ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
بزرگمهر شخصیتی مبهم و مجهول در تاریخ


⚠️ ویژگی اصلی شاهان ایران باستان جنگ و تهاجم به سرزمینها و غارت و ویرانی شهرهای ملل دیگر بود. مثلا درباره انوشیروان میخوانیم: « در دوره او سلسله ساسانی به اوج عظمت خود رسید، خب چه عظمتی? کشورهای وسیع از هندوکش تا انطاکیه و از کوههای قفقاز و جیحون تا یمن میدان تاخت و تاز سواره نظام ساسانی بود. یعنی کارنامه شاهان ساسانی عمده مفاخرش مربوط به جنگ و کشتار و غارت بود نه پیشرفت و آبادانی و تولید علم. جندی شاپور که تنها مرکز علمی دوره ساسانی و احتمالا ایران باستان بود توسط مهندسان و معماران و اساتید رومی گریخته از دست قیصر، ساخته و مدیریت می شد». وقتی به کوروش پرستان آریایی می گوییم شما که ساخت دستگاه خودپرداز یا A.T.M و خودرو لامبورگینی و تلویزیون OLED را برای کوروش و هخامنشیان سند می زنید، لااقل نام ده دانشمند ایران باستان و دستاوردهای علمی آنها را بیاورید !!! ناگهان کل دنیای ایران باستان در سکوت رادیویی فرو می رود. برخی هم جدیدا نامهایی دستو پا کرده اند که در هیچ یک از تواریخ مرجع باستان ذکری از آنها بعنوان دانشمند به میان نیامده. مثلا خواننده ای به نام باربُد را بعنوان دانشمند ساسانی معرفی میکنند. یا هوشتانه(=استانس) که یک موبد زرتشتی جادوگر بود را بعنوان دانشمند معرفی میکنند یا برای اسکیلاس یونانی دریانورد، ملیّت ایرانی جعل میکنند. فقط مانده که نصّاب پکیج آشپزخانه بانو ماندانا هخامنشی را بعنوان دانشمند آریایی جا بزنند. اخیرا هم روی بزرگمهر خیلی مانور میدهند اما غافل از اینکه بزرگمهر یک شخصیت مبهم در تاریخ می باشد.


⚠️ هرجا سخن از انوشیروان به میان می آید نامی از وزیر او بزرگمهر هم برده میشود. در منابع عربی و فارسی راجع به عقل و کیاست این وزیر سخن بسیار رفته است. و در ادبیات اسلامی هرگاه خواسته اند که فرد اکمل و نمونه کامل از یک وزیر با تدبیر را نشان داده باشند، نام اورا برده اند و حکایتها از دانایی او آورده اند. با همه این تشریفات و توصیفات با کمال تأسف هنوز شخصیت چنین مردی بر ما "مجهول" است، اما بنا به تحقیق خاور شناسان بزرگمهر نام شخص بخصوصی نبوده، بلکه عنوان و مقامی از مقامات کشور بوده است، که آن عنوان در دوره ساسانی ورزگ فرمذار(=بزرگ فرمذار) یعنی وزیر اعظم می گفتند. در علم دوستی و دانشمند پروری ساسانیان همین بس که طبق روایات تواریخ اسلامی، بزرگمهر بدست انوشیروان ساسانی کشته شد و او را مُثله کردند(=تکه تکه کردند) و طبق برخی روایات دیگر، بزرگمهر بدست خسرو پرویز کشته شد.

⚠️ اوضاع اسفباری که خسرو انوشیروان به اصطلاح عادل، برای ایرانیان رقم زد به گونه ای بود که اصلاحات مالیات بیشتر به نفع خزانه دولت بود، طبقه عامه مانند قرون قبل از خود با نادانی و تحمل مصائب می زیست. فیلسوفان رومی که به ایران آمده بودند بخاطر عدم احترام به جایگاه علمی آنها و وجود نظام تبعیض آمیز طبقاتی و رسوم عجیب ازدواج و معامله با مردگان آزرده شدند. صاحبان قدرت به زیر دستان ستم میکردند و اعمال دور از انصاف و انسانیت انجام می دادند.


⚠️حالا بهتر است کوروش پرستان دست از پروژه دانشمند سازی برای بزرگمهر بردارند زیرا یک عنوان سیاسی دربار بوده. یادمان نرود که در کل تاریخ ایران باستان تا درست قبل از ورود اسلام به ایران حتی یک مورخ نداشتیم، عجب حکومتهای دانشمند پروری !!! پس از ورود اسلام به ایران، دانشمندان و نوابغ بسیاری را به دنیا معرفی کردیم، از جمله بزرگترین مورخ تمام اعصار ایران یعنی ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری، معروف به ابن جریر طبری، مورخ فیلسوف عالم و مفسر که زاده آمل و اهل سنت بود. او مؤلف تاریخ طبری و تفسیر طبری و آثار بیشماری است. او را امام المورخین و امام المفسرین نیز گفته اند.
«رحمه الله تعالی علیه»

📚 منبع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 451
(2) تاریخ بیهقی، خواجه ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، بر اساس نسخه غنی فیّاض و ادیب پیشاوری، نشر هیرمند1376، جلد1، صفحه511 تا 514
(3) ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، صفحه 572 و 573

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ بزرگمهر شخصیتی مبهم و مجهول در تاریخ. بر فرض که چنین شخصیتی هم وجود داشته باشد بیشتر مایه ننگ شاهان ساسانی است چون بزرگمهر بدست خود شاهان ساسانی بقتل رسید و تکه تکه شد. شکست پروژه دانشمند سازی کوروش پرستان آریایی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص451

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ بزرگمهر شخصیتی مبهم و مجهول در تاریخ. بر فرض که بزرگمهر شخصیتی مشخص باشد، او در نهایت بدست انوشیروان بقتل رسید و تکه تکه شد (اینهم از علم دوستی و دانشمند پروری ساسانیان)، چون به عیسی سلام الله علیه ایمان آورد و از زرتشتیگری بیزار بود و گفت: در کتابی خوانده است که پیامبر آخرالزمان بنام محمد(صلی الله علیه و سلم) می آید و اگر روزگار یابم نخست کسی باشم که به او ایمان آورم. تاریخ بیهقی، ج1، طبق نسخه فیّاض و پیشاوری، ص 510_514

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ بزرگمهر شخصیتی مبهم و مجهول در تاریخ. بر فرض که بزرگمهر شخصیتی مشخص باشد، او در نهایت بدست انوشیروان بقتل رسید و تکه تکه شد (اینهم از علم دوستی و دانشمند پروری ساسانیان)، چون به عیسی سلام الله علیه ایمان آورد و از زرتشتیگری بیزار بود و گفت: در کتابی خوانده است که پیامبر آخرالزمان بنام محمد(صلی الله علیه و سلم) می آید و اگر روزگار یابم نخست کسی باشم که به او ایمان آورم. تاریخ بیهقی، ج1، طبق نسخه فیّاض و پیشاوری، ص 510_514

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ اوضاع اسفباری که خسرو انوشیروان به اصطلاح عادل، برای ایرانیان رقم زد. اصلاحات مالیات بیشتر به نفع خزانه دولت بود، طبقه عامه مانند قرون قبل از خود با نادانی و تحمل مصائب می زیست. فیلسوفان رومی که به ایران آمده بودند بخاطر عدم احترام به جایگاه علمی آنها و نظام تبعیض آمیز طبقاتی و رسوم عجیب ازدواج و معامله با مردگان آزرده شدند. صاحبان قدرت به زیر دستان ستم میکردند و اعمال دور از انصاف و انسانیت انجام می دادند. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، ص 572 و573

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ساسانیان از آغاز تا پایان


7⃣1⃣ قسمت هفدهم


⚠️ هرمزد چهارم بیست و دومین شاه ساسانی(579_590م). هرمزد چهارم از طرف مادر، نوه خاقان ترک بود و بهمین دلیل او را هرمزد ترک زاد میگفتند و در سال 579م پس از پدرش خسرو انوشیروان به تخت نشست. بلعمی درباره او گوید: در ملک عجم به عدل و انصاف و داد هرمزد هیچ شاهی نبود، ولی آن عیب بودش که مردمان بزرگ را کوچک می شمارد و درویشان و حقیران را بزرگ میداشت. تواریخ شرقی متفقند که هرمزد چهارم نسبت به ضعیفان و ستمدیدگان خیرخواه و نسبت به بزرگان سختگیر بود. نویسندگان رومی هرمزد چهارم را پادشاهی ستمکار و بدسگال(=بدخواه، دشمن) نسبت به رعایا خوانده اند. عیسویان ایران نام این پادشاه را به نیکی یاد کرده اند زیرا او جداً مخالف آزار عیسویان بود. هرمزد میخواست سیاست پدر را دنبال کند و مانند او بر نجبا و موبدان زرتشتی مسلط باشد اما چون کمتر رعایت احتیاط میکرد، بزودی خود را در میان مشکلاتی که از طرف طبقه مقتدر نجبا و موبدان زرتشتی در جامعه ایجاد شده بود، گرفتار دید. هرمزد چون مشکلات بسیاری پیش پای خود دید برای تثبیت وضع خویش بر رعایای عیسوی اتکا کرد و این امر موجب عکس العملی قویتر، از جانب موبدان زرتشتی گردید.

⚠️ جنگ طلبیهای هرمزد چهارم ساسانی: هنگامیکه هرمزد به تخت نشست گفتگوی صلح بین ایران و روم در جریان بود، ولی هرمزد آنرا برهم زد. دوباره در سال 581م مذاکرات آغاز شد ولی به نتیجه نرسید و جنگ تا 589م ادامه داشت. موریس فرمانده رومی که در 579م به ایران حمله کرده بود و میخواست با کمک اعراب ساراسن به تیسفون حمله کند. اعراب ساراسن تابع ایران بودند و نقشه موریس به نتیجه نرسید. موریس در 581م به یک دسته از سپاه ساسانی که به کنستانسیا روم حمله کرده بود، شکست فاحشی داد ولی چون شنید امپراطور تیبریوس در حال نزع هست فتح را رها کرد و به قسطنطنیه رفت و دختر امپراطور را به زنی گرفت و پس از مرگش بجای او نشست. در سپاه روم شورش سختی ایجاد شد با اینهمه یکدسته از سپاه ساسانی را در نزدیکی مارتی روپولیس شکست دادند. در سال بعد فیلیپیکوس شکست خورده، به روم احضار شد و کمنتی پولوس جانشینش شد و هراکلیوس نایب کمنتی پولوس گشت. کمنتی پولوس میخواست به بین النهرین حمله کند ولی در نصیبین شکست خورد و گریخت و هراکلیوس جای او را گرفت و جنگ را ادامه داد و سردار ساسانی کشته شد و سپاه ساسانی به دژ نصیبین پناه برد.

⚠️ در سال 588م زمانیکه ارتش ساسانی مشغول جنگ با روم بود، ترکها به نواحی شرقی ایران حمله کردند، هرمزد، بهرام چوبین را به جنگ آنان فرستاد، بهرام چوبین از خاندان مهران بود و با مردان کارآزموده زیر چهل سال به جنگ ترکان رفت و شکستشان داد و خاقان را کشت و پسرش را اسیر کرد و غنائمی بسیاری از طلا و نقره بچنگ آورد. پس از شکست ترکان، هرمزد، بی درنگ بهرام چوبین را برای تهاجم به لازیکا ماموریت داد، اینبار بهرام شکست خورد. هرمزد که بخاطر فتوحات بهرام به او حسادت می ورزید، شکست بهرام را فرصت مناسبی برای ارضا کینه جویی دید. او را از فرماندهی برکنار کرد و برای توهین برای بهرام چوبین، دوک دان و جامه زنان فرستاد. بهرام ازین توهین زشت، سر به شورش گذاشت و بسمت تیسفون حرکت کرد و سپاه ساسانی به او ملحق میشدند. در این هنگام در پایتخت، دو دایی خسرو پرویز یعنی وستهم و بندوی(=وندی) انقلاب کردند و هرمزد چهارم را از پادشاهی خلع و پسرش خسرو دوم(=خسرو پرویز) را به تخت نشاندند. هرمزد بدست دو برادر زن خود(وستهم و بندوی) زندانی شد و از دو چشم کور گردید، سپس بقتل رسید(590م). نوشته اند که قتل هرمزد چهارم بدستور و رضایت پسرش خسرو پرویز بوده. پدر کُشی در خاندان ساسانی برای کسب قدرت !!!!

📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 451 تا 454

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. هرمزد چهارم، بیست و دومین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 451 تا 454

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. هرمزد چهارم، بیست و دومین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 451 تا 454

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه های منقوش به چهره هرمزد چهارم، بیست و دومین شاه ساسانی

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ساسانیان از آغاز تا پایان


8⃣1⃣ قسمت هجدهم


⚠️ خسرو پرویز(=خسرو دوم) بیست و سومین پادشاه ساسانی(590_628م). خسرو دوم هنگامیکه پدرش هرمزد چهارم بوسیله دو دایی خسرو یعنی وستهم و بندوی از سلطنت خلع شد، سریعا از آذربایجان به تیسفون رفت و به تخت نشست. اما بهرام چوبین حاضر نبود بفرمان خسرو پرویز باشد، بهرام چوبین از خاندان قدرتمند اشکانی مهران بود و قصد داشت سلسله ساسانی را براندازد و خودش پادشاه گردد. بهرام نیروی شگرفی در اختیار داشت، خسرو از پیش او بگریخت و بهرام پیروزمندانه وارد تیسفون شد و تاج پادشاهی برسر نهاد و سکه به نام خود زد. خسرو پرویز به روم گریخت و دست بهرام چوبین به او نرسید. قابل توجه باستانگرایان نژاد پرست آریایی: «یکی از شیوخ عرب به نام ایاس، خسرو پرویز را راهنمایی کرد و در واقع جان این پادشاه ساسانی را یک عرب نجات داد و او را به شهر سرسیزیوم رهنمون کرد اما باستانگرایان پیرو خویدوده اینهمه عرب ستیز فحاشند. رومیها از خسرو پرویز با کمال احترام پذیرایی کردند». موریس(=موریکیوس) قیصر روم، پس از مشاوره با امنای دولت به پادشاه فراری ایران نوشت که حاضر است او را به فرزندی بپذیرد و نیرویی با وی همراه کند. اما این سوی قضیه، بسیاری از بزرگان و موبدان با پادشاهی بهرام چوبین(=بهرام ششم) مخالف بودند ولی از عقیده توده مردم در این باره اطلاعی نداریم، اما یهودیان، بهرام را حامی و نگهبان خود شمرده و او را به مال مدد می دادند. بندوی دایی خسرو پرویز که دستگیر شده بود از زندان گریخت و به آذربایجان نزد برادرش وستهم(=بستام) آمد و مردم را در حمایت از خسرو پرویز گرد خود جمع میکرد. موریس، سپاهی به خسرو داد بشرط آنکه شهر مایفرقط را به روم وا گذارد. بسیاری از بزرگان از نزد بهرام چوبین گریختند و به خسرو پرویز پیوستند. در بهار 591م خسرو به دجله رسید و پیش از عبور از دجله، با اوریزاسیوس، سردار بهرام چوبین مواجه شدند و او را گرفتند، خسرو پرویز دستور داد که او را به شکلی مسخره و موهن مثله کردند(=تکه تکه کردند). آنگاه از دجله گذشت و دو دایی او یعنی بندوی و وستهم به خسرو پیوستند و در کنار سپاه روم و ارامنه اتباع موشل که در رکاب خسرو پرویز بودند در حوالی گنزگ(= شهر شیز) آذربایجان، بهرام چوبین را شکست دادند. بهرام به کوردستان رفت و در آنجا به وی کمکی رسید و با فیلهای جنگی به مقابله خسرو پرویز آمد ولی نارسیس، سردار رومی بهرام را شکست داد و بهرام به نزد خاقان ترک گریخت و در بلخ بیاسود و چندی بعد در آن شهر به تحریک خسرو پرویز بقتل رسید.

⚠️ قیصر موریکیوس دختر خود مریم را به همسری خسرو داد. کمک بیزانس(=روم شرقی) به خسرو برای ایران گران تمام شد زیرا تمام ارمنستان ضمیمه خاک روم شد و مرز روم به دریاچه وان ترکیه و تفلیس رسید. موبدان زرتشتی از بازگشت خسرو در 591م چندان شادمان نشدند زیرا خسرو نسبت به عقاید مسیحیان علاقه پیدا کرده بود. مؤیّد این مطلب، مریم و شیرین همسران مسیحی خسرو بودند. خسرو چون مقام خود را متزلزل میدید هزار تن از سپاهیان زُبده رومی را نگهداشت. چون خسرو در قتل پدرش هرمزد چهارم دست داشت و مظنون بقتل پدر بود، در صدد برآمد که خود را تبرئه کند و کشندگان پدر را مجازات نماید تا پیش مردم محبوب گردد. خسرو، دو دایی خود وستهم و بندوی که او را در رسیدن به سلطنت یاری فراوان کرده بودند مورد عنایت قرار داد. وستهم را فرمانروای خراسان کرد. ولی آندو برای به سلطنت رسیدن خسرو و با اطلاع و امر خسرو پدرش هرمزد چهارم را بقتل رسانده بودند. لذا خسرو دایی اش بندوی را به بهانه ای هلاک کرد ولی وستهم که از سرنوشت برادر آگاهی یافت قیام نمود و ادعای پادشاهی کرد و با کمک نیروهای دیلمی و جنگجویانی که در سپاه بهرام چوبین بود ده سال پایداری کرد و در سلطنت خراسان باقی ماند و دو تن از شاهان کوشانی به نامهای شاوگ و پریوگ را به فرمان خویش درآورد. وستهم پس از سالها جنگ با خسرو پرویز به نزد ترکان گریخت و در آنجا به تحریک خسرو کشته شد.

📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 455 تا 457

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. خسرو پرویز(=خسرو دوم) بیست و سومین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 455 تا 457

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. خسرو پرویز(=خسرو دوم) بیست و سومین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 455 تا 457

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه های منقوش به چهره خسرو پرویز(=خسرو دوم) بیست و سومین شاه ساسانی

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه های منقوش به چهره بهرام چوبین شاه موقت ساسانی

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory