ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ مساجد، اولین دانشگاههای جهان اسلام. تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان مصر، احمد شلبی، ترجمه محمدحسین ساکت، ص 114 تا 122

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
سخن یک مورخ شیعه و صادق هدایت، درباره ملا محمد باقر مجلسی و بحارالانوار


⚠️صادق هدایت در خانواده ای معتقد و شیعه مذهب متولد شد. هنگامیکه مصطفی فرزانه در اتاقی در خانه پدری صادق هدایت نشسته بود، صادق هدایت کتابی را به دست مصطفی فرزانه میدهد و به او میگوید: « نگاه کن، این مرد، محمد باقر مجلسی، بیست و چهار جلد کتاب نوشته تا خودش از حماقت در بیاید ولی دیگران را احمق کند، اسمش را هم گذاشته دریاهای نور یا همان بحار الانوار که در حد یک آفتابه خلاء(توالت) است»
📚منبع: آشنایی با صادق هدایت، ج1، دکتر مصطفی فرزانه، ص126، چاپ پاریس 1988
ناگفته نماند که محمدهاشم آصف شیعه مذهب در کتاب رستم التواریخ توصیف "خر صالح" را برای ملا محمدباقر مجلسی بکار برده که این ملا یکی از اساتید شاه سلطان حسین صفوی عیّاش بود.


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت


1⃣ قسمت اول


⚠️ محمدعلی جمالزاده یکی از اساتید ادبیات فارسی در مورد صادق هدایت ملحد می نویسد: «من معتقدم اگر در آخرین ایام عمرش(صادق هدایت) در پاریس با اشخاص بهتر و مرتب تری نشست و برخاست پیدا کرده بود که اهل خمر و دود و غیره نباشند، خودکشی نمیکرد(یا شاید نمیکرد)». از سخن جمالزاده پیداست که صادق هدایت با چه قشر منحرفی دمخور و همنشین بوده. اما برخی روحیات صادق هدایت شاید به مزاج پان فارسها و باستانگرایان و کوروش پرستان خوش نیاید، زیرا صادق هدایت در نامه ای که به مجتبی مینوی به تاریخ 27 شهریور 1337 می نویسد چنین میگوید: «من میگویم باید اخ و تُف روی گُبلز و هیتلر انداخت».

⚠️ فساد اخلاقی صادق هدایت بخش مشهود و پررنگی از اخلاقیات منحط این ملحد را شامل میشود. زمانیکه مصطفی فرزانه از هدایت می پرسد شما ضد زن و زنها نیستید? صادق هدایت اینگونه پاسخ میدهد: « اگر منظورت این است که چرا خانم بازی نمیکنم، علت جای دیگریست، اولندش کو دختر تر و تمیز و تودل برو که بخواهد با من مغازله کند? نه ماشین آمریکایی دارم نه برو برو و دم و دستگاهی، اگر قرار باشد با لگوری ها، خاک تو سری کنم، نصیب نشود. روسپی های این ملک هم مثل روسپی های همه دنیا باب دندان مردان شهر و مملکت خودشان هستند، روسپی های اینجا دست پروده مردهای اینجا هستند، همه شان دریده و وقیح....». نفرت صادق هدایت از روسپیان ایرانی بخاطر اخلاقمندی این شخص نبوده بلکه روسپی گری یک فاحشه ایرانی باب طبع و میل صادق هدایت نبوده، ضمن اینکه مردان ایرانی را مردانی دریده و وقیح معرفی میکند. ناگفته نماند که یک فاحشه در اصفهان، هنگامیکه صادق هدایت برای زنا با او خلوت میکند با چکهای آبدار و فحشهای رکیک از هدایت پذیرایی میکند و صادق هدایت حالا با چه وضعی پا به فرار می گذارد. فساد اخلاقی صادق هدایت تا حدی بود که در هند به زن شوهردار هم پیشنهاد همخوابگی در ازای پول میکند و در ادامه این صادق هدایت است که مدعی میشود ضعیفه جات(زنان) با وی دشمن هستند.

⚠️ بخشی دیگر از اخلاقیات صادق هدایت که قطعا خوشامد باستانگرایان آریایی نمی باشد، کتاب "وغ وغ ساهاب" است. که در این کتاب شعری اهانت آمیز نسبت به شاه پهلوی می نویسد:
ذات شاهانه چون یبوست یافت
گشت کون مبارکش خونی...

⚠️ صادق هدایت، ملحدی بود که سرسپردگی بسیاری به غرب داشت. او معتقد بود که اگر کتبش به زبان فرنگی چاپ شود، ما هم میشویم داخل آدم، یعنی آدم به حساب می آییم. صادق هدایت می گفت ما جزو ملل "پست" و "عقب مانده" هستیم که اصلا حق اظهار لحیه نداریم !

📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 19، 25، 75 تا 77، 93 و 117

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت. آشنایی با صادق هدایت، دکتر مصطفی فرزانه، ج1، چاپ 1988 پاریس، ص 19، 25، 75 تا 77، 93 و 117

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت. آشنایی با صادق هدایت، دکتر مصطفی فرزانه، ج1، چاپ 1988 پاریس، ص 19، 25، 75 تا 77، 93 و 117

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت


2⃣ قسمت دوم


⚠️ صادق هدایت ملحد، یکی از منتقدان نظام شاهنشاهی خاندان پهلوی بود و فرهنگ جامعه معاصر پهلوی بود که مسبب این فرهنگ تنزّل یافته را نظام شاهنشاهی می دانست. صادق هدایت توی اتاقش با مصطفی فرزانه ایستاده بود که می رود پشت پنجره و خطاب به مصطفی فرزانه می گوید: «آن پسر را توی پنجره اتاقش می بینی?... دارد سرش را شانه میزند. از صبح تا شب کارش این است که جلوی آینه بایستد و موهایش را شانه بزند، هرگز ندیده ام نه یک کتاب به دستش باشد، نه یک روزنامه. فقط موهایش را صاف می کند. ایناش ! اینم نسل جوان کشور شاهنشاهی مرده شور ».

⚠️ صادق هدایت انسان مؤدبی نبود و بسیار فحاش بود و فحش را مایه تعادل آدمیزاد می دانست. مصطفی فرزانه به صادق هدایت میگوید: «معذرت میخواهم، خود شما می گفتید که آدم، بی فحش دق میکند. صادق هدایت میگوید: بله همین جور هم هست. اگر کتابهای فروید را سرسری نمیخواندی می دیدی که فحش یکی از اصول تعادل آدمیزاد است. اگر فحش نباشد، بله آدم دق میکند. هر زبانی که فحش مند است دق دل مردمش بیشتر است. از تعداد فحش و نوع فحش هر زبانی میشود از اوضاع مردمی که توی یک ناحیه هستند سر درآورد و رابطه بینشان را کشف کرد.(صادق هدایت چه معیار احمقانه ای برای شناخت وضع مردم و روابط اجتماعی داشته). زبان فارسی اگر هیچ چیز نداشته باشد، فحش آبدار زیاد دارد، ما که سر این ثروت عظیم نشسته ایم چرا ولخرجی نکنیم? هان دوست عزیزم? شما را چه میشود? دیگر یک چُس فحش هم بما نمیتوانی ببینی? بله ایمایه اینجوری هستیم. میخوای بخوا، نمیخوای نخوا. موجودی هستیم فحش مند و تا دلمان میخواهد فحش ریخت و پاش می کنیم تا همه عبرت بگیرند».


⚠️ یکی دیگر از خصوصیات رفتاری صادق هدایت، اعتیادش به مواد مخدر بود. مصطفی فرزانه هنگامیکه در اتاق صادق هدایت نشسته بود، میخواست سوالی کند که صادق هدایت با اشاره دست از او میخواهد که خاموش باشد، سپس درٍ گنجه هزار بیشه اش را باز کرد، یک بسته کوچک مثه بسته داروسازهای قدیمی در آورد و آنرا با احتیاط باز نمود و گذاشت جلویش روی میز. آنوقت بفهمی نفهمی لبخندی زد و نگاه پر معنایی به مصطفی فرزانه انداخت. محتوای بسته، گرد سفیدی بود که مقداری ازین گرد سفید را با نفسی عمیق استنشاق کرد و بعد بسته را با احتیاط سرجایش درون گنجه گذاشت و پره های دماغش را مالید. صادق هدایت گفت: هان? حیرت کردی? این را بهش می گویند "کوکائین" علف خرس نیست.

⚠️ مصطفی فرزانه میگوید: «یک شب دیر وقت با صادق هدایت از خانه پدری اش بیرون زدیم، هنوز چند قدم از منزل دور نشده بودیم که هدایت رفت به طرف یک دیوار کاهگلی، چند قدمی یک درخت چنار و شروع کرد به شاشیدن. میگفت: ما هم یک عمل اگزیستانسیالیست(=اصالت وجود) بکنیم تا همه عبرت بگیرند. ما ملت اگزیستانسیالیست سر خود هستیم. صورتمان را نمی تراشیم، سلمانی نمیکنیم، جلوی همدیگر آروغ میزنیم و حتی شاعر شیرین سخنمان "شهریار" میان اشعار لطیفه اش، زندگی را "آروغ" میداند». صادق هدایت به شاشیدن در معبر عمومی افتخار میکرد و آنرا بخشی از اصالت ایرانی بودنش میدانست.
❗️نکته: واقعا یک ملحد چقدر میتواند تهی از شعور و شخصیت باشد که مفلوکی چون صادق هدایت با این اخلاقیات سخیفش را، تمجید یا الگوبرداری کند.


📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 131 و 132 و 136 و 137 و 138

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت. آشنایی با صادق هدایت، دکتر مصطفی فرزانه، ج1، چاپ 1988 پاریس، ص 131 و 132 و 136 و 137 و 138

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت


3⃣ قسمت سوم


⚠️ صادق هدایت ملحد، نفرت خاصّی نسبت به شاهنشاهی پهلوی داشت تا جاییکه در گفتگو با مصطفی فرزانه، محمدرضا شاه پهلوی را مورد تمسخر قرار می داد. ماجرا ازین قرار است که مصطفی فرزانه بدنبال بورس ارتش جهت تحصیل در خارج است و صادق هدایت در پاسخ به او می گوید: «تو هم بدتر از من خیلی روحیه نظامی داری ! زٍکی ! همین مانده که بروی خلبان شوی، مثل شاهنشاه بشوی "خلاء بان"».
در جایی دیگر صادق هدایت خطاب به مصطفی فرزانه میگوید: «به خیال اینکه عیش کنیم منو بقایی و رفیقت مجتهدی رفتیم سینما. وقتی سرود شاهنشاهی را زدند، همه سینما خبردار ایستادند، بجز ما سه نفر که سر جایمان نشستیم و تکان نخوردیم، یک دفعه سروکله یک آجان پیدا شد که شماها چرا هنگام سرود شاهنشاهی از جایتان پا نمیشوید ?»

⚠️ ملحدین ایرانی مقابل آموزه های اسلام ادعا میکنند که ما مقلد نیستیم یا جاییکه به ضررشان است و از رذایل و تعفن اخلاقی داوکینز و لاورنس کراس و میشل فوکو ملحد گفته میشود، سریع موضع میگیرند که ما مقلد نیستیم، اما جالب است بدانید که صادق هدایت ملحد طی سخنانی ملحدین ایرانی را سنگ روی یخ می کند، او میگوید: «اگر به هوای اینکه میخواهی مقلد نباشی، نه ببینی و نه بخوانی و نه بشنوی و نه چیزی یاد بگیری، کارت خراب است»

⚠️ صادق هدایت ملحد، در خطاب به مصطفی فرزانه در یک اعتراف جالب دون مایه بودن نویسندگی اش و آثارش را اینگونه بیان می کند: «وای بحال مملکتی که من بزرگترین نویسنده اش باشم..»

⚠️ قبلا از اعتیاد صادق هدایت به مواد مخدر و مصرف کوکائین توسط او گفتیم، اکنون ابعاد جدیدی از اعتیاد صادق هدایت ملحد را بیان می کنیم. مصطفی فرزانه هنگامیکه در یکی از روزها در اتاق صادق هدایت نشسته بود چنین روایت میکند: «بعد انگار چیزی به یادش آمد. از کشوی هزار بیشه یک بسته، مثل بسته ای که در آن کوکائین بود در آورد و کمی در چاله انگشت شستش ریخت و از منخرین(دو سوراخ بینی) بالا کشید. هدایت گفت: ازین میخواهی? فرزانه گفت: کوکائین است? صادق هدایت گفت: نه، هروئین است، پدر جد همه گردهاست». الحاد چون هیچ معیاری برای اخلاق ندارد به هر نوع هرزگی و کثافات تن می دهد زیرا حسن و قبح افعال برایش معنی ندارد.

⚠️ صادق هدایت ملحد، سرسپردگی عجیبی به غرب و خصوصا فرانسه داشت و همواره از میهنش و مردمش و فرهنگ مردمش متنفر بود، او حتی ایران و مردم ایران را گُه خطاب میکرد. او می گوید: « همه اش گُه است. دولت، مملکت، ادبیاتش، مزقانش(موسیقی و موسیقی دانان)... آدم عُقش می نشیند... موسیقی ایرانی در مقایسه با موسیقی غربی... یک طرف زٍر و زٍر، طرف دیگر موزیک. چه مقایسه ای ! مرده شور ! »


📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 140، 144، 224، 227، 230 و 231

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت. آشنایی با صادق هدایت، دکتر مصطفی فرزانه، ج1، چاپ 1988 پاریس، ص 140و 144و 224و 227و 230و 231

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory