⚠️ آنچه که شاه سلطان حسین صفوی، که دست پرورده ملا محمد باقر مجلسی بود بر سر ایران و ایرانی آورد. نقش قزلباشان صفوی در تاریخ ایران زمین، امیر حسین خنجی، ص 331 تا 334
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آنچه که شاه سلطان حسین صفوی، که دست پرورده ملا محمد باقر مجلسی بود بر سر ایران و ایرانی آورد. نقش قزلباشان صفوی در تاریخ ایران زمین، امیر حسین خنجی، ص 331 تا 334
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌مساجد، اولین دانشگاههای جهان اسلام❌
⚠️با شروع اسلام، علم آموزی مسلمانان نیز آغاز شد. جایگاه اصلی آموزش در اسلام، مساجد بود که حلقه های درس در آن بدون درنگُ وقفه برپا میشد. ابن هشام میگوید پیامبر هنگام هجرت از مکه نگاهی به کعبه انداخت و فرمود: بخدا سوگند تو دوست داشتنی ترین زمین خدا در نزد منی و دوست داشتنی ترین زمین در چشم خدایی. اگر مجبور به ترک تو نبودم از تو جدا نمیشدم. طبیعی بود که مسلمانان باید جایگاهی برای پرستش خداوند ایجاد کنند، در نتیجه، پیامبر در مسیرش به مدینه مسجد قبا را بنا کرد که نخستین مسجد در اسلام بود و حلقه های علم در مسجد قبا و سپس در مسجد خویش در مدینه برپا کرد و به یارانش دانستنی های دینی و دنیایی می آموخت. به این ترتیب رسول الله صلی الله علیه و سلم اولین معلم و استاد در اسلام بود که به یارانش علم می آموخت و مسجد اولین مدرسه و دانشگاه در اسلام بود.
⚠️برای فهم اهمیت مساجد باید به یاد داشت که مساجد کانونهای سیاسی، دادگاههای دادرسی و نهادهای آموزشی و فراتر از همه، جایگاه های پرستش و نیایش بودند. بدینگونه اسلام هر جا که پا می گذاشت، بنیاد یک مسجد ضروری بود. گویند عمر بن خطاب رضی الله عنه به استانداران خود در بصره، کوفه، سوریه و مصر فرمانی صادر کرد تا هر کدام مسجد جامعی بسازند تا مردم برای برگزاری نماز آدینه در آنجا گرد آیند. گذشته از جامع برای نماز آدینه به هر قبیله سفارش شد مسجدی برای خود بسازند، بدینگونه شمار مساجد در شهرها به سرعت افزایش یافت تا جاییکه یعقوبی بیان میکند که در قرن3 هجری سی هزار مسجد در بغداد برشمرده است. در سال 265ه ق احمد بن طولون مسجد خود را در قطایع ساخت، از آن پس نماز جمعه در جامع عسکر برگزار میشد. در 360ه ق جوهر صقلی مسجد معروف الازهر را پی افکند. این مسجد در 378 ه ق به پژوهشها و بررسی های علمی ویژگی یافت و پیوسته تا کنون یکی از دانشگاههای مهم جهان اسلام بوده است. در روزگار ابن جُبیر مصر انباشه از مساجد بود، چنانکه می گفتند اسکندریه 12هزار مسجد داشت. در زمینه آموزش در اسلام به معرفی چند مسجد از میان هزاران مسجد می پردازیم:
1⃣ مسجد جامع منصور در سال 145 ه ق همراه با ساخت شهر بغداد بدست منصور خلیفه عباسی رحمه الله، ساخته شد. هزینه ساخت آن 18میلیون دینار بود و به روزگار هارون الرشید بازسازی شد و در زمان معتضد گسترش یافت تا انبوه مردمی که به آنجا می آمدند را در خود جای دهد. این مسجد برجسته ترین مدرسه و آرمان همه دانشمندان بود و به اندازه ای مهم بود که خطیب بغدادی در حج از آب زمزم نوشید و سه چیز از خداوند خواست، یکی از آنها این بود که کار تدریس در این مسجد به او واگذار شود.
2⃣ مسجد جامع دمشق که از عجایب چهارگانه قرون میانی است که بدست خلیفه اموی ولید بن عبدالملک رحمه الله ساخته شد که برای ساخت این مسجد درآمد هفت ساله کشور تخصیص یافت و ساختش 8سال به دراز کشید و صورت هزینه های ساختمان و گسترش مسجد را 18شتر حمل میکردند. این مسجد یکی از کانونهای آموزشی در جهان اسلام بود و استاتید بسیاری در آن تدریس می کردند.
3⃣ مسجد جامع عمرو که در سال 21 ه ق توسط عمرو بن عاص رضی الله عنه در مصر ساخته شد و چندین بار بازسازی و گسترش یافت. مقریزی گزارش میدهد که پیش از وبای سال 249ه ق مسجد جامع عمرو چهلو اندی حلقه درسی و آموزشی داشت که هیچگاه از کار نایستاد هشت زاویه در این مسجد وجود داشت که سه زاویه آن را یادآور میشویم
1_زاویه امام شافعی رحمه الله که خود در آنجا تدریس می کرد که بهترین دانشمندان و نامی ترین فقها برای تدریس به آن زاویه می رفتند. 2_ زاویه مجدیه که وزیر بزرگ مجدالدین بوالاشبال وزیر ملک اشرف آنرا سامان داد و قاضی القضات وجیه الدین عبدالوهاب بهنسی را جهت تدریس در آنجا گماشت. 3_ زاویه صاحبیه این زاویه را محمد فخرالدین وزیر، پرداخت و دو تن استاد یکی مالکی و دیگری شافعی را بر آن گماشت. در مسجد جامع عمرو انجمن های ادبی هم برگزار میشد، گویند امام طبری رحمه الله در 253ه ق انجمنی در آن بنیاد نهاد. عبدالله بن عباس رضی الله عنه نیز روزهای سه شنبه در کعبه انجمن تفسیر قرآن برپا میکرد و انجمن ربیعه الرای در مسجد مدینه برگزار میشد که امام حسن شیبانی رحمه الله در آن فقه آموزش میداد. امام حسن بصری رحمه الله انجمنی در رابطه با دانش کلام در این مسجد داشت. در مسجد قرناطه(گرانادا اسپانیا)نیز یک مسلمان دستوردان عربی شاگردان زیادی داشت. انجمنهای شعر در مسجد مدینه و مسجد بصره برپا بود. تفسیر، حدیث، فقه و ستاره شناسی در مسجد ابن طولون آموخته میشد. پزشکی هم در مسجد آموخته میشد. عبداللطیف بغدادی میگوید در بامداد و ساعات واپسین روز در الازهر تدریس میکرد و در نیمه روز یک دانشمند به او پزشکی می آموخت.
📚منبع:
تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ص114تا 122
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇
⚠️با شروع اسلام، علم آموزی مسلمانان نیز آغاز شد. جایگاه اصلی آموزش در اسلام، مساجد بود که حلقه های درس در آن بدون درنگُ وقفه برپا میشد. ابن هشام میگوید پیامبر هنگام هجرت از مکه نگاهی به کعبه انداخت و فرمود: بخدا سوگند تو دوست داشتنی ترین زمین خدا در نزد منی و دوست داشتنی ترین زمین در چشم خدایی. اگر مجبور به ترک تو نبودم از تو جدا نمیشدم. طبیعی بود که مسلمانان باید جایگاهی برای پرستش خداوند ایجاد کنند، در نتیجه، پیامبر در مسیرش به مدینه مسجد قبا را بنا کرد که نخستین مسجد در اسلام بود و حلقه های علم در مسجد قبا و سپس در مسجد خویش در مدینه برپا کرد و به یارانش دانستنی های دینی و دنیایی می آموخت. به این ترتیب رسول الله صلی الله علیه و سلم اولین معلم و استاد در اسلام بود که به یارانش علم می آموخت و مسجد اولین مدرسه و دانشگاه در اسلام بود.
⚠️برای فهم اهمیت مساجد باید به یاد داشت که مساجد کانونهای سیاسی، دادگاههای دادرسی و نهادهای آموزشی و فراتر از همه، جایگاه های پرستش و نیایش بودند. بدینگونه اسلام هر جا که پا می گذاشت، بنیاد یک مسجد ضروری بود. گویند عمر بن خطاب رضی الله عنه به استانداران خود در بصره، کوفه، سوریه و مصر فرمانی صادر کرد تا هر کدام مسجد جامعی بسازند تا مردم برای برگزاری نماز آدینه در آنجا گرد آیند. گذشته از جامع برای نماز آدینه به هر قبیله سفارش شد مسجدی برای خود بسازند، بدینگونه شمار مساجد در شهرها به سرعت افزایش یافت تا جاییکه یعقوبی بیان میکند که در قرن3 هجری سی هزار مسجد در بغداد برشمرده است. در سال 265ه ق احمد بن طولون مسجد خود را در قطایع ساخت، از آن پس نماز جمعه در جامع عسکر برگزار میشد. در 360ه ق جوهر صقلی مسجد معروف الازهر را پی افکند. این مسجد در 378 ه ق به پژوهشها و بررسی های علمی ویژگی یافت و پیوسته تا کنون یکی از دانشگاههای مهم جهان اسلام بوده است. در روزگار ابن جُبیر مصر انباشه از مساجد بود، چنانکه می گفتند اسکندریه 12هزار مسجد داشت. در زمینه آموزش در اسلام به معرفی چند مسجد از میان هزاران مسجد می پردازیم:
1⃣ مسجد جامع منصور در سال 145 ه ق همراه با ساخت شهر بغداد بدست منصور خلیفه عباسی رحمه الله، ساخته شد. هزینه ساخت آن 18میلیون دینار بود و به روزگار هارون الرشید بازسازی شد و در زمان معتضد گسترش یافت تا انبوه مردمی که به آنجا می آمدند را در خود جای دهد. این مسجد برجسته ترین مدرسه و آرمان همه دانشمندان بود و به اندازه ای مهم بود که خطیب بغدادی در حج از آب زمزم نوشید و سه چیز از خداوند خواست، یکی از آنها این بود که کار تدریس در این مسجد به او واگذار شود.
2⃣ مسجد جامع دمشق که از عجایب چهارگانه قرون میانی است که بدست خلیفه اموی ولید بن عبدالملک رحمه الله ساخته شد که برای ساخت این مسجد درآمد هفت ساله کشور تخصیص یافت و ساختش 8سال به دراز کشید و صورت هزینه های ساختمان و گسترش مسجد را 18شتر حمل میکردند. این مسجد یکی از کانونهای آموزشی در جهان اسلام بود و استاتید بسیاری در آن تدریس می کردند.
3⃣ مسجد جامع عمرو که در سال 21 ه ق توسط عمرو بن عاص رضی الله عنه در مصر ساخته شد و چندین بار بازسازی و گسترش یافت. مقریزی گزارش میدهد که پیش از وبای سال 249ه ق مسجد جامع عمرو چهلو اندی حلقه درسی و آموزشی داشت که هیچگاه از کار نایستاد هشت زاویه در این مسجد وجود داشت که سه زاویه آن را یادآور میشویم
1_زاویه امام شافعی رحمه الله که خود در آنجا تدریس می کرد که بهترین دانشمندان و نامی ترین فقها برای تدریس به آن زاویه می رفتند. 2_ زاویه مجدیه که وزیر بزرگ مجدالدین بوالاشبال وزیر ملک اشرف آنرا سامان داد و قاضی القضات وجیه الدین عبدالوهاب بهنسی را جهت تدریس در آنجا گماشت. 3_ زاویه صاحبیه این زاویه را محمد فخرالدین وزیر، پرداخت و دو تن استاد یکی مالکی و دیگری شافعی را بر آن گماشت. در مسجد جامع عمرو انجمن های ادبی هم برگزار میشد، گویند امام طبری رحمه الله در 253ه ق انجمنی در آن بنیاد نهاد. عبدالله بن عباس رضی الله عنه نیز روزهای سه شنبه در کعبه انجمن تفسیر قرآن برپا میکرد و انجمن ربیعه الرای در مسجد مدینه برگزار میشد که امام حسن شیبانی رحمه الله در آن فقه آموزش میداد. امام حسن بصری رحمه الله انجمنی در رابطه با دانش کلام در این مسجد داشت. در مسجد قرناطه(گرانادا اسپانیا)نیز یک مسلمان دستوردان عربی شاگردان زیادی داشت. انجمنهای شعر در مسجد مدینه و مسجد بصره برپا بود. تفسیر، حدیث، فقه و ستاره شناسی در مسجد ابن طولون آموخته میشد. پزشکی هم در مسجد آموخته میشد. عبداللطیف بغدادی میگوید در بامداد و ساعات واپسین روز در الازهر تدریس میکرد و در نیمه روز یک دانشمند به او پزشکی می آموخت.
📚منبع:
تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ص114تا 122
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇
⚠️ مساجد، اولین دانشگاههای جهان اسلام. تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان مصر، احمد شلبی، ترجمه محمدحسین ساکت، ص 114 تا 122
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ مساجد، اولین دانشگاههای جهان اسلام. تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان مصر، احمد شلبی، ترجمه محمدحسین ساکت، ص 114 تا 122
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ سخن یک مورخ شیعه و صادق هدایت، درباره ملا محمد باقر مجلسی و بحارالانوار ❌
⚠️صادق هدایت در خانواده ای معتقد و شیعه مذهب متولد شد. هنگامیکه مصطفی فرزانه در اتاقی در خانه پدری صادق هدایت نشسته بود، صادق هدایت کتابی را به دست مصطفی فرزانه میدهد و به او میگوید: « نگاه کن، این مرد، محمد باقر مجلسی، بیست و چهار جلد کتاب نوشته تا خودش از حماقت در بیاید ولی دیگران را احمق کند، اسمش را هم گذاشته دریاهای نور یا همان بحار الانوار که در حد یک آفتابه خلاء(توالت) است»
📚منبع: آشنایی با صادق هدایت، ج1، دکتر مصطفی فرزانه، ص126، چاپ پاریس 1988
ناگفته نماند که محمدهاشم آصف شیعه مذهب در کتاب رستم التواریخ توصیف "خر صالح" را برای ملا محمدباقر مجلسی بکار برده که این ملا یکی از اساتید شاه سلطان حسین صفوی عیّاش بود.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️صادق هدایت در خانواده ای معتقد و شیعه مذهب متولد شد. هنگامیکه مصطفی فرزانه در اتاقی در خانه پدری صادق هدایت نشسته بود، صادق هدایت کتابی را به دست مصطفی فرزانه میدهد و به او میگوید: « نگاه کن، این مرد، محمد باقر مجلسی، بیست و چهار جلد کتاب نوشته تا خودش از حماقت در بیاید ولی دیگران را احمق کند، اسمش را هم گذاشته دریاهای نور یا همان بحار الانوار که در حد یک آفتابه خلاء(توالت) است»
📚منبع: آشنایی با صادق هدایت، ج1، دکتر مصطفی فرزانه، ص126، چاپ پاریس 1988
ناگفته نماند که محمدهاشم آصف شیعه مذهب در کتاب رستم التواریخ توصیف "خر صالح" را برای ملا محمدباقر مجلسی بکار برده که این ملا یکی از اساتید شاه سلطان حسین صفوی عیّاش بود.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ محمدعلی جمالزاده یکی از اساتید ادبیات فارسی در مورد صادق هدایت ملحد می نویسد: «من معتقدم اگر در آخرین ایام عمرش(صادق هدایت) در پاریس با اشخاص بهتر و مرتب تری نشست و برخاست پیدا کرده بود که اهل خمر و دود و غیره نباشند، خودکشی نمیکرد(یا شاید نمیکرد)». از سخن جمالزاده پیداست که صادق هدایت با چه قشر منحرفی دمخور و همنشین بوده. اما برخی روحیات صادق هدایت شاید به مزاج پان فارسها و باستانگرایان و کوروش پرستان خوش نیاید، زیرا صادق هدایت در نامه ای که به مجتبی مینوی به تاریخ 27 شهریور 1337 می نویسد چنین میگوید: «من میگویم باید اخ و تُف روی گُبلز و هیتلر انداخت».
⚠️ فساد اخلاقی صادق هدایت بخش مشهود و پررنگی از اخلاقیات منحط این ملحد را شامل میشود. زمانیکه مصطفی فرزانه از هدایت می پرسد شما ضد زن و زنها نیستید? صادق هدایت اینگونه پاسخ میدهد: « اگر منظورت این است که چرا خانم بازی نمیکنم، علت جای دیگریست، اولندش کو دختر تر و تمیز و تودل برو که بخواهد با من مغازله کند? نه ماشین آمریکایی دارم نه برو برو و دم و دستگاهی، اگر قرار باشد با لگوری ها، خاک تو سری کنم، نصیب نشود. روسپی های این ملک هم مثل روسپی های همه دنیا باب دندان مردان شهر و مملکت خودشان هستند، روسپی های اینجا دست پروده مردهای اینجا هستند، همه شان دریده و وقیح....». نفرت صادق هدایت از روسپیان ایرانی بخاطر اخلاقمندی این شخص نبوده بلکه روسپی گری یک فاحشه ایرانی باب طبع و میل صادق هدایت نبوده، ضمن اینکه مردان ایرانی را مردانی دریده و وقیح معرفی میکند. ناگفته نماند که یک فاحشه در اصفهان، هنگامیکه صادق هدایت برای زنا با او خلوت میکند با چکهای آبدار و فحشهای رکیک از هدایت پذیرایی میکند و صادق هدایت حالا با چه وضعی پا به فرار می گذارد. فساد اخلاقی صادق هدایت تا حدی بود که در هند به زن شوهردار هم پیشنهاد همخوابگی در ازای پول میکند و در ادامه این صادق هدایت است که مدعی میشود ضعیفه جات(زنان) با وی دشمن هستند.
⚠️ بخشی دیگر از اخلاقیات صادق هدایت که قطعا خوشامد باستانگرایان آریایی نمی باشد، کتاب "وغ وغ ساهاب" است. که در این کتاب شعری اهانت آمیز نسبت به شاه پهلوی می نویسد:
ذات شاهانه چون یبوست یافت
گشت کون مبارکش خونی...
⚠️ صادق هدایت، ملحدی بود که سرسپردگی بسیاری به غرب داشت. او معتقد بود که اگر کتبش به زبان فرنگی چاپ شود، ما هم میشویم داخل آدم، یعنی آدم به حساب می آییم. صادق هدایت می گفت ما جزو ملل "پست" و "عقب مانده" هستیم که اصلا حق اظهار لحیه نداریم !
📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 19، 25، 75 تا 77، 93 و 117
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ محمدعلی جمالزاده یکی از اساتید ادبیات فارسی در مورد صادق هدایت ملحد می نویسد: «من معتقدم اگر در آخرین ایام عمرش(صادق هدایت) در پاریس با اشخاص بهتر و مرتب تری نشست و برخاست پیدا کرده بود که اهل خمر و دود و غیره نباشند، خودکشی نمیکرد(یا شاید نمیکرد)». از سخن جمالزاده پیداست که صادق هدایت با چه قشر منحرفی دمخور و همنشین بوده. اما برخی روحیات صادق هدایت شاید به مزاج پان فارسها و باستانگرایان و کوروش پرستان خوش نیاید، زیرا صادق هدایت در نامه ای که به مجتبی مینوی به تاریخ 27 شهریور 1337 می نویسد چنین میگوید: «من میگویم باید اخ و تُف روی گُبلز و هیتلر انداخت».
⚠️ فساد اخلاقی صادق هدایت بخش مشهود و پررنگی از اخلاقیات منحط این ملحد را شامل میشود. زمانیکه مصطفی فرزانه از هدایت می پرسد شما ضد زن و زنها نیستید? صادق هدایت اینگونه پاسخ میدهد: « اگر منظورت این است که چرا خانم بازی نمیکنم، علت جای دیگریست، اولندش کو دختر تر و تمیز و تودل برو که بخواهد با من مغازله کند? نه ماشین آمریکایی دارم نه برو برو و دم و دستگاهی، اگر قرار باشد با لگوری ها، خاک تو سری کنم، نصیب نشود. روسپی های این ملک هم مثل روسپی های همه دنیا باب دندان مردان شهر و مملکت خودشان هستند، روسپی های اینجا دست پروده مردهای اینجا هستند، همه شان دریده و وقیح....». نفرت صادق هدایت از روسپیان ایرانی بخاطر اخلاقمندی این شخص نبوده بلکه روسپی گری یک فاحشه ایرانی باب طبع و میل صادق هدایت نبوده، ضمن اینکه مردان ایرانی را مردانی دریده و وقیح معرفی میکند. ناگفته نماند که یک فاحشه در اصفهان، هنگامیکه صادق هدایت برای زنا با او خلوت میکند با چکهای آبدار و فحشهای رکیک از هدایت پذیرایی میکند و صادق هدایت حالا با چه وضعی پا به فرار می گذارد. فساد اخلاقی صادق هدایت تا حدی بود که در هند به زن شوهردار هم پیشنهاد همخوابگی در ازای پول میکند و در ادامه این صادق هدایت است که مدعی میشود ضعیفه جات(زنان) با وی دشمن هستند.
⚠️ بخشی دیگر از اخلاقیات صادق هدایت که قطعا خوشامد باستانگرایان آریایی نمی باشد، کتاب "وغ وغ ساهاب" است. که در این کتاب شعری اهانت آمیز نسبت به شاه پهلوی می نویسد:
ذات شاهانه چون یبوست یافت
گشت کون مبارکش خونی...
⚠️ صادق هدایت، ملحدی بود که سرسپردگی بسیاری به غرب داشت. او معتقد بود که اگر کتبش به زبان فرنگی چاپ شود، ما هم میشویم داخل آدم، یعنی آدم به حساب می آییم. صادق هدایت می گفت ما جزو ملل "پست" و "عقب مانده" هستیم که اصلا حق اظهار لحیه نداریم !
📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 19، 25، 75 تا 77، 93 و 117
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت. آشنایی با صادق هدایت، دکتر مصطفی فرزانه، ج1، چاپ 1988 پاریس، ص 19، 25، 75 تا 77، 93 و 117
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت. آشنایی با صادق هدایت، دکتر مصطفی فرزانه، ج1، چاپ 1988 پاریس، ص 19، 25، 75 تا 77، 93 و 117
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ناگفته هایی از اخلاقیات صادق هدایت❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ صادق هدایت ملحد، یکی از منتقدان نظام شاهنشاهی خاندان پهلوی بود و فرهنگ جامعه معاصر پهلوی بود که مسبب این فرهنگ تنزّل یافته را نظام شاهنشاهی می دانست. صادق هدایت توی اتاقش با مصطفی فرزانه ایستاده بود که می رود پشت پنجره و خطاب به مصطفی فرزانه می گوید: «آن پسر را توی پنجره اتاقش می بینی?... دارد سرش را شانه میزند. از صبح تا شب کارش این است که جلوی آینه بایستد و موهایش را شانه بزند، هرگز ندیده ام نه یک کتاب به دستش باشد، نه یک روزنامه. فقط موهایش را صاف می کند. ایناش ! اینم نسل جوان کشور شاهنشاهی مرده شور ».
⚠️ صادق هدایت انسان مؤدبی نبود و بسیار فحاش بود و فحش را مایه تعادل آدمیزاد می دانست. مصطفی فرزانه به صادق هدایت میگوید: «معذرت میخواهم، خود شما می گفتید که آدم، بی فحش دق میکند. صادق هدایت میگوید: بله همین جور هم هست. اگر کتابهای فروید را سرسری نمیخواندی می دیدی که فحش یکی از اصول تعادل آدمیزاد است. اگر فحش نباشد، بله آدم دق میکند. هر زبانی که فحش مند است دق دل مردمش بیشتر است. از تعداد فحش و نوع فحش هر زبانی میشود از اوضاع مردمی که توی یک ناحیه هستند سر درآورد و رابطه بینشان را کشف کرد.(صادق هدایت چه معیار احمقانه ای برای شناخت وضع مردم و روابط اجتماعی داشته). زبان فارسی اگر هیچ چیز نداشته باشد، فحش آبدار زیاد دارد، ما که سر این ثروت عظیم نشسته ایم چرا ولخرجی نکنیم? هان دوست عزیزم? شما را چه میشود? دیگر یک چُس فحش هم بما نمیتوانی ببینی? بله ایمایه اینجوری هستیم. میخوای بخوا، نمیخوای نخوا. موجودی هستیم فحش مند و تا دلمان میخواهد فحش ریخت و پاش می کنیم تا همه عبرت بگیرند».
⚠️ یکی دیگر از خصوصیات رفتاری صادق هدایت، اعتیادش به مواد مخدر بود. مصطفی فرزانه هنگامیکه در اتاق صادق هدایت نشسته بود، میخواست سوالی کند که صادق هدایت با اشاره دست از او میخواهد که خاموش باشد، سپس درٍ گنجه هزار بیشه اش را باز کرد، یک بسته کوچک مثه بسته داروسازهای قدیمی در آورد و آنرا با احتیاط باز نمود و گذاشت جلویش روی میز. آنوقت بفهمی نفهمی لبخندی زد و نگاه پر معنایی به مصطفی فرزانه انداخت. محتوای بسته، گرد سفیدی بود که مقداری ازین گرد سفید را با نفسی عمیق استنشاق کرد و بعد بسته را با احتیاط سرجایش درون گنجه گذاشت و پره های دماغش را مالید. صادق هدایت گفت: هان? حیرت کردی? این را بهش می گویند "کوکائین" علف خرس نیست.
⚠️ مصطفی فرزانه میگوید: «یک شب دیر وقت با صادق هدایت از خانه پدری اش بیرون زدیم، هنوز چند قدم از منزل دور نشده بودیم که هدایت رفت به طرف یک دیوار کاهگلی، چند قدمی یک درخت چنار و شروع کرد به شاشیدن. میگفت: ما هم یک عمل اگزیستانسیالیست(=اصالت وجود) بکنیم تا همه عبرت بگیرند. ما ملت اگزیستانسیالیست سر خود هستیم. صورتمان را نمی تراشیم، سلمانی نمیکنیم، جلوی همدیگر آروغ میزنیم و حتی شاعر شیرین سخنمان "شهریار" میان اشعار لطیفه اش، زندگی را "آروغ" میداند». صادق هدایت به شاشیدن در معبر عمومی افتخار میکرد و آنرا بخشی از اصالت ایرانی بودنش میدانست.
❗️نکته: واقعا یک ملحد چقدر میتواند تهی از شعور و شخصیت باشد که مفلوکی چون صادق هدایت با این اخلاقیات سخیفش را، تمجید یا الگوبرداری کند.
📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 131 و 132 و 136 و 137 و 138
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ صادق هدایت ملحد، یکی از منتقدان نظام شاهنشاهی خاندان پهلوی بود و فرهنگ جامعه معاصر پهلوی بود که مسبب این فرهنگ تنزّل یافته را نظام شاهنشاهی می دانست. صادق هدایت توی اتاقش با مصطفی فرزانه ایستاده بود که می رود پشت پنجره و خطاب به مصطفی فرزانه می گوید: «آن پسر را توی پنجره اتاقش می بینی?... دارد سرش را شانه میزند. از صبح تا شب کارش این است که جلوی آینه بایستد و موهایش را شانه بزند، هرگز ندیده ام نه یک کتاب به دستش باشد، نه یک روزنامه. فقط موهایش را صاف می کند. ایناش ! اینم نسل جوان کشور شاهنشاهی مرده شور ».
⚠️ صادق هدایت انسان مؤدبی نبود و بسیار فحاش بود و فحش را مایه تعادل آدمیزاد می دانست. مصطفی فرزانه به صادق هدایت میگوید: «معذرت میخواهم، خود شما می گفتید که آدم، بی فحش دق میکند. صادق هدایت میگوید: بله همین جور هم هست. اگر کتابهای فروید را سرسری نمیخواندی می دیدی که فحش یکی از اصول تعادل آدمیزاد است. اگر فحش نباشد، بله آدم دق میکند. هر زبانی که فحش مند است دق دل مردمش بیشتر است. از تعداد فحش و نوع فحش هر زبانی میشود از اوضاع مردمی که توی یک ناحیه هستند سر درآورد و رابطه بینشان را کشف کرد.(صادق هدایت چه معیار احمقانه ای برای شناخت وضع مردم و روابط اجتماعی داشته). زبان فارسی اگر هیچ چیز نداشته باشد، فحش آبدار زیاد دارد، ما که سر این ثروت عظیم نشسته ایم چرا ولخرجی نکنیم? هان دوست عزیزم? شما را چه میشود? دیگر یک چُس فحش هم بما نمیتوانی ببینی? بله ایمایه اینجوری هستیم. میخوای بخوا، نمیخوای نخوا. موجودی هستیم فحش مند و تا دلمان میخواهد فحش ریخت و پاش می کنیم تا همه عبرت بگیرند».
⚠️ یکی دیگر از خصوصیات رفتاری صادق هدایت، اعتیادش به مواد مخدر بود. مصطفی فرزانه هنگامیکه در اتاق صادق هدایت نشسته بود، میخواست سوالی کند که صادق هدایت با اشاره دست از او میخواهد که خاموش باشد، سپس درٍ گنجه هزار بیشه اش را باز کرد، یک بسته کوچک مثه بسته داروسازهای قدیمی در آورد و آنرا با احتیاط باز نمود و گذاشت جلویش روی میز. آنوقت بفهمی نفهمی لبخندی زد و نگاه پر معنایی به مصطفی فرزانه انداخت. محتوای بسته، گرد سفیدی بود که مقداری ازین گرد سفید را با نفسی عمیق استنشاق کرد و بعد بسته را با احتیاط سرجایش درون گنجه گذاشت و پره های دماغش را مالید. صادق هدایت گفت: هان? حیرت کردی? این را بهش می گویند "کوکائین" علف خرس نیست.
⚠️ مصطفی فرزانه میگوید: «یک شب دیر وقت با صادق هدایت از خانه پدری اش بیرون زدیم، هنوز چند قدم از منزل دور نشده بودیم که هدایت رفت به طرف یک دیوار کاهگلی، چند قدمی یک درخت چنار و شروع کرد به شاشیدن. میگفت: ما هم یک عمل اگزیستانسیالیست(=اصالت وجود) بکنیم تا همه عبرت بگیرند. ما ملت اگزیستانسیالیست سر خود هستیم. صورتمان را نمی تراشیم، سلمانی نمیکنیم، جلوی همدیگر آروغ میزنیم و حتی شاعر شیرین سخنمان "شهریار" میان اشعار لطیفه اش، زندگی را "آروغ" میداند». صادق هدایت به شاشیدن در معبر عمومی افتخار میکرد و آنرا بخشی از اصالت ایرانی بودنش میدانست.
❗️نکته: واقعا یک ملحد چقدر میتواند تهی از شعور و شخصیت باشد که مفلوکی چون صادق هدایت با این اخلاقیات سخیفش را، تمجید یا الگوبرداری کند.
📚منبع:
آشنایی با صادق هدایت. دکتر مصطفی فرزانه، جلد 1، چاپ پاریس1988، صفحه 131 و 132 و 136 و 137 و 138
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇