ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
پرستش آتش و مددخواهی از ایزد آذر(=آتش) طبق گاتهای اوستا توسط زرتشت


⚠️ اشه به معنای حقیقت و پاکی و راستی و نظام موجود در جهان است که هر نیکی پاداشی دارد و هر بدی پادافرهی دارد. واژه اشه در گاتها بسیار تکرار شده، طبق کتاب اوستا و گفته زرتشت در یسنا 8:28 اشه فرزند اهورمزداست. آذر(=آتش) هم طبق یسنای اوستا، هات 2، بند 4، پسر اهورمزداست. اشه مرتبط با آتش است و نگهبان آتش(آذر) می باشد و حتی در برخی فرهنگ لغات به معنای آتش است. آذر(=آتش) که پسر اهورمزداست، از ایزدان زرتشتی می باشد. لازم است بدانید که معنای ایزد در اوستا به معنای پرستش و ستایش است. لذا آتش(آذر) یک ایزد قابل پرستش است در دیانت زرتشتی.


⚠️ میدانیم که گاتهای اوستا از هات 28 تا هات 53 یسنا می باشد. مدد گرفتن از ایزد آتش(آذر) که با صفت توانا معرفی شده، در گاتها، هات 34، بند 4، توسط زرتشت بیان میشود. زرتشت می گوید: «ای اهورمزدا در پرتو اشه، آذر(آتش) نیرومند تو را خواهانم که جاودانه و "تواناست" و دوستان را پیوسته آشکارا "یاری می رساند"...». زرتشت بازهم به مددخواهی از ایزد آتش اعتراف میکند و در گاتها، هات 46، بند 7 میگوید: «ای اهورمزدا هنگامیکه دُروند، آزردن مرا کمر می بندد، بجز آذر(آتش) و منش نیک چه کسی مرا پناه خواهد داد?»

⚠️ «لازم به ذکر است که آتش(=آذر) در اوستا یک ایزد است و طبق اوستا هر ایزد زرتشتی، پرستش میشود». نکته مهم در پرستش آتش بوسیله زرتشت اینست که او در گاتها، هات 43، بند 9 میگوید: «هنگامیکه منش نیک(وهومنه) نزد زرتشت آمد و پرسید: چگونه خود را باز می شناسانی? زرتشت میگوید: با دهش آن نماز که نزد آذر(آتش) تو میگذارم». اینجاست که شخص باستانگرا یا مجوسی مدعی میشود، مسلمین هم بسوی کعبه نماز میگذارند پس کعبه را میپرستند. خب این ادعا جاهلانه است زیرا طبق اوستا آذر(آتش) پسر اهورمزداست که زرتشتیان به سمتش نماز میخوانند و او را می پرستند اما کعبه که پسر الله تعالی نیست و الله تعالی نه زاده شده و نه زایشی دارد. دیگر اینکه طبق اوستا، زرتشتیان و اهورمزدا از آذر(آتش) مدد میخواهند ولی مسلمانان موحد از خانه سنگی کعبه مدد نمی خواهند بلکه از الله تعالی میخواهند. دیگر اینکه آذر(آتش) یکی از ایزدان است و هر یک از ایزدان زرتشتی پرستش میشود، اما کعبه نه ایزد محسوب میشود نه فرشته الهی، لذا پرستش هم نمیشود از جانب مسلمین. در نتیجه اتهام زنی شخص مجوسی و باستانگرا به مسلمین باطل است و آنچه که کاملا محرز می باشد، آتش پرستی زرتشتیان است طبق نسکهای کتاب اوستا.


📚منابع:
اوستا، جلد1، جلیل دوستخواه، گاتهای یسنا، هات 34، 43، 46
فرهنگ لغت دهخدا، ترجمه واژه ایزد، صفحه 3709

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آتش پرستی و مددخواهی از ایزد آتش(=آذر) طبق گاتهای اوستا توسط زرتشت. اوستا،جلیل دوستخواه، ج1، گاتهای یسنا، هات 34 و 43 و 46

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ایزد در اوستا دون منزلت امشاسپندان است به معنای پرستش و ستایش می باشد. آتش(آذر) پسر اهورمزدا و یکی از ایزدان اوستاست. لغت نامه دهخدا، ص3709

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ پیروان خرافات مجوس و باستانگرایی به باور خودشان برای فرار از نحسی سیزده از خانه به کوه و دشت و... میروند. امسال ویروس کرونا منتظر این جماعت خرافی است. میتوانند به استقبال کرونا و مرگ بروند تا به ظنّ خودشان از نحسی سیزده نجات یابند😑

امیدواریم کرونا باعث تعقل این جماعت شود.

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
تاکید اهورمزدا و زرتشت بر جنگ و ستیز با غیر زرتشتیان در گاتهای اوستا


⚠️ آیا زرتشت و اهورمزدا از جنگ و ستیز بیزار بودند? باستانگرایان نژادپرست و مجوس همواره از زرتشت و دیانت زرتشتی یک چهره مظلوم و صلح طلب نشان میدهند و تلاش دارند به مخاطبان خود القاء کنند که نشر دین زرتشتی بوسیله جنگ و کشتار نبوده و اوستا هرگز به جنگ و کشتار دستور نداده. اکنون به بررسی اوستا بپردازیم که آیا ادعای باستانگرایان نژادپرست حقیقت دارد یا خیر ?!


⚠️ گاتهای اوستا طبق ادعای مجوس، سخنان خود زرتشت است. در گاتهای اوستا، هات 28، بند 6، زرتشت میگوید: «ای اهورمزدا،.... ما را نیرو[ی مینوی] و شادمانی بخش تا بر ستیزه و آزار دشمنان چیره و پیروز شویم». در اینجا زرتشت از اهورمزدا نیرو و قدرت جهت جنگ و پیروزی بر دشمنانش می خواهد، گویا زرتشت علاقمند به جنگیدن است ولی قدرت لازم را برای اینکار ندارد.

⚠️ اما در ادامه، یعنی در گاتهای اوستا، هات 45، بند 11، زرتشت می گوید: «کسیکه با دیوها و مردمان پیرو دیوها(=غیر زرتشتیان) دشمنی می ورزد، راهش از کسیکه اهورمزدا را خوار می شمارد و زشت می انگارد جداست. چنین کسی... را اهورمزدا دوست و برادر و بلکه پدر خواهد بود». زرتشت در این بخش از گاتها با صدور حکم جهادی، دشمنی با غیر زرتشتیان را سبب تقرّب به اهورمزدا دانسته و میگوید کسیکه با غیر زرتشتیان دشمنی می ورزد را چنان اهورمزدا دوست میدارد که برایش مانند دوست و پدر یا برادر خواهد بود.

سپس زرتشت در گاتهای اوستا، هات 46، بند 4، حکم جهادی دیگری برای جنگیدن و ستیز صادر میکند. او می گوید: «دُروند(پیروان دروج و دیوپرستان) بدنام بدکردار تباهکار، یاوران اشه را از پیشبرد زندگانی در روستا یا سرزمین باز می دارد. ای مزدا، آنکس که از دل و جان و با همه توانایی با او(=دُروند) می ستیزد، جهانیان را به راه نیک آگاهی، رهنمون می شود». اینجا منظور تورانیان است که به روستاهای پیروان زرتشت حمله کرده و محصولات آنها را غارت میکردند، زرتشت جنگ و ستیز را بعنوان یگانه راه حل برای مقابله با آنها و آگاهی رسانی به جهانیان بر می شمارد. از نظر زرتشت جنگ و ستیز باعث هدایت جهانیان به سمت نیک آگاهی می شود.

⚠️ و در نهایت زرتشت در گاتهای اوستا، هات 46، بند 18، به صراحت اعلام میکند: «اما آنکس که با ما سر ستیز دارد، ستیز با او رواست». یعنی زرتشت به صراحت اعلام میکند که اگر کسی "قصد و نیت" جنگ و ستیز با ما را داشته باشد باید با او جنگ و ستیز کنیم، که به نوعی پیش دستی کردن برای جنگ و ستیز است. خب طبق ادعای مجوس و باستانگرایان، گاتها سخنان زرتشت است و ملاحظه کردید که نه تنها زرتشت از جنگ بیزار نبوده بلکه جنگ و ستیز را، راهی برای تقرب به اهورمزدا و بهره گیری از الطاف او و روشی برای رساندن جهانیان به نیک آگاهی و خشنودی اهورمزدا میداند.

⚠️ دیدید که در گاتها بر جنگیدن با غیر زرتشتیان تاکید شده، اما در تناقضی آشکار با گاتها، زرتشت در یسنای اوستا، هات 12، بند 9، میگوید: «من دین مزدا پرستی را باور دارم که "جنگ را بر اندازد و رزم افزار را به کنار گذارد" و خویشاوند پیوندی(خویدوده و ازدواج با محارم) را فرمان دهد....». اما تناقضات اوستا به اینجا ختم نمی شود، در مهریشت اوستا، کرده 23، بند 94، میخوانیم: «تو ای ایزد مهر فراخ چراگاه، اسبان ما را نیرو و ما را تندرستی بخش تا دشمنان را از دور باز شناسیم و بتوانیم در برابر همستاران(جنگجویان رقیب) از خود پدافند کنیم و همستار بد اندیش کینه ورز را به یک زخم از پای در آوریم و شکست دهیم». سپس در مهریشت اوستا در کرده 25، بند 96، به استفاده از رزم افزار مرگ آور تاکید شده با این مضمون: «گرزی صد گره و صد تیغه بر دست گیرد و به سوی مردان همستار نشانه رود و آنان را از پای درافکند. گرزی از فلز زرد ریخته و از زر سخت ساخته که استوار ترین و پیروز ترین رزم افزار است».

⚠️ همچنین گشتاسپ اولین پادشاه زرتشتی که همنشین زرتشت بود، طبق درواسپ یشت(گوش یشت) اوستا، کرده7، بند 29 تا 32، تعداد صد اسب، هزار گاو و ده هزار گوسفند به درگاه ایزد درواسپ نثار میکند تا صد هزار نفر از خیونهای غیر زرتشتی را قتل عام کند و ایزد درواسپ هم برای این کشتار، به او کامیابی می بخشد. ملاحظه کردید که اوستا و زرتشت و دین زرتشتی نه تنها از جنگ و ستیز مبرّا و بیزار نبودند، بلکه بر انجام جنگ و کشتار تاکید هم داشتند.

📚منبع:
اوستا، جلیل دوستخواه، جلد 1، گاتها، هات 28، بند6، ص 8. هات45، بند11، ص 53. هات 46، بند4 و 18، ص55 و 59. یسنا اوستا، هات12، بند9. مهریشت اوستا، کرده23، بند94 و کرده 25، بند 96. درواسپ یشت(گوش یشت)، کرده7، بند 29 تا 32

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️تاکید اهورمزدا و زرتشت بر جنگ و ستیز با غیر زرتشتیان طبق گاتهای اوستا. اوستا، جلیل دوستخواه، جلد 1، گاتهای هات 28، بند6. گاتها هات 45 بند11. گاتها هات 46 بند 4. گاتها هات 46 بند 18

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ درخواست گشتاسب از ایزد درواسپ برای جنگ با خیون ها و پیروزی بر آنها و کشتار صدها هزار نفر از آنان. اوستا ج1 جلیل دوستخواه ص350

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ درخواست گشتاسب از ایزد درواسپ برای جنگ با خیون ها و پیروزی بر آنها و کشتار صدها هزار نفر از آنان. اوستا ج1 جلیل دوستخواه ص351

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
بیزاری ایرانیان از حکومت ساسانی و دین زرتشتی و گرایش قلبی به اسلام


⚠️عواملی که باعث نفرت ایرانیان از دین زرتشتی و حکومت ساسانی شد و باعث گرایش قلبی ایرانیان به اسلام گردید بشرح ذیل می باشد:
«عدم ثبات اوضاع و تعصب شدید موبدان زرتشتی، بی عدالتی و ظلم بی حد بزرگان و دولتمردان ساسانی بر مردم، تحمیل مالیاتهای سنگین و عوارض گزاف بر رعیت، وقوع بحرانهای اقتصادی بر اثر جنگهای طولانی ایران و روم، شکستن سدهای دجله و فرات و شعب آن، شیوع بیماریهای خانمان برانداز چون وبا و طاعون، اختلاف شدید طبقاتی بخاطر نظام تبعیض آمیز طبقانی حاکم بر جامعه که از جانب دین زرتشتی مورد حمایت بود، تفرقه بین مردم بواسطه اعتقاد به مذاهب و فرق گوناگون همچون زرتشتی، عیسوی، بودایی، مانوی، مزدکی، زروانی و امثال اینها چنان نظم جامعه ساسانی را بهم زده بود و اوضاع را آشفته کرده بود که همه مردم به ستوه آمده و ناراضی بودند و روزگار بهتری را از خداوند می خواستند، در این روزگار بود که اعراب سامی با سلاح تازه ای به نام دین مبین اسلام به میدان آمدند که همه مردم را به یکتا پرستی و برابری و برادری میخواند. این ندای مساوات و عدالت، طبقه محروم و مظلوم جامعه را که بیش از دیگر طبقات بودند، جلب کرد. آنان راه نجات یافته و گروه گروه به دین اسلام در آمدند و طومار رسم کهن را در نوردیدند»(1)

⚠️سقوط ساسانیان، فقط سقوط یک دولت با عظمت نبود بلکه سقوط دستگاهی فاسد و تباه بود. جور و استبداد شاهان، آسایش و امنیت مردم را عرضه خطر میکرد و کژ خویی و سست رأیی موبدان زرتشتی اختلاف دینی را می افزود. موبدان زرتشتی چنان در اوهام و تقالید کهن فرو رفته بودند که جز پروای آتشگاهها و عواید و فواید آن چیزی دیگر را در نظر نمی گرفتند و از عهده دفاع از آیین خویش هم بر نمی آمدند. وحدت دینی تزلزلی تمام یافته بود و از فسادی که در اخلاق موبدان زرتشتی بود، هوشمندان قوم از دین زرتشتی سرخورده بودند و بدنبال دین تازه ای بودند که جنبه اخلاقی و روحانی آن از دین زرتشت قوی تر باشد و رسم و آیین کهن طبقاتی را در هم فرو ریزد. باری این چنین بود که زمینه برای پذیرش دین جدید اسلام مساعد گشت. دستگاه دین و دولت ساسانی با آنهمه هرج و مرج خون آلود و آن بیداد و جور شگفت انگیز که در پایان کار خود داشت، چنان ازهم گسیخته بود که دیگر امکان بقا نداشت. کاری که دولت روم و دین مسیحیت نتوانست در ایران از پیش ببرد، دولت خلیفه عرب با دین اسلام از پیش برد و اسلام بر مجوس پیروزی یافت. مردم که از جور فرمانروایان و فساد موبدان زرتشتی به ستوه آمده بودند، دین اسلام را بشارتی یافتند و به پیشواز آن می شتافتند. تا جاییکه ایرانیان برای ورود سپاه ابوعبیده رضی الله عنه، بروی فرات پل ساختند. حتی شهر شوشتر توسط بزرگان ایرانی تسلیم فاتحان مسلمان شد. شهرهایی مانند ری، قومس، اصفهان و جرجان و طبرستان بدون جنگ فتح شد و مردم جزیه را پذیرفتند. فتح نهاوند پیروزی بزرگی بود، پیروزی قطعی ایمان و عدالت بر ظلم و فساد ساسانیان زرتشتی، پیروزی سادگی و فداکاری بر خودخواهی و تجمل پرستی. اعراب مسلمان مردم ساده و بی پیرایه ای بودند که جز جبروت خدا را نمی دیدند، خلیفه آنها در مدینه می زیست، از تجمل و تفنن شاهانه هیچ نداشت و مثل همه مردم بود، کسانیکه از جانب او در شهرها به حکومت می نشستند، زندگی ساده، فقرآلود و زاهدانه ای داشتند. سلمان فارسی رضی الله عنه که از جانب سیدنا عمر رضی الله عنه، فرماندار مدائن شده بود نان جوین میخورد، جامه پشمین داشت و در مرض موت می گریست که از عقبه آخرت جز سبکباران نگذرند و با اینهمه اسباب دنیوی چگونه خواهم گذشت و از اسباب دنیوی جز دوات و لولئینی نداشت. این سادگی سپاهیانه یا زاهدانه در دیده مردم ایران که شاهان ساسانی را تا درجه خدایان می پرستیدند و هزینه تجمل و شکوه بزرگان ساسانی را با عسرت و رنج و پرداخت مالیات سنگین تامین میکردند، اسلام را ارج و بهای فراوان می داد(2)

⚠️ در فتوحات اسلامی، در واقع اهل کتاب، به هیچ وجه برای پذیرش اسلام مجبور نمی شدند، چنانکه یهود بی شک در قلمرو اسلام راحتتر و مرفه تر بودند تا در قلمرو نصارا. بعلاوه نصارا نیز در قلمرو اسلام بیشتر از روم، آسایش داشتند. «چنانکه مجوس هم جزیه ای که به فاتحان مسلمان می پرداخت، به مراتب سبک تر و راحت تر از مالیات سرانه ای بود که به حکومت زرتشتی ساسانیان می دادند»(3)

❗️نکته: چقدر جاهلانه است که عده ای باستانگرا برای بازگشت به دین مجوس و شاه پرستی و نظام طبقاتی مجوسی تبلیغ میکنند در حالیکه اجداد ما بصورت آگاهانه از اسارت این خرافات و اباطیل خود را رها کردند. آزموده را آزمودن خطاست.

📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 472
(2) دو قرن سکوت، زرینکوب، چاپ 1336، ص 63 تا 65
(3) کارنامه اسلام، زرینکوب،ص 2

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️بیزاری ایرانیان از حکومت ساسانی و دین زرتشتی و گرایش قلبی ایرانیان به اسلام. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 472

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️بیزاری ایرانیان از حکومت ساسانی و دین زرتشتی و گرایش قلبی ایرانیان به اسلام. دو قرن سکوت، چاپ 1336، زرینکوب، ص 63 تا 65

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️بیزاری ایرانیان از حکومت ساسانی و دین زرتشتی و گرایش قلبی ایرانیان به اسلام. در فتوحات اسلامی، اهل کتاب برای پذیرش اسلام اجبار نمی شدند و جزیه ای که مجوس به فاتحان مسلمان میداد از مالیاتی که به حکومت ساسانی میدادند به مراتب کمتر بود. کارنامه اسلام، زرینکوب، ص 2

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
اوضاع_اجتماعی_اقتصادی_موالی_در_صدر_اسلام.pdf
4.9 MB
📚 کتاب PDF اوضاع اجتماعی اقتصادی موالی در صدر اسلام. جمال جوده، ترجمه مصطفی جباری و مسلم زمانی، نشر نی، تهران 1382. کتابی مفید در زمینه ولاء و پاسخ به شبهات ملحدین و باستانگرایان در مورد رفتار فاتحان مسلمان با موالی و تازه مسلمانها و بردگان

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
آیا طبق ادعای باستانگرایان آریایی، در ایران باستان زن دارای ارزش و جایگاه بالایی بوده ?


⚠️ در هیچ یک از کتیبه های شاهان هخامنشی هیچ نامی از زنان ایران باستان و زنان دربار هخامنشی برده نشده. شاهان هخامنشی در کتیبه های خود به دفعات از پدرانشان نام برده اند اما نام هیچ زنی از همسر گرفته تا مادر خود را ذکر نکرده اند گویا اهمیت زنان دربار با آنهمه نفوذ و قدرت در حدی نبوده که در سند مهمی همچون کتیبه های هخامنشی ذکر گردد. میدانیم که کتیبه ها اسناد بسیار مهمی بودند نزد شاهان هخامنشی و مطالب مهمی هم در آنها درج می شده. حتی داریوش در اهمیت کتیبه های خود در بند 10 کتیبه بیستون میگوید: اگر گزارش کتیبه را پنهان نداری و به مردم بگویی اهورمزدا تو را دوست باد و دودمانت بسیار و زندگیت دراز باد. اگر گزارش کتیبه را پنهان بداری و به مردم نگویی، اهورمزدا دشمن تو باد و تو را دودمان نباشد»(1)

⚠️ «اگر به منابع یونانی و ایرانی بطور جداگانه نگاه کنیم، مشکل بتوان موقعیت زنان درباری را تعیین کرد. منابع یونانی فهرست بسیاری کاملی از همسران پادشاهان ایرانی دارند. حال آنکه در کتیبه های پادشاهان هخامنشی نامی از زنان درباری نیامده است». با این حساب اگر کتب مورخان یونانی نبود حتی یک نام از زنان هخامنشی را نمی دانستیم، زیرا که اجحاف کتیبه های هخامنشی باعث حذف همیشگی نام زنان هخامنشی از تاریخ می شد. لذا تاریخ هخامنشی مدیون مورخان یونانی است. اما جایگاه زن در ایران باستان مانند شئ بوده و به شکل یک دارایی از مالک به بازماندگانش به ارث می رسید و دست به دست میشد. «طبق تاریخ هرودوت کمبوجیه با دو خواهر خود ازدواج کرد که این ازدواج با محارم از نظر مورخین یونانی عمل بسیار شنیعی بود. بعد از مرگ کمبوجیه، برادرش بردیا متعلقات برادرش از جمله زنانش را تصاحب کرد. طبق روایت هرودوت، شش ماه بعد که بردیا درگذشت، زنان دربار هخامنشی، دوباره مانند کالا دست به دست شدند و این دفعه نوبت به داریوش اول رسید که زنان پادشاهان پیش از خود را صاحب شود». یعنی اینکه زنان والا مقام دربار هخامنشی مانند شئ و کالا و یک دارایی از تملک یک شاه به تملک شاه بعدی در می آمدند. نکته بعدی این است که ازدواج با محارم در دربار هخامنشی که نوعی ازدواج سیاسی برای حفظ قدرت در درون خاندان هخامنشی محسوب می شد، خودش اجحاف بزرگی در حق زنان هخامنشی بود و جایگاه حقیر زنان ایران باستان و هخامنشی را نشان میدهد که تقریبا نمی توانستند با اشخاصی غیر از محارم درجه یک ازدواج کنند حتی اگر به این ازدواج علاقمند نباشند یا اگر تمایل به ازدواج با شخصی خارج خاندان خود داشته باشند باید آنرا فدای حفظ قدرت و مصالح خاندان هخامنشی کنند(2)

⚠️ در مورد ارزش و مقام زنان در ایران باستان در کتاب زن در حقوق ساسانی می خوانیم: «زن در ایران باستان دارای شخصیت حقوقی نبوده و شئ محسوب می شده»(3)

⚠️ طبق کتاب مینوی خرد که از متون دینی زرتشتی است، می خوانیم: «سه نفر بعنوان شاهد و گواه پذیرفته نمیشوند، اول زن، دوم کودک نابالغ، سوم مرد بنده(=غلام)». یعنی مقام زن در حد یک غلام یا یک کودک نابالغ در دیانت زرتشتی تنزل پیدا کرده، فاقد شخصیت حقوقی بوده و شهادتش مورد پذیرش نمی باشد(4)


📚منابع:
(1) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، چاپ بنیاد جشنهای شاهنشاهی، صفحه32و35و69و72و109و114و130و131و137و141
(2) زنان هخامنشی، ماریا بروسیوس، ترجمه هایده مشایخ، صفحه 22 و 52
(3) زن در حقوق ساسانی، کریستین بارتلومه، ترجمه صاحب الزمانی، صفحه 40
(4) مینوی خرد، صفحه 56، بند 37

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇