⚠️تاکید اهورمزدا و زرتشت بر جنگ و ستیز با غیر زرتشتیان طبق گاتهای اوستا. اوستا، جلیل دوستخواه، جلد 1، گاتهای هات 28، بند6. گاتها هات 45 بند11. گاتها هات 46 بند 4. گاتها هات 46 بند 18
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ درخواست گشتاسب از ایزد درواسپ برای جنگ با خیون ها و پیروزی بر آنها و کشتار صدها هزار نفر از آنان. اوستا ج1 جلیل دوستخواه ص350
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ درخواست گشتاسب از ایزد درواسپ برای جنگ با خیون ها و پیروزی بر آنها و کشتار صدها هزار نفر از آنان. اوستا ج1 جلیل دوستخواه ص351
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ بیزاری ایرانیان از حکومت ساسانی و دین زرتشتی و گرایش قلبی به اسلام ❌
⚠️عواملی که باعث نفرت ایرانیان از دین زرتشتی و حکومت ساسانی شد و باعث گرایش قلبی ایرانیان به اسلام گردید بشرح ذیل می باشد:
«عدم ثبات اوضاع و تعصب شدید موبدان زرتشتی، بی عدالتی و ظلم بی حد بزرگان و دولتمردان ساسانی بر مردم، تحمیل مالیاتهای سنگین و عوارض گزاف بر رعیت، وقوع بحرانهای اقتصادی بر اثر جنگهای طولانی ایران و روم، شکستن سدهای دجله و فرات و شعب آن، شیوع بیماریهای خانمان برانداز چون وبا و طاعون، اختلاف شدید طبقاتی بخاطر نظام تبعیض آمیز طبقانی حاکم بر جامعه که از جانب دین زرتشتی مورد حمایت بود، تفرقه بین مردم بواسطه اعتقاد به مذاهب و فرق گوناگون همچون زرتشتی، عیسوی، بودایی، مانوی، مزدکی، زروانی و امثال اینها چنان نظم جامعه ساسانی را بهم زده بود و اوضاع را آشفته کرده بود که همه مردم به ستوه آمده و ناراضی بودند و روزگار بهتری را از خداوند می خواستند، در این روزگار بود که اعراب سامی با سلاح تازه ای به نام دین مبین اسلام به میدان آمدند که همه مردم را به یکتا پرستی و برابری و برادری میخواند. این ندای مساوات و عدالت، طبقه محروم و مظلوم جامعه را که بیش از دیگر طبقات بودند، جلب کرد. آنان راه نجات یافته و گروه گروه به دین اسلام در آمدند و طومار رسم کهن را در نوردیدند»(1)
⚠️سقوط ساسانیان، فقط سقوط یک دولت با عظمت نبود بلکه سقوط دستگاهی فاسد و تباه بود. جور و استبداد شاهان، آسایش و امنیت مردم را عرضه خطر میکرد و کژ خویی و سست رأیی موبدان زرتشتی اختلاف دینی را می افزود. موبدان زرتشتی چنان در اوهام و تقالید کهن فرو رفته بودند که جز پروای آتشگاهها و عواید و فواید آن چیزی دیگر را در نظر نمی گرفتند و از عهده دفاع از آیین خویش هم بر نمی آمدند. وحدت دینی تزلزلی تمام یافته بود و از فسادی که در اخلاق موبدان زرتشتی بود، هوشمندان قوم از دین زرتشتی سرخورده بودند و بدنبال دین تازه ای بودند که جنبه اخلاقی و روحانی آن از دین زرتشت قوی تر باشد و رسم و آیین کهن طبقاتی را در هم فرو ریزد. باری این چنین بود که زمینه برای پذیرش دین جدید اسلام مساعد گشت. دستگاه دین و دولت ساسانی با آنهمه هرج و مرج خون آلود و آن بیداد و جور شگفت انگیز که در پایان کار خود داشت، چنان ازهم گسیخته بود که دیگر امکان بقا نداشت. کاری که دولت روم و دین مسیحیت نتوانست در ایران از پیش ببرد، دولت خلیفه عرب با دین اسلام از پیش برد و اسلام بر مجوس پیروزی یافت. مردم که از جور فرمانروایان و فساد موبدان زرتشتی به ستوه آمده بودند، دین اسلام را بشارتی یافتند و به پیشواز آن می شتافتند. تا جاییکه ایرانیان برای ورود سپاه ابوعبیده رضی الله عنه، بروی فرات پل ساختند. حتی شهر شوشتر توسط بزرگان ایرانی تسلیم فاتحان مسلمان شد. شهرهایی مانند ری، قومس، اصفهان و جرجان و طبرستان بدون جنگ فتح شد و مردم جزیه را پذیرفتند. فتح نهاوند پیروزی بزرگی بود، پیروزی قطعی ایمان و عدالت بر ظلم و فساد ساسانیان زرتشتی، پیروزی سادگی و فداکاری بر خودخواهی و تجمل پرستی. اعراب مسلمان مردم ساده و بی پیرایه ای بودند که جز جبروت خدا را نمی دیدند، خلیفه آنها در مدینه می زیست، از تجمل و تفنن شاهانه هیچ نداشت و مثل همه مردم بود، کسانیکه از جانب او در شهرها به حکومت می نشستند، زندگی ساده، فقرآلود و زاهدانه ای داشتند. سلمان فارسی رضی الله عنه که از جانب سیدنا عمر رضی الله عنه، فرماندار مدائن شده بود نان جوین میخورد، جامه پشمین داشت و در مرض موت می گریست که از عقبه آخرت جز سبکباران نگذرند و با اینهمه اسباب دنیوی چگونه خواهم گذشت و از اسباب دنیوی جز دوات و لولئینی نداشت. این سادگی سپاهیانه یا زاهدانه در دیده مردم ایران که شاهان ساسانی را تا درجه خدایان می پرستیدند و هزینه تجمل و شکوه بزرگان ساسانی را با عسرت و رنج و پرداخت مالیات سنگین تامین میکردند، اسلام را ارج و بهای فراوان می داد(2)
⚠️ در فتوحات اسلامی، در واقع اهل کتاب، به هیچ وجه برای پذیرش اسلام مجبور نمی شدند، چنانکه یهود بی شک در قلمرو اسلام راحتتر و مرفه تر بودند تا در قلمرو نصارا. بعلاوه نصارا نیز در قلمرو اسلام بیشتر از روم، آسایش داشتند. «چنانکه مجوس هم جزیه ای که به فاتحان مسلمان می پرداخت، به مراتب سبک تر و راحت تر از مالیات سرانه ای بود که به حکومت زرتشتی ساسانیان می دادند»(3)
❗️نکته: چقدر جاهلانه است که عده ای باستانگرا برای بازگشت به دین مجوس و شاه پرستی و نظام طبقاتی مجوسی تبلیغ میکنند در حالیکه اجداد ما بصورت آگاهانه از اسارت این خرافات و اباطیل خود را رها کردند. آزموده را آزمودن خطاست.
📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 472
(2) دو قرن سکوت، زرینکوب، چاپ 1336، ص 63 تا 65
(3) کارنامه اسلام، زرینکوب،ص 2
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️عواملی که باعث نفرت ایرانیان از دین زرتشتی و حکومت ساسانی شد و باعث گرایش قلبی ایرانیان به اسلام گردید بشرح ذیل می باشد:
«عدم ثبات اوضاع و تعصب شدید موبدان زرتشتی، بی عدالتی و ظلم بی حد بزرگان و دولتمردان ساسانی بر مردم، تحمیل مالیاتهای سنگین و عوارض گزاف بر رعیت، وقوع بحرانهای اقتصادی بر اثر جنگهای طولانی ایران و روم، شکستن سدهای دجله و فرات و شعب آن، شیوع بیماریهای خانمان برانداز چون وبا و طاعون، اختلاف شدید طبقاتی بخاطر نظام تبعیض آمیز طبقانی حاکم بر جامعه که از جانب دین زرتشتی مورد حمایت بود، تفرقه بین مردم بواسطه اعتقاد به مذاهب و فرق گوناگون همچون زرتشتی، عیسوی، بودایی، مانوی، مزدکی، زروانی و امثال اینها چنان نظم جامعه ساسانی را بهم زده بود و اوضاع را آشفته کرده بود که همه مردم به ستوه آمده و ناراضی بودند و روزگار بهتری را از خداوند می خواستند، در این روزگار بود که اعراب سامی با سلاح تازه ای به نام دین مبین اسلام به میدان آمدند که همه مردم را به یکتا پرستی و برابری و برادری میخواند. این ندای مساوات و عدالت، طبقه محروم و مظلوم جامعه را که بیش از دیگر طبقات بودند، جلب کرد. آنان راه نجات یافته و گروه گروه به دین اسلام در آمدند و طومار رسم کهن را در نوردیدند»(1)
⚠️سقوط ساسانیان، فقط سقوط یک دولت با عظمت نبود بلکه سقوط دستگاهی فاسد و تباه بود. جور و استبداد شاهان، آسایش و امنیت مردم را عرضه خطر میکرد و کژ خویی و سست رأیی موبدان زرتشتی اختلاف دینی را می افزود. موبدان زرتشتی چنان در اوهام و تقالید کهن فرو رفته بودند که جز پروای آتشگاهها و عواید و فواید آن چیزی دیگر را در نظر نمی گرفتند و از عهده دفاع از آیین خویش هم بر نمی آمدند. وحدت دینی تزلزلی تمام یافته بود و از فسادی که در اخلاق موبدان زرتشتی بود، هوشمندان قوم از دین زرتشتی سرخورده بودند و بدنبال دین تازه ای بودند که جنبه اخلاقی و روحانی آن از دین زرتشت قوی تر باشد و رسم و آیین کهن طبقاتی را در هم فرو ریزد. باری این چنین بود که زمینه برای پذیرش دین جدید اسلام مساعد گشت. دستگاه دین و دولت ساسانی با آنهمه هرج و مرج خون آلود و آن بیداد و جور شگفت انگیز که در پایان کار خود داشت، چنان ازهم گسیخته بود که دیگر امکان بقا نداشت. کاری که دولت روم و دین مسیحیت نتوانست در ایران از پیش ببرد، دولت خلیفه عرب با دین اسلام از پیش برد و اسلام بر مجوس پیروزی یافت. مردم که از جور فرمانروایان و فساد موبدان زرتشتی به ستوه آمده بودند، دین اسلام را بشارتی یافتند و به پیشواز آن می شتافتند. تا جاییکه ایرانیان برای ورود سپاه ابوعبیده رضی الله عنه، بروی فرات پل ساختند. حتی شهر شوشتر توسط بزرگان ایرانی تسلیم فاتحان مسلمان شد. شهرهایی مانند ری، قومس، اصفهان و جرجان و طبرستان بدون جنگ فتح شد و مردم جزیه را پذیرفتند. فتح نهاوند پیروزی بزرگی بود، پیروزی قطعی ایمان و عدالت بر ظلم و فساد ساسانیان زرتشتی، پیروزی سادگی و فداکاری بر خودخواهی و تجمل پرستی. اعراب مسلمان مردم ساده و بی پیرایه ای بودند که جز جبروت خدا را نمی دیدند، خلیفه آنها در مدینه می زیست، از تجمل و تفنن شاهانه هیچ نداشت و مثل همه مردم بود، کسانیکه از جانب او در شهرها به حکومت می نشستند، زندگی ساده، فقرآلود و زاهدانه ای داشتند. سلمان فارسی رضی الله عنه که از جانب سیدنا عمر رضی الله عنه، فرماندار مدائن شده بود نان جوین میخورد، جامه پشمین داشت و در مرض موت می گریست که از عقبه آخرت جز سبکباران نگذرند و با اینهمه اسباب دنیوی چگونه خواهم گذشت و از اسباب دنیوی جز دوات و لولئینی نداشت. این سادگی سپاهیانه یا زاهدانه در دیده مردم ایران که شاهان ساسانی را تا درجه خدایان می پرستیدند و هزینه تجمل و شکوه بزرگان ساسانی را با عسرت و رنج و پرداخت مالیات سنگین تامین میکردند، اسلام را ارج و بهای فراوان می داد(2)
⚠️ در فتوحات اسلامی، در واقع اهل کتاب، به هیچ وجه برای پذیرش اسلام مجبور نمی شدند، چنانکه یهود بی شک در قلمرو اسلام راحتتر و مرفه تر بودند تا در قلمرو نصارا. بعلاوه نصارا نیز در قلمرو اسلام بیشتر از روم، آسایش داشتند. «چنانکه مجوس هم جزیه ای که به فاتحان مسلمان می پرداخت، به مراتب سبک تر و راحت تر از مالیات سرانه ای بود که به حکومت زرتشتی ساسانیان می دادند»(3)
❗️نکته: چقدر جاهلانه است که عده ای باستانگرا برای بازگشت به دین مجوس و شاه پرستی و نظام طبقاتی مجوسی تبلیغ میکنند در حالیکه اجداد ما بصورت آگاهانه از اسارت این خرافات و اباطیل خود را رها کردند. آزموده را آزمودن خطاست.
📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 472
(2) دو قرن سکوت، زرینکوب، چاپ 1336، ص 63 تا 65
(3) کارنامه اسلام، زرینکوب،ص 2
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️بیزاری ایرانیان از حکومت ساسانی و دین زرتشتی و گرایش قلبی ایرانیان به اسلام. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 472
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️بیزاری ایرانیان از حکومت ساسانی و دین زرتشتی و گرایش قلبی ایرانیان به اسلام. دو قرن سکوت، چاپ 1336، زرینکوب، ص 63 تا 65
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️بیزاری ایرانیان از حکومت ساسانی و دین زرتشتی و گرایش قلبی ایرانیان به اسلام. در فتوحات اسلامی، اهل کتاب برای پذیرش اسلام اجبار نمی شدند و جزیه ای که مجوس به فاتحان مسلمان میداد از مالیاتی که به حکومت ساسانی میدادند به مراتب کمتر بود. کارنامه اسلام، زرینکوب، ص 2
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
اوضاع_اجتماعی_اقتصادی_موالی_در_صدر_اسلام.pdf
4.9 MB
📚 کتاب PDF اوضاع اجتماعی اقتصادی موالی در صدر اسلام. جمال جوده، ترجمه مصطفی جباری و مسلم زمانی، نشر نی، تهران 1382. کتابی مفید در زمینه ولاء و پاسخ به شبهات ملحدین و باستانگرایان در مورد رفتار فاتحان مسلمان با موالی و تازه مسلمانها و بردگان
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ آیا طبق ادعای باستانگرایان آریایی، در ایران باستان زن دارای ارزش و جایگاه بالایی بوده ? ❌
⚠️ در هیچ یک از کتیبه های شاهان هخامنشی هیچ نامی از زنان ایران باستان و زنان دربار هخامنشی برده نشده. شاهان هخامنشی در کتیبه های خود به دفعات از پدرانشان نام برده اند اما نام هیچ زنی از همسر گرفته تا مادر خود را ذکر نکرده اند گویا اهمیت زنان دربار با آنهمه نفوذ و قدرت در حدی نبوده که در سند مهمی همچون کتیبه های هخامنشی ذکر گردد. میدانیم که کتیبه ها اسناد بسیار مهمی بودند نزد شاهان هخامنشی و مطالب مهمی هم در آنها درج می شده. حتی داریوش در اهمیت کتیبه های خود در بند 10 کتیبه بیستون میگوید: اگر گزارش کتیبه را پنهان نداری و به مردم بگویی اهورمزدا تو را دوست باد و دودمانت بسیار و زندگیت دراز باد. اگر گزارش کتیبه را پنهان بداری و به مردم نگویی، اهورمزدا دشمن تو باد و تو را دودمان نباشد»(1)
⚠️ «اگر به منابع یونانی و ایرانی بطور جداگانه نگاه کنیم، مشکل بتوان موقعیت زنان درباری را تعیین کرد. منابع یونانی فهرست بسیاری کاملی از همسران پادشاهان ایرانی دارند. حال آنکه در کتیبه های پادشاهان هخامنشی نامی از زنان درباری نیامده است». با این حساب اگر کتب مورخان یونانی نبود حتی یک نام از زنان هخامنشی را نمی دانستیم، زیرا که اجحاف کتیبه های هخامنشی باعث حذف همیشگی نام زنان هخامنشی از تاریخ می شد. لذا تاریخ هخامنشی مدیون مورخان یونانی است. اما جایگاه زن در ایران باستان مانند شئ بوده و به شکل یک دارایی از مالک به بازماندگانش به ارث می رسید و دست به دست میشد. «طبق تاریخ هرودوت کمبوجیه با دو خواهر خود ازدواج کرد که این ازدواج با محارم از نظر مورخین یونانی عمل بسیار شنیعی بود. بعد از مرگ کمبوجیه، برادرش بردیا متعلقات برادرش از جمله زنانش را تصاحب کرد. طبق روایت هرودوت، شش ماه بعد که بردیا درگذشت، زنان دربار هخامنشی، دوباره مانند کالا دست به دست شدند و این دفعه نوبت به داریوش اول رسید که زنان پادشاهان پیش از خود را صاحب شود». یعنی اینکه زنان والا مقام دربار هخامنشی مانند شئ و کالا و یک دارایی از تملک یک شاه به تملک شاه بعدی در می آمدند. نکته بعدی این است که ازدواج با محارم در دربار هخامنشی که نوعی ازدواج سیاسی برای حفظ قدرت در درون خاندان هخامنشی محسوب می شد، خودش اجحاف بزرگی در حق زنان هخامنشی بود و جایگاه حقیر زنان ایران باستان و هخامنشی را نشان میدهد که تقریبا نمی توانستند با اشخاصی غیر از محارم درجه یک ازدواج کنند حتی اگر به این ازدواج علاقمند نباشند یا اگر تمایل به ازدواج با شخصی خارج خاندان خود داشته باشند باید آنرا فدای حفظ قدرت و مصالح خاندان هخامنشی کنند(2)
⚠️ در مورد ارزش و مقام زنان در ایران باستان در کتاب زن در حقوق ساسانی می خوانیم: «زن در ایران باستان دارای شخصیت حقوقی نبوده و شئ محسوب می شده»(3)
⚠️ طبق کتاب مینوی خرد که از متون دینی زرتشتی است، می خوانیم: «سه نفر بعنوان شاهد و گواه پذیرفته نمیشوند، اول زن، دوم کودک نابالغ، سوم مرد بنده(=غلام)». یعنی مقام زن در حد یک غلام یا یک کودک نابالغ در دیانت زرتشتی تنزل پیدا کرده، فاقد شخصیت حقوقی بوده و شهادتش مورد پذیرش نمی باشد(4)
📚منابع:
(1) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، چاپ بنیاد جشنهای شاهنشاهی، صفحه32و35و69و72و109و114و130و131و137و141
(2) زنان هخامنشی، ماریا بروسیوس، ترجمه هایده مشایخ، صفحه 22 و 52
(3) زن در حقوق ساسانی، کریستین بارتلومه، ترجمه صاحب الزمانی، صفحه 40
(4) مینوی خرد، صفحه 56، بند 37
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ در هیچ یک از کتیبه های شاهان هخامنشی هیچ نامی از زنان ایران باستان و زنان دربار هخامنشی برده نشده. شاهان هخامنشی در کتیبه های خود به دفعات از پدرانشان نام برده اند اما نام هیچ زنی از همسر گرفته تا مادر خود را ذکر نکرده اند گویا اهمیت زنان دربار با آنهمه نفوذ و قدرت در حدی نبوده که در سند مهمی همچون کتیبه های هخامنشی ذکر گردد. میدانیم که کتیبه ها اسناد بسیار مهمی بودند نزد شاهان هخامنشی و مطالب مهمی هم در آنها درج می شده. حتی داریوش در اهمیت کتیبه های خود در بند 10 کتیبه بیستون میگوید: اگر گزارش کتیبه را پنهان نداری و به مردم بگویی اهورمزدا تو را دوست باد و دودمانت بسیار و زندگیت دراز باد. اگر گزارش کتیبه را پنهان بداری و به مردم نگویی، اهورمزدا دشمن تو باد و تو را دودمان نباشد»(1)
⚠️ «اگر به منابع یونانی و ایرانی بطور جداگانه نگاه کنیم، مشکل بتوان موقعیت زنان درباری را تعیین کرد. منابع یونانی فهرست بسیاری کاملی از همسران پادشاهان ایرانی دارند. حال آنکه در کتیبه های پادشاهان هخامنشی نامی از زنان درباری نیامده است». با این حساب اگر کتب مورخان یونانی نبود حتی یک نام از زنان هخامنشی را نمی دانستیم، زیرا که اجحاف کتیبه های هخامنشی باعث حذف همیشگی نام زنان هخامنشی از تاریخ می شد. لذا تاریخ هخامنشی مدیون مورخان یونانی است. اما جایگاه زن در ایران باستان مانند شئ بوده و به شکل یک دارایی از مالک به بازماندگانش به ارث می رسید و دست به دست میشد. «طبق تاریخ هرودوت کمبوجیه با دو خواهر خود ازدواج کرد که این ازدواج با محارم از نظر مورخین یونانی عمل بسیار شنیعی بود. بعد از مرگ کمبوجیه، برادرش بردیا متعلقات برادرش از جمله زنانش را تصاحب کرد. طبق روایت هرودوت، شش ماه بعد که بردیا درگذشت، زنان دربار هخامنشی، دوباره مانند کالا دست به دست شدند و این دفعه نوبت به داریوش اول رسید که زنان پادشاهان پیش از خود را صاحب شود». یعنی اینکه زنان والا مقام دربار هخامنشی مانند شئ و کالا و یک دارایی از تملک یک شاه به تملک شاه بعدی در می آمدند. نکته بعدی این است که ازدواج با محارم در دربار هخامنشی که نوعی ازدواج سیاسی برای حفظ قدرت در درون خاندان هخامنشی محسوب می شد، خودش اجحاف بزرگی در حق زنان هخامنشی بود و جایگاه حقیر زنان ایران باستان و هخامنشی را نشان میدهد که تقریبا نمی توانستند با اشخاصی غیر از محارم درجه یک ازدواج کنند حتی اگر به این ازدواج علاقمند نباشند یا اگر تمایل به ازدواج با شخصی خارج خاندان خود داشته باشند باید آنرا فدای حفظ قدرت و مصالح خاندان هخامنشی کنند(2)
⚠️ در مورد ارزش و مقام زنان در ایران باستان در کتاب زن در حقوق ساسانی می خوانیم: «زن در ایران باستان دارای شخصیت حقوقی نبوده و شئ محسوب می شده»(3)
⚠️ طبق کتاب مینوی خرد که از متون دینی زرتشتی است، می خوانیم: «سه نفر بعنوان شاهد و گواه پذیرفته نمیشوند، اول زن، دوم کودک نابالغ، سوم مرد بنده(=غلام)». یعنی مقام زن در حد یک غلام یا یک کودک نابالغ در دیانت زرتشتی تنزل پیدا کرده، فاقد شخصیت حقوقی بوده و شهادتش مورد پذیرش نمی باشد(4)
📚منابع:
(1) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، چاپ بنیاد جشنهای شاهنشاهی، صفحه32و35و69و72و109و114و130و131و137و141
(2) زنان هخامنشی، ماریا بروسیوس، ترجمه هایده مشایخ، صفحه 22 و 52
(3) زن در حقوق ساسانی، کریستین بارتلومه، ترجمه صاحب الزمانی، صفحه 40
(4) مینوی خرد، صفحه 56، بند 37
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️آیا در ایران باستان، زن دارای ارزش و جایگاه بالایی بوده? شاهان هخامنشی در کتیبه های خود از پدران و اجداد خود نام بردند اما از هیچ زنی اعم از درباری و غیر درباری، نامی را ذکر نکرده اند. فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ص32و 35و 69و 72و 109و 114و 130و131و137و141
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️آیا در ایران باستان، زن دارای ارزش و جایگاه بالایی بوده? شاهان هخامنشی در کتیبه های خود از پدران و اجداد خود نام بردند اما از زنان هخامنشی اعم از درباری و غیر درباری، هیچ نامی را ذکر نکرده اند. فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ص32و 35و 69و 72و 109و 114و 130و131و137و141
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory