ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ تهاجم کوروش به سرزمین ماساژتها و مرگ خفت باری که برای این جانی باستان رقم زده شد. تاریخ هرودوت،ج1،ترجمه ثاقب فر، ص202

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ تهاجم کوروش به سرزمین ماساژتها و مرگ خفت باری که برای این جانی باستان رقم زده شد. تاریخ هرودوت،ج1،ترجمه ثاقب فر، ص203

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
محکمترین سند در اثبات رواج ربا خواری و بردگی ایرانیان توسط کوروش هخامنشی و فرزندش کمبوجیه با همکاری یهود


⚠️ باستانگرایان آریایی همیشه در رویاهایشان، مدعی لغو برده داری توسط کوروش هستند. اکنون بطور مستند خواهیم دید که کوروش نه تنها برده داری را لغو نکرده بلکه آن را رونق داده و در کنار برده داری به بهره گیری نامشروع از بردگان و رشد رباخواری در ایران باستان، کمک بسیاری هم کرده. والتر هینتس در کتاب داریوش و ایرانیان، افشاگری بسیار دقیقی در این مورد دارد.

⚠️ والتر هینتس میگوید: « در دوره هخامنشیان، اشخاص برای بازپرداخت بهره وام دریافتی از بانک یهودی اگیبی، وسائل مصرفی و حتی برده بصورت جنسی به بانک سپرده میشد. این بردگان که در اختیار بانک یهودی اگیبی بود برای "بهره گیری نامشروع" به متقاضیان اجاره داده می شدند. از طرف متقاضی وام، گله های بزرگ در اختیار طرف قرارداد(=بانک یهودی اگیبی) قرار می گرفت و بجای بهره وام، تعداد زیادی از بره ها و پشم و پوست دریافت می شد. حتی بانک اداره ملک افراد را در برابر سود در اختیار می گرفت. ایرانیان مقیم بابل که خود تمایلی برای کار روی ملکشان نداشتند، ازین موقعیت استفاده میکردند. بانک حتی در قبال بهره غیر مستقیم، بدهی افراد را بر عهده میگرفت. غنیمت های جنگی نیز به بانک فروخته میشد. در بانک اگیبی حسابی مانند حساب جاری بانکهای امروزی وجود داشت و استفاده از چک نیز معمول بود. از لوحی که در بابل بدست آمده است، چنین بر می آید که در ماه سپتامبر 537 ق. م، شخصی به نام "تادانو" مقداری نقره به "ایتی مردوک بلاتو" رییس بانک اگیبی سپرده است تا در ماه نوامبر بهره آن را دریافت کند. این سند در اکباتان(همدان) تنظیم شده و پیداست که یکی از مسوولین بانک یهودی اگیبی در پایتخت بوده. در الواح متعددی به تاریخ دوران پادشاهی کمبوجیه(و یک مورد به تاریخ پادشاهی بردیا) معلوم میشود که بانک یهودی اگیبی در پارس، در جایی به نام "خُومَدِشو" یا "مَتِزیش" در نزدیکی تخت جمشید سرگرم کار بوده است. چهار قرارداد ایتی مردوک بلاتو در این شهر بدست آمده است. موضوع مربوط بوده است به "خرید بردگانی" که نام ایرانی دارند و فروش آنها در بابل. معمولا مورخان درباره برده داری در ایران باستان، در مقایسه با دیگر جاها با کمبود سند روبرو هستند. بنابراین این سند را میتوان نخستین سند برده داری در ایران باستان زمان هخامنشی به شمار آورد»

⚠️ «از سندهای مربوط به بانک یهودی اگیبی چنین برداشت میشود که ایتی مردوک بلاتو در سالهای 575 تا 520 ق. م (یعنی تقریبا همزمان با پادشاهی کوروش) زنده بوده است. از این که ایتی مردوک بلاتو رییس بانک یهودی اگیبی و برادرانش، در سال 536 یا 535 ق. م، مبلغ هنگفتی از کمبوجیه، ولیعهد کوروش بزرگ وام گرفته اند میتوان چنین نتیجه ای گرفت که بانک یهودی اگیبی رابطه خوبی با دربار هخامنشی داشته است. امکان دارد که دربار هخامنشی یا دست کم ولیعهد، با این بانک شریک بوده است. در هر حال خواه کمبوجیه شریک باشد، خواه پردازنده وام، پیداست که دامنه فعالیت بانک یهودی اگیبی در دوره هخامنشیان بسیار گسترده بوده است. و این هم ممکن است که بانک یهودی اگیبی برای داشتن دستی باز در کارهای بانکی بطور صوری از کمبوجیه وام گرفته باشد. در هر حال سود کمبوجیه باید مبلغ هنگفتی باشد که او به این کار تن داده باشد»

⚠️ «ظاهرا خاندان اگیبی از یهودیان مهاجر بوده اند و نام بنیانگذار بانک "یعقوب" بوده است. در حالیکه بنظر "اومستد" در سراسر نیمه اول فرمانروایی هخامنشیان، بهره بانکی اغلب بصورت جنسی و بدون استثناء، 20 درصد بوده است. "میلو" معتقد است که این بهره در زمان نبوکد نصر(بخت النصر) 10 درصد بوده است و "در زمان کوروش و کمبوجیه به بیش از 20 درصد رسیده و حتی تا پایان صده پنجم قبل از میلاد(یعنی اواخر پادشاهی کوروش) به 40 تا 50 درصد بالغ شده است". هرگاه وام در روز سررسید پرداخت نمیشد، جریمه ای سنگین به میزان بدهی افزوده میشد»

❗️اینهم اوضاع مالی اسفباری که از شراکت هخامنشیان با یهود برای استثمار و مکیدن خون مردم ایران باستان در زمان پادشاهی کوروش و کمبوجیه صورت می گرفت. باستانگرایان آریایی دیگر نمی توانند ادعا کنند که کوروش برده داری را لغو کرده و حتی نمی توانند مدعی شوند که کوروش دوستدار مردم ایران باستان بوده !!!

📚منبع:
داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی، نشر ماهی، تهران 1392، صفحه 473

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ رواج رباخواری و بردگی ایرانیان توسط کوروش هخامنشی و فرزندش کمبوجیه با همکاری یهود. داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی، ص 473

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
برادر کُشی، در بین نوادگان کوروش هخامنشی، برای کسب قدرت


⚠️ کوروش هخامنشی بخاطر کسب قدرت، پدربزرگش آستیاگ را سرنگون کرد، شوهرخاله اش را به قتل رسانید تا رقیبی برای او وجود نداشته باشد. کمبوجیه فرزند کوروش، برادرش بردیا را بخاطر حفظ قدرت به قتل رساند. گویی این خصوصیات کوروش و کمبوجیه به سایر شاهان هخامنشی و نوادگان کوروش، به ارث رسید. اردشیر دوم و کوروش صغیر، هر دو فرزندان داریوش دوم بودند. اردشیر دوم با برادرش کوروش صغیر(کوروش جوان) بخاطر قدرت و سلطنت جنگید و برادرش را شکست داد و سر از تنش جدا کرد. بین این دو برادر جنگی به نام "کوناکسا" روی می دهد. در نبردی تن به تن، اردشیر دوم به ضرب زوبین کوروش صغیر، زخم برداشت و به بلندی تپه ای انتقال داده شد. ظاهرا کتسیاس(=کتزیاس) نیز در این حادثه حضور داشته و اردشیر دوم را مداوا کرده. کوروش صغیر پس از این نبرد تن به تن، با اصابت نیزه مردی به نام "میثرداته(میترادات،مهران) از ناحیه چشم زخم برداشت و بیهوش شد و سپس بدست چند سرباز به قتل رسید. "اردشیر دوم فرمان داد که سر و دست راست برادرش کوروش صغیر، بریده شود، تا خبر کشته شدن او با قطعیت بیشتری منتشر گردد، اردشیر دوم در حالیکه موهای بلند برادرش کوروش صغیر را در چنگال داشت، سر بریده او را بلند کرد و آن را به نشانه پیروزی به حاضران نشان داد". جنگ کوروش صغیر با برادرش اردشیر دوم و سرانجام، کشته شدن او در روز سوم سپتامبر 401 ق. م در نبردی دلیرانه در کوناکسا روی داد که بدون تردید یکی از حساس ترین و غم انگیزترین بخشهای تاریخ ایران باستان را رقم زد.

📚 منبع:
داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی، نشرماهی، صفحه 463


کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ برادر کُشی، در بین نوادگان کوروش هخامنشی. داریوش و ایرانیان، والتر هینتس، ترجمه پرویز رجبی، صفحه 463

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ باستانگرایان آریایی ادعا میکنند که در دین زرتشتی اجباری به نوشیدن چیزهای زیان آور نیست !
❗️افشای این ادعا👇👇

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
کوروش پرستان و مجوس، مدعی هستند که در دیانت زرتشتی، نوشیدن هر چیزی که به سلامتی و رفتار شخص زیان وارد سازد، ناشایست است، اما حکم و "اجباری" نیست !


⚠️ حال، طبق اوستا بررسی می کنیم تا ببینیم این ادعای مجوس، آیا حقیقت دارد یا اینکه نه ! در وندیداد اوستا در فرگرد 5 ، بند 50 می خوانیم:
« ای دادار جهان استومند، ای اشون !
نخستین خوراکی که بدان زن(=زنیکه فرزند مُرده بدنیا آورد) 👈باید👉 داده شود چیست?»
در بنده 51 از فرگرد 5 ، اهوره مزدا در پاسخ به این سوال میگوید:
« اهوره مزدا پاسخ داد: 👈باید👉 سه یا شش یا نُه جام "گُمیز" آمیخته با خاکستر بیاشامد تا گور درون زهدان وی شسته شود»
❗️نکته: به وضوح میتوان دید که در بندهای 50 و 51 از فرگرد 5 ، دقیقا از کلمه "باید" استفاده شده، استفاده از کلمه "باید" این مطلب را می رساند که حکم و اجبار است به خوردن گُمیز(ادرار گاو نر). در هر صورت، ادرار گاو حاوی اوره بوده که ورود این ماده به بدن مضر و بیماری زاست.

⚠️ نمونه ای دیگر از اجبار به خوردن نوشیدنی زیان آور در دین زرتشتی، مربوط به سوگند خوردن است. سوگند در اوستا به معنای "گوگرد" می باشد که با پسوند vant به معنای دارنده و بصورت Saokenta-vant به معنای دارای گوگرد در وندیداد اوستا بکار رفته و آن، آب آمیخته به گوگردی بوده است که به تجویز وندیداد اوستا، فرگرد 4، بند 54 و 55 در ایران باستان به متهمان "می خوراندند" و از روی اثر آن مقصر و بی تقصیر بودن متهم را تعیین میکردند. اصطلاح "سوگند خوردن" در فارسی، یعنی استعمال فعل خوردن با کلمه سوگند، یادآور مفهوم واقعی آن، یعنی نوشیدن آب آمیخته با گوگرد است که در طی زمان، این مفهوم به فراموشی سپرده شده و سوگند و سوگند خوردن به معنای قسم و قسم یاد کردن به کار رفته است. سوگند و سوگند خوردن در نوشته های زمان ساسانیان در مفهوم "ور" است و لااقل به معنای "ور گرم" استعمال شده است. در ایران باستان 33 نوع ور وجود داشته است و مقررات خاصی داشته. ازین مقررات و چگونگی انواع ور اطلاعی در دست نیست، ولی میدانیم که ور ها به دو نوع بوده اند: "ور گرم" مانند گذشتن از آتش. "ور سرد" مانند خوردن آب آغشته به گوگرد.
❗️نکته: گوگرد ماده ای غیر سمّی است ولی نوشیدن و تماس پوست با آن یا استنشاق آن برای بدن مضر و خطرناک است. در مطلب فوق در مورد سوگند بیان شده که آب گوگرد دار(که برای بدن زیان دارد) به متهم می خوراندند. یعنی متهم حتی اگر راضی نباشد، طبق دستور آیین زرتشتی به اجبار باید این نوشیدنی زیان بار را بخورد !

⚠️ اما نکته بعدی که می توان به آن اشاره کرد، این است که اگر بگوییم دین زرتشتی برای اجتناب از خوردن چیزهای مضر، حکم و اجباری بیان نکرده، یعنی اینکه دیانت زرتشتی، حتی به فکر سلامتی و حفظ جان پیروان خویش هم نبوده و نیست، که این نشان از بی مایگی و میان تهی بودن این دین است.

📚منابع:
(1) اوستا، جلیل دوستخواه، وندیداد، فرگرد 5، بندهای 50 و 51
(2) اوستا، جلیل دوستخواه، وندیداد، فرگرد 4، بندهای 54 و 55
(3) نشریه نامه علوم اجتماعی، 1356، شماره 7 ، صفحه 33 ، حسن حسنی


کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ حکم و اجبار زنی که فرزنده مُرده به دنیا آورده، برای نوشیدن ادرار گاو با خاکستر، تا سه شب. وندیداد اوستا، جلیل دوستخواه، فرگرد5، بندهای 50 و 51

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ در دین زرتشتی برای سوگند و تشخیص گناهکار از بیگناه به متهم آب گوگرد دار(سوگند) می خوراندند. نشریه نامه علوم اجتماعی،1356، شماره 7،ص33، حسن حسنی

ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سوگند خوردن جهت تشخیص گناهکار از بیگناه در دین زرتشتی، یعنی شخص"باید" آب گوگرد دار را که مضر است، بخورد. اوستا،وندیداد،دوستخواه، فرگرد4،بند 54و55

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ کافیست باستانگرایان آریایی به منبع مورد علاقه خود یعنی گوگل بروند و با جمله ذیل سرچ کنند تا حقیقت را ببینند:☺️
The oldest country in the world

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
بزرگنمایی رضا شاه پهلوی توسط باستانگرایان و سلطنت طلبان، در حالیکه حقیقت جامعه ایران چیز دیگری بود


⚠️ امیر اسدالله علم در خاطرات محرمانه خود از زمان حکومت رضا شاه پهلوی اوضاع جامعه ایران و شهر تهران را اینگونه توصیف میکند:
« دو کامیون در جاده فرح آباد تصادف کرده بودند و ترافیک را حسابی بند آورده بودند. صبر کردم و در این فاصله نگاهی به زندگانی این بخش فقیر نشین تهران انداختم. تمام خیابانهایی که به بزرگراه میخورد، کثیف و خاکی هستند، چون امکان سر زدن شاه به این مکان وجود ندارد. صبح زود بود و پلیس راهنمایی هنوز سر کار نیامده بود، ولی یک پلیس تنها که پی در پی سیگار می کشید، باد در غبغب انداخته بود و چنان با مردم رفتار می کرد که گویی پادشاه است در حضور رعایایش. چند مرد و زن چادری با بقچه های زیر بغل از حمام عازم خانه بودند... گروهی بچه دور هم جمع بودند. دخترها همگی چادر بر سر داشتند. طبقات بالای جامعه ما هرگز چنین ساعتی از خواب بیدار نمی شوند. دخترهایشان هم چادر سرشان نمی کنند. مردم دور چرخ لبو فروشی ازدحام کرده بودند. در گوشه خیابان چند سگ ولگرد و چند بچه لخت و عور لای زباله ها می لولیدند... سربازان وظیفه با سرهای تراشیده، شلوارهای بدقواره وپوتین های بی ریخت در کنار خیابان قدم می زدند و ظاهرا از تعطیل صبح جمعه شان لذت می بردند. هم کسالت آور بود هم غم انگیز، صحنه ای از یک جامعه رو به توسعه. شاه، شبانه روز تلاش میکند به این امید که تا ده سال دیگر از بسیاری کشورهای پیشرفته جهان هم جلوتر خواهیم بود. هیچ تغییر و تحولی عطش پیشرفت او را سیراب نمیکند. اما هیچ مقدار خوش بینی زندگی را در این خیابانها تغییر نمی دهد. در روسیه هم مردم فقیر و عبوسند، چون حکومت آزادی را از آنان سلب کرده است، اما دست کم آدم نوعی تساوی اجتماعی و تا حدودی بهره وری از منابع ملی را به چشم می بیند... »


📚 منبع:
گفتگوهای من باشاه، خاطرات محرمانه امیر اسدالله علم، جلد یک، صفحه 178

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اوضاع غم انگیز و کسالت بار جامعه ایرانی در زمان رضا شاه. گفتگوهای من باشاه، امیر اسدالله علم، ج 1، ص178

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ هخامنشیان هیچگاه بزرگترین امپراطوری جهان نبودند، کافیست به مساحت و جمعیت سایر امپراطوری های جهان بنگریم 👇👇👇

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
یکی از ادعاهای خیالی و خنده دار باستانگرایان آریایی، این است که، هخامنشیان بر نیمی از دنیا حکومت میکردند و بزرگترین امپراطوری جهان هستند !!! اکنون بررسی کنیم آیا این ادعا حقیقت دارد


⚠️ برای افشای این ادعای جعلی، کافیست نگاهی بیاندازیم به وسعت و جمعیت سایر امپراطوری هایی که در جهان حکومت کرده اند، بر اساس منبع مورد علاقه کوروش پرستان آریایی یعنی گوگل، وسعت امپراطوری هخامنشیان تقریبا 11/000/000 کیلومتر مربع بود و بر جمعیتی بین 35 تا 49 میلیون نفر حکمرانی میکرده.


1⃣ امپراطوری استعماری بریتانیای کبیر با مساحت 35/500/000 کیلومتر مربع، بر جمعیتی بیش از 450 میلیون نفر حکمرانی میکرده.
2⃣ امپراطوری مغول طی قرون 13 و 14 میلادی با مساحت 33/000/000 کیلومتر مربع بر جمعیتی بیش از 100 میلیون نفر حکمرانی میکرده.
3⃣ امپراطوری روسیه تزاری که از 1721 تا 1917 با مساحت تقریبا 23/000/000 کیلومتر مربع بر جمعیتی تقریبا 125 میلیون نفری حکمرانی میکرده.
4⃣ امپراطوری استعماری پادشاهی اسپانیا از 1492 تا 1935 با مساحت 20/000/000 کیلومتر مربع بر 60 میلیون نفر حکمرانی میکرده.
5⃣ خلافت امویان از 41 تا 132 هجری قمری با مساحت 19/300/000 کیلومتر مربع بر تقریبا 33 میلیون نفر حکمرانی میکرده.
6⃣ امپراطوری سلسله چینگ(چین) در قرن 18 میلادی بر مساحت 14/700/000 کیلومتر مربع حکمرانی میکرده.
7⃣ امپراطوری سلسله یوآن(مغولهای چین) از 1271 تا 1368 میلادی، با مساحت 14/000/000 کیلومتر مربع و بر جمعیتی تقریبا 75 میلیون نفری حکمرانی میکرده.
8⃣ استعمار پادشاهی فرانسه بر مساحتی بیش از 12/300/000 کیلومترمربع حکمرانی میکرده.
9⃣ خلافت عباسیان از 132 تا 923 هجری قمری بر مساحت 11/100/000 کیلومتر مربع حکمرانی میکرده.
🔟 خلافت خلفای راشدین رضی الله عنهم که بر مساحت 9/000/000 کیلومتر مربع حکمرانی میکرده.


❗️نکته: جالب است بدانید که باستانگرایان آریایی معتقدند قلمرو هخامنشیان با گل و شیرینی و ماچ و بوسه و کوروش مون جنتلمنه بدست آمده، نه با جنگ و کشتار و خونریزی و غارت.

📚منبع:
ویکی پدیا گوگل🌐

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
اوستا، کتابی ملالت آور و خستگی افزا و سیر کننده است


⚠️ پروفسور ادوارد براون شرق شناس معروف بریتانیایی است که در سال 1887 از دانشگاه کمبریج در رشته پزشکی فارغ التحصیل شد و جرّاح بیمارستان گردید، اما یک سال بعد بخاطر عدم علاقه به این حرفه به قصد سیاحت، مطالعه و تحقیق رهسپار ایران شد. پروفسور براون مسلط به زبانهای عربی، ترکی و فارسی بود، و کتابهای زیادی در مورد تاریخ و ادبیات ایران نوشت. پروفسور ادوارد براون در کتاب تاریخ ادبی ایران از جذابیتهای قرآن و شیفتگی اش به این کتاب مقدس در مقایسه با اوستا اینگونه می نویسد:
« لکن این نکته را میتوانم از طرف خودم بگویم که هرچه بیشتر به مطالعه قرآن می پردازم وهرچه بیشتر برای درک روح قرآن کوشش میکنم، بیشتر متوجه قدر و منزلت آن می شوم، "اما بررسی اوستا ملالت آور و خستگی افزا و سیر کننده است"، مگر آنکه به منظور زبان شناسی و علم الاساطیر و مقاصد تطبیقی دیگر باشد. »


📚منبع:
تاریخ ادبی ایران، پروفسور ادوارد براون، ترجمه و تحشیه و تعلیق از علی پاشا صالح استاد دانشگاه تهران، جلد اول، نشر کتابخانه ابن سینا، چاپ دوم، تهران 1335، صفحه155

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ اوستا کتابی ملالت آور و خستگی افزا و سیر کننده است در مقایسه با قرآن. تاریخ ادبی ایران، پروفسور براون، ترجمه علی پاشا صالح، ج1، ص 155

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ نظر پروفسور ادوارد براون مستشرق معروف بریتانیایی درباره قرآن و اوستا.
تاریخ ادبی ایران، ج1، ص155، ترجمه علی پاشا صالح

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ نژادپرستان آریایی ادعا میکنند که: دختران سرزمینم در شهر فهرج از ترس اعراب خود را به درون چاه انداختند.
❗️افشای این دروغ بزرگ👇👇👇

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
نژاد پرستان آریایی ادعا میکنند که دختران ایرانی در شهر فهرج یزد از ترس اعراب خود را به درون چاهی بنام چهل دختران انداختند، آیا این ادعا حقیقت دارد?


⚠️در زمان خلافت خلیفه دوم (سیدنا عمر رضی الله عنه)، لشکر اسلام به قصد فتح یزد و دستگیری یزدگرد به سمت یزد حرکت میکند(طبق اسناد تاریخی مقر حکومت یزدگرد در کویر مرکزی ایران، در شهری به نام فرافه بوده که باقی ماندهای شهر تاریخی فرافه در شهرستان مهریز کنونی و در انتهای روستای تاریخی سریزد میتوان آن را دید). وقتی سپاه اسلام به نزدیکی یزد رسید، یزدگرد از طریق جاسوسان آگاه شد و از راه بیابان طبس به خراسان رفت و در بین راه میهمان آسیابانی ایرانی شد و نهایتا بدست آن آسیابان کشته شد. لشکریان اسلام پس از فتح فرافه چون وی را نیافتند راهی بیابان طبس شدند ولی یزدگرد را نیافتند و گرفتار کویر شدند و راه گم کردند (از فرط تشنگی چند تن از آنها شهید شدند قبر آنها در چهارده طبس زیارتگاه مسلمین است، رحمهم الله) سرانجام به منطقه(کنونی شهدای) فهرج رسیدند. سه شبانه روز استراحت کردند و دین مبین اسلام را به ساکنان مناطق فهرج، خویدک و فراء با سه پیشنهاد عرضه کردند: 1_اسلام را بپذیرند 2_جزیه و مالیات به دولت اسلامی بپردازند و بر دین خود باشید 3_یا اعلام و آماده جنگ شوید.
روستای فراء، هم اکنون مخروبه است و در آن زمان یهودی بودند ولی ساکنین فهرج و خوید دارای دین زرتشتی بودند. زرتشتیان(مجوس) که قول به پذیرش اسلام داده بودند با تشکیل یک شورای محلی_منطقه ای که هر سه منطقه در آن شرکت داشتند تصمیم گرفتند اسلام را نپذیرند، و با هماهنگی و بدون خبر و شبانه به لشکر اسلام شبیخون بزنند و ابزار و نیرو جمع کردند و شبانه هنگامی که لشکر اسلام به خواب بودند، بر سر آنها هجوم آورده و در تاریکی شب جنگ ناعادلانه ای آغاز شد و جمعیت آن سه منطقه فراوان بود و مسلمین تاب مقاومت نیاوردند ولی تا طلوع جنگیدند.
در این جنگ شبانه برخی از صحابه و تابعین از جمله حویطب ابن هانی فرزند خواهر سیدنا علی(رضی الله عنه) مظلومانه شهید شدند(رحمهم الله).


⚠️ اکنون به جریان چاه زنان و دختران مسلمین(چاه چهل دختران) می پردازیم.
بعد از خاتمه جنگ لشکر متجاوز زرتشتیان و یهود به زنان و دختران مسلمان حمله ور شدند و آنها به طرف شمال میدان جنگ فرار کردند، پس از طی دو کیلومتر به چاهی رسیدند، که با یکدیگر تصمیم عجولانه ای گرفتند که خود را به چاه بیاندازند، بهتر از آن است که به دست قاتلان شوهر و پدران خود اسیر شوند و همراه رقیه ابن نوفل همسر حویطب ابن هانی بود که طفل کوچکی در بغل داشت، همگی خود را درون چاه می اندازند و به شهادت می رسند. در کنار چاه هم اکنون دو اتاقک مخروبه ای وجود دارد و کسی در فکر مرمت این بنای تاریخی نیست و در اذهان مردم به چاه چهل دختر معروف است. افراد باقی مانده از جنگ دست به فرار زدند و از راه اهواز و عراق به مدینه رفتند و جریان جنگ را به فرمانده سپاه اسلام(سیدنا عمر رضی الله عنه) گزارش دادند و فرمانده سپاه اسلام لشکر مجهزتری را برای سرکوب متجاوزان زرتشتی یزد، فرستاد. مردم آن سه منطقه در آنحال با دیدن آن لشکر عظیم تصمیم به صلح گرفتند و تسلیم مسلمانان شدند و بدین ترتیب دین مبین اسلام به مناطق یزد وارد می شود که اسلام آوردن مردم این منطقه مرهون شهادت و زحمات این شهیدان عزیز(رحمهم الله) است. ناگفته نماند اولین مسجد با ورود اسلام به ایران در همین فهرج یزد بنا شد.

❗️نکته: در حقیقت این نوامیس مسلمانان بودند که بخاطر توحش مجوس و یهود و برای در امان بودن از هتک حرمت آنان، خود را به درون چاه انداختند، و این دختران ایرانیان "نبودند" که خود را به درون چاه انداختند.


📚 منابع:
(1) نسخه مکتوب موجود در زیارتگاه حویطب بن هانی و برخی شهدای صدر اسلام در فهرج یزد
(2) یادگارهای یزد، ایرج افشار، صفحه 213

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇