ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. قتل هرمزدچهارم بدستور و رضایت خسرو بوسیله دو دایی اش وستهم و بندوی و به تخت نشستن خسرو پرویز و سپس قتل وستهم دایی خسرو پرویز به تحریک خسرو پرویز. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 454و 457

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. ماهیت جنگ طلب و متجاوز خسروپرویز که خونخواهی موریکیوس را بهانه ای برای تجاوز به خاک روم قرار داد و حتی بعد از کشته شدن فوکاس، قاتل موریکیوس، خسروپرویز دست از تجاوز به شهرهای روم برنداشت. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص 582

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. ترس و بزدلی خسرو پرویز و فرارهای او از میدان جنگ. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص584. ایران در عهد باستان، مشکور، ص 462

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. شجاعت دروغین خسروپرویز. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص 585

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
خصال خسرو پرویز، پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است بین انسانها


2⃣ قسمت دوم


⚠️خسروپرویز این شاه زرتشتی، به مال و ثروت اندوزی بسیار طمع ورزید. طبری گوید: بخت و اقبال او را متکبر و مغرور کرد، خودخواهی و استبداد و آزمندی خسروپرویز به بی نهایت رسید و چشم طمع به مال و ثروت مردم دوخت. او یک بیگانه با نام فرخزاد یا فرخان زاد را به جمع آوری خراج پس افتاده برگماشت، فرخزاد ظلم بی پایان میکرد، و اموال رعیت را میگرفت. این قبیل کارهای خسرو موجب صعوبت و سختی زندگی مردم شد، و رعیت را به او بد دل کرد. همچنین طبری میگوید: «خسروپرویز مردمان را حقیر می شمرد و چیزهایی را خوار میداشت که هیچ شاه عاقلی خوار نمیدارد، در جرم و عصیان به باریتعالی بجایی رسید که به رئیس نگاهبانان خود، زادان فرخ دستور داد تا همه زندانیان که 36000نفر بودند را هلاک کند. خسرو پرویز حتی میخواست بخشی از سپاهش که مقابل هراکلیوس(=هرقل) شکست خورده بود را بقتل برساند»(1)

⚠️سنگدلی خسروپرویز گاهی چاشنی مزاح دهشتناکی هم داشت. ثعالبی گوید: «خسروپرویز را گفتند که فلان حکمران را به درگاه خواندیم و تعلل ورزید، پادشاه توقیع فرمود: که اگر برای او دشوار است که به تمام بدن به نزد ما آید، ما به جزئی از تن او اکتفا می کنیم تا کار سفر بر او آسانتر شود، بگویید سر او را به درگاه ما بیاورند»(2)

⚠️در دوران خسروپرویز مردم ایران مدام فقیرتر میشدند، در عوض به گنجها و خزانه خسرو بطور روزانه اضافه میشد. از بارزترین صفات خسروپرویز میل به خواسته و مال و تجمل بود. او در 38سال سلطنتش، گنجها آکند و تجملات فراهم کرد. در سال هجدهم سلطنت(8_607م) مالی که خسرو به گنج جدید خود در تیسفون نقل کرد، قریب به 468میلیون مثقال طلا بود. که اگر هر درهم ساسانی را یک مثقال بگیریم تقریبا معادل 375میلیون فرانک طلا می شود. ازین گذشته مقدار کثیری جواهر و خانه های گرانبها داشت که بیشتر از عجایب روزگار بود. افزایش ثروت خسرو بخاطر وصول بقایای مالیاتی بود که بدون اندک ترحم و رعایتی از مردم می گرفتند. ازین گذشته مبالغی کثیر بعنوان غرامت مالی که از خزانه او سرقت شده یا به طرق مختلف تلف گشته بود، از مردمان میگرفت. بالجمله روایاتی که در منابع مختلف راجع به اطوار و احوال خسروپرویز نقل شده، هیچیک محرک محبت خواننده نسبت به او نیست. در خصال این پادشاه کینه توز و درون پوش و عاری از دلیری و شهامت چیزی نمیتوان یافت که کاملا شخص را به او علاقمند کند، خسرو آزمند بود اما امساک نداشت. برای ابراز شوکت سلطنت و بزرگی خود، بس تجمل فراهم میکرد و عجایب و غرایب نشان میداد که دیده بینندگان خیره میشد. او مبالغ هنگفتی در راه عیش و عشرت خود و درباریانش خرج میکرد. تنها چیزی که عصر خسرو را ممتاز کرده همین شکوه و جلال دربار است که مورخان ایرانی و عرب نقل کرده اند(3)

⚠️بوالهوسی خسروپرویز این شاه زرتشتی نسبت به ناموس دوست و خدمتگزارش نعمان سوم پادشاه حیره. خسرو زمانیکه از بهرام چوبین به سمت روم میگریخت، عربی به نام ایاس او را کمک کرد. خسرو مطلع شد نعمان دختر زیبارویی دارد آتش شهوتش شعله ور شد و خواست او را به زنی بگیرید تا در شمار زنان حرمسرایش درآورد. اما نعمان نپذیرفت. خسرو برای تصاحب دختر سپاهی به جنگ نعمان فرستاد. نعمان دخترش و داراییش را به رییس قبیله بنی شیبان سپرد و خود را تسلیم خسرو کرد. اما خسرو او را بقتل رساند و بقولی زیر پای فیل له کرد(4)

⚠️خسروپرویز زرتشتی بحدی مغرور و متکبر بود که دیگران را تحقیر میکرد و خود را از همه انسانها بالاتر میدانست و حتی برای خود مقام خدایی و "شماخ بغان" در نظر گرفته بود. او نامه ای با لحن بی ادبانه و تحقیر آمیز به هراکلیوس نوشت: «از سوی خسروپرویز بزرگترین خدایان و خدای روی زمین به هراکلیوس بنده حقیر خویش...» بماند که خسرو پرویز بعدا 2بار در جنگ از هراکلیوس گریخت و فرار کرد. در بی ادبی خسروپرویز همین بس که در پاسخ به نامه پیامبر صلی الله علیه و سلم، در حرکتی زشت نامه را پاره کرد و دستور بازداشت پیامبر را به باذان حاکم یمن داد(5)

⚠️تعدی خسروپرویز به ناموس ایرانیان. خسرو میل سیری ناپذیری به شهوترانی و زنبارگی داشت و به فرماندارانش نامه می نوشت که زنان زیبا، اعم از شوهردار یا بی شوهر، اولاد دار یا بی اولاد را به حرمسرایش بیاورند(6)

❗️نکته: حال بهتر میتوان فهمید که چرا ایرانیان از حکومت و دین زرتشتی ساسانی بیزار شدند و با میل قلبی به اسلام ایمان آوردند.

📚منابع:
(1) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن،ترجمه یاسمی چاپ1368، ص586
(2) همان، ص589
(3) همان، ص590 و591
(4) ایران در عهد باستان، مشکور، ص458
(5) همان، ص459. تاریخ طبری، وقایع سال ششم هجری، بیروت دارالتراث، 1967،جلد2، ص564
(6) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن،ترجمه یاسمی چاپ1368، ص616 و 617


🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. فقر و سختی معیشت ایرانیان بواسطه مالیاتهای سنگین خسروپرویز و سنگدلی خسرو. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی چاپ1368، ص586 و 589

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. مال اندوزی و تجمل طلبی خسرو پرویز و خرد شدن کمر مردم زیر بار مالیات. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی چاپ1368، ص590 و 591

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. بوالهوسی و شهوت خسروپرویز به ناموس دوست و خدمتگزارش نعمان سوم. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 458

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. رفتار بی ادبانه خسروپرویز و توهین او به انسانها. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 459

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. تعدی خسروپرویز به نوامیس ایرانیان برای رونق حرامسرایش. او دستور داد زنان شوهردار یا بی شوهر و اولاد دار یا بی اولاد که زیبا رو هستند برای کامجویی به حرمسرایش آورده شوند، ایرانیان اختیار نوامیس خود را نداشتند مقابل این شاه زرتشتی. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی،چاپ1368، ص 616 و 617

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ساسانیان از آغاز تا پایان


9⃣1⃣ قسمت نوزدهم و پایان


⚠️ دوره انحطاط و سقوط ساسانیان. قباد دوم(=کواد دوم) معروف به شیرویه بیست و چهارمین شاه ساسانی. درست چهار سال پس از مرگ خسروپرویز(=خسرو دوم) بدست پسرش شیرویه تا زمان یزدگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی، قریب به دوازده پادشاه بر تخت نشستند که نشان از هرج و مرج و از هم پاشیدگی سلسله ساسانی داشت. در این مدت شاهان بازیچه هایی در دست سرداران بودند، تاج بر سر می گذاشتند و چند ماه بعد کشته میشدند. چون مرد کم آمد، زنان را بر تخت سلطنت نشاندند. لذا پادشاه شدن زنانی مانند پوراندخت و آزرمیدخت بخاطر لیاقتشان نبود بلکه بخاطر بی مرد شدن ساسانیان بود. شیرویه پس از جلوس بر تخت سلطنت نخستین کارش انعقاد پیمان صلح با هراکلیوس بود تا جنگ 27ساله ایران و روم که هردو طرف را خسته و فرسوده کرده بود خاتمه یابد. از جمله شرایط صلح رد اسرای طرفین و رد صلیب مقدس از جانب ایران بود که هنگام غارت شهر اورشلیم توسط خسرو پرویز به تیسفون آورده شده بود. قباد دوم سپس به امور داخلی پرداخت. عوارضی که پدرش خسروپرویز مقرر داشته بود را موقوف کرد، زندانیان را رهایی بخشید و به مردم مهربانی کرد و تمام برادرانش را به قتل رساند و پس از شش ماه سلطنت درگذشت.

⚠️ اردشیر سوم(=ارته خشتر) بیست و پنجمین شاه ساسانی. پس از قباد دوم، پسرش اردشیر سوم که هفت سال بیشتر نداشت شاه شد. خوانسالار او "ماه آذرگشنسب" به قیومیت او برگزیده شد و مقام نیابت سلطنت یافت. فرخان شهر براز(=گراز شاهنشاهی) که از فرمان قباد دوم سرپیچی کرده بود و کشورهای مفتوحه مصر و شام و آسیای صغیر را به روم مسترد نداشته بود، موقع را مناسب دانست و در صدد تصاحب تاج و تخت برآمد. گراز شاهنشاهی برای اینکه هراکلیوس را با خود همراه کرده باشد وعده کرد که مصر و شام و آسیای صغیر را به روم مسترد کند، بعلاوه مبلغی هم سالانه بپردازد و در عوض هراکلیوس هم از او حمایت کند. هراکلیوس، دختر و نوه گراز شاهنشاهی را برای پسرش تئودور و ولیعهدش کنستانتین به زنی گرفت. سپس گراز شاهنشاهی سپاهش را به جانب تیسفون راند دو تن از بزرگان سپاه ساسانی با او همراه شدند و شهر تصرف شد. گراز شاهنشاهی پادشاه خردسال را که بیش از یک سال و نیم سلطنت نکرده بود، بقتل رساند و خود به تخت شاهی نشست.

⚠️گراز شاهنشاهی(=شهر براز) بیست و ششمین شاه ساسانی. او بیش از دو ماه نتوانست سلطنت کند و در این مدت ایرانیان شهرهایی که به هراکلیوس وعده داده بودند را تخلیه کردند و این خیانت بزرگ سرداران ساسانی بود. مخالفان گراز شاهنشاهی به ریاست ماهیار اندرزبد سواران و دو برادر از گارد سلطنتی به نامهای فرخ و پوس فرخ قیام کردند و گراز شاهنشاهی را کشتند و نعش او را در کوچه های تیسفون چرخاندند و گفتند هرکس از خاندان شاهی نباشد و بر تخت بنشیند به سرنوشت گراز شاهنشاهی گرفتار آید. پس از گراز شاهنشاهی خسرو سوم که پسر قباد دوم باشد به تخت نشست و بدست فرمانفرای خراسان کشته شد و پس از او جوانشیر پسر خسرو پرویز به تخت نشست، سپس پوراندخت دختر خسروپرویز به تخت نشست. پوراندخت پوس فرخ را وزارت داد، چون قادر به اداره کشور نبود پس از یکسال و چهار ماه خودش از شاهی کناره گرفت. سپس گشتاسب برده، برادر خسرو سوم به تخت نشست و پس از آن آزرمیدخت دختر دیگر خسروپرویز به شاهی رسید. در زمان آزرمیدخت سپهبدی بنام فرخ هرمزد ادعای شاهی کرد و خواست با آزرمیدخت ازدواج کند اما آزرمیدخت موافق نبود و فرخ هرمزد(پدر رستم فرخزاد) را بقتل رساند. رستم هم انتقام گرفت و آزرمیدخت را اسیر و خلع و کور کرد، البته به او تجاوز هم نمود.

⚠️ یزدگرد سوم شاه فراری. این شاهنشاه نوه خسرو پرویز و پسر شهریار از زنی زنگی(حجامت گر حمام) بود که در استخر پارس میزیست. بزرگان استخر او را شاه خواندند و در آتشکده اردشیر تاج بر سرش نهادند. رستم فرخزاد از او حمایت کرد و تیسفون را گرفت و فرخ زاد خسرو را کشت و همه کشور برای آخرین بار زیر فرمان یزدگرد سوم رفت در حالیکه تمام آثار انقراض در ناسیه دولت ساسانی دیده میشد. یزدگرد کم تجربه و ناتوان بود و نمیتوانست حکومت زرتشتی ساسانی را مقابل اسلام و فاتحان مسلمان حفظ نماید.


📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور،ص 465_468
(2) هزاره های گمشده، پرویز رجبی، ص 398


ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. قباد دوم(شیرویه) و گراز شاهنشاهی و پوراندخت و آزرمیدخت و..... و یزدگرد سوم و سقوط ساسانیان. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 465 تا 468

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. قباد دوم(شیرویه) و گراز شاهنشاهی و پوراندخت و آزرمیدخت و..... و یزدگرد سوم و سقوط ساسانیان. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 465 تا 468

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ انتقام رستم فرخزاد از آزرمیدخت بخاطر قتل پدرش. ابتدا به آزرمیدخت تجاوز میکند، سپس او کور میکند و بقتل میرساند. هزاره های گمشده،پرویز رجبی،ص 398

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه قباد دوم(=شیرویه) و گراز شاهنشاهی ساسانی
ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه پوراندخت و آزرمیدخت ساسانی
ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory