❌اجبار زن به ازدواج با محارم در دین زرتشتی❌
⚠️در فتوای بیستم از مجموعه فتاوی موبد آذرفرنبغ_فرخزادان از او سؤال شده است که اگر دختر یا خواهر مردی به ازدواج با او رضایت و موافقت نداشته باشند، آیا مرد میتواند به زور آنان را زن خود کند؟
✍موبد پاسخ میدهد که مرد را نمیتوان وادار به ازدواج کرد ولی زن را میتوان به زور وادار کرد.
بخصوص اگر خواهر یا دختر باشد که هم میتوان آنان را به زور به زنی گرفت و هم ثواب ازدواج با محارم را دارد.
📚برای آگاهی بیشتر بنگرید به متن پهلوی: روایت آذرفرنبغ فرخزادان، ترجمه حسن رضائی باغبیدی، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۱۶
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️در فتوای بیستم از مجموعه فتاوی موبد آذرفرنبغ_فرخزادان از او سؤال شده است که اگر دختر یا خواهر مردی به ازدواج با او رضایت و موافقت نداشته باشند، آیا مرد میتواند به زور آنان را زن خود کند؟
✍موبد پاسخ میدهد که مرد را نمیتوان وادار به ازدواج کرد ولی زن را میتوان به زور وادار کرد.
بخصوص اگر خواهر یا دختر باشد که هم میتوان آنان را به زور به زنی گرفت و هم ثواب ازدواج با محارم را دارد.
📚برای آگاهی بیشتر بنگرید به متن پهلوی: روایت آذرفرنبغ فرخزادان، ترجمه حسن رضائی باغبیدی، تهران، ۱۳۸۴، صفحه ۱۶
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اجبار کردن زنان به ازدواج با محارم در آیین زرتشت. توهین آشکار به جایگاه زن. روایت آذرفرنبغ ص 16
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌مغالطه آریاییان و بومیان❌
متدوال است که گفته میشود مردمان امروزه ایران بازماندگان آریاییانی هستند که از سرزمینهای دوردستِ شمالی به سرزمین فعلی ایران کوچ کردهاند و مردمان بومی و تمدنهای این سرزمین را از بین برده و خود جایگزین آنان شدهاند. در این میان پرسشهایی پیش میآید:
⚠️1- اگر نژاد آریایی به سرزمین فعلی ایران مهاجرت کرده و مردمان بومی این سرزمین را از بین برده است؛ چگونه میتوان این نژاد را «آزاده» و «نجیب» دانست و چگونه میتوان به نژادی افتخار و مباهات کرد که دست به یک نسلکشی سراسری در فلات ایران زده است؟
⚠️2- و اگر این نژاد_آریایی دست به قتلعام و نابودی مردمان و تمدنهای شرق باستان در فلات ایران نزده، بلکه با آنان به گونهای مسالمتآمیز ادغام و ترکیب شده است، اکنون چگونه میتوان خود را آریایی نامید؟ بخصوص که انواعی از مهاجرتهای بزرگ و کوچک دیگر به فلات ایران رخ داده است؟
⚠️3- در هر صورت، چه حالت اول درست باشد و چه حالت دوم، چگونه میتوان بازماندههای فرهنگها و تمدنهای «پیشآریایی» همچون تمدنهای شهرسوخته، جیرفت، سیلک، حصار، و بسیاری تمدنهای درخشان دیگر پیش از مهاجرت آریاییان را به نفع خود مصارده کرد و یافته های کشف شده در کاوشهای باستانشناختی (مثلاً چشم مصنوعی و جراجی جمجمه شهرسوخته) را جزو شناسنامه و سابقه و «تاریخ» خود بشمار آورد؟ نمیتوان هم خود را از نسل آریاییانی دانست که حدود سه هزار سال پیش به این سرزمین مهاجرت کردهاند و هم تمدنهای شش هزار ساله همین سرزمین را متعلق به خود دانست.
⚠️4- و نیز چگونه میتوان مردمان عراق و فلسطین و عربستان و دیگر جاها را آریایی ندانست، درحالیکه به موجب منابع بیشمار تاریخی میدانیم که کوچهای فراوان و متعددی از ایران به این سرزمینها روی داده است. برای مثال میدانیم که مقدسی در احسنالتقاسیم زبان رایج ساکنان سواحل غربی عربستان را زبان فارسی دانسته و یا شهر تیسفون در عراق امروزی به مدت صدها سال پایتخت ایران بوده است. آیا این نژاد آریایی (به فرض وهمی نبودنش) از هزاران سال پیش تا به امروز به مرزهای سیاسیای که حدود 150 سال عمر دارند، وفادار بودهاند؟
اینها تناقضات و لغوهایی هستند که بیگمان هیچ ذهن بیداری نمیتواند همه آنها را با هم بپذیرد. توضیح و پاسخ به این پرسشها و تناقضات (و پرسشها و تردیدهای دیگر که قبلاً بیان کرده بودم) به عهده باورمندان به فرضیه موهوم نژاد آریایی و مهاجرت آنان به سرزمین فعلی ایران است.
⚠️سناریوی نژاد آریایی بد طراحی و تنظیم شده است. اما گویا برای میزان ادراک مخاطبان کفایت میکرده است⚠️
👌اندکی هوشیار باشیم‼️
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
متدوال است که گفته میشود مردمان امروزه ایران بازماندگان آریاییانی هستند که از سرزمینهای دوردستِ شمالی به سرزمین فعلی ایران کوچ کردهاند و مردمان بومی و تمدنهای این سرزمین را از بین برده و خود جایگزین آنان شدهاند. در این میان پرسشهایی پیش میآید:
⚠️1- اگر نژاد آریایی به سرزمین فعلی ایران مهاجرت کرده و مردمان بومی این سرزمین را از بین برده است؛ چگونه میتوان این نژاد را «آزاده» و «نجیب» دانست و چگونه میتوان به نژادی افتخار و مباهات کرد که دست به یک نسلکشی سراسری در فلات ایران زده است؟
⚠️2- و اگر این نژاد_آریایی دست به قتلعام و نابودی مردمان و تمدنهای شرق باستان در فلات ایران نزده، بلکه با آنان به گونهای مسالمتآمیز ادغام و ترکیب شده است، اکنون چگونه میتوان خود را آریایی نامید؟ بخصوص که انواعی از مهاجرتهای بزرگ و کوچک دیگر به فلات ایران رخ داده است؟
⚠️3- در هر صورت، چه حالت اول درست باشد و چه حالت دوم، چگونه میتوان بازماندههای فرهنگها و تمدنهای «پیشآریایی» همچون تمدنهای شهرسوخته، جیرفت، سیلک، حصار، و بسیاری تمدنهای درخشان دیگر پیش از مهاجرت آریاییان را به نفع خود مصارده کرد و یافته های کشف شده در کاوشهای باستانشناختی (مثلاً چشم مصنوعی و جراجی جمجمه شهرسوخته) را جزو شناسنامه و سابقه و «تاریخ» خود بشمار آورد؟ نمیتوان هم خود را از نسل آریاییانی دانست که حدود سه هزار سال پیش به این سرزمین مهاجرت کردهاند و هم تمدنهای شش هزار ساله همین سرزمین را متعلق به خود دانست.
⚠️4- و نیز چگونه میتوان مردمان عراق و فلسطین و عربستان و دیگر جاها را آریایی ندانست، درحالیکه به موجب منابع بیشمار تاریخی میدانیم که کوچهای فراوان و متعددی از ایران به این سرزمینها روی داده است. برای مثال میدانیم که مقدسی در احسنالتقاسیم زبان رایج ساکنان سواحل غربی عربستان را زبان فارسی دانسته و یا شهر تیسفون در عراق امروزی به مدت صدها سال پایتخت ایران بوده است. آیا این نژاد آریایی (به فرض وهمی نبودنش) از هزاران سال پیش تا به امروز به مرزهای سیاسیای که حدود 150 سال عمر دارند، وفادار بودهاند؟
اینها تناقضات و لغوهایی هستند که بیگمان هیچ ذهن بیداری نمیتواند همه آنها را با هم بپذیرد. توضیح و پاسخ به این پرسشها و تناقضات (و پرسشها و تردیدهای دیگر که قبلاً بیان کرده بودم) به عهده باورمندان به فرضیه موهوم نژاد آریایی و مهاجرت آنان به سرزمین فعلی ایران است.
⚠️سناریوی نژاد آریایی بد طراحی و تنظیم شده است. اما گویا برای میزان ادراک مخاطبان کفایت میکرده است⚠️
👌اندکی هوشیار باشیم‼️
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ نزد مردم بابل کوروش محبوب بود یا نبونید❌
⚠️پردهٔ اول: کوروش در سطرهای سوم تا نوزدهم منشور مدعی میشود که مردم بابل از نبونید (شاه بابل) ناراضی بودند و او را شاهی میدانستند که اندوه و غم، سختی معاش، و رنج و آزار و مرگ برای مردم خود آورده بود.
کورش میگوید که مردم بابل از خدای بزرگ خواستند که شاهی خوب برای آنان بیابد و خدای بزرگ هم پس از اینکه سراسر جهان را گشت، کورش را یافت و از او حمایت کرد تا شاه بابل شود. آنگاه همه مردم از پادشاهی کورش که توأم با راستی و عدالت بود و آنان را از غم و مرگ رهایی داده بود، خوشنود شدند و او را شادباش گفتند. اما جالب است که پس از فتح بابل بازهم همان نبونید توسط کوروش شاه بابل میشود و در، مقام خود ابقا میگردد چون این شاه محبوب مردم بابل بود.
⚠️پردهٔ دوم: داریوش در بند 16از ستون اول کتیبه بیستون(کتیبه DB)گزارش میکند که شخصی به نام نَدینتوبِل که خود را پسر نبونید معرفی میکرد، قیام کرد و با حمایت همه مردم شاه بابل شد. داریوش چند ماه بعد و در بند چهاردهم از ستون سوم همان کتیبه مجدداً گزارش میکند که شخص دیگری نیز به نام اَرَخَه که خود را پسر نبونید معرفی میکرد، قیام کرد و با حمایت همه مردم شاه بابل شد. هر دوی این قیامها توسط داریوش سرکوب شدند.
‼️حال سؤال اینجاست که تناقض بین گزارشهای کوروش و داریوش چگونه حل میشود؟
اگر مردم از نبونید ناراضی بوده و خواهان کوروش بودهاند، چگونه است که دو نفر میتوانند با ادعای انتساب خودشان به نبونید (که علیالقاعده باید منفور باشد)، اینچنین محبوبیت مردمی کسب کنند و به شاهی برسند و با حمایت مردم قیام هم کنند علیه هخامنشیان.
آن هم در شرایطی که فقط هفده سال از زمان نبونید میگذشته و بسیاری از مردمان بابل، هم خاطره پادشاهی نبونید را به یاد داشتهاند و هم خاطره پادشاهی کورش را.
⚠️اگر سخن داریوش درست باشد، نشان میدهد که نبونید به اندازهای محبوبیت داشته که کسانی برای کسب حمایت مردم، خود را پسر او معرفی میکردهاند.
👈این تناقض به سه شکل قابل حل است:
1⃣ کوروش سخن نادرستی گفته و چنین ادعایی را برای توجیه حمله خودش به بابل مطرح کرده است.
2⃣داریوش سخن نادرستی گفته و آن قیام کنندگان، خودشان را به نبونید منتسب نکرده بودهاند.
3⃣هر دو درست گفتهاند. به این صورت که مردم بابل واقعاً از نبونید ناراضی بودهاند، اما پس از کسب تجربهٔ حکومت و رفتار کوروش، متوجه میشوند که نبونید با همه معایبش، بهتر و قابل تحملتر از او و دیگر هخامنشیان بوده است.
✅در نتیجه یک پادشاه از نسل او را بر هخامنشیان ترجیح میدادهاند.
پاسخ چهارمی برای حل این تناقض به نظرم نمیرسد. ☺️
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️پردهٔ اول: کوروش در سطرهای سوم تا نوزدهم منشور مدعی میشود که مردم بابل از نبونید (شاه بابل) ناراضی بودند و او را شاهی میدانستند که اندوه و غم، سختی معاش، و رنج و آزار و مرگ برای مردم خود آورده بود.
کورش میگوید که مردم بابل از خدای بزرگ خواستند که شاهی خوب برای آنان بیابد و خدای بزرگ هم پس از اینکه سراسر جهان را گشت، کورش را یافت و از او حمایت کرد تا شاه بابل شود. آنگاه همه مردم از پادشاهی کورش که توأم با راستی و عدالت بود و آنان را از غم و مرگ رهایی داده بود، خوشنود شدند و او را شادباش گفتند. اما جالب است که پس از فتح بابل بازهم همان نبونید توسط کوروش شاه بابل میشود و در، مقام خود ابقا میگردد چون این شاه محبوب مردم بابل بود.
⚠️پردهٔ دوم: داریوش در بند 16از ستون اول کتیبه بیستون(کتیبه DB)گزارش میکند که شخصی به نام نَدینتوبِل که خود را پسر نبونید معرفی میکرد، قیام کرد و با حمایت همه مردم شاه بابل شد. داریوش چند ماه بعد و در بند چهاردهم از ستون سوم همان کتیبه مجدداً گزارش میکند که شخص دیگری نیز به نام اَرَخَه که خود را پسر نبونید معرفی میکرد، قیام کرد و با حمایت همه مردم شاه بابل شد. هر دوی این قیامها توسط داریوش سرکوب شدند.
‼️حال سؤال اینجاست که تناقض بین گزارشهای کوروش و داریوش چگونه حل میشود؟
اگر مردم از نبونید ناراضی بوده و خواهان کوروش بودهاند، چگونه است که دو نفر میتوانند با ادعای انتساب خودشان به نبونید (که علیالقاعده باید منفور باشد)، اینچنین محبوبیت مردمی کسب کنند و به شاهی برسند و با حمایت مردم قیام هم کنند علیه هخامنشیان.
آن هم در شرایطی که فقط هفده سال از زمان نبونید میگذشته و بسیاری از مردمان بابل، هم خاطره پادشاهی نبونید را به یاد داشتهاند و هم خاطره پادشاهی کورش را.
⚠️اگر سخن داریوش درست باشد، نشان میدهد که نبونید به اندازهای محبوبیت داشته که کسانی برای کسب حمایت مردم، خود را پسر او معرفی میکردهاند.
👈این تناقض به سه شکل قابل حل است:
1⃣ کوروش سخن نادرستی گفته و چنین ادعایی را برای توجیه حمله خودش به بابل مطرح کرده است.
2⃣داریوش سخن نادرستی گفته و آن قیام کنندگان، خودشان را به نبونید منتسب نکرده بودهاند.
3⃣هر دو درست گفتهاند. به این صورت که مردم بابل واقعاً از نبونید ناراضی بودهاند، اما پس از کسب تجربهٔ حکومت و رفتار کوروش، متوجه میشوند که نبونید با همه معایبش، بهتر و قابل تحملتر از او و دیگر هخامنشیان بوده است.
✅در نتیجه یک پادشاه از نسل او را بر هخامنشیان ترجیح میدادهاند.
پاسخ چهارمی برای حل این تناقض به نظرم نمیرسد. ☺️
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ لشکری از یک نفر میترسد‼️
✨ کم مِن فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَت فِئَةً كَثيرَةً بِإِذنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصّابِرينَ
﴿۲۴۹﴾سوره بقره✨
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✨ کم مِن فِئَةٍ قَليلَةٍ غَلَبَت فِئَةً كَثيرَةً بِإِذنِ اللَّهِ ۗ وَاللَّهُ مَعَ الصّابِرينَ
﴿۲۴۹﴾سوره بقره✨
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ ازدواج با محارم یا همخوابگی با محارم ( خویدوده) امری پلید که فقط آیین زرتشت به انجام آن توصیه کرده❌
⚠️ روایت پهلوی از متون پهلوی زمان ساسانی و آیین زرتشت است که به صراحت در آن ازدواج با محارم مانند ازدواج یا رابطه جنسی مادر با پسر یا برادر وخواهر یا پدر و دختر توصیه شده و بر آن ثواب در نظر گرفته شده که باعث دوری و نابودی دیوان و جادوگران میگردد. درست تا قبل از ورود اسلام به ایران مردم ایران و نیاکان ما به این رفتار زشت و غیر انسانی طبق آیین زرتشت عمل میکردند که به آن خویدوده هم میگویند در آیین زرتشت.
📗برای اطلاعات بیشتر بنگرید به روایت پهلوی از مهشید میرفخرایی ص 5و8و9
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ روایت پهلوی از متون پهلوی زمان ساسانی و آیین زرتشت است که به صراحت در آن ازدواج با محارم مانند ازدواج یا رابطه جنسی مادر با پسر یا برادر وخواهر یا پدر و دختر توصیه شده و بر آن ثواب در نظر گرفته شده که باعث دوری و نابودی دیوان و جادوگران میگردد. درست تا قبل از ورود اسلام به ایران مردم ایران و نیاکان ما به این رفتار زشت و غیر انسانی طبق آیین زرتشت عمل میکردند که به آن خویدوده هم میگویند در آیین زرتشت.
📗برای اطلاعات بیشتر بنگرید به روایت پهلوی از مهشید میرفخرایی ص 5و8و9
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ به توصیه زرتشت در جهان چیزی پسندیده تر از خویدوده کردن یا رابطه جنسی با محارم وجود ندارد.
روایت پهلوی ص 5
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
روایت پهلوی ص 5
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ خویدوده یا رابطه جنسی پسر با مادر باعث نجات از دوزخ میشود در آیین زرتشت
روایت پهلوی ص8
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
روایت پهلوی ص8
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ در آیین زرتشت اگر یک مرد هم با مادر خود خویدوده کند و هم با دختر خود، این خویدوده با مادر برتر است.
(قضاوت با شما در پلیدی آیین زرتشت)
روایت پهلوی ص9
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHis
(قضاوت با شما در پلیدی آیین زرتشت)
روایت پهلوی ص9
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHis
⚠️ خویدوده یا ازدواج با محارم یا همخوابگی با محارم امری پر ثواب و نجات دهنده از دوزخ در آیین زرتشت.
✅ اسلام دین اخلاق است
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ اسلام دین اخلاق است
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌آیا کوروش سازنده بود یا ویرانگر؟❌
⚠️سؤال این است: آیا کوروش شخصیتی سازنده داشت یا شخصیتی ویرانگر؟ پاسخ این پرسش ساده است، چرا که معیار آن ساده است.
با توجه به اینکه از زمان فرمانروایی کوروش آثار سازندگی به دست نیامده، اما آثار و شواهد نابودی_تمدنهای بسیاری دیده شده است، میتوان گفت که کوروش شخصیتی ویرانگر داشته است.
⚠️وقتی در راهروهای موزهها قدم میزنیم و یا در برگهای_کتابها سیر میکنیم، میتوان توجه کرد که عموم آثار و اشیای باستانی و هنری که از تمدنهای باستانی فلات ایران و سرزمینهای مجاور برجای مانده است، متعلق به پیش از فرمانروایی کوروش هستند و پس از غلبه او نشانهای از آنها در موزهها و کاوشهای باستانشناختی دیده نمیشود.
⚠️علاوه بر همه اینها، چنانکه میدانیم در زمان کوروش و حتی در زمان دیگر هخامنشیان نه تنها شهری ساخته نشده که حتی بقایای یک شهر شناسایی نشده است.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️سؤال این است: آیا کوروش شخصیتی سازنده داشت یا شخصیتی ویرانگر؟ پاسخ این پرسش ساده است، چرا که معیار آن ساده است.
با توجه به اینکه از زمان فرمانروایی کوروش آثار سازندگی به دست نیامده، اما آثار و شواهد نابودی_تمدنهای بسیاری دیده شده است، میتوان گفت که کوروش شخصیتی ویرانگر داشته است.
⚠️وقتی در راهروهای موزهها قدم میزنیم و یا در برگهای_کتابها سیر میکنیم، میتوان توجه کرد که عموم آثار و اشیای باستانی و هنری که از تمدنهای باستانی فلات ایران و سرزمینهای مجاور برجای مانده است، متعلق به پیش از فرمانروایی کوروش هستند و پس از غلبه او نشانهای از آنها در موزهها و کاوشهای باستانشناختی دیده نمیشود.
⚠️علاوه بر همه اینها، چنانکه میدانیم در زمان کوروش و حتی در زمان دیگر هخامنشیان نه تنها شهری ساخته نشده که حتی بقایای یک شهر شناسایی نشده است.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌بی مایگی تمدن هخامنشیان و کپی برداری نمادهای تخت جمشید از تمدن مصر باستان❌
⚠️گل نیلوفر در اغلب اسطوره های مصری و حتی غیر_مصری با آفرینش و خلقت جهان و انسان پیوند داشته است. در اساطیر نیلوفر آبی همراه ایزدان ماه و خورشید ظاهر می شود .این خدایان از آبهای آشفته آغازین جهان بصورت خورشیدی ازدل نیلوفر بیرون آمدند.
👈برخی از خدایان از نیلوفر به دنیا آمده اند.فنیقیها و رومیان و یونانیان نیلوفر را نشانه مرگ و تولد دوباره می دانستند. نیلوفرها هزاربرگ گنبد گردون(جهان) است.
👈در آئین بودایی نیلوفرد نماد خرد نیروانا(رهایی از رنج) است که انسان باید به آن دست یابد. بودا را قلب این نیلوفر تعبیر می کردند که چون شعله ای از درون آن خارج شده است.در چین نیلوفر نشانه گذشته و حال و آینده است.
👈هندوئیسم برهما (نگهبان جهان) از نیلوفر زاده شد و همسرش ویشنو(ایزد آذرخش) بروی نیلوفری بر آبها روان بود.کوه مورو(محور جهان در هندوئیسم) در مرکز نیلوفر جا دارد.
‼️👈در اغلب نگاره هایی که فرعون های مصری در آن نشان داده شده اند گل نیلوفری در دستان آنها قرار دارد.این رسم حتی بعدها به سایر دربارهای ملل دیگر نیز نفوذ کرد.
👈در نگاره ای در تخت_جمشید خشایارشاه به همین رسم گل نیلوفری را در دست دارد. نقش این گل را در حاشیه پیاله طلایی املش،روی سفال نقش دار سیلک،بر دسته خنجر لرستان نیز می یابید. در تخت_جمشید بر بدنه آپادانا ،در دست بزرگان ملل، و در حاشیه لباسهای هخامنشیان و بر روی پایه ستونها گل نیلوفر دیده می شود.
⚠️در شمایلها و نگاره های مصری گل نیلوفر در کنار گاو نر، شیر، قوچ، ابولهول و مار دیده می شود. در اسطوره های مصری چهار پسر هوروس(Horus) روی یک نیلوفر روبروی اوزیریس (Osiris) ایستاده اند.گل نیلوفر به عنوان نشانه ایزیس (Isis) مظهر باروری و بکارت است.
⚠️رع Ra خدای_خورشید-خدا و آفریننده مصری به صورت کودکی است که بروی گل نیلوفر آبی آرمیده است.یا اینکه سر او از درون گل نیلوفر بیرون می آید.سر ستونهای معابد مصری را به گونه ای می آراستند که نیلوفر را بروی آنها به صورت غنچه و گاه گشوده حجاری می کردند.
نظر:
Sir Ernest Alfred Thompson Wallis Budge
مصر شناس معروف انگلیسی این است که حوروس Horus خدای معروف مصریان در ابتدای سال در NU آسمان-دریای آغازین خلقت از درون غنچه یک گل نیلوفر به بیرون می جهد.
در تمام ادیان باستانی از بین النهرین گرفته تا مصر و یونان و ایران،هر ساله در شروع سال نو و رویش مجدد گیاهان مراسمی با عنوان Hieros Gamos یا Hierogamy : آیین جنسی اجرا می شده است .
‼️هنوز فراماسون ها و کابالیستها این روایت از خلقت و آفرینش را قبول دارند و این داستان محور اصلی دین آنها به شمار می رود. مراسمی که هنوز در لژهای آنان انجام می شود و ریشه در مصر باستان و آئین های شرک آلود آنان دارد.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️گل نیلوفر در اغلب اسطوره های مصری و حتی غیر_مصری با آفرینش و خلقت جهان و انسان پیوند داشته است. در اساطیر نیلوفر آبی همراه ایزدان ماه و خورشید ظاهر می شود .این خدایان از آبهای آشفته آغازین جهان بصورت خورشیدی ازدل نیلوفر بیرون آمدند.
👈برخی از خدایان از نیلوفر به دنیا آمده اند.فنیقیها و رومیان و یونانیان نیلوفر را نشانه مرگ و تولد دوباره می دانستند. نیلوفرها هزاربرگ گنبد گردون(جهان) است.
👈در آئین بودایی نیلوفرد نماد خرد نیروانا(رهایی از رنج) است که انسان باید به آن دست یابد. بودا را قلب این نیلوفر تعبیر می کردند که چون شعله ای از درون آن خارج شده است.در چین نیلوفر نشانه گذشته و حال و آینده است.
👈هندوئیسم برهما (نگهبان جهان) از نیلوفر زاده شد و همسرش ویشنو(ایزد آذرخش) بروی نیلوفری بر آبها روان بود.کوه مورو(محور جهان در هندوئیسم) در مرکز نیلوفر جا دارد.
‼️👈در اغلب نگاره هایی که فرعون های مصری در آن نشان داده شده اند گل نیلوفری در دستان آنها قرار دارد.این رسم حتی بعدها به سایر دربارهای ملل دیگر نیز نفوذ کرد.
👈در نگاره ای در تخت_جمشید خشایارشاه به همین رسم گل نیلوفری را در دست دارد. نقش این گل را در حاشیه پیاله طلایی املش،روی سفال نقش دار سیلک،بر دسته خنجر لرستان نیز می یابید. در تخت_جمشید بر بدنه آپادانا ،در دست بزرگان ملل، و در حاشیه لباسهای هخامنشیان و بر روی پایه ستونها گل نیلوفر دیده می شود.
⚠️در شمایلها و نگاره های مصری گل نیلوفر در کنار گاو نر، شیر، قوچ، ابولهول و مار دیده می شود. در اسطوره های مصری چهار پسر هوروس(Horus) روی یک نیلوفر روبروی اوزیریس (Osiris) ایستاده اند.گل نیلوفر به عنوان نشانه ایزیس (Isis) مظهر باروری و بکارت است.
⚠️رع Ra خدای_خورشید-خدا و آفریننده مصری به صورت کودکی است که بروی گل نیلوفر آبی آرمیده است.یا اینکه سر او از درون گل نیلوفر بیرون می آید.سر ستونهای معابد مصری را به گونه ای می آراستند که نیلوفر را بروی آنها به صورت غنچه و گاه گشوده حجاری می کردند.
نظر:
Sir Ernest Alfred Thompson Wallis Budge
مصر شناس معروف انگلیسی این است که حوروس Horus خدای معروف مصریان در ابتدای سال در NU آسمان-دریای آغازین خلقت از درون غنچه یک گل نیلوفر به بیرون می جهد.
در تمام ادیان باستانی از بین النهرین گرفته تا مصر و یونان و ایران،هر ساله در شروع سال نو و رویش مجدد گیاهان مراسمی با عنوان Hieros Gamos یا Hierogamy : آیین جنسی اجرا می شده است .
‼️هنوز فراماسون ها و کابالیستها این روایت از خلقت و آفرینش را قبول دارند و این داستان محور اصلی دین آنها به شمار می رود. مراسمی که هنوز در لژهای آنان انجام می شود و ریشه در مصر باستان و آئین های شرک آلود آنان دارد.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️نماد نیلوفر آبی در نقاشی ها و نگاره های مصر باستان که قبل از هخامنشیان وجود داشته اند.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️گل نیلوفر ازنمادهای مصرباستان بوده، درسنگ نگاره های تخت جمشید در دست خشایار شاه وگویای تهی بودن فرهنگ هخامنشی از باورهاو کپی از سایرتمدنهاست.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌چگونگی اجرای حکم اعدام در زمان هخامنشیان❌
⚠️اجرای حکم_اعدام در زمان هخامنشی علاوه بر شکنجههای متداول داریوشی، به شکلهای متنوعی صورت میپذیرفت:" گردن زدن، دار زدن، به صلیب کشیدن و سر را میان دو سنگ له کردن." احتمال میرود که قتل با روش به صلیب_کشیدن از ابداعات هخامنشیان بوده باشد و توسط آنان به سرزمینهای دیگر راه یافته باشد.
‼️والتر هینتس روشهای اجرای احکام هخامنشیان را آکنده از قساوت و وحشتآفرینی دانسته است. اما بیرحمانهترین نوع اعدام به این ترتیب بود که محکوم را در فضای خالی میان دو تغار محبوس میکردند تا زنده زنده بگندد. اعدام وحشتناک فرورتیش بدست داریوش یک نمونه از جنایات شاهان هخامنشی است.
📚منبع:
هینتس، والتر، داریوش و ایرانیان، ترجمه پرویز رجبی، تهران، ۱۳۸۷، صفحه ۳۱۵ و ۳۲۶.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️اجرای حکم_اعدام در زمان هخامنشی علاوه بر شکنجههای متداول داریوشی، به شکلهای متنوعی صورت میپذیرفت:" گردن زدن، دار زدن، به صلیب کشیدن و سر را میان دو سنگ له کردن." احتمال میرود که قتل با روش به صلیب_کشیدن از ابداعات هخامنشیان بوده باشد و توسط آنان به سرزمینهای دیگر راه یافته باشد.
‼️والتر هینتس روشهای اجرای احکام هخامنشیان را آکنده از قساوت و وحشتآفرینی دانسته است. اما بیرحمانهترین نوع اعدام به این ترتیب بود که محکوم را در فضای خالی میان دو تغار محبوس میکردند تا زنده زنده بگندد. اعدام وحشتناک فرورتیش بدست داریوش یک نمونه از جنایات شاهان هخامنشی است.
📚منبع:
هینتس، والتر، داریوش و ایرانیان، ترجمه پرویز رجبی، تهران، ۱۳۸۷، صفحه ۳۱۵ و ۳۲۶.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ روشهای اعدام در زمان داریوش. بریدن زبان بینی و گوش و درآوردن چشم بدستور داریوش. داریوش و ایرانیان والتر هینتس ص 315
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌آیا زرتشتیان یکتا پرست هستند؟❌
⚠️توحید ذاتی نه افعالی👇
معمولًا بحث در اینکه آیین زردشت توحیدى است یا ثنوى، مبتنى بر این قرار داده مى شود که آیا زردشت اهورامزدا را آفریننده اهریمن مى داند و اهریمن را آفریده او؟ ، و یا آنکه اهریمن را قدیم و ازلى و در عرض اهورامزدا مى داند؟ و چنین فرض کرده اند که اگر ثابت شود که از نظر زردشت اهریمن آفریده اهورامزداست، مطلب تمام است و آیین زردشت آیین توحیدى است.
این مطلب از نظر توحید ذاتى صحیح است ولى از نظر توحید افعالى صحیح نیست، زیرا آنچه معلوم است این است که بنا بر آثار موجود و از آن جمله گاتها، چیزى که اندیشه زردشت را مانند سایر آریاییهاى قدیم سخت به خود مشغول داشته است وجود بدیهاست. از نظر زردشت، جهان موجود بر خلاف نظم معقولى است که بایست باشد؛ یک سلسله حقایق موجودند که «شر» و پلیدند و موجوداتى مقدس از قبیل اهورامزدا و یا «سپنت مئنیو» اعظم و اجل از این هستند که خلقت این شرور به آنها نسبت داده شود، پس باید موجود دیگرى فرض کرد که ذاتاً خبیث است و آفرینش اشیاء بد منتسب به اوست.
با این طرز تفکر، خواه اهریمن مخلوق اهورامزدا باشد و خواه نباشد، اساس توحید متزلزل است. (ص 229)
⚠️توحید ذاتی نه افعالی👇
به عبارتی دیگر اساساً ریشه ثنویت این است که بشر اشیاء را دو نوع تشخیص داده است: نوع خوب و نوع بد. براى خوبها یک مبدأ و یک ریشه قائل شده است و براى بدها مبدأ و ریشه دیگر. فاعل خیر را که داراى عالیترین صفات و کمالات مى شمرده برتر و منزه تر از این مى دانسته که در کار موجودات موذیه و ضارّه دخالت داشته باشد.
ازاین رو مخلوق بودن آنها را به وسیله اینچنین مبدأیى انکار مى کرده و ناچار مبدأ دیگرى که شر محض است فرض مى کرده است؛ یعنى انکار امکان مخلوق بودن شرور به وسیله خداوند منجر به فرض مبدأیى دیگر در عرض خداوند شده است.
اما اگر فرض کنیم که آن مبدأ دیگر که خالق شرور است در عرض خداوند نیست بلکه مخلوق خداوند است، هر چند وجود یک اصل قدیم قائم بالذات را در برابر خداوند انکار کرده ایم اما اصل مطلب یعنى انکار انتساب خلقت برخى موجودات که شرور نامیده مى شوند سر جاى خود باقى است. به عبارت دیگر، براى خداوند شریکى در مرتبه ذات قائل نشده ایم ولى یکى از مخلوقات او را شریک او در خالقیت قرار داده ایم. (ص 230)
⚠️تفاوت شیطان و اهریمن👇
ممکن است برخى خیال کنند که اهریمن در کیش زردشتى با شیطان در دین اسلام فرقى ندارد؛ یعنى اگر اهریمن را مخلوق اهورامزدا بدانیم مساوى میشود با شیطان که از نظر اسلام مخلوق خدا و عامل بدیهاست. ولى این طور نیست و اهریمن مخلوق اهورامزدا نیست بلکه خود اهریمن خالق شرور است و خلقت میکند. شیطان از نظر اسلام نقشى در آفرینش اشیاء ندارد. در اسلام خلقت هیچ چیزى به شیطان نسبت داده نمى شود. در اسلام اصلًا چنین اندیشه اى وجود ندارد که در نظام خلقت، موجودات نامطلوبى هست و مى بایست نباشد و چون هست پس از یک موجود پلید ناشى شده است. از نظر اسلام همه اشیاء با دست قدرت خداوند به وجود آمده است و هرچه آفریده خوب و نیک آفریده است: «الَّذى احْسَنَ کُلَّ شَىْءٍ خَلَقَهُ». (ص 233 ـ234)
⚠️تفاوت آتش و کعبه👇
مقایسه تقدیس آتش با توجه حین نماز به سمت کعبه، مقایسه غلطى است. هیچ مسلمانى هر چند عامى باشد، آنگاه که به سوى کعبه براى نماز مى ایستد در خاطرش خطور نمى کند که مى خواهد با این عمل کعبه را تعظیم و تکریم و تقدیس کند. اسلام که کعبه را قبله نماز قرار داده به این معنى نیست که مردم در حین نماز کعبه را تقدیس کنند و لهذا در ذهن هیچ مسلمانى تقدیس کعبه خطور نمى کند. از این جهت درست مثل این است که به مسلمانان مى گفتند هنگام نماز همه رو به نقطه جنوب بایستید که مفهومى جز این که در حین عبادت همه وضع واحدى داشته باشند ندارد.(ص250و251)
⚠️ثنویت (دوگانه پرستی) زرتشتیان👇
بدون شک زردشتیان مقارن ظهور اسلام و همچنین مانویان و مزدکیان ثنوى بوده اند و این ثنویت را در دوره هاى بعد از طلوع اسلام نیز حفظ کردند و در دوره اسلام با علماى مسلمین در این زمینه مباحثه مى کردند و از آن دفاع مى نمودند. تنها در نیم قرن اخیر است که زردشتیان دعوى توحید دارند و گذشته خود را یکباره انکار مى کنند.
البته از نظر ما جاى خوشوقتى است که زردشتیان خرافات ثنوى را یکباره کنار بگذارند و خداى یکتا را بپرستند، ولى لازمه خداپرستى التزام به راستى و درستى و دور افکندن تعصبات است. علیهذا شایسته نیست مردمى که دعوى خداپرستى دارند، تاریخ گذشته خود را بر خلاف آنچه بوده است جلوه دهند.(ص201)
📚منبع:
خدمات متقابل اسلام و ایران، مرتضی مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ شانزدهم، 1370
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️توحید ذاتی نه افعالی👇
معمولًا بحث در اینکه آیین زردشت توحیدى است یا ثنوى، مبتنى بر این قرار داده مى شود که آیا زردشت اهورامزدا را آفریننده اهریمن مى داند و اهریمن را آفریده او؟ ، و یا آنکه اهریمن را قدیم و ازلى و در عرض اهورامزدا مى داند؟ و چنین فرض کرده اند که اگر ثابت شود که از نظر زردشت اهریمن آفریده اهورامزداست، مطلب تمام است و آیین زردشت آیین توحیدى است.
این مطلب از نظر توحید ذاتى صحیح است ولى از نظر توحید افعالى صحیح نیست، زیرا آنچه معلوم است این است که بنا بر آثار موجود و از آن جمله گاتها، چیزى که اندیشه زردشت را مانند سایر آریاییهاى قدیم سخت به خود مشغول داشته است وجود بدیهاست. از نظر زردشت، جهان موجود بر خلاف نظم معقولى است که بایست باشد؛ یک سلسله حقایق موجودند که «شر» و پلیدند و موجوداتى مقدس از قبیل اهورامزدا و یا «سپنت مئنیو» اعظم و اجل از این هستند که خلقت این شرور به آنها نسبت داده شود، پس باید موجود دیگرى فرض کرد که ذاتاً خبیث است و آفرینش اشیاء بد منتسب به اوست.
با این طرز تفکر، خواه اهریمن مخلوق اهورامزدا باشد و خواه نباشد، اساس توحید متزلزل است. (ص 229)
⚠️توحید ذاتی نه افعالی👇
به عبارتی دیگر اساساً ریشه ثنویت این است که بشر اشیاء را دو نوع تشخیص داده است: نوع خوب و نوع بد. براى خوبها یک مبدأ و یک ریشه قائل شده است و براى بدها مبدأ و ریشه دیگر. فاعل خیر را که داراى عالیترین صفات و کمالات مى شمرده برتر و منزه تر از این مى دانسته که در کار موجودات موذیه و ضارّه دخالت داشته باشد.
ازاین رو مخلوق بودن آنها را به وسیله اینچنین مبدأیى انکار مى کرده و ناچار مبدأ دیگرى که شر محض است فرض مى کرده است؛ یعنى انکار امکان مخلوق بودن شرور به وسیله خداوند منجر به فرض مبدأیى دیگر در عرض خداوند شده است.
اما اگر فرض کنیم که آن مبدأ دیگر که خالق شرور است در عرض خداوند نیست بلکه مخلوق خداوند است، هر چند وجود یک اصل قدیم قائم بالذات را در برابر خداوند انکار کرده ایم اما اصل مطلب یعنى انکار انتساب خلقت برخى موجودات که شرور نامیده مى شوند سر جاى خود باقى است. به عبارت دیگر، براى خداوند شریکى در مرتبه ذات قائل نشده ایم ولى یکى از مخلوقات او را شریک او در خالقیت قرار داده ایم. (ص 230)
⚠️تفاوت شیطان و اهریمن👇
ممکن است برخى خیال کنند که اهریمن در کیش زردشتى با شیطان در دین اسلام فرقى ندارد؛ یعنى اگر اهریمن را مخلوق اهورامزدا بدانیم مساوى میشود با شیطان که از نظر اسلام مخلوق خدا و عامل بدیهاست. ولى این طور نیست و اهریمن مخلوق اهورامزدا نیست بلکه خود اهریمن خالق شرور است و خلقت میکند. شیطان از نظر اسلام نقشى در آفرینش اشیاء ندارد. در اسلام خلقت هیچ چیزى به شیطان نسبت داده نمى شود. در اسلام اصلًا چنین اندیشه اى وجود ندارد که در نظام خلقت، موجودات نامطلوبى هست و مى بایست نباشد و چون هست پس از یک موجود پلید ناشى شده است. از نظر اسلام همه اشیاء با دست قدرت خداوند به وجود آمده است و هرچه آفریده خوب و نیک آفریده است: «الَّذى احْسَنَ کُلَّ شَىْءٍ خَلَقَهُ». (ص 233 ـ234)
⚠️تفاوت آتش و کعبه👇
مقایسه تقدیس آتش با توجه حین نماز به سمت کعبه، مقایسه غلطى است. هیچ مسلمانى هر چند عامى باشد، آنگاه که به سوى کعبه براى نماز مى ایستد در خاطرش خطور نمى کند که مى خواهد با این عمل کعبه را تعظیم و تکریم و تقدیس کند. اسلام که کعبه را قبله نماز قرار داده به این معنى نیست که مردم در حین نماز کعبه را تقدیس کنند و لهذا در ذهن هیچ مسلمانى تقدیس کعبه خطور نمى کند. از این جهت درست مثل این است که به مسلمانان مى گفتند هنگام نماز همه رو به نقطه جنوب بایستید که مفهومى جز این که در حین عبادت همه وضع واحدى داشته باشند ندارد.(ص250و251)
⚠️ثنویت (دوگانه پرستی) زرتشتیان👇
بدون شک زردشتیان مقارن ظهور اسلام و همچنین مانویان و مزدکیان ثنوى بوده اند و این ثنویت را در دوره هاى بعد از طلوع اسلام نیز حفظ کردند و در دوره اسلام با علماى مسلمین در این زمینه مباحثه مى کردند و از آن دفاع مى نمودند. تنها در نیم قرن اخیر است که زردشتیان دعوى توحید دارند و گذشته خود را یکباره انکار مى کنند.
البته از نظر ما جاى خوشوقتى است که زردشتیان خرافات ثنوى را یکباره کنار بگذارند و خداى یکتا را بپرستند، ولى لازمه خداپرستى التزام به راستى و درستى و دور افکندن تعصبات است. علیهذا شایسته نیست مردمى که دعوى خداپرستى دارند، تاریخ گذشته خود را بر خلاف آنچه بوده است جلوه دهند.(ص201)
📚منبع:
خدمات متقابل اسلام و ایران، مرتضی مطهری، تهران، انتشارات صدرا، چاپ شانزدهم، 1370
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
✡ ویدیویی روشنگر وقابل تامل در افشای ماهیت کوروش هخامنشی✡
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
