Forwarded from هارد تریبون آزاد (آرشیو کنفرانسها و مناظرات)
کنفرانس تخصصی «تفسیر سوره الحمد»
📝 مجری:برادر فتى المصطفى ﷺ
🕤 : ساعت ۲۱ - چهارشنبه 28 اسفند ۹۸
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
👥 : ابر گروهِ تخصصی تریبون آزاد
https://t.me/joinchat/DLdEPEAbMv0aL2jA2Clp3A
📝 مجری:برادر فتى المصطفى ﷺ
🕤 : ساعت ۲۱ - چهارشنبه 28 اسفند ۹۸
▪️▪️▪️▪️▪️▪️
👥 : ابر گروهِ تخصصی تریبون آزاد
https://t.me/joinchat/DLdEPEAbMv0aL2jA2Clp3A
❌ ردّ ادعای زرتشتی بودن کوروش هخامنشی ❌
⚠️ میدانیم که معتبرترین سند منسوب به کوروش، استوانه گلی یا همان منشور می باشد. هنوز هم هستند عده ای که بخاطر تعصبات باستانگرایی، اعتراف کوروش مبنی به بت پرستی و مردوک پرستی اش را طبق بندهای منشورش نمی پذیرند و کوروش را زرتشتی جلوه می دهند. اکنون دلیل محکم دیگری ارائه میدهیم بر عدم زرتشتی بودن کوروش هخامنشی. کوروش طبق بند 20 منشورش معترف به مسطح و چهار گوش بودن کره زمین و قلمروش است و خود را شاه "چهارگوشه" معرفی میکند. اگر کوروش زرتشتی می بود قطعا از محتویات اوستا که در آن زمین به شکل گرد و کروی بیان شده باید خبر میداشت و چنین اشتباه فاحشی را در بند 20 منشورش مرتکب نمی شد. در اوستا کلمه "سکارنا" به معنی گرد، گردنده و گوی بیان شده. در آبان یشت اوستا قطعه 38 آمده: «نریمان گرشاسپ آرزو کرد که در روی این زمین پهناور گوی سان دور کرانه تاخت کنان به خانه استوار دُروند برسم»(1)
همچنین در مهریشت اوستا، قطعه 95 میخوانیم: «آنکه پس از فرو.رفتن خورشید به فراخنای زمین پای نهد، هر دو.پایانه این زمین پهناور گوی سان دور کرانه را بپیماید....». در اوستا کلمه "سکارنا" به معنی گرد، گردنده و گوی بیان شده(2)
⚠️ اگر کوروش زرتشتی بود قطعا از محتوای اوستا که زمین را گرد و گردنده بیان کرده مطلع بود و کره زمین و قلمرو پادشاهیش را در منشورش، چهارگوشه بیان نمیکرد. حتی اگر کوروش، زرتشتی می بود و از محتوای اوستا چیزی هم نمیدانست، دست کم موبدانی در دربار باید میداشت که این اشتباه فاحش در منشور را به او گوشزد میکردند تا توسط کاتبان اصلاح گردد. حتی فردوسی این شاعر مسلمان، 500 سال پیش از گالیله و کوپرنیک، در داستان اکوان دیو، گرد بودن و گردنده بودن زمین را در شاهنامه بیان کرده است:
که جانت شگفتست و تن هم شگفت
نخست از خود اندازه باید گرفت
دگر آنک این گٍرد گردان سپهر
همی نو نمایدت هر روز چهر(3)
⚠️البته لازم به یاد آوری است که کوروش هخامنشی بر طبق بند 35 منشورش اعتراف میکند که او همراه با پسرش کمبوجیه بت مردوک را با ترس پرستش میکند. البته لازم به ذکر است که داریوش اول هخامنشی که اولین پادشاه مبلّغ مزداپرستی(زرتشتیگری) در پارس و سایر ساتراپهای هخامنشی بود، در کتیبه های خود اشتباه فاحش کوروش را مرتکب نشد، زیرا او واقعا زرتشتی بود و بر محتوای اوستا واقف و هیچگاه در کتیبه هایش نگفت شاه چهار گوشه که برخلاف متن اوستا اشاره به مسطح بودن زمین کرده باشد(4)
📚منابع:
(1) اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، آبان یشت، کرده10، بند 38، صفحه304
(2) اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، مهر یشت، کرده24، بند95، صفحه376
(3) شاهنامه فردوسی، داستان اکوان دیو
(4) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ترجمه کتیبه بیستون داریوش DB، صفحه32
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ میدانیم که معتبرترین سند منسوب به کوروش، استوانه گلی یا همان منشور می باشد. هنوز هم هستند عده ای که بخاطر تعصبات باستانگرایی، اعتراف کوروش مبنی به بت پرستی و مردوک پرستی اش را طبق بندهای منشورش نمی پذیرند و کوروش را زرتشتی جلوه می دهند. اکنون دلیل محکم دیگری ارائه میدهیم بر عدم زرتشتی بودن کوروش هخامنشی. کوروش طبق بند 20 منشورش معترف به مسطح و چهار گوش بودن کره زمین و قلمروش است و خود را شاه "چهارگوشه" معرفی میکند. اگر کوروش زرتشتی می بود قطعا از محتویات اوستا که در آن زمین به شکل گرد و کروی بیان شده باید خبر میداشت و چنین اشتباه فاحشی را در بند 20 منشورش مرتکب نمی شد. در اوستا کلمه "سکارنا" به معنی گرد، گردنده و گوی بیان شده. در آبان یشت اوستا قطعه 38 آمده: «نریمان گرشاسپ آرزو کرد که در روی این زمین پهناور گوی سان دور کرانه تاخت کنان به خانه استوار دُروند برسم»(1)
همچنین در مهریشت اوستا، قطعه 95 میخوانیم: «آنکه پس از فرو.رفتن خورشید به فراخنای زمین پای نهد، هر دو.پایانه این زمین پهناور گوی سان دور کرانه را بپیماید....». در اوستا کلمه "سکارنا" به معنی گرد، گردنده و گوی بیان شده(2)
⚠️ اگر کوروش زرتشتی بود قطعا از محتوای اوستا که زمین را گرد و گردنده بیان کرده مطلع بود و کره زمین و قلمرو پادشاهیش را در منشورش، چهارگوشه بیان نمیکرد. حتی اگر کوروش، زرتشتی می بود و از محتوای اوستا چیزی هم نمیدانست، دست کم موبدانی در دربار باید میداشت که این اشتباه فاحش در منشور را به او گوشزد میکردند تا توسط کاتبان اصلاح گردد. حتی فردوسی این شاعر مسلمان، 500 سال پیش از گالیله و کوپرنیک، در داستان اکوان دیو، گرد بودن و گردنده بودن زمین را در شاهنامه بیان کرده است:
که جانت شگفتست و تن هم شگفت
نخست از خود اندازه باید گرفت
دگر آنک این گٍرد گردان سپهر
همی نو نمایدت هر روز چهر(3)
⚠️البته لازم به یاد آوری است که کوروش هخامنشی بر طبق بند 35 منشورش اعتراف میکند که او همراه با پسرش کمبوجیه بت مردوک را با ترس پرستش میکند. البته لازم به ذکر است که داریوش اول هخامنشی که اولین پادشاه مبلّغ مزداپرستی(زرتشتیگری) در پارس و سایر ساتراپهای هخامنشی بود، در کتیبه های خود اشتباه فاحش کوروش را مرتکب نشد، زیرا او واقعا زرتشتی بود و بر محتوای اوستا واقف و هیچگاه در کتیبه هایش نگفت شاه چهار گوشه که برخلاف متن اوستا اشاره به مسطح بودن زمین کرده باشد(4)
📚منابع:
(1) اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، آبان یشت، کرده10، بند 38، صفحه304
(2) اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، مهر یشت، کرده24، بند95، صفحه376
(3) شاهنامه فردوسی، داستان اکوان دیو
(4) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ترجمه کتیبه بیستون داریوش DB، صفحه32
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ رد ادعای زرتشتی بودن کوروش بر مبنای اعتراف خود کوروش. کوروش طبق بند 20 منشور کره زمین و قلمرو فرمانروایی خود را چهارگوش مسطح میداند.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ کوروش هخامنشی طبق بند 20 منشور، قلمرو پادشاهی خود را در زمین، چهارگوش و مسطح تصور میکرده در حالیکه زمین گرد است. اگر کوروش زرتشتی می بود طبق اوستا باید میدانست که در آبان یشت اوستا، کرده 10، بند 38 و هچنین مهریشت اوستا کرده 24 بند 95 به گرد بودن زمین اشاره شده است
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ رد ادعای زرتشتی بودن کوروش. داریوش که اولین پادشاه هخامنشی مبلّغ زرتشتی گری بود اشتباه فاحش کوروش را مرتکب نشد و نگفت که شاه چهارگوشه که اشاره به مسطح بودن زمین کرده باشد، زیرا او زرتشتی بود و بر محتوای اوستا مبنی بر گرد بودن زمین واقف بود ولی کوروش زرتشتی نبود که از اوستا چیزی بداند. فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، ترجمه کتیبه بیستونDB، صفحه32
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ اثبات آتش پرستی زرتشتیان طبق اوستا ❌
⚠️میخواهیم به مستندترین شکل، طبق اوستا و توحید زرتشتی، آتش پرستی زرتشتیان را اثبات کنیم. ابتدا به واکاوی واژه "اشا" یا "اشه"(=Asha) میپردازیم. اشه معنای وسیعی دارد، شامل راستی و حقیقت، مطابق قانون، نظم، نظم کیهانی، نظم اجتماعی، نظم الهی و همچنین بمعنای پاکی و تقدس است و پیروانش اشوان نام دارند و نقطه مقابلش دروغ است که پیروانش دروج هستند. معنای ژرفتر اشه، قانون معنوی الهی_اخلاقی است، همان قانون ازلی_ابدی اهورمزدا که هر کنش و واکنشی را دربر میگیرد. یعنی هر کار نیک و بد، پاداش و پادافره خود را دارد. گستره اشه شامل جهان انسانی، جهان مینوی و حتی نظم طبیعی را شامل میشود، ازینرو اشه اصل و اساس سلوک دین زرتشتی است. طبق تعلیم زرتشت اشه 3معنا دارد: اول_اشه بعنوان هنجار و قانون حیات. دوم_پیروی از اشه سبب تکامل و کامیابی جهان. سوم_هماهنگی با اشه یعنی محقق کردن گفتار، پندار و کردار نیک.
اشه و امشاسپندان: با مفهوم اشه آشنا شدیم سراغ مفهوم امشاسپندان میرویم. امشاسپندان یا مقدسان نامیرا، فرشتگان و کارگزاران و ایزدان اهورمزدا هستند که در جهان آفرینش به او در انجام وظایفش کمک میکنند و پسران و دختران اهورمزدا محسوب میشوند. تعداد امشاسپندان، هفت است که نام شش عدد از آن بر روی ماههای سال و عبارتند از: 1_وهومن(بهمن) 2_اشه وهیشته(اردیبهشت) 3_خشتر واثیریه(شهریور) 4_سپنته آرمئیتی(سپندارمذ،اسفند) 5_هئوروتات(خرداد) 6_امرتات(مرداد) که در کنار خود اهورمزدا میشود هفت عدد. زرتشت در گاتها از اشه یا اشا بیش از سایر امشاسپندان استفاده کرده و یکبار اشه را با وهیشته ذکر کرده. اشه وهیشته یا اشاوهیشته همان امشاسپند اردیبهشت است یعنی بهترین اشه که نماینده قانون ایزدی و نظم اخلاقی در جهان است و وظیفه پاسداری ازین قانون اهورمزدا را دارد و طبق اردیبهشت یشت اوستا، بند3 این حقیقت قابل اثبات است که اشه وهیشته همه کاره اهورمزداست. زرتشت اهورمزدا را پدر اشه میداند(یسنا8:28) و خالق اشه(یسنا8:31). اشه برای پایان دادن به شرّ توسط اهورمزدا خلق شده و مشاور اهورمزداست(یسنا46:17) و مشاور هر آنچه اهورمزدا با روح مقدس خود آفریده است یعنی هر آنچه سپنتوداته(مقدس و مینوی) است. اکنون که با مفهوم امشاسپندان آشنا شدیم به مظاهر اشه می پردازیم. یکی از مظاهر اشه، آتش می باشد. رابطه بین امشاسپندان و آفرینشها آنقدر نزدیک است که میتوان بجای هر آفرینشی، امشاسپندی که نماینده آن آفرینش است را بکار برد. آتش در همه موجودات جاری و ساری است و در میان امشاسپندان، آتش را فقط به اشه که مظهر نظم کیهانی است مرتبط میکنند.
«تو را ای آذر(آتش) پسر اهورمزدا ما می ستاییم، آذر برزی سونگهه را می ستاییم، آذر وهوفریان را می ستاییم، آذر اوروازیشت را می ستاییم، آذر وازیشت را می ستاییم، آذر سپن یشت را می ستاییم، نافه نریوسنگ را می ستاییم، آذر خانخدای همه خانها، مزدا داده پسر اهورمزدا، پاک و رد پاکی را با همه آتشها می ستاییم(یسنا17:11)» اشه بمعنای آتش بکار رفته است و حضور دائم اشه در آتش بررسی شده است. برای نمونه به سرود آتش در اوستا اشاره می کنیم: «در انجمن این آتش ای بهترین شادیها، ای آتش(خدای دانا) پیش آی و بسوی ما بشتاب(هفت هات اوستا، هات 36)»(1)
⚠️گفتیم امشاسپندان گروهی از ایزدان اهورمزدا هستند که از معنویات و صفات و خصال نیک پاسداری میکنند و در اداره کار جهان یاور اهورمزدا هستند. این ایزدان موجوداتی مینوی و "قابل پرستش" هستند. "واژه ایزد به معنای پرستیدنی و پرستش شده و در خور پرستیدن می باشد" که از ریشه یز(yaz) گرفته شده و با واژه های یسن، یشت و یزد هم ریشه است. مهمترین امشاسپند اشه وهیشته(اردیبهشت)نام دارد. اشه در گاتها بسیار بیان شده بمعنی راستی درستی پاکی و تقدس و وهیشته بمعنای بهتر یا بهترین است. اشه وهیشته در جهان مینوی نماینده پاکی، راستی و تقدس و حق وری اهورمزداست و در جهان خاکی نگهبانی آتش با اوست. ازینرو در برخی فرهنگهای فارسی به "آتش" معنی شده است(2)
⚠️نکته مهم: در یسنا اوستا، هات12 بند1 میخوانیم:«دیوان را نکوهش می کنم، من خستویم که مزداپرست، زرتشتی، دیو ستیز و اهورایی کیشم، من ستاینده و "پرستنده" امشاسپندانم». بالا گفتیم که امشاسپند اشه وهیشته بمعنای آتش و نگهبان آتش است و در آتش حضور دائم دارد. به صراحت اذعان اوستا را در هات12یسنا دیدیم که به پرستش امشاسپندان معترف است، خب یکی از امشاسپندان اشه وهیشته است که از آتش است. لذا پرستش آتش بر اساس یسنا اوستا و عمل خود زرتشتیان بطور محکمی اثبات میشود(3)
📚منابع:
(1)پژوهشهای ادیانی،سال دوم، شماره4،پاییزو زمستان93، ص93_115،نوری،دهقانزاده
(2)مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران،16مرداد48، شماره5و6، جمال رضایی،ص577_583
(3)اوستا، دوستخواه، ج1، یسنا،هات12بند1،ص155
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️میخواهیم به مستندترین شکل، طبق اوستا و توحید زرتشتی، آتش پرستی زرتشتیان را اثبات کنیم. ابتدا به واکاوی واژه "اشا" یا "اشه"(=Asha) میپردازیم. اشه معنای وسیعی دارد، شامل راستی و حقیقت، مطابق قانون، نظم، نظم کیهانی، نظم اجتماعی، نظم الهی و همچنین بمعنای پاکی و تقدس است و پیروانش اشوان نام دارند و نقطه مقابلش دروغ است که پیروانش دروج هستند. معنای ژرفتر اشه، قانون معنوی الهی_اخلاقی است، همان قانون ازلی_ابدی اهورمزدا که هر کنش و واکنشی را دربر میگیرد. یعنی هر کار نیک و بد، پاداش و پادافره خود را دارد. گستره اشه شامل جهان انسانی، جهان مینوی و حتی نظم طبیعی را شامل میشود، ازینرو اشه اصل و اساس سلوک دین زرتشتی است. طبق تعلیم زرتشت اشه 3معنا دارد: اول_اشه بعنوان هنجار و قانون حیات. دوم_پیروی از اشه سبب تکامل و کامیابی جهان. سوم_هماهنگی با اشه یعنی محقق کردن گفتار، پندار و کردار نیک.
اشه و امشاسپندان: با مفهوم اشه آشنا شدیم سراغ مفهوم امشاسپندان میرویم. امشاسپندان یا مقدسان نامیرا، فرشتگان و کارگزاران و ایزدان اهورمزدا هستند که در جهان آفرینش به او در انجام وظایفش کمک میکنند و پسران و دختران اهورمزدا محسوب میشوند. تعداد امشاسپندان، هفت است که نام شش عدد از آن بر روی ماههای سال و عبارتند از: 1_وهومن(بهمن) 2_اشه وهیشته(اردیبهشت) 3_خشتر واثیریه(شهریور) 4_سپنته آرمئیتی(سپندارمذ،اسفند) 5_هئوروتات(خرداد) 6_امرتات(مرداد) که در کنار خود اهورمزدا میشود هفت عدد. زرتشت در گاتها از اشه یا اشا بیش از سایر امشاسپندان استفاده کرده و یکبار اشه را با وهیشته ذکر کرده. اشه وهیشته یا اشاوهیشته همان امشاسپند اردیبهشت است یعنی بهترین اشه که نماینده قانون ایزدی و نظم اخلاقی در جهان است و وظیفه پاسداری ازین قانون اهورمزدا را دارد و طبق اردیبهشت یشت اوستا، بند3 این حقیقت قابل اثبات است که اشه وهیشته همه کاره اهورمزداست. زرتشت اهورمزدا را پدر اشه میداند(یسنا8:28) و خالق اشه(یسنا8:31). اشه برای پایان دادن به شرّ توسط اهورمزدا خلق شده و مشاور اهورمزداست(یسنا46:17) و مشاور هر آنچه اهورمزدا با روح مقدس خود آفریده است یعنی هر آنچه سپنتوداته(مقدس و مینوی) است. اکنون که با مفهوم امشاسپندان آشنا شدیم به مظاهر اشه می پردازیم. یکی از مظاهر اشه، آتش می باشد. رابطه بین امشاسپندان و آفرینشها آنقدر نزدیک است که میتوان بجای هر آفرینشی، امشاسپندی که نماینده آن آفرینش است را بکار برد. آتش در همه موجودات جاری و ساری است و در میان امشاسپندان، آتش را فقط به اشه که مظهر نظم کیهانی است مرتبط میکنند.
«تو را ای آذر(آتش) پسر اهورمزدا ما می ستاییم، آذر برزی سونگهه را می ستاییم، آذر وهوفریان را می ستاییم، آذر اوروازیشت را می ستاییم، آذر وازیشت را می ستاییم، آذر سپن یشت را می ستاییم، نافه نریوسنگ را می ستاییم، آذر خانخدای همه خانها، مزدا داده پسر اهورمزدا، پاک و رد پاکی را با همه آتشها می ستاییم(یسنا17:11)» اشه بمعنای آتش بکار رفته است و حضور دائم اشه در آتش بررسی شده است. برای نمونه به سرود آتش در اوستا اشاره می کنیم: «در انجمن این آتش ای بهترین شادیها، ای آتش(خدای دانا) پیش آی و بسوی ما بشتاب(هفت هات اوستا، هات 36)»(1)
⚠️گفتیم امشاسپندان گروهی از ایزدان اهورمزدا هستند که از معنویات و صفات و خصال نیک پاسداری میکنند و در اداره کار جهان یاور اهورمزدا هستند. این ایزدان موجوداتی مینوی و "قابل پرستش" هستند. "واژه ایزد به معنای پرستیدنی و پرستش شده و در خور پرستیدن می باشد" که از ریشه یز(yaz) گرفته شده و با واژه های یسن، یشت و یزد هم ریشه است. مهمترین امشاسپند اشه وهیشته(اردیبهشت)نام دارد. اشه در گاتها بسیار بیان شده بمعنی راستی درستی پاکی و تقدس و وهیشته بمعنای بهتر یا بهترین است. اشه وهیشته در جهان مینوی نماینده پاکی، راستی و تقدس و حق وری اهورمزداست و در جهان خاکی نگهبانی آتش با اوست. ازینرو در برخی فرهنگهای فارسی به "آتش" معنی شده است(2)
⚠️نکته مهم: در یسنا اوستا، هات12 بند1 میخوانیم:«دیوان را نکوهش می کنم، من خستویم که مزداپرست، زرتشتی، دیو ستیز و اهورایی کیشم، من ستاینده و "پرستنده" امشاسپندانم». بالا گفتیم که امشاسپند اشه وهیشته بمعنای آتش و نگهبان آتش است و در آتش حضور دائم دارد. به صراحت اذعان اوستا را در هات12یسنا دیدیم که به پرستش امشاسپندان معترف است، خب یکی از امشاسپندان اشه وهیشته است که از آتش است. لذا پرستش آتش بر اساس یسنا اوستا و عمل خود زرتشتیان بطور محکمی اثبات میشود(3)
📚منابع:
(1)پژوهشهای ادیانی،سال دوم، شماره4،پاییزو زمستان93، ص93_115،نوری،دهقانزاده
(2)مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران،16مرداد48، شماره5و6، جمال رضایی،ص577_583
(3)اوستا، دوستخواه، ج1، یسنا،هات12بند1،ص155
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اثبات آتش پرستی زرتشتیان طبق اوستا. آشنایی با مفاهیم اشه و امشاسپندان. یکی از مظاهر اشه آتش می باشد، ازین جهت اشه با آتش مترادف است. مجله پژوهشهای ادیانی، سال دوم، شماره4، پاییز و زمستان 1393، قهرمان نوری و سجاد دهقانزاده، ص 93 تا 115
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اثبات آتش پرستی زرتشتیان طبق اوستا. آشنایی با مفاهیم اشه و امشاسپندان. یکی از مظاهر اشه آتش می باشد، ازین جهت اشه با آتش مترادف است. مجله پژوهشهای ادیانی، سال دوم، شماره4، پاییز و زمستان 1393، قهرمان نوری و سجاد دهقانزاده، ص 93 تا 115
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اثبات آتش پرستی زرتشتیان طبق اوستا و تشریح مفاهیم اشه و امشاسپندان. معرفی منابع مطالب ذکر شده در مجله پژوهشهای ادیانی، مجله پژوهشهای ادیانی، سال دوم، شماره4، پاییز و زمستان 1393، قهرمان نوری و سجاد دهقانزاده، ص 113 تا 115
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اثبات آتش پرستی زرتشتیان طبق اوستا. آشنایی با مفاهیم اشه و امشاسپندان. امشاسپندان، ایزدان یاور اهورمزدا هستند. ایزدان قابل پرستش بوده و ایزد بمعنای پرستیده شده، پرستیدنی و در خور پرستش است. اشه وهیشت یکی از معروفترین ایزدان امشاسپند بوده و بعنوان نگهبان آتش و بمعنای آتش است. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، 16 مرداد 1348، شماره 5 و 6، جمال رضایی، ص577_583
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اثبات آتش پرستی زرتشتیان طبق اوستا. آشنایی با مفاهیم اشه و امشاسپندان. امشاسپندان، ایزدان یاور اهورمزدا هستند. ایزدان قابل پرستش بوده و ایزد بمعنای پرستیده شده، پرستیدنی و در خور پرستش است. اشه وهیشت یکی از معروفترین ایزدان امشاسپند بوده و بعنوان نگهبان آتش و بمعنای آتش است. مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، 16 مرداد 1348، شماره 5 و 6، جمال رضایی، ص577_583
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اثبات آتش پرستی زرتشتیان طبق اوستا. امشاسپندان، ایزدان قابل پرستش اهورمزدا هستند. اعتراف اوستا در یسنا به پرستش امشاسپندان. میدانیم که اشه وهیشته یکی از امشاسپندان و بمعنی آتش و نگهبان آتش است. لذا پرستش امشاسپندان شامل اشه وهیشته هم میشود خودش جزو امشاسپندان است و بمعنای آتش است، در نتیجه آتش پرستی زرتشتیان طبق اوستا اثبات میگردد. اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، یسنا، هات 12، بند 1، ص 155
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی ❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️دین زرتشتی و آئین ودیک(=vedic) دارای یک ریشه و منشاء مشترک هستند. مهاجران آریایی هندو_اروپایی در اوایل هزاره دوم قبل از میلاد در مکانی حوالی سواحل شرقی دریای خزر از یکدیگر جدا شدند و گروهی بسوی هندوستان رفتند و گروهی هم به درون فلات ایران هجوم آوردند. در سرزمین ایران که کشوری بایر و عریان و هوایی خشک و سوزان داشت، ساکنان آن بالضروره شبانی و کشاورزی اختیار کردند، برخلاف آریانهای هندوستان که در آب و هوای گرم و مرطوب و شرجی می زیستند که طبیعت انسانی و اقلیم زندگانی اقتضا میکرد که به آسایش جسمانی و رخوت و کم کاری و خیالات فلسفی و افکار شاعرانه بگرایند. اوضاع فلات ایران برخلاف هندوستان بود و اندیشه و فکر حول ضروریات زندگی دور میزد که طبعا اثر متفاوتی هم بر باورهای کهن آریانها مهاجر به فلات ایران می گذاشت.
⚠️دین مردم ایران در دوره باستانی پیشا زرتشتی، همان دینی است که در متون ودا ملاحظه میشود. یعنی اکثر خلایق قوای طبیعت را می پرستیدند و به آن قوا دیو(=divas) میگفتند و با کلمه "دوا" در کتاب ریگ ودا منطبق است. دوا یا دیوها تجسم قوای طبیعی مانند آفتاب، ماه، ستارگان، باد، خاک، و "آتش"ّ هستند. در میان این قوا، ایندرا(=indra) از همه شاخص تر است، زیرا او کشنده اژدها و آورنده باران است ولی خدای خدایان نیست. برخلاف آریانهای هند، در ایران این میثرا(در ودا میترا یا همان مهر در اوستا) برتر از ایندرا است و خدای عام تمام قبائل آریایی می باشد و او را می ستوده اند. در کتیبه باستانی از زمان هیت ها(1400 تا1300ق. م) که در آسیای صغیر کشف شد، اشاراتی به میترا شده و او را میدراشیل نام برده اند که خدای قبایل میتاتی ساکن در کوههای شمال عراق بوده. میترا نزد آریانهای ایران حرمتی بسیار داشته و او را خدای جنگ و روشنایی میدانستند. در خرده اوستا و مهر یشت اوستا، میترا(=مهر) را مانند خدایی که پادشاهان قبل از آغاز جنگ نزد او نماز می برده اند، یاد کرده است و خدایی است که حافظ عهد و میثاق و قول و قرار و پیمان در مقابل غدر و فریب است. همچنین، سکنه ایران در ازمنه دیرین قائل به یک ترتیب عام و انتظام تمام در جهان بوده اند که هم بصورت طبیعی و هم اخلاقی حکمفرمایی میکند و آنرا به زبان خود اشا یا اشه یا ارتا می گفتند و عدل و داد و راستی از صفات آن است و در متون ودا به نام ریتا، ذکر گردیده. خلاصه، آریاییهای باستان این قوای الهی و بعضی دیگر را که نام آنها از میان رفته و فراموش شده اند ولی مسلما با اسامی خدایان ذکر شده در ریگ ودا اشتراک لفظی و معنوی داشته اند را پرستش میکردند و پیشگاه ایشان و زیر آسمان صاف و کنار محرابها و با حضور پیشوایان روحانی، قربانی و هدایا تقدیم میکردند و آتش را می پرستیدند و شربتی سکرآور از فشرده گیاهی به نام "هوما"(سوما در متون ودا) می گرفته اند و برای کسب خیر و برکت می نوشیده اند. پرستش آذر یا آتش از رسوم و آداب بسیار قدیم ایرانیان است و آنرا به تشریفات و مناسکی شبیه آنچه که آریانها در هندوستان نسب به آتش انجام میدادند، می باشد که دارای موقع و اثر تاریخی کهنی در دین زرتشتی است و این رسم تا روزگار ما همچنان باقی و پایدار مانده است. خدای "اگنی" در ودا همان خدای آتش است، ولی شکی نیست که در نزد ایرانیان قدیم محل پرستش قرار داشته و برای عبادت آتش مراسم و تشریفاتی در برابر آتشگاه بعمل می آوردند و عصاره سوما(هوما) را بروی آن می پاشیدند و گیاهان اطراف آنرا تقدیس میکردند و بروی خانی از سنگ هدایا و قربانها برای روانهای بهشتی و ارواح مقدسه تقدیم میکردند. این هدایا شامل غلات و حبوبات و گوشت حیوانات و حیوانی که قربانی کرده اند با برسوم تقدیس میکردند. برسوم چند شاخه از گیاهان و اشجار مقدسه بوده که دسته میکردند و مقابل صورت گرفته و در برابر آتش به عبادت می پرداختند. این مراسم شباهت کامل داشت به آنچه که آریانهای هند برطبق متون ودا در مقابل آتش انجام می دادند. آریانهای ایرانی بخش زیادی از رسوم صحرانوردی خود را ترک گفته و سکونت اختیار کردند و به کشاورزی و باغبانی و شبانی مشغول شدند. برای این گروه رسوم و آداب گذشته مناسب وضع زندگی جدید نبود. کشتار و قربانی کردن حیوانات متناسب زندگی جدید نبود خصوصا که اگر در قصبات و شهرها زندگی میکردند و قربانی کردن برایشان ضرر و زیان محسوب میشد. ولی مغان به همان رسوم دیرین همچنان پایبند بودند ازینرو زرتشت با ایجاد اصلاح و رفورم اوضاع را متناسب با وضع جدید قرار داد و دگرگون ساخت. در واقع زرتشت، دینش را با کپی برداری از رسوم متون ودا و تغییر و تصرف در آن بوجود آورد.
📚 منبع:
تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، صفحه 289 تا 302
اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، مهریشت، ص353_388
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️دین زرتشتی و آئین ودیک(=vedic) دارای یک ریشه و منشاء مشترک هستند. مهاجران آریایی هندو_اروپایی در اوایل هزاره دوم قبل از میلاد در مکانی حوالی سواحل شرقی دریای خزر از یکدیگر جدا شدند و گروهی بسوی هندوستان رفتند و گروهی هم به درون فلات ایران هجوم آوردند. در سرزمین ایران که کشوری بایر و عریان و هوایی خشک و سوزان داشت، ساکنان آن بالضروره شبانی و کشاورزی اختیار کردند، برخلاف آریانهای هندوستان که در آب و هوای گرم و مرطوب و شرجی می زیستند که طبیعت انسانی و اقلیم زندگانی اقتضا میکرد که به آسایش جسمانی و رخوت و کم کاری و خیالات فلسفی و افکار شاعرانه بگرایند. اوضاع فلات ایران برخلاف هندوستان بود و اندیشه و فکر حول ضروریات زندگی دور میزد که طبعا اثر متفاوتی هم بر باورهای کهن آریانها مهاجر به فلات ایران می گذاشت.
⚠️دین مردم ایران در دوره باستانی پیشا زرتشتی، همان دینی است که در متون ودا ملاحظه میشود. یعنی اکثر خلایق قوای طبیعت را می پرستیدند و به آن قوا دیو(=divas) میگفتند و با کلمه "دوا" در کتاب ریگ ودا منطبق است. دوا یا دیوها تجسم قوای طبیعی مانند آفتاب، ماه، ستارگان، باد، خاک، و "آتش"ّ هستند. در میان این قوا، ایندرا(=indra) از همه شاخص تر است، زیرا او کشنده اژدها و آورنده باران است ولی خدای خدایان نیست. برخلاف آریانهای هند، در ایران این میثرا(در ودا میترا یا همان مهر در اوستا) برتر از ایندرا است و خدای عام تمام قبائل آریایی می باشد و او را می ستوده اند. در کتیبه باستانی از زمان هیت ها(1400 تا1300ق. م) که در آسیای صغیر کشف شد، اشاراتی به میترا شده و او را میدراشیل نام برده اند که خدای قبایل میتاتی ساکن در کوههای شمال عراق بوده. میترا نزد آریانهای ایران حرمتی بسیار داشته و او را خدای جنگ و روشنایی میدانستند. در خرده اوستا و مهر یشت اوستا، میترا(=مهر) را مانند خدایی که پادشاهان قبل از آغاز جنگ نزد او نماز می برده اند، یاد کرده است و خدایی است که حافظ عهد و میثاق و قول و قرار و پیمان در مقابل غدر و فریب است. همچنین، سکنه ایران در ازمنه دیرین قائل به یک ترتیب عام و انتظام تمام در جهان بوده اند که هم بصورت طبیعی و هم اخلاقی حکمفرمایی میکند و آنرا به زبان خود اشا یا اشه یا ارتا می گفتند و عدل و داد و راستی از صفات آن است و در متون ودا به نام ریتا، ذکر گردیده. خلاصه، آریاییهای باستان این قوای الهی و بعضی دیگر را که نام آنها از میان رفته و فراموش شده اند ولی مسلما با اسامی خدایان ذکر شده در ریگ ودا اشتراک لفظی و معنوی داشته اند را پرستش میکردند و پیشگاه ایشان و زیر آسمان صاف و کنار محرابها و با حضور پیشوایان روحانی، قربانی و هدایا تقدیم میکردند و آتش را می پرستیدند و شربتی سکرآور از فشرده گیاهی به نام "هوما"(سوما در متون ودا) می گرفته اند و برای کسب خیر و برکت می نوشیده اند. پرستش آذر یا آتش از رسوم و آداب بسیار قدیم ایرانیان است و آنرا به تشریفات و مناسکی شبیه آنچه که آریانها در هندوستان نسب به آتش انجام میدادند، می باشد که دارای موقع و اثر تاریخی کهنی در دین زرتشتی است و این رسم تا روزگار ما همچنان باقی و پایدار مانده است. خدای "اگنی" در ودا همان خدای آتش است، ولی شکی نیست که در نزد ایرانیان قدیم محل پرستش قرار داشته و برای عبادت آتش مراسم و تشریفاتی در برابر آتشگاه بعمل می آوردند و عصاره سوما(هوما) را بروی آن می پاشیدند و گیاهان اطراف آنرا تقدیس میکردند و بروی خانی از سنگ هدایا و قربانها برای روانهای بهشتی و ارواح مقدسه تقدیم میکردند. این هدایا شامل غلات و حبوبات و گوشت حیوانات و حیوانی که قربانی کرده اند با برسوم تقدیس میکردند. برسوم چند شاخه از گیاهان و اشجار مقدسه بوده که دسته میکردند و مقابل صورت گرفته و در برابر آتش به عبادت می پرداختند. این مراسم شباهت کامل داشت به آنچه که آریانهای هند برطبق متون ودا در مقابل آتش انجام می دادند. آریانهای ایرانی بخش زیادی از رسوم صحرانوردی خود را ترک گفته و سکونت اختیار کردند و به کشاورزی و باغبانی و شبانی مشغول شدند. برای این گروه رسوم و آداب گذشته مناسب وضع زندگی جدید نبود. کشتار و قربانی کردن حیوانات متناسب زندگی جدید نبود خصوصا که اگر در قصبات و شهرها زندگی میکردند و قربانی کردن برایشان ضرر و زیان محسوب میشد. ولی مغان به همان رسوم دیرین همچنان پایبند بودند ازینرو زرتشت با ایجاد اصلاح و رفورم اوضاع را متناسب با وضع جدید قرار داد و دگرگون ساخت. در واقع زرتشت، دینش را با کپی برداری از رسوم متون ودا و تغییر و تصرف در آن بوجود آورد.
📚 منبع:
تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، صفحه 289 تا 302
اوستا، جلیل دوستخواه، جلد1، مهریشت، ص353_388
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ طبیعت پرستی و آتش پرستی ایرانیان باستان در دوره پیشا زرتشتی. تاریخ جامع ادیان، جان ناس، ترجمه حکمت، ص 289 تا 302
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory