ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️ رذایل اشراف زاده پارسی پس از سقوط هخامنشیان بدست اسکندر کبیر. ایران درعهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 310 و311

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ معرفی کردن یوتاب بعنوان خواهر آریوبرزن(آریُ برزن) سردار هخامنشی دروغ بسیار جاهلانه کوروش پرستان آریایی.
افشای این دروغ👇

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
کوروش پرستان آریایی ادعا میکنند که بانو یوتاب، خواهر سردار هخامنشی به نام آریوبرزن است !!! آیا این ادعا حقیقت دارد ?? به مستندات زیر توجه فرمایید !!!


⚠️ هر از گاهی میبینیم و میشنویم که کوروش پرستان با جعلیاتی جدید سعی در بزرگنمایی تاریخ باستان دارند و تلاش میکنند با شخصیت سازی برای ایران باستان، افتخاراتی تخیلی و وهم آمیز ساخته و پرداخته کنند و افکار عمومی را فریب دهند. اصولا در دکان باستانگرایان آریایی چیزی جز جعلیات و فریبکاری تحویل مخاطب داده نمیشود، زیرا هدف آنها شستشوی مغزی اقشار جامعه است و متاسفانه به جهت اینکه جامعه ما با مطالعه چندان اُنسی ندارد، باعث شده که برخی هموطنان فریب این شیّادان را بخورند و جعلیاتشان را باور کنند. باستانگرایان در حرکتی کودکانه بانو یوتاب را بعنوان خواهر سردار هخامنشی بنام آریُ برزن، جا زدند. اکنون به افشای این دروغ ساده لوحانه می پردازیم.

⚠️ آذربایجان در زمان هخامنشی ماد کوچک(صغیر) نام داشت. هنگامیکه اسکندر کبیر سلسله هخامنشیان را ساقط کرد، آخرین حاکم هخامنشی ماد کوچک(آذربایجان)، آتروپات یا آذربد نام داشت. پس از شکست داریوش سوم در نبرد گوگامل مقابل اسکندر، آتروپات مطیع و طرفدار اسکندر شد و به فرمانروایی آذربایجان ابقا گردید. پس از مرگ اسکندر ماد کوچک سهم آتروپات باقی ماند. این بقای طولانی آتروپات در حاکمیت ماد کوچک باعث شد که نام آن به "آتروپاتن" تغییر یابد. در پارسی قدیم "آتروپاتکان" یعنی جای آتروپات(آذربد) و آذربایجان یا آذربیجان، معرّب آن است. پس از آتروپات دودمان او در اینجا باقی ماندند و به مرور کشوری شد که جزو دولت سلوکی بود ولی در معنی مستقل بود. پس از قدرتمند شدت پارتها(اشکانیان)، آذربایجان متحد پارتها شد، یعنی پادشاهش دست نشانده پارتهای اشکانی بود. پایتخت آذربایجان در زمان پارتها، یعنی لشکرکشی آنتونیوس سردار روم، شهر "پرسپه" نام داشت که در محل تخت سلیمان کنونی در 25 فرسنگی دریاچه ارومیه بوده است.
نام بعضی از پادشاهان آذربایجان بدین قرار است:
1⃣ آتروپات(آذربد) در زمان اسکندر در 328 ق. م به تخت نشست.
2⃣ آرته بازان که معاصر آنتیوخوس سوم سلوکی بود.
3⃣ مهرداد در سال 67 ق. م
4⃣ داریوش در سال 65 ق. م
5⃣ آریُ برزن اول در سال 30 ق. م
6⃣ ارته وازده اول در سال 20 ق. م
7⃣ آریُ برزن دوم از سال 20 ق. م تا 2 میلادی، وی پادشاهی ارمنستان را نیز، داشت. خواهر او که "یوتاپ(یوتاب)" نام داشت، آنتونیوس برای پسرش الکساندر که از کلئوپاترا ملکه مصری بود، گرفت، ارته وازده در 38 سالگی در روم بمرد(2)

❗️نکته: آریُ برزن، سردار هخامنشی که در جنگ مقابل اسکندر در سال 330 قبل از میلاد کشته شد(1). اما بانو یوتاب خواهر آریُ برزن دوم حاکم آذربایجان است. زمان حکومت آریُ برزن دوم از 20 قبل از میلاد تا قرن دوم میلادی یعنی تقریبا 300 سال با آریُ برزن که سردار هخامنشی است، فاصله زمانی دارد و لذا یوتاب هرگز خواهر آریُ برزن سردار هخامنشی که مقابل اسکندر جنگید، نمی باشد و کوروش پرستان برای فریب افکار عمومی ازین تشابه اسمی بین آریُ برزن سردار هخامنشی و آریُ برزن حاکم آذربایجان سوء استفاده کردند. باید دقت کرد که بانو یوتاب خواهر آریُ برزن دوم است که قرنها پس از مرگ اسکندر می زیسته و این دروغ کوروش پرستان آریایی نیز افشا شد. ضمن اینکه بانو یوتاب همسر الکساندر رومی که از دشمنان ایرانیان بوده، می باشد !!!

📚 منبع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 290
(2) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 312 و 313
(3) تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، صفحه 2625


کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آریُ برزن سردار هخامنشی در جنگ مقابل اسکندر کشته شد (درسال 330 قبل از میلاد). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 290

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ یوتاب خواهر آریُ برزن دوم حاکم آذربایجان است که تقریبا 300 سال پس از مرگ اسکندر می زیسته. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 312 و 313

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️یوتاب خواهر آریُ برزن دوم است که از سال 20 ق. م تا قرن 2 میلادی می زیسته و با آریُ برزن هخامنشی 300سال فاصله داشت. تاریخ ایران باستان، پیرنیا،ص2625

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️اعتراض شدید نماینده تربت‌جام در مجلس. تا کی قرار است در این کشور به مقدسات اهل سنت توهین شود؟ چرا باید به مادر مومنان و همسر رسول الله در رسانه ملی توهین شود?

🆔 @IRRealHistory
⚠️قبل از یعقوب لیث، شعرای زیادی مثل حنظله بادغیسی شعر فارسی میگفتند. عمل یعقوب فقط محرکی برای سرودن "شعر" فارسی شد نه رسمی کردن"زبان" فارسی

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇
باستانگرایان اسلامستیز مدعی هستند که یعقوب لیث زبان فارسی را در ایران زبان رسمی اعلام کرد !!! اکنون به بررسی این ادعا می پردازیم که آیا صحیح است یا غلط


⚠️ مسلمان شدن ایرانیان هرگز به زور شمشیر نبود چرا که تا قرنها پس از ورود اسلام به ایران، زرتشتیان(مجوس) در کنار مسلمانان زندگی میکردند و جزیه می پرداختند و به آیین خود بودند. حتی در قرن دهم میلادی جمعیت قابل ملاحظه ای از فارس زادگان ساسانی، به کیش زرتشتی بودند و گروهی از زرتشتیان تا به امروز در نقاطی از یزد و کرمان به رسوم و آداب زرتشتی وفادار مانده اند.
❗️نکته: تمام ایران بدست اسلام فتح شد، وقتی هنوز زرتشتیان در یزد و کرمان وجود دارند و به آیین خود هستند، دلیل محکم دیگریست که اثبات میکند ایرانیان به زور شمشیر مجبور نبودند که مسلمان شوند و دست از زرتشتی بودن بکشند.

⚠️ برخی ایرانیان که به اسلام ایمان آورده بودند گاه ضروری میدانستند که بنا به سنّتی عربی که به پیش از اسلام باز می گشت(و بوسیله اسلام اصلاح شد)، خود را به قبیله یا عشیره ای عرب پیوند دهند و "موالی" ایشان شوند تا بتوانند از حمایتهای قبیله ای بهره مند گردند و یا از لحاظ اجتماعی جا پای محکمتری بیابند. تعداد موالی چنان گسترش یافت که بسرعت به صورت یکی از نیروهای مهم در صحنه سیاسی و فرهنگی اسلام در آمد. با اتصال موالی به قبایل عربی، زبان عربی(زبان فاتحین و زبان قرآن و نمازهای روزانه) به سرعت در میان نخبگان ایرانی ریشه دواند. در زمان حجاج بن یوسف که در سالهای 661 تا 714 میلادی فرماندار ایران و عراق بود، زبان عربی در دفاتر دیوانی و دولتی جایگزین زبان پهلوی شد و راه را برای آنکه خط ایرانیان به خط عربی تغییر یابد باز کرد.... و حتی ایرانیان چنان جذب و شیفته اسلام و فاتحین مسلمان شدند که به تبلیغ اسلام و شرکت در جهادهای دینی دست یازیدند.
❗️نکته: بازهم میبینیم که اجباری در این نبود که ایرانیان عربی تکلم کنند بلکه بخاطر اتصال و تعاملی که با فاتحین مسلمان، داشتند به سبب موالی بودن، خود به خود زبان عربی را یاد گرفتند و جهت ارتباط با آنها عربی تکلم میکردند.

⚠️ این نظر که نخستین شعر فارسی در زمان صفّاریان(یعقوب لیث صفاری) سروده شده باشد البته درست نیست !!! شواهد و حتی نمونه هایی از اشعار فارسی که در زمان(قبل تر و دوره) طاهریان سروده شده در دست است، شامل دو قطعه از حنظله بادغیسی، و به آسانی میتوان تصور نمود که زودتر از آنهم، کوششهایی برای سرودن شعر به اوزان محلی و یا در قالب شعر عربی بطور پراکنده اینجا و آنجا صورت گرفته باشد... اقدام یعقوب لیث محرکی در سرودن شعر فارسی شد و آغاز سنتی گردید که سامانیان پیشروان راستین رستاخیز ادبی ایران، آنرا برگرفته و گسترش دادند.
❗️نکته: یعنی قبل از یعقوب لیث شعر فارسی سروده میشده و به تبع آن زبان فارسی بین مردم ایران رایج بوده و زبان فارسی اصلا معدوم نشده بود که یعقوب لیث بخواهد آنرا زبان رسمی کشور کند بلکه ایرانیان به فارسی گویش داشتند و شعر فارسی می سرودند.

⚠️ جالب است بدانید که این خود ایرانیان بودند که مشتاق خط و زبان عربی شدند و به حجاج بن یوسف پیشنهاد دادند کارهای دیوانی به خط عربی نوشته شود. « ترجمه دیوان، در زمان حجاج بن یوسف از فارسی به عربی انجام شد و مترجم آن یک ایرانی بنام صالح بن عبدالرحمن است که بردهء بنی تمیم و پدرش از اسیران سجستان بوده و نزد زادانفرّخ بکار نویسندگی در عربی و فارسی اشتغال داشت و دل حجاج را بدست آورده بود. صالح به زادانفرّخ گفت: من بواسطه تو به امیر راه یافتم، حالا مشاهده میکنم امیر را بمن تمایلی است و بیم دارم که مرا بر تو مقدّم دارد. زادانفرّخ گفت چنین گمان نداشته باش که اون بمن بیشتر احتیاج دارد و جز من کسی دیگر نمیتواند حساب او را نگهدارد. صالح گفت: بخدا سوگند اگر من بخواهم میتوانم حساب او را به عربی برگردانم، زادانفرّخ خواست چند سطری را به عربی درآورد. اون چنین کرد. زادانفرّخ گفت: بهتر است چندی تمارض نمایی، صالح نیز به بهانه بیماری از خانه بیرون نیامد، تا آنکه حجاج پزشک مخصوص خود تیادورس را بعیادت او فرستاد و صالح را بیمار نیافت. زادانفرّخ که ازین ماجرا خبر یافت دستور داد که از خانه بیرون آید. از قضا زادانفرّخ از خانه که بیرون آمد بسبب فتنه ابن اشعث کشته شد و حجاج صالح را برجای او گذاشت. صالح به حجاج جریان مذاکرات خود را با زادانفرّخ درباره نقل دیوان از فارسی به عربی گفت و حجاج تصمیم به این کار گرفت و از صالح آن را خواست»

📚منبع:
مجله ایران شناسی، سال سیزدهم، احسان یارشاطر، ترجمه فریدون وهمن، صفحه 276 و 281
الفهرست، محمد بن اسحاق بن ندیم، ترجمه محمدرضا تجدد، نشر اساطیر، تهران 1381، صفحه 442

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ایرانیان بزور مسلمان نشدند و از جانب فاتحین مسلمان مجبور نبودند که عربی تلکم کنند و فارسی صحبت ننمایند. مجله ایرانشناسی، سال 13،احسان یارشاطر،ترجمه وهمن،ص276 و 281

🆔 @IRRealHistory
⚠️ایرانیان بزور مسلمان نشدند و از جانب فاتحین مسلمان مجبور نشدند که عربی حرف بزنند و فارسی صحبت نکنند. مجله ایرانشناسی، سال 13،احسان یارشاطر،ترجمه وهمن،ص276 و 281

🆔 @IRRealHistory
⚠️ ایرانیان مشتاق و پیشنهاد دهنده استفاده از خط و زبان عربی بودند. الفهرست، ابن ندیم، ترجمه محمدرضا تجدد، نشر اساطیر، تهران 1381، ص 442

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
استبداد و دیکتاتوری رضا پهلوی(=رضا شصت تیر)


⚠️خفقان و سرکوب در دوره رضاخان چنان بشدت انجام میشد که کسی جرأت نداشت بجز امر ملوکانه سخنی بگوید، ولو حرفش حق و راست باشد. او غاصب سلطنت از شاه جبّار دیگری چون احمد شاه بود که در کشتار میلیونی ایرانیان در قحطی بزرگ نقش بسیار پررنگی داشت. رضاشاه در جریان ضدیت و دشمنی آشکاری که با اسلام داشت تلاش کرد به زور حجاب را از سر زنان ایران بردارد و آزادی های شخصی و دینی را زیر چکمه خود له کرد. «رضا پهلوی معروف به رضا سواد کوهی متولد دهکده آلاشت ملقّب به رضاخان پهلوی پس از تلاشهای بسیار در 4 اردیبهشت 1305 خورشیدی رسما تاجگذاری کرد و بر اریکه سلطنت قرار گرفت، رضاخان پهلوی موقعیکه شاه شد برای آنکه کسی نتواند بر خلاف مصالح او اقداماتی بنماید روزنامه ها را تحت "کنترل و سانسور" قرار داده و مردم را محدود ساخته و بطور کلی آزادی را سلب کرده و از تشکیل اجتماعات جلوگیری نمود و ملّت را از مداخله در سیاست ممنوع ساخت. بطوریکه در تحت عنوان "عارف و رضاشاه پهلوی" خواهیم نگاشت مضار حکومت مستبده پهلوی که گریبان گیر عارف قزوینی هم گردید و از دادن کنسرت و انتشار اشعار سیاسی منع شده و دیوانش هم که در همان اوان در برلین به چاپ رسیده بود در ایران توقیف گردیده و موقتا از نشر آن جلوگیری گردید» (1)

⚠️ محمد فرخی یزدی سیاست مدار و روزنامه نگار و شاعر معاصر رضاخان هم از گزند استبداد رضاخانی مصون نماند. فرخی یزدی در دوره احمد شاه، زمانیکه حاضر به چاپلوسی حاکم یزد "ضیغم الدوله قشقایی" نشد، و شعری خطاب به او خواند که:
خود تو میدانی نیم از شاعران چاپلوس
کز برای سیم بنمایم کسی را پایبوس.....
همین امر موجب غضب ضیغم الدوله میشود و دستور میدهد که دهان فرّخی یزدی را با نخ و سوزن بدوزند و او را به زندان افکنند !!!
فرخی یزدی در دوره استبداد رضاخانی در مجلس کتک خورد و بخاطر فعالیت آزادی خواهانه در روزنامه طوفان علیه دیکتاتوری رضاخان فشارهایی بر او وارد گردید و از بیم جان مجبور به ترک وطن و رفتن به برلین شد. بلافاصله در همانجا مقالاتی چند در "مجله پیکار" بر علیه حکومت استبداد و زور آن روز ایران منتشر میکند و میگوید که املاک مردم ایران را بزور تصاحب کرده اند. بخاطر این مطالب مجله پیکار بخاطر شکایت دربار ایران به آلمان، نشرش متوقف میشود. فرخی یزدی در روزنامه دیگری بنام "نهضت" فعالیت خود را برای آگاه سازی افکار و روشنگری اولیا امور حکومت استبدادی ادامه داد که بیش از دو سه شماره آن منتشر نشد، زیرا در اثر اقدامات دولت ایران و اولیای امور نامبرده، اداره شهربانی برلین فرخی را ملزم به خروج کلی از خاک آلمان نمود. تیمور تاش که وزیر دربار رضاخان بود به اروپا رفت و در دیدار با فرخی یزدی به او از طرف شاه اطمینان داد که به ایران بازگردد و بدون دغدغه بسر برد، فرخی فریب خورد و چون معیشت سختی هم داشت به ایران بازگشت. فرخی به بهانه بدهکاری به یک کاغذ فروش بلافاصله به زندان می افتد و در زندان بسبب فشارهای وارده تلاش میکند با خوردن تریاک خودکشی کند که بموقع از مرگ نجات می یابد. در این موقع پرونده ای سیاسی به نام "اسائه ادب به مقام سلطنت" برای شاعر آزادیخواه ساخته میشود و به زندان شهربانی برده میشود و به 27 ماه و سپس به 30 ماه حبس محکوم میشود. فرخی در تمام جلسات دادگاه سکوت میکند و فقط میگوید: "قضاوت نهایی با ملّت است" و حکم محکمه را امضا نمیکند. فرخی در زندان شهربانی از درون اتاقش که زندانیان او را نمی دیدند شروع به معرفی خود و سخنرانی میکند، در این اثنا عده ای بسر او ریخته و او را کتک میزنند و او را کشان کشان به زندان قصر کریدور شماره 4 در اتاق مرطوب 23، زندانی میکنند. اوضاع فرخی در زندان قصر فوق العاده مرموز و بی نهایت جانخراش است. بیگناهنان بسیاری در زندانهای پهلوی اول بودند که نشان میدهد چه ضایعات سنگینی به ملت ایران وارد آمده است. تا قبل از شهریور 1320 هیچکس از فرخی خبری نداشت، ولی پس از شهریور که عده ای از زندانیان قصر آزاد شدند مطالبی درباره فرخی در جراید نوشته شد. مخصوصا پس از سقوط رضاشاه و در جریان محاکمه پزشک احمدی(جلّاد دربار رضاخان) و سرپاسبان مختاری رییس کل شهربانی دوره رضاشاه، یکی از روزنامه ها به نام "ستاره" مورخ چهارشنبه 14 آبان، شماره 1192، سال پنجم در زیر عنوان "چه قسم فرخی را کشتند" مطالبی نوشت که خلاصه اش چنین است: «روزی فرخی در محبس، از پشت پنجره که به حیاط نگاه میکرد، باصدای بلند گفت: ای محبوسین محترم، من فرخی یزدی لب دوخته ام، مدیر روزنامه طوفان، که به جرم حق گویی و حق نویسی ظالمانه توقیف شده، نماینده دارالشورای ملی هستم، به گناه اعتراض و تلکم بر علیه یک قانون جابرانه و زیانبخش مغضوب و متعاقب شدم. چند سال از کشور خود متواری شدم، بمن امان دادند که اگر برگردی...
ادامه مطلب
بعد از این سخنرانی، تلاش برای قتل فرخی فزونی گرفت، لذا در زندان درون غذایش سم ریختند، او متوجه شد و نخورد. باز دست از سرش برنداشتند و او را به بیمارستان زندان بردند و درآنجا بطور اسرار آمیزی به زندگی فرخی پایان دادند در شهریور 1318. ولی رییس زندان وقت، یاور برومند در نامه به شماره 17233 مورخه 9 آبان 1318 به اداره آگاهی زندان گزارش داد که فرخی بر اثر مالاریا و نفریت در تاریخ 25 مهر 1318 فوت کرده. ولی پس از سقوط رضاخان، در جریان محاکمه عُمّال بیست ساله سابق شهربانی ذکر شد که پزشک مجاز(رضاخان)، احمدی، بوسیله آمپول هوا با کمک عده ای، فرخی را بقتل رسانده و بطرز فجیعی به زندگی فرخی پایان دادند. مزار فرخی علیرغم تحقیقات انجام شده همچنان ناپیداست، مشخص شد که جسد اینگونه افراد را به قبرستان "مسگر آباد" میفرستادند. اینجانب(حسین مکی) که در سال 1325 به سمت معاونت شهرداری تهران منصوب شده بودم، یک روز پنجشنبه در صدد تحقیق از محل دفن فرخی برآمدم، هرچه در دفاتر تجسس شد، محل قبر فرخی معلوم نشد و تا این تاریخ نامعلوم است. و این شعر زبان حال فرخیست:
در روی خاک تربت ما جستجو مکن
در سینه مردم عارف مزار ماست.
(حسین مکی، 1332) (2)

❗️نکته: چقدر عجیب و ظالمانه و البته احمقانه است که عده ای، اکنون دوره رضاخان را دوره گل و بلبل میدانند ولی برای آگاهی خود به تواریخ معاصر آن زمان سری نمیزنند.

📚منابع:
(1) عارف قزوینی شاعر ملی ایران، تدوین: حائری، نشر جاویدان، 1364، صفحه 40
(2) دیوان فرّخی یزدی، با تصحیح و مقدمه شرح حال شاعر، حسین مکی، بنیاد نشر کتاب، صفحه 16 و 59 تا 72

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ بخشی از استبداد و خفقان رضاخان(سردار سپه) در آغاز حکومت پهلوی. عارف قزوینی شاعر ملی ایران، تدوین: حائری، نشر انتشارات جاویدان، 1364،ص 40

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️استبداد دوره احمد شاه قاجار و دوختن لبهای محمد فرخی یزدی با نخ و سوزن. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 16

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️استبداد دوره رضا شاه پهلوی و زندانی و شکنجه و مرگ فرخی یزدی توسط عُمّال رضاخان. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 59 تا 72

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️استبداد دوره رضا شاه پهلوی و زندانی و شکنجه و مرگ فرخی یزدی توسط عُمّال رضاخان. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 59 تا 72

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️استبداد دوره رضا شاه پهلوی و زندانی و شکنجه و مرگ فرخی یزدی توسط عُمّال رضاخان. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 59 تا 72

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️استبداد دوره رضا شاه پهلوی و زندانی و شکنجه و مرگ فرخی یزدی توسط عُمّال رضاخان. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 59 تا 72

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️استبداد دوره رضا شاه پهلوی و زندانی و شکنجه و مرگ فرخی یزدی توسط عُمّال رضاخان. دیوان فرخی یزدی، حسین مکی، بنیاد نشرکتاب، ص 59 تا 72

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory