⚠️ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت. آشنایی با صادق هدایت، دکتر مصطفی فرزانه، ج1، چاپ 1988 پاریس، ص 19، 25، 75 تا 77، 93 و 117
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ صادق هدایت ملحد، یکی از منتقدان نظام شاهنشاهی خاندان پهلوی بود و فرهنگ جامعه معاصر پهلوی بود که مسبب این فرهنگ تنزّل یافته را نظام شاهنشاهی می دانست. صادق هدایت توی اتاقش با مصطفی فرزانه ایستاده بود که می رود پشت پنجره و خطاب به مصطفی فرزانه می گوید: «آن پسر را توی پنجره اتاقش می بینی?... دارد سرش را شانه میزند. از صبح تا شب کارش این است که جلوی آینه بایستد و موهایش را شانه بزند، هرگز ندیده ام نه یک کتاب به دستش باشد، نه یک روزنامه. فقط موهایش را صاف می کند. ایناش ! اینم نسل جوان کشور شاهنشاهی مرده شور ».
⚠️ صادق هدایت انسان مؤدبی نبود و بسیار فحاش بود و فحش را مایه تعادل آدمیزاد می دانست. مصطفی فرزانه به صادق هدایت میگوید: «معذرت میخواهم، خود شما می گفتید که آدم، بی فحش دق میکند. صادق هدایت میگوید: بله همین جور هم هست. اگر کتابهای فروید را سرسری نمیخواندی می دیدی که فحش یکی از اصول تعادل آدمیزاد است. اگر فحش نباشد، بله آدم دق میکند. هر زبانی که فحش مند است دق دل مردمش بیشتر است. از تعداد فحش و نوع فحش هر زبانی میشود از اوضاع مردمی که توی یک ناحیه هستند سر درآورد و رابطه بینشان را کشف کرد.(صادق هدایت چه معیار احمقانه ای برای شناخت وضع مردم و روابط اجتماعی داشته). زبان فارسی اگر هیچ چیز نداشته باشد، فحش آبدار زیاد دارد، ما که سر این ثروت عظیم نشسته ایم چرا ولخرجی نکنیم? هان دوست عزیزم? شما را چه میشود? دیگر یک چُس فحش هم بما نمیتوانی ببینی? بله ایمایه اینجوری هستیم. میخوای بخوا، نمیخوای نخوا. موجودی هستیم فحش مند و تا دلمان میخواهد فحش ریخت و پاش می کنیم تا همه عبرت بگیرند».
⚠️ یکی دیگر از خصوصیات رفتاری صادق هدایت، اعتیادش به مواد مخدر بود. مصطفی فرزانه هنگامیکه در اتاق صادق هدایت نشسته بود، میخواست سوالی کند که صادق هدایت با اشاره دست از او میخواهد که خاموش باشد، سپس درٍ گنجه هزار بیشه اش را باز کرد، یک بسته کوچک مثه بسته داروسازهای قدیمی در آورد و آنرا با احتیاط باز نمود و گذاشت جلویش روی میز. آنوقت بفهمی نفهمی لبخندی زد و نگاه پر معنایی به مصطفی فرزانه انداخت. محتوای بسته، گرد سفیدی بود که مقداری ازین گرد سفید را با نفسی عمیق استنشاق کرد و بعد بسته را با احتیاط سرجایش درون گنجه گذاشت و پره های دماغش را مالید. صادق هدایت گفت: هان? حیرت کردی? این را بهش می گویند "کوکائین" علف خرس نیست.
⚠️ مصطفی فرزانه میگوید: «یک شب دیر وقت با صادق هدایت از خانه پدری اش بیرون زدیم، هنوز چند قدم از منزل دور نشده بودیم که هدایت رفت به طرف یک دیوار کاهگلی، چند قدمی یک درخت چنار و شروع کرد به شاشیدن. میگفت: ما هم یک عمل اگزیستانسیالیست(=اصالت وجود) بکنیم تا همه عبرت بگیرند. ما ملت اگزیستانسیالیست سر خود هستیم. صورتمان را نمی تراشیم، سلمانی نمیکنیم، جلوی همدیگر آروغ میزنیم و حتی شاعر شیرین سخنمان "شهریار" میان اشعار لطیفه اش، زندگی را "آروغ" میداند». صادق هدایت به شاشیدن در معبر عمومی افتخار میکرد و آنرا بخشی از اصالت ایرانی بودنش میدانست.
❗️نکته: واقعا یک ملحد چقدر میتواند تهی از شعور و شخصیت باشد که مفلوکی چون صادق هدایت با این اخلاقیات سخیفش را، تمجید یا الگوبرداری کند.
📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 131 و 132 و 136 و 137 و 138
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ صادق هدایت ملحد، یکی از منتقدان نظام شاهنشاهی خاندان پهلوی بود و فرهنگ جامعه معاصر پهلوی بود که مسبب این فرهنگ تنزّل یافته را نظام شاهنشاهی می دانست. صادق هدایت توی اتاقش با مصطفی فرزانه ایستاده بود که می رود پشت پنجره و خطاب به مصطفی فرزانه می گوید: «آن پسر را توی پنجره اتاقش می بینی?... دارد سرش را شانه میزند. از صبح تا شب کارش این است که جلوی آینه بایستد و موهایش را شانه بزند، هرگز ندیده ام نه یک کتاب به دستش باشد، نه یک روزنامه. فقط موهایش را صاف می کند. ایناش ! اینم نسل جوان کشور شاهنشاهی مرده شور ».
⚠️ صادق هدایت انسان مؤدبی نبود و بسیار فحاش بود و فحش را مایه تعادل آدمیزاد می دانست. مصطفی فرزانه به صادق هدایت میگوید: «معذرت میخواهم، خود شما می گفتید که آدم، بی فحش دق میکند. صادق هدایت میگوید: بله همین جور هم هست. اگر کتابهای فروید را سرسری نمیخواندی می دیدی که فحش یکی از اصول تعادل آدمیزاد است. اگر فحش نباشد، بله آدم دق میکند. هر زبانی که فحش مند است دق دل مردمش بیشتر است. از تعداد فحش و نوع فحش هر زبانی میشود از اوضاع مردمی که توی یک ناحیه هستند سر درآورد و رابطه بینشان را کشف کرد.(صادق هدایت چه معیار احمقانه ای برای شناخت وضع مردم و روابط اجتماعی داشته). زبان فارسی اگر هیچ چیز نداشته باشد، فحش آبدار زیاد دارد، ما که سر این ثروت عظیم نشسته ایم چرا ولخرجی نکنیم? هان دوست عزیزم? شما را چه میشود? دیگر یک چُس فحش هم بما نمیتوانی ببینی? بله ایمایه اینجوری هستیم. میخوای بخوا، نمیخوای نخوا. موجودی هستیم فحش مند و تا دلمان میخواهد فحش ریخت و پاش می کنیم تا همه عبرت بگیرند».
⚠️ یکی دیگر از خصوصیات رفتاری صادق هدایت، اعتیادش به مواد مخدر بود. مصطفی فرزانه هنگامیکه در اتاق صادق هدایت نشسته بود، میخواست سوالی کند که صادق هدایت با اشاره دست از او میخواهد که خاموش باشد، سپس درٍ گنجه هزار بیشه اش را باز کرد، یک بسته کوچک مثه بسته داروسازهای قدیمی در آورد و آنرا با احتیاط باز نمود و گذاشت جلویش روی میز. آنوقت بفهمی نفهمی لبخندی زد و نگاه پر معنایی به مصطفی فرزانه انداخت. محتوای بسته، گرد سفیدی بود که مقداری ازین گرد سفید را با نفسی عمیق استنشاق کرد و بعد بسته را با احتیاط سرجایش درون گنجه گذاشت و پره های دماغش را مالید. صادق هدایت گفت: هان? حیرت کردی? این را بهش می گویند "کوکائین" علف خرس نیست.
⚠️ مصطفی فرزانه میگوید: «یک شب دیر وقت با صادق هدایت از خانه پدری اش بیرون زدیم، هنوز چند قدم از منزل دور نشده بودیم که هدایت رفت به طرف یک دیوار کاهگلی، چند قدمی یک درخت چنار و شروع کرد به شاشیدن. میگفت: ما هم یک عمل اگزیستانسیالیست(=اصالت وجود) بکنیم تا همه عبرت بگیرند. ما ملت اگزیستانسیالیست سر خود هستیم. صورتمان را نمی تراشیم، سلمانی نمیکنیم، جلوی همدیگر آروغ میزنیم و حتی شاعر شیرین سخنمان "شهریار" میان اشعار لطیفه اش، زندگی را "آروغ" میداند». صادق هدایت به شاشیدن در معبر عمومی افتخار میکرد و آنرا بخشی از اصالت ایرانی بودنش میدانست.
❗️نکته: واقعا یک ملحد چقدر میتواند تهی از شعور و شخصیت باشد که مفلوکی چون صادق هدایت با این اخلاقیات سخیفش را، تمجید یا الگوبرداری کند.
📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 131 و 132 و 136 و 137 و 138
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت. آشنایی با صادق هدایت، دکتر مصطفی فرزانه، ج1، چاپ 1988 پاریس، ص 131 و 132 و 136 و 137 و 138
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت❌
3⃣ قسمت سوم ✅
⚠️ صادق هدایت ملحد، نفرت خاصّی نسبت به شاهنشاهی پهلوی داشت تا جاییکه در گفتگو با مصطفی فرزانه، محمدرضا شاه پهلوی را مورد تمسخر قرار می داد. ماجرا ازین قرار است که مصطفی فرزانه بدنبال بورس ارتش جهت تحصیل در خارج است و صادق هدایت در پاسخ به او می گوید: «تو هم بدتر از من خیلی روحیه نظامی داری ! زٍکی ! همین مانده که بروی خلبان شوی، مثل شاهنشاه بشوی "خلاء بان"».
در جایی دیگر صادق هدایت خطاب به مصطفی فرزانه میگوید: «به خیال اینکه عیش کنیم منو بقایی و رفیقت مجتهدی رفتیم سینما. وقتی سرود شاهنشاهی را زدند، همه سینما خبردار ایستادند، بجز ما سه نفر که سر جایمان نشستیم و تکان نخوردیم، یک دفعه سروکله یک آجان پیدا شد که شماها چرا هنگام سرود شاهنشاهی از جایتان پا نمیشوید ?»
⚠️ ملحدین ایرانی مقابل آموزه های اسلام ادعا میکنند که ما مقلد نیستیم یا جاییکه به ضررشان است و از رذایل و تعفن اخلاقی داوکینز و لاورنس کراس و میشل فوکو ملحد گفته میشود، سریع موضع میگیرند که ما مقلد نیستیم، اما جالب است بدانید که صادق هدایت ملحد طی سخنانی ملحدین ایرانی را سنگ روی یخ می کند، او میگوید: «اگر به هوای اینکه میخواهی مقلد نباشی، نه ببینی و نه بخوانی و نه بشنوی و نه چیزی یاد بگیری، کارت خراب است»
⚠️ صادق هدایت ملحد، در خطاب به مصطفی فرزانه در یک اعتراف جالب دون مایه بودن نویسندگی اش و آثارش را اینگونه بیان می کند: «وای بحال مملکتی که من بزرگترین نویسنده اش باشم..»
⚠️ قبلا از اعتیاد صادق هدایت به مواد مخدر و مصرف کوکائین توسط او گفتیم، اکنون ابعاد جدیدی از اعتیاد صادق هدایت ملحد را بیان می کنیم. مصطفی فرزانه هنگامیکه در یکی از روزها در اتاق صادق هدایت نشسته بود چنین روایت میکند: «بعد انگار چیزی به یادش آمد. از کشوی هزار بیشه یک بسته، مثل بسته ای که در آن کوکائین بود در آورد و کمی در چاله انگشت شستش ریخت و از منخرین(دو سوراخ بینی) بالا کشید. هدایت گفت: ازین میخواهی? فرزانه گفت: کوکائین است? صادق هدایت گفت: نه، هروئین است، پدر جد همه گردهاست». الحاد چون هیچ معیاری برای اخلاق ندارد به هر نوع هرزگی و کثافات تن می دهد زیرا حسن و قبح افعال برایش معنی ندارد.
⚠️ صادق هدایت ملحد، سرسپردگی عجیبی به غرب و خصوصا فرانسه داشت و همواره از میهنش و مردمش و فرهنگ مردمش متنفر بود، او حتی ایران و مردم ایران را گُه خطاب میکرد. او می گوید: « همه اش گُه است. دولت، مملکت، ادبیاتش، مزقانش(موسیقی و موسیقی دانان)... آدم عُقش می نشیند... موسیقی ایرانی در مقایسه با موسیقی غربی... یک طرف زٍر و زٍر، طرف دیگر موزیک. چه مقایسه ای ! مرده شور ! »
📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 140، 144، 224، 227، 230 و 231
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
3⃣ قسمت سوم ✅
⚠️ صادق هدایت ملحد، نفرت خاصّی نسبت به شاهنشاهی پهلوی داشت تا جاییکه در گفتگو با مصطفی فرزانه، محمدرضا شاه پهلوی را مورد تمسخر قرار می داد. ماجرا ازین قرار است که مصطفی فرزانه بدنبال بورس ارتش جهت تحصیل در خارج است و صادق هدایت در پاسخ به او می گوید: «تو هم بدتر از من خیلی روحیه نظامی داری ! زٍکی ! همین مانده که بروی خلبان شوی، مثل شاهنشاه بشوی "خلاء بان"».
در جایی دیگر صادق هدایت خطاب به مصطفی فرزانه میگوید: «به خیال اینکه عیش کنیم منو بقایی و رفیقت مجتهدی رفتیم سینما. وقتی سرود شاهنشاهی را زدند، همه سینما خبردار ایستادند، بجز ما سه نفر که سر جایمان نشستیم و تکان نخوردیم، یک دفعه سروکله یک آجان پیدا شد که شماها چرا هنگام سرود شاهنشاهی از جایتان پا نمیشوید ?»
⚠️ ملحدین ایرانی مقابل آموزه های اسلام ادعا میکنند که ما مقلد نیستیم یا جاییکه به ضررشان است و از رذایل و تعفن اخلاقی داوکینز و لاورنس کراس و میشل فوکو ملحد گفته میشود، سریع موضع میگیرند که ما مقلد نیستیم، اما جالب است بدانید که صادق هدایت ملحد طی سخنانی ملحدین ایرانی را سنگ روی یخ می کند، او میگوید: «اگر به هوای اینکه میخواهی مقلد نباشی، نه ببینی و نه بخوانی و نه بشنوی و نه چیزی یاد بگیری، کارت خراب است»
⚠️ صادق هدایت ملحد، در خطاب به مصطفی فرزانه در یک اعتراف جالب دون مایه بودن نویسندگی اش و آثارش را اینگونه بیان می کند: «وای بحال مملکتی که من بزرگترین نویسنده اش باشم..»
⚠️ قبلا از اعتیاد صادق هدایت به مواد مخدر و مصرف کوکائین توسط او گفتیم، اکنون ابعاد جدیدی از اعتیاد صادق هدایت ملحد را بیان می کنیم. مصطفی فرزانه هنگامیکه در یکی از روزها در اتاق صادق هدایت نشسته بود چنین روایت میکند: «بعد انگار چیزی به یادش آمد. از کشوی هزار بیشه یک بسته، مثل بسته ای که در آن کوکائین بود در آورد و کمی در چاله انگشت شستش ریخت و از منخرین(دو سوراخ بینی) بالا کشید. هدایت گفت: ازین میخواهی? فرزانه گفت: کوکائین است? صادق هدایت گفت: نه، هروئین است، پدر جد همه گردهاست». الحاد چون هیچ معیاری برای اخلاق ندارد به هر نوع هرزگی و کثافات تن می دهد زیرا حسن و قبح افعال برایش معنی ندارد.
⚠️ صادق هدایت ملحد، سرسپردگی عجیبی به غرب و خصوصا فرانسه داشت و همواره از میهنش و مردمش و فرهنگ مردمش متنفر بود، او حتی ایران و مردم ایران را گُه خطاب میکرد. او می گوید: « همه اش گُه است. دولت، مملکت، ادبیاتش، مزقانش(موسیقی و موسیقی دانان)... آدم عُقش می نشیند... موسیقی ایرانی در مقایسه با موسیقی غربی... یک طرف زٍر و زٍر، طرف دیگر موزیک. چه مقایسه ای ! مرده شور ! »
📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 140، 144، 224، 227، 230 و 231
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت. آشنایی با صادق هدایت، دکتر مصطفی فرزانه، ج1، چاپ 1988 پاریس، ص 140و 144و 224و 227و 230و 231
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت❌
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ در یکی از گفتگوهایی که بین صادق هدایت و مصطفی فرزانه در جریان بود، نکته ای حائز اهمیت بیان میشود و آن تاراج آثار باستانی ایران در زمان حکومت پهلوی بدست گیرشمن یهودی است. ناگفته نماند این آقای رومن گیرشمن نویسنده کتاب تاریخ ایران از آغاز تا اسلام نیز می باشد. بگذریم... قصد ندارم از متن به حاشیه بروم، صادق هدایت خطاب به مصطفی فرزانه می گوید: «باز هم رئیس الوزرای ما، موسیو گدار... این گیرشمن که در شوش حفاری میکند، دسته گل به آب داده است. قراردادش این است که هر چه از حفاری در میاورد با موزه ایران باستان نصف بکند. مقادیری خشت و کاشی درآورده، سهمیه خودش را زیر سقف نگهداشته، سهمیه ایران را توی هوای آزاد گذاشته و سیل و باران و آفتاب دخل همه شان را آورده است. مصطفی فرزانه میگوید: دولت ایران(=شاهنشاهی پهلوی) هیچ اعتراضی نکرده? هدایت پاسخ میدهد: زکی! دولت ایران می خواست چشمش کور شود و برود بجای قاچاق و دزدی، اموالش را جمع و جور کند...». صادق هدایت در هجو و نقد شاهنشاهی پهلوی شعر هم می سرود از جمله:
تهوع ز پایین و تقود ز بالا
چنین است رسم شهنشاهی ما
⚠️ نکته مهم دیگری که در اخلاقیات صادق هدایت به چشم میخورد، علاقه وافر این شخص به خودکشی است. مصطفی فرزانه از هدایت می پرسد، شما نامزد داشتید? بله.
یعنی عاشق هم بوده اید?
من? من سر یک عشق دو دفعه اقدام به خودکشی کردم.
اما همین علاقه صادق هدایت به خودکشی در نهایت باعث مرگش شد.
مصطفی فرزانه میگوید: روز دهم آوریل برای ناهار با سیروس ذکاء به رستوران کوی دانشگاه پاریس رفته بودم. هنوز سینی های غذامان را روی میز نگذاشته بودیم که یکی از دانشجویان ایرانی که اسمش را فراموش کرده ام و از ما مسن تر بود سر رسید و بی درنگ گفت: میدانید چه شده? امروز صبح رفته بودم به سفارت، خیلی برو بیا بود. دکتر شهید نورائی در حال احتضار است... و از آن بدتر، صادق هدایت دیشب خودکشی کرده..
« اینهم پایان پوچ و رقت انگیز این بت قبیح ملحدین ایرانی»
📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 260 و 272 و 346 و 419 و جلد دوم صفحه 276 و 277
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ در یکی از گفتگوهایی که بین صادق هدایت و مصطفی فرزانه در جریان بود، نکته ای حائز اهمیت بیان میشود و آن تاراج آثار باستانی ایران در زمان حکومت پهلوی بدست گیرشمن یهودی است. ناگفته نماند این آقای رومن گیرشمن نویسنده کتاب تاریخ ایران از آغاز تا اسلام نیز می باشد. بگذریم... قصد ندارم از متن به حاشیه بروم، صادق هدایت خطاب به مصطفی فرزانه می گوید: «باز هم رئیس الوزرای ما، موسیو گدار... این گیرشمن که در شوش حفاری میکند، دسته گل به آب داده است. قراردادش این است که هر چه از حفاری در میاورد با موزه ایران باستان نصف بکند. مقادیری خشت و کاشی درآورده، سهمیه خودش را زیر سقف نگهداشته، سهمیه ایران را توی هوای آزاد گذاشته و سیل و باران و آفتاب دخل همه شان را آورده است. مصطفی فرزانه میگوید: دولت ایران(=شاهنشاهی پهلوی) هیچ اعتراضی نکرده? هدایت پاسخ میدهد: زکی! دولت ایران می خواست چشمش کور شود و برود بجای قاچاق و دزدی، اموالش را جمع و جور کند...». صادق هدایت در هجو و نقد شاهنشاهی پهلوی شعر هم می سرود از جمله:
تهوع ز پایین و تقود ز بالا
چنین است رسم شهنشاهی ما
⚠️ نکته مهم دیگری که در اخلاقیات صادق هدایت به چشم میخورد، علاقه وافر این شخص به خودکشی است. مصطفی فرزانه از هدایت می پرسد، شما نامزد داشتید? بله.
یعنی عاشق هم بوده اید?
من? من سر یک عشق دو دفعه اقدام به خودکشی کردم.
اما همین علاقه صادق هدایت به خودکشی در نهایت باعث مرگش شد.
مصطفی فرزانه میگوید: روز دهم آوریل برای ناهار با سیروس ذکاء به رستوران کوی دانشگاه پاریس رفته بودم. هنوز سینی های غذامان را روی میز نگذاشته بودیم که یکی از دانشجویان ایرانی که اسمش را فراموش کرده ام و از ما مسن تر بود سر رسید و بی درنگ گفت: میدانید چه شده? امروز صبح رفته بودم به سفارت، خیلی برو بیا بود. دکتر شهید نورائی در حال احتضار است... و از آن بدتر، صادق هدایت دیشب خودکشی کرده..
« اینهم پایان پوچ و رقت انگیز این بت قبیح ملحدین ایرانی»
📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 260 و 272 و 346 و 419 و جلد دوم صفحه 276 و 277
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت. آشنایی با صادق هدایت، دکتر مصطفی فرزانه، ج1، چاپ 1988 پاریس، ص 260 و 272 و 346 و 419
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت. علاقه وافر هدایت به خودکشی. آشنایی با صادق هدایت، دکتر مصطفی فرزانه، ج2، چاپ 1988 پاریس، ص 276و277
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory