⚠️زنده به گور کردن رسمی اصیل میان هخامنشیان. پرسیکا، نویسنده کتزیاس، ترجمه محمد رضا فراهانی هیأت علمی تاریخ دانشگاه سیستان و بلوچستان،ص 221
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️زنده به گور کردن سنتی اصیل نزد پارسها( هخامنشیان). امپراتوری هخامنشی، پیربرایان،ترجمه فروغان،ج1،ص149
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ زنده به گور کردن نجبای ایران بدست کمبوجیه. تاریخ هرودوت، ترجمه وحید مازندرانی، ص 212
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️پارسیان 9دختر و پسر بومی را زنده به گور کردند که یکی از رسوم پارسی است. آمستریس همسر خشایارشاه در دوران کهولت14پسرجوان را زنده به گور کرد. تاریخ هرودوت،کتاب7،بند114،هنری کری
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ تلاوت ملکوتی آیاتی از سوره نمل درباره بلقیس ملکه سبا و سلیمان نبی سلام الله علیه به همراه تصاویری دیدنی
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ پارتها، مانند پارسها دیگر قوم آریایی، بقایشان به کشتار و جنگ و تهاجم علیه ساکنان اصلی ایران زمین گره خورده بود❌
⚠️ هنوز دو سه سالی از تاسیس دولت باختر توسط "دیودوتوس(Diodotus)" نگذشته بود، که عصیان دیگری علیه پادشاهان سلوکی در مشرق ایران روی داد و دولت پارت توسط اقوام آریایی در خراسان تاسیس گردید. این قوم هیچگاه تحت حاکمیت سلوکیان قرار نگرفتند و بطور چادر نشین و آزادنه در مشرق ایران زندگی میکردند. آنها از قبیله "پرنی(Parni)" که تیره ای از قوم "داهه(Daha)" بودند بشمار میرفتند. داهه مجموعه ای از قبایل سکایی بود که بصورت چادرنشین در استپ های بین گرگان و دریای آرال زندگی میکردند.
⚠️ پارتها، سوارکارانی ماهر بودند که خوشبختی بزرگ آنان، بنا به نوشته مورخان قدیم، مرگ در جنگ بود و مرگ طبیعی را شرم آور می دانستند. اصطلاح پارت مترادف "پرثوه(Parthava)" است که بعدها به "پهلو" تبدیل شد. بعضی ایران شناسان این کلمه را به معنی جنگاور و سواره گرفته اند. و این اسم چنین است که از طرف قوم خانه نشین به همه اقوام چادرنشین و سواره که پیوسته بر مشرق ایران هجوم می بردند اطلاق میشده و سپس این نام بر یکی از ایالات شرقی ایران اطلاق گردید. میتوان نفوذ قوم پرنی را در سرزمین ایران، پیش درآمد جنبش بزرگ تیره های سکایی دانست که هجوم آنان یکصد سال پس از آن، ایران شرقی را زیر و رو کرد و به حکومت بلخ پایان.
❗️نکته: آنچه که مشخص است اقوام آریایی هنگام کوچ یا تهاجم به سرزمین ایران، جنگهای بسیاری با ساکنان اصلی آن داشته اند تا ساکنان اصلی این سرزمین را به تدریج مستهلک کنند و خود صاحب نواحی و چراگاهها و آبادیها و قدرت حاکمیت شوند، زیرا حیات و دوام اقوام آریایی با جنگ و تهاجم و کشتار گره خورده بود. باستانگرایان آریایی بطور مکرر جنگهای اعراب و ساسانیان را بزرگنمایی می کنند ولی آیا از تهاجم آریاییها و غارت و کشتار ساکنان اولیه ایران بدست اقوام مهاجم آریایی چیزی بازگو میکنند ?!!!
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 332 و 333
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ هنوز دو سه سالی از تاسیس دولت باختر توسط "دیودوتوس(Diodotus)" نگذشته بود، که عصیان دیگری علیه پادشاهان سلوکی در مشرق ایران روی داد و دولت پارت توسط اقوام آریایی در خراسان تاسیس گردید. این قوم هیچگاه تحت حاکمیت سلوکیان قرار نگرفتند و بطور چادر نشین و آزادنه در مشرق ایران زندگی میکردند. آنها از قبیله "پرنی(Parni)" که تیره ای از قوم "داهه(Daha)" بودند بشمار میرفتند. داهه مجموعه ای از قبایل سکایی بود که بصورت چادرنشین در استپ های بین گرگان و دریای آرال زندگی میکردند.
⚠️ پارتها، سوارکارانی ماهر بودند که خوشبختی بزرگ آنان، بنا به نوشته مورخان قدیم، مرگ در جنگ بود و مرگ طبیعی را شرم آور می دانستند. اصطلاح پارت مترادف "پرثوه(Parthava)" است که بعدها به "پهلو" تبدیل شد. بعضی ایران شناسان این کلمه را به معنی جنگاور و سواره گرفته اند. و این اسم چنین است که از طرف قوم خانه نشین به همه اقوام چادرنشین و سواره که پیوسته بر مشرق ایران هجوم می بردند اطلاق میشده و سپس این نام بر یکی از ایالات شرقی ایران اطلاق گردید. میتوان نفوذ قوم پرنی را در سرزمین ایران، پیش درآمد جنبش بزرگ تیره های سکایی دانست که هجوم آنان یکصد سال پس از آن، ایران شرقی را زیر و رو کرد و به حکومت بلخ پایان.
❗️نکته: آنچه که مشخص است اقوام آریایی هنگام کوچ یا تهاجم به سرزمین ایران، جنگهای بسیاری با ساکنان اصلی آن داشته اند تا ساکنان اصلی این سرزمین را به تدریج مستهلک کنند و خود صاحب نواحی و چراگاهها و آبادیها و قدرت حاکمیت شوند، زیرا حیات و دوام اقوام آریایی با جنگ و تهاجم و کشتار گره خورده بود. باستانگرایان آریایی بطور مکرر جنگهای اعراب و ساسانیان را بزرگنمایی می کنند ولی آیا از تهاجم آریاییها و غارت و کشتار ساکنان اولیه ایران بدست اقوام مهاجم آریایی چیزی بازگو میکنند ?!!!
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 332 و 333
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ پارتها هم مانند پارسهای آریایی بقایشان به جنگ و کشتار و تهاجم علیه ساکنان اولیه ایران، گره خورده بود. ایران در عهد باستان، مشکور، ص 332 و 333
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاهان سلسله اشکانیان(پارتها)، از اشک اول(ارشک) تا اشک ششم(مهرداد اول)❌
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ اشک اول(ارشک) در سال 250 ق. م، سلسله اشکانیان را تاسیس کرد که در ابتدا به آنها بخاطر انتساب به سردودمانشان، "ارشکانی" می گفتند و بعدها تبدیل به "اشکانی" شدند. اشک اول مردی سکایی و از تیره پارتی بود و در دره های رود اترک می زیست و با باختر به جنگ پرداخت و کشته شد(247ق. م). ارشک نیای شاهان اشکانی است و مورد ستایش ایشان بود و به او لقب یونانی "اپی فانس(Epiphanes)" به معنی نامدار و سرافراز داده بودند.
⚠️اشک دوم(تیرداد اول) پس از برادرش، اشک اول به پادشاهی رسید و 37 سال حکومت کرد و وضع خود را مقابل سلوکیان و باختر، استوار ساخت و پایتخت خود را از "آساک" به شهر "هکاتُم پیلُس(صد دروازه یا دامغان کنونی)" انتقال داد و خود را شاه بزرگ خواند. پارتها، سال 248 ق. م را که سال بشاهی نشستن اوست، مبدا تاریخ خود قرار دادند. اشکانیان برای اینکه خود را محبوب ایرانیان سازند، خود را از نسل هخامنشیان می شمردند. تیرداد اول با پادشاه سلوکی بنام "سلوکوس کالی نیکوس" جنگید و او را شکست داد و شهری بنام "دارا" در نزدیکی ابیورد کنونی ساخت، وی در پیری درگذشت(214ق. م)
⚠️ اشک سوم(اردوان اول)، فرزند اشک دوم، پس از پدر به تخت نشست. او به ولایت "مردها" و ولایات جنوبی دریای خزر و ری و همدان حمله برد و آنجا را تسخیر کرد. اردوان در 196 ق. م درگذشت.
⚠️ اشک چهارم(فری پایت)، پس از پدرش اشک سوم به تخت نشست و مدت 15 سال با آسودگی و آرامش از سال 196 تا 181 ق. م حکومت کرد.
⚠️ اشک پنجم(فرهاد اول)، پس از پدرش اشک چهارم در سال 181 ق. م به تخت نشست و با حمله به تپورستان(طبرستان) و ماردها(مردها) که در تنکابن کنونی می زیستند، آنجا را تسخیر کرد و آنان را مجبور کرد که در، دربند خزر(ایوانکی کنونی) پاسبانی کنند. او شهر خاراکس(شهرستانک کنونی) را بنا نهاد. اشک پنجم چون نمیخواست کشور بدست پسران بی تجربه اش بیفتد، وصیت کرد قدرت به برادرش مهرداد که او را بسیار دوست میداشت برسد و درگذشت(174 ق. م).
⚠️ اشک ششم(مهرداد اول) پس از برادرش به تخت نشست. او در مدت 37 سال سلطنت، پارت کوچک را مبدل به دولتی بزرگ کرد(گسترش قلمرو بخاطر تهاجمات) و او را داریوش اشکانیان نامیده اند. اشک ششم، هنگامیکه "اوکراتید" شاه باختر، بدست پسرش کشته شد، از موقعیت استفاده کرد و به باختر لشکرکشی نمود و بخشی از باختر یا همه آنرا ضمیمه پارت کرد. او چند سال پس از تصرف باختر به ماد بزرگ حمله برد و آنرا ضمیمه پارت کرد. او پس از سرکوب شورش گرگان، ایالت خوزستان و پارس را تسخیر کرد، سپس از راه باختر به هند رفت و تا رود "هیداسپ"(جلیم کنونی) در پنجاب پیش رفت. دمتریوس دوم سلوکی به مقابله با اشک ششم(مهرداد اول) پرداخت و به یاری دمتریوس، پارسها و باختریها نیز، برضد پارت شورش کردند. مهراد اول با حیله، دمتریوس را به بهانه عقد صلح به اردوی خویش آورد و گرفتار کرد(حصر کرد) ولی با او بسیار خوب رفتار کرد و دخترش "رچ گونه" را به ازدواجش درآورد. از جمله کارهای اشک ششم(مهرداد اول) تنبیه مردم خوزستان بود. او به دو معبد عظیم و پرمایه "آتنا" و "آرتمیس" که احتمالا معابد مقدس آناهیتا بوده است حمله برد و آنها را غارت کرد و غنیمتی عظیم نصیبش شد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 333 تا 335
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت اول ✅
⚠️ اشک اول(ارشک) در سال 250 ق. م، سلسله اشکانیان را تاسیس کرد که در ابتدا به آنها بخاطر انتساب به سردودمانشان، "ارشکانی" می گفتند و بعدها تبدیل به "اشکانی" شدند. اشک اول مردی سکایی و از تیره پارتی بود و در دره های رود اترک می زیست و با باختر به جنگ پرداخت و کشته شد(247ق. م). ارشک نیای شاهان اشکانی است و مورد ستایش ایشان بود و به او لقب یونانی "اپی فانس(Epiphanes)" به معنی نامدار و سرافراز داده بودند.
⚠️اشک دوم(تیرداد اول) پس از برادرش، اشک اول به پادشاهی رسید و 37 سال حکومت کرد و وضع خود را مقابل سلوکیان و باختر، استوار ساخت و پایتخت خود را از "آساک" به شهر "هکاتُم پیلُس(صد دروازه یا دامغان کنونی)" انتقال داد و خود را شاه بزرگ خواند. پارتها، سال 248 ق. م را که سال بشاهی نشستن اوست، مبدا تاریخ خود قرار دادند. اشکانیان برای اینکه خود را محبوب ایرانیان سازند، خود را از نسل هخامنشیان می شمردند. تیرداد اول با پادشاه سلوکی بنام "سلوکوس کالی نیکوس" جنگید و او را شکست داد و شهری بنام "دارا" در نزدیکی ابیورد کنونی ساخت، وی در پیری درگذشت(214ق. م)
⚠️ اشک سوم(اردوان اول)، فرزند اشک دوم، پس از پدر به تخت نشست. او به ولایت "مردها" و ولایات جنوبی دریای خزر و ری و همدان حمله برد و آنجا را تسخیر کرد. اردوان در 196 ق. م درگذشت.
⚠️ اشک چهارم(فری پایت)، پس از پدرش اشک سوم به تخت نشست و مدت 15 سال با آسودگی و آرامش از سال 196 تا 181 ق. م حکومت کرد.
⚠️ اشک پنجم(فرهاد اول)، پس از پدرش اشک چهارم در سال 181 ق. م به تخت نشست و با حمله به تپورستان(طبرستان) و ماردها(مردها) که در تنکابن کنونی می زیستند، آنجا را تسخیر کرد و آنان را مجبور کرد که در، دربند خزر(ایوانکی کنونی) پاسبانی کنند. او شهر خاراکس(شهرستانک کنونی) را بنا نهاد. اشک پنجم چون نمیخواست کشور بدست پسران بی تجربه اش بیفتد، وصیت کرد قدرت به برادرش مهرداد که او را بسیار دوست میداشت برسد و درگذشت(174 ق. م).
⚠️ اشک ششم(مهرداد اول) پس از برادرش به تخت نشست. او در مدت 37 سال سلطنت، پارت کوچک را مبدل به دولتی بزرگ کرد(گسترش قلمرو بخاطر تهاجمات) و او را داریوش اشکانیان نامیده اند. اشک ششم، هنگامیکه "اوکراتید" شاه باختر، بدست پسرش کشته شد، از موقعیت استفاده کرد و به باختر لشکرکشی نمود و بخشی از باختر یا همه آنرا ضمیمه پارت کرد. او چند سال پس از تصرف باختر به ماد بزرگ حمله برد و آنرا ضمیمه پارت کرد. او پس از سرکوب شورش گرگان، ایالت خوزستان و پارس را تسخیر کرد، سپس از راه باختر به هند رفت و تا رود "هیداسپ"(جلیم کنونی) در پنجاب پیش رفت. دمتریوس دوم سلوکی به مقابله با اشک ششم(مهرداد اول) پرداخت و به یاری دمتریوس، پارسها و باختریها نیز، برضد پارت شورش کردند. مهراد اول با حیله، دمتریوس را به بهانه عقد صلح به اردوی خویش آورد و گرفتار کرد(حصر کرد) ولی با او بسیار خوب رفتار کرد و دخترش "رچ گونه" را به ازدواجش درآورد. از جمله کارهای اشک ششم(مهرداد اول) تنبیه مردم خوزستان بود. او به دو معبد عظیم و پرمایه "آتنا" و "آرتمیس" که احتمالا معابد مقدس آناهیتا بوده است حمله برد و آنها را غارت کرد و غنیمتی عظیم نصیبش شد.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 333 تا 335
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک اول(ارشک) تا اشک ششم(مهرداد اول). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 333 تا 335
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک اول(ارشک) تا اشک ششم(مهرداد اول). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 333 تا 335
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک اول(ارشک) تا اشک ششم(مهرداد اول). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 333 تا 335
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ شاهان سلسله اشکانیان(پارتها)، از اشک هفتم(فرهاد دوم) تا اشک دوازدهم(مهرداد سوم)❌
1⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ اشک هفتم(فرهاد دوم) در سال 136 ق. م، بجای پدر بر تخت نشست. دمتریوس که در حصر اشک ششم(مهرداد اول) بود، پس از مرگ اشک ششم بگریخت ولی گرفتار شد و فرهاد دوم او را به گرگان نزد زنش فرستاد، برادر دمتریوس محبوس(حبس شده)، که آنتیوخوس هفتم نام داشت، برای نجات برادرش و تصرف ولایات از دست رفته به بین النهرین آمد و همدان را تسخیر کرد. در این هنگام مردم ایران بر فرهاد دوم شوریدند، فرهاد دوم پیشنهاد صلح کرد و آنتیوخوس گفت: فرهاد دوم باید به همان پارت قناعت کند. فرهاد دوم تدبیری اندیشید و برای ایجاد جنگی درون خاندانی در شام، دمتریوس را آزاد کرد تا کشور سلوکیه را از برادرش بگیرد. دمتریوس به کمک سربازان خود شتافت و در جنگ بین او و فرهاد دوم، کشته شد. فرهاد در جنگ با آنتیوخوس از سکاها کمک خواست، ولی آنها پس از فتح فرهاد رسیدند، و فرهاد به آنها گفت به دلیل دیر رسیدن مستحق پاداش نیستند و فرهاد دوم در 127 ق. م بدست سکاها کشته شد.
⚠️ اشک هشتم(اردوان دوم)، عموی فرهاد دوم بود و پسر فری پایت. او در جنگ با مردم "یوئه چی" که از نژاد زرد بودند زخم برداشت و بمرد.
⚠️ اشک نهم(مهرداد دوم یا مهرداد بزرگ) پس از پدرش اردوان دوم به سال 124 ق. م به تخت نشست و سکاها را شکست داد و در سال 76 ق. م سلطنتش پایان یافت.
⚠️ اشک دهم(سنتروک) که برادر اشک ششم(مهرداد اول) بود و ظاهرا در جنگ با سکاها مدتی اسیر آنها بوده و بعد به یاری آن قوم به تخت نشست در حالیکه پیرمردی 80 ساله بود و در این زمان بدلیل جنگ با ارامنه و تیگران شاه ارامنه، پارت بقدری قدرتمند شده بود که سنتروک خود را شاه شاهان نامید، پادشاهی او از 76 تا 67 ق. م بود . پس از مهرداد دوم منازعاتی در میان مدعیان سلطنت ایجاد شد.
⚠️پس از مرگ اشک دهم(سنتروک) پسرش اشک یازدهم(فرهاد سوم) به تخت نشست. رومیها، سردارشان پومپه را به دربار فرهاد سوم فرستادند که در ازا همراهی، کردون(کردستان) و آدیاین، دو ولایتی را که تیگران از پارت گرفته بود به فرهاد سوم برگرداند. فرهاد سوم پذیرفت و به تیگران حمله برد و او را شکست داد و تیگران به کوهها گریخت، و بجای او پسرش تیگران جوان، توسط فرهاد سوم به پادشاهی رسید. پس از برگشت فرهاد سوم به پارت، تیگران پیر به تیگران جوان حمله برد و او را شکست داد. پومپه به ارمنستان حمله برد و آنجا را فتح کرد و تیگران جوان را به اسارت برد. فرهاد سوم به پومپه نامه داد، به این بهانه که تیگران جوان داماد اوست، او را در اختیارش بگذارد و رود فرات مرز ایران و روم باشد. پومپه پاسخ داد: تیگران جوان پسر تیگران پیر است و حق پدر بر پسر بیش از حق پدرزن بر داماد است. اما درباره مرز دو کشور، تنها عدالت میتواند معلوم کند که کجا باشد. پومپه با دولت اشکانی مدارا میکرد. فرهاد سوم با همدستی دو پسرش مهرداد سوم و اُرُد مسموم شد.
⚠️ اشک دوازدهم(مهرداد سوم) پدرکُش، پس از شاه شدن برای بازپس گیری کردون(کردستان) به ارمنستان حمله کرد و کردون را پس گرفت، اما در غیابش بزرگان ایران، بروی شوریده و برادرش اُرُد را به تخت نشانیدند. مهرداد سوم مطلع شد و با لشکری به ایران بازگشت و ارد بگریخت. مهرداد بقدری سفّاکی کرد که مجلس مهستان(بزرگان پارت) او را خلع کردند و مجددا ارد به تخت نشست. مهرداد سوم گریخت و نزد "گابی نیوس" رومی در سوریه رفت ولی او کمکی نکرد. مهراد سوم به قبایل عرب در حوالی بابل پناه برد و به کمک آنها بابل و سلوکیه را گرفت ولی سورنا سردار معروف ارد، او را وادار به تسلیم کرد و بفرمان ارد کشته شد( برادر کُشی در بین پارتها). پادشاهی مهرداد سوم از 60 تا 56 یا 55 ق. م بود.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 336 تا 339
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
1⃣ قسمت دوم ✅
⚠️ اشک هفتم(فرهاد دوم) در سال 136 ق. م، بجای پدر بر تخت نشست. دمتریوس که در حصر اشک ششم(مهرداد اول) بود، پس از مرگ اشک ششم بگریخت ولی گرفتار شد و فرهاد دوم او را به گرگان نزد زنش فرستاد، برادر دمتریوس محبوس(حبس شده)، که آنتیوخوس هفتم نام داشت، برای نجات برادرش و تصرف ولایات از دست رفته به بین النهرین آمد و همدان را تسخیر کرد. در این هنگام مردم ایران بر فرهاد دوم شوریدند، فرهاد دوم پیشنهاد صلح کرد و آنتیوخوس گفت: فرهاد دوم باید به همان پارت قناعت کند. فرهاد دوم تدبیری اندیشید و برای ایجاد جنگی درون خاندانی در شام، دمتریوس را آزاد کرد تا کشور سلوکیه را از برادرش بگیرد. دمتریوس به کمک سربازان خود شتافت و در جنگ بین او و فرهاد دوم، کشته شد. فرهاد در جنگ با آنتیوخوس از سکاها کمک خواست، ولی آنها پس از فتح فرهاد رسیدند، و فرهاد به آنها گفت به دلیل دیر رسیدن مستحق پاداش نیستند و فرهاد دوم در 127 ق. م بدست سکاها کشته شد.
⚠️ اشک هشتم(اردوان دوم)، عموی فرهاد دوم بود و پسر فری پایت. او در جنگ با مردم "یوئه چی" که از نژاد زرد بودند زخم برداشت و بمرد.
⚠️ اشک نهم(مهرداد دوم یا مهرداد بزرگ) پس از پدرش اردوان دوم به سال 124 ق. م به تخت نشست و سکاها را شکست داد و در سال 76 ق. م سلطنتش پایان یافت.
⚠️ اشک دهم(سنتروک) که برادر اشک ششم(مهرداد اول) بود و ظاهرا در جنگ با سکاها مدتی اسیر آنها بوده و بعد به یاری آن قوم به تخت نشست در حالیکه پیرمردی 80 ساله بود و در این زمان بدلیل جنگ با ارامنه و تیگران شاه ارامنه، پارت بقدری قدرتمند شده بود که سنتروک خود را شاه شاهان نامید، پادشاهی او از 76 تا 67 ق. م بود . پس از مهرداد دوم منازعاتی در میان مدعیان سلطنت ایجاد شد.
⚠️پس از مرگ اشک دهم(سنتروک) پسرش اشک یازدهم(فرهاد سوم) به تخت نشست. رومیها، سردارشان پومپه را به دربار فرهاد سوم فرستادند که در ازا همراهی، کردون(کردستان) و آدیاین، دو ولایتی را که تیگران از پارت گرفته بود به فرهاد سوم برگرداند. فرهاد سوم پذیرفت و به تیگران حمله برد و او را شکست داد و تیگران به کوهها گریخت، و بجای او پسرش تیگران جوان، توسط فرهاد سوم به پادشاهی رسید. پس از برگشت فرهاد سوم به پارت، تیگران پیر به تیگران جوان حمله برد و او را شکست داد. پومپه به ارمنستان حمله برد و آنجا را فتح کرد و تیگران جوان را به اسارت برد. فرهاد سوم به پومپه نامه داد، به این بهانه که تیگران جوان داماد اوست، او را در اختیارش بگذارد و رود فرات مرز ایران و روم باشد. پومپه پاسخ داد: تیگران جوان پسر تیگران پیر است و حق پدر بر پسر بیش از حق پدرزن بر داماد است. اما درباره مرز دو کشور، تنها عدالت میتواند معلوم کند که کجا باشد. پومپه با دولت اشکانی مدارا میکرد. فرهاد سوم با همدستی دو پسرش مهرداد سوم و اُرُد مسموم شد.
⚠️ اشک دوازدهم(مهرداد سوم) پدرکُش، پس از شاه شدن برای بازپس گیری کردون(کردستان) به ارمنستان حمله کرد و کردون را پس گرفت، اما در غیابش بزرگان ایران، بروی شوریده و برادرش اُرُد را به تخت نشانیدند. مهرداد سوم مطلع شد و با لشکری به ایران بازگشت و ارد بگریخت. مهرداد بقدری سفّاکی کرد که مجلس مهستان(بزرگان پارت) او را خلع کردند و مجددا ارد به تخت نشست. مهرداد سوم گریخت و نزد "گابی نیوس" رومی در سوریه رفت ولی او کمکی نکرد. مهراد سوم به قبایل عرب در حوالی بابل پناه برد و به کمک آنها بابل و سلوکیه را گرفت ولی سورنا سردار معروف ارد، او را وادار به تسلیم کرد و بفرمان ارد کشته شد( برادر کُشی در بین پارتها). پادشاهی مهرداد سوم از 60 تا 56 یا 55 ق. م بود.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 336 تا 339
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک هفتم(فرهاد دوم) تا اشک دوازدهم(مهرداد سوم). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 336 تا 339
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ شاهان سلسله اشکانیان(پارتها) از اشک هفتم(فرهاد دوم) تا اشک دوازدهم(مهرداد سوم). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 336 تا 339
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory