⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 446 تا 449
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 446 تا 449
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو انوشیروان ساسانی ❌
3⃣ قسمت سوم ✅
⚠️ قتل عام وحشت انگیز حبشی ها توسط "پادشاه زرتشتی" ساسانی: وقتی به صفحات تاریخ می نگریم و کشتار فجیع حبشی ها را بدستور انوشیروان زرتشتی و سردار زرتشتی او یعنی "وهرز" می خوانیم بی اختیار یاد جنایات بودائیان میانمار و یا هندوهای هند و یا نسل کشی ها سربازان نژادپرست هیتلر آریایی می افتیم. در آغاز قرن 6 میلادی حبشیهای مسیحی به عربستان حمله کردند و یمن را تصرف نمودند. سردار آنها ابرهه الاشرم نام داشت. او کلیسایی در صنعا ساخت و خواست آنرا مرکز تجمع عرب قرار دهد و برای خراب کردن خانه کعبه در سال عام الفیل بسوی مکه حرکت کرد. پیامبر صلی الله علیه و سلم در 12 ربیع الاول همین سال متولد شد و هنوز اسلام به عنوان دین رسول خاتم ظهور نکرده بود. در این هنگام سیف بن ذی یزن حاکم یمن برای استمداد از انوشیروان به دربار ساسانی رفت. او از خسرو انوشیروان کمک خواست، همان خسرو انوشیروان زرتشتی که پس از تهاجم به انطاکیه به یمن حمله برد و در آنجا کشتار و غارتگری کرد. خسرو که از نفوذ غیر مستقیم رومیها در عربستان و یمن خشنود نبود، بین سالهای 570 تا 575 میلادی، سرداری به نام وهرز(=وهریز) را با لشکری تقریبا 800 نفره که مجرمان زندانی بودند در 8 کشتی از راه خلیج فارس و باب المندب به یمن فرستاد. دو کشتی در دریا غرق شد و 6 کشتی با 600 نفر به ساحل حضرموت رسید. یمنی ها از آمدن ساسانیان شاد شدند و بر حبشیها شوریدند و مسروق آخرین امیر خاندان ابرهه بدست وهرز کشته شد و وهرز پادشاه یمن شد(1)
⚠️ وهرز از جانب انوشیروان به فرامانروایی یمن رسید و طی نامه ای گزارش داراییها و غنائم را به انوشیروان داد. انوشیروان سپس دستور داد که وهرز، سیف بن ذی یزن را حاکم یمن کند و بر او باج سالانه مقرر کند تا به انوشیروان ساسانی بپردازد. سیف بن ذی یزن که مورد حمایت انوشیروان ساسانی بود در یمن به جستجوی حبشیان پرداخت و به کشتار ایشان برخاست. کار را چنان سخت گرفت که شکم زنان باردار را می شکافت و فرزند حبشی را بیرون می آورد و سر می برید. آن بخشی هم که از اینها زنده گذاشت به تیمارداری و بردگی گمارد. و از ایشان ستوربانانی(=تیمارگر چهارپایان) ساخت که در جنگها پیشاپیش سیف ذی یزن حرکت میکردند، یک روز حبشیان بواسطه جنایات سیف ذی یزن بر او تاختند و او را کشتند و شروع به انتقام از جنایات سربازان یمنی کردند. چون خبر سقوط باجگذار انوشیروان به ایران رسید، خسرو انوشیروان به وهرز دستور داد با چهار هزار سوار به یمن حمله کند و در یمن هیچ سیاه پوست یا پسر عرب سیاه زاده ای نبیند مگر که او را بقتل رساند، چه خردسال باشد چه بزرگسال. هر مردی که موی سیاه و پیچیده دارد و رگه ای از سیاهان در او باشد نیز بقتل برساند. وهرز روانه یمن شد و طبق دستور انوشیروان این پادشاه زرتشتی ساسانی عمل کرد(2)
⚠️ جنگ سوم انوشیروان با روم: این جنگ از 572 تا 579 میلادی طول کشید چون امپراطور ژوستن صلح را زیرپا گذاشت. خسرو 70 ساله بود و بسرعت از دجله گذشت و نصیبین و دارا را محاصره و فتح کرد سپس به سوریه حمله برد و انطاکیه را آتش زد و آپامه آ را ویران ساخت. ژوستن از سلطنت استعفا کرد و تیبریوس فرمانده سپاه روم شد و با خسرو قرارداد یکساله متارکه جنگ بست و 45 هزار سکه طلا باج داد، سپس سه سال دیگر متارکه جنگ را تمدید کرد و سالی 30 هزار سکه طلا باج داد. آنگاه خسرو وارد ارمنستان شد و از کورس سکایی شکست خورد ولی چندی بعد شکست را جبران کرد. روم و ایران در خاک یکدیگر شروع به چپاول و غارت کردند. موریس در روم به امپراطوری رسید، به سنجار و کردستان حمله کرد. انوشیروان گریخت و روی فیل از دجله گذشت، وارد تیسفون شد و درگذشت(579م) و جنگ بین طرفین ادامه داشت(3)
📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 447
(2) الکامل فی التاریخ، ابن اثیر جزری، ترجمه روحانی، نشر اساطیر 1370، جلد دوم، صفحه 520 و 522
(3) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 449 و 450
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
3⃣ قسمت سوم ✅
⚠️ قتل عام وحشت انگیز حبشی ها توسط "پادشاه زرتشتی" ساسانی: وقتی به صفحات تاریخ می نگریم و کشتار فجیع حبشی ها را بدستور انوشیروان زرتشتی و سردار زرتشتی او یعنی "وهرز" می خوانیم بی اختیار یاد جنایات بودائیان میانمار و یا هندوهای هند و یا نسل کشی ها سربازان نژادپرست هیتلر آریایی می افتیم. در آغاز قرن 6 میلادی حبشیهای مسیحی به عربستان حمله کردند و یمن را تصرف نمودند. سردار آنها ابرهه الاشرم نام داشت. او کلیسایی در صنعا ساخت و خواست آنرا مرکز تجمع عرب قرار دهد و برای خراب کردن خانه کعبه در سال عام الفیل بسوی مکه حرکت کرد. پیامبر صلی الله علیه و سلم در 12 ربیع الاول همین سال متولد شد و هنوز اسلام به عنوان دین رسول خاتم ظهور نکرده بود. در این هنگام سیف بن ذی یزن حاکم یمن برای استمداد از انوشیروان به دربار ساسانی رفت. او از خسرو انوشیروان کمک خواست، همان خسرو انوشیروان زرتشتی که پس از تهاجم به انطاکیه به یمن حمله برد و در آنجا کشتار و غارتگری کرد. خسرو که از نفوذ غیر مستقیم رومیها در عربستان و یمن خشنود نبود، بین سالهای 570 تا 575 میلادی، سرداری به نام وهرز(=وهریز) را با لشکری تقریبا 800 نفره که مجرمان زندانی بودند در 8 کشتی از راه خلیج فارس و باب المندب به یمن فرستاد. دو کشتی در دریا غرق شد و 6 کشتی با 600 نفر به ساحل حضرموت رسید. یمنی ها از آمدن ساسانیان شاد شدند و بر حبشیها شوریدند و مسروق آخرین امیر خاندان ابرهه بدست وهرز کشته شد و وهرز پادشاه یمن شد(1)
⚠️ وهرز از جانب انوشیروان به فرامانروایی یمن رسید و طی نامه ای گزارش داراییها و غنائم را به انوشیروان داد. انوشیروان سپس دستور داد که وهرز، سیف بن ذی یزن را حاکم یمن کند و بر او باج سالانه مقرر کند تا به انوشیروان ساسانی بپردازد. سیف بن ذی یزن که مورد حمایت انوشیروان ساسانی بود در یمن به جستجوی حبشیان پرداخت و به کشتار ایشان برخاست. کار را چنان سخت گرفت که شکم زنان باردار را می شکافت و فرزند حبشی را بیرون می آورد و سر می برید. آن بخشی هم که از اینها زنده گذاشت به تیمارداری و بردگی گمارد. و از ایشان ستوربانانی(=تیمارگر چهارپایان) ساخت که در جنگها پیشاپیش سیف ذی یزن حرکت میکردند، یک روز حبشیان بواسطه جنایات سیف ذی یزن بر او تاختند و او را کشتند و شروع به انتقام از جنایات سربازان یمنی کردند. چون خبر سقوط باجگذار انوشیروان به ایران رسید، خسرو انوشیروان به وهرز دستور داد با چهار هزار سوار به یمن حمله کند و در یمن هیچ سیاه پوست یا پسر عرب سیاه زاده ای نبیند مگر که او را بقتل رساند، چه خردسال باشد چه بزرگسال. هر مردی که موی سیاه و پیچیده دارد و رگه ای از سیاهان در او باشد نیز بقتل برساند. وهرز روانه یمن شد و طبق دستور انوشیروان این پادشاه زرتشتی ساسانی عمل کرد(2)
⚠️ جنگ سوم انوشیروان با روم: این جنگ از 572 تا 579 میلادی طول کشید چون امپراطور ژوستن صلح را زیرپا گذاشت. خسرو 70 ساله بود و بسرعت از دجله گذشت و نصیبین و دارا را محاصره و فتح کرد سپس به سوریه حمله برد و انطاکیه را آتش زد و آپامه آ را ویران ساخت. ژوستن از سلطنت استعفا کرد و تیبریوس فرمانده سپاه روم شد و با خسرو قرارداد یکساله متارکه جنگ بست و 45 هزار سکه طلا باج داد، سپس سه سال دیگر متارکه جنگ را تمدید کرد و سالی 30 هزار سکه طلا باج داد. آنگاه خسرو وارد ارمنستان شد و از کورس سکایی شکست خورد ولی چندی بعد شکست را جبران کرد. روم و ایران در خاک یکدیگر شروع به چپاول و غارت کردند. موریس در روم به امپراطوری رسید، به سنجار و کردستان حمله کرد. انوشیروان گریخت و روی فیل از دجله گذشت، وارد تیسفون شد و درگذشت(579م) و جنگ بین طرفین ادامه داشت(3)
📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 447
(2) الکامل فی التاریخ، ابن اثیر جزری، ترجمه روحانی، نشر اساطیر 1370، جلد دوم، صفحه 520 و 522
(3) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 449 و 450
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های انوشیروان ساسانی. قتل عام فجیع اعراب حبشی بدستور انوشیروان زرتشتی و بوسیله مجرمان زندانی ایرانی و سرادر زرتشتی ساسانی به نام وهرز. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر جزری، ترجمه روحانی، ج2، ص520 و 522
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 447 و 449 و 450
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ اندر احوالات ملحدین گیج و کم حافظه آریایی در بحران کرونا. اصلا مگه مسابقه فوتباله میگی پیروز شد?😄⚽️
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ بزرگمهر شخصیتی مبهم و مجهول در تاریخ ❌
⚠️ ویژگی اصلی شاهان ایران باستان جنگ و تهاجم به سرزمینها و غارت و ویرانی شهرهای ملل دیگر بود. مثلا درباره انوشیروان میخوانیم: « در دوره او سلسله ساسانی به اوج عظمت خود رسید، خب چه عظمتی? کشورهای وسیع از هندوکش تا انطاکیه و از کوههای قفقاز و جیحون تا یمن میدان تاخت و تاز سواره نظام ساسانی بود. یعنی کارنامه شاهان ساسانی عمده مفاخرش مربوط به جنگ و کشتار و غارت بود نه پیشرفت و آبادانی و تولید علم. جندی شاپور که تنها مرکز علمی دوره ساسانی و احتمالا ایران باستان بود توسط مهندسان و معماران و اساتید رومی گریخته از دست قیصر، ساخته و مدیریت می شد». وقتی به کوروش پرستان آریایی می گوییم شما که ساخت دستگاه خودپرداز یا A.T.M و خودرو لامبورگینی و تلویزیون OLED را برای کوروش و هخامنشیان سند می زنید، لااقل نام ده دانشمند ایران باستان و دستاوردهای علمی آنها را بیاورید !!! ناگهان کل دنیای ایران باستان در سکوت رادیویی فرو می رود. برخی هم جدیدا نامهایی دستو پا کرده اند که در هیچ یک از تواریخ مرجع باستان ذکری از آنها بعنوان دانشمند به میان نیامده. مثلا خواننده ای به نام باربُد را بعنوان دانشمند ساسانی معرفی میکنند. یا هوشتانه(=استانس) که یک موبد زرتشتی جادوگر بود را بعنوان دانشمند معرفی میکنند یا برای اسکیلاس یونانی دریانورد، ملیّت ایرانی جعل میکنند. فقط مانده که نصّاب پکیج آشپزخانه بانو ماندانا هخامنشی را بعنوان دانشمند آریایی جا بزنند. اخیرا هم روی بزرگمهر خیلی مانور میدهند اما غافل از اینکه بزرگمهر یک شخصیت مبهم در تاریخ می باشد.
⚠️ هرجا سخن از انوشیروان به میان می آید نامی از وزیر او بزرگمهر هم برده میشود. در منابع عربی و فارسی راجع به عقل و کیاست این وزیر سخن بسیار رفته است. و در ادبیات اسلامی هرگاه خواسته اند که فرد اکمل و نمونه کامل از یک وزیر با تدبیر را نشان داده باشند، نام اورا برده اند و حکایتها از دانایی او آورده اند. با همه این تشریفات و توصیفات با کمال تأسف هنوز شخصیت چنین مردی بر ما "مجهول" است، اما بنا به تحقیق خاور شناسان بزرگمهر نام شخص بخصوصی نبوده، بلکه عنوان و مقامی از مقامات کشور بوده است، که آن عنوان در دوره ساسانی ورزگ فرمذار(=بزرگ فرمذار) یعنی وزیر اعظم می گفتند. در علم دوستی و دانشمند پروری ساسانیان همین بس که طبق روایات تواریخ اسلامی، بزرگمهر بدست انوشیروان ساسانی کشته شد و او را مُثله کردند(=تکه تکه کردند) و طبق برخی روایات دیگر، بزرگمهر بدست خسرو پرویز کشته شد.
⚠️ اوضاع اسفباری که خسرو انوشیروان به اصطلاح عادل، برای ایرانیان رقم زد به گونه ای بود که اصلاحات مالیات بیشتر به نفع خزانه دولت بود، طبقه عامه مانند قرون قبل از خود با نادانی و تحمل مصائب می زیست. فیلسوفان رومی که به ایران آمده بودند بخاطر عدم احترام به جایگاه علمی آنها و وجود نظام تبعیض آمیز طبقاتی و رسوم عجیب ازدواج و معامله با مردگان آزرده شدند. صاحبان قدرت به زیر دستان ستم میکردند و اعمال دور از انصاف و انسانیت انجام می دادند.
⚠️حالا بهتر است کوروش پرستان دست از پروژه دانشمند سازی برای بزرگمهر بردارند زیرا یک عنوان سیاسی دربار بوده. یادمان نرود که در کل تاریخ ایران باستان تا درست قبل از ورود اسلام به ایران حتی یک مورخ نداشتیم، عجب حکومتهای دانشمند پروری !!! پس از ورود اسلام به ایران، دانشمندان و نوابغ بسیاری را به دنیا معرفی کردیم، از جمله بزرگترین مورخ تمام اعصار ایران یعنی ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری، معروف به ابن جریر طبری، مورخ فیلسوف عالم و مفسر که زاده آمل و اهل سنت بود. او مؤلف تاریخ طبری و تفسیر طبری و آثار بیشماری است. او را امام المورخین و امام المفسرین نیز گفته اند.
«رحمه الله تعالی علیه»
📚 منبع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 451
(2) تاریخ بیهقی، خواجه ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، بر اساس نسخه غنی فیّاض و ادیب پیشاوری، نشر هیرمند1376، جلد1، صفحه511 تا 514
(3) ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، صفحه 572 و 573
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ویژگی اصلی شاهان ایران باستان جنگ و تهاجم به سرزمینها و غارت و ویرانی شهرهای ملل دیگر بود. مثلا درباره انوشیروان میخوانیم: « در دوره او سلسله ساسانی به اوج عظمت خود رسید، خب چه عظمتی? کشورهای وسیع از هندوکش تا انطاکیه و از کوههای قفقاز و جیحون تا یمن میدان تاخت و تاز سواره نظام ساسانی بود. یعنی کارنامه شاهان ساسانی عمده مفاخرش مربوط به جنگ و کشتار و غارت بود نه پیشرفت و آبادانی و تولید علم. جندی شاپور که تنها مرکز علمی دوره ساسانی و احتمالا ایران باستان بود توسط مهندسان و معماران و اساتید رومی گریخته از دست قیصر، ساخته و مدیریت می شد». وقتی به کوروش پرستان آریایی می گوییم شما که ساخت دستگاه خودپرداز یا A.T.M و خودرو لامبورگینی و تلویزیون OLED را برای کوروش و هخامنشیان سند می زنید، لااقل نام ده دانشمند ایران باستان و دستاوردهای علمی آنها را بیاورید !!! ناگهان کل دنیای ایران باستان در سکوت رادیویی فرو می رود. برخی هم جدیدا نامهایی دستو پا کرده اند که در هیچ یک از تواریخ مرجع باستان ذکری از آنها بعنوان دانشمند به میان نیامده. مثلا خواننده ای به نام باربُد را بعنوان دانشمند ساسانی معرفی میکنند. یا هوشتانه(=استانس) که یک موبد زرتشتی جادوگر بود را بعنوان دانشمند معرفی میکنند یا برای اسکیلاس یونانی دریانورد، ملیّت ایرانی جعل میکنند. فقط مانده که نصّاب پکیج آشپزخانه بانو ماندانا هخامنشی را بعنوان دانشمند آریایی جا بزنند. اخیرا هم روی بزرگمهر خیلی مانور میدهند اما غافل از اینکه بزرگمهر یک شخصیت مبهم در تاریخ می باشد.
⚠️ هرجا سخن از انوشیروان به میان می آید نامی از وزیر او بزرگمهر هم برده میشود. در منابع عربی و فارسی راجع به عقل و کیاست این وزیر سخن بسیار رفته است. و در ادبیات اسلامی هرگاه خواسته اند که فرد اکمل و نمونه کامل از یک وزیر با تدبیر را نشان داده باشند، نام اورا برده اند و حکایتها از دانایی او آورده اند. با همه این تشریفات و توصیفات با کمال تأسف هنوز شخصیت چنین مردی بر ما "مجهول" است، اما بنا به تحقیق خاور شناسان بزرگمهر نام شخص بخصوصی نبوده، بلکه عنوان و مقامی از مقامات کشور بوده است، که آن عنوان در دوره ساسانی ورزگ فرمذار(=بزرگ فرمذار) یعنی وزیر اعظم می گفتند. در علم دوستی و دانشمند پروری ساسانیان همین بس که طبق روایات تواریخ اسلامی، بزرگمهر بدست انوشیروان ساسانی کشته شد و او را مُثله کردند(=تکه تکه کردند) و طبق برخی روایات دیگر، بزرگمهر بدست خسرو پرویز کشته شد.
⚠️ اوضاع اسفباری که خسرو انوشیروان به اصطلاح عادل، برای ایرانیان رقم زد به گونه ای بود که اصلاحات مالیات بیشتر به نفع خزانه دولت بود، طبقه عامه مانند قرون قبل از خود با نادانی و تحمل مصائب می زیست. فیلسوفان رومی که به ایران آمده بودند بخاطر عدم احترام به جایگاه علمی آنها و وجود نظام تبعیض آمیز طبقاتی و رسوم عجیب ازدواج و معامله با مردگان آزرده شدند. صاحبان قدرت به زیر دستان ستم میکردند و اعمال دور از انصاف و انسانیت انجام می دادند.
⚠️حالا بهتر است کوروش پرستان دست از پروژه دانشمند سازی برای بزرگمهر بردارند زیرا یک عنوان سیاسی دربار بوده. یادمان نرود که در کل تاریخ ایران باستان تا درست قبل از ورود اسلام به ایران حتی یک مورخ نداشتیم، عجب حکومتهای دانشمند پروری !!! پس از ورود اسلام به ایران، دانشمندان و نوابغ بسیاری را به دنیا معرفی کردیم، از جمله بزرگترین مورخ تمام اعصار ایران یعنی ابوجعفر محمد بن جریر بن یزید بن کثیر بن غالب طبری، معروف به ابن جریر طبری، مورخ فیلسوف عالم و مفسر که زاده آمل و اهل سنت بود. او مؤلف تاریخ طبری و تفسیر طبری و آثار بیشماری است. او را امام المورخین و امام المفسرین نیز گفته اند.
«رحمه الله تعالی علیه»
📚 منبع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 451
(2) تاریخ بیهقی، خواجه ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، بر اساس نسخه غنی فیّاض و ادیب پیشاوری، نشر هیرمند1376، جلد1، صفحه511 تا 514
(3) ایران در زمان ساسانیان، آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، صفحه 572 و 573
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ بزرگمهر شخصیتی مبهم و مجهول در تاریخ. بر فرض که چنین شخصیتی هم وجود داشته باشد بیشتر مایه ننگ شاهان ساسانی است چون بزرگمهر بدست خود شاهان ساسانی بقتل رسید و تکه تکه شد. شکست پروژه دانشمند سازی کوروش پرستان آریایی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص451
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ بزرگمهر شخصیتی مبهم و مجهول در تاریخ. بر فرض که بزرگمهر شخصیتی مشخص باشد، او در نهایت بدست انوشیروان بقتل رسید و تکه تکه شد (اینهم از علم دوستی و دانشمند پروری ساسانیان)، چون به عیسی سلام الله علیه ایمان آورد و از زرتشتیگری بیزار بود و گفت: در کتابی خوانده است که پیامبر آخرالزمان بنام محمد(صلی الله علیه و سلم) می آید و اگر روزگار یابم نخست کسی باشم که به او ایمان آورم. تاریخ بیهقی، ج1، طبق نسخه فیّاض و پیشاوری، ص 510_514
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ بزرگمهر شخصیتی مبهم و مجهول در تاریخ. بر فرض که بزرگمهر شخصیتی مشخص باشد، او در نهایت بدست انوشیروان بقتل رسید و تکه تکه شد (اینهم از علم دوستی و دانشمند پروری ساسانیان)، چون به عیسی سلام الله علیه ایمان آورد و از زرتشتیگری بیزار بود و گفت: در کتابی خوانده است که پیامبر آخرالزمان بنام محمد(صلی الله علیه و سلم) می آید و اگر روزگار یابم نخست کسی باشم که به او ایمان آورم. تاریخ بیهقی، ج1، طبق نسخه فیّاض و پیشاوری، ص 510_514
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ اوضاع اسفباری که خسرو انوشیروان به اصطلاح عادل، برای ایرانیان رقم زد. اصلاحات مالیات بیشتر به نفع خزانه دولت بود، طبقه عامه مانند قرون قبل از خود با نادانی و تحمل مصائب می زیست. فیلسوفان رومی که به ایران آمده بودند بخاطر عدم احترام به جایگاه علمی آنها و نظام تبعیض آمیز طبقاتی و رسوم عجیب ازدواج و معامله با مردگان آزرده شدند. صاحبان قدرت به زیر دستان ستم میکردند و اعمال دور از انصاف و انسانیت انجام می دادند. ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، ص 572 و573
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
7⃣1⃣ قسمت هفدهم ✅
⚠️ هرمزد چهارم بیست و دومین شاه ساسانی(579_590م). هرمزد چهارم از طرف مادر، نوه خاقان ترک بود و بهمین دلیل او را هرمزد ترک زاد میگفتند و در سال 579م پس از پدرش خسرو انوشیروان به تخت نشست. بلعمی درباره او گوید: در ملک عجم به عدل و انصاف و داد هرمزد هیچ شاهی نبود، ولی آن عیب بودش که مردمان بزرگ را کوچک می شمارد و درویشان و حقیران را بزرگ میداشت. تواریخ شرقی متفقند که هرمزد چهارم نسبت به ضعیفان و ستمدیدگان خیرخواه و نسبت به بزرگان سختگیر بود. نویسندگان رومی هرمزد چهارم را پادشاهی ستمکار و بدسگال(=بدخواه، دشمن) نسبت به رعایا خوانده اند. عیسویان ایران نام این پادشاه را به نیکی یاد کرده اند زیرا او جداً مخالف آزار عیسویان بود. هرمزد میخواست سیاست پدر را دنبال کند و مانند او بر نجبا و موبدان زرتشتی مسلط باشد اما چون کمتر رعایت احتیاط میکرد، بزودی خود را در میان مشکلاتی که از طرف طبقه مقتدر نجبا و موبدان زرتشتی در جامعه ایجاد شده بود، گرفتار دید. هرمزد چون مشکلات بسیاری پیش پای خود دید برای تثبیت وضع خویش بر رعایای عیسوی اتکا کرد و این امر موجب عکس العملی قویتر، از جانب موبدان زرتشتی گردید.
⚠️ جنگ طلبیهای هرمزد چهارم ساسانی: هنگامیکه هرمزد به تخت نشست گفتگوی صلح بین ایران و روم در جریان بود، ولی هرمزد آنرا برهم زد. دوباره در سال 581م مذاکرات آغاز شد ولی به نتیجه نرسید و جنگ تا 589م ادامه داشت. موریس فرمانده رومی که در 579م به ایران حمله کرده بود و میخواست با کمک اعراب ساراسن به تیسفون حمله کند. اعراب ساراسن تابع ایران بودند و نقشه موریس به نتیجه نرسید. موریس در 581م به یک دسته از سپاه ساسانی که به کنستانسیا روم حمله کرده بود، شکست فاحشی داد ولی چون شنید امپراطور تیبریوس در حال نزع هست فتح را رها کرد و به قسطنطنیه رفت و دختر امپراطور را به زنی گرفت و پس از مرگش بجای او نشست. در سپاه روم شورش سختی ایجاد شد با اینهمه یکدسته از سپاه ساسانی را در نزدیکی مارتی روپولیس شکست دادند. در سال بعد فیلیپیکوس شکست خورده، به روم احضار شد و کمنتی پولوس جانشینش شد و هراکلیوس نایب کمنتی پولوس گشت. کمنتی پولوس میخواست به بین النهرین حمله کند ولی در نصیبین شکست خورد و گریخت و هراکلیوس جای او را گرفت و جنگ را ادامه داد و سردار ساسانی کشته شد و سپاه ساسانی به دژ نصیبین پناه برد.
⚠️ در سال 588م زمانیکه ارتش ساسانی مشغول جنگ با روم بود، ترکها به نواحی شرقی ایران حمله کردند، هرمزد، بهرام چوبین را به جنگ آنان فرستاد، بهرام چوبین از خاندان مهران بود و با مردان کارآزموده زیر چهل سال به جنگ ترکان رفت و شکستشان داد و خاقان را کشت و پسرش را اسیر کرد و غنائمی بسیاری از طلا و نقره بچنگ آورد. پس از شکست ترکان، هرمزد، بی درنگ بهرام چوبین را برای تهاجم به لازیکا ماموریت داد، اینبار بهرام شکست خورد. هرمزد که بخاطر فتوحات بهرام به او حسادت می ورزید، شکست بهرام را فرصت مناسبی برای ارضا کینه جویی دید. او را از فرماندهی برکنار کرد و برای توهین برای بهرام چوبین، دوک دان و جامه زنان فرستاد. بهرام ازین توهین زشت، سر به شورش گذاشت و بسمت تیسفون حرکت کرد و سپاه ساسانی به او ملحق میشدند. در این هنگام در پایتخت، دو دایی خسرو پرویز یعنی وستهم و بندوی(=وندی) انقلاب کردند و هرمزد چهارم را از پادشاهی خلع و پسرش خسرو دوم(=خسرو پرویز) را به تخت نشاندند. هرمزد بدست دو برادر زن خود(وستهم و بندوی) زندانی شد و از دو چشم کور گردید، سپس بقتل رسید(590م). نوشته اند که قتل هرمزد چهارم بدستور و رضایت پسرش خسرو پرویز بوده. پدر کُشی در خاندان ساسانی برای کسب قدرت !!!!
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 451 تا 454
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
7⃣1⃣ قسمت هفدهم ✅
⚠️ هرمزد چهارم بیست و دومین شاه ساسانی(579_590م). هرمزد چهارم از طرف مادر، نوه خاقان ترک بود و بهمین دلیل او را هرمزد ترک زاد میگفتند و در سال 579م پس از پدرش خسرو انوشیروان به تخت نشست. بلعمی درباره او گوید: در ملک عجم به عدل و انصاف و داد هرمزد هیچ شاهی نبود، ولی آن عیب بودش که مردمان بزرگ را کوچک می شمارد و درویشان و حقیران را بزرگ میداشت. تواریخ شرقی متفقند که هرمزد چهارم نسبت به ضعیفان و ستمدیدگان خیرخواه و نسبت به بزرگان سختگیر بود. نویسندگان رومی هرمزد چهارم را پادشاهی ستمکار و بدسگال(=بدخواه، دشمن) نسبت به رعایا خوانده اند. عیسویان ایران نام این پادشاه را به نیکی یاد کرده اند زیرا او جداً مخالف آزار عیسویان بود. هرمزد میخواست سیاست پدر را دنبال کند و مانند او بر نجبا و موبدان زرتشتی مسلط باشد اما چون کمتر رعایت احتیاط میکرد، بزودی خود را در میان مشکلاتی که از طرف طبقه مقتدر نجبا و موبدان زرتشتی در جامعه ایجاد شده بود، گرفتار دید. هرمزد چون مشکلات بسیاری پیش پای خود دید برای تثبیت وضع خویش بر رعایای عیسوی اتکا کرد و این امر موجب عکس العملی قویتر، از جانب موبدان زرتشتی گردید.
⚠️ جنگ طلبیهای هرمزد چهارم ساسانی: هنگامیکه هرمزد به تخت نشست گفتگوی صلح بین ایران و روم در جریان بود، ولی هرمزد آنرا برهم زد. دوباره در سال 581م مذاکرات آغاز شد ولی به نتیجه نرسید و جنگ تا 589م ادامه داشت. موریس فرمانده رومی که در 579م به ایران حمله کرده بود و میخواست با کمک اعراب ساراسن به تیسفون حمله کند. اعراب ساراسن تابع ایران بودند و نقشه موریس به نتیجه نرسید. موریس در 581م به یک دسته از سپاه ساسانی که به کنستانسیا روم حمله کرده بود، شکست فاحشی داد ولی چون شنید امپراطور تیبریوس در حال نزع هست فتح را رها کرد و به قسطنطنیه رفت و دختر امپراطور را به زنی گرفت و پس از مرگش بجای او نشست. در سپاه روم شورش سختی ایجاد شد با اینهمه یکدسته از سپاه ساسانی را در نزدیکی مارتی روپولیس شکست دادند. در سال بعد فیلیپیکوس شکست خورده، به روم احضار شد و کمنتی پولوس جانشینش شد و هراکلیوس نایب کمنتی پولوس گشت. کمنتی پولوس میخواست به بین النهرین حمله کند ولی در نصیبین شکست خورد و گریخت و هراکلیوس جای او را گرفت و جنگ را ادامه داد و سردار ساسانی کشته شد و سپاه ساسانی به دژ نصیبین پناه برد.
⚠️ در سال 588م زمانیکه ارتش ساسانی مشغول جنگ با روم بود، ترکها به نواحی شرقی ایران حمله کردند، هرمزد، بهرام چوبین را به جنگ آنان فرستاد، بهرام چوبین از خاندان مهران بود و با مردان کارآزموده زیر چهل سال به جنگ ترکان رفت و شکستشان داد و خاقان را کشت و پسرش را اسیر کرد و غنائمی بسیاری از طلا و نقره بچنگ آورد. پس از شکست ترکان، هرمزد، بی درنگ بهرام چوبین را برای تهاجم به لازیکا ماموریت داد، اینبار بهرام شکست خورد. هرمزد که بخاطر فتوحات بهرام به او حسادت می ورزید، شکست بهرام را فرصت مناسبی برای ارضا کینه جویی دید. او را از فرماندهی برکنار کرد و برای توهین برای بهرام چوبین، دوک دان و جامه زنان فرستاد. بهرام ازین توهین زشت، سر به شورش گذاشت و بسمت تیسفون حرکت کرد و سپاه ساسانی به او ملحق میشدند. در این هنگام در پایتخت، دو دایی خسرو پرویز یعنی وستهم و بندوی(=وندی) انقلاب کردند و هرمزد چهارم را از پادشاهی خلع و پسرش خسرو دوم(=خسرو پرویز) را به تخت نشاندند. هرمزد بدست دو برادر زن خود(وستهم و بندوی) زندانی شد و از دو چشم کور گردید، سپس بقتل رسید(590م). نوشته اند که قتل هرمزد چهارم بدستور و رضایت پسرش خسرو پرویز بوده. پدر کُشی در خاندان ساسانی برای کسب قدرت !!!!
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 451 تا 454
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. هرمزد چهارم، بیست و دومین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 451 تا 454
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. هرمزد چهارم، بیست و دومین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 451 تا 454
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه های منقوش به چهره هرمزد چهارم، بیست و دومین شاه ساسانی
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory