ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ نام میترا که جزو دیوهای مقدس و قابل پرستش کتب اربعه ریگ ودا در دوره پیشا زرتشتی بود و در اوستا از دیو به ایزد مهر مبدل گشت که مهر یشت اوستا به او اختصاص دارد. فرق میترای متون ودا با میترا(مهر) اوستا در این است که میترا در اوستا دارای خصوصیات جنگجویی است. اوستا، ج1، دستخواه، مهریشت، ص 353_388

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی


2⃣ قسمت دوم


⚠️زرتشت در واقع دینش را از متون ودا آریانهای باستان کپی نمود و تغییراتی در آن وارد کرد. آریانها(قبایل هندواروپایی) در هر دوسوی جهان برای خدایان خود نامی واحد داشتند. ارواح مقدسه را دوا یا دیو میگفتند، چنانکه ژرمن ها دئوس و سلت ها دیوین و انگلوساکسونها دیته یا دیوینیتی می گفتند. در دوره پیشا زرتشتی در هند که تحت تاثیر تغییرات و تلوّنات فراوان قوای طبیعت قرار داشتند، مفاد همین قدرت عظیم غیبی را برای نیروی مضر استعمال میکردند و منحصرا ارواح شریره موذیه را "اسورا"(=اهورا) ملقب ساخته که دارای قدرت بی پایان و جاوید و موجب خرابی و مضرّات بودند. این انتقال معانی از ودا به اوستا در ایران توسط زرتشت درست در جهت خلاف و ضدّ القاب و اسامی و مفاهیم هندوان صورت گرفت. زرتشت، مزدا را برای اهورا(=اسورا) در نظر گرفت و عبادت و پرستش را خاص ذات مقدس او قرار داد. ولی از آنجا که بیم داشت پیروانش دوباره به پرستش ارواح مقدس دیوها بپردازند و حق مزدا را بدرستی نشناسند و تحت تعلیم پیشوایان دینی قدیم(مغان) قرار بگیرند و همچنان که آتش را پرستش میکردند و از شراب مقدس سکرآور هوما(سوما) می نوشند به عظمت اهورمزدا پی نبرند. اما علتی موثر که باعث پذیرش دین زرتشت از جانب آریانهای فلات ایران گردید را میتوان در این نکته یافت که قبایل صحراگرد تورانی که مانند مغان، دیوها را پرستش میکردند و پیش از تهاجم به مزارع و باغات آریانهای فلات ایران، به درگاه دیوها قربانی نثار می نمودند و سپس زراعت را غارت و باغها را نابود میکردند. زرتشت از فرصت استفاده کرد و بصراحت اعلام نمود که دیوها(معبود تورانیان و مغان) ارواح شریر و زیانکارند که با ارواح خیر در ستیزُ آویزند، آنها پدر دروغ و فریبنده نهادهای پاک و مصدر شر و بدی هستند و آدمیان را از پرستش اهورمزدا باز میدارند و مردم را از عبادت آنها منع نمود. این نیروهای شرور در جرگه انگره مینو(خرد شر) قرار میگیرند و هرکس از آنها پیروی کند در زمره بدکاران و شریر می باشد و طبق گاتهای اوستا باید با اسلحه و جنگ افزار با آنها پیکار نمود. طریق خوبی آنست که دروغ نگویند و امشاسپندان اشه(عدالت و حقیقت) و وهومنه(منش و پندار نیک) را یاری کنند و به آنها هدایا و عطایا نثار نمایند. خیر از نظر زرتشت اینست که زمین را کشت و زرع کنند، زمین بایر را آباد کنند، دامها را به خوبی نگهداری کنند و علوفه دهند، راستگو باشند و دروغ نگویند، زیرا دروغگویان و بدکاران پیرامون کشاورزی و زراعت نمی روند، همان رفتاری که قبایل غارتگر تورانی که دیوپرست بودند انجام میدادند.

⚠️زرتشت در واقع طبیعت پرستی ایرانیان را حذف نکرد بلکه طبق نسکهای اوستا ایرانیان همچنان ایزدان و امشاسپندان که نماینده قوای طبیعی بودند را پرستش و ستایش میکردند ولی زرتشت جای مثبت و منفی را تقریبا عوض کرد. دیوهای ودا که ارواح مقدسه و قابل پرستش بودند تقریبا به نیروی شر مبدل گشتند و از پرستش منع شدند و اسورا یا اهورا که نیروی شر بود به خیر مبدل شد که تقدس گرفت و پرستش میشد. در گاتها میخوانیم: « من مانند وخشور پاک ترا ای اهورمزدا می ستایم، وقتیکه وهومنه(پندار و منش نیک) نزد من آمد از من پرسید کیستی? و به که وابسته ای? و نشانی تو در این روزگار چیست? من به او گفتم: من زرتشتم، دشمن دروغ که تا غایت توانایی وجود با دروغ نبرد میکنم و پشتیبان نیرومند راستگویانم و سرانجام به عالم بی پایان خواهم رسید و در آنجا تورا ای مزدا ستایش خواهم کرد...». طبیعت پرستی و ستایش قوای طبیعی، از جمله آتش همچنان در دین زرتشتی باقی ماند. در گاتها می خوانیم: «تو ای روان پاک و مقدس، ترا ای اهورمزدا می ستایم، هنگامیکه وهومنه نزد من آمد و از من سوال کرد که آهنگ چکار داری? در پاسخ گفتم حرمت و ستایش آتش تو آهنگ من است....». زرتشت در بیست سال آخر عمرش دو جنگ با مهاجمان انجام داد که در هر دو جنگ جناح او پیروز شد اما در جنگ دوم در حالیکه در شهر بلخ در یک آتشکده در برابر محراب آتش مشغول عبادت بود به قتل رسید. ما در گاتهای اوستا هات 43 بند 4 بصراحت می خوانیم که گرمای آذر(آتش) از اشه است. اشه جزو امشاسپندان است که پرستش میشود. سپس در بند 9 همان هات از نماز گذاردن زرتشت برای آذر(آتش) سخن گفته شده. سپس در یسنای اوستا، هات 1، میخوانیم که آذر(آتش) پسر اهورمزدا معرفی میشود و انبوهی از قوای طبیعی از جمله آبها، ماه، خورشید، گیاهان، و ایزدان که آتش هم جزو آنهاست ستایش و پرستش میشوند. اصلا ایزد در دین زرتشتی یعنی قابل پرستش و در خور پرستش و پرستیدنی.


📚 منابع:
تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، ص304_309
اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، گاتها،هات43،ص40و41، یسنا،هات1، ص98

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، ص 303 تا 309

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، ص 303 تا 309

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، ص 303 تا 309

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. ادامه پرستش قوای طبیعت همچون آتش و... در اوستا و دوره پسا زرتشتی. اوستا، جلیل دوستخواه، ج1، گاتها، هات43، ص40 و 41
ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. ادامه پرستش قوای طبیعت همچون آتش و گیاهان و ماه و خورشید و... در اوستا و دوره پسا زرتشتی . اوستا، جلیل دوستخواه، ج1، یسنا، هات1، ص 98

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
وندیداد دارای قدمتی به اندازه زرتشت و یسنا اوستا


⚠️ یسنا یکی از مهمترین نسکهای اوستا می باشد. اهمیت نسک یسنا زمانی بر مخاطب آشکارتر میگردد، که بفهمیم گاتها بخشی از یسنای اوستا است. یعنی هات 28 تا هات 53 یسنا، همان گاتهای اوستا می باشد. وندیداد یا "قانون ضدّ دیو" یا "داد دیو ستیز" یکی از نسکهای کهن اوستا بوده که بخاطر مطالب عجیب و غریب و بسیار خرافی اش حتی از جانب خود زرتشتیان با انکار مواجه می شود. زرتشت شروع دیانتش را با مقابله و ضدّیت جدی با دیوها آغاز کرد. دیوها در متون ریگ ودا پیشا زرتشتی جزو ارواح مقدسه و قابل پرستش بودند اما در عقاید ثنوی زرتشت که به آریانهای ایرانی ارائه شد، به نیروهای شرور و مخرب و اهریمنی مبدل گشتند و در جرگه انگره مینو قرار گرفتند. ضدیت با دیو نقش مهمی در باور زرتشت داشت. پس، وندیداد یا قانون ضدّ دیو از نخستین الزمات دینی نوپای زرتشت بود تا در همان ابتدای دعوت زرتشت، پیروانش با توجه به وندیداد بر ضد دیوها و نیروهای اهریمنی اعمالی را انجام دهند. اما نکته دوم اینکه قدمت و کهن بودن "وندیداد" یا "قانون ضدّ دیو" یا "داد دیو ستیز"، بر طبق نسک معتبر یسنا نیز قابل اثبات می باشد. در یسنا اوستا، هات یک، در بند شماره 12 زرتشت سخنانی میگوید که مبیّن طبیعت پرستی دیانت زرتشتی است. او در بند 12 یسنا میگوید: «ستایش بجای می آورم تو را ای آذر(=آتش) پسر اهورمزدا و همه آذران را. ستایش بجای می آورم همه آبهای نیک و همه آبها و همه گیاهان مزدا آفریده را». اما در بند بعدی یعنی بند شماره 13 زرتشت به ستایش داد دیو ستیز(=وندیداد) می پردازد. یعنی وندیداد در زمان خود زرتشت وجود داشته که زرتشت به ستایش آن پرداخته. زرتشت در بند شماره 13 میگوید: «ستایش بجای می آورم منثره ورجاوند(کلام مقدس و اهورایی)، "ستایش بجای می آورم داد دیو ستیز(=وندیداد) را"، داد زرتشتی را، راه روشن دیرین را، دین نیک مزداپرستی را». وندیداد که شکل صحیح نوشتاری آن بصورت "وی دیودات" است، ترکیبی از سه جزء "وی(دوری و جدایی)" و "دیو"(ارواح اهریمنی در اوستا) و "دات(قانون)" می باشد. که در مجموع به معنای «داد دور دارنده دیو» یا به تعبیر گسترده تر، «داد دیو ستیز» است. انکار نمودن وندیداد بوسیله زرتشتیان یا هر شخصی، با توجه به متن یسنای اوستا، عملی سبک سرانه و فاقد پشتوانه معتبر منطقی است.


📚منبع:
(1) اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، یسنا، هات1، بند13، ص98 و 99
(2) اوستا، جلیل دوستخواه، جلد2، مقدمه وندیداد، ص 654

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ وندیداد یا داد دیو ستیز، دارای قدمتی به اندازه زرتشت و یسنای اوستا. اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، یسنا، هات1، بند 13، ص 98 و 99

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ وندیداد یا داد دیو ستیز، دارای قدمتی به اندازه زرتشت و یسنای اوستا. وندیداد یا وی دیودات به معنای قانون ضد دیو یا "داد دیو ستیز" می باشد. اوستا، جلیل دوستخواه، جلد دوم، مقدمه وندیداد، ص 654

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
پرستش آتش و مددخواهی از ایزد آذر(=آتش) طبق گاتهای اوستا توسط زرتشت


⚠️ اشه به معنای حقیقت و پاکی و راستی و نظام موجود در جهان است که هر نیکی پاداشی دارد و هر بدی پادافرهی دارد. واژه اشه در گاتها بسیار تکرار شده، طبق کتاب اوستا و گفته زرتشت در یسنا 8:28 اشه فرزند اهورمزداست. آذر(=آتش) هم طبق یسنای اوستا، هات 2، بند 4، پسر اهورمزداست. اشه مرتبط با آتش است و نگهبان آتش(آذر) می باشد و حتی در برخی فرهنگ لغات به معنای آتش است. آذر(=آتش) که پسر اهورمزداست، از ایزدان زرتشتی می باشد. لازم است بدانید که معنای ایزد در اوستا به معنای پرستش و ستایش است. لذا آتش(آذر) یک ایزد قابل پرستش است در دیانت زرتشتی.


⚠️ میدانیم که گاتهای اوستا از هات 28 تا هات 53 یسنا می باشد. مدد گرفتن از ایزد آتش(آذر) که با صفت توانا معرفی شده، در گاتها، هات 34، بند 4، توسط زرتشت بیان میشود. زرتشت می گوید: «ای اهورمزدا در پرتو اشه، آذر(آتش) نیرومند تو را خواهانم که جاودانه و "تواناست" و دوستان را پیوسته آشکارا "یاری می رساند"...». زرتشت بازهم به مددخواهی از ایزد آتش اعتراف میکند و در گاتها، هات 46، بند 7 میگوید: «ای اهورمزدا هنگامیکه دُروند، آزردن مرا کمر می بندد، بجز آذر(آتش) و منش نیک چه کسی مرا پناه خواهد داد?»

⚠️ «لازم به ذکر است که آتش(=آذر) در اوستا یک ایزد است و طبق اوستا هر ایزد زرتشتی، پرستش میشود». نکته مهم در پرستش آتش بوسیله زرتشت اینست که او در گاتها، هات 43، بند 9 میگوید: «هنگامیکه منش نیک(وهومنه) نزد زرتشت آمد و پرسید: چگونه خود را باز می شناسانی? زرتشت میگوید: با دهش آن نماز که نزد آذر(آتش) تو میگذارم». اینجاست که شخص باستانگرا یا مجوسی مدعی میشود، مسلمین هم بسوی کعبه نماز میگذارند پس کعبه را میپرستند. خب این ادعا جاهلانه است زیرا طبق اوستا آذر(آتش) پسر اهورمزداست که زرتشتیان به سمتش نماز میخوانند و او را می پرستند اما کعبه که پسر الله تعالی نیست و الله تعالی نه زاده شده و نه زایشی دارد. دیگر اینکه طبق اوستا، زرتشتیان و اهورمزدا از آذر(آتش) مدد میخواهند ولی مسلمانان موحد از خانه سنگی کعبه مدد نمی خواهند بلکه از الله تعالی میخواهند. دیگر اینکه آذر(آتش) یکی از ایزدان است و هر یک از ایزدان زرتشتی پرستش میشود، اما کعبه نه ایزد محسوب میشود نه فرشته الهی، لذا پرستش هم نمیشود از جانب مسلمین. در نتیجه اتهام زنی شخص مجوسی و باستانگرا به مسلمین باطل است و آنچه که کاملا محرز می باشد، آتش پرستی زرتشتیان است طبق نسکهای کتاب اوستا.


📚منابع:
اوستا، جلد1، جلیل دوستخواه، گاتهای یسنا، هات 34، 43، 46
فرهنگ لغت دهخدا، ترجمه واژه ایزد، صفحه 3709

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آتش پرستی و مددخواهی از ایزد آتش(=آذر) طبق گاتهای اوستا توسط زرتشت. اوستا،جلیل دوستخواه، ج1، گاتهای یسنا، هات 34 و 43 و 46

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ایزد در اوستا دون منزلت امشاسپندان است به معنای پرستش و ستایش می باشد. آتش(آذر) پسر اهورمزدا و یکی از ایزدان اوستاست. لغت نامه دهخدا، ص3709

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ پیروان خرافات مجوس و باستانگرایی به باور خودشان برای فرار از نحسی سیزده از خانه به کوه و دشت و... میروند. امسال ویروس کرونا منتظر این جماعت خرافی است. میتوانند به استقبال کرونا و مرگ بروند تا به ظنّ خودشان از نحسی سیزده نجات یابند😑

امیدواریم کرونا باعث تعقل این جماعت شود.

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
تاکید اهورمزدا و زرتشت بر جنگ و ستیز با غیر زرتشتیان در گاتهای اوستا


⚠️ آیا زرتشت و اهورمزدا از جنگ و ستیز بیزار بودند? باستانگرایان نژادپرست و مجوس همواره از زرتشت و دیانت زرتشتی یک چهره مظلوم و صلح طلب نشان میدهند و تلاش دارند به مخاطبان خود القاء کنند که نشر دین زرتشتی بوسیله جنگ و کشتار نبوده و اوستا هرگز به جنگ و کشتار دستور نداده. اکنون به بررسی اوستا بپردازیم که آیا ادعای باستانگرایان نژادپرست حقیقت دارد یا خیر ?!


⚠️ گاتهای اوستا طبق ادعای مجوس، سخنان خود زرتشت است. در گاتهای اوستا، هات 28، بند 6، زرتشت میگوید: «ای اهورمزدا،.... ما را نیرو[ی مینوی] و شادمانی بخش تا بر ستیزه و آزار دشمنان چیره و پیروز شویم». در اینجا زرتشت از اهورمزدا نیرو و قدرت جهت جنگ و پیروزی بر دشمنانش می خواهد، گویا زرتشت علاقمند به جنگیدن است ولی قدرت لازم را برای اینکار ندارد.

⚠️ اما در ادامه، یعنی در گاتهای اوستا، هات 45، بند 11، زرتشت می گوید: «کسیکه با دیوها و مردمان پیرو دیوها(=غیر زرتشتیان) دشمنی می ورزد، راهش از کسیکه اهورمزدا را خوار می شمارد و زشت می انگارد جداست. چنین کسی... را اهورمزدا دوست و برادر و بلکه پدر خواهد بود». زرتشت در این بخش از گاتها با صدور حکم جهادی، دشمنی با غیر زرتشتیان را سبب تقرّب به اهورمزدا دانسته و میگوید کسیکه با غیر زرتشتیان دشمنی می ورزد را چنان اهورمزدا دوست میدارد که برایش مانند دوست و پدر یا برادر خواهد بود.

سپس زرتشت در گاتهای اوستا، هات 46، بند 4، حکم جهادی دیگری برای جنگیدن و ستیز صادر میکند. او می گوید: «دُروند(پیروان دروج و دیوپرستان) بدنام بدکردار تباهکار، یاوران اشه را از پیشبرد زندگانی در روستا یا سرزمین باز می دارد. ای مزدا، آنکس که از دل و جان و با همه توانایی با او(=دُروند) می ستیزد، جهانیان را به راه نیک آگاهی، رهنمون می شود». اینجا منظور تورانیان است که به روستاهای پیروان زرتشت حمله کرده و محصولات آنها را غارت میکردند، زرتشت جنگ و ستیز را بعنوان یگانه راه حل برای مقابله با آنها و آگاهی رسانی به جهانیان بر می شمارد. از نظر زرتشت جنگ و ستیز باعث هدایت جهانیان به سمت نیک آگاهی می شود.

⚠️ و در نهایت زرتشت در گاتهای اوستا، هات 46، بند 18، به صراحت اعلام میکند: «اما آنکس که با ما سر ستیز دارد، ستیز با او رواست». یعنی زرتشت به صراحت اعلام میکند که اگر کسی "قصد و نیت" جنگ و ستیز با ما را داشته باشد باید با او جنگ و ستیز کنیم، که به نوعی پیش دستی کردن برای جنگ و ستیز است. خب طبق ادعای مجوس و باستانگرایان، گاتها سخنان زرتشت است و ملاحظه کردید که نه تنها زرتشت از جنگ بیزار نبوده بلکه جنگ و ستیز را، راهی برای تقرب به اهورمزدا و بهره گیری از الطاف او و روشی برای رساندن جهانیان به نیک آگاهی و خشنودی اهورمزدا میداند.

⚠️ دیدید که در گاتها بر جنگیدن با غیر زرتشتیان تاکید شده، اما در تناقضی آشکار با گاتها، زرتشت در یسنای اوستا، هات 12، بند 9، میگوید: «من دین مزدا پرستی را باور دارم که "جنگ را بر اندازد و رزم افزار را به کنار گذارد" و خویشاوند پیوندی(خویدوده و ازدواج با محارم) را فرمان دهد....». اما تناقضات اوستا به اینجا ختم نمی شود، در مهریشت اوستا، کرده 23، بند 94، میخوانیم: «تو ای ایزد مهر فراخ چراگاه، اسبان ما را نیرو و ما را تندرستی بخش تا دشمنان را از دور باز شناسیم و بتوانیم در برابر همستاران(جنگجویان رقیب) از خود پدافند کنیم و همستار بد اندیش کینه ورز را به یک زخم از پای در آوریم و شکست دهیم». سپس در مهریشت اوستا در کرده 25، بند 96، به استفاده از رزم افزار مرگ آور تاکید شده با این مضمون: «گرزی صد گره و صد تیغه بر دست گیرد و به سوی مردان همستار نشانه رود و آنان را از پای درافکند. گرزی از فلز زرد ریخته و از زر سخت ساخته که استوار ترین و پیروز ترین رزم افزار است».

⚠️ همچنین گشتاسپ اولین پادشاه زرتشتی که همنشین زرتشت بود، طبق درواسپ یشت(گوش یشت) اوستا، کرده7، بند 29 تا 32، تعداد صد اسب، هزار گاو و ده هزار گوسفند به درگاه ایزد درواسپ نثار میکند تا صد هزار نفر از خیونهای غیر زرتشتی را قتل عام کند و ایزد درواسپ هم برای این کشتار، به او کامیابی می بخشد. ملاحظه کردید که اوستا و زرتشت و دین زرتشتی نه تنها از جنگ و ستیز مبرّا و بیزار نبودند، بلکه بر انجام جنگ و کشتار تاکید هم داشتند.

📚منبع:
اوستا، جلیل دوستخواه، جلد 1، گاتها، هات 28، بند6، ص 8. هات45، بند11، ص 53. هات 46، بند4 و 18، ص55 و 59. یسنا اوستا، هات12، بند9. مهریشت اوستا، کرده23، بند94 و کرده 25، بند 96. درواسپ یشت(گوش یشت)، کرده7، بند 29 تا 32

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇