ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 427 تا 430

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه منقوش به چهره قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی که با خواهرش و خواهر زاده اش ازدواج با محارم(=خویدوده) کرد

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
جنگها و تهاجمات قباد اول(=کواد) ساسانی


⚠️زمان پادشاهی قباد اول، پیمان صلح 80ساله ایران و روم شکسته شد و مجدد بین دو کشور جنگ آغاز شد. از مفاد صلح که در 422م بین یزدگرد دوم و تئودوسیوس دوم توافق شد، این بود که روم سالانه مبلغی به ساسانیان جهت حفظ پادگان دربند قفقاز بدهد، آن مبلغ در دوره صلح از طرف روم پرداخت نشد. چون قباد اول بوسیله هیاطله، مجدد به پادشاهی رسید و شرط کرده بود به هیاطله سالانه خراج دهد، از قیصر روم اقساط عقب افتاده حفاظت از دربند قفقاز را خواستار شد. قیصر میدانست، اگر قباد به هیاطله باج ندهد، علیه قباد به پا خواهند خواست، لذا درخواست قباد را نپذیرفت. در این موقع "آناستاسیوس" قیصر بیزانس شد و حاضر نشد به قباد مبلغ معوقه را بپردازد. لذا قباد در 503م به روم لشکر کشید و برخلاف انتظار سیاستمداران بیزانس، افواجی از هیاطله در لشکر ساسانی بودند. قباد ابتدا به ارمنستان روم حمله برد، بعد شهر "آمد" در دیاربکر را تسخیر کرد و نزدیک بود صلحی با شرایط سنگین به روم تحمیل شود که هونها از دربند قفقاز حمله کردند. قباد چاره ندید جز امضا قرارداد متارکه جنگ با قیصر و در مقابل پس دادن شهر "آمد" مبلغی از روم بگیرد، سپس مهاجمین قفقاز را سرکوب کرد. در 519م قیصر آناستاسیوس مُرد و ژوستن، امپراطور شد. ایبری(=گرجستان) علیه ساسانی شورید زیرا قباد اول به گرگین پادشاه ایبری گفته بود: پادشاه بر کشورش فشار بیاورد تا دست از دین مسیح بکشند و زرتشتی شوند، بویژه که آنان را از دفن مردگان خود ممنوع داشت و فرمان داد مانند ایرانیان مردگان خود را در دخمه قرار دهند تا خوراک سگها و لاشخورها شوند. گرگین از روم یاری خواست و به لازیکا فرار کرد. امیر لازیکا مُرد و گرگین به قسطنطنیه رفت و دین مسیح را پذیرفت و ژوستن او را گرامی داشت و دختر یکی از بزرگان بیزانس را به او داد.
❗️نکته: بازهم نشر دیانت زرتشتی بزور شمشیر توسط ساسانیان

⚠️حدود 519م قباد اول، خواست جانشینش را تعیین کند. سه پسر داشت: کیوس، ژم و خسرو. کیوس، پس از سقوط خاندان گشنسب داد، بجای آنها بر ولایت پذشخوارگر(=ناحیه کوهستانی طبرستان)حاکم شد و مسلکی مزدکی داشت. ظاهرا "سامبیکه" مادر کیوس، دختر یا خواهر خود قباد اول بود(بازهم خویدوده و ازدواج با محارم طبق دیانت زرتشتی). ژم از یک چشم نابینا بود، از سلطنت محروم شد. پسر سوم خسرو(=انوشیروان) بود که قباد خصائل شاهی را در او دید، بجز بدگمانی که نقص خسرو بود. قباد اول برای تحکیم پادشاهی خسرو، به ژوستن پیشنهاد صلح قطعی کرد و خواهش نمود خسرو را به فرزندی بپذیرد. ژوستن با مشورت پروکلوس وزیر مشاورش پذیرفت که فرزند خواندگی بشرطیکه با سند کتبی انجام نشود بلکه مانند طوایف وحشی بوسیله سلاح انجام گیرد، اما قباد نمیتوانست چنین شرطی را بپذیرد و گفتگوی صلح بجایی نرسید. مشکل دیگر آن بود که ایران خواستار ولایت لازیکا بود. در گفتگوی صلح، ارتشتاران سالار سیاوش و ماهبوذ(=مهبد) حضور داشتند. ماهبوذ پیش قباد اول از سیاوش بدگویی نمود و چنین وانمود کرد که سباوش موجب برهم خوردن صلح شده. قباد دستور محاکمه سیاوش که مردی درستکار بود را داد و به بی دینی و اعدام محکوم شد. ظاهرا سیاوش به عقاید مزدکی گرایش داشته. ازین تاریخ به بعد قباد تصمیم به قتل عام مزدکیان گرفت و ماهبوذ به وی یاری کرد. بدستور خسرو که ولیعهدی را در خطر میدید به موبدان از جمله: پسر ماهداذ، ویه شاهپور، داذ هرمز، آذرفرنبغ و... فرمان داد با مزدک مباحثه کنند. اسقف مسیحی مخالف مزدک در این جلسه حضور داشت. مزدک را بقول خود مجاب کردند و خود مزدک و مزدکیان را از دم تیغ گذراندند و دارایی شان را تصاحب کردند. موبدان زرتشتی کتابسوزی نمودند و کتابهای مزدکیان را آتش زدند.

⚠️ پس از اینکه ژوستن درخواست فرزندخواندگی را نپذیرفت. قباد به لازیکا حمله کرد و روم شکست خورد. در 527م ژوستن درگذشت و ژوستی نین قیصر شد. او با سپاهی مرکب از ماساژتهای سکایی به ایران تاخت. پیروز مهران به مقابلش شتافت و جنگ سختی درگرفت، ایرانیان عقب نشستند ولی رومیان تلفات زیادی دادند. سرانجام در ارمنستان لشکر ساسانی را شکست خورد. در 531م ایران پس از ناکامی در گفتگوی صلح، اعراب ساراسن را تحریک کرد تا به شام حمله کنند ولی بیلیزاریوس رومی از سقوط انطاکیه مانع شد، اشتباهش تعقیب دشمن بود و در کالی نیکوس، روم از ساسانی شکست خورد و خبر مرگ قباد اول رسید و ایرانیان ازین پیروزی نتیجه نگرفتند. در 539م عرب حیره بفرماندهی منذر به تحریک ساسانیان به شام حمله برد و تا انطاکیه را غارت کرد و 400راهبه مسیحی را برای بت عزی به روش دهشتناکی قربانی کرد. وصیتنامه قباد توسط ماهبوذ ارائه و موبدموبدان آنرا خواند، خسرو(=انوشیروان) به تخت نشست، کیوس به شمشیر مدعی پادشاهی شد اما بدستور خسرو، کیوس کشته شد.

📚منبع:
ایران در عهد باستان، مشکور، ص 430_435

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇
⚠️ جنگها و تهاجمات قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 430 تا 435

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ جنگها و تهاجمات قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 430 تا 435

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ جنگها و تهاجمات قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 430 تا 435

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ساسانیان از آغاز تا پایان


6⃣1⃣ قسمت شانزدهم


⚠️ خسرو اول(=انوشیروان) بیستو یکمین شاه ساسانی. خسرو اول پس از قباد اول به سال 531م به تخت نشست و در 579م درگذشت. پس از مرگش به او لقب انوشیروان یعنی روان بیمرگ و جاودان دادند. در زمان انوشیروان تمام طبقات جامعه طبقاتی ساسانی حتی موبدان و بزرگان مطیع شاه بودند، او پس از سرکوبی و کشتار مزدکیان توانست نظم و آرامش را در کشور حاکم کند، ازین جهت به او لقب دادگر دادند که البته این خودش جای بحث دارد. انوشیروان در مورد زنانیکه که توسط مزدکیان ربوده و مورد تجاوز و کامجویی قرار گرفته بودند و یا صاحب بچه شده بودند، با صدور دستوراتی اوضاع آنان را ساماندهی کرد و خسارتهای وارده به آنها را جبران نمود و مجرمان مزدکی را متناسب با جرمشان مجازات کرد. انوشیروان اصلاحاتی در نظام مالیاتی ایجاد کرد. او دستور داد زمینهای زراعی را به دقت مساحی کردند و مأمورانی درستکار بر اینکار گماشت. مالیات زراعی و باغی شامل گندم و جو و نخلستان و باغ زیتون میشد و سایر محصولات از مالیات معاف بود و نخلهای پراکنده که جزو نخلستان نبودند هم از مالیات معاف بودند. اما جزیه سرها(=مالیات سرانه) بر تمام اشخاص بیست تا پنجاه ساله تعلق میگرفت، البته نکته مهم این بود که بزرگان و موبدان و دبیران و خدمتگزاران دولت و سربازان که عموما حقوق و مواجب خوبی داشتند از مالیات معاف بودند. خب این عین بی عدالتی است که در حکومت انوشیروان به اصطلاح عادل زارعین عموما فقیر باید مالیات میدادند ولی ثروتمندان از دادن مالیات معاف بودند. نکته دیگر اینکه حمایت و تاکید انوشیروان از نظام تبعیض آمیز طبقاتی ساسانی، خودش یک نوع بی عدالتی و ظلم محسوب می شود. زیرا داستان کفشگر زمان انوشیروان را میدانم. کفشگری که حاضر شد با دادن سکه های طلا به انوشیروان امکان تحصیل فرزندش را فراهم آورد اما انوشیروان به اصطلاح عادل، سواد آموزی فرزند کشفگر که از طبقه اشراف نبود را نپذیرفت. زیرا سواد آموختن و دبیری یک شخص از طبقه پایین جامعه مغایر نظام طبقانی تبعیض آمیز ساسانی بود.


⚠️ انوشیروان برای سربازان ساسانی جیره تعیین کرد که تا قبل از آن حقوقی نداشتند البته می شود گفت: فلسفه این حمایت این بود که انوشیروان برای جنگهایش نیاز به نیروی نظامی وفادار و مطیع داشت لذا با پرداخت پول و حقوق به سربازان، می توانست بهره برداری بسیار بیشتری از آنان کند. انوشیروان در پی اصلاحات لشکری، قوم بارز که ساکن کرمان بودند و شجاع بودند را مجبور کرد که به خدمت سربازی بروند، حتی اگر در زمینه های دیگری هم استعداد داشتند ولی بواسطه دستور شاه باید استعداد سوزی میکردند و در نظام تبعیض آمیز طبقاتی سرباز باقی می ماندند. انوشیروان همچنین یک قوم شورشی به نام چول را قتل عام کرد و فقط هشتاد نفر از آنان را زنده گذاشت و آنها را مجبور کرد که سرباز باشند. انوشیروان اقوام مهاجم بخاز، خزر و آلان را شکست داد و هزار تن از آنان را اسیر کرد و در آذربایجان برای جنگیدن اسکان اجباری داد. انوشیروان منصب "ایران سپاهبذ" را ملغی کرد و چهار سپاهبذ در چهارگوشه کشور تعیین نمود.


📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 436 تا 439

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، خسرو اول(=انوشیروان) بیستو یکمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 436 تا 439

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، خسرو اول(=انوشیروان) بیستو یکمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 436 تا 439

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه منقوش به چهره خسرو اول(=انوشیروان) بیستو یکمین شاه ساسانی.

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود?


1⃣ قسمت اول


⚠️ نظام طبقاتی تبعیض آمیزی که در حکومت زرتشتی ساسانیان رسمیت داشت و بشدت توسط موبدان مورد حمایت بود، از جانب انوشیروان ساسانی هم بسیار مقبول بود. در شاهنامه فردوسی و در کتاب ایران در زمان ساسانیان از پروفسور کریستین سن، ماجرای شخص کفشگری را میخوانیم که حاضر شد طلا به لشکر انوشیروان دهد تا به فرزندش اجازه تحصیل و سوادآموزی داده شود که با مخالفت انوشیروان مواجه شد، زیرا این کفشگر از طبقه پست و دانیه جامعه بود. در زمان انوشیروان مالیات فقط بر عهده رعایای عمدتا فقیر بود که گاها هم به اشراف مالک خود و هم به دولت ساسانی مجبور بودند مالیات دهند، با این همه مشقّات، رعایا مجبور بودند در جنگها بعنوان سرباز شرکت کنند. آیا با چنین رفتاری می توان انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(1)

⚠️ نکته بعدی در مورد عدالت انوشیروان اینست که در دوره انوشیروان فقط رعایا مجبور به پرداخت مالیات بودند و باقی طبقات نظیر موبدان، ارتشداران، دبیران و کارکنان دولت از مالیات معاف بودند. آیا با چنین رفتاری می توان انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(2)

⚠️ پروکوپیوس مورخ شهیر رومی، خسرو انوشیروان را پادشاهی بی آرام و فتنه انگیز معرفی کرده است که عاشق حادثه جویی و بدعت بود و همواره در پیرامون خویش تولید هیجان می کرد و او را مردی مغرور معرفی میکند و می گوید که انوشیروان آنچه وجود نداشت می گفت و آنچه وجود داشت را کتمان میکرد و مسئولیت مظالم خود را به گردن مظلومان می انداخت. سوگند خود را نقض میکرد، اظهار زهد و تقدّس می نمود و زشتی اعمال خود را به نیروی زبان آوری(=لفّاظی) از میان می بُرد. پروکوپیوس نمونه ای از تزویرکاریهای خسرو را که در فتح شهر "سورا" گزارش میکند. خسرو سربازی ایرانی را دید که زنی زیبا را بر روی خاک می کشد در حالیکه طفل او بر زمین افتاده بود. انوشیروان از دیدن آن حالت ناله برآورد و در حضور آناستاسیوس سفیر روم گریه کرد و از خدا خواست که مسبب تمام این فجایع را کیفر دهد. پروکوپیوس گوید: انوشیروان به خوبی میدانست که خود مسبب این جنگ شده است. نمونه دیگری از تزویر خسرو انوشیروان را بلاذری شرح میدهد: انوشیروان خواهان دوستی با خاقان ترک "سین جیبو" بود و قرار بر آن شد که خسرو دختر خاقان را به زنی بگیرد و دختر خودش را به همسری خاقان دهد. خاقان به عهدش وفا کرد ولی خسرو بجای دخترش یکی از کنیزان را برای خاقان فرستاد و به افتخار این مزاوجت ضیافت بزرگی برپا کرد ولی شب هنگام آتش بر خیمه ترکان افکند و چون خاقان ازین کار گله کرد، خسرو اظهار بی اطلاعی نمود. شب سوم خسرو به چادر خودش آتش افکند و به خاقان شکایت برد چنانکه گویی او را مسبب این واقعه میدانست. چون خاقان سوگند یاد کرد که ازین واقعه اطلاعی ندارد، خسرو برای جلوگیری ازین گونه حوادث به خاقان پیشنهاد کرد که اجازه دهد دیواری بین دو کشور کشیده شود. خاقان پذیرفت و به کشورش بازگشت. خسرو انوشیروان دیواری استوار کشید و خاقان دریافت که خسرو او را فریب داده و کنیزی بجای دخترش به او داده و دیگر قادر به کشیدن انتقام نبود. پروکوپیوس در مورد سخت کُشی(=مرگ با زجر) انوشیروان می نویسد که در چندین مورد بعضی از مجرمان را پوست کنده و پوست ایشان را به کاه انباشته است. به موجب روایت آگائیاس به فرمان انوشیروان، نخویری(=حاکم، کنارنگ) را که در کشور لزکیها مغلوب شده بود، زنده زنده پوست کندند !!!
در جلسات و شوراها انوشیروان چنین وانمود میکرد که میل دارد دیگران هم، عقیده خود را بگویند ولی در حقیقت اینکار تظاهری بیش نبود. طبری می نویسد: راجع به دفاتر مالیاتی جدید، خسرو انوشیروان شورایی تشکیل داد و گفت هرکس ایرادی دارد اظهار کند. همه ساکت ماندند. چون پادشاه بار سوم سوالش را تکرار کرد، مردی از جای برخاست و با کمال ادب پرسید که پادشاه خراج دائمی بر اشیاء ناپایدار تحصیل فرموده و این به مرور زمان در اخذ خراج موجب ظلم میشود. آنگاه خسرو فریاد برآورد که مرد بدبخت گستاخ تو از کدام طبقه مردمانی? عرض کرد از طبقه دبیرانم. خسرو فرمود تا دیگر دبیران او را آنقدر با قلمدان بزدند تا بمُرد. آنگاه همه حضّار گفتند: شاهنشاه همه خراجهایی که مقرر فرموده است، موافق عدالت است. آیا با چنین رفتاری می توان خسرو انوشیروان را پادشاهی عادل دانست?(3)

📚منابع:
(1) ایران در زمان ساسانیان، پروفسور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، صفحه427_431
(2) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 438
(3) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 439_441

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? جالب است بدانید که طبق دستور خسرو انوشیروان مالیات بر همه افراد 20 تا 50 ساله تعلق میگرفت و اقشار ثروتمندی مانند موبدان و دبیران و خدمتگزاران دولت و ارتش از مالیات معاف بودند.

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? بخشی از فریبکاریها و تزویر و زجرکُش کردن انسانها بدست انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 439 و 440

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ آیا خسرو انوشیروان ساسانی پادشاهی عادل و دادگر بود? بخشی از فریبکاریها و تزویر و زجرکُش کردن انسانها بدست انوشیروان ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 441

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory