❌ باستانگرایان اسلامستیز مدعی هستند که یعقوب لیث زبان فارسی را در ایران زبان رسمی اعلام کرد !!! اکنون به بررسی این ادعا می پردازیم که آیا صحیح است یا غلط ❌
⚠️ مسلمان شدن ایرانیان هرگز به زور شمشیر نبود چرا که تا قرنها پس از ورود اسلام به ایران، زرتشتیان(مجوس) در کنار مسلمانان زندگی میکردند و جزیه می پرداختند و به آیین خود بودند. حتی در قرن دهم میلادی جمعیت قابل ملاحظه ای از فارس زادگان ساسانی، به کیش زرتشتی بودند و گروهی از زرتشتیان تا به امروز در نقاطی از یزد و کرمان به رسوم و آداب زرتشتی وفادار مانده اند.
❗️نکته: تمام ایران بدست اسلام فتح شد، وقتی هنوز زرتشتیان در یزد و کرمان وجود دارند و به آیین خود هستند، دلیل محکم دیگریست که اثبات میکند ایرانیان به زور شمشیر مجبور نبودند که مسلمان شوند و دست از زرتشتی بودن بکشند.
⚠️ برخی ایرانیان که به اسلام ایمان آورده بودند گاه ضروری میدانستند که بنا به سنّتی عربی که به پیش از اسلام باز می گشت(و بوسیله اسلام اصلاح شد)، خود را به قبیله یا عشیره ای عرب پیوند دهند و "موالی" ایشان شوند تا بتوانند از حمایتهای قبیله ای بهره مند گردند و یا از لحاظ اجتماعی جا پای محکمتری بیابند. تعداد موالی چنان گسترش یافت که بسرعت به صورت یکی از نیروهای مهم در صحنه سیاسی و فرهنگی اسلام در آمد. با اتصال موالی به قبایل عربی، زبان عربی(زبان فاتحین و زبان قرآن و نمازهای روزانه) به سرعت در میان نخبگان ایرانی ریشه دواند. در زمان حجاج بن یوسف که در سالهای 661 تا 714 میلادی فرماندار ایران و عراق بود، زبان عربی در دفاتر دیوانی و دولتی جایگزین زبان پهلوی شد و راه را برای آنکه خط ایرانیان به خط عربی تغییر یابد باز کرد.... و حتی ایرانیان چنان جذب و شیفته اسلام و فاتحین مسلمان شدند که به تبلیغ اسلام و شرکت در جهادهای دینی دست یازیدند.
❗️نکته: بازهم میبینیم که اجباری در این نبود که ایرانیان عربی تکلم کنند بلکه بخاطر اتصال و تعاملی که با فاتحین مسلمان، داشتند به سبب موالی بودن، خود به خود زبان عربی را یاد گرفتند و جهت ارتباط با آنها عربی تکلم میکردند.
⚠️ این نظر که نخستین شعر فارسی در زمان صفّاریان(یعقوب لیث صفاری) سروده شده باشد البته درست نیست !!! شواهد و حتی نمونه هایی از اشعار فارسی که در زمان(قبل تر و دوره) طاهریان سروده شده در دست است، شامل دو قطعه از حنظله بادغیسی، و به آسانی میتوان تصور نمود که زودتر از آنهم، کوششهایی برای سرودن شعر به اوزان محلی و یا در قالب شعر عربی بطور پراکنده اینجا و آنجا صورت گرفته باشد... اقدام یعقوب لیث محرکی در سرودن شعر فارسی شد و آغاز سنتی گردید که سامانیان پیشروان راستین رستاخیز ادبی ایران، آنرا برگرفته و گسترش دادند.
❗️نکته: یعنی قبل از یعقوب لیث شعر فارسی سروده میشده و به تبع آن زبان فارسی بین مردم ایران رایج بوده و زبان فارسی اصلا معدوم نشده بود که یعقوب لیث بخواهد آنرا زبان رسمی کشور کند بلکه ایرانیان به فارسی گویش داشتند و شعر فارسی می سرودند.
⚠️ جالب است بدانید که این خود ایرانیان بودند که مشتاق خط و زبان عربی شدند و به حجاج بن یوسف پیشنهاد دادند کارهای دیوانی به خط عربی نوشته شود. « ترجمه دیوان، در زمان حجاج بن یوسف از فارسی به عربی انجام شد و مترجم آن یک ایرانی بنام صالح بن عبدالرحمن است که بردهء بنی تمیم و پدرش از اسیران سجستان بوده و نزد زادانفرّخ بکار نویسندگی در عربی و فارسی اشتغال داشت و دل حجاج را بدست آورده بود. صالح به زادانفرّخ گفت: من بواسطه تو به امیر راه یافتم، حالا مشاهده میکنم امیر را بمن تمایلی است و بیم دارم که مرا بر تو مقدّم دارد. زادانفرّخ گفت چنین گمان نداشته باش که اون بمن بیشتر احتیاج دارد و جز من کسی دیگر نمیتواند حساب او را نگهدارد. صالح گفت: بخدا سوگند اگر من بخواهم میتوانم حساب او را به عربی برگردانم، زادانفرّخ خواست چند سطری را به عربی درآورد. اون چنین کرد. زادانفرّخ گفت: بهتر است چندی تمارض نمایی، صالح نیز به بهانه بیماری از خانه بیرون نیامد، تا آنکه حجاج پزشک مخصوص خود تیادورس را بعیادت او فرستاد و صالح را بیمار نیافت. زادانفرّخ که ازین ماجرا خبر یافت دستور داد که از خانه بیرون آید. از قضا زادانفرّخ از خانه که بیرون آمد بسبب فتنه ابن اشعث کشته شد و حجاج صالح را برجای او گذاشت. صالح به حجاج جریان مذاکرات خود را با زادانفرّخ درباره نقل دیوان از فارسی به عربی گفت و حجاج تصمیم به این کار گرفت و از صالح آن را خواست»
📚منبع:
مجله ایران شناسی، سال سیزدهم، احسان یارشاطر، ترجمه فریدون وهمن، صفحه 276 و 281
الفهرست، محمد بن اسحاق بن ندیم، ترجمه محمدرضا تجدد، نشر اساطیر، تهران 1381، صفحه 442
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ مسلمان شدن ایرانیان هرگز به زور شمشیر نبود چرا که تا قرنها پس از ورود اسلام به ایران، زرتشتیان(مجوس) در کنار مسلمانان زندگی میکردند و جزیه می پرداختند و به آیین خود بودند. حتی در قرن دهم میلادی جمعیت قابل ملاحظه ای از فارس زادگان ساسانی، به کیش زرتشتی بودند و گروهی از زرتشتیان تا به امروز در نقاطی از یزد و کرمان به رسوم و آداب زرتشتی وفادار مانده اند.
❗️نکته: تمام ایران بدست اسلام فتح شد، وقتی هنوز زرتشتیان در یزد و کرمان وجود دارند و به آیین خود هستند، دلیل محکم دیگریست که اثبات میکند ایرانیان به زور شمشیر مجبور نبودند که مسلمان شوند و دست از زرتشتی بودن بکشند.
⚠️ برخی ایرانیان که به اسلام ایمان آورده بودند گاه ضروری میدانستند که بنا به سنّتی عربی که به پیش از اسلام باز می گشت(و بوسیله اسلام اصلاح شد)، خود را به قبیله یا عشیره ای عرب پیوند دهند و "موالی" ایشان شوند تا بتوانند از حمایتهای قبیله ای بهره مند گردند و یا از لحاظ اجتماعی جا پای محکمتری بیابند. تعداد موالی چنان گسترش یافت که بسرعت به صورت یکی از نیروهای مهم در صحنه سیاسی و فرهنگی اسلام در آمد. با اتصال موالی به قبایل عربی، زبان عربی(زبان فاتحین و زبان قرآن و نمازهای روزانه) به سرعت در میان نخبگان ایرانی ریشه دواند. در زمان حجاج بن یوسف که در سالهای 661 تا 714 میلادی فرماندار ایران و عراق بود، زبان عربی در دفاتر دیوانی و دولتی جایگزین زبان پهلوی شد و راه را برای آنکه خط ایرانیان به خط عربی تغییر یابد باز کرد.... و حتی ایرانیان چنان جذب و شیفته اسلام و فاتحین مسلمان شدند که به تبلیغ اسلام و شرکت در جهادهای دینی دست یازیدند.
❗️نکته: بازهم میبینیم که اجباری در این نبود که ایرانیان عربی تکلم کنند بلکه بخاطر اتصال و تعاملی که با فاتحین مسلمان، داشتند به سبب موالی بودن، خود به خود زبان عربی را یاد گرفتند و جهت ارتباط با آنها عربی تکلم میکردند.
⚠️ این نظر که نخستین شعر فارسی در زمان صفّاریان(یعقوب لیث صفاری) سروده شده باشد البته درست نیست !!! شواهد و حتی نمونه هایی از اشعار فارسی که در زمان(قبل تر و دوره) طاهریان سروده شده در دست است، شامل دو قطعه از حنظله بادغیسی، و به آسانی میتوان تصور نمود که زودتر از آنهم، کوششهایی برای سرودن شعر به اوزان محلی و یا در قالب شعر عربی بطور پراکنده اینجا و آنجا صورت گرفته باشد... اقدام یعقوب لیث محرکی در سرودن شعر فارسی شد و آغاز سنتی گردید که سامانیان پیشروان راستین رستاخیز ادبی ایران، آنرا برگرفته و گسترش دادند.
❗️نکته: یعنی قبل از یعقوب لیث شعر فارسی سروده میشده و به تبع آن زبان فارسی بین مردم ایران رایج بوده و زبان فارسی اصلا معدوم نشده بود که یعقوب لیث بخواهد آنرا زبان رسمی کشور کند بلکه ایرانیان به فارسی گویش داشتند و شعر فارسی می سرودند.
⚠️ جالب است بدانید که این خود ایرانیان بودند که مشتاق خط و زبان عربی شدند و به حجاج بن یوسف پیشنهاد دادند کارهای دیوانی به خط عربی نوشته شود. « ترجمه دیوان، در زمان حجاج بن یوسف از فارسی به عربی انجام شد و مترجم آن یک ایرانی بنام صالح بن عبدالرحمن است که بردهء بنی تمیم و پدرش از اسیران سجستان بوده و نزد زادانفرّخ بکار نویسندگی در عربی و فارسی اشتغال داشت و دل حجاج را بدست آورده بود. صالح به زادانفرّخ گفت: من بواسطه تو به امیر راه یافتم، حالا مشاهده میکنم امیر را بمن تمایلی است و بیم دارم که مرا بر تو مقدّم دارد. زادانفرّخ گفت چنین گمان نداشته باش که اون بمن بیشتر احتیاج دارد و جز من کسی دیگر نمیتواند حساب او را نگهدارد. صالح گفت: بخدا سوگند اگر من بخواهم میتوانم حساب او را به عربی برگردانم، زادانفرّخ خواست چند سطری را به عربی درآورد. اون چنین کرد. زادانفرّخ گفت: بهتر است چندی تمارض نمایی، صالح نیز به بهانه بیماری از خانه بیرون نیامد، تا آنکه حجاج پزشک مخصوص خود تیادورس را بعیادت او فرستاد و صالح را بیمار نیافت. زادانفرّخ که ازین ماجرا خبر یافت دستور داد که از خانه بیرون آید. از قضا زادانفرّخ از خانه که بیرون آمد بسبب فتنه ابن اشعث کشته شد و حجاج صالح را برجای او گذاشت. صالح به حجاج جریان مذاکرات خود را با زادانفرّخ درباره نقل دیوان از فارسی به عربی گفت و حجاج تصمیم به این کار گرفت و از صالح آن را خواست»
📚منبع:
مجله ایران شناسی، سال سیزدهم، احسان یارشاطر، ترجمه فریدون وهمن، صفحه 276 و 281
الفهرست، محمد بن اسحاق بن ندیم، ترجمه محمدرضا تجدد، نشر اساطیر، تهران 1381، صفحه 442
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ایرانیان بزور مسلمان نشدند و از جانب فاتحین مسلمان مجبور نبودند که عربی تلکم کنند و فارسی صحبت ننمایند. مجله ایرانشناسی، سال 13،احسان یارشاطر،ترجمه وهمن،ص276 و 281
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ایرانیان بزور مسلمان نشدند و از جانب فاتحین مسلمان مجبور نشدند که عربی حرف بزنند و فارسی صحبت نکنند. مجله ایرانشناسی، سال 13،احسان یارشاطر،ترجمه وهمن،ص276 و 281
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️ ایرانیان مشتاق و پیشنهاد دهنده استفاده از خط و زبان عربی بودند. الفهرست، ابن ندیم، ترجمه محمدرضا تجدد، نشر اساطیر، تهران 1381، ص 442
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ استبداد و دیکتاتوری رضا پهلوی(=رضا شصت تیر) ❌
⚠️خفقان و سرکوب در دوره رضاخان چنان بشدت انجام میشد که کسی جرأت نداشت بجز امر ملوکانه سخنی بگوید، ولو حرفش حق و راست باشد. او غاصب سلطنت از شاه جبّار دیگری چون احمد شاه بود که در کشتار میلیونی ایرانیان در قحطی بزرگ نقش بسیار پررنگی داشت. رضاشاه در جریان ضدیت و دشمنی آشکاری که با اسلام داشت تلاش کرد به زور حجاب را از سر زنان ایران بردارد و آزادی های شخصی و دینی را زیر چکمه خود له کرد. «رضا پهلوی معروف به رضا سواد کوهی متولد دهکده آلاشت ملقّب به رضاخان پهلوی پس از تلاشهای بسیار در 4 اردیبهشت 1305 خورشیدی رسما تاجگذاری کرد و بر اریکه سلطنت قرار گرفت، رضاخان پهلوی موقعیکه شاه شد برای آنکه کسی نتواند بر خلاف مصالح او اقداماتی بنماید روزنامه ها را تحت "کنترل و سانسور" قرار داده و مردم را محدود ساخته و بطور کلی آزادی را سلب کرده و از تشکیل اجتماعات جلوگیری نمود و ملّت را از مداخله در سیاست ممنوع ساخت. بطوریکه در تحت عنوان "عارف و رضاشاه پهلوی" خواهیم نگاشت مضار حکومت مستبده پهلوی که گریبان گیر عارف قزوینی هم گردید و از دادن کنسرت و انتشار اشعار سیاسی منع شده و دیوانش هم که در همان اوان در برلین به چاپ رسیده بود در ایران توقیف گردیده و موقتا از نشر آن جلوگیری گردید» (1)
⚠️ محمد فرخی یزدی سیاست مدار و روزنامه نگار و شاعر معاصر رضاخان هم از گزند استبداد رضاخانی مصون نماند. فرخی یزدی در دوره احمد شاه، زمانیکه حاضر به چاپلوسی حاکم یزد "ضیغم الدوله قشقایی" نشد، و شعری خطاب به او خواند که:
خود تو میدانی نیم از شاعران چاپلوس
کز برای سیم بنمایم کسی را پایبوس.....
همین امر موجب غضب ضیغم الدوله میشود و دستور میدهد که دهان فرّخی یزدی را با نخ و سوزن بدوزند و او را به زندان افکنند !!!
فرخی یزدی در دوره استبداد رضاخانی در مجلس کتک خورد و بخاطر فعالیت آزادی خواهانه در روزنامه طوفان علیه دیکتاتوری رضاخان فشارهایی بر او وارد گردید و از بیم جان مجبور به ترک وطن و رفتن به برلین شد. بلافاصله در همانجا مقالاتی چند در "مجله پیکار" بر علیه حکومت استبداد و زور آن روز ایران منتشر میکند و میگوید که املاک مردم ایران را بزور تصاحب کرده اند. بخاطر این مطالب مجله پیکار بخاطر شکایت دربار ایران به آلمان، نشرش متوقف میشود. فرخی یزدی در روزنامه دیگری بنام "نهضت" فعالیت خود را برای آگاه سازی افکار و روشنگری اولیا امور حکومت استبدادی ادامه داد که بیش از دو سه شماره آن منتشر نشد، زیرا در اثر اقدامات دولت ایران و اولیای امور نامبرده، اداره شهربانی برلین فرخی را ملزم به خروج کلی از خاک آلمان نمود. تیمور تاش که وزیر دربار رضاخان بود به اروپا رفت و در دیدار با فرخی یزدی به او از طرف شاه اطمینان داد که به ایران بازگردد و بدون دغدغه بسر برد، فرخی فریب خورد و چون معیشت سختی هم داشت به ایران بازگشت. فرخی به بهانه بدهکاری به یک کاغذ فروش بلافاصله به زندان می افتد و در زندان بسبب فشارهای وارده تلاش میکند با خوردن تریاک خودکشی کند که بموقع از مرگ نجات می یابد. در این موقع پرونده ای سیاسی به نام "اسائه ادب به مقام سلطنت" برای شاعر آزادیخواه ساخته میشود و به زندان شهربانی برده میشود و به 27 ماه و سپس به 30 ماه حبس محکوم میشود. فرخی در تمام جلسات دادگاه سکوت میکند و فقط میگوید: "قضاوت نهایی با ملّت است" و حکم محکمه را امضا نمیکند. فرخی در زندان شهربانی از درون اتاقش که زندانیان او را نمی دیدند شروع به معرفی خود و سخنرانی میکند، در این اثنا عده ای بسر او ریخته و او را کتک میزنند و او را کشان کشان به زندان قصر کریدور شماره 4 در اتاق مرطوب 23، زندانی میکنند. اوضاع فرخی در زندان قصر فوق العاده مرموز و بی نهایت جانخراش است. بیگناهنان بسیاری در زندانهای پهلوی اول بودند که نشان میدهد چه ضایعات سنگینی به ملت ایران وارد آمده است. تا قبل از شهریور 1320 هیچکس از فرخی خبری نداشت، ولی پس از شهریور که عده ای از زندانیان قصر آزاد شدند مطالبی درباره فرخی در جراید نوشته شد. مخصوصا پس از سقوط رضاشاه و در جریان محاکمه پزشک احمدی(جلّاد دربار رضاخان) و سرپاسبان مختاری رییس کل شهربانی دوره رضاشاه، یکی از روزنامه ها به نام "ستاره" مورخ چهارشنبه 14 آبان، شماره 1192، سال پنجم در زیر عنوان "چه قسم فرخی را کشتند" مطالبی نوشت که خلاصه اش چنین است: «روزی فرخی در محبس، از پشت پنجره که به حیاط نگاه میکرد، باصدای بلند گفت: ای محبوسین محترم، من فرخی یزدی لب دوخته ام، مدیر روزنامه طوفان، که به جرم حق گویی و حق نویسی ظالمانه توقیف شده، نماینده دارالشورای ملی هستم، به گناه اعتراض و تلکم بر علیه یک قانون جابرانه و زیانبخش مغضوب و متعاقب شدم. چند سال از کشور خود متواری شدم، بمن امان دادند که اگر برگردی...
ادامه مطلب
⚠️خفقان و سرکوب در دوره رضاخان چنان بشدت انجام میشد که کسی جرأت نداشت بجز امر ملوکانه سخنی بگوید، ولو حرفش حق و راست باشد. او غاصب سلطنت از شاه جبّار دیگری چون احمد شاه بود که در کشتار میلیونی ایرانیان در قحطی بزرگ نقش بسیار پررنگی داشت. رضاشاه در جریان ضدیت و دشمنی آشکاری که با اسلام داشت تلاش کرد به زور حجاب را از سر زنان ایران بردارد و آزادی های شخصی و دینی را زیر چکمه خود له کرد. «رضا پهلوی معروف به رضا سواد کوهی متولد دهکده آلاشت ملقّب به رضاخان پهلوی پس از تلاشهای بسیار در 4 اردیبهشت 1305 خورشیدی رسما تاجگذاری کرد و بر اریکه سلطنت قرار گرفت، رضاخان پهلوی موقعیکه شاه شد برای آنکه کسی نتواند بر خلاف مصالح او اقداماتی بنماید روزنامه ها را تحت "کنترل و سانسور" قرار داده و مردم را محدود ساخته و بطور کلی آزادی را سلب کرده و از تشکیل اجتماعات جلوگیری نمود و ملّت را از مداخله در سیاست ممنوع ساخت. بطوریکه در تحت عنوان "عارف و رضاشاه پهلوی" خواهیم نگاشت مضار حکومت مستبده پهلوی که گریبان گیر عارف قزوینی هم گردید و از دادن کنسرت و انتشار اشعار سیاسی منع شده و دیوانش هم که در همان اوان در برلین به چاپ رسیده بود در ایران توقیف گردیده و موقتا از نشر آن جلوگیری گردید» (1)
⚠️ محمد فرخی یزدی سیاست مدار و روزنامه نگار و شاعر معاصر رضاخان هم از گزند استبداد رضاخانی مصون نماند. فرخی یزدی در دوره احمد شاه، زمانیکه حاضر به چاپلوسی حاکم یزد "ضیغم الدوله قشقایی" نشد، و شعری خطاب به او خواند که:
خود تو میدانی نیم از شاعران چاپلوس
کز برای سیم بنمایم کسی را پایبوس.....
همین امر موجب غضب ضیغم الدوله میشود و دستور میدهد که دهان فرّخی یزدی را با نخ و سوزن بدوزند و او را به زندان افکنند !!!
فرخی یزدی در دوره استبداد رضاخانی در مجلس کتک خورد و بخاطر فعالیت آزادی خواهانه در روزنامه طوفان علیه دیکتاتوری رضاخان فشارهایی بر او وارد گردید و از بیم جان مجبور به ترک وطن و رفتن به برلین شد. بلافاصله در همانجا مقالاتی چند در "مجله پیکار" بر علیه حکومت استبداد و زور آن روز ایران منتشر میکند و میگوید که املاک مردم ایران را بزور تصاحب کرده اند. بخاطر این مطالب مجله پیکار بخاطر شکایت دربار ایران به آلمان، نشرش متوقف میشود. فرخی یزدی در روزنامه دیگری بنام "نهضت" فعالیت خود را برای آگاه سازی افکار و روشنگری اولیا امور حکومت استبدادی ادامه داد که بیش از دو سه شماره آن منتشر نشد، زیرا در اثر اقدامات دولت ایران و اولیای امور نامبرده، اداره شهربانی برلین فرخی را ملزم به خروج کلی از خاک آلمان نمود. تیمور تاش که وزیر دربار رضاخان بود به اروپا رفت و در دیدار با فرخی یزدی به او از طرف شاه اطمینان داد که به ایران بازگردد و بدون دغدغه بسر برد، فرخی فریب خورد و چون معیشت سختی هم داشت به ایران بازگشت. فرخی به بهانه بدهکاری به یک کاغذ فروش بلافاصله به زندان می افتد و در زندان بسبب فشارهای وارده تلاش میکند با خوردن تریاک خودکشی کند که بموقع از مرگ نجات می یابد. در این موقع پرونده ای سیاسی به نام "اسائه ادب به مقام سلطنت" برای شاعر آزادیخواه ساخته میشود و به زندان شهربانی برده میشود و به 27 ماه و سپس به 30 ماه حبس محکوم میشود. فرخی در تمام جلسات دادگاه سکوت میکند و فقط میگوید: "قضاوت نهایی با ملّت است" و حکم محکمه را امضا نمیکند. فرخی در زندان شهربانی از درون اتاقش که زندانیان او را نمی دیدند شروع به معرفی خود و سخنرانی میکند، در این اثنا عده ای بسر او ریخته و او را کتک میزنند و او را کشان کشان به زندان قصر کریدور شماره 4 در اتاق مرطوب 23، زندانی میکنند. اوضاع فرخی در زندان قصر فوق العاده مرموز و بی نهایت جانخراش است. بیگناهنان بسیاری در زندانهای پهلوی اول بودند که نشان میدهد چه ضایعات سنگینی به ملت ایران وارد آمده است. تا قبل از شهریور 1320 هیچکس از فرخی خبری نداشت، ولی پس از شهریور که عده ای از زندانیان قصر آزاد شدند مطالبی درباره فرخی در جراید نوشته شد. مخصوصا پس از سقوط رضاشاه و در جریان محاکمه پزشک احمدی(جلّاد دربار رضاخان) و سرپاسبان مختاری رییس کل شهربانی دوره رضاشاه، یکی از روزنامه ها به نام "ستاره" مورخ چهارشنبه 14 آبان، شماره 1192، سال پنجم در زیر عنوان "چه قسم فرخی را کشتند" مطالبی نوشت که خلاصه اش چنین است: «روزی فرخی در محبس، از پشت پنجره که به حیاط نگاه میکرد، باصدای بلند گفت: ای محبوسین محترم، من فرخی یزدی لب دوخته ام، مدیر روزنامه طوفان، که به جرم حق گویی و حق نویسی ظالمانه توقیف شده، نماینده دارالشورای ملی هستم، به گناه اعتراض و تلکم بر علیه یک قانون جابرانه و زیانبخش مغضوب و متعاقب شدم. چند سال از کشور خود متواری شدم، بمن امان دادند که اگر برگردی...
ادامه مطلب
Telegram
ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
بعد از این سخنرانی، تلاش برای قتل فرخی فزونی گرفت، لذا در زندان درون غذایش سم ریختند، او متوجه شد و نخورد. باز دست از سرش برنداشتند و او را به بیمارستان زندان بردند و درآنجا بطور اسرار آمیزی به زندگی فرخی پایان دادند در شهریور 1318. ولی رییس زندان وقت، یاور…
بعد از این سخنرانی، تلاش برای قتل فرخی فزونی گرفت، لذا در زندان درون غذایش سم ریختند، او متوجه شد و نخورد. باز دست از سرش برنداشتند و او را به بیمارستان زندان بردند و درآنجا بطور اسرار آمیزی به زندگی فرخی پایان دادند در شهریور 1318. ولی رییس زندان وقت، یاور برومند در نامه به شماره 17233 مورخه 9 آبان 1318 به اداره آگاهی زندان گزارش داد که فرخی بر اثر مالاریا و نفریت در تاریخ 25 مهر 1318 فوت کرده. ولی پس از سقوط رضاخان، در جریان محاکمه عُمّال بیست ساله سابق شهربانی ذکر شد که پزشک مجاز(رضاخان)، احمدی، بوسیله آمپول هوا با کمک عده ای، فرخی را بقتل رسانده و بطرز فجیعی به زندگی فرخی پایان دادند. مزار فرخی علیرغم تحقیقات انجام شده همچنان ناپیداست، مشخص شد که جسد اینگونه افراد را به قبرستان "مسگر آباد" میفرستادند. اینجانب(حسین مکی) که در سال 1325 به سمت معاونت شهرداری تهران منصوب شده بودم، یک روز پنجشنبه در صدد تحقیق از محل دفن فرخی برآمدم، هرچه در دفاتر تجسس شد، محل قبر فرخی معلوم نشد و تا این تاریخ نامعلوم است. و این شعر زبان حال فرخیست:
در روی خاک تربت ما جستجو مکن
در سینه مردم عارف مزار ماست.
(حسین مکی، 1332) (2)
❗️نکته: چقدر عجیب و ظالمانه و البته احمقانه است که عده ای، اکنون دوره رضاخان را دوره گل و بلبل میدانند ولی برای آگاهی خود به تواریخ معاصر آن زمان سری نمیزنند.
📚منابع:
(1) عارف قزوینی شاعر ملی ایران، تدوین: حائری، نشر جاویدان، 1364، صفحه 40
(2) دیوان فرّخی یزدی، با تصحیح و مقدمه شرح حال شاعر، حسین مکی، بنیاد نشر کتاب، صفحه 16 و 59 تا 72
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
در روی خاک تربت ما جستجو مکن
در سینه مردم عارف مزار ماست.
(حسین مکی، 1332) (2)
❗️نکته: چقدر عجیب و ظالمانه و البته احمقانه است که عده ای، اکنون دوره رضاخان را دوره گل و بلبل میدانند ولی برای آگاهی خود به تواریخ معاصر آن زمان سری نمیزنند.
📚منابع:
(1) عارف قزوینی شاعر ملی ایران، تدوین: حائری، نشر جاویدان، 1364، صفحه 40
(2) دیوان فرّخی یزدی، با تصحیح و مقدمه شرح حال شاعر، حسین مکی، بنیاد نشر کتاب، صفحه 16 و 59 تا 72
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️ بخشی از استبداد و خفقان رضاخان(سردار سپه) در آغاز حکومت پهلوی. عارف قزوینی شاعر ملی ایران، تدوین: حائری، نشر انتشارات جاویدان، 1364،ص 40
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️استبداد دوره احمد شاه قاجار و دوختن لبهای محمد فرخی یزدی با نخ و سوزن. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 16
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️استبداد دوره رضا شاه پهلوی و زندانی و شکنجه و مرگ فرخی یزدی توسط عُمّال رضاخان. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 59 تا 72
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️استبداد دوره رضا شاه پهلوی و زندانی و شکنجه و مرگ فرخی یزدی توسط عُمّال رضاخان. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 59 تا 72
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️استبداد دوره رضا شاه پهلوی و زندانی و شکنجه و مرگ فرخی یزدی توسط عُمّال رضاخان. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 59 تا 72
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️استبداد دوره رضا شاه پهلوی و زندانی و شکنجه و مرگ فرخی یزدی توسط عُمّال رضاخان. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 59 تا 72
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️استبداد دوره رضا شاه پهلوی و زندانی و شکنجه و مرگ فرخی یزدی توسط عُمّال رضاخان. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 59 تا 72
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from ناگفتههای ایران باستان و تاریخ
⚠️استبداد دوره رضا شاه پهلوی و زندانی و شکنجه و مرگ فرخی یزدی توسط عُمّال رضاخان. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 59 تا 72
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
🌺شمیم خوش عید به مشام میرسد، طاعات و عباداتان مقبول الله تعالی، آمین. حلال کنید عزیزان. مسلمانان شاد باشید به شکرانه اعمال صالح و بندگی خالصانه🌺
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Forwarded from اتچ بات
🌹 بسم الله الرحمن الرحیم🌹
🌺 الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و علی آله و صحبه و سلم 🌺
✍ کنفرانس: با موضوع کرتیر(=بزرگترین موبد زرتشتی سلسله ساسانیان) نماد افراطی گری و سرکوب و کشتار پیروان سایر ادیان توسط دین زرتشتی.
👤ارائه دهنده: برادر خالد
مکان: ابرگروه تریبون آزاد
⏳زمان: جمعه 17 خرداد 1398، ساعت 22:00 شب به وقت تهران
لینک گروه تریبون آزاد
https://t.me/joinchat/DLdEPEAbMv0aL2jA2Clp3A
🌺 الصلاه و السلام علی سیدنا و نبینا و علی آله و صحبه و سلم 🌺
✍ کنفرانس: با موضوع کرتیر(=بزرگترین موبد زرتشتی سلسله ساسانیان) نماد افراطی گری و سرکوب و کشتار پیروان سایر ادیان توسط دین زرتشتی.
👤ارائه دهنده: برادر خالد
مکان: ابرگروه تریبون آزاد
⏳زمان: جمعه 17 خرداد 1398، ساعت 22:00 شب به وقت تهران
لینک گروه تریبون آزاد
https://t.me/joinchat/DLdEPEAbMv0aL2jA2Clp3A
Telegram
attach 📎
Forwarded from هارد تریبون آزاد (آرشیو کنفرانسها و مناظرات)
کرتیر_تریبون_آزاد.pdf
5.5 MB
💡کنفرانس: کرتیر(موبد اعظم ساسانیان)
👤مجری: برادر خالد
تاریخ: 1398/03/17
🔸مکان: ابر گروه تریبون آزاد
https://t.me/joinchat/DLdEPEAbMv0aL2jA2Clp3A
👤مجری: برادر خالد
تاریخ: 1398/03/17
🔸مکان: ابر گروه تریبون آزاد
https://t.me/joinchat/DLdEPEAbMv0aL2jA2Clp3A
❌ملحدین و باستانگرایان ایرانی ادعا میکنند که مسلمانان باعث کشتار رومیان مسیحی شدند !! اکنون ریشه یابی میکنیم که شروعگر جنگ آیا مسلمین بودند !❌
⚠️ملحدین و باستانگرایان ایرانی ادعا میکنند که طبق تاریخ ابن خلدون جلد دوم، مسلمانان در سال 42 هجری قمری به روم حمله کردند و بر سرداران رومی پیروز شدند و جماعتی از مردم را کشتند. هر انسان محققی ابتدائا به چرایی ماجرا می پردازد که اصلا چرا مسلمانان به روم حمله بردند? در حالیکه مسلمانان حتی با کفار مدینه پیمان صلح می بستند و مادامیکه کفار پیمان شکنی نمیکردند، صلح حکم فرما بود.
⚠️زمانیکه پیامبر به هرقل(هراکلیوس) پادشاه روم نامه نوشت و او را به اسلام دعوت کرد، او پس از پرسیدن سوالاتی چند از ابوسفیان، دریافت که محمد صلی الله علیه و سلم، پیامبری بر حق است و اسلام را بر مردم روم عرضه داشت و آنان ابا کردند و بیزاری نمودند. رومیان پیشنهاد قبول جزیه را نپذیرفتند و حتی بر سرزمین سوریه با مسلمانان حاضر به مصالحه نشدند. پیامبر، شجاع بن وهب الاسدی را نزد فرمانروای نصرانی دمشق که منصوب رومیان بود فرستاد و به او نوشت: سلام بر کسیکه پیرو هدایت باشد و بدان ایمان آورد، تو را دعوت میکنم به خدای یکتا که شریکی ندارد، ایمان بیاور تا پادشاهیت برجای بماند، چون نامه را خواند گفت: چه کسی میخواهد پادشاهی را از من بستاند، اینک به جانب او روان خواهم شد. پیامبر گفت: پادشاهی اش از دست برفت.
می بینید که در مقابل یک نامه، این رومیان بودند که تهدید به تهاجم کردند !!
⚠️اکنون به ادامه بررسی استنادات تاریخی میپردازیم که علت جنگهای مسلمانان با رومیان که "صوائف" نام داشت چه بوده و چه کسی مقصر و شروعگر جنگ بود. نقطه شروع جنگ بین مسلمانان و رومیان بر میگردد به سال 7هجری، زمانیکه رسول الله صلی الله علیه و سلم، نامه ای به حاکم بصری(شهری در شام و حوالی دمشق) فرستاد. ناگفته نماند که سرزمین شام تحت حاکمیت روم بیزانس بود. زمانیکه سفیر پیامبر که نامش "حارث بن عمیر ازدی لهبی" بود، به سرزمین "موته" رسید، شخصی نصرانی به نام "شرحبیل بن عمرو غسانی" که منصوب رومیان بر شهر موته بود، راه را بر سفیر پیامبر بست و گفت: قصد کجا را داری? سفیر گفت: شام. شرحبیل گفت: شاید شما فرستاده محمد باشی? سفیر گفت: بلی، من فرستاده برگزیده خداوند هستم. شرحبیل دستور داد که او را دستگیر کنند و گردنش را زدند !!
بی هیچ شک این رومیان بودند که شروعگر جنگ علیه مسلمانان شدند، و بی هیچ دلیلی سفیر پیامبر را گردن زدند !!
هنگامیکه خبر این جنایت رومیان به گوش پیامبر رسید، دستور دادند سپاهی 3000نفری به فرماندهی زید بن حارثه و جعفر بن ابیطالب و عبدالله بن رواحه و خالد بن ولید رضی الله عنهم و... برای جهاد به موته اعزام شود. هنگامیکه سپاه اسلام به حوالی شام رسید، رومیان خبردار شدند و سپاهی 20/000نفری و طبق برخی روایات بیشتر، به فرماندهی هرقل(هراکلیوس) به موته رسیدند. زید بن حارثه که بیرقدار سپاه اسلام بود در این نبرد با تیرهای دشمن به شهادت رسید، سپس بیرق را جعفر بن ابیطالب گرفت که ابتدا دست راستش بوسیله رومیان قطع شد و سپس دست چپش، ولی بیرق را میان دو ساعد قطع شده نگهداشت تا اینکه شهید شد و بیرق به عبدالله بن رواحه رسید و او هم شهید شد، سپس مسلمانان خالد بن ولید را برای بدست گرفتن بیرق انتخاب کردند، کار بر مسلمین سخت شد چون در ازای هر یک مسلمان، هفت رومی با او جنگ میکردند. خالد تدبیری اندیشید و دستور عقب نشینی را صادر کرد تا اینکه سپاه با کمترین خسارت به مدینه بازگشت. مسلمانان در این نبرد 12شهید دادند(رحمه الله علیهم)
⚠️اما طبق تواریخ دلیل دیگر بر اینکه رومیان شروعگر جنگ بودند و کفار حربی محسوب شدند این بود که: در سال هشتم هجری رسول الله صلی الله علیه و سلم، "کعب بن عمیر غفاری" را با پانزده تن که آموزگاران قرآن بودند به سوی موته جهت تبلیغ فرستاد که در منطقه ای بنام "ذات اطلاح" در سرزمین شام، با گروهی از مشرکان روبرو شدند و آنان را به اسلام دعوت دادند، مشرکان نپذیرفتند و بر مسلمانان تیر پرتاب کردند. اصحاب پیامبر رضی الله عنهم که چنین دیدند با آنان به کارزار پرداختند و همه بجز یک تن به شهادت رسیدند. زمانیکه خبر به پیامبر رسید، عده ای را به آنجا فرستاد اما مشرکان شامی گریخته بودند. باز هم رومیان مقصر بودند که با کشتار مسلمانان شروعگر جنگ محسوب می شدند و کفار حربی قرار گرفتند و جهاد علیه آنان صورت گرفت. جنگهای مسلمانان با روم تا شکست و سقوط بیزانس ادامه داشت. دود آتشی که رومیان به پا کردند در نهایت در چشم خودشان رفت.
📚منابع:
العبر،تاریخ ابن خلدون،جلد1،ترجمه آیتی،نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،تهران1383،ص 424و425و430و431
پیامبر و آیین نبرد،مصطفی طلّاس، ترجمه مرزناک،نشر بعثت، تهران1354،ص440تا444
طبقات ابن سعد،جلد2،ص125و126
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇
⚠️ملحدین و باستانگرایان ایرانی ادعا میکنند که طبق تاریخ ابن خلدون جلد دوم، مسلمانان در سال 42 هجری قمری به روم حمله کردند و بر سرداران رومی پیروز شدند و جماعتی از مردم را کشتند. هر انسان محققی ابتدائا به چرایی ماجرا می پردازد که اصلا چرا مسلمانان به روم حمله بردند? در حالیکه مسلمانان حتی با کفار مدینه پیمان صلح می بستند و مادامیکه کفار پیمان شکنی نمیکردند، صلح حکم فرما بود.
⚠️زمانیکه پیامبر به هرقل(هراکلیوس) پادشاه روم نامه نوشت و او را به اسلام دعوت کرد، او پس از پرسیدن سوالاتی چند از ابوسفیان، دریافت که محمد صلی الله علیه و سلم، پیامبری بر حق است و اسلام را بر مردم روم عرضه داشت و آنان ابا کردند و بیزاری نمودند. رومیان پیشنهاد قبول جزیه را نپذیرفتند و حتی بر سرزمین سوریه با مسلمانان حاضر به مصالحه نشدند. پیامبر، شجاع بن وهب الاسدی را نزد فرمانروای نصرانی دمشق که منصوب رومیان بود فرستاد و به او نوشت: سلام بر کسیکه پیرو هدایت باشد و بدان ایمان آورد، تو را دعوت میکنم به خدای یکتا که شریکی ندارد، ایمان بیاور تا پادشاهیت برجای بماند، چون نامه را خواند گفت: چه کسی میخواهد پادشاهی را از من بستاند، اینک به جانب او روان خواهم شد. پیامبر گفت: پادشاهی اش از دست برفت.
می بینید که در مقابل یک نامه، این رومیان بودند که تهدید به تهاجم کردند !!
⚠️اکنون به ادامه بررسی استنادات تاریخی میپردازیم که علت جنگهای مسلمانان با رومیان که "صوائف" نام داشت چه بوده و چه کسی مقصر و شروعگر جنگ بود. نقطه شروع جنگ بین مسلمانان و رومیان بر میگردد به سال 7هجری، زمانیکه رسول الله صلی الله علیه و سلم، نامه ای به حاکم بصری(شهری در شام و حوالی دمشق) فرستاد. ناگفته نماند که سرزمین شام تحت حاکمیت روم بیزانس بود. زمانیکه سفیر پیامبر که نامش "حارث بن عمیر ازدی لهبی" بود، به سرزمین "موته" رسید، شخصی نصرانی به نام "شرحبیل بن عمرو غسانی" که منصوب رومیان بر شهر موته بود، راه را بر سفیر پیامبر بست و گفت: قصد کجا را داری? سفیر گفت: شام. شرحبیل گفت: شاید شما فرستاده محمد باشی? سفیر گفت: بلی، من فرستاده برگزیده خداوند هستم. شرحبیل دستور داد که او را دستگیر کنند و گردنش را زدند !!
بی هیچ شک این رومیان بودند که شروعگر جنگ علیه مسلمانان شدند، و بی هیچ دلیلی سفیر پیامبر را گردن زدند !!
هنگامیکه خبر این جنایت رومیان به گوش پیامبر رسید، دستور دادند سپاهی 3000نفری به فرماندهی زید بن حارثه و جعفر بن ابیطالب و عبدالله بن رواحه و خالد بن ولید رضی الله عنهم و... برای جهاد به موته اعزام شود. هنگامیکه سپاه اسلام به حوالی شام رسید، رومیان خبردار شدند و سپاهی 20/000نفری و طبق برخی روایات بیشتر، به فرماندهی هرقل(هراکلیوس) به موته رسیدند. زید بن حارثه که بیرقدار سپاه اسلام بود در این نبرد با تیرهای دشمن به شهادت رسید، سپس بیرق را جعفر بن ابیطالب گرفت که ابتدا دست راستش بوسیله رومیان قطع شد و سپس دست چپش، ولی بیرق را میان دو ساعد قطع شده نگهداشت تا اینکه شهید شد و بیرق به عبدالله بن رواحه رسید و او هم شهید شد، سپس مسلمانان خالد بن ولید را برای بدست گرفتن بیرق انتخاب کردند، کار بر مسلمین سخت شد چون در ازای هر یک مسلمان، هفت رومی با او جنگ میکردند. خالد تدبیری اندیشید و دستور عقب نشینی را صادر کرد تا اینکه سپاه با کمترین خسارت به مدینه بازگشت. مسلمانان در این نبرد 12شهید دادند(رحمه الله علیهم)
⚠️اما طبق تواریخ دلیل دیگر بر اینکه رومیان شروعگر جنگ بودند و کفار حربی محسوب شدند این بود که: در سال هشتم هجری رسول الله صلی الله علیه و سلم، "کعب بن عمیر غفاری" را با پانزده تن که آموزگاران قرآن بودند به سوی موته جهت تبلیغ فرستاد که در منطقه ای بنام "ذات اطلاح" در سرزمین شام، با گروهی از مشرکان روبرو شدند و آنان را به اسلام دعوت دادند، مشرکان نپذیرفتند و بر مسلمانان تیر پرتاب کردند. اصحاب پیامبر رضی الله عنهم که چنین دیدند با آنان به کارزار پرداختند و همه بجز یک تن به شهادت رسیدند. زمانیکه خبر به پیامبر رسید، عده ای را به آنجا فرستاد اما مشرکان شامی گریخته بودند. باز هم رومیان مقصر بودند که با کشتار مسلمانان شروعگر جنگ محسوب می شدند و کفار حربی قرار گرفتند و جهاد علیه آنان صورت گرفت. جنگهای مسلمانان با روم تا شکست و سقوط بیزانس ادامه داشت. دود آتشی که رومیان به پا کردند در نهایت در چشم خودشان رفت.
📚منابع:
العبر،تاریخ ابن خلدون،جلد1،ترجمه آیتی،نشر پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی،تهران1383،ص 424و425و430و431
پیامبر و آیین نبرد،مصطفی طلّاس، ترجمه مرزناک،نشر بعثت، تهران1354،ص440تا444
طبقات ابن سعد،جلد2،ص125و126
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇
⚠️ نامه پیامبر به هرقل و سپس به حاکم نصرانی دمشق و تهدید این حاکم نصرانی جهت هجوم به پیامبر و مسلمین. العبر، تاریخ ابن خلدون، جلد1، ص424و425
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️شرح نبرد موته و شهادت صحابه رضی الله عنهم بدست مسیحیان و تدبیر خالد بن ولید رضی الله عنه در عقب نشینی سپاه و حمایت پیامبر از او. آیین جنگهای پیامبر،طلّاس، ترجمه مرزناک، ص 440تا444
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️شرح نبرد موته و شهادت صحابه رضی الله عنهم بدست مسیحیان و تدبیر خالد بن ولید رضی الله عنه در عقب نشینی سپاه و حمایت پیامبر از او. آیین جنگهای پیامبر،طلّاس، ترجمه مرزناک، ص 440تا444
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory