⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو پرویز ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 460 تا 464
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو پرویز ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 460 تا 464
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ خصال خسرو پرویز، پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است بین انسانها ❌
1⃣ قسمت اول✅
⚠️خسروپرویز یک پادشاه زرتشتی بسیار زنباره و بوالهوس بود. او 3000زن در حرمسرا داشت و چندهزار کنیزک برای خواندنُ نواختن در حرامسرایش بودند، قطعا نگهداری این زنان در حرمسرا هزینه هنگفتی داشت که از زحمات و مالیات مردم تامین میشد. خسروپرویز اعتراف کرد، علاوه بر خرج سنگین جنگهای 27ساله ای که با روم داشته، توانسته موجودی خزانه را 4برابر کند، ببینید که این شاه زرتشتی چه فشاری بر مردم ایران تحمیل می کرده. خسرو پرویز مردی حریص، بدخواه، ستمگر، دو رو و بی جرأت بود و ملّت را زیر بار مالیات خُرد کرد و جنگهای 27ساله او با روم قوای ایران را تحلیل و مردان آنرا از دست داد. فتوحات خسروپرویز بخاطر سردارانش شاهین و گراز شاهنشاهی بود و نه بخاطر شجاعت و تدبیر خسروپرویز. او میتوانست بارها با روم صلح آبرومندانه ای امضا کند اما بر طبل جنگ کوبید و به آن رسوایی خود را به کشتن داد. طبری در تاریخش می نویسد: خسروپرویز ستم و بیداد را بجایی رساند که به رئیس پاسداران خاصّش یعنی زادان فرخ دستور داد تا همه زندانیان که تعدادشان 36000نفر بود را هلاک کند. از رذایل اخلاقی خسرو پرویز زرتشتی همین بس که گردویه یا گردیک خواهر بهرام چوبین را تحریک کرد تا شوهرش وستهم که دایی خسروپرویز بود را بقتل برساند و به زنی خسرو در آید(1)
⚠️ وستهم و بندوی دو دایی خسرو پرویز بودند که در رساندن خسرو به سلطنت نقش بسیار مهمی داشتند، این دو نفر، با دستور و رضایت خسرو پرویز، پدرش هرمزد چهارم را از سلطنت خلع و به زندان افکندند و او را کور نمودند، آنگاه او را کشتند و خسروپرویز بلافاصله به تیسفون آمد و بر تخت نشست. خسروپرویز به دو دایی خود که چنین خدمتی به او کرده بودند رحم نکرد و بندوی را هلاک نمود و وستهم با شنیدن این خبر طغیان کرد و در خراسان حکومت نمود و در نهایت وستهم با تحریک خسرو پرویز کشته شد(2)
⚠️ خسرو پرویز زرتشتی ماهیتی بسیار جنگ طلب و متجاوز داشت. زمانیکه پدر زنش موریکیوس قیصر روم بدست فوکاس از سلطنت خلع و کشته شد، خسروپرویز به خونخواهی موریکیوس به شهرهای روم حمله کرد و آنها را غارت و ویران نمود. اما زمانیکه فوکاس بدست هراکلیوس کشته شد، خسرو دست از تجاوزاتش به شهرهای روم بر نداشت و همچنان مشغول تاراج، کشتار و ویرانی بود. این نشان میدهد که خونخواهی موریکیوس یک بهانه بود برای تجاوز جنگی به خاک روم(3)
⚠️ بالاتر گفتیم که خسرو پرویز این پادشاه زرتشتی، شخصی ترسو و بی جرأت بود. زمانیکه که هراکلیوس(=هرقل) به شهر گنزگ(=شیز) در آذربایجان لشکر کشید و آتشکده آذرگشنسب را ویران کرد، خسروپرویز آتش مقدس را برداشت و از آذربایجان و مقابل سپاه روم گریخت. فرار تاریخی دیگر خسروپرویز مربوط به جنگ دستگرد است، زمانیکه سپاه ساسانی مقابل هراکلیوس عقب نشینی کرد و نیروی تازه نفس ساسانی رسید، خسرو پرویز روحیه خود را باخته بود و از دستگرد گریخت و شهر را برای رومیان گذاشت تا تاراج کنند. این ترس و بزدلی خسرو پرویز و فرار او از میدان جنگ و رفتنش از دستگرد به تیسفون لطمه بزرگی به آبرو و حیثیت او وارد ساخت. ضمن اینکه او سردار معروفش شاهین وهمن زادگان را بخاطر میانجیگری صلح بین ایران و روم به مرگ تهدید کرد و شاهین را احتمالا بدلیل شکست مقابل لشکر روم بقتل رسانید، که خسرو را به چهره ای منفور نزد مردم تبدیل نمود. البته روایتی هم هست که شاهین از شدت ترسش از خسرو بخاطر این شکست دق کرد و مُرد. ضمن اینکه خسروپرویز با این حال در تلاش بود سردار دیگرش گراز شاهنشاهی را نیز به قتل برساند(4)
⚠️طبری در تاریخش مطلبی را از دیگران نقل کرده مبنی بر اینکه خسروپرویز از همه پادشاهان در دلیری و نفاذ رای و فرط احتیاط پیش بود و بخاطر این نامش را پرویز خواندند که در عربی به معنای مظفر و پیروز است. اما اصل ماجرا چیست? جای تردید است که خسروپرویز از حیث شجاعت آنهم با آن فرارهای درخشان، شایسته صفاتی همچون دلیری باشد. خسروپرویز در مصافهایی که حتی با بهرام چوبین داشت نتوانست خود را به اثبات برساند و در جنگها هیچگاه خود را به خطر نیفکند و قدم در میدان جنگ ننهاد(5)
❗️نکته: اکنون بهتر میتوان فهمید که چرا ایرانیان با میل قلبی پذیرای اسلام شدند در هنگام ورود اسلام به ایران.
📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص464و465
(2) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه رشید یاسمی1368، ص579و581. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص454و457
(3) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه رشید یاسمی، چاپ1368، ص582
(4) همان، ص584. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص462
(5) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص585
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول✅
⚠️خسروپرویز یک پادشاه زرتشتی بسیار زنباره و بوالهوس بود. او 3000زن در حرمسرا داشت و چندهزار کنیزک برای خواندنُ نواختن در حرامسرایش بودند، قطعا نگهداری این زنان در حرمسرا هزینه هنگفتی داشت که از زحمات و مالیات مردم تامین میشد. خسروپرویز اعتراف کرد، علاوه بر خرج سنگین جنگهای 27ساله ای که با روم داشته، توانسته موجودی خزانه را 4برابر کند، ببینید که این شاه زرتشتی چه فشاری بر مردم ایران تحمیل می کرده. خسرو پرویز مردی حریص، بدخواه، ستمگر، دو رو و بی جرأت بود و ملّت را زیر بار مالیات خُرد کرد و جنگهای 27ساله او با روم قوای ایران را تحلیل و مردان آنرا از دست داد. فتوحات خسروپرویز بخاطر سردارانش شاهین و گراز شاهنشاهی بود و نه بخاطر شجاعت و تدبیر خسروپرویز. او میتوانست بارها با روم صلح آبرومندانه ای امضا کند اما بر طبل جنگ کوبید و به آن رسوایی خود را به کشتن داد. طبری در تاریخش می نویسد: خسروپرویز ستم و بیداد را بجایی رساند که به رئیس پاسداران خاصّش یعنی زادان فرخ دستور داد تا همه زندانیان که تعدادشان 36000نفر بود را هلاک کند. از رذایل اخلاقی خسرو پرویز زرتشتی همین بس که گردویه یا گردیک خواهر بهرام چوبین را تحریک کرد تا شوهرش وستهم که دایی خسروپرویز بود را بقتل برساند و به زنی خسرو در آید(1)
⚠️ وستهم و بندوی دو دایی خسرو پرویز بودند که در رساندن خسرو به سلطنت نقش بسیار مهمی داشتند، این دو نفر، با دستور و رضایت خسرو پرویز، پدرش هرمزد چهارم را از سلطنت خلع و به زندان افکندند و او را کور نمودند، آنگاه او را کشتند و خسروپرویز بلافاصله به تیسفون آمد و بر تخت نشست. خسروپرویز به دو دایی خود که چنین خدمتی به او کرده بودند رحم نکرد و بندوی را هلاک نمود و وستهم با شنیدن این خبر طغیان کرد و در خراسان حکومت نمود و در نهایت وستهم با تحریک خسرو پرویز کشته شد(2)
⚠️ خسرو پرویز زرتشتی ماهیتی بسیار جنگ طلب و متجاوز داشت. زمانیکه پدر زنش موریکیوس قیصر روم بدست فوکاس از سلطنت خلع و کشته شد، خسروپرویز به خونخواهی موریکیوس به شهرهای روم حمله کرد و آنها را غارت و ویران نمود. اما زمانیکه فوکاس بدست هراکلیوس کشته شد، خسرو دست از تجاوزاتش به شهرهای روم بر نداشت و همچنان مشغول تاراج، کشتار و ویرانی بود. این نشان میدهد که خونخواهی موریکیوس یک بهانه بود برای تجاوز جنگی به خاک روم(3)
⚠️ بالاتر گفتیم که خسرو پرویز این پادشاه زرتشتی، شخصی ترسو و بی جرأت بود. زمانیکه که هراکلیوس(=هرقل) به شهر گنزگ(=شیز) در آذربایجان لشکر کشید و آتشکده آذرگشنسب را ویران کرد، خسروپرویز آتش مقدس را برداشت و از آذربایجان و مقابل سپاه روم گریخت. فرار تاریخی دیگر خسروپرویز مربوط به جنگ دستگرد است، زمانیکه سپاه ساسانی مقابل هراکلیوس عقب نشینی کرد و نیروی تازه نفس ساسانی رسید، خسرو پرویز روحیه خود را باخته بود و از دستگرد گریخت و شهر را برای رومیان گذاشت تا تاراج کنند. این ترس و بزدلی خسرو پرویز و فرار او از میدان جنگ و رفتنش از دستگرد به تیسفون لطمه بزرگی به آبرو و حیثیت او وارد ساخت. ضمن اینکه او سردار معروفش شاهین وهمن زادگان را بخاطر میانجیگری صلح بین ایران و روم به مرگ تهدید کرد و شاهین را احتمالا بدلیل شکست مقابل لشکر روم بقتل رسانید، که خسرو را به چهره ای منفور نزد مردم تبدیل نمود. البته روایتی هم هست که شاهین از شدت ترسش از خسرو بخاطر این شکست دق کرد و مُرد. ضمن اینکه خسروپرویز با این حال در تلاش بود سردار دیگرش گراز شاهنشاهی را نیز به قتل برساند(4)
⚠️طبری در تاریخش مطلبی را از دیگران نقل کرده مبنی بر اینکه خسروپرویز از همه پادشاهان در دلیری و نفاذ رای و فرط احتیاط پیش بود و بخاطر این نامش را پرویز خواندند که در عربی به معنای مظفر و پیروز است. اما اصل ماجرا چیست? جای تردید است که خسروپرویز از حیث شجاعت آنهم با آن فرارهای درخشان، شایسته صفاتی همچون دلیری باشد. خسروپرویز در مصافهایی که حتی با بهرام چوبین داشت نتوانست خود را به اثبات برساند و در جنگها هیچگاه خود را به خطر نیفکند و قدم در میدان جنگ ننهاد(5)
❗️نکته: اکنون بهتر میتوان فهمید که چرا ایرانیان با میل قلبی پذیرای اسلام شدند در هنگام ورود اسلام به ایران.
📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص464و465
(2) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه رشید یاسمی1368، ص579و581. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص454و457
(3) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه رشید یاسمی، چاپ1368، ص582
(4) همان، ص584. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص462
(5) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص585
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 464و 465
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص 579و581
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. قتل هرمزدچهارم بدستور و رضایت خسرو بوسیله دو دایی اش وستهم و بندوی و به تخت نشستن خسرو پرویز و سپس قتل وستهم دایی خسرو پرویز به تحریک خسرو پرویز. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 454و 457
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. ماهیت جنگ طلب و متجاوز خسروپرویز که خونخواهی موریکیوس را بهانه ای برای تجاوز به خاک روم قرار داد و حتی بعد از کشته شدن فوکاس، قاتل موریکیوس، خسروپرویز دست از تجاوز به شهرهای روم برنداشت. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص 582
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. ترس و بزدلی خسرو پرویز و فرارهای او از میدان جنگ. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص584. ایران در عهد باستان، مشکور، ص 462
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. شجاعت دروغین خسروپرویز. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص 585
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ خصال خسرو پرویز، پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است بین انسانها ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️خسروپرویز این شاه زرتشتی، به مال و ثروت اندوزی بسیار طمع ورزید. طبری گوید: بخت و اقبال او را متکبر و مغرور کرد، خودخواهی و استبداد و آزمندی خسروپرویز به بی نهایت رسید و چشم طمع به مال و ثروت مردم دوخت. او یک بیگانه با نام فرخزاد یا فرخان زاد را به جمع آوری خراج پس افتاده برگماشت، فرخزاد ظلم بی پایان میکرد، و اموال رعیت را میگرفت. این قبیل کارهای خسرو موجب صعوبت و سختی زندگی مردم شد، و رعیت را به او بد دل کرد. همچنین طبری میگوید: «خسروپرویز مردمان را حقیر می شمرد و چیزهایی را خوار میداشت که هیچ شاه عاقلی خوار نمیدارد، در جرم و عصیان به باریتعالی بجایی رسید که به رئیس نگاهبانان خود، زادان فرخ دستور داد تا همه زندانیان که 36000نفر بودند را هلاک کند. خسرو پرویز حتی میخواست بخشی از سپاهش که مقابل هراکلیوس(=هرقل) شکست خورده بود را بقتل برساند»(1)
⚠️سنگدلی خسروپرویز گاهی چاشنی مزاح دهشتناکی هم داشت. ثعالبی گوید: «خسروپرویز را گفتند که فلان حکمران را به درگاه خواندیم و تعلل ورزید، پادشاه توقیع فرمود: که اگر برای او دشوار است که به تمام بدن به نزد ما آید، ما به جزئی از تن او اکتفا می کنیم تا کار سفر بر او آسانتر شود، بگویید سر او را به درگاه ما بیاورند»(2)
⚠️در دوران خسروپرویز مردم ایران مدام فقیرتر میشدند، در عوض به گنجها و خزانه خسرو بطور روزانه اضافه میشد. از بارزترین صفات خسروپرویز میل به خواسته و مال و تجمل بود. او در 38سال سلطنتش، گنجها آکند و تجملات فراهم کرد. در سال هجدهم سلطنت(8_607م) مالی که خسرو به گنج جدید خود در تیسفون نقل کرد، قریب به 468میلیون مثقال طلا بود. که اگر هر درهم ساسانی را یک مثقال بگیریم تقریبا معادل 375میلیون فرانک طلا می شود. ازین گذشته مقدار کثیری جواهر و خانه های گرانبها داشت که بیشتر از عجایب روزگار بود. افزایش ثروت خسرو بخاطر وصول بقایای مالیاتی بود که بدون اندک ترحم و رعایتی از مردم می گرفتند. ازین گذشته مبالغی کثیر بعنوان غرامت مالی که از خزانه او سرقت شده یا به طرق مختلف تلف گشته بود، از مردمان میگرفت. بالجمله روایاتی که در منابع مختلف راجع به اطوار و احوال خسروپرویز نقل شده، هیچیک محرک محبت خواننده نسبت به او نیست. در خصال این پادشاه کینه توز و درون پوش و عاری از دلیری و شهامت چیزی نمیتوان یافت که کاملا شخص را به او علاقمند کند، خسرو آزمند بود اما امساک نداشت. برای ابراز شوکت سلطنت و بزرگی خود، بس تجمل فراهم میکرد و عجایب و غرایب نشان میداد که دیده بینندگان خیره میشد. او مبالغ هنگفتی در راه عیش و عشرت خود و درباریانش خرج میکرد. تنها چیزی که عصر خسرو را ممتاز کرده همین شکوه و جلال دربار است که مورخان ایرانی و عرب نقل کرده اند(3)
⚠️بوالهوسی خسروپرویز این شاه زرتشتی نسبت به ناموس دوست و خدمتگزارش نعمان سوم پادشاه حیره. خسرو زمانیکه از بهرام چوبین به سمت روم میگریخت، عربی به نام ایاس او را کمک کرد. خسرو مطلع شد نعمان دختر زیبارویی دارد آتش شهوتش شعله ور شد و خواست او را به زنی بگیرید تا در شمار زنان حرمسرایش درآورد. اما نعمان نپذیرفت. خسرو برای تصاحب دختر سپاهی به جنگ نعمان فرستاد. نعمان دخترش و داراییش را به رییس قبیله بنی شیبان سپرد و خود را تسلیم خسرو کرد. اما خسرو او را بقتل رساند و بقولی زیر پای فیل له کرد(4)
⚠️خسروپرویز زرتشتی بحدی مغرور و متکبر بود که دیگران را تحقیر میکرد و خود را از همه انسانها بالاتر میدانست و حتی برای خود مقام خدایی و "شماخ بغان" در نظر گرفته بود. او نامه ای با لحن بی ادبانه و تحقیر آمیز به هراکلیوس نوشت: «از سوی خسروپرویز بزرگترین خدایان و خدای روی زمین به هراکلیوس بنده حقیر خویش...» بماند که خسرو پرویز بعدا 2بار در جنگ از هراکلیوس گریخت و فرار کرد. در بی ادبی خسروپرویز همین بس که در پاسخ به نامه پیامبر صلی الله علیه و سلم، در حرکتی زشت نامه را پاره کرد و دستور بازداشت پیامبر را به باذان حاکم یمن داد(5)
⚠️تعدی خسروپرویز به ناموس ایرانیان. خسرو میل سیری ناپذیری به شهوترانی و زنبارگی داشت و به فرماندارانش نامه می نوشت که زنان زیبا، اعم از شوهردار یا بی شوهر، اولاد دار یا بی اولاد را به حرمسرایش بیاورند(6)
❗️نکته: حال بهتر میتوان فهمید که چرا ایرانیان از حکومت و دین زرتشتی ساسانی بیزار شدند و با میل قلبی به اسلام ایمان آوردند.
📚منابع:
(1) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن،ترجمه یاسمی چاپ1368، ص586
(2) همان، ص589
(3) همان، ص590 و591
(4) ایران در عهد باستان، مشکور، ص458
(5) همان، ص459. تاریخ طبری، وقایع سال ششم هجری، بیروت دارالتراث، 1967،جلد2، ص564
(6) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن،ترجمه یاسمی چاپ1368، ص616 و 617
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️خسروپرویز این شاه زرتشتی، به مال و ثروت اندوزی بسیار طمع ورزید. طبری گوید: بخت و اقبال او را متکبر و مغرور کرد، خودخواهی و استبداد و آزمندی خسروپرویز به بی نهایت رسید و چشم طمع به مال و ثروت مردم دوخت. او یک بیگانه با نام فرخزاد یا فرخان زاد را به جمع آوری خراج پس افتاده برگماشت، فرخزاد ظلم بی پایان میکرد، و اموال رعیت را میگرفت. این قبیل کارهای خسرو موجب صعوبت و سختی زندگی مردم شد، و رعیت را به او بد دل کرد. همچنین طبری میگوید: «خسروپرویز مردمان را حقیر می شمرد و چیزهایی را خوار میداشت که هیچ شاه عاقلی خوار نمیدارد، در جرم و عصیان به باریتعالی بجایی رسید که به رئیس نگاهبانان خود، زادان فرخ دستور داد تا همه زندانیان که 36000نفر بودند را هلاک کند. خسرو پرویز حتی میخواست بخشی از سپاهش که مقابل هراکلیوس(=هرقل) شکست خورده بود را بقتل برساند»(1)
⚠️سنگدلی خسروپرویز گاهی چاشنی مزاح دهشتناکی هم داشت. ثعالبی گوید: «خسروپرویز را گفتند که فلان حکمران را به درگاه خواندیم و تعلل ورزید، پادشاه توقیع فرمود: که اگر برای او دشوار است که به تمام بدن به نزد ما آید، ما به جزئی از تن او اکتفا می کنیم تا کار سفر بر او آسانتر شود، بگویید سر او را به درگاه ما بیاورند»(2)
⚠️در دوران خسروپرویز مردم ایران مدام فقیرتر میشدند، در عوض به گنجها و خزانه خسرو بطور روزانه اضافه میشد. از بارزترین صفات خسروپرویز میل به خواسته و مال و تجمل بود. او در 38سال سلطنتش، گنجها آکند و تجملات فراهم کرد. در سال هجدهم سلطنت(8_607م) مالی که خسرو به گنج جدید خود در تیسفون نقل کرد، قریب به 468میلیون مثقال طلا بود. که اگر هر درهم ساسانی را یک مثقال بگیریم تقریبا معادل 375میلیون فرانک طلا می شود. ازین گذشته مقدار کثیری جواهر و خانه های گرانبها داشت که بیشتر از عجایب روزگار بود. افزایش ثروت خسرو بخاطر وصول بقایای مالیاتی بود که بدون اندک ترحم و رعایتی از مردم می گرفتند. ازین گذشته مبالغی کثیر بعنوان غرامت مالی که از خزانه او سرقت شده یا به طرق مختلف تلف گشته بود، از مردمان میگرفت. بالجمله روایاتی که در منابع مختلف راجع به اطوار و احوال خسروپرویز نقل شده، هیچیک محرک محبت خواننده نسبت به او نیست. در خصال این پادشاه کینه توز و درون پوش و عاری از دلیری و شهامت چیزی نمیتوان یافت که کاملا شخص را به او علاقمند کند، خسرو آزمند بود اما امساک نداشت. برای ابراز شوکت سلطنت و بزرگی خود، بس تجمل فراهم میکرد و عجایب و غرایب نشان میداد که دیده بینندگان خیره میشد. او مبالغ هنگفتی در راه عیش و عشرت خود و درباریانش خرج میکرد. تنها چیزی که عصر خسرو را ممتاز کرده همین شکوه و جلال دربار است که مورخان ایرانی و عرب نقل کرده اند(3)
⚠️بوالهوسی خسروپرویز این شاه زرتشتی نسبت به ناموس دوست و خدمتگزارش نعمان سوم پادشاه حیره. خسرو زمانیکه از بهرام چوبین به سمت روم میگریخت، عربی به نام ایاس او را کمک کرد. خسرو مطلع شد نعمان دختر زیبارویی دارد آتش شهوتش شعله ور شد و خواست او را به زنی بگیرید تا در شمار زنان حرمسرایش درآورد. اما نعمان نپذیرفت. خسرو برای تصاحب دختر سپاهی به جنگ نعمان فرستاد. نعمان دخترش و داراییش را به رییس قبیله بنی شیبان سپرد و خود را تسلیم خسرو کرد. اما خسرو او را بقتل رساند و بقولی زیر پای فیل له کرد(4)
⚠️خسروپرویز زرتشتی بحدی مغرور و متکبر بود که دیگران را تحقیر میکرد و خود را از همه انسانها بالاتر میدانست و حتی برای خود مقام خدایی و "شماخ بغان" در نظر گرفته بود. او نامه ای با لحن بی ادبانه و تحقیر آمیز به هراکلیوس نوشت: «از سوی خسروپرویز بزرگترین خدایان و خدای روی زمین به هراکلیوس بنده حقیر خویش...» بماند که خسرو پرویز بعدا 2بار در جنگ از هراکلیوس گریخت و فرار کرد. در بی ادبی خسروپرویز همین بس که در پاسخ به نامه پیامبر صلی الله علیه و سلم، در حرکتی زشت نامه را پاره کرد و دستور بازداشت پیامبر را به باذان حاکم یمن داد(5)
⚠️تعدی خسروپرویز به ناموس ایرانیان. خسرو میل سیری ناپذیری به شهوترانی و زنبارگی داشت و به فرماندارانش نامه می نوشت که زنان زیبا، اعم از شوهردار یا بی شوهر، اولاد دار یا بی اولاد را به حرمسرایش بیاورند(6)
❗️نکته: حال بهتر میتوان فهمید که چرا ایرانیان از حکومت و دین زرتشتی ساسانی بیزار شدند و با میل قلبی به اسلام ایمان آوردند.
📚منابع:
(1) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن،ترجمه یاسمی چاپ1368، ص586
(2) همان، ص589
(3) همان، ص590 و591
(4) ایران در عهد باستان، مشکور، ص458
(5) همان، ص459. تاریخ طبری، وقایع سال ششم هجری، بیروت دارالتراث، 1967،جلد2، ص564
(6) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن،ترجمه یاسمی چاپ1368، ص616 و 617
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. فقر و سختی معیشت ایرانیان بواسطه مالیاتهای سنگین خسروپرویز و سنگدلی خسرو. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی چاپ1368، ص586 و 589
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. مال اندوزی و تجمل طلبی خسرو پرویز و خرد شدن کمر مردم زیر بار مالیات. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی چاپ1368، ص590 و 591
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. بوالهوسی و شهوت خسروپرویز به ناموس دوست و خدمتگزارش نعمان سوم. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 458
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory