❌ نوروز، جشنی غیر ایرانی ❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ به باستانگرایان اسلامستیز که همواره مقابل اعیاد اسلامی قربان و فطر موضع خصمانه میگیرند و آنها را اعیاد عربی می دانند و از نوروز به عنوان یک جشن ایرانی یاد می کنند، باید بگوییم که در اوستا و گاتها هیچ نامی از جشنی به نام "نوروز" نیامده. طبق تواریخ علت پیدایش نوروز به جمشید نسبت داده شده است. جمشید در اوستا بصورت یم یا یما یا جم آمده. در ادبیات سانسکریت(=زبان اصلی آریاها) نام جمشید پسر ویونگهان در کتب هندی و پارسی بیان شده. با مطالعه حماسه های مهابهارات و ریگ ودا که حدود 4000 سال پیش نوشته شده نام یم، یمه(=جمشید/جم) ثبت گردیده و بدین وسیله مراتب فوق تایید میکند که وجود جمشید مربوط به قرنها قبل از تقسیم نژاد آریایی است، یعنی مربوط به دوره زمانی پیش از مهاجرت اقوام آریایی از سرزمین خود به فلات ایران است. لذا جمشید یک شخصیت اساطیری مربوط به دوران پیش از زرتشت است زیرا نامش در ریگ ودا(=متون مقدس هند باستان) بیان شده و میدانیم که ریگ ودا مربوط به دوره زمانی قبل از زرتشت و اوستاست، پس واضح است که جمشید، یک شخصیت ایرانی یا زاده ایران نیست !!!
⚠️ علت پیدایش جشن نوروز مربوط به زمان پادشاهی جمشید و قبل از پیدایش دین زرتشتی می باشد. میدانیم که در اوستا هیچ نامی از "جشن نوروز" نیامده لذا این جشن جزو اعیاد مذهبی مجوس نیست بلکه جزو رسومات مجوس است.
در تفسیر طبری در مورد جمشید چنین بیان شده: «اول کسیکه در جهان دعوی پادشاهی کرد جمشید بود، و از مشرق تا مغرب را بگرفت و هزار سال در دست داشت، و هرگز او را دشمن پیدا نیامد و هیچ خلق به ولایت اندر نیامد، ابلیس به او راه یافت و او را غره(=مغرور) گردانید و این "بت پرستی" به جهان اندر هم این جمشید رسم آورد». همچنین در ترجمه تاریخ طبری از محمد بلعمی در فصل پادشاهی جمشید در مورد پیدایش نظام طبقاتی و نوروز چنین بیان شده که: «جمشید مردمان را به چهار گروه(=طبقه) تقسیم کرد. گروهی دانایان و گروهی دبیران، گروهی کشاورزان و گروهی پیشه وران و به هر گروه گفت که هیچکس مبادا بجز کار گروه خود انجام دهد... روزی که جمشید برای رسیدگی به مظالم بر تخت نشست، روز هرمزد(=اهورمزدا. در تقویم زرتشتی اولین روز هر ماه به نام اهورمزداست) از ماه فروردین بود و آن روز بر گبران سنّت گشت».
ابوسعید عبدالحی گردیزی در زین الاخبار درباره جمشید چنین گوید: «جمشید پسر ونگهان چون بر تخت نشست با دیوها حرب کرد و دست ایشان بر مردمان کوتاه کرد. او دعا کرد تا خدا(=در اینجا منظور خدای جمشید است نه الله تعالی) گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان برگیرد و دعایش مستجاب شد و از آنجا "جشن نوروز" ساخته شد». در سایر روایات تاریخی مانند آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، علت پیدایش نوروز به جمشید نسبت داده شده. روز اول(=هرمزد روز) از ماه فروردین، جمشید به تخت نشست و آنروز را روز نو یا نوروز خواندند. گرچه که نوروز یکی از کهن ترین جشنهایی بوده که ایرانیان برپا میکردند اما نامی از نوروز در اوستا نیامده حتی از دوره هخامنشیان و اشکانیان نیز هیچ سند مکتوبی ازین جشن نوروز در دست نیست و در دوره اشکانیان جشن مهرگان بزرگ داشته شده و نوروز چندان رونقی نداشته. از دوره ساسانیان زرتشتی است که در اخبار و حوادث نامی از نوروز و مهرگان می یابیم. در تاریخ از دو نوروز یاد شده. نوروز بزرگ که روز ششم فروردین است و نوروز کوچک که روز اول فروردین است.
پس، فهمیدیم که علت ایجاد نوروز مربوط به بر تخت نشستن جمشید است، جمشید، زاده و ساکن ایران نبود و مربوط به دوره قبل از زرتشت و زمان طبیعت پرستی آریاییان است. جمشید نظام طبقاتی را پایه گذاری کرد و هم او بود که بت پرستی را در جهان رسم کرد. لذا بر یک مسلمان طبق دستور قرآن و سنت پیامبر، واجب است که از رسوم کفار، من جمله نوروز و 13 بدر و چهارشنبه سوری و... پیروی نکند.
«رسول الله صلی الله علیه و سلم: من تشبه بقوم فهو منهم»
📚منابع:
(1) بررسی های تاریخی و مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی، ص32، 33 ،37، 40، 119
(2) نوروز، سوابق تاریخی تا امروز، هاشم رضی، ص171، 172، 183، 192، 193
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ به باستانگرایان اسلامستیز که همواره مقابل اعیاد اسلامی قربان و فطر موضع خصمانه میگیرند و آنها را اعیاد عربی می دانند و از نوروز به عنوان یک جشن ایرانی یاد می کنند، باید بگوییم که در اوستا و گاتها هیچ نامی از جشنی به نام "نوروز" نیامده. طبق تواریخ علت پیدایش نوروز به جمشید نسبت داده شده است. جمشید در اوستا بصورت یم یا یما یا جم آمده. در ادبیات سانسکریت(=زبان اصلی آریاها) نام جمشید پسر ویونگهان در کتب هندی و پارسی بیان شده. با مطالعه حماسه های مهابهارات و ریگ ودا که حدود 4000 سال پیش نوشته شده نام یم، یمه(=جمشید/جم) ثبت گردیده و بدین وسیله مراتب فوق تایید میکند که وجود جمشید مربوط به قرنها قبل از تقسیم نژاد آریایی است، یعنی مربوط به دوره زمانی پیش از مهاجرت اقوام آریایی از سرزمین خود به فلات ایران است. لذا جمشید یک شخصیت اساطیری مربوط به دوران پیش از زرتشت است زیرا نامش در ریگ ودا(=متون مقدس هند باستان) بیان شده و میدانیم که ریگ ودا مربوط به دوره زمانی قبل از زرتشت و اوستاست، پس واضح است که جمشید، یک شخصیت ایرانی یا زاده ایران نیست !!!
⚠️ علت پیدایش جشن نوروز مربوط به زمان پادشاهی جمشید و قبل از پیدایش دین زرتشتی می باشد. میدانیم که در اوستا هیچ نامی از "جشن نوروز" نیامده لذا این جشن جزو اعیاد مذهبی مجوس نیست بلکه جزو رسومات مجوس است.
در تفسیر طبری در مورد جمشید چنین بیان شده: «اول کسیکه در جهان دعوی پادشاهی کرد جمشید بود، و از مشرق تا مغرب را بگرفت و هزار سال در دست داشت، و هرگز او را دشمن پیدا نیامد و هیچ خلق به ولایت اندر نیامد، ابلیس به او راه یافت و او را غره(=مغرور) گردانید و این "بت پرستی" به جهان اندر هم این جمشید رسم آورد». همچنین در ترجمه تاریخ طبری از محمد بلعمی در فصل پادشاهی جمشید در مورد پیدایش نظام طبقاتی و نوروز چنین بیان شده که: «جمشید مردمان را به چهار گروه(=طبقه) تقسیم کرد. گروهی دانایان و گروهی دبیران، گروهی کشاورزان و گروهی پیشه وران و به هر گروه گفت که هیچکس مبادا بجز کار گروه خود انجام دهد... روزی که جمشید برای رسیدگی به مظالم بر تخت نشست، روز هرمزد(=اهورمزدا. در تقویم زرتشتی اولین روز هر ماه به نام اهورمزداست) از ماه فروردین بود و آن روز بر گبران سنّت گشت».
ابوسعید عبدالحی گردیزی در زین الاخبار درباره جمشید چنین گوید: «جمشید پسر ونگهان چون بر تخت نشست با دیوها حرب کرد و دست ایشان بر مردمان کوتاه کرد. او دعا کرد تا خدا(=در اینجا منظور خدای جمشید است نه الله تعالی) گرما و سرما و بیماری و مرگ را از مردمان برگیرد و دعایش مستجاب شد و از آنجا "جشن نوروز" ساخته شد». در سایر روایات تاریخی مانند آثارالباقیه ابوریحان بیرونی، علت پیدایش نوروز به جمشید نسبت داده شده. روز اول(=هرمزد روز) از ماه فروردین، جمشید به تخت نشست و آنروز را روز نو یا نوروز خواندند. گرچه که نوروز یکی از کهن ترین جشنهایی بوده که ایرانیان برپا میکردند اما نامی از نوروز در اوستا نیامده حتی از دوره هخامنشیان و اشکانیان نیز هیچ سند مکتوبی ازین جشن نوروز در دست نیست و در دوره اشکانیان جشن مهرگان بزرگ داشته شده و نوروز چندان رونقی نداشته. از دوره ساسانیان زرتشتی است که در اخبار و حوادث نامی از نوروز و مهرگان می یابیم. در تاریخ از دو نوروز یاد شده. نوروز بزرگ که روز ششم فروردین است و نوروز کوچک که روز اول فروردین است.
پس، فهمیدیم که علت ایجاد نوروز مربوط به بر تخت نشستن جمشید است، جمشید، زاده و ساکن ایران نبود و مربوط به دوره قبل از زرتشت و زمان طبیعت پرستی آریاییان است. جمشید نظام طبقاتی را پایه گذاری کرد و هم او بود که بت پرستی را در جهان رسم کرد. لذا بر یک مسلمان طبق دستور قرآن و سنت پیامبر، واجب است که از رسوم کفار، من جمله نوروز و 13 بدر و چهارشنبه سوری و... پیروی نکند.
«رسول الله صلی الله علیه و سلم: من تشبه بقوم فهو منهم»
📚منابع:
(1) بررسی های تاریخی و مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی، ص32، 33 ،37، 40، 119
(2) نوروز، سوابق تاریخی تا امروز، هاشم رضی، ص171، 172، 183، 192، 193
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️نوروز، جشنی غیر ایرانی. بررسی های تاریخی و مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی، ص 32، 33، 37، 40، 119
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ نوروز، جشنی غیر ایرانی. نوروز، سوابق تاریخی تا امروز، هاشم رضی، ص 171، 172، 183، 192، 193
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ نوروز، جشنی غیر ایرانی ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️قابل توجه باستانگرایان اسلامستیز که همواره مقابل اعیاد اسلامی قربان و فطر موضع خصمانه گرفته و از نوروز به عنوان یک جشن ایرانی یاد می کنند، دیدیم که علت نوروز مربوط به جمشید آریایی است و جمشید مربوط به قبل از کوچ آریاییها به فلات ایران است و جمشید اصلا متولد ایران نیست و یک شخصیت ایرانی نیست. باید بگوییم که اکثر شرق شناسان و محققین معتقدند که سال ایرانی با پائیز شروع می شده. کلمه سرد(sard) اوستایی و یا سردا(sarda) پارسی باستان که در کتیبه های داریوش بدان اشاره شده مؤید این نظر است. پس واضح است که در نزد ایرانیان باستان، نوروز و اول بهار مبنای شروع سال جدید نبوده است. نوروز و مهرگان دو جشن بزرگ طبیعی هستند که اولی مربوط به آغاز بهار و دومی مربوط به آغاز پاییز است. ایرانیان در دورانی از تاریخ(=هخامنشی و اشکانی) مهرگان را آغاز سال می دانستند. به همین جهت سال را با فصل سرد شروع میکردند. چنانکه بعدها در لهجه های جنوبی ایرانی نیز، نوروز به نوسرد(Now_sard) و نوسرد (Novasard) مشهور شد. البته ساسانیان نیز از ایرانیان جنوبی محسوب می شدند اما چون از رسوم و آیین زرتشتی پیروی میکردند، نوروز را به جای مهرگان به عنوان آغاز سال، قرار دادند. اما مهرگان را نیز با همان شکوه و جلال و شعائر و تشریفات دیرین برقرار نگاه داشتند... آغاز هر ماه و سال نزد ایرانیان باستان مقدس بود و مراسم دینی انجام می دادند. تقدس آغاز ماه بدان سبب بود که روز اول هر ماه به نام هرمزد(=اهورمزدا) نام داشت. لازم به ذکر است در تقویم زرتشتی، مقیاسی به نام هفته وجود نداشت و هیچ نامی از نوروز در گاتها و اوستا نیامده.
⚠️ گفتیم که دو نوروز وجود داشت: نوروز کوچک که اول فروردین بود و نوروز بزرگ که ششم فروردین بود. روز ششم فروردین منسوب به امشاسپند خرداد(هئوروتات_Haurvatat) است و مراسم آب پاشان در آن انجام می شد. ملاحظه میشود که روز ششم فروردین، نوروز بزرگ یا نوروز ملوک و شاهان است. در یک نسخه خطی آمده:«...آن روزی است که جمشید مردم را بشارت دادی به آمرزیدن گناهان و تندرستی و امر زندگی و گویند هم اندرین روز بود که کیومرث(اولین انسان مخلوق اهورمزدا) اژدر دیو را بکشت». پس جشن نوروز فقط یک روز نبوده بلکه پنج روز نخستین، نوروز عامه بوده و ششمین روز جشن مخصوص شاهان بوده. دقت شود که این ایام برای مجوس بعنوان روز جشن و عید محسوب میشده، لذا تعظیم و جشن این ایام بر مسلمین حرام است چون طبق روایت صحیح داریم: «انس بن مالک رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله(پس از هجرت از مکه) به مدینه تشریف آوردند و اهالی مدینه دارای دو روز بودند[نوروز و مهرگان از اعیاد مجوس] که در آن دو روز بازی و شادی میکردند. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: این دو روز چیست? گفتند: در زمان جاهلیت در این دو روز به بازی و شادی می پرداختیم، رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمود: الله دو روز دیگر را بجای آندو برایتان قرار داده که خیر دنیا و آخرت در آن دو قرار دارد، روز عید قربان و روز عید فطر». رسول الله صلی الله علیه و سلم هرگز آن دو عید نوروز و مهرگان را تایید نفرمودند، لذا ما هم بعنوان مسلمان باید به گفتار و دستور ایشان عمل نماییم.
⚠️ اما در مورد علت جشن دیگر مجوسی یعنی چهارشنبه سوری به این قرار است که در شب آخر سال و لحظاتی مقارن با تحویل سال نو یا آغاز پنجه کوچک(ده شب به اعتدال ربیعی و آغاز بهار مانده) و یا شب آغاز پنجه بزرگ(پنجه دزدیده یا اندرگاه) و یا شب آخر سال که گاهنبار همسپتمدم(Hamaspatmadam) است و فروهران یا ارواح درگذشتگان از جایگاه آسمانی خود به زمین می آیند و بازماندگان بر بامها آتش می کنند و خوراک می نهند و در بهترین اتاق خانه سفره ای رنگین پهن می کنند و انواع خوراک و نوشاک ها بر آن می نهند تا فروهران از پذیرایی، صفا، پاکیزگی و نعمت و شادی بازماندگان، دلخوش شده و آنان را برکت عطا کنند.
اما رسم دیگر مجوسی این است که سفره دیگری در روز نخست فروردین یا در روز ششم فروردین پهن میکنند که در این سفره همه چیز کنایت آمیز و نشان واره است که موجد خیر و برکت و آبسالی گردد. ابراهیم پورداوود این سفره را همان سفره ای میداند که جهت فروهران پهن شده و هنوز هم در ایران مرسوم است که در سفره ای کوچک هفت چیز که اسمشان با سین شروع میشود مانند سیم، سیب، سنجد و غیره میگذارند. این عدد هفت مربوط به هفت امشاسپند در دین مجوس است. ابوریحان نیز میگوید در ایام فروردگان در اتاق شخص درگذشته یا بر بالای بام خانه، در فارس و خوارزم و برای پذیرایی از ارواح غذا می گذارند و بوی خوش بخور می کنند.
📚منابع:
(1) بررسی های تاریخی و مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی،ص132
(2) نوروز، سوابق تاریخی تا امروز، هاشم رضی، ص170، 176، 199، 200، 234 و 235
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️قابل توجه باستانگرایان اسلامستیز که همواره مقابل اعیاد اسلامی قربان و فطر موضع خصمانه گرفته و از نوروز به عنوان یک جشن ایرانی یاد می کنند، دیدیم که علت نوروز مربوط به جمشید آریایی است و جمشید مربوط به قبل از کوچ آریاییها به فلات ایران است و جمشید اصلا متولد ایران نیست و یک شخصیت ایرانی نیست. باید بگوییم که اکثر شرق شناسان و محققین معتقدند که سال ایرانی با پائیز شروع می شده. کلمه سرد(sard) اوستایی و یا سردا(sarda) پارسی باستان که در کتیبه های داریوش بدان اشاره شده مؤید این نظر است. پس واضح است که در نزد ایرانیان باستان، نوروز و اول بهار مبنای شروع سال جدید نبوده است. نوروز و مهرگان دو جشن بزرگ طبیعی هستند که اولی مربوط به آغاز بهار و دومی مربوط به آغاز پاییز است. ایرانیان در دورانی از تاریخ(=هخامنشی و اشکانی) مهرگان را آغاز سال می دانستند. به همین جهت سال را با فصل سرد شروع میکردند. چنانکه بعدها در لهجه های جنوبی ایرانی نیز، نوروز به نوسرد(Now_sard) و نوسرد (Novasard) مشهور شد. البته ساسانیان نیز از ایرانیان جنوبی محسوب می شدند اما چون از رسوم و آیین زرتشتی پیروی میکردند، نوروز را به جای مهرگان به عنوان آغاز سال، قرار دادند. اما مهرگان را نیز با همان شکوه و جلال و شعائر و تشریفات دیرین برقرار نگاه داشتند... آغاز هر ماه و سال نزد ایرانیان باستان مقدس بود و مراسم دینی انجام می دادند. تقدس آغاز ماه بدان سبب بود که روز اول هر ماه به نام هرمزد(=اهورمزدا) نام داشت. لازم به ذکر است در تقویم زرتشتی، مقیاسی به نام هفته وجود نداشت و هیچ نامی از نوروز در گاتها و اوستا نیامده.
⚠️ گفتیم که دو نوروز وجود داشت: نوروز کوچک که اول فروردین بود و نوروز بزرگ که ششم فروردین بود. روز ششم فروردین منسوب به امشاسپند خرداد(هئوروتات_Haurvatat) است و مراسم آب پاشان در آن انجام می شد. ملاحظه میشود که روز ششم فروردین، نوروز بزرگ یا نوروز ملوک و شاهان است. در یک نسخه خطی آمده:«...آن روزی است که جمشید مردم را بشارت دادی به آمرزیدن گناهان و تندرستی و امر زندگی و گویند هم اندرین روز بود که کیومرث(اولین انسان مخلوق اهورمزدا) اژدر دیو را بکشت». پس جشن نوروز فقط یک روز نبوده بلکه پنج روز نخستین، نوروز عامه بوده و ششمین روز جشن مخصوص شاهان بوده. دقت شود که این ایام برای مجوس بعنوان روز جشن و عید محسوب میشده، لذا تعظیم و جشن این ایام بر مسلمین حرام است چون طبق روایت صحیح داریم: «انس بن مالک رضی الله عنه روایت می کند که رسول الله(پس از هجرت از مکه) به مدینه تشریف آوردند و اهالی مدینه دارای دو روز بودند[نوروز و مهرگان از اعیاد مجوس] که در آن دو روز بازی و شادی میکردند. پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: این دو روز چیست? گفتند: در زمان جاهلیت در این دو روز به بازی و شادی می پرداختیم، رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرمود: الله دو روز دیگر را بجای آندو برایتان قرار داده که خیر دنیا و آخرت در آن دو قرار دارد، روز عید قربان و روز عید فطر». رسول الله صلی الله علیه و سلم هرگز آن دو عید نوروز و مهرگان را تایید نفرمودند، لذا ما هم بعنوان مسلمان باید به گفتار و دستور ایشان عمل نماییم.
⚠️ اما در مورد علت جشن دیگر مجوسی یعنی چهارشنبه سوری به این قرار است که در شب آخر سال و لحظاتی مقارن با تحویل سال نو یا آغاز پنجه کوچک(ده شب به اعتدال ربیعی و آغاز بهار مانده) و یا شب آغاز پنجه بزرگ(پنجه دزدیده یا اندرگاه) و یا شب آخر سال که گاهنبار همسپتمدم(Hamaspatmadam) است و فروهران یا ارواح درگذشتگان از جایگاه آسمانی خود به زمین می آیند و بازماندگان بر بامها آتش می کنند و خوراک می نهند و در بهترین اتاق خانه سفره ای رنگین پهن می کنند و انواع خوراک و نوشاک ها بر آن می نهند تا فروهران از پذیرایی، صفا، پاکیزگی و نعمت و شادی بازماندگان، دلخوش شده و آنان را برکت عطا کنند.
اما رسم دیگر مجوسی این است که سفره دیگری در روز نخست فروردین یا در روز ششم فروردین پهن میکنند که در این سفره همه چیز کنایت آمیز و نشان واره است که موجد خیر و برکت و آبسالی گردد. ابراهیم پورداوود این سفره را همان سفره ای میداند که جهت فروهران پهن شده و هنوز هم در ایران مرسوم است که در سفره ای کوچک هفت چیز که اسمشان با سین شروع میشود مانند سیم، سیب، سنجد و غیره میگذارند. این عدد هفت مربوط به هفت امشاسپند در دین مجوس است. ابوریحان نیز میگوید در ایام فروردگان در اتاق شخص درگذشته یا بر بالای بام خانه، در فارس و خوارزم و برای پذیرایی از ارواح غذا می گذارند و بوی خوش بخور می کنند.
📚منابع:
(1) بررسی های تاریخی و مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی،ص132
(2) نوروز، سوابق تاریخی تا امروز، هاشم رضی، ص170، 176، 199، 200، 234 و 235
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️نوروز، جشنی غیر ایرانی. بررسی های تاریخی و مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی، ص 132
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ نوروز، جشنی غیر ایرانی. نوروز، سوابق تاریخی تا امروز، هاشم رضی، ص170، 176، 199، 200، 234، 235
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ آیا چهارشنبه سوری جشنی عربی است که ایرانیزه شده? ❌
1⃣قسمت اول✅
⚠️در دیانت زرتشتی، طبق اوستا، آتش یک ایزد است و پسر اهورمزدا(1) لذا بیش از هر دینی، آتش و جشنهای مربوط به آتش برای زرتشتیان مقدس است.
زرتشت آتش را بعنوان سمبول آیین خود انتخاب کرد(2)
جمشید سروشیان علت روشن کردن آتش در ایام پنجو(پنج روز آخر سال) را اینگونه بیان می کند: ایرانیان جشنی که در پنج شبانه روز آخرسال که جشن "همسپتمدمگاه" نیز می باشد، برپا کنند، در این جشن سفره چینند و حلویات، میوه، گل و ریاحین و آتش و شمع بر آن گذارند... در سحرگاه روز ششم که صبح هرمزد روز از فروردین(اول فرودین) است در بلندیها و پشت بامها آتش افروزی کنند و با خواندن اوستا جشن را تمام کنند و سال جدید آغاز شود. علت اینکه بر بلندیها آتش افروزی میکردند این است که چون چند سال یکبار، سال را کبیسه میکردند و مردم روز اول سال را تشخیص نمی دادند، ازین جهت، موبد موبدان روی بام خانه خود آتش میکرد تا پایان جشن پنجو و آغاز نوروز را اعلام کند و سایرین نیز به تقلید از او اینکار را انجام می دادند. زرتشتیان معتقدند در روزهای پنجو ارواح مقدس به خانه های خود برمیگردند و در آخر پنجو دوباره به آسمان میروند، افراد خانه، آب، آئینه و آویشن و اوستا به بام خانه می بردند و با افروختن آتش از آنان خداحافظی میکردند. ابوریحان در مورد علت جشن سوری(چهارشنبه سوری فعلی) چنین میگوید: قبل از آمدن نوروز خردک یا عامه، از ده روز مانده به پایان اسفند، ایرانیان جشنی برپا می داشتند و آتش می افروختند. زمانیکه مأخذ، رصد خورشیدی نخستین روز نوروز قرار گرفت، طبق محاسبات رصد نیمروز، که ظهر سه شنبه(خرداد روز در تقویم زرتشتی) بوده است، به دلیل فاصله کوتاهی که بین آغاز سال خورشیدی(ساعت12 ظهر سه شنبه) و آغاز سال قمری(ساعت12 شب چهارشنبه) بوجود آمد، ایرانیان در فاصله کوتاهی بین دو سال قمری و شمسی به آتش افروزی و پایکوبی پرداختند که بعدها بر اساس همین کیفیت خاص، عصر سه شنبه منتهی به چهارشنبه آخر سالها را به نام چهارشنبه سوری نامیدند... جشن سوری یا آتش افروزی پایان سال، پس از اسلام به دلیل نحوست روز چهارشنبه نزد عرب که مسعودی در کتاب المحاسن و الاضداد آنرا بیان کرده، به روز چهارشنبه منتقل شد تا از نحوست آن در امان باشند و نام جشن سوری به چهارشنبه سوری بدل گشت. جشن سوری(چهارشنبه سوری فعلی) از دوران باستان در ایام پیش از نوروز با افروختن آتش بر روی بامها و بلندی ها مرسوم بوده(3)
⚠️یک رشته از جشنهای آریایی، از اقوام هندُایرانی و هندُاروپایی، جشنهای آتش است که با افروختن آتش جهت سور و سرور و شادی، آغاز و اعلام میشد. در ایران از جمله جشنهایی که از دوره باستان باقی مانده، جشن سوری در پایان سال یا همان چهارشنبه سوری فعلی و جشن سده است. از جشنهای آتش که فراموش شده از آذرگان(9آذر) و شهریورگان(آذر جشن) میتوان نام برد. نخست باید اشاره کرد که برخلاف نظری که اغلب ابراز شده که جشن چهارشنبه سوری از مستحدثات جشنهای ایرانی است(=از جشنهای جدید ایرانی است) و در تاریخ باستان هیچ پایه و نشانی ندارد و اینکه موردی همانند آن پیش از اسلام بوده و پس از اسلام فراموش شده و چیزی نظیر آن در این اواخر باب شده، چنین نمی باشد و این سخن پذیرفتنی نیست. در زمان منصور بن نوح سامانی در میانه قرن چهارم هجری، جشن سوری برقرار بوده... چون امیر منصور بن نوح به مُلک نشست در جوی مولیان در ماه شوال 350، امر فرمود آن سراها را دیگر بار عمارت کنند و... آنگاه امیر به سرا نشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون "شب سوری" چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند. چند نکته مهم در این روایت تاریخیست که اول، اشاره به زمان جشن سوری دارد که آخر سال است و دوم، آنکه اشاره شده عادت و رسم قدیم است و این اشاره هایی آشکار است که این سنت و رسم کهن بوده که اجرا میشده. سوم، جشن سوری در پایان سال بوده نه جشن چهارشنبه سوری. آنچه مسلّم است اجرای جشن سوری در دوران باستان در روز چهارشنبه نبوده، چون در تقویم زرتشتی و ایران باستان، هفته و روزهای شنبه، یک شنبه و... جمعه وجود نداشته. هر ماه زرتشتی سی روز بوده و هر روز یک نام داشته. آنگاه جهت حساب کبیسه پنج روز افزون را که سال شمسی 365 روز و کسری بود، به پنج نام از پنج عنوان گاتهای زرتشت می نامیدند. و این پنج روز آخر سال را مجموعا پنجه، پنجو، خمسه یا پنجه دزدیده، خمسه مسترقه، گاه، اندرگاه، بهیزک و پنجه وه می گفتند(4)
📚منابع:
(1) اوستا، یسنا، هات2، بند4
(2) فلسفه شرق، مهرداد مهرین، ص235
(3) بررسی های تاریخی و مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی ص92تا95 . نوروز، سوابق تاریخ تا امروز، هاشم رضی، ص234
(4) گاه شماری و جشن های ایران باستان، هاشم رضی، ص230و231
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣قسمت اول✅
⚠️در دیانت زرتشتی، طبق اوستا، آتش یک ایزد است و پسر اهورمزدا(1) لذا بیش از هر دینی، آتش و جشنهای مربوط به آتش برای زرتشتیان مقدس است.
زرتشت آتش را بعنوان سمبول آیین خود انتخاب کرد(2)
جمشید سروشیان علت روشن کردن آتش در ایام پنجو(پنج روز آخر سال) را اینگونه بیان می کند: ایرانیان جشنی که در پنج شبانه روز آخرسال که جشن "همسپتمدمگاه" نیز می باشد، برپا کنند، در این جشن سفره چینند و حلویات، میوه، گل و ریاحین و آتش و شمع بر آن گذارند... در سحرگاه روز ششم که صبح هرمزد روز از فروردین(اول فرودین) است در بلندیها و پشت بامها آتش افروزی کنند و با خواندن اوستا جشن را تمام کنند و سال جدید آغاز شود. علت اینکه بر بلندیها آتش افروزی میکردند این است که چون چند سال یکبار، سال را کبیسه میکردند و مردم روز اول سال را تشخیص نمی دادند، ازین جهت، موبد موبدان روی بام خانه خود آتش میکرد تا پایان جشن پنجو و آغاز نوروز را اعلام کند و سایرین نیز به تقلید از او اینکار را انجام می دادند. زرتشتیان معتقدند در روزهای پنجو ارواح مقدس به خانه های خود برمیگردند و در آخر پنجو دوباره به آسمان میروند، افراد خانه، آب، آئینه و آویشن و اوستا به بام خانه می بردند و با افروختن آتش از آنان خداحافظی میکردند. ابوریحان در مورد علت جشن سوری(چهارشنبه سوری فعلی) چنین میگوید: قبل از آمدن نوروز خردک یا عامه، از ده روز مانده به پایان اسفند، ایرانیان جشنی برپا می داشتند و آتش می افروختند. زمانیکه مأخذ، رصد خورشیدی نخستین روز نوروز قرار گرفت، طبق محاسبات رصد نیمروز، که ظهر سه شنبه(خرداد روز در تقویم زرتشتی) بوده است، به دلیل فاصله کوتاهی که بین آغاز سال خورشیدی(ساعت12 ظهر سه شنبه) و آغاز سال قمری(ساعت12 شب چهارشنبه) بوجود آمد، ایرانیان در فاصله کوتاهی بین دو سال قمری و شمسی به آتش افروزی و پایکوبی پرداختند که بعدها بر اساس همین کیفیت خاص، عصر سه شنبه منتهی به چهارشنبه آخر سالها را به نام چهارشنبه سوری نامیدند... جشن سوری یا آتش افروزی پایان سال، پس از اسلام به دلیل نحوست روز چهارشنبه نزد عرب که مسعودی در کتاب المحاسن و الاضداد آنرا بیان کرده، به روز چهارشنبه منتقل شد تا از نحوست آن در امان باشند و نام جشن سوری به چهارشنبه سوری بدل گشت. جشن سوری(چهارشنبه سوری فعلی) از دوران باستان در ایام پیش از نوروز با افروختن آتش بر روی بامها و بلندی ها مرسوم بوده(3)
⚠️یک رشته از جشنهای آریایی، از اقوام هندُایرانی و هندُاروپایی، جشنهای آتش است که با افروختن آتش جهت سور و سرور و شادی، آغاز و اعلام میشد. در ایران از جمله جشنهایی که از دوره باستان باقی مانده، جشن سوری در پایان سال یا همان چهارشنبه سوری فعلی و جشن سده است. از جشنهای آتش که فراموش شده از آذرگان(9آذر) و شهریورگان(آذر جشن) میتوان نام برد. نخست باید اشاره کرد که برخلاف نظری که اغلب ابراز شده که جشن چهارشنبه سوری از مستحدثات جشنهای ایرانی است(=از جشنهای جدید ایرانی است) و در تاریخ باستان هیچ پایه و نشانی ندارد و اینکه موردی همانند آن پیش از اسلام بوده و پس از اسلام فراموش شده و چیزی نظیر آن در این اواخر باب شده، چنین نمی باشد و این سخن پذیرفتنی نیست. در زمان منصور بن نوح سامانی در میانه قرن چهارم هجری، جشن سوری برقرار بوده... چون امیر منصور بن نوح به مُلک نشست در جوی مولیان در ماه شوال 350، امر فرمود آن سراها را دیگر بار عمارت کنند و... آنگاه امیر به سرا نشست و هنوز سال تمام نشده بود که چون "شب سوری" چنانکه عادت قدیم است، آتشی عظیم افروختند. چند نکته مهم در این روایت تاریخیست که اول، اشاره به زمان جشن سوری دارد که آخر سال است و دوم، آنکه اشاره شده عادت و رسم قدیم است و این اشاره هایی آشکار است که این سنت و رسم کهن بوده که اجرا میشده. سوم، جشن سوری در پایان سال بوده نه جشن چهارشنبه سوری. آنچه مسلّم است اجرای جشن سوری در دوران باستان در روز چهارشنبه نبوده، چون در تقویم زرتشتی و ایران باستان، هفته و روزهای شنبه، یک شنبه و... جمعه وجود نداشته. هر ماه زرتشتی سی روز بوده و هر روز یک نام داشته. آنگاه جهت حساب کبیسه پنج روز افزون را که سال شمسی 365 روز و کسری بود، به پنج نام از پنج عنوان گاتهای زرتشت می نامیدند. و این پنج روز آخر سال را مجموعا پنجه، پنجو، خمسه یا پنجه دزدیده، خمسه مسترقه، گاه، اندرگاه، بهیزک و پنجه وه می گفتند(4)
📚منابع:
(1) اوستا، یسنا، هات2، بند4
(2) فلسفه شرق، مهرداد مهرین، ص235
(3) بررسی های تاریخی و مذهبی آیین نوروزی، رحیم عزیزی ص92تا95 . نوروز، سوابق تاریخ تا امروز، هاشم رضی، ص234
(4) گاه شماری و جشن های ایران باستان، هاشم رضی، ص230و231
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آیا چهارشنبه سوری جشنی عربی است که ایرانیزه شده? زرتشت آتش را سمبول دینش قرار داد و طبق اوستا آتش پسر اهورمزداست. اوستا، یسنا، هات2، بند4. فلسفه شرق، مهرداد مهرین، ص 253
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory