❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ بهرام اول. او پس از برادرش هرمزد اول به تخت نشست و نام او به پهلوی "ورهران" آمده. ورهران در اوستا ایزد پیروزی و جنگ است. در روزگار بهرام اول "ملکه زنوبیا" پادشاه تدمُر از ایران در مقابل روم کمک خواست و دولت ساسانی بجای آنکه از این ملکه مخالف روم حمایت کند، لشکریان مختصری به یاری او فرستاد که سودمند واقع نشد و تدمُر مقابل رومیان شکست خورد. اورلین(=Aurelien) امپراطور روم از دخالت پادشاه ایران در کار تدمُر خشمگین شد و بفکر جنگ با ساسانیان افتاد. بهرام اول که پادشاهی "ضعیف النّفس" بود برای اینکه دل امپراطوری را بدست آورد، هدایایی یا بهتر بگوییم باج، که شامل جعبه ای ارغوانی رنگ بود برای او فرستاد. با این وجود در سال 275 م، اورلین با سپاهی به قصد ایران حرکت کرد. او مردم آلان که در قفقاز جای داشتند، واداشت که از سمت شمال به ساسانیان حمله کنند و خود بطرف بیزانس رهسپار شد. در اینجا او حکم قتل عده ای از مأموران و سران عالی رتبه را صادر کرد، ولی حکم مزبور پیش از آنکه اجرا شود توسط یکی از دبیران به گوش محکومین رسید و آنان برای نجات خود، اورلین را کشتند. قتل اورلین در زمان پادشاه ضعیف النّفسی مانند بهرام اول، از خوشبختیهای ساسانیان بود. بهرام هم در همان سال بعد درگذشت(276 م). نقش برجسته ای در سنگ شاهپور است که بهرام اول را در حالیکه اهورمزدا مقام پادشاهی را به او عطا میکند نشان میدهد. پادشاهی بهرام اول مصادف با اوج قدرت گیری موبد متعصب و خشن ساسانی یعنی کرتیر بود. بهرام اول با تحریکات کرتیر، مانی را گرفته و بکشت و پوست او را کند و پُر از کاه نمود و بر دروازه ای از دروازه های شهر جندی شاپور که به "باب مانی" معروف شد بیاویخت.
📚 منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 396 و 397
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
4⃣ قسمت چهارم ✅
⚠️ بهرام اول. او پس از برادرش هرمزد اول به تخت نشست و نام او به پهلوی "ورهران" آمده. ورهران در اوستا ایزد پیروزی و جنگ است. در روزگار بهرام اول "ملکه زنوبیا" پادشاه تدمُر از ایران در مقابل روم کمک خواست و دولت ساسانی بجای آنکه از این ملکه مخالف روم حمایت کند، لشکریان مختصری به یاری او فرستاد که سودمند واقع نشد و تدمُر مقابل رومیان شکست خورد. اورلین(=Aurelien) امپراطور روم از دخالت پادشاه ایران در کار تدمُر خشمگین شد و بفکر جنگ با ساسانیان افتاد. بهرام اول که پادشاهی "ضعیف النّفس" بود برای اینکه دل امپراطوری را بدست آورد، هدایایی یا بهتر بگوییم باج، که شامل جعبه ای ارغوانی رنگ بود برای او فرستاد. با این وجود در سال 275 م، اورلین با سپاهی به قصد ایران حرکت کرد. او مردم آلان که در قفقاز جای داشتند، واداشت که از سمت شمال به ساسانیان حمله کنند و خود بطرف بیزانس رهسپار شد. در اینجا او حکم قتل عده ای از مأموران و سران عالی رتبه را صادر کرد، ولی حکم مزبور پیش از آنکه اجرا شود توسط یکی از دبیران به گوش محکومین رسید و آنان برای نجات خود، اورلین را کشتند. قتل اورلین در زمان پادشاه ضعیف النّفسی مانند بهرام اول، از خوشبختیهای ساسانیان بود. بهرام هم در همان سال بعد درگذشت(276 م). نقش برجسته ای در سنگ شاهپور است که بهرام اول را در حالیکه اهورمزدا مقام پادشاهی را به او عطا میکند نشان میدهد. پادشاهی بهرام اول مصادف با اوج قدرت گیری موبد متعصب و خشن ساسانی یعنی کرتیر بود. بهرام اول با تحریکات کرتیر، مانی را گرفته و بکشت و پوست او را کند و پُر از کاه نمود و بر دروازه ای از دروازه های شهر جندی شاپور که به "باب مانی" معروف شد بیاویخت.
📚 منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 396 و 397
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. بهرام اول ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 396 تا 397
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. سکه منقوش به چهره بهرام اول ساسانی که با همدستی موبد متعصب زرتشتی یعنی کرتیر، مانی را اعدام کردند و پوست او را کندند و از کاه انباشتند و بر دروازه شهر جندی شاپور(گندی شاپور) آویختند. قتل فجیع مرتدان زرتشتی بدست موبدان و دین زرتشتی.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
5⃣ قسمت پنجم ✅
⚠️ بهرام دوم ساسانی. او پس از پدرش بهرام اول به تخت نشست، در آغاز مردی ستمگر و سخت کُش بود(=بشدت کشتار میکرد) و عطوفتی به ایرانیان نداشت، تا آنجا که بزرگان کشور برای برداشتن او از پادشاهی توطئه کردند و میخواستند او را بکشند. ولی کرتیر موبد موبدان به او اندرز بسیار داد و بهرام دوم رفتار خود را تغییر داد و تا پایان عمر به دادگستری پرداخت. در زمان بهرام دوم، امپراطور روم شخصی به نام کاروس(=Carus) بود و سردار بزرگی بود. او با سارماتها که از اقوام سکایی و آریایی ساکن قفقاز بودند جنگ کرد و با سپاه انبوهی به مرزهای ساسانیان روی آورد. بهرام دوم چون صولت لشکر کاروس را دید هراسید و سُفرایی برای مذاکره صلح فرستاد. سفرا با پیرمردی روبرو شدند که بر زمین نشسته و غذایی مرکب از گوشت خوک نمک سوز شده و خشک شده و چند دانه نخود سفید میخورد و این همان کاروس بود که فقط با جبّه ای ارغوانی به تن داشت شناخته میشد که امپراطورست. کاروس بدون اینکه فرصتی برای تعارفات معمول باقی بگذارد، کلاه خود را برای پوشیدن سر بی موی خویش به سر میگذاشت و از سر بر میداشت، سوگند یاد کرد که هرگاه شاهنشاه ساسانی سر اطاعت پیش نیارد، کشورش را چنان عاری از درخت خواهم کرد که سر من خالی از مو است. او بقول خود وفا کرد و همه مقاومت ایرانیان ساسانی را درهم شکست و سرزمین های بین النهرین را به تصرف درآورد و تا تیسفون پیش رفت. اما ناگهان باد و رعد و برق شدیدی در گرفت و فی الحال امپراطور را در خیمه اش مُرده یافتند، ظاهرا گرفتار برق زدگی شده بود. سربازان رومی مرگ او را علامت خشم خدا دانسته و عقب نشستند و قلمرو شاه ساسانی از شرّ کاروس نجات یافت و نومریان(=Numerian) قیصر جدید روم متارکه جنگ را اعلام کرد.
⚠️ در سال 383 م پیمانی بین ایران و روم بسته شد که بموجب آن بین النهرین و ارمنستان به تصرف روم در آمد. واگذاری این دو ایالت بخاطر شورشی بود که علیه حکومت ناتوان ساسانی در شرق ایران رخ داده بود. توضیح آنکه، هرمزد برادر بهرام دوم که نیابت سیستان را برعهده داشت بقصد تصرف تاج و تخت بهرام دوم عصیان کرد و پادشاه کوشان از هرمزد حمایت نمود و جنگ بین برادران بر سر قدرت در درون خاندان ساسانی ایجاد شد. ناگفته نماند که کرتیر موبد متعصب و خشن زرتشتی هم سخت مشغول قلعو قمع ایرانیان غیرزرتشتی و قتل عام مرتدان و تخریب عبادتگاههای آنان بود. سکه های معروف به سکایی_ساسانی که از طرف سلطنت قسمت شرقی قلمرو ساسانیان ضرب میشد حاکی از اینست که در زمان بهرام دوم این منطقه تحت سلطنت یکی از شاهزادگان خاندان سلطنتی ملقب کوشان شاه بوده است. پیروز برادر شاهپور اول نیز خود را کوشان شاه بزرگ خوانده بود. سپس شاهپور اول پسرش هرمزد اول را به حکومت خراسان گماشت و لقب شاهنشاه بزرگ کوشان را به او داد. بهرام اول و دوم پیش از جلوس بر تخت، کوشان شاه خوانده میشدند. در زمان پادشاهی بهرام دوم، برادرش هرمزد حاکم خراسان بود و حین جنگ ایران و روم علم طغیان برافراشت و به یاری گیلها و سکاها و کوشانیان میخواست حکومتی مستقل در شرق ایران برپا کند، بهمین جهت بهرام دوم بخاطر شورش برادرش، جنگ با روم را پایان داد و به سرکوبی شورشیان و برادرش پرداخت و سیستان را دوباره تصرف کرد و شاهزاده ای که بهرام نام داشت(=بهرام سوم) را لقب سکانشاه داد. چنانکه هرتسفلد می نویسد: معمولا ولیعهد ایران را به حکومت مهمترین ایالتی که پس از دیگر ایالات تسخیر شده بود می گماردند. اولین سکه ساسانی که حاوی نقش یک شاه با همسرش است مربوط به بهرام دوم می باشد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 397 تا 399
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
5⃣ قسمت پنجم ✅
⚠️ بهرام دوم ساسانی. او پس از پدرش بهرام اول به تخت نشست، در آغاز مردی ستمگر و سخت کُش بود(=بشدت کشتار میکرد) و عطوفتی به ایرانیان نداشت، تا آنجا که بزرگان کشور برای برداشتن او از پادشاهی توطئه کردند و میخواستند او را بکشند. ولی کرتیر موبد موبدان به او اندرز بسیار داد و بهرام دوم رفتار خود را تغییر داد و تا پایان عمر به دادگستری پرداخت. در زمان بهرام دوم، امپراطور روم شخصی به نام کاروس(=Carus) بود و سردار بزرگی بود. او با سارماتها که از اقوام سکایی و آریایی ساکن قفقاز بودند جنگ کرد و با سپاه انبوهی به مرزهای ساسانیان روی آورد. بهرام دوم چون صولت لشکر کاروس را دید هراسید و سُفرایی برای مذاکره صلح فرستاد. سفرا با پیرمردی روبرو شدند که بر زمین نشسته و غذایی مرکب از گوشت خوک نمک سوز شده و خشک شده و چند دانه نخود سفید میخورد و این همان کاروس بود که فقط با جبّه ای ارغوانی به تن داشت شناخته میشد که امپراطورست. کاروس بدون اینکه فرصتی برای تعارفات معمول باقی بگذارد، کلاه خود را برای پوشیدن سر بی موی خویش به سر میگذاشت و از سر بر میداشت، سوگند یاد کرد که هرگاه شاهنشاه ساسانی سر اطاعت پیش نیارد، کشورش را چنان عاری از درخت خواهم کرد که سر من خالی از مو است. او بقول خود وفا کرد و همه مقاومت ایرانیان ساسانی را درهم شکست و سرزمین های بین النهرین را به تصرف درآورد و تا تیسفون پیش رفت. اما ناگهان باد و رعد و برق شدیدی در گرفت و فی الحال امپراطور را در خیمه اش مُرده یافتند، ظاهرا گرفتار برق زدگی شده بود. سربازان رومی مرگ او را علامت خشم خدا دانسته و عقب نشستند و قلمرو شاه ساسانی از شرّ کاروس نجات یافت و نومریان(=Numerian) قیصر جدید روم متارکه جنگ را اعلام کرد.
⚠️ در سال 383 م پیمانی بین ایران و روم بسته شد که بموجب آن بین النهرین و ارمنستان به تصرف روم در آمد. واگذاری این دو ایالت بخاطر شورشی بود که علیه حکومت ناتوان ساسانی در شرق ایران رخ داده بود. توضیح آنکه، هرمزد برادر بهرام دوم که نیابت سیستان را برعهده داشت بقصد تصرف تاج و تخت بهرام دوم عصیان کرد و پادشاه کوشان از هرمزد حمایت نمود و جنگ بین برادران بر سر قدرت در درون خاندان ساسانی ایجاد شد. ناگفته نماند که کرتیر موبد متعصب و خشن زرتشتی هم سخت مشغول قلعو قمع ایرانیان غیرزرتشتی و قتل عام مرتدان و تخریب عبادتگاههای آنان بود. سکه های معروف به سکایی_ساسانی که از طرف سلطنت قسمت شرقی قلمرو ساسانیان ضرب میشد حاکی از اینست که در زمان بهرام دوم این منطقه تحت سلطنت یکی از شاهزادگان خاندان سلطنتی ملقب کوشان شاه بوده است. پیروز برادر شاهپور اول نیز خود را کوشان شاه بزرگ خوانده بود. سپس شاهپور اول پسرش هرمزد اول را به حکومت خراسان گماشت و لقب شاهنشاه بزرگ کوشان را به او داد. بهرام اول و دوم پیش از جلوس بر تخت، کوشان شاه خوانده میشدند. در زمان پادشاهی بهرام دوم، برادرش هرمزد حاکم خراسان بود و حین جنگ ایران و روم علم طغیان برافراشت و به یاری گیلها و سکاها و کوشانیان میخواست حکومتی مستقل در شرق ایران برپا کند، بهمین جهت بهرام دوم بخاطر شورش برادرش، جنگ با روم را پایان داد و به سرکوبی شورشیان و برادرش پرداخت و سیستان را دوباره تصرف کرد و شاهزاده ای که بهرام نام داشت(=بهرام سوم) را لقب سکانشاه داد. چنانکه هرتسفلد می نویسد: معمولا ولیعهد ایران را به حکومت مهمترین ایالتی که پس از دیگر ایالات تسخیر شده بود می گماردند. اولین سکه ساسانی که حاوی نقش یک شاه با همسرش است مربوط به بهرام دوم می باشد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 397 تا 399
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. بهرام دوم ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 397 تا 399
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. بهرام دوم ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 397 تا 399
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. بهرام دوم ساسانی. سکه منقوش به چهره بهرام دوم ساسانی و همسرش که بخشی از صورت احتمالا موبد کرتیر هم بر روی سکه پیداست.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
6⃣ قسمت ششم ✅
⚠️ بهرام سوم ساسانی. او پس از پدرش بهرام دوم به تخت نشست و پادشاهیش چهار ماه بیشتر دوام نیافت، زیرا نرسی(=نرسه) پسر شاهپور اول که عموی پدر بهرام سوم بود سر به طغیان برداشت و بهرام سوم را از سلطنت خلع کرد(293م). نزاع بر سر قدرت در درون خاندان ساسانی همواره یک واقعیت ملموس بوده. بهرام سوم لقب سکانشاه داشت زیرا در زمان پدرش بهرام دوم، فرمانروای سیستان(=سکستان) بود.
⚠️ نرسی. بهرام سوم بدست نرسی(به رومی نارسیس) از سلطنت خلع شد و تاج و تخت ساسانی به شعبه صغرای سلسله ساسانی انتقال یافت که موضوع سنگ نبشته بزرگ نرسی در پایکولی ذکر این قضیه است. بعلاوه نرسی کیفیت تاجگذاری و سلطنت خداداد خود را بر تخت سنگی در نقش رستم کنده است. حتی بین نرسی و برادرش هرمزد در آغاز سلطنت بر سر تاج و تخت نزاع درگرفت و سرانجام نرسی بر هرمزد پیروز شد که این ماجرا هم گویای نزاع و کشمکش دیگری در درون خاندان ساسانی برای تصاحب قدرت می باشد. میل جنگ طلبی نرسی باعث شد که او در سال 296 م به ارمنستان هجوم ببرد و تیرداد پسر خسرو پادشاه ارمنستان گریخت و به روم پناه برد. نکته اینکه ارمنستان از زمان اردشیر بابکان تابع ایران بود ولی ارمنی ها شاهزادگان ساسانی را نمی پذیرفتند، و علتش آن بُغضی بود که ساسانیان زرتشتی نسبت به آیین ارمنی ها داشتند. چنانکه، مجسمه رب النوع آفتاب و ماه را که چند قرن پیش "والارشک" پادشاه ارمنستان ساخته بود خراب کردند. "دیوکلسین" در این زمان امپراطور روم بود و در صدد اجرای نقشه کاروس برآمد. به گالریوس سردار روم در دانوب دستور داد که به شام رفته و سپاه روم را برای حمله به ایران قیادت(=رهبری) کند، از سویی دیگر نرسی هم به بین النهرین تاخت. در دو جنگی که بین ایران و روم اتفاق افتاد نتیجه قطعی حاصل نشد و در جنگ سوم نزدیک حرّان، رومیان کاملا شکست خوردند و تنها گروهی از فراریان از جمله گالریوس و تیرداد خود را به فرات انداخته و جان به در بردند. در زمستان سال بعد(297م) دیوکلسین مجدد گالریوس را به سرداری لژیونهای رومی گسیل داد تا شکست سابق خود را جبران کند. گالریوس با شبیخون و حمله ناگهانی بر سپاه ساسانی فاتح شد و نرسی زخم برداشت و با زحمت گریخت و همسرش را جا گذاشت. در این جنگ ارسان(=Arsan) زن نرسی گریزپا بدست رومیان اسیر شد. پس از آن نرسی سفیری نزد گالریوس فرستاد و خواستار صلح شد. سفیر مزبور جهت چاپلوسی و برای خوش آمد رومیان گفت: ایران و روم مانند دو چشم هستند و چنانکه دو چشم انسان قدر یکدیگر را می دانند این دو دولت هم باید قدر هم را بدانند. گالریوس به سفیر ایران پرخاش کرد و رفتار زشت شاهپور اول را با والرین بیاد آورد و او را مرخص کرد و گفت آقای او قیصر به موقع شرایط صلح را اطلاع خواهد داد.
⚠️ رومیان سفیری نزد نرسی فرستادند و نرسی ننگین ترین معاهده صلح بین ساسانیان و رومیان را پذیرفت که چیزی جز وطن فروشی نمیتوان ازین حرکت ساسانیان برداشت کرد. مفاد این معاهده به شرح ذیل می باشد:
1⃣ واگذاری پنج ولایت ماورای رود دجله به روم. بعضی از محققان این پنج ولایت را ارزون، مک، زاید، رحیمه و کردو دانسته اند ولی مارکوارت نام آنها را چنین نوشته است: ارزن، آنگل، سوفن، زایده و کردو
2⃣ دجله بجای فرات باید مرز ایران و روم باشد
3⃣ عدم دخالت ایران در ارمنستان و واگذاری دژ "زنتا" در آذربایجان
4⃣ ایبری(=گرجستان) باید تحت الحمایت روم قرار گیرد
5⃣ نصیبین باید یگانه محل برای مبادله مال التجاره ایران و روم باشد که این بند به خواهش نرسی حذف شد.
⚠️ باری به موجب این معاهده ننگین ایران از ارمنستان کوچک و مجموعه ایالات واقع در مشرق دجله محروم گردید و این سرزمینها به همراه ساکنانش در واقع بخاطر جنگ طلبی و نالایقی نرسی به روم، داده شد. در هیچ زمانی دولت روم چنین امتیازی در برابر ساسانیان بدست نیاورده بود. این صلح چهل سال طول کشید. نرسی بعد از این صلح ننگین دیگر نتوانست پادشاهی کند و ناچار به کناره گیری از سلطنت گردید و پس از چندی از اندوه مُرد(302م)
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 399 تا401
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
6⃣ قسمت ششم ✅
⚠️ بهرام سوم ساسانی. او پس از پدرش بهرام دوم به تخت نشست و پادشاهیش چهار ماه بیشتر دوام نیافت، زیرا نرسی(=نرسه) پسر شاهپور اول که عموی پدر بهرام سوم بود سر به طغیان برداشت و بهرام سوم را از سلطنت خلع کرد(293م). نزاع بر سر قدرت در درون خاندان ساسانی همواره یک واقعیت ملموس بوده. بهرام سوم لقب سکانشاه داشت زیرا در زمان پدرش بهرام دوم، فرمانروای سیستان(=سکستان) بود.
⚠️ نرسی. بهرام سوم بدست نرسی(به رومی نارسیس) از سلطنت خلع شد و تاج و تخت ساسانی به شعبه صغرای سلسله ساسانی انتقال یافت که موضوع سنگ نبشته بزرگ نرسی در پایکولی ذکر این قضیه است. بعلاوه نرسی کیفیت تاجگذاری و سلطنت خداداد خود را بر تخت سنگی در نقش رستم کنده است. حتی بین نرسی و برادرش هرمزد در آغاز سلطنت بر سر تاج و تخت نزاع درگرفت و سرانجام نرسی بر هرمزد پیروز شد که این ماجرا هم گویای نزاع و کشمکش دیگری در درون خاندان ساسانی برای تصاحب قدرت می باشد. میل جنگ طلبی نرسی باعث شد که او در سال 296 م به ارمنستان هجوم ببرد و تیرداد پسر خسرو پادشاه ارمنستان گریخت و به روم پناه برد. نکته اینکه ارمنستان از زمان اردشیر بابکان تابع ایران بود ولی ارمنی ها شاهزادگان ساسانی را نمی پذیرفتند، و علتش آن بُغضی بود که ساسانیان زرتشتی نسبت به آیین ارمنی ها داشتند. چنانکه، مجسمه رب النوع آفتاب و ماه را که چند قرن پیش "والارشک" پادشاه ارمنستان ساخته بود خراب کردند. "دیوکلسین" در این زمان امپراطور روم بود و در صدد اجرای نقشه کاروس برآمد. به گالریوس سردار روم در دانوب دستور داد که به شام رفته و سپاه روم را برای حمله به ایران قیادت(=رهبری) کند، از سویی دیگر نرسی هم به بین النهرین تاخت. در دو جنگی که بین ایران و روم اتفاق افتاد نتیجه قطعی حاصل نشد و در جنگ سوم نزدیک حرّان، رومیان کاملا شکست خوردند و تنها گروهی از فراریان از جمله گالریوس و تیرداد خود را به فرات انداخته و جان به در بردند. در زمستان سال بعد(297م) دیوکلسین مجدد گالریوس را به سرداری لژیونهای رومی گسیل داد تا شکست سابق خود را جبران کند. گالریوس با شبیخون و حمله ناگهانی بر سپاه ساسانی فاتح شد و نرسی زخم برداشت و با زحمت گریخت و همسرش را جا گذاشت. در این جنگ ارسان(=Arsan) زن نرسی گریزپا بدست رومیان اسیر شد. پس از آن نرسی سفیری نزد گالریوس فرستاد و خواستار صلح شد. سفیر مزبور جهت چاپلوسی و برای خوش آمد رومیان گفت: ایران و روم مانند دو چشم هستند و چنانکه دو چشم انسان قدر یکدیگر را می دانند این دو دولت هم باید قدر هم را بدانند. گالریوس به سفیر ایران پرخاش کرد و رفتار زشت شاهپور اول را با والرین بیاد آورد و او را مرخص کرد و گفت آقای او قیصر به موقع شرایط صلح را اطلاع خواهد داد.
⚠️ رومیان سفیری نزد نرسی فرستادند و نرسی ننگین ترین معاهده صلح بین ساسانیان و رومیان را پذیرفت که چیزی جز وطن فروشی نمیتوان ازین حرکت ساسانیان برداشت کرد. مفاد این معاهده به شرح ذیل می باشد:
1⃣ واگذاری پنج ولایت ماورای رود دجله به روم. بعضی از محققان این پنج ولایت را ارزون، مک، زاید، رحیمه و کردو دانسته اند ولی مارکوارت نام آنها را چنین نوشته است: ارزن، آنگل، سوفن، زایده و کردو
2⃣ دجله بجای فرات باید مرز ایران و روم باشد
3⃣ عدم دخالت ایران در ارمنستان و واگذاری دژ "زنتا" در آذربایجان
4⃣ ایبری(=گرجستان) باید تحت الحمایت روم قرار گیرد
5⃣ نصیبین باید یگانه محل برای مبادله مال التجاره ایران و روم باشد که این بند به خواهش نرسی حذف شد.
⚠️ باری به موجب این معاهده ننگین ایران از ارمنستان کوچک و مجموعه ایالات واقع در مشرق دجله محروم گردید و این سرزمینها به همراه ساکنانش در واقع بخاطر جنگ طلبی و نالایقی نرسی به روم، داده شد. در هیچ زمانی دولت روم چنین امتیازی در برابر ساسانیان بدست نیاورده بود. این صلح چهل سال طول کشید. نرسی بعد از این صلح ننگین دیگر نتوانست پادشاهی کند و ناچار به کناره گیری از سلطنت گردید و پس از چندی از اندوه مُرد(302م)
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 399 تا401
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. بهرام سوم و نرسی(=نرسه) ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 399 تا 401
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. بهرام سوم و نرسی(=نرسه) ساسانی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 399 تا 401
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ نگاره نیمرخ نرسی(=نرسه) بر روی سکه ساسانی و نقش آتشدان در پشت سکه
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه بهرام سوم که نیمرخ کرتیر، موبد خشن و متعصب زرتشتی در گوشه سکه دیده میشود. به نماد سگ بر روی کلاه کرتیر توجه کنید، در دیانت زرتشتی سگ موجودی برتر و عزیز تر از انسان زرتشتی است، زیرا در منابع دینی زرتشتی به صراحت بیان شده که مجازات دادن غذای داغ به سگ اعدام است(وندیداد اوستا، شرح هاشم رضی، جلد3، صفحه 1478، فرگرد 15، شماره3) و نیز مجازات رماندن سگ حامله، اعدام بوده است(وندیداد اوستا، شرح هاشم رضی، جلد3، صفحه1478، فرگرد 15، شماره 5)
در حالیکه مجازات انسانی که با انسانی دیگر چنین کارهایی کند، اعدام نبوده !
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
در حالیکه مجازات انسانی که با انسانی دیگر چنین کارهایی کند، اعدام نبوده !
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
7⃣ قسمت هفتم ✅
⚠️ هرمزد دوم هشتمین شاه ساسانی(302 _ 309 م). هرمزد پسر دوم و جانشین نرسی بود. در این زمان ایران، به علت شکست نرسی در برابر روم ضعیف شده و در مشرق نیز از عهده مقابله با کوشانیان بر نمی آمد. لذا ناگزیر گردید تا بوسیله ازدواج خطر را مرتفع سازد، ازینرو هرمزد دوم با شاهدختی کوشانی ازدواج کرد، و این کار به منزله گروگان برای حُسن نیت خانواده عروس نسبت به ساسانیان تلقی گردید. هرمزد دوم پادشاهی دادگر و آبادگر بود. و در جنگ با اعراب بحرین(احساء) کشته شد، سابقه این جنگها بین ساسانیان و اعراب بحرین طولانی بود.
⚠️ آذر نرسی نهمین پادشاه ساسانی. آذر نرسی یا آذر نرسه پس از پدرش به تخت نشست. وی یکی از پسران هرمزد دوم از زن اول او بود. وی شاهی بسیار ستمگر و خونریز بود. بحدی که بزرگان کشور انجمن کرده و او را پس از چند ماه از سلطنت انداختند و کشتند(310 م) و یکی از برادران آذر نرسی را کور کردند و برادر دیگرش که هرمزد نام داشت را به زندان افکندند. او از زندان گریخت و به رومیان پناه برد و اخلاق و آداب یونانی آموخت و ایرانیان نخواستند که او را پادشاه کنند. شاهان ساسانی به محض نزاع درون خاندانی به سلاطین روم یعنی به دشمن خود پناه می بردند و برای خیانت علیه ایران با روم دست دوستی می دادند و ملتمس حمایت رومیان بودند جهت پادشاهی در ایران. مقارن با این احوال، بزرگان، برادر آذرنرسی که کودکی خردسال بود و هنوز در شکم مادرش قرار داشت، و از زن دوم هرمزد دوم بود را برای پادشاهی انتخاب کردند، که نامش شاهپور دوم(ذو الاکتاف) بود و بزرگان او را قبل از تولد به پادشاهی برگزیدند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 399 تا 401
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
7⃣ قسمت هفتم ✅
⚠️ هرمزد دوم هشتمین شاه ساسانی(302 _ 309 م). هرمزد پسر دوم و جانشین نرسی بود. در این زمان ایران، به علت شکست نرسی در برابر روم ضعیف شده و در مشرق نیز از عهده مقابله با کوشانیان بر نمی آمد. لذا ناگزیر گردید تا بوسیله ازدواج خطر را مرتفع سازد، ازینرو هرمزد دوم با شاهدختی کوشانی ازدواج کرد، و این کار به منزله گروگان برای حُسن نیت خانواده عروس نسبت به ساسانیان تلقی گردید. هرمزد دوم پادشاهی دادگر و آبادگر بود. و در جنگ با اعراب بحرین(احساء) کشته شد، سابقه این جنگها بین ساسانیان و اعراب بحرین طولانی بود.
⚠️ آذر نرسی نهمین پادشاه ساسانی. آذر نرسی یا آذر نرسه پس از پدرش به تخت نشست. وی یکی از پسران هرمزد دوم از زن اول او بود. وی شاهی بسیار ستمگر و خونریز بود. بحدی که بزرگان کشور انجمن کرده و او را پس از چند ماه از سلطنت انداختند و کشتند(310 م) و یکی از برادران آذر نرسی را کور کردند و برادر دیگرش که هرمزد نام داشت را به زندان افکندند. او از زندان گریخت و به رومیان پناه برد و اخلاق و آداب یونانی آموخت و ایرانیان نخواستند که او را پادشاه کنند. شاهان ساسانی به محض نزاع درون خاندانی به سلاطین روم یعنی به دشمن خود پناه می بردند و برای خیانت علیه ایران با روم دست دوستی می دادند و ملتمس حمایت رومیان بودند جهت پادشاهی در ایران. مقارن با این احوال، بزرگان، برادر آذرنرسی که کودکی خردسال بود و هنوز در شکم مادرش قرار داشت، و از زن دوم هرمزد دوم بود را برای پادشاهی انتخاب کردند، که نامش شاهپور دوم(ذو الاکتاف) بود و بزرگان او را قبل از تولد به پادشاهی برگزیدند.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 399 تا 401
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ساسانیان از آغاز تا پایان. هرمزد دوم و آذر نرسی. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 401 و 402
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه منقوش به چهره آذر نرسی(=آذر نرسه) نهمین پادشاه ساسانی که بسیار خونریز و ستمگر بود و بدست خود ایرانیان کشته شد.
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ساسانیان از آغاز تا پایان ❌
8⃣ قسمت هشتم ✅
⚠️شاهپور دوم، دهمین شاه ساسانی. او پسر هرمزد دوم از زن دومش بود. چون هرمزد برادر بزرگتر شاهپور در روم تربیت شده بود، بزرگان ساسانی او را از سلطنت محروم کردند و جنینی که در شکم ملکه بود را به پادشاهی برگزیدند و تاج را در خوابگاه شهبانو آویختند و چون کودک زاده شد نام شاهپور(شاپور) بر او نهادند. پادشاهی او 70 سال(310_379م) بطول انجامید. در زمان کودکی شاهپور، کوشانیان به ولایات شرقی دست اندازی کردند اما شاهپور وقتی بحد بلوغ رسید انتقام سختی از آنها گرفت و کشور کوشانیان ضمیمه قلمرو ساسانی شد. در مورد 30 سال از کل سلطنت شاهپور آگاهی کمی داریم، حدس زده میشود که او در این مدت مشغول کاستن قدرت ویسپوهرکان(اشراف ساسانی) بوده است که اقتدار زیادی داشتند. بنا به تاریخ، شاهپور مشغول دفاع از سرحدات عرب نشین نیز بوده است، شاهپور به بحرین(الاحساء) در ساحل غربی خلیج فارس هجوم برد و جنگهای سختی با اعراب کرد و شانه های آنها را سوراخ نمود، ازینرو به وی "ذوالاکتاف" گفتند. البته بعضی هم معتقدند ذوالاکتاف ارتباطی به جنگهای شاهپور با اعراب ندارد. نولدکه معتقد است: «کلمه ذوالاکتاف(صاحب شانه ها) در حقیقت لقبی است به معنی چهارشانه و مجازا به معنی کسیکه بارهای سنگین اداره کشور را تحمل میکند، است». حمزه اصفهانی و برخی دیگر، ذوالاکتاف را به سوراخ کننده شانه ها معنی کردند. شاهپور کشتیهایی به آب انداخت و از خلیج فارس گذشت و اعراب بحرین را منکوب و مخذول کرد(ریشه کن کرد). باری به استناد منابع دوره ساسانی، چون شاپور دوم شانزده ساله شد(325م) در آغاز به قبیله ایادِ ساکن شواد تاخت و سپس از خلیج فارس گذشت و به الخط، ناحیهٔ ساحلی بحرین و قطر رسید. پس از آن به هجر حمله کرد که مسکن قبایل بنی تمیم، بکر بن وائل و عبدالقیس بود. از این قبایل بسیاری را قتل عام کرد و برای تنبیه بیشتر آنها، چاههای آب را ویران کرد تا مانع دستیابی آنها به آب شود. سپس به شرق عربستان، سوریه و شهرهای یمامه، بکر و تغلب هجوم برد(2)
⚠️سپس شاهپور در ادامه جنگ طلبی هایش به فکر جبران شکست ننگین نرسی ساسانی از روم شد. در این زمان قیصر روم کنستانتین(قسطنطین) بود که مسیحی شده بود و از مسیحیان ایران و ارمنستان حمایت میکرد. از خوشبختی شاهپور این بود که کنستانتین که از برادرش هرمزد، شاهزاده فراری ساسانی حمایت میکرد در سال 337م درگذشت. جنگ بر سر ارمنستان مسیحی بین ایران و روم درگرفت و ارمنستان بدست ساسانیان افتاد. شاهپور در سیاستی جنگ افروزانه بت پرستان ارمنستان را بر ضدّ روم تازه مسیحی شده تحریک کرد و اعراب را مجبور کرد تا به خاک روم حمله کنند. در این زمان کنستانسیوس قیصر جدید روم بود و به جنگ لشکر متجاوز ساسانی رفت، این جنگ موقتا به نفع رومیان خاتمه یافت. در سال 338م شاهپور نصیبین را محاصره کرد اما نتوانست فتح نماید ولی لشکر روم را در دشت شکست داد. شاهپور در سال 341م با ارمنستان پیمان دوستی بست. بنا به روایتی شاهپور دوم، ارشک(ارزاس) پادشاه ارمنستان که پسر تیرداد بود و واساک سردار ارمنی را به حیله گری به ایران کشاند جهت مذاکرات صلح، وقتی به ایران آمدند ارشک را در دژ فراموشی زندانی کرد، دو چشمش را درآورد و کور کرد و واساک را به قتل رساند. البته شاهپور همسر ارشک که نامش فرندزم بود را به ایران آورد و او را بقتل رساند(3)
⚠️شاهپور سپس به جنگ کنستانسیوس رفت و رومیان را شکست داد و قتل عام نمود. شاهپور پس از مدتها جنگ با کوشانیان و هپتالیان(هفتالیان) خیونی و شکستشان در شرق ایران با آنها پیمان اتحاد بست و دوباره به روم هجوم برد که گروهی از هونها و شاهشان جزو لشکر شاهپور بودند. شاهپور پس از شکست رومیان به سرزمین هونها حمله برد تا آنها را مطیع خود کند!! شاهپور برای تحکیم قدرتش تقاضای مزاوجت با خاندان امپراطوری روم کرد و با دختر یک سردار که نام دختر "المپیا" بود ازدواج کرد و آن زن شهبانوی ارمنستان شد و ارمنستان دوباره زیر نفوذ روم رفت.
نام شاهپور دوم ساسانی در متون یهودی تلمود بابلی(متون فقهی یهود) آمده است، خصوصا که ایفرا مادر شاهپور گرایشات شدید یهودی داشته و به رسم یهود بهائم را قربانی میکرده و...(4)
📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 402 تا 404
(2) دانشنامه ایرانیکاŠĀPUR II – Encyclopaedia Iranica
http://www.iranicaonline.org/articles/shapur-ii
(3) ایران در زمان ساسانیان، پرفسور آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی چاپ 1368، صفحه 332 و 333 و 413 و 414. تاریخ ارمنستان، هراند پاسترماجیان، صفحه 125. تاریخ سیاسی ساسانیان، محمدجواد مشکور، صفحه 406
(4) شاهان ساسانی در تلمود، اسنون نتصر، دانشگاه عبری اورشلیم، ترجمه دانشگاه ادبیات و علوم انسانی تهران 1351، صفحه 17 و 18
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
8⃣ قسمت هشتم ✅
⚠️شاهپور دوم، دهمین شاه ساسانی. او پسر هرمزد دوم از زن دومش بود. چون هرمزد برادر بزرگتر شاهپور در روم تربیت شده بود، بزرگان ساسانی او را از سلطنت محروم کردند و جنینی که در شکم ملکه بود را به پادشاهی برگزیدند و تاج را در خوابگاه شهبانو آویختند و چون کودک زاده شد نام شاهپور(شاپور) بر او نهادند. پادشاهی او 70 سال(310_379م) بطول انجامید. در زمان کودکی شاهپور، کوشانیان به ولایات شرقی دست اندازی کردند اما شاهپور وقتی بحد بلوغ رسید انتقام سختی از آنها گرفت و کشور کوشانیان ضمیمه قلمرو ساسانی شد. در مورد 30 سال از کل سلطنت شاهپور آگاهی کمی داریم، حدس زده میشود که او در این مدت مشغول کاستن قدرت ویسپوهرکان(اشراف ساسانی) بوده است که اقتدار زیادی داشتند. بنا به تاریخ، شاهپور مشغول دفاع از سرحدات عرب نشین نیز بوده است، شاهپور به بحرین(الاحساء) در ساحل غربی خلیج فارس هجوم برد و جنگهای سختی با اعراب کرد و شانه های آنها را سوراخ نمود، ازینرو به وی "ذوالاکتاف" گفتند. البته بعضی هم معتقدند ذوالاکتاف ارتباطی به جنگهای شاهپور با اعراب ندارد. نولدکه معتقد است: «کلمه ذوالاکتاف(صاحب شانه ها) در حقیقت لقبی است به معنی چهارشانه و مجازا به معنی کسیکه بارهای سنگین اداره کشور را تحمل میکند، است». حمزه اصفهانی و برخی دیگر، ذوالاکتاف را به سوراخ کننده شانه ها معنی کردند. شاهپور کشتیهایی به آب انداخت و از خلیج فارس گذشت و اعراب بحرین را منکوب و مخذول کرد(ریشه کن کرد). باری به استناد منابع دوره ساسانی، چون شاپور دوم شانزده ساله شد(325م) در آغاز به قبیله ایادِ ساکن شواد تاخت و سپس از خلیج فارس گذشت و به الخط، ناحیهٔ ساحلی بحرین و قطر رسید. پس از آن به هجر حمله کرد که مسکن قبایل بنی تمیم، بکر بن وائل و عبدالقیس بود. از این قبایل بسیاری را قتل عام کرد و برای تنبیه بیشتر آنها، چاههای آب را ویران کرد تا مانع دستیابی آنها به آب شود. سپس به شرق عربستان، سوریه و شهرهای یمامه، بکر و تغلب هجوم برد(2)
⚠️سپس شاهپور در ادامه جنگ طلبی هایش به فکر جبران شکست ننگین نرسی ساسانی از روم شد. در این زمان قیصر روم کنستانتین(قسطنطین) بود که مسیحی شده بود و از مسیحیان ایران و ارمنستان حمایت میکرد. از خوشبختی شاهپور این بود که کنستانتین که از برادرش هرمزد، شاهزاده فراری ساسانی حمایت میکرد در سال 337م درگذشت. جنگ بر سر ارمنستان مسیحی بین ایران و روم درگرفت و ارمنستان بدست ساسانیان افتاد. شاهپور در سیاستی جنگ افروزانه بت پرستان ارمنستان را بر ضدّ روم تازه مسیحی شده تحریک کرد و اعراب را مجبور کرد تا به خاک روم حمله کنند. در این زمان کنستانسیوس قیصر جدید روم بود و به جنگ لشکر متجاوز ساسانی رفت، این جنگ موقتا به نفع رومیان خاتمه یافت. در سال 338م شاهپور نصیبین را محاصره کرد اما نتوانست فتح نماید ولی لشکر روم را در دشت شکست داد. شاهپور در سال 341م با ارمنستان پیمان دوستی بست. بنا به روایتی شاهپور دوم، ارشک(ارزاس) پادشاه ارمنستان که پسر تیرداد بود و واساک سردار ارمنی را به حیله گری به ایران کشاند جهت مذاکرات صلح، وقتی به ایران آمدند ارشک را در دژ فراموشی زندانی کرد، دو چشمش را درآورد و کور کرد و واساک را به قتل رساند. البته شاهپور همسر ارشک که نامش فرندزم بود را به ایران آورد و او را بقتل رساند(3)
⚠️شاهپور سپس به جنگ کنستانسیوس رفت و رومیان را شکست داد و قتل عام نمود. شاهپور پس از مدتها جنگ با کوشانیان و هپتالیان(هفتالیان) خیونی و شکستشان در شرق ایران با آنها پیمان اتحاد بست و دوباره به روم هجوم برد که گروهی از هونها و شاهشان جزو لشکر شاهپور بودند. شاهپور پس از شکست رومیان به سرزمین هونها حمله برد تا آنها را مطیع خود کند!! شاهپور برای تحکیم قدرتش تقاضای مزاوجت با خاندان امپراطوری روم کرد و با دختر یک سردار که نام دختر "المپیا" بود ازدواج کرد و آن زن شهبانوی ارمنستان شد و ارمنستان دوباره زیر نفوذ روم رفت.
نام شاهپور دوم ساسانی در متون یهودی تلمود بابلی(متون فقهی یهود) آمده است، خصوصا که ایفرا مادر شاهپور گرایشات شدید یهودی داشته و به رسم یهود بهائم را قربانی میکرده و...(4)
📚منابع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 402 تا 404
(2) دانشنامه ایرانیکاŠĀPUR II – Encyclopaedia Iranica
http://www.iranicaonline.org/articles/shapur-ii
(3) ایران در زمان ساسانیان، پرفسور آرتور کریستین سن، ترجمه یاسمی چاپ 1368، صفحه 332 و 333 و 413 و 414. تاریخ ارمنستان، هراند پاسترماجیان، صفحه 125. تاریخ سیاسی ساسانیان، محمدجواد مشکور، صفحه 406
(4) شاهان ساسانی در تلمود، اسنون نتصر، دانشگاه عبری اورشلیم، ترجمه دانشگاه ادبیات و علوم انسانی تهران 1351، صفحه 17 و 18
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
Encyclopaedia Iranica
ŠĀPUR II