ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ سکه اشک چهارم(فری پایت) اشکانی.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه اشک پنجم(فرهاد اول) اشکانی.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سکه اشک ششم(مهرداد اول) اشکانی.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
شاهان سلسله اشکانیان(پارتها)، از اشک هفتم(فرهاد دوم) تا اشک دوازدهم(مهرداد سوم)


1⃣ قسمت دوم


⚠️ اشک هفتم(فرهاد دوم) در سال 136 ق. م، بجای پدر بر تخت نشست. دمتریوس که در حصر اشک ششم(مهرداد اول) بود، پس از مرگ اشک ششم بگریخت ولی گرفتار شد و فرهاد دوم او را به گرگان نزد زنش فرستاد، برادر دمتریوس محبوس(حبس شده)، که آنتیوخوس هفتم نام داشت، برای نجات برادرش و تصرف ولایات از دست رفته به بین النهرین آمد و همدان را تسخیر کرد. در این هنگام مردم ایران بر فرهاد دوم شوریدند، فرهاد دوم پیشنهاد صلح کرد و آنتیوخوس گفت: فرهاد دوم باید به همان پارت قناعت کند. فرهاد دوم تدبیری اندیشید و برای ایجاد جنگی درون خاندانی در شام، دمتریوس را آزاد کرد تا کشور سلوکیه را از برادرش بگیرد. دمتریوس به کمک سربازان خود شتافت و در جنگ بین او و فرهاد دوم، کشته شد. فرهاد در جنگ با آنتیوخوس از سکاها کمک خواست، ولی آنها پس از فتح فرهاد رسیدند، و فرهاد به آنها گفت به دلیل دیر رسیدن مستحق پاداش نیستند و فرهاد دوم در 127 ق. م بدست سکاها کشته شد.

⚠️ اشک هشتم(اردوان دوم)، عموی فرهاد دوم بود و پسر فری پایت. او در جنگ با مردم "یوئه چی" که از نژاد زرد بودند زخم برداشت و بمرد.

⚠️ اشک نهم(مهرداد دوم یا مهرداد بزرگ) پس از پدرش اردوان دوم به سال 124 ق. م به تخت نشست و سکاها را شکست داد و در سال 76 ق. م سلطنتش پایان یافت.

⚠️ اشک دهم(سنتروک) که برادر اشک ششم(مهرداد اول) بود و ظاهرا در جنگ با سکاها مدتی اسیر آنها بوده و بعد به یاری آن قوم به تخت نشست در حالیکه پیرمردی 80 ساله بود و در این زمان بدلیل جنگ با ارامنه و تیگران شاه ارامنه، پارت بقدری قدرتمند شده بود که سنتروک خود را شاه شاهان نامید، پادشاهی او از 76 تا 67 ق. م بود . پس از مهرداد دوم منازعاتی در میان مدعیان سلطنت ایجاد شد.

⚠️پس از مرگ اشک دهم(سنتروک) پسرش اشک یازدهم(فرهاد سوم) به تخت نشست. رومیها، سردارشان پومپه را به دربار فرهاد سوم فرستادند که در ازا همراهی، کردون(کردستان) و آدیاین، دو ولایتی را که تیگران از پارت گرفته بود به فرهاد سوم برگرداند. فرهاد سوم پذیرفت و به تیگران حمله برد و او را شکست داد و تیگران به کوهها گریخت، و بجای او پسرش تیگران جوان، توسط فرهاد سوم به پادشاهی رسید. پس از برگشت فرهاد سوم به پارت، تیگران پیر به تیگران جوان حمله برد و او را شکست داد. پومپه به ارمنستان حمله برد و آنجا را فتح کرد و تیگران جوان را به اسارت برد. فرهاد سوم به پومپه نامه داد، به این بهانه که تیگران جوان داماد اوست، او را در اختیارش بگذارد و رود فرات مرز ایران و روم باشد. پومپه پاسخ داد: تیگران جوان پسر تیگران پیر است و حق پدر بر پسر بیش از حق پدرزن بر داماد است. اما درباره مرز دو کشور، تنها عدالت میتواند معلوم کند که کجا باشد. پومپه با دولت اشکانی مدارا میکرد. فرهاد سوم با همدستی دو پسرش مهرداد سوم و اُرُد مسموم شد.

⚠️ اشک دوازدهم(مهرداد سوم) پدرکُش، پس از شاه شدن برای بازپس گیری کردون(کردستان) به ارمنستان حمله کرد و کردون را پس گرفت، اما در غیابش بزرگان ایران، بروی شوریده و برادرش اُرُد را به تخت نشانیدند. مهرداد سوم مطلع شد و با لشکری به ایران بازگشت و ارد بگریخت. مهرداد بقدری سفّاکی کرد که مجلس مهستان(بزرگان پارت) او را خلع کردند و مجددا ارد به تخت نشست. مهرداد سوم گریخت و نزد "گابی نیوس" رومی در سوریه رفت ولی او کمکی نکرد. مهراد سوم به قبایل عرب در حوالی بابل پناه برد و به کمک آنها بابل و سلوکیه را گرفت ولی سورنا سردار معروف ارد، او را وادار به تسلیم کرد و بفرمان ارد کشته شد( برادر کُشی در بین پارتها). پادشاهی مهرداد سوم از 60 تا 56 یا 55 ق. م بود.

📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 336 تا 339

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک هفتم(فرهاد دوم) تا اشک دوازدهم(مهرداد سوم). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 336 تا 339

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک هفتم(فرهاد دوم) تا اشک دوازدهم(مهرداد سوم). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 336 تا 339

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک هفتم(فرهاد دوم) تا اشک دوازدهم(مهرداد سوم). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 336 تا 339

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه اشک هفتم(فرهاد دوم) اشکانی

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه اشک هشتم (اردوان دوم) اشکانی

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه اشک نهم(مهرداد دوم) اشکانی

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه اشک دهم(سنتروک) اشکانی

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه اشک یازدهم(فرهاد سوم) اشکانی

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه اشک دوازدهم(مهرداد سوم) اشکانی

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
شاهان سلسله اشکانیان(پارتها)، از اشک سیزدهم(اُرُد اول)تا اشک پانزدهم(فرهاد پنجم)


1⃣ قسمت سوم


⚠️اشک سیزدهم(اُرُد اول)، پس از برادرش در سال55 ق. م به تخت نشست. در این حین، کراسوس(سرکوبگر اسپارتاکوس) از کنسولهای سه گانه روم بود. دوکنسول دیگر، پومپه و سزار بودند. کراسوس فکر کرد مانند اسکندر، آسیا را فتح میکند و "آرتاواردس"شاه ارمنستان به کراسوس وعده 16هزار سواره و 30هزار پیاده داد و پیشنهاد داد که با ارد در کوهستان جنگ کند، کراسوس ترجیح داد در بین النهرین با اشکانیان جنگ کند. سفیر ایران به نزد کراسوس میرود و میگوید: پادشاه ما میگوید اگر مردم روم میخواستند با ایران جنگ کنند من حاضر به جنگ بودم، بطوریکه شنیده ام شما برای هوای نفس خود بخاک ایران دست اندازی کرده اید، من بعنوان حسن نیّت حاضرم به پیری شما رحم کرده و به رومیانی که در خاک ایران هستند اجازه دهم خارج شوند زیرا این رومیان زندانیان ما هستند نه پادگان شما. کراسوس با کبر و نخوت میگوید نیّتم را در سلوکیه به شما خواهم گفت. سفیر ایران که "ویزی گس" نام داشت، خندید و گفت:کراسوس، اگر ازین کف دست من مویی خواهد روئید، تو سلوکیه را خواهی دید. ارد، سردار خود سورنا را به جنگ کراسوس فرستاد و خودش ارمنستان را گرفت تا نیروی کمکی به کراسوس ارسال نگردد. کراسوس بفریب یکی از مشایخ عرب که متحد ارد بود به بین النهرین و تا نزدیکی حرّان آمد که در میان ادس(اورفا) و رأس عین بود، و مردم آن از صابئین بودند. روش پارتیها جنگ و گریز بود و فابیوس پسر کراسوس کشته شد و سرش بر روی نیزه قرار گرفت. سورنا به کراسوس پیشنهاد متارکه جنگ داد و کراسوس پذیرفت و با او بطرف خیمه رفت. بین نیروهای رومی محافظ کراسوس و پارتی ها نزاع درگرفت و کراسوس کشته شد. رومیان به وحشت افتاده و بجز 2هزار تن که گریختند باقی کشته و اسیر شدند. گویند سورنا در شهوترانی افراط بسیار میکرد و هزار شتر باروبنه شخصی او را میبرده و 200 ارابه زنان حرمسرایش را حمل میکرده. ارد، پسرش پاکر را در سال 51 ق. م برای تصرف سوریه فرستاد ولی از کاسیوس شکست خورد. علیه پدرش ارد توطئه کرد ولی ارد او را عفو نمود، پاکر دوباره بهمراه لابینیوس به خاک سوریه حمله برد و بجز "صور" اکثر نقاط سوریه و فلسطین را فتح کرد. در این هنگام جنگ داخلی در روم بین سزار و پومپه آغاز شد. پومپه از ایران کمک خواست. ارد حاضر به اتحاد با پومپه شد، بشرطی که سوریه را به ایران واگذارد، ولی پومپه نپذیرفت. ارد نیز در روم تحریکاتی میکرد تا جنگ داخلی طولانی شود و روم تضعیف گردد. ارد به روم حمله کرد، سپاه پارت را دو بخش کرد. یکی را با پاکر مامور تصرف نقاط باقی مانده سوریه و فلسطین و فنقیه کرد و دیگری را تحت فرمان لابینیوس به آسیای صغیر فرستاد.
لابینیوس از پوبلیوس ونتی دیوس شکست خورد و در حال فرار کشته شد. پاکر پسر ارد نیز در جنگ شکست خورد و کشته شد و ضربه بزرگی به ارد وارد گشت و از تصرف شامات منصرف شد و از سلطنت بیزار گشت و آنرا به پسر بزرگش، فرهاد واگذار کرد.

⚠️اشک چهاردهم(فرهاد چهارم)، پس از مرگ پاکر جانشین ارد شد. فرهاد چهارم که مردی خونخوار و ستمکار بود تمام برادران خود و پدرش ارد را بقتل رساند، و سرداران فرهاد به روم پناهنده شدند. مارکوس آنتونیوس زمان را غنیمت دانست و با صدهزار لژیون رومی به ایران تاخت. او به پراسپا پایتخت آذربایجان که امروزه موسوم به تخت سلیمان است رسید و بخاطر سرمای هوای و شیوه جنگ و گریز پارتیها، هفت هزار تن از رومیان هلاک شدند. آنتونیوس بشرط پس دادن بیرقها و اسرای رومی پیشنهاد صلح کرد، ولی این پیشنهاد با سخریه از طرف پارتها رد شد و آنتونیوس به روم مراجعت کرد. فرهادچهارم چون در برابر رومیان پیروز شد، دوباره بیداد و ستم از سر گرفت تا اینکه مردم بر او شوریدند و او را از پادشاهی برداشته و "تیرداد" را به شاهی نشاندند. فرهاد چهارم از بیم آنکه زنانش بدست دشمن بیفتد، آنان را بکشت و خودش به سکاها پناه برد و دوباره به شاهی نشست. امپراطور روم برای ایجاد دوستی بین دو کشور، یک کنیزک ایتالیایی که نامش موی زا(موزا) بود، به وی هدیه داد و فرهاد هم پسران خود را به نزد اکتاویوس گسیل داد تا در روم مقیم باشند. بخاطر این حسن نیت جنگهای صد ساله بین دو کشور موقتا متوقف شد. فرهاد چهارم از موی زا دارای فرزندی شد که به رومی فراتاسس و به پهلوی فرهادک نام داشت. فرهادک با کمک مادرش به پدرش فرهاد زهر داد و او را بکشت و به همراه مادرش در سال 2 ق. م شاه شد و خود را فرهاد پنجم خواند(و با مادرش ازدواج کرد).

⚠️اشک پانزدهم(فرهاد پنجم)در سکه ها صورت او با مادرش همراه است. دوره سلطنتش از 2 ق. م تا 4میلادی است و در دوره او مسیح متولد شد. مردم ناراضی شدند، شوریدند و شاه کشته شد.

📚منبع:
ایران در عهد باستان،محمدجواد مشکور، صفحه340 تا 345

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇
⚠️شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک سیزدهم(ارد اول) تا اشک پانزدهم(فرهاد پنجم). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 340 تا 345

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک سیزدهم(ارد اول) تا اشک پانزدهم(فرهاد پنجم). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 340 تا 345

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک سیزدهم(ارد اول) تا اشک پانزدهم(فرهاد پنجم). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 340 تا 345

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک سیزدهم(ارد اول) تا اشک پانزدهم(فرهاد پنجم). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 340 تا 345

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک سیزدهم(ارد اول) تا اشک پانزدهم(فرهاد پنجم). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 340 تا 345

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک سیزدهم(ارد اول) تا اشک پانزدهم(فرهاد پنجم). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 340 تا 345

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه اشک سیزدهم (ارد اول) اشکانی

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory