⚠️ جنگها و تهاجمات قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 430 تا 435
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ جنگها و تهاجمات قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 430 تا 435
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ جنگها و تهاجمات قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 430 تا 435
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
6⃣1⃣ قسمت شانزدهم ✅
⚠️ خسرو اول(=انوشیروان) بیستو یکمین شاه ساسانی. خسرو اول پس از قباد اول به سال 531م به تخت نشست و در 579م درگذشت. پس از مرگش به او لقب انوشیروان یعنی روان بیمرگ و جاودان دادند. در زمان انوشیروان تمام طبقات جامعه طبقاتی ساسانی حتی موبدان و بزرگان مطیع شاه بودند، او پس از سرکوبی و کشتار مزدکیان توانست نظم و آرامش را در کشور حاکم کند، ازین جهت به او لقب دادگر دادند که البته این خودش جای بحث دارد. انوشیروان در مورد زنانیکه که توسط مزدکیان ربوده و مورد تجاوز و کامجویی قرار گرفته بودند و یا صاحب بچه شده بودند، با صدور دستوراتی اوضاع آنان را ساماندهی کرد و خسارتهای وارده به آنها را جبران نمود و مجرمان مزدکی را متناسب با جرمشان مجازات کرد. انوشیروان اصلاحاتی در نظام مالیاتی ایجاد کرد. او دستور داد زمینهای زراعی را به دقت مساحی کردند و مأمورانی درستکار بر اینکار گماشت. مالیات زراعی و باغی شامل گندم و جو و نخلستان و باغ زیتون میشد و سایر محصولات از مالیات معاف بود و نخلهای پراکنده که جزو نخلستان نبودند هم از مالیات معاف بودند. اما جزیه سرها(=مالیات سرانه) بر تمام اشخاص بیست تا پنجاه ساله تعلق میگرفت، البته نکته مهم این بود که بزرگان و موبدان و دبیران و خدمتگزاران دولت و سربازان که عموما حقوق و مواجب خوبی داشتند از مالیات معاف بودند. خب این عین بی عدالتی است که در حکومت انوشیروان به اصطلاح عادل زارعین عموما فقیر باید مالیات میدادند ولی ثروتمندان از دادن مالیات معاف بودند. نکته دیگر اینکه حمایت و تاکید انوشیروان از نظام تبعیض آمیز طبقاتی ساسانی، خودش یک نوع بی عدالتی و ظلم محسوب می شود. زیرا داستان کفشگر زمان انوشیروان را میدانم. کفشگری که حاضر شد با دادن سکه های طلا به انوشیروان امکان تحصیل فرزندش را فراهم آورد اما انوشیروان به اصطلاح عادل، سواد آموزی فرزند کشفگر که از طبقه اشراف نبود را نپذیرفت. زیرا سواد آموختن و دبیری یک شخص از طبقه پایین جامعه مغایر نظام طبقانی تبعیض آمیز ساسانی بود.
⚠️ انوشیروان برای سربازان ساسانی جیره تعیین کرد که تا قبل از آن حقوقی نداشتند البته می شود گفت: فلسفه این حمایت این بود که انوشیروان برای جنگهایش نیاز به نیروی نظامی وفادار و مطیع داشت لذا با پرداخت پول و حقوق به سربازان، می توانست بهره برداری بسیار بیشتری از آنان کند. انوشیروان در پی اصلاحات لشکری، قوم بارز که ساکن کرمان بودند و شجاع بودند را مجبور کرد که به خدمت سربازی بروند، حتی اگر در زمینه های دیگری هم استعداد داشتند ولی بواسطه دستور شاه باید استعداد سوزی میکردند و در نظام تبعیض آمیز طبقاتی سرباز باقی می ماندند. انوشیروان همچنین یک قوم شورشی به نام چول را قتل عام کرد و فقط هشتاد نفر از آنان را زنده گذاشت و آنها را مجبور کرد که سرباز باشند. انوشیروان اقوام مهاجم بخاز، خزر و آلان را شکست داد و هزار تن از آنان را اسیر کرد و در آذربایجان برای جنگیدن اسکان اجباری داد. انوشیروان منصب "ایران سپاهبذ" را ملغی کرد و چهار سپاهبذ در چهارگوشه کشور تعیین نمود.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 436 تا 439
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
6⃣1⃣ قسمت شانزدهم ✅
⚠️ خسرو اول(=انوشیروان) بیستو یکمین شاه ساسانی. خسرو اول پس از قباد اول به سال 531م به تخت نشست و در 579م درگذشت. پس از مرگش به او لقب انوشیروان یعنی روان بیمرگ و جاودان دادند. در زمان انوشیروان تمام طبقات جامعه طبقاتی ساسانی حتی موبدان و بزرگان مطیع شاه بودند، او پس از سرکوبی و کشتار مزدکیان توانست نظم و آرامش را در کشور حاکم کند، ازین جهت به او لقب دادگر دادند که البته این خودش جای بحث دارد. انوشیروان در مورد زنانیکه که توسط مزدکیان ربوده و مورد تجاوز و کامجویی قرار گرفته بودند و یا صاحب بچه شده بودند، با صدور دستوراتی اوضاع آنان را ساماندهی کرد و خسارتهای وارده به آنها را جبران نمود و مجرمان مزدکی را متناسب با جرمشان مجازات کرد. انوشیروان اصلاحاتی در نظام مالیاتی ایجاد کرد. او دستور داد زمینهای زراعی را به دقت مساحی کردند و مأمورانی درستکار بر اینکار گماشت. مالیات زراعی و باغی شامل گندم و جو و نخلستان و باغ زیتون میشد و سایر محصولات از مالیات معاف بود و نخلهای پراکنده که جزو نخلستان نبودند هم از مالیات معاف بودند. اما جزیه سرها(=مالیات سرانه) بر تمام اشخاص بیست تا پنجاه ساله تعلق میگرفت، البته نکته مهم این بود که بزرگان و موبدان و دبیران و خدمتگزاران دولت و سربازان که عموما حقوق و مواجب خوبی داشتند از مالیات معاف بودند. خب این عین بی عدالتی است که در حکومت انوشیروان به اصطلاح عادل زارعین عموما فقیر باید مالیات میدادند ولی ثروتمندان از دادن مالیات معاف بودند. نکته دیگر اینکه حمایت و تاکید انوشیروان از نظام تبعیض آمیز طبقاتی ساسانی، خودش یک نوع بی عدالتی و ظلم محسوب می شود. زیرا داستان کفشگر زمان انوشیروان را میدانم. کفشگری که حاضر شد با دادن سکه های طلا به انوشیروان امکان تحصیل فرزندش را فراهم آورد اما انوشیروان به اصطلاح عادل، سواد آموزی فرزند کشفگر که از طبقه اشراف نبود را نپذیرفت. زیرا سواد آموختن و دبیری یک شخص از طبقه پایین جامعه مغایر نظام طبقانی تبعیض آمیز ساسانی بود.
⚠️ انوشیروان برای سربازان ساسانی جیره تعیین کرد که تا قبل از آن حقوقی نداشتند البته می شود گفت: فلسفه این حمایت این بود که انوشیروان برای جنگهایش نیاز به نیروی نظامی وفادار و مطیع داشت لذا با پرداخت پول و حقوق به سربازان، می توانست بهره برداری بسیار بیشتری از آنان کند. انوشیروان در پی اصلاحات لشکری، قوم بارز که ساکن کرمان بودند و شجاع بودند را مجبور کرد که به خدمت سربازی بروند، حتی اگر در زمینه های دیگری هم استعداد داشتند ولی بواسطه دستور شاه باید استعداد سوزی میکردند و در نظام تبعیض آمیز طبقاتی سرباز باقی می ماندند. انوشیروان همچنین یک قوم شورشی به نام چول را قتل عام کرد و فقط هشتاد نفر از آنان را زنده گذاشت و آنها را مجبور کرد که سرباز باشند. انوشیروان اقوام مهاجم بخاز، خزر و آلان را شکست داد و هزار تن از آنان را اسیر کرد و در آذربایجان برای جنگیدن اسکان اجباری داد. انوشیروان منصب "ایران سپاهبذ" را ملغی کرد و چهار سپاهبذ در چهارگوشه کشور تعیین نمود.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 436 تا 439
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، خسرو اول(=انوشیروان) بیستو یکمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 436 تا 439
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، خسرو اول(=انوشیروان) بیستو یکمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 436 تا 439
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه منقوش به چهره خسرو اول(=انوشیروان) بیستو یکمین شاه ساسانی.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? ❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ نظام طبقاتی تبعیض آمیزی که در حکومت زرتشتی ساسانیان رسمیت داشت و بشدت توسط موبدان مورد حمایت بود، از جانب انوشیروان ساسانی هم بسیار مقبول بود. در شاهنامه فردوسی و در کتاب ایران در زمان ساسانیان از پروفسور کریستین سن، ماجرای شخص کفشگری را میخوانیم که حاضر شد طلا به لشکر انوشیروان دهد تا به فرزندش اجازه تحصیل و سوادآموزی داده شود که با مخالفت انوشیروان مواجه شد، زیرا این کفشگر از طبقه پست و دانیه جامعه بود. در زمان انوشیروان مالیات فقط بر عهده رعایای عمدتا فقیر بود که گاها هم به اشراف مالک خود و هم به دولت ساسانی مجبور بودند مالیات دهند، با این همه مشقّات، رعایا مجبور بودند در جنگها بعنوان سرباز شرکت کنند. آیا با چنین رفتاری می توان انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(1)
⚠️ نکته بعدی در مورد عدالت انوشیروان اینست که در دوره انوشیروان فقط رعایا مجبور به پرداخت مالیات بودند و باقی طبقات نظیر موبدان، ارتشداران، دبیران و کارکنان دولت از مالیات معاف بودند. آیا با چنین رفتاری می توان انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(2)
⚠️ پروکوپیوس مورخ شهیر رومی، خسرو انوشیروان را پادشاهی بی آرام و فتنه انگیز معرفی کرده است که عاشق حادثه جویی و بدعت بود و همواره در پیرامون خویش تولید هیجان می کرد و او را مردی مغرور معرفی میکند و می گوید که انوشیروان آنچه وجود نداشت می گفت و آنچه وجود داشت را کتمان میکرد و مسئولیت مظالم خود را به گردن مظلومان می انداخت. سوگند خود را نقض میکرد، اظهار زهد و تقدّس می نمود و زشتی اعمال خود را به نیروی زبان آوری(=لفّاظی) از میان می بُرد. پروکوپیوس نمونه ای از تزویرکاریهای خسرو را که در فتح شهر "سورا" گزارش میکند. خسرو سربازی ایرانی را دید که زنی زیبا را بر روی خاک می کشد در حالیکه طفل او بر زمین افتاده بود. انوشیروان از دیدن آن حالت ناله برآورد و در حضور آناستاسیوس سفیر روم گریه کرد و از خدا خواست که مسبب تمام این فجایع را کیفر دهد. پروکوپیوس گوید: انوشیروان به خوبی میدانست که خود مسبب این جنگ شده است. نمونه دیگری از تزویر خسرو انوشیروان را بلاذری شرح میدهد: انوشیروان خواهان دوستی با خاقان ترک "سین جیبو" بود و قرار بر آن شد که خسرو دختر خاقان را به زنی بگیرد و دختر خودش را به همسری خاقان دهد. خاقان به عهدش وفا کرد ولی خسرو بجای دخترش یکی از کنیزان را برای خاقان فرستاد و به افتخار این مزاوجت ضیافت بزرگی برپا کرد ولی شب هنگام آتش بر خیمه ترکان افکند و چون خاقان ازین کار گله کرد، خسرو اظهار بی اطلاعی نمود. شب سوم خسرو به چادر خودش آتش افکند و به خاقان شکایت برد چنانکه گویی او را مسبب این واقعه میدانست. چون خاقان سوگند یاد کرد که ازین واقعه اطلاعی ندارد، خسرو برای جلوگیری ازین گونه حوادث به خاقان پیشنهاد کرد که اجازه دهد دیواری بین دو کشور کشیده شود. خاقان پذیرفت و به کشورش بازگشت. خسرو انوشیروان دیواری استوار کشید و خاقان دریافت که خسرو او را فریب داده و کنیزی بجای دخترش به او داده و دیگر قادر به کشیدن انتقام نبود. پروکوپیوس در مورد سخت کُشی(=مرگ با زجر) انوشیروان می نویسد که در چندین مورد بعضی از مجرمان را پوست کنده و پوست ایشان را به کاه انباشته است. به موجب روایت آگائیاس به فرمان انوشیروان، نخویری(=حاکم، کنارنگ) را که در کشور لزکیها مغلوب شده بود، زنده زنده پوست کندند !!!
در جلسات و شوراها انوشیروان چنین وانمود میکرد که میل دارد دیگران هم، عقیده خود را بگویند ولی در حقیقت اینکار تظاهری بیش نبود. طبری می نویسد: راجع به دفاتر مالیاتی جدید، خسرو انوشیروان شورایی تشکیل داد و گفت هرکس ایرادی دارد اظهار کند. همه ساکت ماندند. چون پادشاه بار سوم سوالش را تکرار کرد، مردی از جای برخاست و با کمال ادب پرسید که پادشاه خراج دائمی بر اشیاء ناپایدار تحصیل فرموده و این به مرور زمان در اخذ خراج موجب ظلم میشود. آنگاه خسرو فریاد برآورد که مرد بدبخت گستاخ تو از کدام طبقه مردمانی? عرض کرد از طبقه دبیرانم. خسرو فرمود تا دیگر دبیران او را آنقدر با قلمدان بزدند تا بمُرد. آنگاه همه حضّار گفتند: شاهنشاه همه خراجهایی که مقرر فرموده است، موافق عدالت است. آیا با چنین رفتاری می توان خسرو انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(3)
📚منابع:
(1) ایران در زمان ساسانیان، پروفسور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، صفحه427_431
(2) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 438
(3) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 439_441
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ نظام طبقاتی تبعیض آمیزی که در حکومت زرتشتی ساسانیان رسمیت داشت و بشدت توسط موبدان مورد حمایت بود، از جانب انوشیروان ساسانی هم بسیار مقبول بود. در شاهنامه فردوسی و در کتاب ایران در زمان ساسانیان از پروفسور کریستین سن، ماجرای شخص کفشگری را میخوانیم که حاضر شد طلا به لشکر انوشیروان دهد تا به فرزندش اجازه تحصیل و سوادآموزی داده شود که با مخالفت انوشیروان مواجه شد، زیرا این کفشگر از طبقه پست و دانیه جامعه بود. در زمان انوشیروان مالیات فقط بر عهده رعایای عمدتا فقیر بود که گاها هم به اشراف مالک خود و هم به دولت ساسانی مجبور بودند مالیات دهند، با این همه مشقّات، رعایا مجبور بودند در جنگها بعنوان سرباز شرکت کنند. آیا با چنین رفتاری می توان انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(1)
⚠️ نکته بعدی در مورد عدالت انوشیروان اینست که در دوره انوشیروان فقط رعایا مجبور به پرداخت مالیات بودند و باقی طبقات نظیر موبدان، ارتشداران، دبیران و کارکنان دولت از مالیات معاف بودند. آیا با چنین رفتاری می توان انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(2)
⚠️ پروکوپیوس مورخ شهیر رومی، خسرو انوشیروان را پادشاهی بی آرام و فتنه انگیز معرفی کرده است که عاشق حادثه جویی و بدعت بود و همواره در پیرامون خویش تولید هیجان می کرد و او را مردی مغرور معرفی میکند و می گوید که انوشیروان آنچه وجود نداشت می گفت و آنچه وجود داشت را کتمان میکرد و مسئولیت مظالم خود را به گردن مظلومان می انداخت. سوگند خود را نقض میکرد، اظهار زهد و تقدّس می نمود و زشتی اعمال خود را به نیروی زبان آوری(=لفّاظی) از میان می بُرد. پروکوپیوس نمونه ای از تزویرکاریهای خسرو را که در فتح شهر "سورا" گزارش میکند. خسرو سربازی ایرانی را دید که زنی زیبا را بر روی خاک می کشد در حالیکه طفل او بر زمین افتاده بود. انوشیروان از دیدن آن حالت ناله برآورد و در حضور آناستاسیوس سفیر روم گریه کرد و از خدا خواست که مسبب تمام این فجایع را کیفر دهد. پروکوپیوس گوید: انوشیروان به خوبی میدانست که خود مسبب این جنگ شده است. نمونه دیگری از تزویر خسرو انوشیروان را بلاذری شرح میدهد: انوشیروان خواهان دوستی با خاقان ترک "سین جیبو" بود و قرار بر آن شد که خسرو دختر خاقان را به زنی بگیرد و دختر خودش را به همسری خاقان دهد. خاقان به عهدش وفا کرد ولی خسرو بجای دخترش یکی از کنیزان را برای خاقان فرستاد و به افتخار این مزاوجت ضیافت بزرگی برپا کرد ولی شب هنگام آتش بر خیمه ترکان افکند و چون خاقان ازین کار گله کرد، خسرو اظهار بی اطلاعی نمود. شب سوم خسرو به چادر خودش آتش افکند و به خاقان شکایت برد چنانکه گویی او را مسبب این واقعه میدانست. چون خاقان سوگند یاد کرد که ازین واقعه اطلاعی ندارد، خسرو برای جلوگیری ازین گونه حوادث به خاقان پیشنهاد کرد که اجازه دهد دیواری بین دو کشور کشیده شود. خاقان پذیرفت و به کشورش بازگشت. خسرو انوشیروان دیواری استوار کشید و خاقان دریافت که خسرو او را فریب داده و کنیزی بجای دخترش به او داده و دیگر قادر به کشیدن انتقام نبود. پروکوپیوس در مورد سخت کُشی(=مرگ با زجر) انوشیروان می نویسد که در چندین مورد بعضی از مجرمان را پوست کنده و پوست ایشان را به کاه انباشته است. به موجب روایت آگائیاس به فرمان انوشیروان، نخویری(=حاکم، کنارنگ) را که در کشور لزکیها مغلوب شده بود، زنده زنده پوست کندند !!!
در جلسات و شوراها انوشیروان چنین وانمود میکرد که میل دارد دیگران هم، عقیده خود را بگویند ولی در حقیقت اینکار تظاهری بیش نبود. طبری می نویسد: راجع به دفاتر مالیاتی جدید، خسرو انوشیروان شورایی تشکیل داد و گفت هرکس ایرادی دارد اظهار کند. همه ساکت ماندند. چون پادشاه بار سوم سوالش را تکرار کرد، مردی از جای برخاست و با کمال ادب پرسید که پادشاه خراج دائمی بر اشیاء ناپایدار تحصیل فرموده و این به مرور زمان در اخذ خراج موجب ظلم میشود. آنگاه خسرو فریاد برآورد که مرد بدبخت گستاخ تو از کدام طبقه مردمانی? عرض کرد از طبقه دبیرانم. خسرو فرمود تا دیگر دبیران او را آنقدر با قلمدان بزدند تا بمُرد. آنگاه همه حضّار گفتند: شاهنشاه همه خراجهایی که مقرر فرموده است، موافق عدالت است. آیا با چنین رفتاری می توان خسرو انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(3)
📚منابع:
(1) ایران در زمان ساسانیان، پروفسور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، صفحه427_431
(2) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 438
(3) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 439_441
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? جالب است بدانید که طبق دستور خسرو انوشیروان مالیات بر همه افراد 20 تا 50 ساله تعلق میگرفت و اقشار ثروتمندی مانند موبدان و دبیران و خدمتگزاران دولت و ارتش از مالیات معاف بودند.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? بخشی از فریبکاریها و تزویر و زجرکُش کردن انسانها بدست انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 439 و 440
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? بخشی از فریبکاریها و تزویر و زجرکُش کردن انسانها بدست انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 441
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? ❌
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ قباد اول پدر خسرو انوشیروان، اعتراف جالبی میکند که خسرو خصال پادشاهان را دارد بجز "بدگمانی" که نقص او شمرده میشود. یکی دیگر از رذایل اخلاقی خسرو انوشیروان ساسانی، برادر کُشی بود. کیوس برادر خسرو و پسر بزرگتر قباد اول(=کواد) بود که دعوی پادشاهی داشت و بفرمان خسرو انوشیروان بقتل رسید. لکن برادر دیگر خسرو که نامش ژم بود و از ناحیه یک چشم نابینا بود و طبق قاعده مرسوم اشخاص ناقص الاعضا نمی توانستند به سلطنت برسند. ژم در میان بزرگان ایران که از تلوّن(=تزویر و دو رویی) و بیرحمی خسرو می ترسیدند هواخواه داشت. حتی خالوی خسرو انوشیروان که نامش "اسپبدس" بود طرفدار ژم بود. بزرگان قرار گذاشتند برای اینکه قانون سلطنت را مراعات کرده باشند از جهت ناقص الاعضا بودن ژم، قباد پسر ژم را به پادشاهی بردارند. ولی خسرو انوشیروان این توطئه را در نطفه بکشت و برادرش ژم را بقتل رسانید. خسرو انوشیروان سپس اسپبدس و برادرزادگان خود را بکشت. قباد پسر ژم که کنارنگ(=حاکم) آذرگنداذ او را پنهان کرد و جان سالم به در برد و ازین قتل عام نجات یافت و نزد ژوستی نین امپراطور روم رفت. خسرو انوشیروان سالهای بعد فهمید که باعث اختفای قباد، آذرگنداذ بوده، آنگاه دستور داد که آذرگنداذ را که پیری سالخورده بود بکشتند و مقام کنارنگی را به پسرش وهرام دادند.
⚠️ خسرو انوشیروان، سرنخوارگان ماهبوذ که در رسیدن به پادشاهی به او کمک کرده بود را بقتل رساند. ماهبوذ به سبب دسیسه یکی از بزرگان بنام زروان یا زبرگان که رییس خلوت بود بقتل رسید. داستان به روایت پروکوپیوس چنین بود که خسرو به زبرگان فرمود که رفته و ماهبوذ را بدرگاه آورد. ماهبوذ سرگرم کارهای لشکری بود. گفت: به شاه عرض کن پس از تمام کردن کارهای خود بیدرنگ بدرگاه خواهم آمد. زبرگان از دشمنی که با ماهبوذ داشت این جواب را بطوری دیگر به شاه رساند و گفت ماهبوذ به بهانه اینکه کار دارد از آمدن امتناع میکند. خسرو خشمگین شد و فرمان داد که ماهبوذ بر روی سه پایه ای که در جلوی کاخ خسرو بود بنشیند و منتظر فرمان شاه باشد. بیچاره ماهبوذ چند روز در آنجا منتظر ماند تا به حکم خسرو انوشیروان اعدام شد.
⚠️ در زمان خسرو انوشیروان، پسرش انوشگزاد به دین مسیحی در آمد و ظاهرا به یاری مسیحیان سر به شورش نهاد. خسرو سخت بیمار بود ولی شورش را فرونشاند و انوشگزاد را دستگیر کرد و کور نمود و بدینوسیله او را از سلطنت محروم ساخت.
⚠️ خسرو انوشیروان به عهد و پیمان خود پایبند نبود. او زمانیکه به پادشاهی رسید نخستین کارش ارائه پیشنهاد صلح به دولت روم بود. ژوستی نین امپراطور روم به جهت اشتغال جنگی که در ایتالیا و آفریقا داشت طبق مفادی پیشنهاد صلح انوشیروان را پذیرفت. انوشیروان چون از فتوحات و پیشرفتهای روم اطلاع یافت به تشویش افتاد، خصوصا که ژوستی نین قصد تصرف ایتالیا را داشت. همچنین فرستادگانی از ارمنستان به دربار خسرو آمدند و گفتند با پیشرفتهای درخشانی که روم کرده اگر با روم جنگ نشود کار از کار گذشته است. در این هنگام بین دولت عرب غسانی تحت حمایت روم و عرب حیره تحت حمایت ایران جنگ رخ داد و ژوستی نین بدون کسب نظر ایران خود را حکم بین طرفین قرار داد. خسرو که برای جنگ با روم پی بهانه می گشت، با وجود صلح دائمی که با بیزانس امضاء کرده بود، پیمان شکنی کرد و در 540م از فرات گذشت و بسوریه حمله برد و انطاکیه را محاصره و تسخیر کرد و ویران نمود و بلاد روم را به باد غارت داد و برای اینکه شهرها زودتر حاضر به تسلیم شوند، خیلی بی رحمانه با اهالی شهرها رفتار کرد. دولت روم که براستی غافلگیر شده بود درخواست صلح کرد. انوشیروان صلح را پذیرفت ولی این صلح هم دوام چندانی نداشت. زیرا انوشیروان علیرغم پیمان مجدد صلح با روم، هنگام بازگشت از انطاکیه مبالغی را از شهرهای ادس و دارا و آپامه آ گرفت تا با این شهرهای رومی کاری نداشته باشد. امپراطور ژوستی نین این باجگیریهای انوشیروان را نقض قرار داد صلح دانست و باز جنگ آغاز شد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 432 و 441 تا 444
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ قباد اول پدر خسرو انوشیروان، اعتراف جالبی میکند که خسرو خصال پادشاهان را دارد بجز "بدگمانی" که نقص او شمرده میشود. یکی دیگر از رذایل اخلاقی خسرو انوشیروان ساسانی، برادر کُشی بود. کیوس برادر خسرو و پسر بزرگتر قباد اول(=کواد) بود که دعوی پادشاهی داشت و بفرمان خسرو انوشیروان بقتل رسید. لکن برادر دیگر خسرو که نامش ژم بود و از ناحیه یک چشم نابینا بود و طبق قاعده مرسوم اشخاص ناقص الاعضا نمی توانستند به سلطنت برسند. ژم در میان بزرگان ایران که از تلوّن(=تزویر و دو رویی) و بیرحمی خسرو می ترسیدند هواخواه داشت. حتی خالوی خسرو انوشیروان که نامش "اسپبدس" بود طرفدار ژم بود. بزرگان قرار گذاشتند برای اینکه قانون سلطنت را مراعات کرده باشند از جهت ناقص الاعضا بودن ژم، قباد پسر ژم را به پادشاهی بردارند. ولی خسرو انوشیروان این توطئه را در نطفه بکشت و برادرش ژم را بقتل رسانید. خسرو انوشیروان سپس اسپبدس و برادرزادگان خود را بکشت. قباد پسر ژم که کنارنگ(=حاکم) آذرگنداذ او را پنهان کرد و جان سالم به در برد و ازین قتل عام نجات یافت و نزد ژوستی نین امپراطور روم رفت. خسرو انوشیروان سالهای بعد فهمید که باعث اختفای قباد، آذرگنداذ بوده، آنگاه دستور داد که آذرگنداذ را که پیری سالخورده بود بکشتند و مقام کنارنگی را به پسرش وهرام دادند.
⚠️ خسرو انوشیروان، سرنخوارگان ماهبوذ که در رسیدن به پادشاهی به او کمک کرده بود را بقتل رساند. ماهبوذ به سبب دسیسه یکی از بزرگان بنام زروان یا زبرگان که رییس خلوت بود بقتل رسید. داستان به روایت پروکوپیوس چنین بود که خسرو به زبرگان فرمود که رفته و ماهبوذ را بدرگاه آورد. ماهبوذ سرگرم کارهای لشکری بود. گفت: به شاه عرض کن پس از تمام کردن کارهای خود بیدرنگ بدرگاه خواهم آمد. زبرگان از دشمنی که با ماهبوذ داشت این جواب را بطوری دیگر به شاه رساند و گفت ماهبوذ به بهانه اینکه کار دارد از آمدن امتناع میکند. خسرو خشمگین شد و فرمان داد که ماهبوذ بر روی سه پایه ای که در جلوی کاخ خسرو بود بنشیند و منتظر فرمان شاه باشد. بیچاره ماهبوذ چند روز در آنجا منتظر ماند تا به حکم خسرو انوشیروان اعدام شد.
⚠️ در زمان خسرو انوشیروان، پسرش انوشگزاد به دین مسیحی در آمد و ظاهرا به یاری مسیحیان سر به شورش نهاد. خسرو سخت بیمار بود ولی شورش را فرونشاند و انوشگزاد را دستگیر کرد و کور نمود و بدینوسیله او را از سلطنت محروم ساخت.
⚠️ خسرو انوشیروان به عهد و پیمان خود پایبند نبود. او زمانیکه به پادشاهی رسید نخستین کارش ارائه پیشنهاد صلح به دولت روم بود. ژوستی نین امپراطور روم به جهت اشتغال جنگی که در ایتالیا و آفریقا داشت طبق مفادی پیشنهاد صلح انوشیروان را پذیرفت. انوشیروان چون از فتوحات و پیشرفتهای روم اطلاع یافت به تشویش افتاد، خصوصا که ژوستی نین قصد تصرف ایتالیا را داشت. همچنین فرستادگانی از ارمنستان به دربار خسرو آمدند و گفتند با پیشرفتهای درخشانی که روم کرده اگر با روم جنگ نشود کار از کار گذشته است. در این هنگام بین دولت عرب غسانی تحت حمایت روم و عرب حیره تحت حمایت ایران جنگ رخ داد و ژوستی نین بدون کسب نظر ایران خود را حکم بین طرفین قرار داد. خسرو که برای جنگ با روم پی بهانه می گشت، با وجود صلح دائمی که با بیزانس امضاء کرده بود، پیمان شکنی کرد و در 540م از فرات گذشت و بسوریه حمله برد و انطاکیه را محاصره و تسخیر کرد و ویران نمود و بلاد روم را به باد غارت داد و برای اینکه شهرها زودتر حاضر به تسلیم شوند، خیلی بی رحمانه با اهالی شهرها رفتار کرد. دولت روم که براستی غافلگیر شده بود درخواست صلح کرد. انوشیروان صلح را پذیرفت ولی این صلح هم دوام چندانی نداشت. زیرا انوشیروان علیرغم پیمان مجدد صلح با روم، هنگام بازگشت از انطاکیه مبالغی را از شهرهای ادس و دارا و آپامه آ گرفت تا با این شهرهای رومی کاری نداشته باشد. امپراطور ژوستی نین این باجگیریهای انوشیروان را نقض قرار داد صلح دانست و باز جنگ آغاز شد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 432 و 441 تا 444
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? قباد اول پدر انوشیروان اعتراف میکند که انوشیروان انسان بدگمانی بوده. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 432
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? برادرکُشی و کشتن یاران وفادار بخشی از خصال انوشیروان ساسانی . ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 441 تا 444
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? پیمان شکنی و کشتار و غارت و ویرانی شهرهای سرزمینهای دیگر بر اثر تهاجم، بخشی از خصال انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 441 تا 444
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory