ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️اثبات آتش پرستی زرتشتیان طبق اوستا. آشنایی با مفاهیم اشه و امشاسپندان. امشاسپندان، ایزدان یاور اهورمزدا هستند. ایزدان قابل پرستش بوده و ایزد بمعنای پرستیده شده، پرستیدنی و در خور پرستش است. اشه وهیشت یکی از معروفترین ایزدان امشاسپند بوده و بعنوان نگهبان آتش و بمعنای آتش است. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، 16 مرداد 1348، شماره 5 و 6، جمال رضایی، ص577_583

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️اثبات آتش پرستی زرتشتیان طبق اوستا. امشاسپندان، ایزدان قابل پرستش اهورمزدا هستند. اعتراف اوستا در یسنا به پرستش امشاسپندان. میدانیم که اشه وهیشته یکی از امشاسپندان و بمعنی آتش و نگهبان آتش است. لذا پرستش امشاسپندان شامل اشه وهیشته هم میشود خودش جزو امشاسپندان است و بمعنای آتش است، در نتیجه آتش پرستی زرتشتیان طبق اوستا اثبات میگردد. اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، یسنا، هات 12، بند 1، ص 155

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی


1⃣ قسمت اول


⚠️دین زرتشتی و آئین ودیک(=vedic) دارای یک ریشه و منشاء مشترک هستند. مهاجران آریایی هندو_اروپایی در اوایل هزاره دوم قبل از میلاد در مکانی حوالی سواحل شرقی دریای خزر از یکدیگر جدا شدند و گروهی بسوی هندوستان رفتند و گروهی هم به درون فلات ایران هجوم آوردند. در سرزمین ایران که کشوری بایر و عریان و هوایی خشک و سوزان داشت، ساکنان آن بالضروره شبانی و کشاورزی اختیار کردند، برخلاف آریانهای هندوستان که در آب و هوای گرم و مرطوب و شرجی می زیستند که طبیعت انسانی و اقلیم زندگانی اقتضا میکرد که به آسایش جسمانی و رخوت و کم کاری و خیالات فلسفی و افکار شاعرانه بگرایند. اوضاع فلات ایران برخلاف هندوستان بود و اندیشه و فکر حول ضروریات زندگی دور میزد که طبعا اثر متفاوتی هم بر باورهای کهن آریانها مهاجر به فلات ایران می گذاشت.

⚠️دین مردم ایران در دوره باستانی پیشا زرتشتی، همان دینی است که در متون ودا ملاحظه میشود. یعنی اکثر خلایق قوای طبیعت را می پرستیدند و به آن قوا دیو(=divas) میگفتند و با کلمه "دوا" در کتاب ریگ ودا منطبق است. دوا یا دیوها تجسم قوای طبیعی مانند آفتاب، ماه، ستارگان، باد، خاک، و "آتش"ّ هستند. در میان این قوا، ایندرا(=indra) از همه شاخص تر است، زیرا او کشنده اژدها و آورنده باران است ولی خدای خدایان نیست. برخلاف آریانهای هند، در ایران این میثرا(در ودا میترا یا همان مهر در اوستا) برتر از ایندرا است و خدای عام تمام قبائل آریایی می باشد و او را می ستوده اند. در کتیبه باستانی از زمان هیت ها(1400 تا1300ق. م) که در آسیای صغیر کشف شد، اشاراتی به میترا شده و او را میدراشیل نام برده اند که خدای قبایل میتاتی ساکن در کوههای شمال عراق بوده. میترا نزد آریانهای ایران حرمتی بسیار داشته و او را خدای جنگ و روشنایی میدانستند. در خرده اوستا و مهر یشت اوستا، میترا(=مهر) را مانند خدایی که پادشاهان قبل از آغاز جنگ نزد او نماز می برده اند، یاد کرده است و خدایی است که حافظ عهد و میثاق و قول و قرار و پیمان در مقابل غدر و فریب است. همچنین، سکنه ایران در ازمنه دیرین قائل به یک ترتیب عام و انتظام تمام در جهان بوده اند که هم بصورت طبیعی و هم اخلاقی حکمفرمایی میکند و آنرا به زبان خود اشا یا اشه یا ارتا می گفتند و عدل و داد و راستی از صفات آن است و در متون ودا به نام ریتا، ذکر گردیده. خلاصه، آریاییهای باستان این قوای الهی و بعضی دیگر را که نام آنها از میان رفته و فراموش شده اند ولی مسلما با اسامی خدایان ذکر شده در ریگ ودا اشتراک لفظی و معنوی داشته اند را پرستش میکردند و پیشگاه ایشان و زیر آسمان صاف و کنار محرابها و با حضور پیشوایان روحانی، قربانی و هدایا تقدیم میکردند و آتش را می پرستیدند و شربتی سکرآور از فشرده گیاهی به نام "هوما"(سوما در متون ودا) می گرفته اند و برای کسب خیر و برکت می نوشیده اند. پرستش آذر یا آتش از رسوم و آداب بسیار قدیم ایرانیان است و آنرا به تشریفات و مناسکی شبیه آنچه که آریانها در هندوستان نسب به آتش انجام میدادند، می باشد که دارای موقع و اثر تاریخی کهنی در دین زرتشتی است و این رسم تا روزگار ما همچنان باقی و پایدار مانده است. خدای "اگنی" در ودا همان خدای آتش است، ولی شکی نیست که در نزد ایرانیان قدیم محل پرستش قرار داشته و برای عبادت آتش مراسم و تشریفاتی در برابر آتشگاه بعمل می آوردند و عصاره سوما(هوما) را بروی آن می پاشیدند و گیاهان اطراف آنرا تقدیس میکردند و بروی خانی از سنگ هدایا و قربانها برای روانهای بهشتی و ارواح مقدسه تقدیم میکردند. این هدایا شامل غلات و حبوبات و گوشت حیوانات و حیوانی که قربانی کرده اند با برسوم تقدیس میکردند. برسوم چند شاخه از گیاهان و اشجار مقدسه بوده که دسته میکردند و مقابل صورت گرفته و در برابر آتش به عبادت می پرداختند. این مراسم شباهت کامل داشت به آنچه که آریانهای هند برطبق متون ودا در مقابل آتش انجام می دادند. آریانهای ایرانی بخش زیادی از رسوم صحرانوردی خود را ترک گفته و سکونت اختیار کردند و به کشاورزی و باغبانی و شبانی مشغول شدند. برای این گروه رسوم و آداب گذشته مناسب وضع زندگی جدید نبود. کشتار و قربانی کردن حیوانات متناسب زندگی جدید نبود خصوصا که اگر در قصبات و شهرها زندگی میکردند و قربانی کردن برایشان ضرر و زیان محسوب میشد. ولی مغان به همان رسوم دیرین همچنان پایبند بودند ازینرو زرتشت با ایجاد اصلاح و رفورم اوضاع را متناسب با وضع جدید قرار داد و دگرگون ساخت. در واقع زرتشت، دینش را با کپی برداری از رسوم متون ودا و تغییر و تصرف در آن بوجود آورد.


📚 منبع:
تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، صفحه 289 تا 302
اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، مهریشت، ص353_388

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، ص 289 تا 302

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، ص 289 تا 302

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ نام میترا که جزو دیوهای مقدس و قابل پرستش کتب اربعه ریگ ودا در دوره پیشا زرتشتی بود و در اوستا از دیو به ایزد مهر مبدل گشت که مهر یشت اوستا به او اختصاص دارد. فرق میترای متون ودا با میترا(مهر) اوستا در این است که میترا در اوستا دارای خصوصیات جنگجویی است. اوستا، ج1، دستخواه، مهریشت، ص 353_388

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی


2⃣ قسمت دوم


⚠️زرتشت در واقع دینش را از متون ودا آریانهای باستان کپی نمود و تغییراتی در آن وارد کرد. آریانها(قبایل هندواروپایی) در هر دوسوی جهان برای خدایان خود نامی واحد داشتند. ارواح مقدسه را دوا یا دیو میگفتند، چنانکه ژرمن ها دئوس و سلت ها دیوین و انگلوساکسونها دیته یا دیوینیتی می گفتند. در دوره پیشا زرتشتی در هند که تحت تاثیر تغییرات و تلوّنات فراوان قوای طبیعت قرار داشتند، مفاد همین قدرت عظیم غیبی را برای نیروی مضر استعمال میکردند و منحصرا ارواح شریره موذیه را "اسورا"(=اهورا) ملقب ساخته که دارای قدرت بی پایان و جاوید و موجب خرابی و مضرّات بودند. این انتقال معانی از ودا به اوستا در ایران توسط زرتشت درست در جهت خلاف و ضدّ القاب و اسامی و مفاهیم هندوان صورت گرفت. زرتشت، مزدا را برای اهورا(=اسورا) در نظر گرفت و عبادت و پرستش را خاص ذات مقدس او قرار داد. ولی از آنجا که بیم داشت پیروانش دوباره به پرستش ارواح مقدس دیوها بپردازند و حق مزدا را بدرستی نشناسند و تحت تعلیم پیشوایان دینی قدیم(مغان) قرار بگیرند و همچنان که آتش را پرستش میکردند و از شراب مقدس سکرآور هوما(سوما) می نوشند به عظمت اهورمزدا پی نبرند. اما علتی موثر که باعث پذیرش دین زرتشت از جانب آریانهای فلات ایران گردید را میتوان در این نکته یافت که قبایل صحراگرد تورانی که مانند مغان، دیوها را پرستش میکردند و پیش از تهاجم به مزارع و باغات آریانهای فلات ایران، به درگاه دیوها قربانی نثار می نمودند و سپس زراعت را غارت و باغها را نابود میکردند. زرتشت از فرصت استفاده کرد و بصراحت اعلام نمود که دیوها(معبود تورانیان و مغان) ارواح شریر و زیانکارند که با ارواح خیر در ستیزُ آویزند، آنها پدر دروغ و فریبنده نهادهای پاک و مصدر شر و بدی هستند و آدمیان را از پرستش اهورمزدا باز میدارند و مردم را از عبادت آنها منع نمود. این نیروهای شرور در جرگه انگره مینو(خرد شر) قرار میگیرند و هرکس از آنها پیروی کند در زمره بدکاران و شریر می باشد و طبق گاتهای اوستا باید با اسلحه و جنگ افزار با آنها پیکار نمود. طریق خوبی آنست که دروغ نگویند و امشاسپندان اشه(عدالت و حقیقت) و وهومنه(منش و پندار نیک) را یاری کنند و به آنها هدایا و عطایا نثار نمایند. خیر از نظر زرتشت اینست که زمین را کشت و زرع کنند، زمین بایر را آباد کنند، دامها را به خوبی نگهداری کنند و علوفه دهند، راستگو باشند و دروغ نگویند، زیرا دروغگویان و بدکاران پیرامون کشاورزی و زراعت نمی روند، همان رفتاری که قبایل غارتگر تورانی که دیوپرست بودند انجام میدادند.

⚠️زرتشت در واقع طبیعت پرستی ایرانیان را حذف نکرد بلکه طبق نسکهای اوستا ایرانیان همچنان ایزدان و امشاسپندان که نماینده قوای طبیعی بودند را پرستش و ستایش میکردند ولی زرتشت جای مثبت و منفی را تقریبا عوض کرد. دیوهای ودا که ارواح مقدسه و قابل پرستش بودند تقریبا به نیروی شر مبدل گشتند و از پرستش منع شدند و اسورا یا اهورا که نیروی شر بود به خیر مبدل شد که تقدس گرفت و پرستش میشد. در گاتها میخوانیم: « من مانند وخشور پاک ترا ای اهورمزدا می ستایم، وقتیکه وهومنه(پندار و منش نیک) نزد من آمد از من پرسید کیستی? و به که وابسته ای? و نشانی تو در این روزگار چیست? من به او گفتم: من زرتشتم، دشمن دروغ که تا غایت توانایی وجود با دروغ نبرد میکنم و پشتیبان نیرومند راستگویانم و سرانجام به عالم بی پایان خواهم رسید و در آنجا تورا ای مزدا ستایش خواهم کرد...». طبیعت پرستی و ستایش قوای طبیعی، از جمله آتش همچنان در دین زرتشتی باقی ماند. در گاتها می خوانیم: «تو ای روان پاک و مقدس، ترا ای اهورمزدا می ستایم، هنگامیکه وهومنه نزد من آمد و از من سوال کرد که آهنگ چکار داری? در پاسخ گفتم حرمت و ستایش آتش تو آهنگ من است....». زرتشت در بیست سال آخر عمرش دو جنگ با مهاجمان انجام داد که در هر دو جنگ جناح او پیروز شد اما در جنگ دوم در حالیکه در شهر بلخ در یک آتشکده در برابر محراب آتش مشغول عبادت بود به قتل رسید. ما در گاتهای اوستا هات 43 بند 4 بصراحت می خوانیم که گرمای آذر(آتش) از اشه است. اشه جزو امشاسپندان است که پرستش میشود. سپس در بند 9 همان هات از نماز گذاردن زرتشت برای آذر(آتش) سخن گفته شده. سپس در یسنای اوستا، هات 1، میخوانیم که آذر(آتش) پسر اهورمزدا معرفی میشود و انبوهی از قوای طبیعی از جمله آبها، ماه، خورشید، گیاهان، و ایزدان که آتش هم جزو آنهاست ستایش و پرستش میشوند. اصلا ایزد در دین زرتشتی یعنی قابل پرستش و در خور پرستش و پرستیدنی.


📚 منابع:
تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، ص304_309
اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، گاتها،هات43،ص40و41، یسنا،هات1، ص98

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، ص 303 تا 309

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، ص 303 تا 309

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، ص 303 تا 309

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. ادامه پرستش قوای طبیعت همچون آتش و... در اوستا و دوره پسا زرتشتی. اوستا، جلیل دوستخواه، ج1، گاتها، هات43، ص40 و 41
ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. ادامه پرستش قوای طبیعت همچون آتش و گیاهان و ماه و خورشید و... در اوستا و دوره پسا زرتشتی . اوستا، جلیل دوستخواه، ج1، یسنا، هات1، ص 98

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
وندیداد دارای قدمتی به اندازه زرتشت و یسنا اوستا


⚠️ یسنا یکی از مهمترین نسکهای اوستا می باشد. اهمیت نسک یسنا زمانی بر مخاطب آشکارتر میگردد، که بفهمیم گاتها بخشی از یسنای اوستا است. یعنی هات 28 تا هات 53 یسنا، همان گاتهای اوستا می باشد. وندیداد یا "قانون ضدّ دیو" یا "داد دیو ستیز" یکی از نسکهای کهن اوستا بوده که بخاطر مطالب عجیب و غریب و بسیار خرافی اش حتی از جانب خود زرتشتیان با انکار مواجه می شود. زرتشت شروع دیانتش را با مقابله و ضدّیت جدی با دیوها آغاز کرد. دیوها در متون ریگ ودا پیشا زرتشتی جزو ارواح مقدسه و قابل پرستش بودند اما در عقاید ثنوی زرتشت که به آریانهای ایرانی ارائه شد، به نیروهای شرور و مخرب و اهریمنی مبدل گشتند و در جرگه انگره مینو قرار گرفتند. ضدیت با دیو نقش مهمی در باور زرتشت داشت. پس، وندیداد یا قانون ضدّ دیو از نخستین الزمات دینی نوپای زرتشت بود تا در همان ابتدای دعوت زرتشت، پیروانش با توجه به وندیداد بر ضد دیوها و نیروهای اهریمنی اعمالی را انجام دهند. اما نکته دوم اینکه قدمت و کهن بودن "وندیداد" یا "قانون ضدّ دیو" یا "داد دیو ستیز"، بر طبق نسک معتبر یسنا نیز قابل اثبات می باشد. در یسنا اوستا، هات یک، در بند شماره 12 زرتشت سخنانی میگوید که مبیّن طبیعت پرستی دیانت زرتشتی است. او در بند 12 یسنا میگوید: «ستایش بجای می آورم تو را ای آذر(=آتش) پسر اهورمزدا و همه آذران را. ستایش بجای می آورم همه آبهای نیک و همه آبها و همه گیاهان مزدا آفریده را». اما در بند بعدی یعنی بند شماره 13 زرتشت به ستایش داد دیو ستیز(=وندیداد) می پردازد. یعنی وندیداد در زمان خود زرتشت وجود داشته که زرتشت به ستایش آن پرداخته. زرتشت در بند شماره 13 میگوید: «ستایش بجای می آورم منثره ورجاوند(کلام مقدس و اهورایی)، "ستایش بجای می آورم داد دیو ستیز(=وندیداد) را"، داد زرتشتی را، راه روشن دیرین را، دین نیک مزداپرستی را». وندیداد که شکل صحیح نوشتاری آن بصورت "وی دیودات" است، ترکیبی از سه جزء "وی(دوری و جدایی)" و "دیو"(ارواح اهریمنی در اوستا) و "دات(قانون)" می باشد. که در مجموع به معنای «داد دور دارنده دیو» یا به تعبیر گسترده تر، «داد دیو ستیز» است. انکار نمودن وندیداد بوسیله زرتشتیان یا هر شخصی، با توجه به متن یسنای اوستا، عملی سبک سرانه و فاقد پشتوانه معتبر منطقی است.


📚منبع:
(1) اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، یسنا، هات1، بند13، ص98 و 99
(2) اوستا، جلیل دوستخواه، جلد2، مقدمه وندیداد، ص 654

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ وندیداد یا داد دیو ستیز، دارای قدمتی به اندازه زرتشت و یسنای اوستا. اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، یسنا، هات1، بند 13، ص 98 و 99

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory