⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، هرمزد سوم و ملکه دینگ هفدهمین شاهان ساسانی و فیروز(=پیروز) هجدهمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 421 تا 425
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ پلیت شکار، منقوش به چهره هرمزد سوم هفدهمین شاه ساسانی، فرزند یزدگرد دوم
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ پلیت شکار، منقوش به چهره فیروز(=پیروز اول) هجدهمین شاه ساسانی و سکه با نقش چهره این شاه ساسانی
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
4⃣1⃣ قسمت چهارده ✅
⚠️ بلاش یا ولخش یا ولاش نوزدهمین شاه ساسانی. او پس از برادرش فیروز(=پیروز) به تخت نشست(484_488م). در آغاز کار به دفع فتنه هیاطله(=هفتالیان) پرداخت و زرمهر(=سوخرا) که فرمانروای سکستان بود را مامور ساخت که با اخشنوار شاه هفتالیان مذاکره کند و صلحی منعقد گردد. اخشنوار حاضر شد که اسیران را با غنائمی که از سپاه ساسانی گرفته بود پس دهد، مشروط بر اینکه پادشاه ساسانی سالیانه مبلغی خراج یا بهتر بگوییم باج به هفتالیان(=هیاطله) بپردازد. پروکوپیوس می نویسد که ساسانیان دو سال تمام به هفتالیان باج می دادند. ازین به بعد هفتالیان، دیگر هم پیمان ساسانیان به شمار نمی رفتند، بلکه قوم مخدوم و سرور به شمار می آمدند که علاوه بر دریافت باج و خراج هنگفت سالانه از ساسانیان، در امور داخلی ایران و در مشاجرات و رقابتهای مدعیان تاج و تخت ایران نیز مداخله میکردند.
⚠️ نویسندگان اسلامی نوشته اند که اخشنوار، شاه هفتالیان، دختر فیروز(=پیروز) را که در جنگ اسیر شده بود پس داد ولی در حقیقت این دختر مسترد نشد و اخشنوار با او همخوابگی کرد و دختری از او پدید آمد که بعدا زوجه قباد اول شد. «قباد اول(=کواد) پسر فیروز بود و برادر همان دختری بود که اسیر اخشنوار شده بود. یعنی قباد اول با فرزند دختر فیروز ازدواج کرد که خواهرزاده قباد اول محسوب میشد، و این ازدواج در دیانت زرتشتی مستحب و پسندیده است و دارای ثواب بسیار می باشد. در دیانت زرتشتی به ازدواج و همخوابگی با محارم خویدوده می گویند». بلاش پس از صلح با هفتالیان متوجه ارمنستان شد. "واهان مامی کنی" سردار ارامنه برای انعقاد قرار داد صلح بین ایران و ارمنستان این شرایط را به ساسانیان پیشنهاد کرد:
1⃣ آزادی مذهب در ارمنستان اعلان شود و ارامنه در اختیار دین آزاد باشد.
2⃣ آتشکده های ارمنستان ویران و خاموش شود.
3⃣ اگر از ارامنه کسی دین زرتشت را اختیار کرد به او منصب و شغل دولتی ندهند.
4⃣ شاهنشاه ایران شخصا و بدون واسطه امور ارمنستان را اداره کند.
بلاش حاضر نبود که بپذیرد آتشکده های ارمنستان ویران و خاموش گردد، ولی ناگهان "زریر" یکی از پسران فیروز(=پیروز) به دعوی تاج و تخت قیام کرد. واهان مامی کنی جوانمردی کرد و با سواره نظام به یاری بلاش شتافت. زریر دستگیر و کشته شد. بلاش به پاس این خدمت با قرار داد صلح موافقت کرد و "واهان مامی کنی" را مرزبان ارمنستان کرد. البته این دو قرار داد صلح بیشتر باعث تحقیر ساسانیان شد، زیرا در صلح با هفتالیان این ساسانیان بودند که مجبور شدند سالانه باج سنگین به هفتالیان بدهند و هفتالیان حتی در امور داخلی حکومت ساسانی دخالت میکردند. قرار داد صلح با ارامنه هم منجر به تخریب و نابودی آتشکده های زرتشتی در ارمنستان گردید که ابهت موبدان زرتشتی و حکومت زرتشتی ساسانی را به زیر کشید.
⚠️ بلاش ظاهرا پادشاه خوبی بود و از روستائیان در مقابل جور دهقانان حمایت میکرد. مورخان مسیحی نیز بلاش را ستوده اند. ولی در کتاب استیلیس آمده که: «روحانیون و موبدان زرتشتی با بلاش خوب نبودند، زیرا او میخواست به تقلید از گرمابه های یونانی در ایران گرمابه بسازد. زیرا به عقیده موبدان زرتشتی استحمام در آب گرم گناه محسوب میشد. و چون خزانه دولت هم تهی بود و بلاش برای پرداخت به لشکر پولی نداشت، لذا بزرگان از او رنجیده خاطر شدند و پس از چهار سال پادشاهی، او را از مقامش ساقط کردند و چشمانش را کور نمودند و قباد اول(=کواد) پسر فیروز(=پیروز) را به تخت نشاندند(488م)». ایرانیان امیدوار بودند که با پادشاهی قباد اول(=کواد) از فشار هفتالیان بر ساسانیان کاسته شود، زیرا قباد اول(=کواد) مدت دو سال گروگان هفتالیان بود و با آنها رابطه خوبی پیدا کرده بود.
❗️نکته: در اینجا شاهد مخالفت سرسختانه موبدان زرتشتی و دین زرتشتی با پاکی و تمیزی و نظافت فردی هستیم. زیرا موبدان زرتشتی مخالف جدّی ایجاد حمام آب گرم بوسیله بلاش در ایران بودند و آنرا گناه می پنداشتند. دین زرتشتی پاک بودن ایرانیان را گناه می دانست، حال بهتر میتوان فهمید که چرا ایرانیان در صدر اسلام با میل قلبی به دین پاک اسلام گرایش پیدا می کردند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 425 تا 427
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
4⃣1⃣ قسمت چهارده ✅
⚠️ بلاش یا ولخش یا ولاش نوزدهمین شاه ساسانی. او پس از برادرش فیروز(=پیروز) به تخت نشست(484_488م). در آغاز کار به دفع فتنه هیاطله(=هفتالیان) پرداخت و زرمهر(=سوخرا) که فرمانروای سکستان بود را مامور ساخت که با اخشنوار شاه هفتالیان مذاکره کند و صلحی منعقد گردد. اخشنوار حاضر شد که اسیران را با غنائمی که از سپاه ساسانی گرفته بود پس دهد، مشروط بر اینکه پادشاه ساسانی سالیانه مبلغی خراج یا بهتر بگوییم باج به هفتالیان(=هیاطله) بپردازد. پروکوپیوس می نویسد که ساسانیان دو سال تمام به هفتالیان باج می دادند. ازین به بعد هفتالیان، دیگر هم پیمان ساسانیان به شمار نمی رفتند، بلکه قوم مخدوم و سرور به شمار می آمدند که علاوه بر دریافت باج و خراج هنگفت سالانه از ساسانیان، در امور داخلی ایران و در مشاجرات و رقابتهای مدعیان تاج و تخت ایران نیز مداخله میکردند.
⚠️ نویسندگان اسلامی نوشته اند که اخشنوار، شاه هفتالیان، دختر فیروز(=پیروز) را که در جنگ اسیر شده بود پس داد ولی در حقیقت این دختر مسترد نشد و اخشنوار با او همخوابگی کرد و دختری از او پدید آمد که بعدا زوجه قباد اول شد. «قباد اول(=کواد) پسر فیروز بود و برادر همان دختری بود که اسیر اخشنوار شده بود. یعنی قباد اول با فرزند دختر فیروز ازدواج کرد که خواهرزاده قباد اول محسوب میشد، و این ازدواج در دیانت زرتشتی مستحب و پسندیده است و دارای ثواب بسیار می باشد. در دیانت زرتشتی به ازدواج و همخوابگی با محارم خویدوده می گویند». بلاش پس از صلح با هفتالیان متوجه ارمنستان شد. "واهان مامی کنی" سردار ارامنه برای انعقاد قرار داد صلح بین ایران و ارمنستان این شرایط را به ساسانیان پیشنهاد کرد:
1⃣ آزادی مذهب در ارمنستان اعلان شود و ارامنه در اختیار دین آزاد باشد.
2⃣ آتشکده های ارمنستان ویران و خاموش شود.
3⃣ اگر از ارامنه کسی دین زرتشت را اختیار کرد به او منصب و شغل دولتی ندهند.
4⃣ شاهنشاه ایران شخصا و بدون واسطه امور ارمنستان را اداره کند.
بلاش حاضر نبود که بپذیرد آتشکده های ارمنستان ویران و خاموش گردد، ولی ناگهان "زریر" یکی از پسران فیروز(=پیروز) به دعوی تاج و تخت قیام کرد. واهان مامی کنی جوانمردی کرد و با سواره نظام به یاری بلاش شتافت. زریر دستگیر و کشته شد. بلاش به پاس این خدمت با قرار داد صلح موافقت کرد و "واهان مامی کنی" را مرزبان ارمنستان کرد. البته این دو قرار داد صلح بیشتر باعث تحقیر ساسانیان شد، زیرا در صلح با هفتالیان این ساسانیان بودند که مجبور شدند سالانه باج سنگین به هفتالیان بدهند و هفتالیان حتی در امور داخلی حکومت ساسانی دخالت میکردند. قرار داد صلح با ارامنه هم منجر به تخریب و نابودی آتشکده های زرتشتی در ارمنستان گردید که ابهت موبدان زرتشتی و حکومت زرتشتی ساسانی را به زیر کشید.
⚠️ بلاش ظاهرا پادشاه خوبی بود و از روستائیان در مقابل جور دهقانان حمایت میکرد. مورخان مسیحی نیز بلاش را ستوده اند. ولی در کتاب استیلیس آمده که: «روحانیون و موبدان زرتشتی با بلاش خوب نبودند، زیرا او میخواست به تقلید از گرمابه های یونانی در ایران گرمابه بسازد. زیرا به عقیده موبدان زرتشتی استحمام در آب گرم گناه محسوب میشد. و چون خزانه دولت هم تهی بود و بلاش برای پرداخت به لشکر پولی نداشت، لذا بزرگان از او رنجیده خاطر شدند و پس از چهار سال پادشاهی، او را از مقامش ساقط کردند و چشمانش را کور نمودند و قباد اول(=کواد) پسر فیروز(=پیروز) را به تخت نشاندند(488م)». ایرانیان امیدوار بودند که با پادشاهی قباد اول(=کواد) از فشار هفتالیان بر ساسانیان کاسته شود، زیرا قباد اول(=کواد) مدت دو سال گروگان هفتالیان بود و با آنها رابطه خوبی پیدا کرده بود.
❗️نکته: در اینجا شاهد مخالفت سرسختانه موبدان زرتشتی و دین زرتشتی با پاکی و تمیزی و نظافت فردی هستیم. زیرا موبدان زرتشتی مخالف جدّی ایجاد حمام آب گرم بوسیله بلاش در ایران بودند و آنرا گناه می پنداشتند. دین زرتشتی پاک بودن ایرانیان را گناه می دانست، حال بهتر میتوان فهمید که چرا ایرانیان در صدر اسلام با میل قلبی به دین پاک اسلام گرایش پیدا می کردند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 425 تا 427
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، بلاش(=ولاش یا ولخش) نوزدهمین شاه ساسانی. قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 425 تا 427
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
5⃣1⃣ قسمت پانزدهم ✅
⚠️ قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. قباد اول پسر فیروز(=پیروز) ساسانی در سال 488م به دستیاری زرمهر(=سوخرا) بر تخت نشست. در سالهای نخست پادشاهی قباد اول، زرمهر همچنان پایگاه برتر را در بین بزرگان ایران حفظ کرد. ولی قباد اول قصد داشت که خود را از نفوذ و سلطه زرمهر که مرد جاه طلبی بود و قدرت کشوری و لشکری در دست او بود برهاند. لذا با کمک سردار شاهپور که سپاهبذ سواد(=عراق و بابل) و با توطئه ای، زرمهر را به کشتن داد. نخستین کار بزرگ قباد لشکرکشی به کشور خزرها بود که مردم آن آلتایی و در کنار خزر زندگی میکردند. قباد اول شخصا به جنگ آنها رفت و شکستشان داد و با غنائم بسیاری بازگشت. در زمان قباد اول، مزدک پسر بامداد پدید آمد. مزدک از آمیختن دین مانی و زرتشت و عقاید افلاطون در کتاب جمهوریت، کیشی تازه آورد که اساس آن بر اصلاحات اجتماعی بود و میتوان آنرا یکنوع کمونیزم یا مسلک اشتراکی دانست. نظریه مزدک مبنی بر مساوات در تقسیم ثروت بین افراد بشر بود و انظار را جلب میکرد. مزدک میگفت: «مال و ثروت و زن باید به تساوی بین مردم تقسیم شود». برخی از دانشمندان، نهضت مزدک را به منزله عکس العمل بردگان و روستاییانی بود که در جامعه طبقاتی ساسانیان نیمه برده شده بودند و همچنین طغیان سکنه سابقا آزاد، شهرها و حومه بر ضدّ فئودالیسم و دستگاه برده سازی ساسانیان میدانند که بصورت جدال طبقاتی در آمد و علیه حرامسرای توانگران که در آن زنان بسیاری برای کامگذاری احتمالی ایشان محبوس بودند، اعتراض کرد. مزدک عقیده داشت زنان پیروانش باید در اشتراک مردان پیروش باشند.
⚠️قباد اول برای اینکه از نفوذ فوق العاده بزرگان و موبدان زرتشتی بکاهد طرفدار مزدک شد. اما قباد اول بخاطر شورشی که از جانب مردم و به تحریک موبدان زرتشتی روی داد از پادشاهی خلع شد و به زندان افتاد. حتی جماعتی که طرفدار زرمهر نیز بودند با موبدان علیه قباد اول یاری کردند. دشمن بد اندیش قباد اول، "گشنسب داد" بود که لقب "نخویر" و منصب کنارنگ(=حاکم و مرزبان شهر بزرگ) داشت و در روزگار بلاش ساسانی، هنگام پیمان صلح با ارامنه مشاور و معتمد زرمهر بود. البته همه بزرگان ضدّ قباد اول نبودند بلکه برخی از اعیان مانند سیاوش هواخواه قباد اول بودند. پس از خلع قباد اول، بزرگان و موبدان، برادر قباد اول که نامش زاماسب(=جاماسب) بود را بر تخت نشاندند و در باره قباد اول به مشورت نشستند. نخویر گشنسب داد، که فرمانده نظامی مرز هفتالیان بود رای به کشتن قباد اول داد، ولی دیگران رای به زندان افکندن قباد اول دادند و قباد طبق قول پروکوپیوس به سال 498م به زندان مخوف انوشبرد در دژ فراموشی افکنده شد، اما پس از سالها حبس سرانجام سیاوش با حیله ای قباد اول را از زندان رهانید. طبق روایات اسلامی قباد اول با نیرنگ زنش که خواهر او نیز بود از زندان گریخت. بازهم شاهد ازدواج یک شاه ساسانی با محارمش طبق رسوم دین زرتشتی هستیم. قباد با کمک سیاوش به سمت دیار هیاطله(=هفتالیان) گریخت و چون قبلا دو سال در آنجا گروگان بود، خاقان هفتالیان دخترش را که فرزند دختر اسیر شده فیروز(=پیروز) بود را به ازدواج قباد اول داد و قباد اول در واقع با خواهر زاده خودش ازدواج کرد و با خاقان هفتالیان(=هیاطله) پیمان بست که اگر دوباره به پادشاهی رسد به خاقان هیاطله خراج دهد. می بینیم که یک پادشاه ساسانی چگونه بخاطر قدرت و منافع شخصی خودش، اینگونه تن به امتیازات حقارت آمیز به دشمنانش میدهد. قباد اول با لشکری از هیاطله به ایران بازگشت و زاماسب(=جاماسب) مقاومتی نکرد و قباد اول دوباره پادشاه شد. طبق روایات "الیاس نصیبینی"، قباد، برادرش زاماسب را کشت. اما طبق روایت پروکوپیوس قباد، برادرش زاماسب(=جاماسب) را کور کرد. برخی مورخان هم روایت کردند که قباد، جاماسب و بزرگانی که برضدّ او قیام کردند را بخشید بجز نخویر گشنسب داد که بفرمان قباد کشته شد و سیاوش بخاطر خدماتش به مقام "ارتیشتاران سالار" یعنی فرمانده کل قوا رسید. او سپس به جنگ کاریشیان و قبایل عرب و تموریان رفت و آنها را سرکوب کرد. قباد اول اعراب حیره را بفرماندهی نعمان ثانی در جنگ علیه روم بیزانس حمایت میکرد. ارامنه سر به اطاعت قباد آوردند اما قباد به آنها آزار دینی داد بشرطی که در جنگ علیه روم در جبهه ساسانیان باشند و سیاستهای جنگ افروزانه قباد اول دوباره منطقه را به سمت جنگ و خون و کشتار سوق داد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 427 تا 430
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
5⃣1⃣ قسمت پانزدهم ✅
⚠️ قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. قباد اول پسر فیروز(=پیروز) ساسانی در سال 488م به دستیاری زرمهر(=سوخرا) بر تخت نشست. در سالهای نخست پادشاهی قباد اول، زرمهر همچنان پایگاه برتر را در بین بزرگان ایران حفظ کرد. ولی قباد اول قصد داشت که خود را از نفوذ و سلطه زرمهر که مرد جاه طلبی بود و قدرت کشوری و لشکری در دست او بود برهاند. لذا با کمک سردار شاهپور که سپاهبذ سواد(=عراق و بابل) و با توطئه ای، زرمهر را به کشتن داد. نخستین کار بزرگ قباد لشکرکشی به کشور خزرها بود که مردم آن آلتایی و در کنار خزر زندگی میکردند. قباد اول شخصا به جنگ آنها رفت و شکستشان داد و با غنائم بسیاری بازگشت. در زمان قباد اول، مزدک پسر بامداد پدید آمد. مزدک از آمیختن دین مانی و زرتشت و عقاید افلاطون در کتاب جمهوریت، کیشی تازه آورد که اساس آن بر اصلاحات اجتماعی بود و میتوان آنرا یکنوع کمونیزم یا مسلک اشتراکی دانست. نظریه مزدک مبنی بر مساوات در تقسیم ثروت بین افراد بشر بود و انظار را جلب میکرد. مزدک میگفت: «مال و ثروت و زن باید به تساوی بین مردم تقسیم شود». برخی از دانشمندان، نهضت مزدک را به منزله عکس العمل بردگان و روستاییانی بود که در جامعه طبقاتی ساسانیان نیمه برده شده بودند و همچنین طغیان سکنه سابقا آزاد، شهرها و حومه بر ضدّ فئودالیسم و دستگاه برده سازی ساسانیان میدانند که بصورت جدال طبقاتی در آمد و علیه حرامسرای توانگران که در آن زنان بسیاری برای کامگذاری احتمالی ایشان محبوس بودند، اعتراض کرد. مزدک عقیده داشت زنان پیروانش باید در اشتراک مردان پیروش باشند.
⚠️قباد اول برای اینکه از نفوذ فوق العاده بزرگان و موبدان زرتشتی بکاهد طرفدار مزدک شد. اما قباد اول بخاطر شورشی که از جانب مردم و به تحریک موبدان زرتشتی روی داد از پادشاهی خلع شد و به زندان افتاد. حتی جماعتی که طرفدار زرمهر نیز بودند با موبدان علیه قباد اول یاری کردند. دشمن بد اندیش قباد اول، "گشنسب داد" بود که لقب "نخویر" و منصب کنارنگ(=حاکم و مرزبان شهر بزرگ) داشت و در روزگار بلاش ساسانی، هنگام پیمان صلح با ارامنه مشاور و معتمد زرمهر بود. البته همه بزرگان ضدّ قباد اول نبودند بلکه برخی از اعیان مانند سیاوش هواخواه قباد اول بودند. پس از خلع قباد اول، بزرگان و موبدان، برادر قباد اول که نامش زاماسب(=جاماسب) بود را بر تخت نشاندند و در باره قباد اول به مشورت نشستند. نخویر گشنسب داد، که فرمانده نظامی مرز هفتالیان بود رای به کشتن قباد اول داد، ولی دیگران رای به زندان افکندن قباد اول دادند و قباد طبق قول پروکوپیوس به سال 498م به زندان مخوف انوشبرد در دژ فراموشی افکنده شد، اما پس از سالها حبس سرانجام سیاوش با حیله ای قباد اول را از زندان رهانید. طبق روایات اسلامی قباد اول با نیرنگ زنش که خواهر او نیز بود از زندان گریخت. بازهم شاهد ازدواج یک شاه ساسانی با محارمش طبق رسوم دین زرتشتی هستیم. قباد با کمک سیاوش به سمت دیار هیاطله(=هفتالیان) گریخت و چون قبلا دو سال در آنجا گروگان بود، خاقان هفتالیان دخترش را که فرزند دختر اسیر شده فیروز(=پیروز) بود را به ازدواج قباد اول داد و قباد اول در واقع با خواهر زاده خودش ازدواج کرد و با خاقان هفتالیان(=هیاطله) پیمان بست که اگر دوباره به پادشاهی رسد به خاقان هیاطله خراج دهد. می بینیم که یک پادشاه ساسانی چگونه بخاطر قدرت و منافع شخصی خودش، اینگونه تن به امتیازات حقارت آمیز به دشمنانش میدهد. قباد اول با لشکری از هیاطله به ایران بازگشت و زاماسب(=جاماسب) مقاومتی نکرد و قباد اول دوباره پادشاه شد. طبق روایات "الیاس نصیبینی"، قباد، برادرش زاماسب را کشت. اما طبق روایت پروکوپیوس قباد، برادرش زاماسب(=جاماسب) را کور کرد. برخی مورخان هم روایت کردند که قباد، جاماسب و بزرگانی که برضدّ او قیام کردند را بخشید بجز نخویر گشنسب داد که بفرمان قباد کشته شد و سیاوش بخاطر خدماتش به مقام "ارتیشتاران سالار" یعنی فرمانده کل قوا رسید. او سپس به جنگ کاریشیان و قبایل عرب و تموریان رفت و آنها را سرکوب کرد. قباد اول اعراب حیره را بفرماندهی نعمان ثانی در جنگ علیه روم بیزانس حمایت میکرد. ارامنه سر به اطاعت قباد آوردند اما قباد به آنها آزار دینی داد بشرطی که در جنگ علیه روم در جبهه ساسانیان باشند و سیاستهای جنگ افروزانه قباد اول دوباره منطقه را به سمت جنگ و خون و کشتار سوق داد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 427 تا 430
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 427 تا 430
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 427 تا 430
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ سکه منقوش به چهره قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی که با خواهرش و خواهر زاده اش ازدواج با محارم(=خویدوده) کرد
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ جنگها و تهاجمات قباد اول(=کواد) ساسانی ❌
⚠️زمان پادشاهی قباد اول، پیمان صلح 80ساله ایران و روم شکسته شد و مجدد بین دو کشور جنگ آغاز شد. از مفاد صلح که در 422م بین یزدگرد دوم و تئودوسیوس دوم توافق شد، این بود که روم سالانه مبلغی به ساسانیان جهت حفظ پادگان دربند قفقاز بدهد، آن مبلغ در دوره صلح از طرف روم پرداخت نشد. چون قباد اول بوسیله هیاطله، مجدد به پادشاهی رسید و شرط کرده بود به هیاطله سالانه خراج دهد، از قیصر روم اقساط عقب افتاده حفاظت از دربند قفقاز را خواستار شد. قیصر میدانست، اگر قباد به هیاطله باج ندهد، علیه قباد به پا خواهند خواست، لذا درخواست قباد را نپذیرفت. در این موقع "آناستاسیوس" قیصر بیزانس شد و حاضر نشد به قباد مبلغ معوقه را بپردازد. لذا قباد در 503م به روم لشکر کشید و برخلاف انتظار سیاستمداران بیزانس، افواجی از هیاطله در لشکر ساسانی بودند. قباد ابتدا به ارمنستان روم حمله برد، بعد شهر "آمد" در دیاربکر را تسخیر کرد و نزدیک بود صلحی با شرایط سنگین به روم تحمیل شود که هونها از دربند قفقاز حمله کردند. قباد چاره ندید جز امضا قرارداد متارکه جنگ با قیصر و در مقابل پس دادن شهر "آمد" مبلغی از روم بگیرد، سپس مهاجمین قفقاز را سرکوب کرد. در 519م قیصر آناستاسیوس مُرد و ژوستن، امپراطور شد. ایبری(=گرجستان) علیه ساسانی شورید زیرا قباد اول به گرگین پادشاه ایبری گفته بود: پادشاه بر کشورش فشار بیاورد تا دست از دین مسیح بکشند و زرتشتی شوند، بویژه که آنان را از دفن مردگان خود ممنوع داشت و فرمان داد مانند ایرانیان مردگان خود را در دخمه قرار دهند تا خوراک سگها و لاشخورها شوند. گرگین از روم یاری خواست و به لازیکا فرار کرد. امیر لازیکا مُرد و گرگین به قسطنطنیه رفت و دین مسیح را پذیرفت و ژوستن او را گرامی داشت و دختر یکی از بزرگان بیزانس را به او داد.
❗️نکته: بازهم نشر دیانت زرتشتی بزور شمشیر توسط ساسانیان
⚠️حدود 519م قباد اول، خواست جانشینش را تعیین کند. سه پسر داشت: کیوس، ژم و خسرو. کیوس، پس از سقوط خاندان گشنسب داد، بجای آنها بر ولایت پذشخوارگر(=ناحیه کوهستانی طبرستان)حاکم شد و مسلکی مزدکی داشت. ظاهرا "سامبیکه" مادر کیوس، دختر یا خواهر خود قباد اول بود(بازهم خویدوده و ازدواج با محارم طبق دیانت زرتشتی). ژم از یک چشم نابینا بود، از سلطنت محروم شد. پسر سوم خسرو(=انوشیروان) بود که قباد خصائل شاهی را در او دید، بجز بدگمانی که نقص خسرو بود. قباد اول برای تحکیم پادشاهی خسرو، به ژوستن پیشنهاد صلح قطعی کرد و خواهش نمود خسرو را به فرزندی بپذیرد. ژوستن با مشورت پروکلوس وزیر مشاورش پذیرفت که فرزند خواندگی بشرطیکه با سند کتبی انجام نشود بلکه مانند طوایف وحشی بوسیله سلاح انجام گیرد، اما قباد نمیتوانست چنین شرطی را بپذیرد و گفتگوی صلح بجایی نرسید. مشکل دیگر آن بود که ایران خواستار ولایت لازیکا بود. در گفتگوی صلح، ارتشتاران سالار سیاوش و ماهبوذ(=مهبد) حضور داشتند. ماهبوذ پیش قباد اول از سیاوش بدگویی نمود و چنین وانمود کرد که سباوش موجب برهم خوردن صلح شده. قباد دستور محاکمه سیاوش که مردی درستکار بود را داد و به بی دینی و اعدام محکوم شد. ظاهرا سیاوش به عقاید مزدکی گرایش داشته. ازین تاریخ به بعد قباد تصمیم به قتل عام مزدکیان گرفت و ماهبوذ به وی یاری کرد. بدستور خسرو که ولیعهدی را در خطر میدید به موبدان از جمله: پسر ماهداذ، ویه شاهپور، داذ هرمز، آذرفرنبغ و... فرمان داد با مزدک مباحثه کنند. اسقف مسیحی مخالف مزدک در این جلسه حضور داشت. مزدک را بقول خود مجاب کردند و خود مزدک و مزدکیان را از دم تیغ گذراندند و دارایی شان را تصاحب کردند. موبدان زرتشتی کتابسوزی نمودند و کتابهای مزدکیان را آتش زدند.
⚠️ پس از اینکه ژوستن درخواست فرزندخواندگی را نپذیرفت. قباد به لازیکا حمله کرد و روم شکست خورد. در 527م ژوستن درگذشت و ژوستی نین قیصر شد. او با سپاهی مرکب از ماساژتهای سکایی به ایران تاخت. پیروز مهران به مقابلش شتافت و جنگ سختی درگرفت، ایرانیان عقب نشستند ولی رومیان تلفات زیادی دادند. سرانجام در ارمنستان لشکر ساسانی را شکست خورد. در 531م ایران پس از ناکامی در گفتگوی صلح، اعراب ساراسن را تحریک کرد تا به شام حمله کنند ولی بیلیزاریوس رومی از سقوط انطاکیه مانع شد، اشتباهش تعقیب دشمن بود و در کالی نیکوس، روم از ساسانی شکست خورد و خبر مرگ قباد اول رسید و ایرانیان ازین پیروزی نتیجه نگرفتند. در 539م عرب حیره بفرماندهی منذر به تحریک ساسانیان به شام حمله برد و تا انطاکیه را غارت کرد و 400راهبه مسیحی را برای بت عزی به روش دهشتناکی قربانی کرد. وصیتنامه قباد توسط ماهبوذ ارائه و موبدموبدان آنرا خواند، خسرو(=انوشیروان) به تخت نشست، کیوس به شمشیر مدعی پادشاهی شد اما بدستور خسرو، کیوس کشته شد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، مشکور، ص 430_435
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇
⚠️زمان پادشاهی قباد اول، پیمان صلح 80ساله ایران و روم شکسته شد و مجدد بین دو کشور جنگ آغاز شد. از مفاد صلح که در 422م بین یزدگرد دوم و تئودوسیوس دوم توافق شد، این بود که روم سالانه مبلغی به ساسانیان جهت حفظ پادگان دربند قفقاز بدهد، آن مبلغ در دوره صلح از طرف روم پرداخت نشد. چون قباد اول بوسیله هیاطله، مجدد به پادشاهی رسید و شرط کرده بود به هیاطله سالانه خراج دهد، از قیصر روم اقساط عقب افتاده حفاظت از دربند قفقاز را خواستار شد. قیصر میدانست، اگر قباد به هیاطله باج ندهد، علیه قباد به پا خواهند خواست، لذا درخواست قباد را نپذیرفت. در این موقع "آناستاسیوس" قیصر بیزانس شد و حاضر نشد به قباد مبلغ معوقه را بپردازد. لذا قباد در 503م به روم لشکر کشید و برخلاف انتظار سیاستمداران بیزانس، افواجی از هیاطله در لشکر ساسانی بودند. قباد ابتدا به ارمنستان روم حمله برد، بعد شهر "آمد" در دیاربکر را تسخیر کرد و نزدیک بود صلحی با شرایط سنگین به روم تحمیل شود که هونها از دربند قفقاز حمله کردند. قباد چاره ندید جز امضا قرارداد متارکه جنگ با قیصر و در مقابل پس دادن شهر "آمد" مبلغی از روم بگیرد، سپس مهاجمین قفقاز را سرکوب کرد. در 519م قیصر آناستاسیوس مُرد و ژوستن، امپراطور شد. ایبری(=گرجستان) علیه ساسانی شورید زیرا قباد اول به گرگین پادشاه ایبری گفته بود: پادشاه بر کشورش فشار بیاورد تا دست از دین مسیح بکشند و زرتشتی شوند، بویژه که آنان را از دفن مردگان خود ممنوع داشت و فرمان داد مانند ایرانیان مردگان خود را در دخمه قرار دهند تا خوراک سگها و لاشخورها شوند. گرگین از روم یاری خواست و به لازیکا فرار کرد. امیر لازیکا مُرد و گرگین به قسطنطنیه رفت و دین مسیح را پذیرفت و ژوستن او را گرامی داشت و دختر یکی از بزرگان بیزانس را به او داد.
❗️نکته: بازهم نشر دیانت زرتشتی بزور شمشیر توسط ساسانیان
⚠️حدود 519م قباد اول، خواست جانشینش را تعیین کند. سه پسر داشت: کیوس، ژم و خسرو. کیوس، پس از سقوط خاندان گشنسب داد، بجای آنها بر ولایت پذشخوارگر(=ناحیه کوهستانی طبرستان)حاکم شد و مسلکی مزدکی داشت. ظاهرا "سامبیکه" مادر کیوس، دختر یا خواهر خود قباد اول بود(بازهم خویدوده و ازدواج با محارم طبق دیانت زرتشتی). ژم از یک چشم نابینا بود، از سلطنت محروم شد. پسر سوم خسرو(=انوشیروان) بود که قباد خصائل شاهی را در او دید، بجز بدگمانی که نقص خسرو بود. قباد اول برای تحکیم پادشاهی خسرو، به ژوستن پیشنهاد صلح قطعی کرد و خواهش نمود خسرو را به فرزندی بپذیرد. ژوستن با مشورت پروکلوس وزیر مشاورش پذیرفت که فرزند خواندگی بشرطیکه با سند کتبی انجام نشود بلکه مانند طوایف وحشی بوسیله سلاح انجام گیرد، اما قباد نمیتوانست چنین شرطی را بپذیرد و گفتگوی صلح بجایی نرسید. مشکل دیگر آن بود که ایران خواستار ولایت لازیکا بود. در گفتگوی صلح، ارتشتاران سالار سیاوش و ماهبوذ(=مهبد) حضور داشتند. ماهبوذ پیش قباد اول از سیاوش بدگویی نمود و چنین وانمود کرد که سباوش موجب برهم خوردن صلح شده. قباد دستور محاکمه سیاوش که مردی درستکار بود را داد و به بی دینی و اعدام محکوم شد. ظاهرا سیاوش به عقاید مزدکی گرایش داشته. ازین تاریخ به بعد قباد تصمیم به قتل عام مزدکیان گرفت و ماهبوذ به وی یاری کرد. بدستور خسرو که ولیعهدی را در خطر میدید به موبدان از جمله: پسر ماهداذ، ویه شاهپور، داذ هرمز، آذرفرنبغ و... فرمان داد با مزدک مباحثه کنند. اسقف مسیحی مخالف مزدک در این جلسه حضور داشت. مزدک را بقول خود مجاب کردند و خود مزدک و مزدکیان را از دم تیغ گذراندند و دارایی شان را تصاحب کردند. موبدان زرتشتی کتابسوزی نمودند و کتابهای مزدکیان را آتش زدند.
⚠️ پس از اینکه ژوستن درخواست فرزندخواندگی را نپذیرفت. قباد به لازیکا حمله کرد و روم شکست خورد. در 527م ژوستن درگذشت و ژوستی نین قیصر شد. او با سپاهی مرکب از ماساژتهای سکایی به ایران تاخت. پیروز مهران به مقابلش شتافت و جنگ سختی درگرفت، ایرانیان عقب نشستند ولی رومیان تلفات زیادی دادند. سرانجام در ارمنستان لشکر ساسانی را شکست خورد. در 531م ایران پس از ناکامی در گفتگوی صلح، اعراب ساراسن را تحریک کرد تا به شام حمله کنند ولی بیلیزاریوس رومی از سقوط انطاکیه مانع شد، اشتباهش تعقیب دشمن بود و در کالی نیکوس، روم از ساسانی شکست خورد و خبر مرگ قباد اول رسید و ایرانیان ازین پیروزی نتیجه نگرفتند. در 539م عرب حیره بفرماندهی منذر به تحریک ساسانیان به شام حمله برد و تا انطاکیه را غارت کرد و 400راهبه مسیحی را برای بت عزی به روش دهشتناکی قربانی کرد. وصیتنامه قباد توسط ماهبوذ ارائه و موبدموبدان آنرا خواند، خسرو(=انوشیروان) به تخت نشست، کیوس به شمشیر مدعی پادشاهی شد اما بدستور خسرو، کیوس کشته شد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، مشکور، ص 430_435
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇
⚠️ جنگها و تهاجمات قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 430 تا 435
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ جنگها و تهاجمات قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 430 تا 435
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ جنگها و تهاجمات قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 430 تا 435
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory