⚠️ نشر دیانت زرتشتی بوسیله شمشیر و کشتار و شکنجه توسط پادشاهان ساسانی و موبدان متعصب و خشن زرتشتی. ایران در زمان ساسانیان، پرفسور آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، ص 385_391
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ نشر دیانت زرتشتی بوسیله شمشیر و کشتار و شکنجه توسط پادشاهان ساسانی و موبدان متعصب و خشن زرتشتی. ایران در زمان ساسانیان، پرفسور آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، ص 385_391
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ نشر دیانت زرتشتی بوسیله شمشیر و کشتار و شکنجه توسط پادشاهان ساسانی و موبدان متعصب و خشن زرتشتی. ایران در زمان ساسانیان، پرفسور آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، ص 385_391
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ فتح اسلامی با جنگ حاصل شد اما نشر اسلام بین مردم کشورهای فتح شده به زور جنگ نبود. کارنامه اسلام، زرینکوب ص 11
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
3⃣1⃣ قسمت سیزدهم ✅
⚠️ هرمزد سوم و ملکه دینگ هفدهمین شاهان ساسانی. پس از مرگ یزدگرد دوم، پسرش هرمزد سوم، از دوری برادر بزرگتر خود، پیروز(=فیروز) شاه سکستان(=سیستان) استفاده کرد و تاج و تخت را تصاحب نمود. ظاهرا علت این جسارت هرمزد، میل باطنی پدرش یزدگرد دوم به جانشینی او بود. فیروز با سپاهی از شرق به برادرش هرمزد حمله کرد و نزاع تکراری بر سر قدرت بین دو برادر در خاندان ساسانی شروع شد. مردم از هرمزد دل آزرده شدند و هواخواه فیروز گشتند. فیروز به یاری رهام(=رام یا ورهرام) که از خاندان مهران و مربی فیروز بود، هرمزد را شکست داد و اسیر ساخت. بنا به روایت الیزئوس، مورّخ ارمنی، رهام هرمزد را بکشت و فیروز را بر تخت نشانید.
⚠️ فیروز(=پیروز)، هجدهمین شاه ساسانی(459_483م). در زمان پادشاهی فیروز، ایران دچار خشکسالی شد و شهرها و دهات زیادی از بین رفت و هزاران نفر از گرسنگی مُردند. فیروز از مالیاتها صرفنظر کرد و بین مردم غلات تقسیم نمود. میگویند پس از پایان خشکسالی، عید آب ریزان در این زمان در ایران باستان مرسوم گشت، که در آن ایرانیان با آب پاشی، مقادیر زیادی ازین عنصر حیات بخش را فقط به بهانه عید گرفتن هدر می دادند. در زمان فیروز یهودیان گرفتار شکنجه و کشتار شدند، و سبب آن، انتشار این خبر بود که یهود دوتن از موبدان زرتشتی را زنده پوست کنده اند. این کشتار در شهر اصفهان که سکنه یهودی زیادی داشت شدت بیشتری داشته. البته موبدان زرتشتی توسط یهود به همان روشی شکنجه شدند که خودشان آنرا ابداع کرده بودند و مانی را پوست کنده بودند. مسیحیان دو فرقه بودند: یکی نسطوری که میگفتند مسیح دو طبیعت مجزا انسانی و ربّانی دارد و دومی یعقوبی که معتقد بودند این دو طبیعت در ذات مسیح وحدت یافته. یک اسقف جاه طلب به نام "برسوما" بشدت از عقاید نسطوری دفاع میکرد و از کلیسا اخراج شد. او خود را به فیروز نزدیک کرد و درخواست حمایت نمود. فیروز هم برای تفرقه افکنی بین مسیحیان از برسوما و نسطوریان حمایت کرد و برسوما را اسقف نصیبین و بازرس افواج مرزی ایران کرد. در این زمان دولت بیزانس بخاطر هجوم اقوام وحشی ضعیف شده بود و خطری برای ساسانیان نداشت. ولی برای محافظت از خود، منازعاتی بین هونها و ساسانیان ایجاد کرد و آتش جنگ را دامن زد. روم، مایل هم نبود که ایران مغلوب هونها شود، لذا زمانیکه فیروز از هیاطله(=هفتالیان) شکست خورد و زنش اسیر آنها شد، امپراطور زنون فدیه آزادی زن فیروز را پرداخت کرد. فیروز میخواست کیداریان که از هونهای سفید بودند را خراجگذار خود کند، اما کیدار پادشاه این قوم نپذیرفت. فیروز با کونگخاس پسر کیدار از در صلح و فریبکاری وارد شد و پیشنهاد داد که خواهر خود را به زنی کونگخاس بدهد اما بجای خواهرش زن دیگری را برای او فرستاد. کونگخاس متوجه فریبکاری فیروز شد و جنگ درگرفت. فیروز از روم کمک خواست اما روم دریغ ورزید ولی خودش کونگخاس را مغلوب کرد و کیدارها در قندهار ساکن شدند. هفتالیان(=هونهای سفید) که از کانسوی چین آمده بودند به طخارستان هجوم بردند. فیروز در جنگ با هفتالیان شکست خورد و اسیر گشت و شهر طالقان را به آنها داد و متعهد گشت که به هفتالیان تجاوز نکند و مجبور شد غرامت جنگ را نیز بپردازد. لذا شاه ساسانی بشدت تحقیر شد و پسرش کواد(=قباد) را دو سال بعنوان گروگان به دربار هفتالیان سپرد تا تمام مبلغ غرامت پرداخته شد. پس از شکست فیروز از هفتالیان، ارمنی ها که بزور شمشیر ساسانیان دوباره زرتشتی شده بودند، به دین مسیحی بازگشتند و برضدّ ساسانیان شورش کردند، اما شکست خوردند. فیروز که از شکست اول مقابل هفتالیان بشدت سرخورده بود با وجود ممانعت سپاهبد ورهرام و نقض تعهدات خود که با هفتالیان داشت، به کشور آنها حمله کرد و سپاهش کاملا شکست خورد و با گروهی از سپاهیان خود در خندقی افتاد و جسد فیروز هرگز بدست نیامد و دختر فیروز بدست اخشنوار، شاه هفتالیان اسیر گشت و حقارتی مضاعف نصیب جنگ طلبی های ساسانیان گشت و چندین ولایت از ایران جدا شد و پرداخت خراجی سالانه نیز بر ساسانیان تحمیل گشت. زمانیکه فیروز کشته شد دو سردارش زرمهر(=سوخرا) و شاهپور بسرعت به تیسفون آمدند و ولاش(=بلاش) برادر فیروز را به تخت نشاندند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 421 تا 425
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
3⃣1⃣ قسمت سیزدهم ✅
⚠️ هرمزد سوم و ملکه دینگ هفدهمین شاهان ساسانی. پس از مرگ یزدگرد دوم، پسرش هرمزد سوم، از دوری برادر بزرگتر خود، پیروز(=فیروز) شاه سکستان(=سیستان) استفاده کرد و تاج و تخت را تصاحب نمود. ظاهرا علت این جسارت هرمزد، میل باطنی پدرش یزدگرد دوم به جانشینی او بود. فیروز با سپاهی از شرق به برادرش هرمزد حمله کرد و نزاع تکراری بر سر قدرت بین دو برادر در خاندان ساسانی شروع شد. مردم از هرمزد دل آزرده شدند و هواخواه فیروز گشتند. فیروز به یاری رهام(=رام یا ورهرام) که از خاندان مهران و مربی فیروز بود، هرمزد را شکست داد و اسیر ساخت. بنا به روایت الیزئوس، مورّخ ارمنی، رهام هرمزد را بکشت و فیروز را بر تخت نشانید.
⚠️ فیروز(=پیروز)، هجدهمین شاه ساسانی(459_483م). در زمان پادشاهی فیروز، ایران دچار خشکسالی شد و شهرها و دهات زیادی از بین رفت و هزاران نفر از گرسنگی مُردند. فیروز از مالیاتها صرفنظر کرد و بین مردم غلات تقسیم نمود. میگویند پس از پایان خشکسالی، عید آب ریزان در این زمان در ایران باستان مرسوم گشت، که در آن ایرانیان با آب پاشی، مقادیر زیادی ازین عنصر حیات بخش را فقط به بهانه عید گرفتن هدر می دادند. در زمان فیروز یهودیان گرفتار شکنجه و کشتار شدند، و سبب آن، انتشار این خبر بود که یهود دوتن از موبدان زرتشتی را زنده پوست کنده اند. این کشتار در شهر اصفهان که سکنه یهودی زیادی داشت شدت بیشتری داشته. البته موبدان زرتشتی توسط یهود به همان روشی شکنجه شدند که خودشان آنرا ابداع کرده بودند و مانی را پوست کنده بودند. مسیحیان دو فرقه بودند: یکی نسطوری که میگفتند مسیح دو طبیعت مجزا انسانی و ربّانی دارد و دومی یعقوبی که معتقد بودند این دو طبیعت در ذات مسیح وحدت یافته. یک اسقف جاه طلب به نام "برسوما" بشدت از عقاید نسطوری دفاع میکرد و از کلیسا اخراج شد. او خود را به فیروز نزدیک کرد و درخواست حمایت نمود. فیروز هم برای تفرقه افکنی بین مسیحیان از برسوما و نسطوریان حمایت کرد و برسوما را اسقف نصیبین و بازرس افواج مرزی ایران کرد. در این زمان دولت بیزانس بخاطر هجوم اقوام وحشی ضعیف شده بود و خطری برای ساسانیان نداشت. ولی برای محافظت از خود، منازعاتی بین هونها و ساسانیان ایجاد کرد و آتش جنگ را دامن زد. روم، مایل هم نبود که ایران مغلوب هونها شود، لذا زمانیکه فیروز از هیاطله(=هفتالیان) شکست خورد و زنش اسیر آنها شد، امپراطور زنون فدیه آزادی زن فیروز را پرداخت کرد. فیروز میخواست کیداریان که از هونهای سفید بودند را خراجگذار خود کند، اما کیدار پادشاه این قوم نپذیرفت. فیروز با کونگخاس پسر کیدار از در صلح و فریبکاری وارد شد و پیشنهاد داد که خواهر خود را به زنی کونگخاس بدهد اما بجای خواهرش زن دیگری را برای او فرستاد. کونگخاس متوجه فریبکاری فیروز شد و جنگ درگرفت. فیروز از روم کمک خواست اما روم دریغ ورزید ولی خودش کونگخاس را مغلوب کرد و کیدارها در قندهار ساکن شدند. هفتالیان(=هونهای سفید) که از کانسوی چین آمده بودند به طخارستان هجوم بردند. فیروز در جنگ با هفتالیان شکست خورد و اسیر گشت و شهر طالقان را به آنها داد و متعهد گشت که به هفتالیان تجاوز نکند و مجبور شد غرامت جنگ را نیز بپردازد. لذا شاه ساسانی بشدت تحقیر شد و پسرش کواد(=قباد) را دو سال بعنوان گروگان به دربار هفتالیان سپرد تا تمام مبلغ غرامت پرداخته شد. پس از شکست فیروز از هفتالیان، ارمنی ها که بزور شمشیر ساسانیان دوباره زرتشتی شده بودند، به دین مسیحی بازگشتند و برضدّ ساسانیان شورش کردند، اما شکست خوردند. فیروز که از شکست اول مقابل هفتالیان بشدت سرخورده بود با وجود ممانعت سپاهبد ورهرام و نقض تعهدات خود که با هفتالیان داشت، به کشور آنها حمله کرد و سپاهش کاملا شکست خورد و با گروهی از سپاهیان خود در خندقی افتاد و جسد فیروز هرگز بدست نیامد و دختر فیروز بدست اخشنوار، شاه هفتالیان اسیر گشت و حقارتی مضاعف نصیب جنگ طلبی های ساسانیان گشت و چندین ولایت از ایران جدا شد و پرداخت خراجی سالانه نیز بر ساسانیان تحمیل گشت. زمانیکه فیروز کشته شد دو سردارش زرمهر(=سوخرا) و شاهپور بسرعت به تیسفون آمدند و ولاش(=بلاش) برادر فیروز را به تخت نشاندند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 421 تا 425
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، هرمزد سوم و ملکه دینگ هفدهمین شاهان ساسانی و فیروز(=پیروز) هجدهمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 421 تا 425
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، هرمزد سوم و ملکه دینگ هفدهمین شاهان ساسانی و فیروز(=پیروز) هجدهمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 421 تا 425
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ پلیت شکار، منقوش به چهره هرمزد سوم هفدهمین شاه ساسانی، فرزند یزدگرد دوم
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ پلیت شکار، منقوش به چهره فیروز(=پیروز اول) هجدهمین شاه ساسانی و سکه با نقش چهره این شاه ساسانی
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
4⃣1⃣ قسمت چهارده ✅
⚠️ بلاش یا ولخش یا ولاش نوزدهمین شاه ساسانی. او پس از برادرش فیروز(=پیروز) به تخت نشست(484_488م). در آغاز کار به دفع فتنه هیاطله(=هفتالیان) پرداخت و زرمهر(=سوخرا) که فرمانروای سکستان بود را مامور ساخت که با اخشنوار شاه هفتالیان مذاکره کند و صلحی منعقد گردد. اخشنوار حاضر شد که اسیران را با غنائمی که از سپاه ساسانی گرفته بود پس دهد، مشروط بر اینکه پادشاه ساسانی سالیانه مبلغی خراج یا بهتر بگوییم باج به هفتالیان(=هیاطله) بپردازد. پروکوپیوس می نویسد که ساسانیان دو سال تمام به هفتالیان باج می دادند. ازین به بعد هفتالیان، دیگر هم پیمان ساسانیان به شمار نمی رفتند، بلکه قوم مخدوم و سرور به شمار می آمدند که علاوه بر دریافت باج و خراج هنگفت سالانه از ساسانیان، در امور داخلی ایران و در مشاجرات و رقابتهای مدعیان تاج و تخت ایران نیز مداخله میکردند.
⚠️ نویسندگان اسلامی نوشته اند که اخشنوار، شاه هفتالیان، دختر فیروز(=پیروز) را که در جنگ اسیر شده بود پس داد ولی در حقیقت این دختر مسترد نشد و اخشنوار با او همخوابگی کرد و دختری از او پدید آمد که بعدا زوجه قباد اول شد. «قباد اول(=کواد) پسر فیروز بود و برادر همان دختری بود که اسیر اخشنوار شده بود. یعنی قباد اول با فرزند دختر فیروز ازدواج کرد که خواهرزاده قباد اول محسوب میشد، و این ازدواج در دیانت زرتشتی مستحب و پسندیده است و دارای ثواب بسیار می باشد. در دیانت زرتشتی به ازدواج و همخوابگی با محارم خویدوده می گویند». بلاش پس از صلح با هفتالیان متوجه ارمنستان شد. "واهان مامی کنی" سردار ارامنه برای انعقاد قرار داد صلح بین ایران و ارمنستان این شرایط را به ساسانیان پیشنهاد کرد:
1⃣ آزادی مذهب در ارمنستان اعلان شود و ارامنه در اختیار دین آزاد باشد.
2⃣ آتشکده های ارمنستان ویران و خاموش شود.
3⃣ اگر از ارامنه کسی دین زرتشت را اختیار کرد به او منصب و شغل دولتی ندهند.
4⃣ شاهنشاه ایران شخصا و بدون واسطه امور ارمنستان را اداره کند.
بلاش حاضر نبود که بپذیرد آتشکده های ارمنستان ویران و خاموش گردد، ولی ناگهان "زریر" یکی از پسران فیروز(=پیروز) به دعوی تاج و تخت قیام کرد. واهان مامی کنی جوانمردی کرد و با سواره نظام به یاری بلاش شتافت. زریر دستگیر و کشته شد. بلاش به پاس این خدمت با قرار داد صلح موافقت کرد و "واهان مامی کنی" را مرزبان ارمنستان کرد. البته این دو قرار داد صلح بیشتر باعث تحقیر ساسانیان شد، زیرا در صلح با هفتالیان این ساسانیان بودند که مجبور شدند سالانه باج سنگین به هفتالیان بدهند و هفتالیان حتی در امور داخلی حکومت ساسانی دخالت میکردند. قرار داد صلح با ارامنه هم منجر به تخریب و نابودی آتشکده های زرتشتی در ارمنستان گردید که ابهت موبدان زرتشتی و حکومت زرتشتی ساسانی را به زیر کشید.
⚠️ بلاش ظاهرا پادشاه خوبی بود و از روستائیان در مقابل جور دهقانان حمایت میکرد. مورخان مسیحی نیز بلاش را ستوده اند. ولی در کتاب استیلیس آمده که: «روحانیون و موبدان زرتشتی با بلاش خوب نبودند، زیرا او میخواست به تقلید از گرمابه های یونانی در ایران گرمابه بسازد. زیرا به عقیده موبدان زرتشتی استحمام در آب گرم گناه محسوب میشد. و چون خزانه دولت هم تهی بود و بلاش برای پرداخت به لشکر پولی نداشت، لذا بزرگان از او رنجیده خاطر شدند و پس از چهار سال پادشاهی، او را از مقامش ساقط کردند و چشمانش را کور نمودند و قباد اول(=کواد) پسر فیروز(=پیروز) را به تخت نشاندند(488م)». ایرانیان امیدوار بودند که با پادشاهی قباد اول(=کواد) از فشار هفتالیان بر ساسانیان کاسته شود، زیرا قباد اول(=کواد) مدت دو سال گروگان هفتالیان بود و با آنها رابطه خوبی پیدا کرده بود.
❗️نکته: در اینجا شاهد مخالفت سرسختانه موبدان زرتشتی و دین زرتشتی با پاکی و تمیزی و نظافت فردی هستیم. زیرا موبدان زرتشتی مخالف جدّی ایجاد حمام آب گرم بوسیله بلاش در ایران بودند و آنرا گناه می پنداشتند. دین زرتشتی پاک بودن ایرانیان را گناه می دانست، حال بهتر میتوان فهمید که چرا ایرانیان در صدر اسلام با میل قلبی به دین پاک اسلام گرایش پیدا می کردند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 425 تا 427
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
4⃣1⃣ قسمت چهارده ✅
⚠️ بلاش یا ولخش یا ولاش نوزدهمین شاه ساسانی. او پس از برادرش فیروز(=پیروز) به تخت نشست(484_488م). در آغاز کار به دفع فتنه هیاطله(=هفتالیان) پرداخت و زرمهر(=سوخرا) که فرمانروای سکستان بود را مامور ساخت که با اخشنوار شاه هفتالیان مذاکره کند و صلحی منعقد گردد. اخشنوار حاضر شد که اسیران را با غنائمی که از سپاه ساسانی گرفته بود پس دهد، مشروط بر اینکه پادشاه ساسانی سالیانه مبلغی خراج یا بهتر بگوییم باج به هفتالیان(=هیاطله) بپردازد. پروکوپیوس می نویسد که ساسانیان دو سال تمام به هفتالیان باج می دادند. ازین به بعد هفتالیان، دیگر هم پیمان ساسانیان به شمار نمی رفتند، بلکه قوم مخدوم و سرور به شمار می آمدند که علاوه بر دریافت باج و خراج هنگفت سالانه از ساسانیان، در امور داخلی ایران و در مشاجرات و رقابتهای مدعیان تاج و تخت ایران نیز مداخله میکردند.
⚠️ نویسندگان اسلامی نوشته اند که اخشنوار، شاه هفتالیان، دختر فیروز(=پیروز) را که در جنگ اسیر شده بود پس داد ولی در حقیقت این دختر مسترد نشد و اخشنوار با او همخوابگی کرد و دختری از او پدید آمد که بعدا زوجه قباد اول شد. «قباد اول(=کواد) پسر فیروز بود و برادر همان دختری بود که اسیر اخشنوار شده بود. یعنی قباد اول با فرزند دختر فیروز ازدواج کرد که خواهرزاده قباد اول محسوب میشد، و این ازدواج در دیانت زرتشتی مستحب و پسندیده است و دارای ثواب بسیار می باشد. در دیانت زرتشتی به ازدواج و همخوابگی با محارم خویدوده می گویند». بلاش پس از صلح با هفتالیان متوجه ارمنستان شد. "واهان مامی کنی" سردار ارامنه برای انعقاد قرار داد صلح بین ایران و ارمنستان این شرایط را به ساسانیان پیشنهاد کرد:
1⃣ آزادی مذهب در ارمنستان اعلان شود و ارامنه در اختیار دین آزاد باشد.
2⃣ آتشکده های ارمنستان ویران و خاموش شود.
3⃣ اگر از ارامنه کسی دین زرتشت را اختیار کرد به او منصب و شغل دولتی ندهند.
4⃣ شاهنشاه ایران شخصا و بدون واسطه امور ارمنستان را اداره کند.
بلاش حاضر نبود که بپذیرد آتشکده های ارمنستان ویران و خاموش گردد، ولی ناگهان "زریر" یکی از پسران فیروز(=پیروز) به دعوی تاج و تخت قیام کرد. واهان مامی کنی جوانمردی کرد و با سواره نظام به یاری بلاش شتافت. زریر دستگیر و کشته شد. بلاش به پاس این خدمت با قرار داد صلح موافقت کرد و "واهان مامی کنی" را مرزبان ارمنستان کرد. البته این دو قرار داد صلح بیشتر باعث تحقیر ساسانیان شد، زیرا در صلح با هفتالیان این ساسانیان بودند که مجبور شدند سالانه باج سنگین به هفتالیان بدهند و هفتالیان حتی در امور داخلی حکومت ساسانی دخالت میکردند. قرار داد صلح با ارامنه هم منجر به تخریب و نابودی آتشکده های زرتشتی در ارمنستان گردید که ابهت موبدان زرتشتی و حکومت زرتشتی ساسانی را به زیر کشید.
⚠️ بلاش ظاهرا پادشاه خوبی بود و از روستائیان در مقابل جور دهقانان حمایت میکرد. مورخان مسیحی نیز بلاش را ستوده اند. ولی در کتاب استیلیس آمده که: «روحانیون و موبدان زرتشتی با بلاش خوب نبودند، زیرا او میخواست به تقلید از گرمابه های یونانی در ایران گرمابه بسازد. زیرا به عقیده موبدان زرتشتی استحمام در آب گرم گناه محسوب میشد. و چون خزانه دولت هم تهی بود و بلاش برای پرداخت به لشکر پولی نداشت، لذا بزرگان از او رنجیده خاطر شدند و پس از چهار سال پادشاهی، او را از مقامش ساقط کردند و چشمانش را کور نمودند و قباد اول(=کواد) پسر فیروز(=پیروز) را به تخت نشاندند(488م)». ایرانیان امیدوار بودند که با پادشاهی قباد اول(=کواد) از فشار هفتالیان بر ساسانیان کاسته شود، زیرا قباد اول(=کواد) مدت دو سال گروگان هفتالیان بود و با آنها رابطه خوبی پیدا کرده بود.
❗️نکته: در اینجا شاهد مخالفت سرسختانه موبدان زرتشتی و دین زرتشتی با پاکی و تمیزی و نظافت فردی هستیم. زیرا موبدان زرتشتی مخالف جدّی ایجاد حمام آب گرم بوسیله بلاش در ایران بودند و آنرا گناه می پنداشتند. دین زرتشتی پاک بودن ایرانیان را گناه می دانست، حال بهتر میتوان فهمید که چرا ایرانیان در صدر اسلام با میل قلبی به دین پاک اسلام گرایش پیدا می کردند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 425 تا 427
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، بلاش(=ولاش یا ولخش) نوزدهمین شاه ساسانی. قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 425 تا 427
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
5⃣1⃣ قسمت پانزدهم ✅
⚠️ قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. قباد اول پسر فیروز(=پیروز) ساسانی در سال 488م به دستیاری زرمهر(=سوخرا) بر تخت نشست. در سالهای نخست پادشاهی قباد اول، زرمهر همچنان پایگاه برتر را در بین بزرگان ایران حفظ کرد. ولی قباد اول قصد داشت که خود را از نفوذ و سلطه زرمهر که مرد جاه طلبی بود و قدرت کشوری و لشکری در دست او بود برهاند. لذا با کمک سردار شاهپور که سپاهبذ سواد(=عراق و بابل) و با توطئه ای، زرمهر را به کشتن داد. نخستین کار بزرگ قباد لشکرکشی به کشور خزرها بود که مردم آن آلتایی و در کنار خزر زندگی میکردند. قباد اول شخصا به جنگ آنها رفت و شکستشان داد و با غنائم بسیاری بازگشت. در زمان قباد اول، مزدک پسر بامداد پدید آمد. مزدک از آمیختن دین مانی و زرتشت و عقاید افلاطون در کتاب جمهوریت، کیشی تازه آورد که اساس آن بر اصلاحات اجتماعی بود و میتوان آنرا یکنوع کمونیزم یا مسلک اشتراکی دانست. نظریه مزدک مبنی بر مساوات در تقسیم ثروت بین افراد بشر بود و انظار را جلب میکرد. مزدک میگفت: «مال و ثروت و زن باید به تساوی بین مردم تقسیم شود». برخی از دانشمندان، نهضت مزدک را به منزله عکس العمل بردگان و روستاییانی بود که در جامعه طبقاتی ساسانیان نیمه برده شده بودند و همچنین طغیان سکنه سابقا آزاد، شهرها و حومه بر ضدّ فئودالیسم و دستگاه برده سازی ساسانیان میدانند که بصورت جدال طبقاتی در آمد و علیه حرامسرای توانگران که در آن زنان بسیاری برای کامگذاری احتمالی ایشان محبوس بودند، اعتراض کرد. مزدک عقیده داشت زنان پیروانش باید در اشتراک مردان پیروش باشند.
⚠️قباد اول برای اینکه از نفوذ فوق العاده بزرگان و موبدان زرتشتی بکاهد طرفدار مزدک شد. اما قباد اول بخاطر شورشی که از جانب مردم و به تحریک موبدان زرتشتی روی داد از پادشاهی خلع شد و به زندان افتاد. حتی جماعتی که طرفدار زرمهر نیز بودند با موبدان علیه قباد اول یاری کردند. دشمن بد اندیش قباد اول، "گشنسب داد" بود که لقب "نخویر" و منصب کنارنگ(=حاکم و مرزبان شهر بزرگ) داشت و در روزگار بلاش ساسانی، هنگام پیمان صلح با ارامنه مشاور و معتمد زرمهر بود. البته همه بزرگان ضدّ قباد اول نبودند بلکه برخی از اعیان مانند سیاوش هواخواه قباد اول بودند. پس از خلع قباد اول، بزرگان و موبدان، برادر قباد اول که نامش زاماسب(=جاماسب) بود را بر تخت نشاندند و در باره قباد اول به مشورت نشستند. نخویر گشنسب داد، که فرمانده نظامی مرز هفتالیان بود رای به کشتن قباد اول داد، ولی دیگران رای به زندان افکندن قباد اول دادند و قباد طبق قول پروکوپیوس به سال 498م به زندان مخوف انوشبرد در دژ فراموشی افکنده شد، اما پس از سالها حبس سرانجام سیاوش با حیله ای قباد اول را از زندان رهانید. طبق روایات اسلامی قباد اول با نیرنگ زنش که خواهر او نیز بود از زندان گریخت. بازهم شاهد ازدواج یک شاه ساسانی با محارمش طبق رسوم دین زرتشتی هستیم. قباد با کمک سیاوش به سمت دیار هیاطله(=هفتالیان) گریخت و چون قبلا دو سال در آنجا گروگان بود، خاقان هفتالیان دخترش را که فرزند دختر اسیر شده فیروز(=پیروز) بود را به ازدواج قباد اول داد و قباد اول در واقع با خواهر زاده خودش ازدواج کرد و با خاقان هفتالیان(=هیاطله) پیمان بست که اگر دوباره به پادشاهی رسد به خاقان هیاطله خراج دهد. می بینیم که یک پادشاه ساسانی چگونه بخاطر قدرت و منافع شخصی خودش، اینگونه تن به امتیازات حقارت آمیز به دشمنانش میدهد. قباد اول با لشکری از هیاطله به ایران بازگشت و زاماسب(=جاماسب) مقاومتی نکرد و قباد اول دوباره پادشاه شد. طبق روایات "الیاس نصیبینی"، قباد، برادرش زاماسب را کشت. اما طبق روایت پروکوپیوس قباد، برادرش زاماسب(=جاماسب) را کور کرد. برخی مورخان هم روایت کردند که قباد، جاماسب و بزرگانی که برضدّ او قیام کردند را بخشید بجز نخویر گشنسب داد که بفرمان قباد کشته شد و سیاوش بخاطر خدماتش به مقام "ارتیشتاران سالار" یعنی فرمانده کل قوا رسید. او سپس به جنگ کاریشیان و قبایل عرب و تموریان رفت و آنها را سرکوب کرد. قباد اول اعراب حیره را بفرماندهی نعمان ثانی در جنگ علیه روم بیزانس حمایت میکرد. ارامنه سر به اطاعت قباد آوردند اما قباد به آنها آزار دینی داد بشرطی که در جنگ علیه روم در جبهه ساسانیان باشند و سیاستهای جنگ افروزانه قباد اول دوباره منطقه را به سمت جنگ و خون و کشتار سوق داد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 427 تا 430
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
5⃣1⃣ قسمت پانزدهم ✅
⚠️ قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. قباد اول پسر فیروز(=پیروز) ساسانی در سال 488م به دستیاری زرمهر(=سوخرا) بر تخت نشست. در سالهای نخست پادشاهی قباد اول، زرمهر همچنان پایگاه برتر را در بین بزرگان ایران حفظ کرد. ولی قباد اول قصد داشت که خود را از نفوذ و سلطه زرمهر که مرد جاه طلبی بود و قدرت کشوری و لشکری در دست او بود برهاند. لذا با کمک سردار شاهپور که سپاهبذ سواد(=عراق و بابل) و با توطئه ای، زرمهر را به کشتن داد. نخستین کار بزرگ قباد لشکرکشی به کشور خزرها بود که مردم آن آلتایی و در کنار خزر زندگی میکردند. قباد اول شخصا به جنگ آنها رفت و شکستشان داد و با غنائم بسیاری بازگشت. در زمان قباد اول، مزدک پسر بامداد پدید آمد. مزدک از آمیختن دین مانی و زرتشت و عقاید افلاطون در کتاب جمهوریت، کیشی تازه آورد که اساس آن بر اصلاحات اجتماعی بود و میتوان آنرا یکنوع کمونیزم یا مسلک اشتراکی دانست. نظریه مزدک مبنی بر مساوات در تقسیم ثروت بین افراد بشر بود و انظار را جلب میکرد. مزدک میگفت: «مال و ثروت و زن باید به تساوی بین مردم تقسیم شود». برخی از دانشمندان، نهضت مزدک را به منزله عکس العمل بردگان و روستاییانی بود که در جامعه طبقاتی ساسانیان نیمه برده شده بودند و همچنین طغیان سکنه سابقا آزاد، شهرها و حومه بر ضدّ فئودالیسم و دستگاه برده سازی ساسانیان میدانند که بصورت جدال طبقاتی در آمد و علیه حرامسرای توانگران که در آن زنان بسیاری برای کامگذاری احتمالی ایشان محبوس بودند، اعتراض کرد. مزدک عقیده داشت زنان پیروانش باید در اشتراک مردان پیروش باشند.
⚠️قباد اول برای اینکه از نفوذ فوق العاده بزرگان و موبدان زرتشتی بکاهد طرفدار مزدک شد. اما قباد اول بخاطر شورشی که از جانب مردم و به تحریک موبدان زرتشتی روی داد از پادشاهی خلع شد و به زندان افتاد. حتی جماعتی که طرفدار زرمهر نیز بودند با موبدان علیه قباد اول یاری کردند. دشمن بد اندیش قباد اول، "گشنسب داد" بود که لقب "نخویر" و منصب کنارنگ(=حاکم و مرزبان شهر بزرگ) داشت و در روزگار بلاش ساسانی، هنگام پیمان صلح با ارامنه مشاور و معتمد زرمهر بود. البته همه بزرگان ضدّ قباد اول نبودند بلکه برخی از اعیان مانند سیاوش هواخواه قباد اول بودند. پس از خلع قباد اول، بزرگان و موبدان، برادر قباد اول که نامش زاماسب(=جاماسب) بود را بر تخت نشاندند و در باره قباد اول به مشورت نشستند. نخویر گشنسب داد، که فرمانده نظامی مرز هفتالیان بود رای به کشتن قباد اول داد، ولی دیگران رای به زندان افکندن قباد اول دادند و قباد طبق قول پروکوپیوس به سال 498م به زندان مخوف انوشبرد در دژ فراموشی افکنده شد، اما پس از سالها حبس سرانجام سیاوش با حیله ای قباد اول را از زندان رهانید. طبق روایات اسلامی قباد اول با نیرنگ زنش که خواهر او نیز بود از زندان گریخت. بازهم شاهد ازدواج یک شاه ساسانی با محارمش طبق رسوم دین زرتشتی هستیم. قباد با کمک سیاوش به سمت دیار هیاطله(=هفتالیان) گریخت و چون قبلا دو سال در آنجا گروگان بود، خاقان هفتالیان دخترش را که فرزند دختر اسیر شده فیروز(=پیروز) بود را به ازدواج قباد اول داد و قباد اول در واقع با خواهر زاده خودش ازدواج کرد و با خاقان هفتالیان(=هیاطله) پیمان بست که اگر دوباره به پادشاهی رسد به خاقان هیاطله خراج دهد. می بینیم که یک پادشاه ساسانی چگونه بخاطر قدرت و منافع شخصی خودش، اینگونه تن به امتیازات حقارت آمیز به دشمنانش میدهد. قباد اول با لشکری از هیاطله به ایران بازگشت و زاماسب(=جاماسب) مقاومتی نکرد و قباد اول دوباره پادشاه شد. طبق روایات "الیاس نصیبینی"، قباد، برادرش زاماسب را کشت. اما طبق روایت پروکوپیوس قباد، برادرش زاماسب(=جاماسب) را کور کرد. برخی مورخان هم روایت کردند که قباد، جاماسب و بزرگانی که برضدّ او قیام کردند را بخشید بجز نخویر گشنسب داد که بفرمان قباد کشته شد و سیاوش بخاطر خدماتش به مقام "ارتیشتاران سالار" یعنی فرمانده کل قوا رسید. او سپس به جنگ کاریشیان و قبایل عرب و تموریان رفت و آنها را سرکوب کرد. قباد اول اعراب حیره را بفرماندهی نعمان ثانی در جنگ علیه روم بیزانس حمایت میکرد. ارامنه سر به اطاعت قباد آوردند اما قباد به آنها آزار دینی داد بشرطی که در جنگ علیه روم در جبهه ساسانیان باشند و سیاستهای جنگ افروزانه قباد اول دوباره منطقه را به سمت جنگ و خون و کشتار سوق داد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 427 تا 430
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 427 تا 430
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. قباد اول(=کواد) بیستمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 427 تا 430
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory