❌ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? ❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ نظام طبقاتی تبعیض آمیزی که در حکومت زرتشتی ساسانیان رسمیت داشت و بشدت توسط موبدان مورد حمایت بود، از جانب انوشیروان ساسانی هم بسیار مقبول بود. در شاهنامه فردوسی و در کتاب ایران در زمان ساسانیان از پروفسور کریستین سن، ماجرای شخص کفشگری را میخوانیم که حاضر شد طلا به لشکر انوشیروان دهد تا به فرزندش اجازه تحصیل و سوادآموزی داده شود که با مخالفت انوشیروان مواجه شد، زیرا این کفشگر از طبقه پست و دانیه جامعه بود. در زمان انوشیروان مالیات فقط بر عهده رعایای عمدتا فقیر بود که گاها هم به اشراف مالک خود و هم به دولت ساسانی مجبور بودند مالیات دهند، با این همه مشقّات، رعایا مجبور بودند در جنگها بعنوان سرباز شرکت کنند. آیا با چنین رفتاری می توان انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(1)
⚠️ نکته بعدی در مورد عدالت انوشیروان اینست که در دوره انوشیروان فقط رعایا مجبور به پرداخت مالیات بودند و باقی طبقات نظیر موبدان، ارتشداران، دبیران و کارکنان دولت از مالیات معاف بودند. آیا با چنین رفتاری می توان انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(2)
⚠️ پروکوپیوس مورخ شهیر رومی، خسرو انوشیروان را پادشاهی بی آرام و فتنه انگیز معرفی کرده است که عاشق حادثه جویی و بدعت بود و همواره در پیرامون خویش تولید هیجان می کرد و او را مردی مغرور معرفی میکند و می گوید که انوشیروان آنچه وجود نداشت می گفت و آنچه وجود داشت را کتمان میکرد و مسئولیت مظالم خود را به گردن مظلومان می انداخت. سوگند خود را نقض میکرد، اظهار زهد و تقدّس می نمود و زشتی اعمال خود را به نیروی زبان آوری(=لفّاظی) از میان می بُرد. پروکوپیوس نمونه ای از تزویرکاریهای خسرو را که در فتح شهر "سورا" گزارش میکند. خسرو سربازی ایرانی را دید که زنی زیبا را بر روی خاک می کشد در حالیکه طفل او بر زمین افتاده بود. انوشیروان از دیدن آن حالت ناله برآورد و در حضور آناستاسیوس سفیر روم گریه کرد و از خدا خواست که مسبب تمام این فجایع را کیفر دهد. پروکوپیوس گوید: انوشیروان به خوبی میدانست که خود مسبب این جنگ شده است. نمونه دیگری از تزویر خسرو انوشیروان را بلاذری شرح میدهد: انوشیروان خواهان دوستی با خاقان ترک "سین جیبو" بود و قرار بر آن شد که خسرو دختر خاقان را به زنی بگیرد و دختر خودش را به همسری خاقان دهد. خاقان به عهدش وفا کرد ولی خسرو بجای دخترش یکی از کنیزان را برای خاقان فرستاد و به افتخار این مزاوجت ضیافت بزرگی برپا کرد ولی شب هنگام آتش بر خیمه ترکان افکند و چون خاقان ازین کار گله کرد، خسرو اظهار بی اطلاعی نمود. شب سوم خسرو به چادر خودش آتش افکند و به خاقان شکایت برد چنانکه گویی او را مسبب این واقعه میدانست. چون خاقان سوگند یاد کرد که ازین واقعه اطلاعی ندارد، خسرو برای جلوگیری ازین گونه حوادث به خاقان پیشنهاد کرد که اجازه دهد دیواری بین دو کشور کشیده شود. خاقان پذیرفت و به کشورش بازگشت. خسرو انوشیروان دیواری استوار کشید و خاقان دریافت که خسرو او را فریب داده و کنیزی بجای دخترش به او داده و دیگر قادر به کشیدن انتقام نبود. پروکوپیوس در مورد سخت کُشی(=مرگ با زجر) انوشیروان می نویسد که در چندین مورد بعضی از مجرمان را پوست کنده و پوست ایشان را به کاه انباشته است. به موجب روایت آگائیاس به فرمان انوشیروان، نخویری(=حاکم، کنارنگ) را که در کشور لزکیها مغلوب شده بود، زنده زنده پوست کندند !!!
در جلسات و شوراها انوشیروان چنین وانمود میکرد که میل دارد دیگران هم، عقیده خود را بگویند ولی در حقیقت اینکار تظاهری بیش نبود. طبری می نویسد: راجع به دفاتر مالیاتی جدید، خسرو انوشیروان شورایی تشکیل داد و گفت هرکس ایرادی دارد اظهار کند. همه ساکت ماندند. چون پادشاه بار سوم سوالش را تکرار کرد، مردی از جای برخاست و با کمال ادب پرسید که پادشاه خراج دائمی بر اشیاء ناپایدار تحصیل فرموده و این به مرور زمان در اخذ خراج موجب ظلم میشود. آنگاه خسرو فریاد برآورد که مرد بدبخت گستاخ تو از کدام طبقه مردمانی? عرض کرد از طبقه دبیرانم. خسرو فرمود تا دیگر دبیران او را آنقدر با قلمدان بزدند تا بمُرد. آنگاه همه حضّار گفتند: شاهنشاه همه خراجهایی که مقرر فرموده است، موافق عدالت است. آیا با چنین رفتاری می توان خسرو انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(3)
📚منابع:
(1) ایران در زمان ساسانیان، پروفسور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، صفحه427_431
(2) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 438
(3) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 439_441
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ نظام طبقاتی تبعیض آمیزی که در حکومت زرتشتی ساسانیان رسمیت داشت و بشدت توسط موبدان مورد حمایت بود، از جانب انوشیروان ساسانی هم بسیار مقبول بود. در شاهنامه فردوسی و در کتاب ایران در زمان ساسانیان از پروفسور کریستین سن، ماجرای شخص کفشگری را میخوانیم که حاضر شد طلا به لشکر انوشیروان دهد تا به فرزندش اجازه تحصیل و سوادآموزی داده شود که با مخالفت انوشیروان مواجه شد، زیرا این کفشگر از طبقه پست و دانیه جامعه بود. در زمان انوشیروان مالیات فقط بر عهده رعایای عمدتا فقیر بود که گاها هم به اشراف مالک خود و هم به دولت ساسانی مجبور بودند مالیات دهند، با این همه مشقّات، رعایا مجبور بودند در جنگها بعنوان سرباز شرکت کنند. آیا با چنین رفتاری می توان انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(1)
⚠️ نکته بعدی در مورد عدالت انوشیروان اینست که در دوره انوشیروان فقط رعایا مجبور به پرداخت مالیات بودند و باقی طبقات نظیر موبدان، ارتشداران، دبیران و کارکنان دولت از مالیات معاف بودند. آیا با چنین رفتاری می توان انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(2)
⚠️ پروکوپیوس مورخ شهیر رومی، خسرو انوشیروان را پادشاهی بی آرام و فتنه انگیز معرفی کرده است که عاشق حادثه جویی و بدعت بود و همواره در پیرامون خویش تولید هیجان می کرد و او را مردی مغرور معرفی میکند و می گوید که انوشیروان آنچه وجود نداشت می گفت و آنچه وجود داشت را کتمان میکرد و مسئولیت مظالم خود را به گردن مظلومان می انداخت. سوگند خود را نقض میکرد، اظهار زهد و تقدّس می نمود و زشتی اعمال خود را به نیروی زبان آوری(=لفّاظی) از میان می بُرد. پروکوپیوس نمونه ای از تزویرکاریهای خسرو را که در فتح شهر "سورا" گزارش میکند. خسرو سربازی ایرانی را دید که زنی زیبا را بر روی خاک می کشد در حالیکه طفل او بر زمین افتاده بود. انوشیروان از دیدن آن حالت ناله برآورد و در حضور آناستاسیوس سفیر روم گریه کرد و از خدا خواست که مسبب تمام این فجایع را کیفر دهد. پروکوپیوس گوید: انوشیروان به خوبی میدانست که خود مسبب این جنگ شده است. نمونه دیگری از تزویر خسرو انوشیروان را بلاذری شرح میدهد: انوشیروان خواهان دوستی با خاقان ترک "سین جیبو" بود و قرار بر آن شد که خسرو دختر خاقان را به زنی بگیرد و دختر خودش را به همسری خاقان دهد. خاقان به عهدش وفا کرد ولی خسرو بجای دخترش یکی از کنیزان را برای خاقان فرستاد و به افتخار این مزاوجت ضیافت بزرگی برپا کرد ولی شب هنگام آتش بر خیمه ترکان افکند و چون خاقان ازین کار گله کرد، خسرو اظهار بی اطلاعی نمود. شب سوم خسرو به چادر خودش آتش افکند و به خاقان شکایت برد چنانکه گویی او را مسبب این واقعه میدانست. چون خاقان سوگند یاد کرد که ازین واقعه اطلاعی ندارد، خسرو برای جلوگیری ازین گونه حوادث به خاقان پیشنهاد کرد که اجازه دهد دیواری بین دو کشور کشیده شود. خاقان پذیرفت و به کشورش بازگشت. خسرو انوشیروان دیواری استوار کشید و خاقان دریافت که خسرو او را فریب داده و کنیزی بجای دخترش به او داده و دیگر قادر به کشیدن انتقام نبود. پروکوپیوس در مورد سخت کُشی(=مرگ با زجر) انوشیروان می نویسد که در چندین مورد بعضی از مجرمان را پوست کنده و پوست ایشان را به کاه انباشته است. به موجب روایت آگائیاس به فرمان انوشیروان، نخویری(=حاکم، کنارنگ) را که در کشور لزکیها مغلوب شده بود، زنده زنده پوست کندند !!!
در جلسات و شوراها انوشیروان چنین وانمود میکرد که میل دارد دیگران هم، عقیده خود را بگویند ولی در حقیقت اینکار تظاهری بیش نبود. طبری می نویسد: راجع به دفاتر مالیاتی جدید، خسرو انوشیروان شورایی تشکیل داد و گفت هرکس ایرادی دارد اظهار کند. همه ساکت ماندند. چون پادشاه بار سوم سوالش را تکرار کرد، مردی از جای برخاست و با کمال ادب پرسید که پادشاه خراج دائمی بر اشیاء ناپایدار تحصیل فرموده و این به مرور زمان در اخذ خراج موجب ظلم میشود. آنگاه خسرو فریاد برآورد که مرد بدبخت گستاخ تو از کدام طبقه مردمانی? عرض کرد از طبقه دبیرانم. خسرو فرمود تا دیگر دبیران او را آنقدر با قلمدان بزدند تا بمُرد. آنگاه همه حضّار گفتند: شاهنشاه همه خراجهایی که مقرر فرموده است، موافق عدالت است. آیا با چنین رفتاری می توان خسرو انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(3)
📚منابع:
(1) ایران در زمان ساسانیان، پروفسور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، صفحه427_431
(2) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 438
(3) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 439_441
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? جالب است بدانید که طبق دستور خسرو انوشیروان مالیات بر همه افراد 20 تا 50 ساله تعلق میگرفت و اقشار ثروتمندی مانند موبدان و دبیران و خدمتگزاران دولت و ارتش از مالیات معاف بودند.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? بخشی از فریبکاریها و تزویر و زجرکُش کردن انسانها بدست انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 439 و 440
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? بخشی از فریبکاریها و تزویر و زجرکُش کردن انسانها بدست انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 441
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ قباد اول پدر خسرو انوشیروان، اعتراف جالبی میکند که خسرو خصال پادشاهان را دارد بجز "بدگمانی" که نقص او شمرده میشود. یکی دیگر از رذایل اخلاقی خسرو انوشیروان ساسانی، برادر کُشی بود. کیوس برادر خسرو و پسر بزرگتر قباد اول(=کواد) بود که دعوی پادشاهی داشت و بفرمان خسرو انوشیروان بقتل رسید. لکن برادر دیگر خسرو که نامش ژم بود و از ناحیه یک چشم نابینا بود و طبق قاعده مرسوم اشخاص ناقص الاعضا نمی توانستند به سلطنت برسند. ژم در میان بزرگان ایران که از تلوّن(=تزویر و دو رویی) و بیرحمی خسرو می ترسیدند هواخواه داشت. حتی خالوی خسرو انوشیروان که نامش "اسپبدس" بود طرفدار ژم بود. بزرگان قرار گذاشتند برای اینکه قانون سلطنت را مراعات کرده باشند از جهت ناقص الاعضا بودن ژم، قباد پسر ژم را به پادشاهی بردارند. ولی خسرو انوشیروان این توطئه را در نطفه بکشت و برادرش ژم را بقتل رسانید. خسرو انوشیروان سپس اسپبدس و برادرزادگان خود را بکشت. قباد پسر ژم که کنارنگ(=حاکم) آذرگنداذ او را پنهان کرد و جان سالم به در برد و ازین قتل عام نجات یافت و نزد ژوستی نین امپراطور روم رفت. خسرو انوشیروان سالهای بعد فهمید که باعث اختفای قباد، آذرگنداذ بوده، آنگاه دستور داد که آذرگنداذ را که پیری سالخورده بود بکشتند و مقام کنارنگی را به پسرش وهرام دادند.
⚠️ خسرو انوشیروان، سرنخوارگان ماهبوذ که در رسیدن به پادشاهی به او کمک کرده بود را بقتل رساند. ماهبوذ به سبب دسیسه یکی از بزرگان بنام زروان یا زبرگان که رییس خلوت بود بقتل رسید. داستان به روایت پروکوپیوس چنین بود که خسرو به زبرگان فرمود که رفته و ماهبوذ را بدرگاه آورد. ماهبوذ سرگرم کارهای لشکری بود. گفت: به شاه عرض کن پس از تمام کردن کارهای خود بیدرنگ بدرگاه خواهم آمد. زبرگان از دشمنی که با ماهبوذ داشت این جواب را بطوری دیگر به شاه رساند و گفت ماهبوذ به بهانه اینکه کار دارد از آمدن امتناع میکند. خسرو خشمگین شد و فرمان داد که ماهبوذ بر روی سه پایه ای که در جلوی کاخ خسرو بود بنشیند و منتظر فرمان شاه باشد. بیچاره ماهبوذ چند روز در آنجا منتظر ماند تا به حکم خسرو انوشیروان اعدام شد.
⚠️ در زمان خسرو انوشیروان، پسرش انوشگزاد به دین مسیحی در آمد و ظاهرا به یاری مسیحیان سر به شورش نهاد. خسرو سخت بیمار بود ولی شورش را فرونشاند و انوشگزاد را دستگیر کرد و کور نمود و بدینوسیله او را از سلطنت محروم ساخت.
⚠️ خسرو انوشیروان به عهد و پیمان خود پایبند نبود. او زمانیکه به پادشاهی رسید نخستین کارش ارائه پیشنهاد صلح به دولت روم بود. ژوستی نین امپراطور روم به جهت اشتغال جنگی که در ایتالیا و آفریقا داشت طبق مفادی پیشنهاد صلح انوشیروان را پذیرفت. انوشیروان چون از فتوحات و پیشرفتهای روم اطلاع یافت به تشویش افتاد، خصوصا که ژوستی نین قصد تصرف ایتالیا را داشت. همچنین فرستادگانی از ارمنستان به دربار خسرو آمدند و گفتند با پیشرفتهای درخشانی که روم کرده اگر با روم جنگ نشود کار از کار گذشته است. در این هنگام بین دولت عرب غسانی تحت حمایت روم و عرب حیره تحت حمایت ایران جنگ رخ داد و ژوستی نین بدون کسب نظر ایران خود را حکم بین طرفین قرار داد. خسرو که برای جنگ با روم پی بهانه می گشت، با وجود صلح دائمی که با بیزانس امضاء کرده بود، پیمان شکنی کرد و در 540م از فرات گذشت و بسوریه حمله برد و انطاکیه را محاصره و تسخیر کرد و ویران نمود و بلاد روم را به باد غارت داد و برای اینکه شهرها زودتر حاضر به تسلیم شوند، خیلی بی رحمانه با اهالی شهرها رفتار کرد. دولت روم که براستی غافلگیر شده بود درخواست صلح کرد. انوشیروان صلح را پذیرفت ولی این صلح هم دوام چندانی نداشت. زیرا انوشیروان علیرغم پیمان مجدد صلح با روم، هنگام بازگشت از انطاکیه مبالغی را از شهرهای ادس و دارا و آپامه آ گرفت تا با این شهرهای رومی کاری نداشته باشد. امپراطور ژوستی نین این باجگیریهای انوشیروان را نقض قرار داد صلح دانست و باز جنگ آغاز شد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 432 و 441 تا 444
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ قباد اول پدر خسرو انوشیروان، اعتراف جالبی میکند که خسرو خصال پادشاهان را دارد بجز "بدگمانی" که نقص او شمرده میشود. یکی دیگر از رذایل اخلاقی خسرو انوشیروان ساسانی، برادر کُشی بود. کیوس برادر خسرو و پسر بزرگتر قباد اول(=کواد) بود که دعوی پادشاهی داشت و بفرمان خسرو انوشیروان بقتل رسید. لکن برادر دیگر خسرو که نامش ژم بود و از ناحیه یک چشم نابینا بود و طبق قاعده مرسوم اشخاص ناقص الاعضا نمی توانستند به سلطنت برسند. ژم در میان بزرگان ایران که از تلوّن(=تزویر و دو رویی) و بیرحمی خسرو می ترسیدند هواخواه داشت. حتی خالوی خسرو انوشیروان که نامش "اسپبدس" بود طرفدار ژم بود. بزرگان قرار گذاشتند برای اینکه قانون سلطنت را مراعات کرده باشند از جهت ناقص الاعضا بودن ژم، قباد پسر ژم را به پادشاهی بردارند. ولی خسرو انوشیروان این توطئه را در نطفه بکشت و برادرش ژم را بقتل رسانید. خسرو انوشیروان سپس اسپبدس و برادرزادگان خود را بکشت. قباد پسر ژم که کنارنگ(=حاکم) آذرگنداذ او را پنهان کرد و جان سالم به در برد و ازین قتل عام نجات یافت و نزد ژوستی نین امپراطور روم رفت. خسرو انوشیروان سالهای بعد فهمید که باعث اختفای قباد، آذرگنداذ بوده، آنگاه دستور داد که آذرگنداذ را که پیری سالخورده بود بکشتند و مقام کنارنگی را به پسرش وهرام دادند.
⚠️ خسرو انوشیروان، سرنخوارگان ماهبوذ که در رسیدن به پادشاهی به او کمک کرده بود را بقتل رساند. ماهبوذ به سبب دسیسه یکی از بزرگان بنام زروان یا زبرگان که رییس خلوت بود بقتل رسید. داستان به روایت پروکوپیوس چنین بود که خسرو به زبرگان فرمود که رفته و ماهبوذ را بدرگاه آورد. ماهبوذ سرگرم کارهای لشکری بود. گفت: به شاه عرض کن پس از تمام کردن کارهای خود بیدرنگ بدرگاه خواهم آمد. زبرگان از دشمنی که با ماهبوذ داشت این جواب را بطوری دیگر به شاه رساند و گفت ماهبوذ به بهانه اینکه کار دارد از آمدن امتناع میکند. خسرو خشمگین شد و فرمان داد که ماهبوذ بر روی سه پایه ای که در جلوی کاخ خسرو بود بنشیند و منتظر فرمان شاه باشد. بیچاره ماهبوذ چند روز در آنجا منتظر ماند تا به حکم خسرو انوشیروان اعدام شد.
⚠️ در زمان خسرو انوشیروان، پسرش انوشگزاد به دین مسیحی در آمد و ظاهرا به یاری مسیحیان سر به شورش نهاد. خسرو سخت بیمار بود ولی شورش را فرونشاند و انوشگزاد را دستگیر کرد و کور نمود و بدینوسیله او را از سلطنت محروم ساخت.
⚠️ خسرو انوشیروان به عهد و پیمان خود پایبند نبود. او زمانیکه به پادشاهی رسید نخستین کارش ارائه پیشنهاد صلح به دولت روم بود. ژوستی نین امپراطور روم به جهت اشتغال جنگی که در ایتالیا و آفریقا داشت طبق مفادی پیشنهاد صلح انوشیروان را پذیرفت. انوشیروان چون از فتوحات و پیشرفتهای روم اطلاع یافت به تشویش افتاد، خصوصا که ژوستی نین قصد تصرف ایتالیا را داشت. همچنین فرستادگانی از ارمنستان به دربار خسرو آمدند و گفتند با پیشرفتهای درخشانی که روم کرده اگر با روم جنگ نشود کار از کار گذشته است. در این هنگام بین دولت عرب غسانی تحت حمایت روم و عرب حیره تحت حمایت ایران جنگ رخ داد و ژوستی نین بدون کسب نظر ایران خود را حکم بین طرفین قرار داد. خسرو که برای جنگ با روم پی بهانه می گشت، با وجود صلح دائمی که با بیزانس امضاء کرده بود، پیمان شکنی کرد و در 540م از فرات گذشت و بسوریه حمله برد و انطاکیه را محاصره و تسخیر کرد و ویران نمود و بلاد روم را به باد غارت داد و برای اینکه شهرها زودتر حاضر به تسلیم شوند، خیلی بی رحمانه با اهالی شهرها رفتار کرد. دولت روم که براستی غافلگیر شده بود درخواست صلح کرد. انوشیروان صلح را پذیرفت ولی این صلح هم دوام چندانی نداشت. زیرا انوشیروان علیرغم پیمان مجدد صلح با روم، هنگام بازگشت از انطاکیه مبالغی را از شهرهای ادس و دارا و آپامه آ گرفت تا با این شهرهای رومی کاری نداشته باشد. امپراطور ژوستی نین این باجگیریهای انوشیروان را نقض قرار داد صلح دانست و باز جنگ آغاز شد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 432 و 441 تا 444
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? قباد اول پدر انوشیروان اعتراف میکند که انوشیروان انسان بدگمانی بوده. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 432
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? برادرکُشی و کشتن یاران وفادار بخشی از خصال انوشیروان ساسانی . ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 441 تا 444
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? پیمان شکنی و کشتار و غارت و ویرانی شهرهای سرزمینهای دیگر بر اثر تهاجم، بخشی از خصال انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 441 تا 444
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو انوشیروان ساسانی ❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ جنگ اول با روم: بیان کردیم که خسرو انوشیروان با پوشیدن خلعت سلطنت به روم پیشنهاد صلح داد و رومیها با کمال میل پذیرفتند. رومیها چون در آفریقا و ایتالیا مشغول فتوحات و کسب منافع بودند، صلح با انوشیروان باعث شد که پیشرفتهای درخشانی کنند. فرستادگان زیادی به نزد انوشیروان آمدند و او را برای شکستن پیمان صلح و جنگ با روم تحریک کردند. از قضا جنگی بین حارث بن عمرو، شاه غسانی مورد حمایت روم و منذر بن نعمان شاه حیره مورد حمایت ساسانی ایجاد شد، قیصر ژوستی نین، بین این دو پادشاه خود را حکم قرار داد بدون کسب نظر ایران. خسرو انوشیروان که علیرغم پیمان صلح دنبال بهانه برای جنگ با روم می گشت، از فرات عبور کرد و انطاکیه را محاصره و تسخیر و ویران نمود و در نهایت بیرحمی با اهالی شهر رفتار کرد. رومیها خواهان صلح شدند، انوشیروان پذیرفت اما بازهم پیمان شکنی کرد، زیرا با وجود پیمان صلح مجدد هنگام عبور از شهرهای ادس، دارا، آپامه آ، تقاضای باج کرد، تا با این شهرهای رومی کاری نداشته باشد. امپراطور روم این رفتار انوشیروان ساسانی را نقض پیمان مجدد صلح دانست و جنگ دوباره آغاز شد.
⚠️ جنگ لازیکا: این جنگ از 540م تا 577م به درازا کشید و بر سر ولایت لازیکا قسمتی از گرجستان امروز بود. حاکم رومی لازیکا بازرگانی را در آنجا انحصاری کرده بود، و پادشاه لازیکا از این کار ناراضی بود و از انوشیروان یاری خواست. انوشیروان برای اینکه بتواند از راه دریا متصرفات روم را تهدید کند، موقعیت را مغتنم شمرد به شهر لازیکا حمله کرد و آنرا تصرف نمود. اما رفتار ایرانیان زرتشتی با ساکنین مسیحی این شهر، شاه لازیکا را از این استمداد پشیمان کرد. خسرو انوشیروان این معنی را درک کرد و بفکر کشتن گوبازس، شاه لازیکا و کوچ دادن اهالی مسیحی آنجا افتاد تا بجای آنان اهالی زرتشتی خود را اسکان دهد، ولی گوبازس از نقشه انوشیروان آگاهی یافت و از ژوستی نین کمک خواست. امپراطور ژوستی نین در 549م قلعه پترا شهر لازیکا را محاصره کرد و نزدیک بود پیروز شود که با رسیدن نیروی امدادی سی هزار نفره که به کمک ساسانیان رسید، رومیها شکست خوردند. چون کشور لازیکا توان تامین مخارج سی هزار سرباز را نداشت، پنج هزار سرباز در شهر ماندند و باقی به ایران بازگشتند. چون نیروهای ساسانی کم شدند، رومیها دوباره حمله کردند و شهر را گرفتند اما مدتی بعد ساسانیان غلبه کردند و شهر را تصرف نمودند و شکست طرفین چندین بار تکرار شد. گوبازس کشته شد و چون انوشیروان مشغولیت در جاهای دیگر داشت تصمیم به صلح با روم گرفت.
❗️نکته: طبق اوستا و رفتار شاهان و زرتشتیان دوره ساسانی، پیروان زرتشت به مسیحیان احترام نمی گذاشتند و به کشتار و ارعاب و کوچ اجباری جهت پاکسازی دینی مناطق دست می زدند، اگر صلحی هم میکردند مفادش در بلند مدت اجرا نمیشد.
⚠️ در 542م انوشیروان قصد حمله به فلسطین و غارت بیت المقدس را داشت که بخاطر شیوع طاعون ازین سفر جنگی منصرف شد. سپس جنگهایی در ارمنستان روی داد که فتح با ساسانیان بود. جنگ ایران روم پنج سال بطول انجامید. رومیها مکرر تقاضای صلح میکردند و حتی پزشکی یونانی با تقریبا 20 هزار پوند طلا(=هر پوند 453/5گرم) بعنوان هدیه به نزد انوشیروان فرستادهدشد، چون انوشیروان در مشرق و سایر نقاط دیگر مشغول بود، مصلحت دید که در 577م با روم قرارداد صلح برقرار نماید.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 443 تا 446
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ جنگ اول با روم: بیان کردیم که خسرو انوشیروان با پوشیدن خلعت سلطنت به روم پیشنهاد صلح داد و رومیها با کمال میل پذیرفتند. رومیها چون در آفریقا و ایتالیا مشغول فتوحات و کسب منافع بودند، صلح با انوشیروان باعث شد که پیشرفتهای درخشانی کنند. فرستادگان زیادی به نزد انوشیروان آمدند و او را برای شکستن پیمان صلح و جنگ با روم تحریک کردند. از قضا جنگی بین حارث بن عمرو، شاه غسانی مورد حمایت روم و منذر بن نعمان شاه حیره مورد حمایت ساسانی ایجاد شد، قیصر ژوستی نین، بین این دو پادشاه خود را حکم قرار داد بدون کسب نظر ایران. خسرو انوشیروان که علیرغم پیمان صلح دنبال بهانه برای جنگ با روم می گشت، از فرات عبور کرد و انطاکیه را محاصره و تسخیر و ویران نمود و در نهایت بیرحمی با اهالی شهر رفتار کرد. رومیها خواهان صلح شدند، انوشیروان پذیرفت اما بازهم پیمان شکنی کرد، زیرا با وجود پیمان صلح مجدد هنگام عبور از شهرهای ادس، دارا، آپامه آ، تقاضای باج کرد، تا با این شهرهای رومی کاری نداشته باشد. امپراطور روم این رفتار انوشیروان ساسانی را نقض پیمان مجدد صلح دانست و جنگ دوباره آغاز شد.
⚠️ جنگ لازیکا: این جنگ از 540م تا 577م به درازا کشید و بر سر ولایت لازیکا قسمتی از گرجستان امروز بود. حاکم رومی لازیکا بازرگانی را در آنجا انحصاری کرده بود، و پادشاه لازیکا از این کار ناراضی بود و از انوشیروان یاری خواست. انوشیروان برای اینکه بتواند از راه دریا متصرفات روم را تهدید کند، موقعیت را مغتنم شمرد به شهر لازیکا حمله کرد و آنرا تصرف نمود. اما رفتار ایرانیان زرتشتی با ساکنین مسیحی این شهر، شاه لازیکا را از این استمداد پشیمان کرد. خسرو انوشیروان این معنی را درک کرد و بفکر کشتن گوبازس، شاه لازیکا و کوچ دادن اهالی مسیحی آنجا افتاد تا بجای آنان اهالی زرتشتی خود را اسکان دهد، ولی گوبازس از نقشه انوشیروان آگاهی یافت و از ژوستی نین کمک خواست. امپراطور ژوستی نین در 549م قلعه پترا شهر لازیکا را محاصره کرد و نزدیک بود پیروز شود که با رسیدن نیروی امدادی سی هزار نفره که به کمک ساسانیان رسید، رومیها شکست خوردند. چون کشور لازیکا توان تامین مخارج سی هزار سرباز را نداشت، پنج هزار سرباز در شهر ماندند و باقی به ایران بازگشتند. چون نیروهای ساسانی کم شدند، رومیها دوباره حمله کردند و شهر را گرفتند اما مدتی بعد ساسانیان غلبه کردند و شهر را تصرف نمودند و شکست طرفین چندین بار تکرار شد. گوبازس کشته شد و چون انوشیروان مشغولیت در جاهای دیگر داشت تصمیم به صلح با روم گرفت.
❗️نکته: طبق اوستا و رفتار شاهان و زرتشتیان دوره ساسانی، پیروان زرتشت به مسیحیان احترام نمی گذاشتند و به کشتار و ارعاب و کوچ اجباری جهت پاکسازی دینی مناطق دست می زدند، اگر صلحی هم میکردند مفادش در بلند مدت اجرا نمیشد.
⚠️ در 542م انوشیروان قصد حمله به فلسطین و غارت بیت المقدس را داشت که بخاطر شیوع طاعون ازین سفر جنگی منصرف شد. سپس جنگهایی در ارمنستان روی داد که فتح با ساسانیان بود. جنگ ایران روم پنج سال بطول انجامید. رومیها مکرر تقاضای صلح میکردند و حتی پزشکی یونانی با تقریبا 20 هزار پوند طلا(=هر پوند 453/5گرم) بعنوان هدیه به نزد انوشیروان فرستادهدشد، چون انوشیروان در مشرق و سایر نقاط دیگر مشغول بود، مصلحت دید که در 577م با روم قرارداد صلح برقرار نماید.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 443 تا 446
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 443 تا 446
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 443 تا 446
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو انوشیروان ساسانی ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ انوشیروان ساسانی پس از غارت و ویرانی انطاکیه و صلح با روم و زیرپا گذاشتن پیمان صلح بخاطر باجگیری از شهرهای رومی ادس و دارا و آپامه آ جنگهایی با روم انجام داد که در نهایت طرفین جنگ، صلح کردند و انوشیروان بسوی تیسفون بازگشت و بر سر خزرها تاخت و این قوم را کشتار و چپاول کرد و داد رعیتهای خود را از ایشان ستاند.
« سپس آهنگ یمن کرد و در آنجا نیز دست به کشتار و تاراج مردم یازید و به مدائن(=تیسفون) بازگشت در حالیکه سرزمینهای میان یمن و بحرین و عمان را گرفته بود». این تهاجم انوشیروان به یمن و کشتار یمنی ها جدای از کشتار فجیع حبشی های یمن است که بدستور انوشیروان و فرماندهی وهرز انجام شد. انوشیروان نعمان بن منذر را پادشاه حیره کرد و گرامی داشت سپس به جنگ هفتالیان(=هیاطله) رفت تا کینه نیای خود، فیروز(=پیروز) را بستاند. انوشیروان پیش ازین از خاندان خاقان ترک زن گرفته بود. خسرو انوشیروان به سرزمین هفتالیان حمله کرد، پادشاهشان را کشت و خاندان او را برانداخت و از بلخ و ماوراء النهر گذشت، او به جنگ برجان رفت و لشکریان خود را به فرماندهی وهرز(=وهریز) به یمن فرستاد که حبشیان را بطرز دهشتناکی قتل عام کردند و یمن را تصاحب نمودند. تولد پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم در اواخر پادشاهی انوشیروان ساسانی بود(1)
⚠️ جنگ با هیاطله: انوشیروان پس از صلح با روم بفکر افتاد که مساله هیاطله که در مشرق ایران در یک قرن اخیر همواره اسباب زحمت و وحشت ساسانیان شده بود را بکلی حل کند، ازین جهت با خاقان ترک برای برانداختن هیاطله متحد شد، پادشاه هیاطله کشته شد و کشور آنها بین خاقان ترک و انوشیروان تقسیم شد و رود جیحون مرز شمالی ایران گردید و طخارستان و زابلستان و رُخج جزو ایران گردید. اما خزرها که در زمان قباد، پدر انوشیروان، شکست خورده بودند دوباره سر برآوردند. انوشیروان لشکری به جنگ آنها فرستاد و سرزمینشان را به باد تاراج داد و هزاران نفر از آنان را قتل عام کرد. انوشیروان در ادامه با ترکان جنگ کرد. چینیان آنها را توچویه می نامند، آنها خود را از نسل آسنا یکی از قبایل هوینگ نو، یعنی هونها می دانستند. که بر اثر فشار و ظلم امپراطور توبای سوم، هفتصد خانوارشان به مرزهای طایفه جون جون مهاجرت کردند و دو قسمت شدند طی زمان: قسمت شرقی بین مغولستان و کوههای اورال را متصرف شدند و قسمت غربی بین کوههای آلتای و سیحون را تصاحب کردند. اولین خاقان این گروه از ترکها تومن(Tumen) نام داشت. پس از او پسرش کولو بجایش نشست و پس از او برادرش موکان خان بخاقانی رسید که معاصر انوشیروان بود و با شاه ساسامی ارتباط داشت. گفتیم که انوشیروان برای شکست هیاطله با سینجیبو سردار ترک متحد شد و برای تحکیم اتحاد، دختر خاقان ترک را به زنی گرفت و هرمزد یعنی پسری که پس از وی به تخت نشست از همین زن بوده است. اما انوشیروان بجای اینکه دختر خود را به زنی به سینجیبو بدهد، کنیزی به او داد و این فریبکاری برملا شد. انوشیروان خیمه سینجیبو که مهمانش بود را آتش زد و چند شب بعد خیمه خودش را آتش زد و سینجیبو را مقصر جلوه داد و... اینگونه بود که آتش جنگ بین خاقان ترک و انوشیروان شعله ور شد. ترکها تبدیل به دشمنی خطرناک شدند حتی از هیاطله خطرناکتر. انوشیروان برای ممانعت از حملات بر استحکامات قلاع افزود. سینجیبو در سال 657م برای بستن پیمان اتحاد با انوشیروان سفیری به ایران فرستاد. انوشیروان به سفیر زهر داد و او را کشت و چنین وانمود کرد که به مرگ طبیعی مرده است. سینجیبو چون از حقیقت آگاه شد، خشمگین گردید و سفیری به دربار ژوستن امپراطور روم فرستاد تا پیمان دوستی با روم بر علیه انوشیروان منعقد کند. در 569م سفیری از روم به کشور ترکان رفت. سپس ترکان به ایران حمله کردند و پس از رسیدن لشکر ساسانی، سینجیبو شکست خورد و سفیری به نزد ژوستن فرستاد که پیمان صلح با ساسانیان را بهم بزند و با ترکان متحد گردد و این واقعا موجب تیرگی روابط ایران و روم شد(2)
📚منابع:
(1) الکامل فی التاریخ، ابن اثیر جزری، ترجمه روحانی، نشر اساطیر 1370، جلد دوم، صفحه 509
(2) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 446 تا 449
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ انوشیروان ساسانی پس از غارت و ویرانی انطاکیه و صلح با روم و زیرپا گذاشتن پیمان صلح بخاطر باجگیری از شهرهای رومی ادس و دارا و آپامه آ جنگهایی با روم انجام داد که در نهایت طرفین جنگ، صلح کردند و انوشیروان بسوی تیسفون بازگشت و بر سر خزرها تاخت و این قوم را کشتار و چپاول کرد و داد رعیتهای خود را از ایشان ستاند.
« سپس آهنگ یمن کرد و در آنجا نیز دست به کشتار و تاراج مردم یازید و به مدائن(=تیسفون) بازگشت در حالیکه سرزمینهای میان یمن و بحرین و عمان را گرفته بود». این تهاجم انوشیروان به یمن و کشتار یمنی ها جدای از کشتار فجیع حبشی های یمن است که بدستور انوشیروان و فرماندهی وهرز انجام شد. انوشیروان نعمان بن منذر را پادشاه حیره کرد و گرامی داشت سپس به جنگ هفتالیان(=هیاطله) رفت تا کینه نیای خود، فیروز(=پیروز) را بستاند. انوشیروان پیش ازین از خاندان خاقان ترک زن گرفته بود. خسرو انوشیروان به سرزمین هفتالیان حمله کرد، پادشاهشان را کشت و خاندان او را برانداخت و از بلخ و ماوراء النهر گذشت، او به جنگ برجان رفت و لشکریان خود را به فرماندهی وهرز(=وهریز) به یمن فرستاد که حبشیان را بطرز دهشتناکی قتل عام کردند و یمن را تصاحب نمودند. تولد پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم در اواخر پادشاهی انوشیروان ساسانی بود(1)
⚠️ جنگ با هیاطله: انوشیروان پس از صلح با روم بفکر افتاد که مساله هیاطله که در مشرق ایران در یک قرن اخیر همواره اسباب زحمت و وحشت ساسانیان شده بود را بکلی حل کند، ازین جهت با خاقان ترک برای برانداختن هیاطله متحد شد، پادشاه هیاطله کشته شد و کشور آنها بین خاقان ترک و انوشیروان تقسیم شد و رود جیحون مرز شمالی ایران گردید و طخارستان و زابلستان و رُخج جزو ایران گردید. اما خزرها که در زمان قباد، پدر انوشیروان، شکست خورده بودند دوباره سر برآوردند. انوشیروان لشکری به جنگ آنها فرستاد و سرزمینشان را به باد تاراج داد و هزاران نفر از آنان را قتل عام کرد. انوشیروان در ادامه با ترکان جنگ کرد. چینیان آنها را توچویه می نامند، آنها خود را از نسل آسنا یکی از قبایل هوینگ نو، یعنی هونها می دانستند. که بر اثر فشار و ظلم امپراطور توبای سوم، هفتصد خانوارشان به مرزهای طایفه جون جون مهاجرت کردند و دو قسمت شدند طی زمان: قسمت شرقی بین مغولستان و کوههای اورال را متصرف شدند و قسمت غربی بین کوههای آلتای و سیحون را تصاحب کردند. اولین خاقان این گروه از ترکها تومن(Tumen) نام داشت. پس از او پسرش کولو بجایش نشست و پس از او برادرش موکان خان بخاقانی رسید که معاصر انوشیروان بود و با شاه ساسامی ارتباط داشت. گفتیم که انوشیروان برای شکست هیاطله با سینجیبو سردار ترک متحد شد و برای تحکیم اتحاد، دختر خاقان ترک را به زنی گرفت و هرمزد یعنی پسری که پس از وی به تخت نشست از همین زن بوده است. اما انوشیروان بجای اینکه دختر خود را به زنی به سینجیبو بدهد، کنیزی به او داد و این فریبکاری برملا شد. انوشیروان خیمه سینجیبو که مهمانش بود را آتش زد و چند شب بعد خیمه خودش را آتش زد و سینجیبو را مقصر جلوه داد و... اینگونه بود که آتش جنگ بین خاقان ترک و انوشیروان شعله ور شد. ترکها تبدیل به دشمنی خطرناک شدند حتی از هیاطله خطرناکتر. انوشیروان برای ممانعت از حملات بر استحکامات قلاع افزود. سینجیبو در سال 657م برای بستن پیمان اتحاد با انوشیروان سفیری به ایران فرستاد. انوشیروان به سفیر زهر داد و او را کشت و چنین وانمود کرد که به مرگ طبیعی مرده است. سینجیبو چون از حقیقت آگاه شد، خشمگین گردید و سفیری به دربار ژوستن امپراطور روم فرستاد تا پیمان دوستی با روم بر علیه انوشیروان منعقد کند. در 569م سفیری از روم به کشور ترکان رفت. سپس ترکان به ایران حمله کردند و پس از رسیدن لشکر ساسانی، سینجیبو شکست خورد و سفیری به نزد ژوستن فرستاد که پیمان صلح با ساسانیان را بهم بزند و با ترکان متحد گردد و این واقعا موجب تیرگی روابط ایران و روم شد(2)
📚منابع:
(1) الکامل فی التاریخ، ابن اثیر جزری، ترجمه روحانی، نشر اساطیر 1370، جلد دوم، صفحه 509
(2) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 446 تا 449
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو انوشیروان ساسانی. الکامل فی التاریخ، ابن اثیر جزری، ترجمه دکتر حسین روحانی، نشر اساطیر1370، ج2، ص509
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 446 تا 449
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تهاجمات و جنگ طلبی های خسرو انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 446 تا 449
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory