4_5890987287906355432.pdf
1.6 MB
📚 کتاب pdf اسطوره های خاورمیانه، پیر گریمال، ترجمه مجتبی عبدالله نژاد.
کتابی مفید پیرامون اسطوره های سومر، بابل، هیتی ها، هوریایی ها و سرزمینهای سامی باختر بر اساس متون و الواح باستانی.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
کتابی مفید پیرامون اسطوره های سومر، بابل، هیتی ها، هوریایی ها و سرزمینهای سامی باختر بر اساس متون و الواح باستانی.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌اشتباه فاحش اوستا❌
⚠️طبق مهر یشت اوستا، کرده چهارم، بند 13: «ایزد مهر(میثره/میترا) نخستین ایزدی مینُوی است که پیش از دمیدن "خورشید جاودانه(فنا ناپذیر)" تیز اسب، بر فراز کوه البرز برآید». طبق یافته های دانشمندان علوم کیهان، خورشید جاودانه و فناناپذیر نیست، زیرا خاموش می شود و میمیرد.
https://bigbangpage.com/?p=18150
همچنین طبق کلام الله تعالی در قرآن سوره تکویر آیه 1 میخوانیم: «اذا الشّمسُ کُوّرت». یعنی آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود و تاریک شود.
معنی "کوّرت" در رابطه با خورشید در این آیه یعنی: پیچانده شد و نورش از بین رفت. {كُوِّرَتْ} ... لُفَّتْ، وَذَهَبَ ضَوْؤُهَا.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️طبق مهر یشت اوستا، کرده چهارم، بند 13: «ایزد مهر(میثره/میترا) نخستین ایزدی مینُوی است که پیش از دمیدن "خورشید جاودانه(فنا ناپذیر)" تیز اسب، بر فراز کوه البرز برآید». طبق یافته های دانشمندان علوم کیهان، خورشید جاودانه و فناناپذیر نیست، زیرا خاموش می شود و میمیرد.
https://bigbangpage.com/?p=18150
همچنین طبق کلام الله تعالی در قرآن سوره تکویر آیه 1 میخوانیم: «اذا الشّمسُ کُوّرت». یعنی آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود و تاریک شود.
معنی "کوّرت" در رابطه با خورشید در این آیه یعنی: پیچانده شد و نورش از بین رفت. {كُوِّرَتْ} ... لُفَّتْ، وَذَهَبَ ضَوْؤُهَا.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from رد شبهات ملحدین
#خبر
🔴بعد از مدتها انتظار، جلد سوم کتاب "الحاد نوین باتلاق رنگین" به بازار آمد...
bit.ly/2Z90kTt
📚نام کتاب: الحاد نوین باتلاق رنگین (جلد سوم)
✍نویسنده: مراد یوسفی
📄تعداد صفحات: 768
الحاد نوین باتلاق رنگین، کتابی که بعد از نشر آن تحول بزرگی را در بخش رد الحاد ایجاد کرد. کتابی که سادگی پاسخها و قابل درک بودن آن برای همه مردم در اقشار مختلف جامعه، از ویژگیهای اصلی و بارز آن است.
سه کتاب دیگر نویسندهی کتابهای "الحاد نوین باتلاق رنگین" که قبلا بصورت pdf برای دانلود رایگان منتشر شده است:
🔻قرآن و علم؛ تضاد یا تطابق (پاسخ عقلی به 41 اشکال علمی مطرح شده برای قرآن - تمام اشکالات)
🌐 t.me/no_atheism/2462
🔻نقد مختصر قرآنیون (منکران سنت پیامبر)
🌐 t.me/no_atheism/2327
🔻منزه است کلام خدا (پاسخ به ۹۲ تناقض مطرح شده برای آیات قرآن - تمام تناقضات و تضادها)
🌐 t.me/no_atheism/2804
الحمدلله کتاب "الحاد نوین، باتلاق رنگین" جوانان زیادی را از الحاد و ناباوری نجات داده است. خداوند به نویسنده این مجموعه کتابها و تمام کسانی که در معرفی و نشر آن تلاش میکنند پاداش خیر دهد.
در شرایط فعلی که دشمنان اسلام با تمام توان خود شبهات را علیه اسلام منتشر میکنند و مسلمانان شب و روز با این شبهات مواجه میشوند، لازم است در خانهی هر مسلمانی و همچنین مساجد این کتاب وجود داشته باشد تا سوالاتی که برای مردم از اقشار و سنین مختلف ایجاد میشود جوابهایی برایشان در دسترس باشد. مطالبی که اسلامستیزان این روزها با نیرنگ و حیلهگیری آن را بیان میکنند تا جوانان را در باتلاق الحاد و ناباوری فرو برند و شبهاتشان را در قالبهای مختلف در فیلمها و سریالها، کتابها و نوشتههای اینترنتی، تصاویر احساسی و جوکهای مختلف منتشر میکنند.
🔻توجه: تا جایی که میتوانید حتما کتابهای "الحاد نوین باتلاق رنگین" را از کتابفروشیهای دینی تهیه کنید (برای حمایت و تداوم کارشان) و در صورت عدم دسترسی به آنها، میتوانید کتاب را بصورت اینترنتی از نشر احسان سفارش دهید.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
🔴بعد از مدتها انتظار، جلد سوم کتاب "الحاد نوین باتلاق رنگین" به بازار آمد...
bit.ly/2Z90kTt
📚نام کتاب: الحاد نوین باتلاق رنگین (جلد سوم)
✍نویسنده: مراد یوسفی
📄تعداد صفحات: 768
الحاد نوین باتلاق رنگین، کتابی که بعد از نشر آن تحول بزرگی را در بخش رد الحاد ایجاد کرد. کتابی که سادگی پاسخها و قابل درک بودن آن برای همه مردم در اقشار مختلف جامعه، از ویژگیهای اصلی و بارز آن است.
سه کتاب دیگر نویسندهی کتابهای "الحاد نوین باتلاق رنگین" که قبلا بصورت pdf برای دانلود رایگان منتشر شده است:
🔻قرآن و علم؛ تضاد یا تطابق (پاسخ عقلی به 41 اشکال علمی مطرح شده برای قرآن - تمام اشکالات)
🌐 t.me/no_atheism/2462
🔻نقد مختصر قرآنیون (منکران سنت پیامبر)
🌐 t.me/no_atheism/2327
🔻منزه است کلام خدا (پاسخ به ۹۲ تناقض مطرح شده برای آیات قرآن - تمام تناقضات و تضادها)
🌐 t.me/no_atheism/2804
الحمدلله کتاب "الحاد نوین، باتلاق رنگین" جوانان زیادی را از الحاد و ناباوری نجات داده است. خداوند به نویسنده این مجموعه کتابها و تمام کسانی که در معرفی و نشر آن تلاش میکنند پاداش خیر دهد.
در شرایط فعلی که دشمنان اسلام با تمام توان خود شبهات را علیه اسلام منتشر میکنند و مسلمانان شب و روز با این شبهات مواجه میشوند، لازم است در خانهی هر مسلمانی و همچنین مساجد این کتاب وجود داشته باشد تا سوالاتی که برای مردم از اقشار و سنین مختلف ایجاد میشود جوابهایی برایشان در دسترس باشد. مطالبی که اسلامستیزان این روزها با نیرنگ و حیلهگیری آن را بیان میکنند تا جوانان را در باتلاق الحاد و ناباوری فرو برند و شبهاتشان را در قالبهای مختلف در فیلمها و سریالها، کتابها و نوشتههای اینترنتی، تصاویر احساسی و جوکهای مختلف منتشر میکنند.
🔻توجه: تا جایی که میتوانید حتما کتابهای "الحاد نوین باتلاق رنگین" را از کتابفروشیهای دینی تهیه کنید (برای حمایت و تداوم کارشان) و در صورت عدم دسترسی به آنها، میتوانید کتاب را بصورت اینترنتی از نشر احسان سفارش دهید.
✾•┈┈••✦❀✦••┈┈•✾
@no_atheism
(رد شبهات ملحدین)
❌ اسلام از همان آغاز بر سواد آموزی و ترویج علم و دانش تاکید داشت ❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️هنگامیکه اسلام آمد فقط 17 نفر از قریش خواندن و نوشتن می دانستند. در پاسخ به نیازهای دین تازه و روش سیاسی نوینی که پدید آمد، مردم به تندی و گرمی به خواندن و نوشتن رو آوردند. در غزوه بدر، رسول الله صلی الله علیه و سلم آن اسیرانی که به مسلمانان خواندن و نوشتن بیاموزند را آزاد می کرد و این امر رایج گشت و نتیجه کار این بود که بسیاری از مسلمان زادگان خواندن و نوشتن آموختند.
⚠️اگناس گلدزیهر در دانشنامه ادیان و اخلاق، اثبات میکند که مکتب های آموزش دهنده قرآن و دانش ابتدایی مقدمات دین اسلام به آغاز اسلام باز میگردد، دلایل گلدزیهر به این شرح می باشد:
1⃣ امّ سلمه رضی الله عنها، همسر پیامبر، یکبار از یک آموزگار مکتب خواست تا چند بچه که در مکتب خانه آموزش می دیدند برایش بفرستند تا در ریسیدن و بافتن پشم به او یاری دهند.
2⃣ عمر بن میمون متنی را از بر میکرد که انسان را از چشم زخم نگاه میداشت و آن را به سعد ابن ابی وقاص رضی الله عنه پیوند میداد که او به فرزندانش می آموخت و برایشان می نوشت و میگفت: من همان کاری میکنم که آموزگار با شاگردانش انجام می دهد.
3⃣ ابن عمر و ابو اُسید به مناسبتی از مکتبی می گذشتند که نگاه شاگردان را به سوی خود کشاندند.
4⃣ لوح(تخته تمرین در آموزش خواندن و نوشتن) از دیرباز وجود داشته است. از امّ درداء رضی الله عنها روایت شده است که بر چنین تخته ای جمله هایی در حکمت و خرد می نوشت تا شاگردی که پیش او خواندن و نوشتن می آموخت آنها را بعنوان درس فرا گیرد.
⚠️قزوینی در کتاب اخبار البلاد پرتوی چند بر این مسئله می افشاند، آنجا که می نویسد: حجاج بن یوسف، در آغاز کارش، آموزگار وشاقیّه ی سلیمان نعیم، وزیر عبدالملک مروان بود، این وزیر به حجاج در دربار شغلی داد که نخستین گام در نام آوری حجاج بود. برخی کودکان نیز همراه با بزرگان به حلقه های درس در مساجد می پیوستند. سیدنا علی و عبدالله بن عباس رضی الله عنهم در شمار این اندک کودکان بودند. اما آموزش کودکان از مسجد به مکتب خانه انتقال یافت و امام مالک رحمه الله در پاسخ به پرسشی گفت: از دیدگاه من روا نتواند بود، زیرا کودکان نمی توانند پاکی و طهارت مسجد را نگاه دارند. ابوالقاسم بلخی در کوفه، مکتب خانه ای داشت که به 3000 دانش آموز درس می داد که نشان از جایگاه ویژه علم در دین اسلام و بین مسلمین داشت. بلخی دیگری هم به نام احمد بن سهل بود که از همه علوم گذشته و نو آگاهی داشت و به آنها می پرداخت و به روش فیلسوفان می نگاشت، او آموزگار کودکان بود. در قرن دوم هجری شمار مکتب خانه ها و آموزگاران در قلمرو خلافت اسلامی رو به افزایش نهاد که در هر روستایی یک مکتب و گاهی بیشتر بنیاد یافت. ابن حوقل میگوید در دیدارش از سیسیل نزدیک به 300 آموزگار مکتب در شهر پالرمو شمارش کرده است. سیدنا عمر رضی الله عنه برنامه های آموزشی تازه ای برای آموزش کودکان بنیاد نهاد و آنرا نگاشت و برای مردم شهرها فرستاد که چنین است: ... به فرزندان خود شناگری، اسب سواری، مثل های زبانزد و شعر خوب بیاموزید. ابن نوام میگفت: از میان وظایفی که پدران در برابر فرزندان دارند، یاد دادن خواندن، حساب و شناگری است.
📚منبع:
تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، صفحه 58 تا 69
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️هنگامیکه اسلام آمد فقط 17 نفر از قریش خواندن و نوشتن می دانستند. در پاسخ به نیازهای دین تازه و روش سیاسی نوینی که پدید آمد، مردم به تندی و گرمی به خواندن و نوشتن رو آوردند. در غزوه بدر، رسول الله صلی الله علیه و سلم آن اسیرانی که به مسلمانان خواندن و نوشتن بیاموزند را آزاد می کرد و این امر رایج گشت و نتیجه کار این بود که بسیاری از مسلمان زادگان خواندن و نوشتن آموختند.
⚠️اگناس گلدزیهر در دانشنامه ادیان و اخلاق، اثبات میکند که مکتب های آموزش دهنده قرآن و دانش ابتدایی مقدمات دین اسلام به آغاز اسلام باز میگردد، دلایل گلدزیهر به این شرح می باشد:
1⃣ امّ سلمه رضی الله عنها، همسر پیامبر، یکبار از یک آموزگار مکتب خواست تا چند بچه که در مکتب خانه آموزش می دیدند برایش بفرستند تا در ریسیدن و بافتن پشم به او یاری دهند.
2⃣ عمر بن میمون متنی را از بر میکرد که انسان را از چشم زخم نگاه میداشت و آن را به سعد ابن ابی وقاص رضی الله عنه پیوند میداد که او به فرزندانش می آموخت و برایشان می نوشت و میگفت: من همان کاری میکنم که آموزگار با شاگردانش انجام می دهد.
3⃣ ابن عمر و ابو اُسید به مناسبتی از مکتبی می گذشتند که نگاه شاگردان را به سوی خود کشاندند.
4⃣ لوح(تخته تمرین در آموزش خواندن و نوشتن) از دیرباز وجود داشته است. از امّ درداء رضی الله عنها روایت شده است که بر چنین تخته ای جمله هایی در حکمت و خرد می نوشت تا شاگردی که پیش او خواندن و نوشتن می آموخت آنها را بعنوان درس فرا گیرد.
⚠️قزوینی در کتاب اخبار البلاد پرتوی چند بر این مسئله می افشاند، آنجا که می نویسد: حجاج بن یوسف، در آغاز کارش، آموزگار وشاقیّه ی سلیمان نعیم، وزیر عبدالملک مروان بود، این وزیر به حجاج در دربار شغلی داد که نخستین گام در نام آوری حجاج بود. برخی کودکان نیز همراه با بزرگان به حلقه های درس در مساجد می پیوستند. سیدنا علی و عبدالله بن عباس رضی الله عنهم در شمار این اندک کودکان بودند. اما آموزش کودکان از مسجد به مکتب خانه انتقال یافت و امام مالک رحمه الله در پاسخ به پرسشی گفت: از دیدگاه من روا نتواند بود، زیرا کودکان نمی توانند پاکی و طهارت مسجد را نگاه دارند. ابوالقاسم بلخی در کوفه، مکتب خانه ای داشت که به 3000 دانش آموز درس می داد که نشان از جایگاه ویژه علم در دین اسلام و بین مسلمین داشت. بلخی دیگری هم به نام احمد بن سهل بود که از همه علوم گذشته و نو آگاهی داشت و به آنها می پرداخت و به روش فیلسوفان می نگاشت، او آموزگار کودکان بود. در قرن دوم هجری شمار مکتب خانه ها و آموزگاران در قلمرو خلافت اسلامی رو به افزایش نهاد که در هر روستایی یک مکتب و گاهی بیشتر بنیاد یافت. ابن حوقل میگوید در دیدارش از سیسیل نزدیک به 300 آموزگار مکتب در شهر پالرمو شمارش کرده است. سیدنا عمر رضی الله عنه برنامه های آموزشی تازه ای برای آموزش کودکان بنیاد نهاد و آنرا نگاشت و برای مردم شهرها فرستاد که چنین است: ... به فرزندان خود شناگری، اسب سواری، مثل های زبانزد و شعر خوب بیاموزید. ابن نوام میگفت: از میان وظایفی که پدران در برابر فرزندان دارند، یاد دادن خواندن، حساب و شناگری است.
📚منبع:
تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، صفحه 58 تا 69
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اسلام از همان آغاز بر سواد آموزی و ترویج علم و دانش تاکید داشت. تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، صفحه 58 تا 69
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اسلام از همان آغاز بر سواد آموزی و ترویج علم و دانش تاکید داشت. تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، صفحه 58 تا 69
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اسلام از همان آغاز بر سواد آموزی و ترویج علم و دانش تاکید داشت. تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، صفحه 58 تا 69
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ اسلام از همان آغاز بر سواد آموزی و ترویج علم و دانش تاکید داشت ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ در اندلس از قلمرو خلافت اسلامی، روش و برنامه آموزش علم اینگونه بود که از یک سو قرآن و نوشتن آموزش داده میشد و از دیگر سو مانند مردم شرق جهان اسلام شعر خوانی، نامه نگاری، دستور زبان تازی و خوشنویسی را نیز به فرزندان خود می آموختند. مردم آفریقا در قلمرو خلافت، با آموزش قرآن بیشتر به کودکان، حدیث، قوانین علوم دینی و برخی از مسائل آنرا نیز می آموزند. آنگاه به آموختن خوشنویسی می پردازند.
⚠️ در دوره خلافت اموی تالارهای ادبی ساده و بی پیرایه ای پدیدار گشت و در روزگار عباسی این تالارهای ادبی فراوان و گسترده گردیدند. نشست های خلفای راشدین رضی الله عنهم با تالارهای ادبی در این نکته بهم می رسند که هردو به گسترش و دگرگونی فرهنگی خدمت کردند و در راه نشر شناخت و آگاهی کارگر افتادند. معاویه رضی الله عنه برخی از دانشمندان و ادیبان و زندگی نامه نویسان را به نشست خود فرا میخواند تا برای او از تاریخ عرب و رخدادهای زبانزد آن سخن گویند. او از آگاهان تاریخ ایران و روم میخواست تا از سرداران و خسروان و چگونگی سازمان اداری و روش کشورداری آنان برایش بگویند. همنشینی خلفایی چون امیر معاویه رضی الله عنه با دانشمندان نشان از اهمیت علم و دانش در اسلام و بین مسلمین می باشد. در دوره عباسی نیز علم و دانش اهمیت بسزایی داشت، تالارهای ادبی نه تنها در کاخهای خلفای عباسی برگزار می شد بلکه در کاخ های وزیرانشان نیز برگزار میشد که نمودار کامیابی و گستردگی فرهنگ آن دوره مسلمانان بود. در روزگار هارون الرشید اوج این کوشایی آغاز شد. روزگار مأمون که دوران اگوستن فرهنگ تازی خوانده شده است، خود خلیفه یک دانشمند بود و برجسته ترین دانشمندان را از خاور و باختر جهان اسلام برای همنشینی خود برگزید. دربار او پر بود از دانشمندان، ادیبان، شعرا، پزشکان و فیلسوفان که با ملیتها و مسلکها و باورهای گوناگون گرد آمده بودند.
⚠️ ابن هشام میگوید که رسول الله صلی الله علیه و سلم هنگام هجرت از مکه، به کعبه نگاهی انداخت و فرمود: به خدا سوگند تو دوست داشتنی ترین زمین خدا در نزد منی و دوست داشتنی ترین زمین در چشم خدایی، اگر ناگزیر به ترک تو نبودم از تو جدا نمی شدم. پس طبیعی بود که مسلمانان باید جایگاهی پاک برای پرستش خداوند بیابند. در نتیجه پیامبر خدا در سر راه خود به مدینه، هنگام مهاجرت مسجد قبا که نخستین مسجد اسلام است را پی افکندند. حلقه های علم در مسجد قبا برگزار می شد. رسول الله صلی الله علیه و سلم در مسجد خویش در مدینه می نشست و مانند یک معلم به یارانش دانستینهای دین و دنیا یاد می داد. که نشان می دهد علم و تعلیم آن در اسلام با خود رسول الله صلی الله علیه و سلم آغاز شد.
📚منبع:
تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، صفحه 71 تا 115
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ در اندلس از قلمرو خلافت اسلامی، روش و برنامه آموزش علم اینگونه بود که از یک سو قرآن و نوشتن آموزش داده میشد و از دیگر سو مانند مردم شرق جهان اسلام شعر خوانی، نامه نگاری، دستور زبان تازی و خوشنویسی را نیز به فرزندان خود می آموختند. مردم آفریقا در قلمرو خلافت، با آموزش قرآن بیشتر به کودکان، حدیث، قوانین علوم دینی و برخی از مسائل آنرا نیز می آموزند. آنگاه به آموختن خوشنویسی می پردازند.
⚠️ در دوره خلافت اموی تالارهای ادبی ساده و بی پیرایه ای پدیدار گشت و در روزگار عباسی این تالارهای ادبی فراوان و گسترده گردیدند. نشست های خلفای راشدین رضی الله عنهم با تالارهای ادبی در این نکته بهم می رسند که هردو به گسترش و دگرگونی فرهنگی خدمت کردند و در راه نشر شناخت و آگاهی کارگر افتادند. معاویه رضی الله عنه برخی از دانشمندان و ادیبان و زندگی نامه نویسان را به نشست خود فرا میخواند تا برای او از تاریخ عرب و رخدادهای زبانزد آن سخن گویند. او از آگاهان تاریخ ایران و روم میخواست تا از سرداران و خسروان و چگونگی سازمان اداری و روش کشورداری آنان برایش بگویند. همنشینی خلفایی چون امیر معاویه رضی الله عنه با دانشمندان نشان از اهمیت علم و دانش در اسلام و بین مسلمین می باشد. در دوره عباسی نیز علم و دانش اهمیت بسزایی داشت، تالارهای ادبی نه تنها در کاخهای خلفای عباسی برگزار می شد بلکه در کاخ های وزیرانشان نیز برگزار میشد که نمودار کامیابی و گستردگی فرهنگ آن دوره مسلمانان بود. در روزگار هارون الرشید اوج این کوشایی آغاز شد. روزگار مأمون که دوران اگوستن فرهنگ تازی خوانده شده است، خود خلیفه یک دانشمند بود و برجسته ترین دانشمندان را از خاور و باختر جهان اسلام برای همنشینی خود برگزید. دربار او پر بود از دانشمندان، ادیبان، شعرا، پزشکان و فیلسوفان که با ملیتها و مسلکها و باورهای گوناگون گرد آمده بودند.
⚠️ ابن هشام میگوید که رسول الله صلی الله علیه و سلم هنگام هجرت از مکه، به کعبه نگاهی انداخت و فرمود: به خدا سوگند تو دوست داشتنی ترین زمین خدا در نزد منی و دوست داشتنی ترین زمین در چشم خدایی، اگر ناگزیر به ترک تو نبودم از تو جدا نمی شدم. پس طبیعی بود که مسلمانان باید جایگاهی پاک برای پرستش خداوند بیابند. در نتیجه پیامبر خدا در سر راه خود به مدینه، هنگام مهاجرت مسجد قبا که نخستین مسجد اسلام است را پی افکندند. حلقه های علم در مسجد قبا برگزار می شد. رسول الله صلی الله علیه و سلم در مسجد خویش در مدینه می نشست و مانند یک معلم به یارانش دانستینهای دین و دنیا یاد می داد. که نشان می دهد علم و تعلیم آن در اسلام با خود رسول الله صلی الله علیه و سلم آغاز شد.
📚منبع:
تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، صفحه 71 تا 115
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اسلام از همان آغاز بر سواد آموزی و ترویج علم و دانش تاکید داشت. تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، ص71 تا 115
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اسلام از همان آغاز بر سواد آموزی و ترویج علم و دانش تاکید داشت. تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، ص71 تا 115
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اسلام از همان آغاز بر سواد آموزی و ترویج علم و دانش تاکید داشت. تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، ص71 تا 115
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ اولا: این گارد جاویدان دوپینگی، آش دهان سوزی هم نبوده که باستانگرایان اینقدر بزرگش میکنند چون هنگامیکه داریوش در نبرد ماراتن با یونان جنگ کرد، شکست سختی از یونانی ها خورد، لابد کراتین و متانابول گارد جاویدان تمام شده بود یا شاید بخاطر تحریمها تسلیحات نداشتن که بجنگند.
دوما: قبل از هخامنشیان سلسله های مصر باستان، سومر و بابل و آشور و عیلام که همگی در نزدیکی و همسایگی ایران بودند ارتش داشتند.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
دوما: قبل از هخامنشیان سلسله های مصر باستان، سومر و بابل و آشور و عیلام که همگی در نزدیکی و همسایگی ایران بودند ارتش داشتند.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ اساتید و دانشمندان مسلمان حجاز، در صدر اسلام ❌
⚠️با ظهور اسلام و گسترش قلمرو اسلامی پیوند بین عرب و غیر عرب افزایش یافت و شهرهای مهم اسلامی چون مدینه، دمشق و بغداد شهرهای بین المللی گشتند. در کوفه و بصره بیگانگان زیادی بودند بخاطر انبوهی از اسیران ایرانی(ساسانی) که به اسلام گرویدند. زنان بسیاری نیز از ملیت های بیگانه بودند. زناشویی بین این بیگانگان و عرب و حضور حج گذاران که در شهرهای عربی مدتی اُطراق میکردند، باعث شد که زبان عربی(تازی) بیاموزند ولی برایشان محال بود که قواعد پیچیده عربی را یاد بگیرند، لذا یک زبان تازه و دست و پا شکسته تازی بین این بیگانگان رواج یافت که جاحظ آن را زبان نیمه پروده مردم عامی می خواند.
⚠️روزی عربی بیابانی(بادیه نشین) به بازاری درآمد و دید که زبان فصیح و درست تازی بدست سوداگران اندکی فراموش شده. او گفت: سبحان الله، اینان حتی به هنگام چنین لغزشهای دستوری به سودگرای و کسب زیست مایه می پردازند، ما نه لغزش در زبان داریم، نه سود می بریم. گویند مسلمه بن عبدالملک میگفت: نادرستی در سخن گفتن(عربی) از آبله بر چهره داشتن زشت تر است. ابن خلدون درباره نبوغ نهادی عرب که با پیوند میان آنان و ناعربان گزند یافته است سخن میگوید و تاریخ آن را از آمدن اسلام، که آمیختگی عرب با ناعرب بخاطر کشورگشایی ها فزونی یافت، می داند.
⚠️اینجا بود که عرب بادیه نبوغ خود را نشان داد. آنها زبان خود را بصورت سره و ناب حفظ کردند، چون بدویان در صحرا تنها ماندند نژاد سره تازی و زبان پیش از اسلام را نگهداری کردند. آنها با ظهور اسلام در حکم نوابغ و دانشمندان و اساتید زبان سره و فصیح عربی بودند که به بزرگان زبان و قواعد عربی را می آموختند. در مناظره دستور زبانی عربی(مساله زنبوریه) که بین دو دانشمند بزرگ به نامهای کٍسایی و سیبویه رخ داد، خلیفه عباسی یک عرب بادیه نشین را بعنوان داور انتخاب کرد که رأی پایانی را او خواهد داد.
⚠️اکنون زبان سره و درست عربی را باید از نوابغ بادیه می آموختند، عرب بادیه نیز ازین موقعیت سود جست و به روستاها و شهرها رفتند و به آموزش زبان سره عربی پرداختند. ابن ندیم فهرست کاملی از این دانشمندان زبان و قواعد سره عربی را نام می برد که به شهرها می آمدند و آموزش می دادند: ابو البیدا ریاحی که از بادیه به بصره آمد و در ازای دریافت دستمزد به کودکان زبان و قواعد می آموخت. ابوجاموس ثور بن یزید از بادیه به بصره آمد و روزبهان ایرانی(ابن مقفّع) فصاحت از او آموخت. ابوالعُمًیثل عبدالله بن خلید به خراسان رفت و آموزگار پسران عبدالله طاهر بود. عبدالله بن عمرو بن ابی صبح از بادیه به بغداد آمد و بسیاری از دانشمندان سرشناس شاگردان او بودند. اما کسانیکه دارایی داشتند مانند امیران و دانشمندان بلند پرواز به بادیه می رفتند که نقشی مدرسه گونه داشت و چند سالی در بادیه می ماندند و زبان و قواعد صحیح عربی می آموختند. حٍتی(Hitti) میگوید: امیران اموی برای یادگیری زبان سره عربی به صحرای سوریه می رفتند که نقش مدرسه داشت و پسران جوان خود را بدانجا می فرستادند تا در شعر و ادب توانا شوند. معاویه رضی الله عنه پسرش یزید را به همانجا فرستاد. ولید بن عبدالملک را به بیابان نفرستاده بودند بخاطر همین در زبانش لغزش بود. حتی امیران عباسی مانند معتصم نیز برای یادگیری قواعد و زبان سره عربی به بادیه رفتند. دانشمندان زیادی برای یادگیری به بادیه می رفتند، ازجمله: خلیل بن احمد فراهیدی که از او پرسیدند دانش گسترده خود را از کجا آوردی? او گفت: از بیابانهای حجاز و نجد و تهامه. بشار بن بُرد شاعری بود که هیچگاه نادرستی و لغزشی در زبان نداشت و میگفت: من در اینجا زاده شده ام در میان 80 شیخ فصیح زبانٍ قبیله بنی عُقیل و زنانشان چه بسا از مردانشان فصیح تر بودند. کٍسایی به بادیه رفت و آنچه از بادیه آموخت را به نگارش درآورد که پانزده شیشه مرکّب مصرف شد. امام شافعی رحمه الله به بادیه رفت و از قبیله هُذیل فصاحت و گویایی و آداب رسوم بیابان آموخت و همین که به مکه بازگشت آغاز به سرودن شعر و بازگویی گزاره ها و سرگذشت ها و آداب عرب کرد. ابوالفضل عباس بن ریاشی می بالید که دانش خود را از عرب بادیه شهر ندیده آموخته است. بسیاری از عرب بادیه نشین زبان و قواعد سره و صحیح عربی را بکار می بردند و برای دیگران شعرهای خوب و تاریخ و سرگذشت کهن عرب را بازگو میکردند از جمله ابوملک عمرو بن کلوکره، ابوثروان عُکلی و ابو هندام کلاب بن حمزه و... نمونه ای ازین آموزگاران بودند.
📚منبع:
تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، ص109 تا 114
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️با ظهور اسلام و گسترش قلمرو اسلامی پیوند بین عرب و غیر عرب افزایش یافت و شهرهای مهم اسلامی چون مدینه، دمشق و بغداد شهرهای بین المللی گشتند. در کوفه و بصره بیگانگان زیادی بودند بخاطر انبوهی از اسیران ایرانی(ساسانی) که به اسلام گرویدند. زنان بسیاری نیز از ملیت های بیگانه بودند. زناشویی بین این بیگانگان و عرب و حضور حج گذاران که در شهرهای عربی مدتی اُطراق میکردند، باعث شد که زبان عربی(تازی) بیاموزند ولی برایشان محال بود که قواعد پیچیده عربی را یاد بگیرند، لذا یک زبان تازه و دست و پا شکسته تازی بین این بیگانگان رواج یافت که جاحظ آن را زبان نیمه پروده مردم عامی می خواند.
⚠️روزی عربی بیابانی(بادیه نشین) به بازاری درآمد و دید که زبان فصیح و درست تازی بدست سوداگران اندکی فراموش شده. او گفت: سبحان الله، اینان حتی به هنگام چنین لغزشهای دستوری به سودگرای و کسب زیست مایه می پردازند، ما نه لغزش در زبان داریم، نه سود می بریم. گویند مسلمه بن عبدالملک میگفت: نادرستی در سخن گفتن(عربی) از آبله بر چهره داشتن زشت تر است. ابن خلدون درباره نبوغ نهادی عرب که با پیوند میان آنان و ناعربان گزند یافته است سخن میگوید و تاریخ آن را از آمدن اسلام، که آمیختگی عرب با ناعرب بخاطر کشورگشایی ها فزونی یافت، می داند.
⚠️اینجا بود که عرب بادیه نبوغ خود را نشان داد. آنها زبان خود را بصورت سره و ناب حفظ کردند، چون بدویان در صحرا تنها ماندند نژاد سره تازی و زبان پیش از اسلام را نگهداری کردند. آنها با ظهور اسلام در حکم نوابغ و دانشمندان و اساتید زبان سره و فصیح عربی بودند که به بزرگان زبان و قواعد عربی را می آموختند. در مناظره دستور زبانی عربی(مساله زنبوریه) که بین دو دانشمند بزرگ به نامهای کٍسایی و سیبویه رخ داد، خلیفه عباسی یک عرب بادیه نشین را بعنوان داور انتخاب کرد که رأی پایانی را او خواهد داد.
⚠️اکنون زبان سره و درست عربی را باید از نوابغ بادیه می آموختند، عرب بادیه نیز ازین موقعیت سود جست و به روستاها و شهرها رفتند و به آموزش زبان سره عربی پرداختند. ابن ندیم فهرست کاملی از این دانشمندان زبان و قواعد سره عربی را نام می برد که به شهرها می آمدند و آموزش می دادند: ابو البیدا ریاحی که از بادیه به بصره آمد و در ازای دریافت دستمزد به کودکان زبان و قواعد می آموخت. ابوجاموس ثور بن یزید از بادیه به بصره آمد و روزبهان ایرانی(ابن مقفّع) فصاحت از او آموخت. ابوالعُمًیثل عبدالله بن خلید به خراسان رفت و آموزگار پسران عبدالله طاهر بود. عبدالله بن عمرو بن ابی صبح از بادیه به بغداد آمد و بسیاری از دانشمندان سرشناس شاگردان او بودند. اما کسانیکه دارایی داشتند مانند امیران و دانشمندان بلند پرواز به بادیه می رفتند که نقشی مدرسه گونه داشت و چند سالی در بادیه می ماندند و زبان و قواعد صحیح عربی می آموختند. حٍتی(Hitti) میگوید: امیران اموی برای یادگیری زبان سره عربی به صحرای سوریه می رفتند که نقش مدرسه داشت و پسران جوان خود را بدانجا می فرستادند تا در شعر و ادب توانا شوند. معاویه رضی الله عنه پسرش یزید را به همانجا فرستاد. ولید بن عبدالملک را به بیابان نفرستاده بودند بخاطر همین در زبانش لغزش بود. حتی امیران عباسی مانند معتصم نیز برای یادگیری قواعد و زبان سره عربی به بادیه رفتند. دانشمندان زیادی برای یادگیری به بادیه می رفتند، ازجمله: خلیل بن احمد فراهیدی که از او پرسیدند دانش گسترده خود را از کجا آوردی? او گفت: از بیابانهای حجاز و نجد و تهامه. بشار بن بُرد شاعری بود که هیچگاه نادرستی و لغزشی در زبان نداشت و میگفت: من در اینجا زاده شده ام در میان 80 شیخ فصیح زبانٍ قبیله بنی عُقیل و زنانشان چه بسا از مردانشان فصیح تر بودند. کٍسایی به بادیه رفت و آنچه از بادیه آموخت را به نگارش درآورد که پانزده شیشه مرکّب مصرف شد. امام شافعی رحمه الله به بادیه رفت و از قبیله هُذیل فصاحت و گویایی و آداب رسوم بیابان آموخت و همین که به مکه بازگشت آغاز به سرودن شعر و بازگویی گزاره ها و سرگذشت ها و آداب عرب کرد. ابوالفضل عباس بن ریاشی می بالید که دانش خود را از عرب بادیه شهر ندیده آموخته است. بسیاری از عرب بادیه نشین زبان و قواعد سره و صحیح عربی را بکار می بردند و برای دیگران شعرهای خوب و تاریخ و سرگذشت کهن عرب را بازگو میکردند از جمله ابوملک عمرو بن کلوکره، ابوثروان عُکلی و ابو هندام کلاب بن حمزه و... نمونه ای ازین آموزگاران بودند.
📚منبع:
تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، ص109 تا 114
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اساتید و دانشمندان مسلمان حجاز در صدر اسلام. تاریخ آموزش در اسلام، از آغاز تا فروپاشی ایوبیان در مصر، احمد شلبی، ترجمه محمد حسین ساکت، ص109 تا 114
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory