سی ام ه ق. افرادی همچون سواد بن قطبه، هند بن عمرو، سماک بن مخرمه، عتیبه بن نهاس و سماک بن عبید گواه و شاهدند که فتح گرگان و طبرستان به سال هیجدهم ه ق انجام شده و نه سال سی ام، لذا ماجرای کشتار طمیسه که به سال سی ام گزارش شده دچار تردید می شود زیرا طبق یک روایت دیگر از تاریخ طبری، فتح گرگان و طبرستان به سال هیجدهم انجام شده(2)
3⃣ در فتوح البلدان احمد بن یحیی بلاذری رحمه الله که قبل از تاریخ طبری نوشته شده، در فتح گرگان و طبرستان، ماجرای طمیسه بیان شده اما بلاذری هیچ سخنی از کشتار مردم شهر طمیسه آنهم بخاطر فریبکاری سعید بن عاص ذکر نکرده. گویا اصلا چنین کشتاری رخ نداده و خبرش به بلاذری نرسیده که بخواهد آن را در فتوح البلدن درج کند در حالیکه می دانیم بلاذری قبل از طبری می زیسته و از لحاظ زمانی به دوره فتوحات نزدیکتر بوده. لذا بازهم روایت کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه دچار تردید بیشتری می گردد(3)
4⃣ نکته دیگر اینکه در مورد فتح طبرستان و گرگان علاوه بر روایت حنش بن مالک تغلبی، دو روایت دیگر هم در تاریخ طبری بیان شده یکی از کلیب بن خلف و دیگری از ادریس بن حنظله عمی، که در هیچکدام از این دو روایت از کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه سخنی به میان نیامده، بلکه از فتح گرگان گفته شده آنهم بدون جنگ بلکه با دریافت جزیه و انجام مصالحه. لذا بازهم این ادعای کشتار طمیسه زیر سوال می رود(4)
5⃣ در آخر اینکه، روایت حنش بن مالک تغلبی در تاریخ طبری در مورد کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه یک روایت ضعیف می باشد و پذیرفتنی نیست.
📚منابع:
(1) تاریخ طبری، جلد پنجم، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 2116 و 2117
(2) تاریخ طبری، جلد پنجم، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 1977 تا 1979
(3) فتوح البلدان، احمد بن یحیی بلاذری، ترجمه محمد توکل، صفحه 468 و 469
(4) تاریخ طبری، جلد پنجم، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 2118
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اسلام ستیزان با استناد به یکی از روایات تاریخ طبری مدعی هستند که سعید بن عاص رضی الله عنه با نیرنگ و فریبکاری مردم تسلیم شده طمیسه را قتل عام کرد، ماجرا به این قرار است در فتح گرگان و طبرستان به سال 30 ه ق، سعید بن عاص به طمیسه رفت که شهری بر ساحل دریا بود و مجاور گرگان. مردم به جنگ وی آمدند... سعید بن عاص، دشمن را محاصره کرد، آنها امان خواستند، امانشان داد که یکی از ایشان را نکشد و چون قلعه را گشودند همگی را بکشت بجز یکی(1)
لازم است در مورد این روایت چند نکته را بیان کنیم:
1⃣ امام طبری رحمه الله در مقدمه جلد یک تاریخ خود می گویند: که بیننده کتاب ما بداند که بنای من، در آنچه آورده ام و گفته ام بر راویان بوده است، نه حجت عقول و استنباط نفوس، به جز اندکی، که علم اخبار گذشتگان به خبر و نقل به متاخران تواند رسید، نه استدلال و نظر، و خبرهای گذشتگان که در کتاب ما هست و خواننده عجب داند یا شنونده نپذیرد و صحیح نداند، ازمن نیست بلکه از ناقلان گرفته ام و بیان کرده ام. پس خود امام طبری رحمه الله هم مدعی نشدند که همه روایاتشان صحیح است، لذا ماجرای طمیسه هم ازین قاعده مستثنی نیست. زیرا تاریخ طبری هم دارای روایات صحیح است و هم روایات ضعیف مانند ماجرای نهر الدم و کشتار طمیسه و....
2⃣ در تاریخ امام طبری رحمه الله روایات دیگری هم در مورد فتح گرگان و طبرستان وجود دارد که مربوط به سال هیجدهم ه ق است و نه سال سی ام ه ق. افرادی همچون سواد بن قطبه، هند بن عمرو، سماک بن مخرمه، عتیبه بن نهاس و سماک بن عبید گواه و شاهدند که فتح گرگان و طبرستان به سال هیجدهم ه ق انجام شده و نه سال سی ام، لذا ماجرای کشتار طمیسه که به سال سی ام گزارش شده دچار تردید می شود زیرا طبق یک روایت دیگر از تاریخ طبری، فتح گرگان و طبرستان به سال هیجدهم انجام شده(2)
3⃣ در فتوح البلدان احمد بن یحیی بلاذری رحمه الله که قبل از تاریخ طبری نوشته شده، در فتح گرگان و طبرستان، ماجرای طمیسه بیان شده اما بلاذری هیچ سخنی از کشتار مردم شهر طمیسه آنهم بخاطر فریبکاری سعید بن عاص ذکر نکرده. گویا اصلا چنین کشتاری رخ نداده و خبرش به بلاذری نرسیده که بخواهد آن را در فتوح البلدن درج کند در حالیکه می دانیم بلاذری قبل از طبری می زیسته و از لحاظ زمانی به دوره فتوحات نزدیکتر بوده. لذا بازهم روایت کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه دچار تردید بیشتری می گردد(3)
4⃣ نکته دیگر اینکه در مورد فتح طبرستان و گرگان علاوه بر روایت حنش بن مالک تغلبی، دو روایت دیگر هم در تاریخ طبری بیان شده یکی از کلیب بن خلف و دیگری از ادریس بن حنظله عمی، که در هیچکدام از این دو روایت از کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه سخنی به میان نیامده، بلکه از فتح گرگان گفته شده آنهم بدون جنگ بلکه با دریافت جزیه و انجام مصالحه. لذا بازهم این ادعای کشتار طمیسه زیر سوال می رود(4)
5⃣ در آخر اینکه، روایت حنش بن مالک تغلبی در تاریخ طبری در مورد کشتار مردم طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه یک روایت ضعیف می باشد و پذیرفتنی نیست.
📚منابع:
(1) تاریخ طبری، جلد پنجم، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 2116 و 2117
(2) تاریخ طبری، جلد پنجم، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 1977 تا 1979
(3) فتوح البلدان، احمد بن یحیی بلاذری، ترجمه محمد توکل، صفحه 468 و 469
(4) تاریخ طبری، جلد پنجم، ترجمه ابوالقاسم پاینده، صفحه 2118
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ابهامات روایت فتح طمیسه بدست سعید بن عاص رضی الله عنه. تاریخ طبری، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج1، ص6 . همان منبع، ج5، ص2116 و 2117
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory