⚠️ خوی جنگ طلبی بهرام گور ساسانی و آزار و شکنجه عیسویان ایران بدست این شاه زرتشتی_ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 417 و 418
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
2⃣1⃣ قسمت دوازدهم ✅
⚠️ یزدگرد دوم، شانزدهمین شاه ساسانی. او پسر بهرام گور بود و پس از پدر به تخت نشست(438_458م). بقول طبری، یزدگرد دوم در خطابه سلطنت خود بیان کرد که مثل پدرش، باژ عام طولانی نخواهد داد بلکه میخواهد به گوشه ای رفته، در خیر و صلاح مملکت بکوشد. باژ عام چیست? بنا به یکی از منابع سُریانی از زمان قدیم در ایران رسم بود که هر یک از کارگزاران دولت حق داشت در هفته اول ماه، به پیشگاه شاه رفته و درباره بیدادگری و حیف و میل اموال دولت مطالبی به عرض شاه برساند و یزدگرد دوم این رسم باستانی را بر انداخت. یزدگرد بخاطر برخی تجاوزات ماموران مرزی روم، به روم اعلان جنگ داد. اما امپراطور تئودوسیوس، مایل به جنگ نبود و موفق شد با ایران قرارداد صلح ببندد که طبق آن هیچیک از طرفین ایران و روم حق ندارد در نواحی نزدیک مرز مشترک دژ یا استحکاماتی بنا کند و نیز قبول کرد که برای نگهداری دربندهای خزر مقابل اقوام وحشی سالانه به ایرانی مبلغی مساعدت نماید.
⚠️ یزدگرد دوم ابتدا با عیسویان مهربان بود، اما بعد اینکه با دختر خود ازدواج کرد، و سپس دخترش و بزرگان دربار را کُشت رفتارش با عیسویان عوض شد. ازدواج با محارم یا خویدوده از رسوم پسندیده دین زرتشتی بود که در گاتهای اوستا به آن اشاره شده است. او نسبت به یهودیان هم سختگیری کرد و در 454 تا 455 م دستور داد که یهودیان روز سبت(شنبه) را عید نگیرند. او از سال دوم پادشاهی خود نسبت به ارمنی های عیسوی بدفتاری میکرد. یزدگرد دوم دینهای مختلف را بررسی کرد و به دین زرتشتی باقی ماند. پیشرفت دین عیسوی در ارمنستان از مدتها باعث نگرانی ساسانیان شده بود، زیرا عیسویان ارمنستان بخاطر دینشان به روم متمایل بودند. لذا مهرنرسی، وزیر اعظم یزدگرد دوم خواست از راه جبر و زور، مردم ارمنستان را به ترک دین عیسوی وادارد و در فرمانیکه برای ارمنی ها صادر کرد و اصول و عقاید زرتشتی را شرح داد، دین مسیحی را تخطئه کرد، و آنان را از عواقب نافرمانی و نپذیرفتن دین زرتشتی ترساند(❗️نکته: نامه مهرنرسی از اسناد مهم برای اثبات نشر دیانت زرتشتی به زور شمشیر می باشد). سپس اسقف های ارمنی(=اوک ها) جمع شدند و خلاصه پاسخی که به نامه مهرنرسی دادند چنین بود: «مغان مورد مسخره ما هستند و ما فرمان شما را نخواندیم، زیرا میدانیم دین زرتشتی شما باطل و پر از اوهام وخرافات است. ما نمیتوانیم دین الهی خود را در برابر جهل شما عرض کنیم و آنرا مورد مسخره شکا قرتر دهیم. ما مانند شما عناصر و خورشید و ماه و باد و "آتش" را نمیپرستیم، و اینهمه خدایان را در زمین و آسمان ستایش نمیکنیم، بلکه خدای یکتا را میپرستیم که آسمان و زمین از اوست». (❗️نکته: این نامه تاریخی یک سند بسیار محکم می باشد در اثبات آتش پرستی زرتشتیان که همواره با لجاجت پرستش آتش را انکار میکنند).
⚠️یزدگرد دوم پس از وصول این نامه، خواست که بزرگان ارامنه را به زندان افکند، اما آنان تظاهر به پذیرش دین زرتشتی کردند و یزدگرد خوشحال شد و اموال آنان را پس داد و بیش از 700 مغ را برای نشر دین زرتشتی به ارمنستان فرستاد، روحانیون عیسوی ارمنی شورش کردند و علیه ایران اعلان جنگ نمودند. ولی "وزگ" مرزبان ارمنستان به ایرانیان وفادار ماند و زرتشتی شد، شورشیان عیسوی از روم کمک خواستند، ولی روم مشغول دفاع از سرحدات خود در مقابل هونها بود. زیرا در 451 م، "آتیلا" رییس هونها در حال هجوم به روم غربی بود. با اینحال ارامنه غیرت به خرج دادند و پادگان ساسانی را شکست داده و وزگ را اسیر کرده و جبراً او را به دین عیسوی برگرداندند. یزدگرد دوم در این اثنا مشغول جنگ با مهاجمان هیاطله بود و فرصت فیصله دادن به کار ارمنستان را نداشت ولی پس از پایان کار مشرق، به ارمنستان لشکر کشید(455م). شورشیان عیسوی را در جنگ سختی مغلوب کرد و روحانیان و بزرگان شورشی را اسیر کرد و به "ویه دین شاهپور(بهدین شاپور)" فرمان داد که اسیران جنگی را قتل عام کند. گذشته از ارامنه، عیسویان داخل ایران هم مورد شکنجه و سختگیری بودند. بفرمان یزدگرد دوم عیسویان ایران به زندان انداخته شدند، اما اکثرشان از انکار مذهب خود امتناع کردند و پس از شکنجه های سخت در سال 456 م، اینها هم بخاطر نپذیرفتن دین زرتشتی قتل عام شدند. یوحنا مطران با هزاران مسیحی در کرکوک در مغرب حلوان هم کشته شدند. یزدگرد در سالهای آخر خود بسختی گرفتار جنگ با کیداریان(هونهای سفید) بود. یزدگرد، پادشاه هونها(خیون) موسوم به "چول" را که در شمال گرگان سکنی داشت، شکست داد و در آنجا شهری به نام یزدگرد بنا کرد و چند سال در آنجا اقامت گزید تا به مرزهای مورد تهاجم نزدیک باشد. یزدگرد دوم در سال 459 م به مرگ طبیعی درگذشت.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 419 تا 421
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
2⃣1⃣ قسمت دوازدهم ✅
⚠️ یزدگرد دوم، شانزدهمین شاه ساسانی. او پسر بهرام گور بود و پس از پدر به تخت نشست(438_458م). بقول طبری، یزدگرد دوم در خطابه سلطنت خود بیان کرد که مثل پدرش، باژ عام طولانی نخواهد داد بلکه میخواهد به گوشه ای رفته، در خیر و صلاح مملکت بکوشد. باژ عام چیست? بنا به یکی از منابع سُریانی از زمان قدیم در ایران رسم بود که هر یک از کارگزاران دولت حق داشت در هفته اول ماه، به پیشگاه شاه رفته و درباره بیدادگری و حیف و میل اموال دولت مطالبی به عرض شاه برساند و یزدگرد دوم این رسم باستانی را بر انداخت. یزدگرد بخاطر برخی تجاوزات ماموران مرزی روم، به روم اعلان جنگ داد. اما امپراطور تئودوسیوس، مایل به جنگ نبود و موفق شد با ایران قرارداد صلح ببندد که طبق آن هیچیک از طرفین ایران و روم حق ندارد در نواحی نزدیک مرز مشترک دژ یا استحکاماتی بنا کند و نیز قبول کرد که برای نگهداری دربندهای خزر مقابل اقوام وحشی سالانه به ایرانی مبلغی مساعدت نماید.
⚠️ یزدگرد دوم ابتدا با عیسویان مهربان بود، اما بعد اینکه با دختر خود ازدواج کرد، و سپس دخترش و بزرگان دربار را کُشت رفتارش با عیسویان عوض شد. ازدواج با محارم یا خویدوده از رسوم پسندیده دین زرتشتی بود که در گاتهای اوستا به آن اشاره شده است. او نسبت به یهودیان هم سختگیری کرد و در 454 تا 455 م دستور داد که یهودیان روز سبت(شنبه) را عید نگیرند. او از سال دوم پادشاهی خود نسبت به ارمنی های عیسوی بدفتاری میکرد. یزدگرد دوم دینهای مختلف را بررسی کرد و به دین زرتشتی باقی ماند. پیشرفت دین عیسوی در ارمنستان از مدتها باعث نگرانی ساسانیان شده بود، زیرا عیسویان ارمنستان بخاطر دینشان به روم متمایل بودند. لذا مهرنرسی، وزیر اعظم یزدگرد دوم خواست از راه جبر و زور، مردم ارمنستان را به ترک دین عیسوی وادارد و در فرمانیکه برای ارمنی ها صادر کرد و اصول و عقاید زرتشتی را شرح داد، دین مسیحی را تخطئه کرد، و آنان را از عواقب نافرمانی و نپذیرفتن دین زرتشتی ترساند(❗️نکته: نامه مهرنرسی از اسناد مهم برای اثبات نشر دیانت زرتشتی به زور شمشیر می باشد). سپس اسقف های ارمنی(=اوک ها) جمع شدند و خلاصه پاسخی که به نامه مهرنرسی دادند چنین بود: «مغان مورد مسخره ما هستند و ما فرمان شما را نخواندیم، زیرا میدانیم دین زرتشتی شما باطل و پر از اوهام وخرافات است. ما نمیتوانیم دین الهی خود را در برابر جهل شما عرض کنیم و آنرا مورد مسخره شکا قرتر دهیم. ما مانند شما عناصر و خورشید و ماه و باد و "آتش" را نمیپرستیم، و اینهمه خدایان را در زمین و آسمان ستایش نمیکنیم، بلکه خدای یکتا را میپرستیم که آسمان و زمین از اوست». (❗️نکته: این نامه تاریخی یک سند بسیار محکم می باشد در اثبات آتش پرستی زرتشتیان که همواره با لجاجت پرستش آتش را انکار میکنند).
⚠️یزدگرد دوم پس از وصول این نامه، خواست که بزرگان ارامنه را به زندان افکند، اما آنان تظاهر به پذیرش دین زرتشتی کردند و یزدگرد خوشحال شد و اموال آنان را پس داد و بیش از 700 مغ را برای نشر دین زرتشتی به ارمنستان فرستاد، روحانیون عیسوی ارمنی شورش کردند و علیه ایران اعلان جنگ نمودند. ولی "وزگ" مرزبان ارمنستان به ایرانیان وفادار ماند و زرتشتی شد، شورشیان عیسوی از روم کمک خواستند، ولی روم مشغول دفاع از سرحدات خود در مقابل هونها بود. زیرا در 451 م، "آتیلا" رییس هونها در حال هجوم به روم غربی بود. با اینحال ارامنه غیرت به خرج دادند و پادگان ساسانی را شکست داده و وزگ را اسیر کرده و جبراً او را به دین عیسوی برگرداندند. یزدگرد دوم در این اثنا مشغول جنگ با مهاجمان هیاطله بود و فرصت فیصله دادن به کار ارمنستان را نداشت ولی پس از پایان کار مشرق، به ارمنستان لشکر کشید(455م). شورشیان عیسوی را در جنگ سختی مغلوب کرد و روحانیان و بزرگان شورشی را اسیر کرد و به "ویه دین شاهپور(بهدین شاپور)" فرمان داد که اسیران جنگی را قتل عام کند. گذشته از ارامنه، عیسویان داخل ایران هم مورد شکنجه و سختگیری بودند. بفرمان یزدگرد دوم عیسویان ایران به زندان انداخته شدند، اما اکثرشان از انکار مذهب خود امتناع کردند و پس از شکنجه های سخت در سال 456 م، اینها هم بخاطر نپذیرفتن دین زرتشتی قتل عام شدند. یوحنا مطران با هزاران مسیحی در کرکوک در مغرب حلوان هم کشته شدند. یزدگرد در سالهای آخر خود بسختی گرفتار جنگ با کیداریان(هونهای سفید) بود. یزدگرد، پادشاه هونها(خیون) موسوم به "چول" را که در شمال گرگان سکنی داشت، شکست داد و در آنجا شهری به نام یزدگرد بنا کرد و چند سال در آنجا اقامت گزید تا به مرزهای مورد تهاجم نزدیک باشد. یزدگرد دوم در سال 459 م به مرگ طبیعی درگذشت.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 419 تا 421
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، یزدگرد دوم شانزدهمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 419 تا 421
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، یزدگرد دوم شانزدهمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 419 تا 421
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ نشر دیانت زرتشتی به زور شمشیر و کشتار و شکنجه ❌
⚠️باستانگرایان نژادپرست برای مهربان نشان دادن زرتشت و دینش برایش سخنان قصار جعل میکنند. طبق متون زرتشتی میدانیم اولین پادشاهی به زرتشت ایمان آورد، گشتاسب بود و برای نشر دین زرتشتی جنگها و کشتار بسیاری کرد، خصوصا تهاجم اسفندیار به سیستان تا مردم سیستان را به زور شمشیر، زرتشتی نماید. که بدست رستم دستان شکست خورد و کشته شد(1)
در اوستا از قول زرتشت بیان شده که هرکس پیرو زرتشت نباشد باید کشته شود(2)
مرگ وحشتناک مانی که پوستش را کندند و از کاه انباشتند و بر دروازه جندی شاپور آویختند به این علت بود که مانی نمی خواست زرتشتی باشد و موبدان متعصب و خشن زرتشتی او و پیروانش را به شدیدترین نحو ممکن کشتند. موبدان متعصب زرتشتی مزدک و پیروانش را کشتار کردند زیرا پیرو خرافات دیانت زرتشتی نبودند(3)
⚠️ داریوش اول، نخستین شاه هخامنشی است که ایرانیان را به زور شمشیر و سرکوب به مزداپرستی(=زرتشتی گری) مجبور میکرد. او در کتیبه بیستون اعتراف میکند که مردم خوزستان و سکاها و... بخاطر عدم پرستش اهورامزدا کشتار کرده و هر طور که دلش خواسته با آنها رفتار نموده(4)
⚠️ این سیاست کشتار و نشر دین زرتشتی به زور شمشیر، در سلسله ساسانیان با قدرت هرچه بیشتر اجرا میشد. وجود موبدان متعصب و خشن و حکومت زرتشتی_ساسانی باعث شد که غیر زرتشتیان در این دوره زیر بدترین شکنجه ها و تفتیش عقاید و کشتارها قرار بگیرند. در دوره سلطنت یزدگرد دوم، مردم ارمنستان در حال عیسوی شدن بودند و یزدگرد میخواست که ارمنستان زرتشتی باقی بماند. وزیر ایران مهرنرسی اعلامیه ای موهن منتشر کرد و اصول مذهب عیسوی را رد کرد، روحانیون عیسوی بر این اعلامیه، ردیّه نوشتند و کار به اقدامات جبری کشید و ارامنه شوریدند. در این موقع یزدگرد دوم به ارمنستان رفت و جنگ خونینی با عیسویان ارمنستان در "آوارائیر" در گرفت. سردار ارامنه "اردان مامی کنی" کشته شد و رئیس روحانیون ارامنه با ده نفر از کشیشان بزرگ اسیر شدند، سپس آتشکده ها برقرار شد و چون دین عیسوی نوپا بود مردم شناخت چندانی نداشتند و بخاطر فشار ساسانیان به دین زرتشتی باز می گشتند. در زمان یزدگرد دوم تعقیب مسیحیان در بین النهرین شروع شد و در کرکوک نزدیک حلوان بطوری که می نویسند: «هزاران مسیحی با خلیفه آنان که ژان نام داشت بدست یزدگرد دوم زرتشتی قتل عام شدند»(5)
⚠️گرایش ارمنستان به عیسویت باعث تمایلشان به روم میشد و این رفتار برای شاهان زرتشتی ساسانی و موبدان، که در ارمنستان منافع داشتند اصلا قابل تحمل نبود. مهرنرسی وزیر یزدگرد دوم، شخصا طرفدار اجرای فشار و تضییق بود. نتیجه مشاوراتی که بین شاه و مهرنرسی و بزرگان و موبدان زرتشتی صورت گرفت این شد که مهرنرسی ابلاغیه ای به نام شاه به نجبای ارمنستان ارسال نماید. لازار فرپی که نیم قرن پس از وقایع مذکور می زیسته این اعلامیه مهرنرسی را نقل کرد: «ما دیانت خود را که متکی بر حقیقت و مبتنی بر اساس و قواعد محکم است، نوشته و برای شما فرستادیم... میل داریم که کیش مقدس و حقیقی ما را بپذیرید و دیگر در دیانت عیسوی که همه میدانیم باطل و بی فایده است باقی نمانید. بنابراین پس از استحضار این نامه بدون اینکه خیالات دیگری در خاطر خطور دهید، "باید" اصول دیانت ما را به طیب خاطر بپذیرید...». روحانیون عیسوی هم در پاسخ به این بیانیه موهن، ردیه ای زدند و درخواست مهرنرسی را نپذیرفتند و دیانت زرتشتی را باطل و خرافی و سرشار از طبیعت پرستی و آتش و باد و خورشید و ماه پرستی دانستند و گفتند که اینهمه خدایانی که شما در زمین و آسمان دارید را پرستش نمی کنیم، بلکه خدایی یکتا را میپرستیم که هرچه در زمین و آسمان است آفریده اوست». یزدگرد پس از وصول جواب اسقفها، خاندانهای بزرگ ارمنی را طلب کرد و همه را زندان انداخت... او به ارمنستان حمله کرد و آنها را شکست داد و به جنایتکاری جدید به نام سردار "ویه دین شاهپور" را دستور داد که روحانیون محبوس عیسوی را قتل عام کنند و او چنین کرد. یزدگرد دوم عیسویان را به زندان می انداخت تا انکار دین خود کنند و زرتشتی شوند، در غیر اینصورت هلاک میشدند. یوحنان مطران یکی ازین موارد بود که در نواحی کوهستانی ماد و دجله عیسویت را تبلیغ میکرد، شکنجه و به قتل رسید و سرش را بر صخره ای گذاشتند. پس از مرگ یزدگرد دوم بین دو پسرش هرمزد سوم و پیروز بر سر قدرت جنگ درگرفت، این در حالی بود که مادرشان دینگ در تیسفون مشغول سلطنت بود(6)
📚منابع:
(1) زین الاخبار،گردیزی،دنیای کتاب چاپ یک،ص 53
(2) وندیداد اوستا،فرگرد16 ش18،فرگرد17ش11
(3) دانشنامه ایران باستان،هاشم رضی،ج2،ص1243
(4) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، شارپ، ص75_77
(5) تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان،حسن پیرنیا،ص 205
(6) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368،ص 385_391
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇
⚠️باستانگرایان نژادپرست برای مهربان نشان دادن زرتشت و دینش برایش سخنان قصار جعل میکنند. طبق متون زرتشتی میدانیم اولین پادشاهی به زرتشت ایمان آورد، گشتاسب بود و برای نشر دین زرتشتی جنگها و کشتار بسیاری کرد، خصوصا تهاجم اسفندیار به سیستان تا مردم سیستان را به زور شمشیر، زرتشتی نماید. که بدست رستم دستان شکست خورد و کشته شد(1)
در اوستا از قول زرتشت بیان شده که هرکس پیرو زرتشت نباشد باید کشته شود(2)
مرگ وحشتناک مانی که پوستش را کندند و از کاه انباشتند و بر دروازه جندی شاپور آویختند به این علت بود که مانی نمی خواست زرتشتی باشد و موبدان متعصب و خشن زرتشتی او و پیروانش را به شدیدترین نحو ممکن کشتند. موبدان متعصب زرتشتی مزدک و پیروانش را کشتار کردند زیرا پیرو خرافات دیانت زرتشتی نبودند(3)
⚠️ داریوش اول، نخستین شاه هخامنشی است که ایرانیان را به زور شمشیر و سرکوب به مزداپرستی(=زرتشتی گری) مجبور میکرد. او در کتیبه بیستون اعتراف میکند که مردم خوزستان و سکاها و... بخاطر عدم پرستش اهورامزدا کشتار کرده و هر طور که دلش خواسته با آنها رفتار نموده(4)
⚠️ این سیاست کشتار و نشر دین زرتشتی به زور شمشیر، در سلسله ساسانیان با قدرت هرچه بیشتر اجرا میشد. وجود موبدان متعصب و خشن و حکومت زرتشتی_ساسانی باعث شد که غیر زرتشتیان در این دوره زیر بدترین شکنجه ها و تفتیش عقاید و کشتارها قرار بگیرند. در دوره سلطنت یزدگرد دوم، مردم ارمنستان در حال عیسوی شدن بودند و یزدگرد میخواست که ارمنستان زرتشتی باقی بماند. وزیر ایران مهرنرسی اعلامیه ای موهن منتشر کرد و اصول مذهب عیسوی را رد کرد، روحانیون عیسوی بر این اعلامیه، ردیّه نوشتند و کار به اقدامات جبری کشید و ارامنه شوریدند. در این موقع یزدگرد دوم به ارمنستان رفت و جنگ خونینی با عیسویان ارمنستان در "آوارائیر" در گرفت. سردار ارامنه "اردان مامی کنی" کشته شد و رئیس روحانیون ارامنه با ده نفر از کشیشان بزرگ اسیر شدند، سپس آتشکده ها برقرار شد و چون دین عیسوی نوپا بود مردم شناخت چندانی نداشتند و بخاطر فشار ساسانیان به دین زرتشتی باز می گشتند. در زمان یزدگرد دوم تعقیب مسیحیان در بین النهرین شروع شد و در کرکوک نزدیک حلوان بطوری که می نویسند: «هزاران مسیحی با خلیفه آنان که ژان نام داشت بدست یزدگرد دوم زرتشتی قتل عام شدند»(5)
⚠️گرایش ارمنستان به عیسویت باعث تمایلشان به روم میشد و این رفتار برای شاهان زرتشتی ساسانی و موبدان، که در ارمنستان منافع داشتند اصلا قابل تحمل نبود. مهرنرسی وزیر یزدگرد دوم، شخصا طرفدار اجرای فشار و تضییق بود. نتیجه مشاوراتی که بین شاه و مهرنرسی و بزرگان و موبدان زرتشتی صورت گرفت این شد که مهرنرسی ابلاغیه ای به نام شاه به نجبای ارمنستان ارسال نماید. لازار فرپی که نیم قرن پس از وقایع مذکور می زیسته این اعلامیه مهرنرسی را نقل کرد: «ما دیانت خود را که متکی بر حقیقت و مبتنی بر اساس و قواعد محکم است، نوشته و برای شما فرستادیم... میل داریم که کیش مقدس و حقیقی ما را بپذیرید و دیگر در دیانت عیسوی که همه میدانیم باطل و بی فایده است باقی نمانید. بنابراین پس از استحضار این نامه بدون اینکه خیالات دیگری در خاطر خطور دهید، "باید" اصول دیانت ما را به طیب خاطر بپذیرید...». روحانیون عیسوی هم در پاسخ به این بیانیه موهن، ردیه ای زدند و درخواست مهرنرسی را نپذیرفتند و دیانت زرتشتی را باطل و خرافی و سرشار از طبیعت پرستی و آتش و باد و خورشید و ماه پرستی دانستند و گفتند که اینهمه خدایانی که شما در زمین و آسمان دارید را پرستش نمی کنیم، بلکه خدایی یکتا را میپرستیم که هرچه در زمین و آسمان است آفریده اوست». یزدگرد پس از وصول جواب اسقفها، خاندانهای بزرگ ارمنی را طلب کرد و همه را زندان انداخت... او به ارمنستان حمله کرد و آنها را شکست داد و به جنایتکاری جدید به نام سردار "ویه دین شاهپور" را دستور داد که روحانیون محبوس عیسوی را قتل عام کنند و او چنین کرد. یزدگرد دوم عیسویان را به زندان می انداخت تا انکار دین خود کنند و زرتشتی شوند، در غیر اینصورت هلاک میشدند. یوحنان مطران یکی ازین موارد بود که در نواحی کوهستانی ماد و دجله عیسویت را تبلیغ میکرد، شکنجه و به قتل رسید و سرش را بر صخره ای گذاشتند. پس از مرگ یزدگرد دوم بین دو پسرش هرمزد سوم و پیروز بر سر قدرت جنگ درگرفت، این در حالی بود که مادرشان دینگ در تیسفون مشغول سلطنت بود(6)
📚منابع:
(1) زین الاخبار،گردیزی،دنیای کتاب چاپ یک،ص 53
(2) وندیداد اوستا،فرگرد16 ش18،فرگرد17ش11
(3) دانشنامه ایران باستان،هاشم رضی،ج2،ص1243
(4) فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، شارپ، ص75_77
(5) تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان،حسن پیرنیا،ص 205
(6) ایران در زمان ساسانیان، کریستین سن، ترجمه یاسمی1368،ص 385_391
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️جنگ اسفندیار علیه رستم بخاطر نشر آیین مجوسی(زرتشتی) ابی سعید عبد الحی بن محمود گردیزی، زین الاخبار، ناشر: دنیای کتاب، تهران، چاپ اول، صفحه 53
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ کسیکه از دین زرتشتی برگردد او زنده زنده پوست می کندند و بدنش را قطعه قطعه میکردند طبق آیین زرتشتی، دانشنامه ایران باستان، هاشم رضی، جلد2، ص 1243
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ داریوش و سرکوب سکاها و خوزیان بخاطر نپرستیدن اهورامزدا. فرمانهای شاهنشان هخامنشی، رالف نورمن شارپ،ص 75 _ 77
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ نشر دیانت زرتشتی بوسیله شمشیر و کشتار و شکنجه توسط پادشاهان ساسانی و موبدان متعصب و خشن زرتشتی. تاریخ ایران از مادها تا انقراض ساسانیان، حسن پیرنیا، ص 205
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ نشر دیانت زرتشتی بوسیله شمشیر و کشتار و شکنجه توسط پادشاهان ساسانی و موبدان متعصب و خشن زرتشتی. ایران در زمان ساسانیان، پرفسور آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، ص 385_391
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ نشر دیانت زرتشتی بوسیله شمشیر و کشتار و شکنجه توسط پادشاهان ساسانی و موبدان متعصب و خشن زرتشتی. ایران در زمان ساسانیان، پرفسور آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، ص 385_391
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ نشر دیانت زرتشتی بوسیله شمشیر و کشتار و شکنجه توسط پادشاهان ساسانی و موبدان متعصب و خشن زرتشتی. ایران در زمان ساسانیان، پرفسور آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی، چاپ 1368، ص 385_391
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ فتح اسلامی با جنگ حاصل شد اما نشر اسلام بین مردم کشورهای فتح شده به زور جنگ نبود. کارنامه اسلام، زرینکوب ص 11
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
3⃣1⃣ قسمت سیزدهم ✅
⚠️ هرمزد سوم و ملکه دینگ هفدهمین شاهان ساسانی. پس از مرگ یزدگرد دوم، پسرش هرمزد سوم، از دوری برادر بزرگتر خود، پیروز(=فیروز) شاه سکستان(=سیستان) استفاده کرد و تاج و تخت را تصاحب نمود. ظاهرا علت این جسارت هرمزد، میل باطنی پدرش یزدگرد دوم به جانشینی او بود. فیروز با سپاهی از شرق به برادرش هرمزد حمله کرد و نزاع تکراری بر سر قدرت بین دو برادر در خاندان ساسانی شروع شد. مردم از هرمزد دل آزرده شدند و هواخواه فیروز گشتند. فیروز به یاری رهام(=رام یا ورهرام) که از خاندان مهران و مربی فیروز بود، هرمزد را شکست داد و اسیر ساخت. بنا به روایت الیزئوس، مورّخ ارمنی، رهام هرمزد را بکشت و فیروز را بر تخت نشانید.
⚠️ فیروز(=پیروز)، هجدهمین شاه ساسانی(459_483م). در زمان پادشاهی فیروز، ایران دچار خشکسالی شد و شهرها و دهات زیادی از بین رفت و هزاران نفر از گرسنگی مُردند. فیروز از مالیاتها صرفنظر کرد و بین مردم غلات تقسیم نمود. میگویند پس از پایان خشکسالی، عید آب ریزان در این زمان در ایران باستان مرسوم گشت، که در آن ایرانیان با آب پاشی، مقادیر زیادی ازین عنصر حیات بخش را فقط به بهانه عید گرفتن هدر می دادند. در زمان فیروز یهودیان گرفتار شکنجه و کشتار شدند، و سبب آن، انتشار این خبر بود که یهود دوتن از موبدان زرتشتی را زنده پوست کنده اند. این کشتار در شهر اصفهان که سکنه یهودی زیادی داشت شدت بیشتری داشته. البته موبدان زرتشتی توسط یهود به همان روشی شکنجه شدند که خودشان آنرا ابداع کرده بودند و مانی را پوست کنده بودند. مسیحیان دو فرقه بودند: یکی نسطوری که میگفتند مسیح دو طبیعت مجزا انسانی و ربّانی دارد و دومی یعقوبی که معتقد بودند این دو طبیعت در ذات مسیح وحدت یافته. یک اسقف جاه طلب به نام "برسوما" بشدت از عقاید نسطوری دفاع میکرد و از کلیسا اخراج شد. او خود را به فیروز نزدیک کرد و درخواست حمایت نمود. فیروز هم برای تفرقه افکنی بین مسیحیان از برسوما و نسطوریان حمایت کرد و برسوما را اسقف نصیبین و بازرس افواج مرزی ایران کرد. در این زمان دولت بیزانس بخاطر هجوم اقوام وحشی ضعیف شده بود و خطری برای ساسانیان نداشت. ولی برای محافظت از خود، منازعاتی بین هونها و ساسانیان ایجاد کرد و آتش جنگ را دامن زد. روم، مایل هم نبود که ایران مغلوب هونها شود، لذا زمانیکه فیروز از هیاطله(=هفتالیان) شکست خورد و زنش اسیر آنها شد، امپراطور زنون فدیه آزادی زن فیروز را پرداخت کرد. فیروز میخواست کیداریان که از هونهای سفید بودند را خراجگذار خود کند، اما کیدار پادشاه این قوم نپذیرفت. فیروز با کونگخاس پسر کیدار از در صلح و فریبکاری وارد شد و پیشنهاد داد که خواهر خود را به زنی کونگخاس بدهد اما بجای خواهرش زن دیگری را برای او فرستاد. کونگخاس متوجه فریبکاری فیروز شد و جنگ درگرفت. فیروز از روم کمک خواست اما روم دریغ ورزید ولی خودش کونگخاس را مغلوب کرد و کیدارها در قندهار ساکن شدند. هفتالیان(=هونهای سفید) که از کانسوی چین آمده بودند به طخارستان هجوم بردند. فیروز در جنگ با هفتالیان شکست خورد و اسیر گشت و شهر طالقان را به آنها داد و متعهد گشت که به هفتالیان تجاوز نکند و مجبور شد غرامت جنگ را نیز بپردازد. لذا شاه ساسانی بشدت تحقیر شد و پسرش کواد(=قباد) را دو سال بعنوان گروگان به دربار هفتالیان سپرد تا تمام مبلغ غرامت پرداخته شد. پس از شکست فیروز از هفتالیان، ارمنی ها که بزور شمشیر ساسانیان دوباره زرتشتی شده بودند، به دین مسیحی بازگشتند و برضدّ ساسانیان شورش کردند، اما شکست خوردند. فیروز که از شکست اول مقابل هفتالیان بشدت سرخورده بود با وجود ممانعت سپاهبد ورهرام و نقض تعهدات خود که با هفتالیان داشت، به کشور آنها حمله کرد و سپاهش کاملا شکست خورد و با گروهی از سپاهیان خود در خندقی افتاد و جسد فیروز هرگز بدست نیامد و دختر فیروز بدست اخشنوار، شاه هفتالیان اسیر گشت و حقارتی مضاعف نصیب جنگ طلبی های ساسانیان گشت و چندین ولایت از ایران جدا شد و پرداخت خراجی سالانه نیز بر ساسانیان تحمیل گشت. زمانیکه فیروز کشته شد دو سردارش زرمهر(=سوخرا) و شاهپور بسرعت به تیسفون آمدند و ولاش(=بلاش) برادر فیروز را به تخت نشاندند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 421 تا 425
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
3⃣1⃣ قسمت سیزدهم ✅
⚠️ هرمزد سوم و ملکه دینگ هفدهمین شاهان ساسانی. پس از مرگ یزدگرد دوم، پسرش هرمزد سوم، از دوری برادر بزرگتر خود، پیروز(=فیروز) شاه سکستان(=سیستان) استفاده کرد و تاج و تخت را تصاحب نمود. ظاهرا علت این جسارت هرمزد، میل باطنی پدرش یزدگرد دوم به جانشینی او بود. فیروز با سپاهی از شرق به برادرش هرمزد حمله کرد و نزاع تکراری بر سر قدرت بین دو برادر در خاندان ساسانی شروع شد. مردم از هرمزد دل آزرده شدند و هواخواه فیروز گشتند. فیروز به یاری رهام(=رام یا ورهرام) که از خاندان مهران و مربی فیروز بود، هرمزد را شکست داد و اسیر ساخت. بنا به روایت الیزئوس، مورّخ ارمنی، رهام هرمزد را بکشت و فیروز را بر تخت نشانید.
⚠️ فیروز(=پیروز)، هجدهمین شاه ساسانی(459_483م). در زمان پادشاهی فیروز، ایران دچار خشکسالی شد و شهرها و دهات زیادی از بین رفت و هزاران نفر از گرسنگی مُردند. فیروز از مالیاتها صرفنظر کرد و بین مردم غلات تقسیم نمود. میگویند پس از پایان خشکسالی، عید آب ریزان در این زمان در ایران باستان مرسوم گشت، که در آن ایرانیان با آب پاشی، مقادیر زیادی ازین عنصر حیات بخش را فقط به بهانه عید گرفتن هدر می دادند. در زمان فیروز یهودیان گرفتار شکنجه و کشتار شدند، و سبب آن، انتشار این خبر بود که یهود دوتن از موبدان زرتشتی را زنده پوست کنده اند. این کشتار در شهر اصفهان که سکنه یهودی زیادی داشت شدت بیشتری داشته. البته موبدان زرتشتی توسط یهود به همان روشی شکنجه شدند که خودشان آنرا ابداع کرده بودند و مانی را پوست کنده بودند. مسیحیان دو فرقه بودند: یکی نسطوری که میگفتند مسیح دو طبیعت مجزا انسانی و ربّانی دارد و دومی یعقوبی که معتقد بودند این دو طبیعت در ذات مسیح وحدت یافته. یک اسقف جاه طلب به نام "برسوما" بشدت از عقاید نسطوری دفاع میکرد و از کلیسا اخراج شد. او خود را به فیروز نزدیک کرد و درخواست حمایت نمود. فیروز هم برای تفرقه افکنی بین مسیحیان از برسوما و نسطوریان حمایت کرد و برسوما را اسقف نصیبین و بازرس افواج مرزی ایران کرد. در این زمان دولت بیزانس بخاطر هجوم اقوام وحشی ضعیف شده بود و خطری برای ساسانیان نداشت. ولی برای محافظت از خود، منازعاتی بین هونها و ساسانیان ایجاد کرد و آتش جنگ را دامن زد. روم، مایل هم نبود که ایران مغلوب هونها شود، لذا زمانیکه فیروز از هیاطله(=هفتالیان) شکست خورد و زنش اسیر آنها شد، امپراطور زنون فدیه آزادی زن فیروز را پرداخت کرد. فیروز میخواست کیداریان که از هونهای سفید بودند را خراجگذار خود کند، اما کیدار پادشاه این قوم نپذیرفت. فیروز با کونگخاس پسر کیدار از در صلح و فریبکاری وارد شد و پیشنهاد داد که خواهر خود را به زنی کونگخاس بدهد اما بجای خواهرش زن دیگری را برای او فرستاد. کونگخاس متوجه فریبکاری فیروز شد و جنگ درگرفت. فیروز از روم کمک خواست اما روم دریغ ورزید ولی خودش کونگخاس را مغلوب کرد و کیدارها در قندهار ساکن شدند. هفتالیان(=هونهای سفید) که از کانسوی چین آمده بودند به طخارستان هجوم بردند. فیروز در جنگ با هفتالیان شکست خورد و اسیر گشت و شهر طالقان را به آنها داد و متعهد گشت که به هفتالیان تجاوز نکند و مجبور شد غرامت جنگ را نیز بپردازد. لذا شاه ساسانی بشدت تحقیر شد و پسرش کواد(=قباد) را دو سال بعنوان گروگان به دربار هفتالیان سپرد تا تمام مبلغ غرامت پرداخته شد. پس از شکست فیروز از هفتالیان، ارمنی ها که بزور شمشیر ساسانیان دوباره زرتشتی شده بودند، به دین مسیحی بازگشتند و برضدّ ساسانیان شورش کردند، اما شکست خوردند. فیروز که از شکست اول مقابل هفتالیان بشدت سرخورده بود با وجود ممانعت سپاهبد ورهرام و نقض تعهدات خود که با هفتالیان داشت، به کشور آنها حمله کرد و سپاهش کاملا شکست خورد و با گروهی از سپاهیان خود در خندقی افتاد و جسد فیروز هرگز بدست نیامد و دختر فیروز بدست اخشنوار، شاه هفتالیان اسیر گشت و حقارتی مضاعف نصیب جنگ طلبی های ساسانیان گشت و چندین ولایت از ایران جدا شد و پرداخت خراجی سالانه نیز بر ساسانیان تحمیل گشت. زمانیکه فیروز کشته شد دو سردارش زرمهر(=سوخرا) و شاهپور بسرعت به تیسفون آمدند و ولاش(=بلاش) برادر فیروز را به تخت نشاندند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 421 تا 425
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان، هرمزد سوم و ملکه دینگ هفدهمین شاهان ساسانی و فیروز(=پیروز) هجدهمین شاه ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 421 تا 425
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory