⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. خسرو پرویز(=خسرو دوم) بیست و سومین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 455 تا 457
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه های منقوش به چهره خسرو پرویز(=خسرو دوم) بیست و سومین شاه ساسانی
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو پرویز ساسانی ❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️تا زمان حیات امپراطور موریکیوس روابط ایران و روم در کمال آرامش و حسن نیت بود. در 602م موریکیوس بدست فوکاس کشته شد، خسرو پرویز به خونخواهی دوست و مددکارش موریکیوس به روم حمله کرد. نارسیس رومی که خسرو پرویز تاج و تخت خود را مدیون او میدانست نسبت به فوکاس نافرمانی کرد و با لشکرش به شهر ادس رفت. سپاه ساسانی شهرهای دارا، آمد، ادس و حران و بسیاری از شهرهای شام را تسخیر کرد و تا نزدیک قسطنطنیه پیش رفت. فوکاس نتوانست به سلطنت ادامه دهد و بدست هراکلیوس(=هرقل) در 610م کشته شد.
⚠️جنگ ذوقار جنگ بوالهوسی خسرو پرویز: بین 604_610م بین خسروپرویز و برخی قبایل عرب جنگ کوچکی روی داد که آنوقت چندان مهم نبود ولی نیم قرن بعد نتایج مهم آن آشکار شد. مختصر آنکه نعمان سوم پادشاه عرب لخمی حیره که دست نشانده ایران بود و عیسوی شده بود قربانی کینه جویی خسرو پرویز شد. زمانیکه خسروپرویز از بهرام چوبین گریخت نعمان را فراخواند ولی او توجه نکرد. عربی به نام ایاس که دشمن نعمان بود به خسروپرویز کمک کرد تا به روم برود. آتش هوس خسروپرویز بخاطر تصاحب دختر زیبای روی نعمان مشتعل شد و خواست او را به زنی بگیرد و جزو زنان حرمسرای خود کند، لیکن نعمان نپذیرفت.
❗️نکته: بوالهوسی یک زرتشتی ولو پادشاه، به ناموس دوست و خادمش نعمان.
خسروپرویز خشمگین شد و سپاهی بفرماندهی ایاس برای دستگیری نعمان فرستاد. نعمان آگاه شد و به قبیله بنی شیبان رفت و تمام داراییها و دخترش را به رییس قبیله سپرد و نزد خسروپرویز آمد، خسرو عذر او را نپذیرفت و او را به زندان انداخت و بکشت. طبق قولی معروف او را در جنگ به زیر پای فیل افکند و مالید و حکمرانی را از خاندان لخمی نعمان گرفت و به ایاس داد و یک ناظر ایرانی بر او گماشت که لقبش نخویرگان بود. سپس به قبیله بنی شیبان دستور داد دارایی نعمان که شامل دخترش بود را تسلیم کند، ولی هانی، رییس قبیله نپذیرفت. سپس نیروی مرکب از 40هزار ایرانی و عرب به سرداری هامرز برای سرکوبی قبیله بنی شیبان رهسپار شد. بر سر چاه ذوقار جنگ سختی درگرفت و ساسانیان از تعداد اندک عرب شکست سختی خوردند و این اولین فتح عرب در مقابل ساسانیان بود که متعرض سرزمین و قبیله عرب شده بودند.
❗️نکته: این ساسانیان بودند که جنگ علیه قبیله مثنی بن حارثه شیبانی(=اسد العراق) رضی الله عنه را شروع کردند، رفتار تلافی جویانه مثنی بن حارثه شیبانی بعد از مسلمان شدنش بی ارتباط به تجاوز جنگی ساسانیان در ذوقار به قبیله بنی شیبان نیست.
⚠️هراکلیوس(=هرقل) در 610م به سلطنت رسید، اوضاع روم آشفته بود. خسروپرویز در ادامه تجاوزات جنگی خود به همسایگانش در611م به شام تاخت، انطاکیه و دمشق را گرفت و غارت کرد. اورشلیم را به کمک 26هزار یهودی تسخیر کرد و صلیب حضرت عیسی سلام الله علیه را با غنائم بسیاری که غارت کرده بود به تیسفون برد. سپس در نهایت غرور به هراکلیوس نامه نوشت: «از سوی خسروپرویز بزرگترین خدایان و خدای روی زمین به هراکلیوس بنده حقیر خویش. شما میگویید که ما به خدای خود ایمان داریم، بسیار خب پس چرا خدای شما نتوانست اورشلیم را از دست من برهاند... بیهوده خود را بر ایمان واهی که به عیسی مسیح دارید فریب ندهید. او حتی نتوانست خود را از چنگ یهودیان نجات دهد، پس چگونه تواند شما را نجات داد».
❗️نکته: خسروپرویز مغرور گویا یادش رفته بود که اخیرا او و خدایش اهورمزدا و لشکر 40هزار نفریش از قبیله کوچک بنی شیبان در جنگ ذوقار شکست سختی خورده بودند.
در مرزهای شرقی از طرف نیروهای نزدیک به هیاطله که دست نشانده خاقان ترک بود حملاتی صورت گرفت که سردار ارمنی خسروپرویز به نام سمبات باگراتونی آنها را دفع کرد و پادشاه آنها کشته شد و بخشهایی از شمال غرب هندوستان باجگذار ایران شد. سکه های یافت شده در این نقاط گواه این مدعاست که در جبهه غرب دو سردار معروف ساسانی وجود داشت، یکی شاهین وهمن زادگان و دیگری فرخان(=رومیزان) که به شهر وراز یا گراز شاهنشاهی(=خنزیرالملک) معروف بود. در 616م گراز شاهنشاهی مصر را بدون جنگ گرفت و ساسانیان تا 629م بر مصر سلطه داشتند. در ادامه تهاجمات، شاهین وهمن زادگان از کاپادوکیه گذشت و آسیای صغیر را تسخیر کرد. هراکلیوس به صلاحدید شاهین سفیرانی برای صلح نزد خسروپرویز فرستاد. ولی خسرو سفیران را به زندان انداخت و سردار خود شاهین را بخاطر اینکه هراکلیوس را بسته به پیش او نفرستاده تهدید به مرگ کرد. شاهین در سال 617م کالسدون را بتصرف در آورد. اوضاع بیزانس آشفته بود. هراکلیوس با خرانه شاهی خواست به قرطاجنه(=کارتاژ) برود ولی روحانیون مسیحی مانعش شدند و تصمیم گرفتند ظروف طلا و نقره کلیسای ایاصوفیه را آب کنند جهت دفاع مقابل خسرو.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 457_460
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️تا زمان حیات امپراطور موریکیوس روابط ایران و روم در کمال آرامش و حسن نیت بود. در 602م موریکیوس بدست فوکاس کشته شد، خسرو پرویز به خونخواهی دوست و مددکارش موریکیوس به روم حمله کرد. نارسیس رومی که خسرو پرویز تاج و تخت خود را مدیون او میدانست نسبت به فوکاس نافرمانی کرد و با لشکرش به شهر ادس رفت. سپاه ساسانی شهرهای دارا، آمد، ادس و حران و بسیاری از شهرهای شام را تسخیر کرد و تا نزدیک قسطنطنیه پیش رفت. فوکاس نتوانست به سلطنت ادامه دهد و بدست هراکلیوس(=هرقل) در 610م کشته شد.
⚠️جنگ ذوقار جنگ بوالهوسی خسرو پرویز: بین 604_610م بین خسروپرویز و برخی قبایل عرب جنگ کوچکی روی داد که آنوقت چندان مهم نبود ولی نیم قرن بعد نتایج مهم آن آشکار شد. مختصر آنکه نعمان سوم پادشاه عرب لخمی حیره که دست نشانده ایران بود و عیسوی شده بود قربانی کینه جویی خسرو پرویز شد. زمانیکه خسروپرویز از بهرام چوبین گریخت نعمان را فراخواند ولی او توجه نکرد. عربی به نام ایاس که دشمن نعمان بود به خسروپرویز کمک کرد تا به روم برود. آتش هوس خسروپرویز بخاطر تصاحب دختر زیبای روی نعمان مشتعل شد و خواست او را به زنی بگیرد و جزو زنان حرمسرای خود کند، لیکن نعمان نپذیرفت.
❗️نکته: بوالهوسی یک زرتشتی ولو پادشاه، به ناموس دوست و خادمش نعمان.
خسروپرویز خشمگین شد و سپاهی بفرماندهی ایاس برای دستگیری نعمان فرستاد. نعمان آگاه شد و به قبیله بنی شیبان رفت و تمام داراییها و دخترش را به رییس قبیله سپرد و نزد خسروپرویز آمد، خسرو عذر او را نپذیرفت و او را به زندان انداخت و بکشت. طبق قولی معروف او را در جنگ به زیر پای فیل افکند و مالید و حکمرانی را از خاندان لخمی نعمان گرفت و به ایاس داد و یک ناظر ایرانی بر او گماشت که لقبش نخویرگان بود. سپس به قبیله بنی شیبان دستور داد دارایی نعمان که شامل دخترش بود را تسلیم کند، ولی هانی، رییس قبیله نپذیرفت. سپس نیروی مرکب از 40هزار ایرانی و عرب به سرداری هامرز برای سرکوبی قبیله بنی شیبان رهسپار شد. بر سر چاه ذوقار جنگ سختی درگرفت و ساسانیان از تعداد اندک عرب شکست سختی خوردند و این اولین فتح عرب در مقابل ساسانیان بود که متعرض سرزمین و قبیله عرب شده بودند.
❗️نکته: این ساسانیان بودند که جنگ علیه قبیله مثنی بن حارثه شیبانی(=اسد العراق) رضی الله عنه را شروع کردند، رفتار تلافی جویانه مثنی بن حارثه شیبانی بعد از مسلمان شدنش بی ارتباط به تجاوز جنگی ساسانیان در ذوقار به قبیله بنی شیبان نیست.
⚠️هراکلیوس(=هرقل) در 610م به سلطنت رسید، اوضاع روم آشفته بود. خسروپرویز در ادامه تجاوزات جنگی خود به همسایگانش در611م به شام تاخت، انطاکیه و دمشق را گرفت و غارت کرد. اورشلیم را به کمک 26هزار یهودی تسخیر کرد و صلیب حضرت عیسی سلام الله علیه را با غنائم بسیاری که غارت کرده بود به تیسفون برد. سپس در نهایت غرور به هراکلیوس نامه نوشت: «از سوی خسروپرویز بزرگترین خدایان و خدای روی زمین به هراکلیوس بنده حقیر خویش. شما میگویید که ما به خدای خود ایمان داریم، بسیار خب پس چرا خدای شما نتوانست اورشلیم را از دست من برهاند... بیهوده خود را بر ایمان واهی که به عیسی مسیح دارید فریب ندهید. او حتی نتوانست خود را از چنگ یهودیان نجات دهد، پس چگونه تواند شما را نجات داد».
❗️نکته: خسروپرویز مغرور گویا یادش رفته بود که اخیرا او و خدایش اهورمزدا و لشکر 40هزار نفریش از قبیله کوچک بنی شیبان در جنگ ذوقار شکست سختی خورده بودند.
در مرزهای شرقی از طرف نیروهای نزدیک به هیاطله که دست نشانده خاقان ترک بود حملاتی صورت گرفت که سردار ارمنی خسروپرویز به نام سمبات باگراتونی آنها را دفع کرد و پادشاه آنها کشته شد و بخشهایی از شمال غرب هندوستان باجگذار ایران شد. سکه های یافت شده در این نقاط گواه این مدعاست که در جبهه غرب دو سردار معروف ساسانی وجود داشت، یکی شاهین وهمن زادگان و دیگری فرخان(=رومیزان) که به شهر وراز یا گراز شاهنشاهی(=خنزیرالملک) معروف بود. در 616م گراز شاهنشاهی مصر را بدون جنگ گرفت و ساسانیان تا 629م بر مصر سلطه داشتند. در ادامه تهاجمات، شاهین وهمن زادگان از کاپادوکیه گذشت و آسیای صغیر را تسخیر کرد. هراکلیوس به صلاحدید شاهین سفیرانی برای صلح نزد خسروپرویز فرستاد. ولی خسرو سفیران را به زندان انداخت و سردار خود شاهین را بخاطر اینکه هراکلیوس را بسته به پیش او نفرستاده تهدید به مرگ کرد. شاهین در سال 617م کالسدون را بتصرف در آورد. اوضاع بیزانس آشفته بود. هراکلیوس با خرانه شاهی خواست به قرطاجنه(=کارتاژ) برود ولی روحانیون مسیحی مانعش شدند و تصمیم گرفتند ظروف طلا و نقره کلیسای ایاصوفیه را آب کنند جهت دفاع مقابل خسرو.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 457_460
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو پرویز ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 457 تا 460
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو پرویز ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 457 تا 460
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو پرویز ساسانی ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ نکته مهمی که خوی جنگ طلبی و تجاوزگری خسروپرویز را بخوبی اثبات میکند اینست که: علت تهاجم خسروپرویز به روم به خونخواهی موریکیوس بود که بدست فوکاس خلع و کشته شد. اما زمانیکه فوکاس بوسیله هراکلیوس ساقط و کشته شد، خسرو پرویز دست از تهاجم و غارت شهرهای رومی بر نداشت. اکنون نوبت هراکلیوس و رومیها بود که به تجاوزات جنگی خسروپرویز پاسخی درخور دهند. هراکلیوس در 622م از تنگه هلس پونت گذشت و آسیای صغیر را فتح کرد، به ارمنستان رسید و گراز شاهنشاهی(=شهر براز) را شکست داد، سپس به قسطنطنیه بازگشت. هراکلیوس در سال بعد، با خزرها متحد شد و از طرف لازیکا(=منطقه ای در غرب گرجستان) به ایران لشکرکشی کرد. خسروپرویز با 40هزار سرباز به مقابل او به آذربایجان شتافت. ولی هراکلیوس شهر گنزگ(=شیز) را تسخیر و آتشکده بزرگ آذرگشنسب را ویران کرد. خسروپرویز هنگام فرار ازین شهر آتش مقدس را به همراه برد. خسرو خواست به کمک سه اردوی خود به آلبانی حمله کند و کار هراکلیوس را یکسره نماید اما هراکلیوس پیش دستی کرد و پیش از آنکه سه اردو بهم برسند، آنها را درهم شکست و در 625م شهر "آمد" را گرفت و بر گراز شاهنشاهی غلبه نمود. سپس گراز شاهنشاهی در کلیکیه حوالی رود ساراس با هراکلیوس دوباره جنگید ولی شبانه مجبور به عقب نشینی شد. خسروپرویز از فتوحات روم بشدت مضطرب شد و یک اردوی بزرگ تشکیل داد تا به سرداری شاهین، قسطنطنیه را محاصره و فتح کند. اردوی دیگر هم ماموریت یافت با هراکلیوس بجنگد. هراکلیوس برادرش تئودور را مامور دفاع از قسطنطنیه کرد و خود بسوی لازیکا و سپس تفلیس رفت. بخاطر تگرگ و تند بادی که بجانب سپاه ساسانی می وزید، تئودور توانست ساسانیان را عقب نشاند و کالسدون را پس بگیرد. شاهین وهمن زادگان شکست خورد از بیم خشم خسروپرویز خود را باخته و دق کرد. شاید هم بفرمان خسروپرویز او را به هلاکت رساندند.
⚠️ هراکلیوس به تلافی تهاجمات خسروپرویز به روم، در 627م به دستگرد در حوالی تیسفون لشکر کشید. جنگ در نزدیکی نینوای قدیم روی داد. رازتس، سردار ایرانی در جنگ کشته شد و سربازانش عقب نشینی کردند. نیروی کمکی به ساسانیان رسید اما خسروپرویز خود را باخته و دستگرد را رها کرد و بسوی تیسفون گریخت. این ترس و بزدلی خسرو و فرارش از میدان جنگ و به غارت رفتن دستگرد، لطمه بزرگی به حیثیت و آبروی خسروپرویز وارد ساخت. بعلاوه او به جنازه سردارش شاهین که نزد مردم محبوب بود توهین کرد و موجب نفرت همگان شد، با اینهمه خسروپرویز تلاش میکرد که گراز شاهنشاهی را نیز بکشد. حال، پس از 37 سال، خسروپرویز همان فرجامی را یافت که برای پدر خود فراهم کرده بود و چون از دستگرد خارج شد و پیشنهاد صلح هراکلیوس را نپذیرفت، به تیسفون وارد شد، سپس با زنش شیرین به ویه اردشیر(=سلوکیه) رفت. خسروپرویز به اسهال مبتلا شد و امر داد که او را به تیسفون باز گردانند در حالیکه سردارانش بشدت از جنگ طلبیهای او ناراضی بودند. خسرو میخواست پسرش مردانشاه را جانشین خود کند، اما قباد دوم(=کواد) ملقب به شیرویه پسر دیگر خسروپرویز که از مریم دختر قیصر روم بود و مهتر پسران خسرو بود، با همکاری فرمانده کل سپاه ساسانی یعنی گشنسب اسپاذ که برادر رضاعی اش هم بود متحد شد و با هراکلیوس وارد گفتگوی صلح گردید. هراکلیوس خواهان صلح بود. دیگر بزرگان نیز به شیرویه پیوستند، بفرمان شیرویه قلعه فراموشی را گشودند و زندانیان سیاسی را آزاد کردند که هواخواه شیرویه شدند. همان شب خسروپرویز دستگیر شد، گویند کفشگری با جماعتی که خسرو را میبردند مصادف شد و شاه را زیر پوششی که داشت شناخت و با قالب کفش ضربتی بر سر خسروپرویز همان کسیکه ادعای خدایی میکرد نواخت، اما سرباز ساسانی شمشیر کشید و سر از تن کفشگر بینوا جدا کرد. خسرو پرویز در بامداد همان روز کشته شد.
❗️نکته: این حرکت کفشگر نشانه اوج نفرت ایرانیان از شاهان زرتشتی و ظالم ساسانی بود.
⚠️پس از قتل خسروپرویز، شیرویه دستور داد که دستو پای برادرانش را قطع کنند و میخواست به همین اکتفا کند و آنان را زنده بگذارد اما پس از اندک زمانی آنان را بکشت. تئوفانس روایت میکند که: «شیرویه ابتدا برادرانش را کشت، سپس پدرش را در انبار گنج خانه زندانی کرد تا از گرسنگی بمیرد ولی چون دید بعد از پنج روز هنوز زنده است، خسرو پرویز را به ضرب نیزه بکشت».
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 460 تا 464
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ نکته مهمی که خوی جنگ طلبی و تجاوزگری خسروپرویز را بخوبی اثبات میکند اینست که: علت تهاجم خسروپرویز به روم به خونخواهی موریکیوس بود که بدست فوکاس خلع و کشته شد. اما زمانیکه فوکاس بوسیله هراکلیوس ساقط و کشته شد، خسرو پرویز دست از تهاجم و غارت شهرهای رومی بر نداشت. اکنون نوبت هراکلیوس و رومیها بود که به تجاوزات جنگی خسروپرویز پاسخی درخور دهند. هراکلیوس در 622م از تنگه هلس پونت گذشت و آسیای صغیر را فتح کرد، به ارمنستان رسید و گراز شاهنشاهی(=شهر براز) را شکست داد، سپس به قسطنطنیه بازگشت. هراکلیوس در سال بعد، با خزرها متحد شد و از طرف لازیکا(=منطقه ای در غرب گرجستان) به ایران لشکرکشی کرد. خسروپرویز با 40هزار سرباز به مقابل او به آذربایجان شتافت. ولی هراکلیوس شهر گنزگ(=شیز) را تسخیر و آتشکده بزرگ آذرگشنسب را ویران کرد. خسروپرویز هنگام فرار ازین شهر آتش مقدس را به همراه برد. خسرو خواست به کمک سه اردوی خود به آلبانی حمله کند و کار هراکلیوس را یکسره نماید اما هراکلیوس پیش دستی کرد و پیش از آنکه سه اردو بهم برسند، آنها را درهم شکست و در 625م شهر "آمد" را گرفت و بر گراز شاهنشاهی غلبه نمود. سپس گراز شاهنشاهی در کلیکیه حوالی رود ساراس با هراکلیوس دوباره جنگید ولی شبانه مجبور به عقب نشینی شد. خسروپرویز از فتوحات روم بشدت مضطرب شد و یک اردوی بزرگ تشکیل داد تا به سرداری شاهین، قسطنطنیه را محاصره و فتح کند. اردوی دیگر هم ماموریت یافت با هراکلیوس بجنگد. هراکلیوس برادرش تئودور را مامور دفاع از قسطنطنیه کرد و خود بسوی لازیکا و سپس تفلیس رفت. بخاطر تگرگ و تند بادی که بجانب سپاه ساسانی می وزید، تئودور توانست ساسانیان را عقب نشاند و کالسدون را پس بگیرد. شاهین وهمن زادگان شکست خورد از بیم خشم خسروپرویز خود را باخته و دق کرد. شاید هم بفرمان خسروپرویز او را به هلاکت رساندند.
⚠️ هراکلیوس به تلافی تهاجمات خسروپرویز به روم، در 627م به دستگرد در حوالی تیسفون لشکر کشید. جنگ در نزدیکی نینوای قدیم روی داد. رازتس، سردار ایرانی در جنگ کشته شد و سربازانش عقب نشینی کردند. نیروی کمکی به ساسانیان رسید اما خسروپرویز خود را باخته و دستگرد را رها کرد و بسوی تیسفون گریخت. این ترس و بزدلی خسرو و فرارش از میدان جنگ و به غارت رفتن دستگرد، لطمه بزرگی به حیثیت و آبروی خسروپرویز وارد ساخت. بعلاوه او به جنازه سردارش شاهین که نزد مردم محبوب بود توهین کرد و موجب نفرت همگان شد، با اینهمه خسروپرویز تلاش میکرد که گراز شاهنشاهی را نیز بکشد. حال، پس از 37 سال، خسروپرویز همان فرجامی را یافت که برای پدر خود فراهم کرده بود و چون از دستگرد خارج شد و پیشنهاد صلح هراکلیوس را نپذیرفت، به تیسفون وارد شد، سپس با زنش شیرین به ویه اردشیر(=سلوکیه) رفت. خسروپرویز به اسهال مبتلا شد و امر داد که او را به تیسفون باز گردانند در حالیکه سردارانش بشدت از جنگ طلبیهای او ناراضی بودند. خسرو میخواست پسرش مردانشاه را جانشین خود کند، اما قباد دوم(=کواد) ملقب به شیرویه پسر دیگر خسروپرویز که از مریم دختر قیصر روم بود و مهتر پسران خسرو بود، با همکاری فرمانده کل سپاه ساسانی یعنی گشنسب اسپاذ که برادر رضاعی اش هم بود متحد شد و با هراکلیوس وارد گفتگوی صلح گردید. هراکلیوس خواهان صلح بود. دیگر بزرگان نیز به شیرویه پیوستند، بفرمان شیرویه قلعه فراموشی را گشودند و زندانیان سیاسی را آزاد کردند که هواخواه شیرویه شدند. همان شب خسروپرویز دستگیر شد، گویند کفشگری با جماعتی که خسرو را میبردند مصادف شد و شاه را زیر پوششی که داشت شناخت و با قالب کفش ضربتی بر سر خسروپرویز همان کسیکه ادعای خدایی میکرد نواخت، اما سرباز ساسانی شمشیر کشید و سر از تن کفشگر بینوا جدا کرد. خسرو پرویز در بامداد همان روز کشته شد.
❗️نکته: این حرکت کفشگر نشانه اوج نفرت ایرانیان از شاهان زرتشتی و ظالم ساسانی بود.
⚠️پس از قتل خسروپرویز، شیرویه دستور داد که دستو پای برادرانش را قطع کنند و میخواست به همین اکتفا کند و آنان را زنده بگذارد اما پس از اندک زمانی آنان را بکشت. تئوفانس روایت میکند که: «شیرویه ابتدا برادرانش را کشت، سپس پدرش را در انبار گنج خانه زندانی کرد تا از گرسنگی بمیرد ولی چون دید بعد از پنج روز هنوز زنده است، خسرو پرویز را به ضرب نیزه بکشت».
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 460 تا 464
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو پرویز ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 460 تا 464
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو پرویز ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 460 تا 464
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ خصال خسرو پرویز، پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است بین انسانها ❌
1⃣ قسمت اول✅
⚠️خسروپرویز یک پادشاه زرتشتی بسیار زنباره و بوالهوس بود. او 3000زن در حرمسرا داشت و چندهزار کنیزک برای خواندنُ نواختن در حرامسرایش بودند، قطعا نگهداری این زنان در حرمسرا هزینه هنگفتی داشت که از زحمات و مالیات مردم تامین میشد. خسروپرویز اعتراف کرد، علاوه بر خرج سنگین جنگهای 27ساله ای که با روم داشته، توانسته موجودی خزانه را 4برابر کند، ببینید که این شاه زرتشتی چه فشاری بر مردم ایران تحمیل می کرده. خسرو پرویز مردی حریص، بدخواه، ستمگر، دو رو و بی جرأت بود و ملّت را زیر بار مالیات خُرد کرد و جنگهای 27ساله او با روم قوای ایران را تحلیل و مردان آنرا از دست داد. فتوحات خسروپرویز بخاطر سردارانش شاهین و گراز شاهنشاهی بود و نه بخاطر شجاعت و تدبیر خسروپرویز. او میتوانست بارها با روم صلح آبرومندانه ای امضا کند اما بر طبل جنگ کوبید و به آن رسوایی خود را به کشتن داد. طبری در تاریخش می نویسد: خسروپرویز ستم و بیداد را بجایی رساند که به رئیس پاسداران خاصّش یعنی زادان فرخ دستور داد تا همه زندانیان که تعدادشان 36000نفر بود را هلاک کند. از رذایل اخلاقی خسرو پرویز زرتشتی همین بس که گردویه یا گردیک خواهر بهرام چوبین را تحریک کرد تا شوهرش وستهم که دایی خسروپرویز بود را بقتل برساند و به زنی خسرو در آید(1)
⚠️ وستهم و بندوی دو دایی خسرو پرویز بودند که در رساندن خسرو به سلطنت نقش بسیار مهمی داشتند، این دو نفر، با دستور و رضایت خسرو پرویز، پدرش هرمزد چهارم را از سلطنت خلع و به زندان افکندند و او را کور نمودند، آنگاه او را کشتند و خسروپرویز بلافاصله به تیسفون آمد و بر تخت نشست. خسروپرویز به دو دایی خود که چنین خدمتی به او کرده بودند رحم نکرد و بندوی را هلاک نمود و وستهم با شنیدن این خبر طغیان کرد و در خراسان حکومت نمود و در نهایت وستهم با تحریک خسرو پرویز کشته شد(2)
⚠️ خسرو پرویز زرتشتی ماهیتی بسیار جنگ طلب و متجاوز داشت. زمانیکه پدر زنش موریکیوس قیصر روم بدست فوکاس از سلطنت خلع و کشته شد، خسروپرویز به خونخواهی موریکیوس به شهرهای روم حمله کرد و آنها را غارت و ویران نمود. اما زمانیکه فوکاس بدست هراکلیوس کشته شد، خسرو دست از تجاوزاتش به شهرهای روم بر نداشت و همچنان مشغول تاراج، کشتار و ویرانی بود. این نشان میدهد که خونخواهی موریکیوس یک بهانه بود برای تجاوز جنگی به خاک روم(3)
⚠️ بالاتر گفتیم که خسرو پرویز این پادشاه زرتشتی، شخصی ترسو و بی جرأت بود. زمانیکه که هراکلیوس(=هرقل) به شهر گنزگ(=شیز) در آذربایجان لشکر کشید و آتشکده آذرگشنسب را ویران کرد، خسروپرویز آتش مقدس را برداشت و از آذربایجان و مقابل سپاه روم گریخت. فرار تاریخی دیگر خسروپرویز مربوط به جنگ دستگرد است، زمانیکه سپاه ساسانی مقابل هراکلیوس عقب نشینی کرد و نیروی تازه نفس ساسانی رسید، خسرو پرویز روحیه خود را باخته بود و از دستگرد گریخت و شهر را برای رومیان گذاشت تا تاراج کنند. این ترس و بزدلی خسرو پرویز و فرار او از میدان جنگ و رفتنش از دستگرد به تیسفون لطمه بزرگی به آبرو و حیثیت او وارد ساخت. ضمن اینکه او سردار معروفش شاهین وهمن زادگان را بخاطر میانجیگری صلح بین ایران و روم به مرگ تهدید کرد و شاهین را احتمالا بدلیل شکست مقابل لشکر روم بقتل رسانید، که خسرو را به چهره ای منفور نزد مردم تبدیل نمود. البته روایتی هم هست که شاهین از شدت ترسش از خسرو بخاطر این شکست دق کرد و مُرد. ضمن اینکه خسروپرویز با این حال در تلاش بود سردار دیگرش گراز شاهنشاهی را نیز به قتل برساند(4)
⚠️طبری در تاریخش مطلبی را از دیگران نقل کرده مبنی بر اینکه خسروپرویز از همه پادشاهان در دلیری و نفاذ رای و فرط احتیاط پیش بود و بخاطر این نامش را پرویز خواندند که در عربی به معنای مظفر و پیروز است. اما اصل ماجرا چیست? جای تردید است که خسروپرویز از حیث شجاعت آنهم با آن فرارهای درخشان، شایسته صفاتی همچون دلیری باشد. خسروپرویز در مصافهایی که حتی با بهرام چوبین داشت نتوانست خود را به اثبات برساند و در جنگها هیچگاه خود را به خطر نیفکند و قدم در میدان جنگ ننهاد(5)
❗️نکته: اکنون بهتر میتوان فهمید که چرا ایرانیان با میل قلبی پذیرای اسلام شدند در هنگام ورود اسلام به ایران.
📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص464و465
(2) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه رشید یاسمی1368، ص579و581. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص454و457
(3) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه رشید یاسمی، چاپ1368، ص582
(4) همان، ص584. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص462
(5) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص585
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول✅
⚠️خسروپرویز یک پادشاه زرتشتی بسیار زنباره و بوالهوس بود. او 3000زن در حرمسرا داشت و چندهزار کنیزک برای خواندنُ نواختن در حرامسرایش بودند، قطعا نگهداری این زنان در حرمسرا هزینه هنگفتی داشت که از زحمات و مالیات مردم تامین میشد. خسروپرویز اعتراف کرد، علاوه بر خرج سنگین جنگهای 27ساله ای که با روم داشته، توانسته موجودی خزانه را 4برابر کند، ببینید که این شاه زرتشتی چه فشاری بر مردم ایران تحمیل می کرده. خسرو پرویز مردی حریص، بدخواه، ستمگر، دو رو و بی جرأت بود و ملّت را زیر بار مالیات خُرد کرد و جنگهای 27ساله او با روم قوای ایران را تحلیل و مردان آنرا از دست داد. فتوحات خسروپرویز بخاطر سردارانش شاهین و گراز شاهنشاهی بود و نه بخاطر شجاعت و تدبیر خسروپرویز. او میتوانست بارها با روم صلح آبرومندانه ای امضا کند اما بر طبل جنگ کوبید و به آن رسوایی خود را به کشتن داد. طبری در تاریخش می نویسد: خسروپرویز ستم و بیداد را بجایی رساند که به رئیس پاسداران خاصّش یعنی زادان فرخ دستور داد تا همه زندانیان که تعدادشان 36000نفر بود را هلاک کند. از رذایل اخلاقی خسرو پرویز زرتشتی همین بس که گردویه یا گردیک خواهر بهرام چوبین را تحریک کرد تا شوهرش وستهم که دایی خسروپرویز بود را بقتل برساند و به زنی خسرو در آید(1)
⚠️ وستهم و بندوی دو دایی خسرو پرویز بودند که در رساندن خسرو به سلطنت نقش بسیار مهمی داشتند، این دو نفر، با دستور و رضایت خسرو پرویز، پدرش هرمزد چهارم را از سلطنت خلع و به زندان افکندند و او را کور نمودند، آنگاه او را کشتند و خسروپرویز بلافاصله به تیسفون آمد و بر تخت نشست. خسروپرویز به دو دایی خود که چنین خدمتی به او کرده بودند رحم نکرد و بندوی را هلاک نمود و وستهم با شنیدن این خبر طغیان کرد و در خراسان حکومت نمود و در نهایت وستهم با تحریک خسرو پرویز کشته شد(2)
⚠️ خسرو پرویز زرتشتی ماهیتی بسیار جنگ طلب و متجاوز داشت. زمانیکه پدر زنش موریکیوس قیصر روم بدست فوکاس از سلطنت خلع و کشته شد، خسروپرویز به خونخواهی موریکیوس به شهرهای روم حمله کرد و آنها را غارت و ویران نمود. اما زمانیکه فوکاس بدست هراکلیوس کشته شد، خسرو دست از تجاوزاتش به شهرهای روم بر نداشت و همچنان مشغول تاراج، کشتار و ویرانی بود. این نشان میدهد که خونخواهی موریکیوس یک بهانه بود برای تجاوز جنگی به خاک روم(3)
⚠️ بالاتر گفتیم که خسرو پرویز این پادشاه زرتشتی، شخصی ترسو و بی جرأت بود. زمانیکه که هراکلیوس(=هرقل) به شهر گنزگ(=شیز) در آذربایجان لشکر کشید و آتشکده آذرگشنسب را ویران کرد، خسروپرویز آتش مقدس را برداشت و از آذربایجان و مقابل سپاه روم گریخت. فرار تاریخی دیگر خسروپرویز مربوط به جنگ دستگرد است، زمانیکه سپاه ساسانی مقابل هراکلیوس عقب نشینی کرد و نیروی تازه نفس ساسانی رسید، خسرو پرویز روحیه خود را باخته بود و از دستگرد گریخت و شهر را برای رومیان گذاشت تا تاراج کنند. این ترس و بزدلی خسرو پرویز و فرار او از میدان جنگ و رفتنش از دستگرد به تیسفون لطمه بزرگی به آبرو و حیثیت او وارد ساخت. ضمن اینکه او سردار معروفش شاهین وهمن زادگان را بخاطر میانجیگری صلح بین ایران و روم به مرگ تهدید کرد و شاهین را احتمالا بدلیل شکست مقابل لشکر روم بقتل رسانید، که خسرو را به چهره ای منفور نزد مردم تبدیل نمود. البته روایتی هم هست که شاهین از شدت ترسش از خسرو بخاطر این شکست دق کرد و مُرد. ضمن اینکه خسروپرویز با این حال در تلاش بود سردار دیگرش گراز شاهنشاهی را نیز به قتل برساند(4)
⚠️طبری در تاریخش مطلبی را از دیگران نقل کرده مبنی بر اینکه خسروپرویز از همه پادشاهان در دلیری و نفاذ رای و فرط احتیاط پیش بود و بخاطر این نامش را پرویز خواندند که در عربی به معنای مظفر و پیروز است. اما اصل ماجرا چیست? جای تردید است که خسروپرویز از حیث شجاعت آنهم با آن فرارهای درخشان، شایسته صفاتی همچون دلیری باشد. خسروپرویز در مصافهایی که حتی با بهرام چوبین داشت نتوانست خود را به اثبات برساند و در جنگها هیچگاه خود را به خطر نیفکند و قدم در میدان جنگ ننهاد(5)
❗️نکته: اکنون بهتر میتوان فهمید که چرا ایرانیان با میل قلبی پذیرای اسلام شدند در هنگام ورود اسلام به ایران.
📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص464و465
(2) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه رشید یاسمی1368، ص579و581. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص454و457
(3) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه رشید یاسمی، چاپ1368، ص582
(4) همان، ص584. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص462
(5) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص585
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 464و 465
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368، ص 579و581
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خصال خسرو پرویز، این پادشاه زرتشتی ساسانی که ادعا میکرد خدایی است در بین انسانها. قتل هرمزدچهارم بدستور و رضایت خسرو بوسیله دو دایی اش وستهم و بندوی و به تخت نشستن خسرو پرویز و سپس قتل وستهم دایی خسرو پرویز به تحریک خسرو پرویز. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 454و 457
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory