⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 227 تا 229
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57 ❌
5⃣ قسمت پنجم ✅
⚠️ پس از همبستگی جبهه ملی با خمینی و خروج شاه از ایران، سایر رهبران و گروهها به سمت نهضت اسلامی گرایش نشان دادند. ازجمله آیت الله شریعتمداری که از رهبران مذهبی بود که به شیوه خمینی توجهی نداشت، تحت الشعاع قرار گرفت و از بیم اقدامات تلافی جویانه متعصبین اسلامی(انقلابی) از گفتن هرچیزی علیه خمینی بیمناک بود. در نهایت خمینی بعنوان مرد زمانه ظهور کرد و پیروان ستیزه گره(مبارز) او در تهران و شهرها بر فعالیتهای سیاسی تسلط یافتند. بختیار تلاش کرد با خمینی داد و ستد سیاسی کند و سید جلال تهرانی، رییس شورای سلطنت را به پاریس فرستاد. تهرانی پس از 4روز انتظار و شنیدن سخنان تند خمینی و همدستان اصلی او درباره غیرقانونی بودن شورای سلطنت و دولت بختیار، به خواستهای خمینی تن در داد و از ریاست شورای سلطنت استعفا کرد و در پاریس توقف نمود. در پی استعفای تهرانی، طی 3روز دو تن از چهار تن مخالفین، که عضو شورای سلطنت بودند، یعنی عبدالحسین علی آبادی و محمد علی وارسته در تهران استعفا کردند. در این هنگام یحیی صادق وزیری، وزیر دادگستری بختیار در اعتراض به هجوم گروهی از افراطیون اسلامی(انقلابی) به دفتر خود و رجز خوانی آنها، استعفا کرد.
رفتن شاه یک دوران سیاسی ایران را پایان بخشید. درحالیکه بختیار و دولت او ادب را رعایت میکردند که تعطیلات شاه "موقتی" است، اما هیچکس در ایران باور نداشت که شاه به ایران باز خواهد گشت. غیبت شاه فشار از روی شانه های بختیار برنداشت بلکه در واقع مشکلات او را شدت بخشید. نهضت اسلامی پشت سر خمینی باقی ماند و آتش خود را بسوی دولت بختیار تغییر جهت داد. اینک آخرین هدفهای انقلابیون نابود کردن آخرین بقایای رژیم کهنه بود تا خمینی را به تهران باز گردانند و قدرت سیاسی را بدست آورند.
⚠️روز رفتن شاه زمین لرزه شدیدی در طبس روی داد که 25000روستایی جان خود را از دست دادند(بجهت شرایط بی ثبات کشور، به مجروحان و کشته شدگان رسیدگی آن چنانی هم نشد). اما طبس 15ماه بعد، هنگامیکه ماموریت نجات گروگانهای آمریکایی در دشتهای نمکزار طبس با شکست روبرو شده، دوباره در تاریخ، خود را چهره نمود. پس از استعفای تهرانی(رییس شورای سلطنت)، بختیار ناچارا حالت دفاعی گرفت، اما هرگز قادر نشد ابتکار عمل را بدست بگیرد. انقلابیون هر روز در سراسر کشور تظاهرات میکردند و نظامیان و ساواکی ها را تشویق مینمودند تا نخست وزیر شاه را رها کنند. اگر چه ارتش و ساواک به دولت وفادار ماند اما با نگرانی از اینکه پس از بازگشت خمینی چه اتفاقی روی خواهد داد، میزان پناهنده شدن ارتش و ساواک به مخالفین اسلامی فزونی گرفت. مذاکره بین انقلابیون و نمایندگان تا لحظه ای که خمینی اجازه پرواز به تهران یافت، ادامه داشت. نهایتا ارتش با نگرانی با آمدن خمینی موافقت کرد. زیرا کسی چه نظامی یا غیرنظامی در مسند قدرت نبود که بخواهد دست به اقدام زند و مانع ورود خمینی شود.
روز اول فوریه، از زمانیکه خمینی با هواپیمای دربست شرکت هواپیمایی ایر فرانس وارد شد، قول مبهمی را که در خصوص "حسن سلوک" خود به بختیار داده بود، زیر پا گذاشت و مبارزه علیه بقایای سلسله پهلوی را تشدید کرد. خمینی در 5فوری دولت موقت منصوب کرد و اصرار ورزید که کارکنان اداری، از کارکردن برای هرکس بجز منصوبین مذهبی و متعصب خمینی در وزارتخانه های مختلف امتناع ورزند. چند تن از دستیاران اصلی خمینی که با او به ایران آمده بودند، ابوالحسن بنی صدر که اولین رییس جمهور شد نیز تحقیقات اقتصادی خود را در پاریس رها کرد تا آیت الله را همراهی کند. دیگری، ابراهیم یزدی که معاون نخست وزیر شد و بعدها وزیر امور خارجه دولت انقلابی گشت، همسر آمریکایی و 4فرزندش را در هوستون آمریکا رها کرد تا همراه خمینی باشد. یزدی هرگز از تابعیت خود که در سال 1962 از آمریکا پذیرفته بود صرف نظر نکرد و حتی امروز یک شهروند آمریکایی است. از 1فوریه فشار نهضت اسلامی بر دولت بختیار افزایش می یافت و اوضاع بحرانی تر میشد. نقطه اشتعال در روز 9 فوریه فرا رسید و هنگامی بود که افسران وفادار به خمینی در نیروی هوایی دو پادگان نظامی را در تهران اشغال کردند. 800 نفر از 8000 نفر افراد گارد سلطنتی گروههای ضربتی که شدیدا به شاهنشاهی وفادار بودند برای فرو نشاندن شورش حرکت کردند که متحمل تلفات سنگینی شدند و 2تن از افسران ارشدشان کشته شدند. 10فوریه فرماندهی ارتش تصمیم گرفت تا از معرکه برکنار باشد. نیروی های مسلح ناگهان سقوط کردند و همراه آن دولت بختیار. روزهای 10 و 11 فوریه نیروهای چریکی به بقایای تاسیسات نظامی در تهران یورش بردند و شادی عمومی منفجر شد و بختیار ناپدید گردید و انقلاب پیروز شد.
📚منبع:
درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص230 تا232
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇
5⃣ قسمت پنجم ✅
⚠️ پس از همبستگی جبهه ملی با خمینی و خروج شاه از ایران، سایر رهبران و گروهها به سمت نهضت اسلامی گرایش نشان دادند. ازجمله آیت الله شریعتمداری که از رهبران مذهبی بود که به شیوه خمینی توجهی نداشت، تحت الشعاع قرار گرفت و از بیم اقدامات تلافی جویانه متعصبین اسلامی(انقلابی) از گفتن هرچیزی علیه خمینی بیمناک بود. در نهایت خمینی بعنوان مرد زمانه ظهور کرد و پیروان ستیزه گره(مبارز) او در تهران و شهرها بر فعالیتهای سیاسی تسلط یافتند. بختیار تلاش کرد با خمینی داد و ستد سیاسی کند و سید جلال تهرانی، رییس شورای سلطنت را به پاریس فرستاد. تهرانی پس از 4روز انتظار و شنیدن سخنان تند خمینی و همدستان اصلی او درباره غیرقانونی بودن شورای سلطنت و دولت بختیار، به خواستهای خمینی تن در داد و از ریاست شورای سلطنت استعفا کرد و در پاریس توقف نمود. در پی استعفای تهرانی، طی 3روز دو تن از چهار تن مخالفین، که عضو شورای سلطنت بودند، یعنی عبدالحسین علی آبادی و محمد علی وارسته در تهران استعفا کردند. در این هنگام یحیی صادق وزیری، وزیر دادگستری بختیار در اعتراض به هجوم گروهی از افراطیون اسلامی(انقلابی) به دفتر خود و رجز خوانی آنها، استعفا کرد.
رفتن شاه یک دوران سیاسی ایران را پایان بخشید. درحالیکه بختیار و دولت او ادب را رعایت میکردند که تعطیلات شاه "موقتی" است، اما هیچکس در ایران باور نداشت که شاه به ایران باز خواهد گشت. غیبت شاه فشار از روی شانه های بختیار برنداشت بلکه در واقع مشکلات او را شدت بخشید. نهضت اسلامی پشت سر خمینی باقی ماند و آتش خود را بسوی دولت بختیار تغییر جهت داد. اینک آخرین هدفهای انقلابیون نابود کردن آخرین بقایای رژیم کهنه بود تا خمینی را به تهران باز گردانند و قدرت سیاسی را بدست آورند.
⚠️روز رفتن شاه زمین لرزه شدیدی در طبس روی داد که 25000روستایی جان خود را از دست دادند(بجهت شرایط بی ثبات کشور، به مجروحان و کشته شدگان رسیدگی آن چنانی هم نشد). اما طبس 15ماه بعد، هنگامیکه ماموریت نجات گروگانهای آمریکایی در دشتهای نمکزار طبس با شکست روبرو شده، دوباره در تاریخ، خود را چهره نمود. پس از استعفای تهرانی(رییس شورای سلطنت)، بختیار ناچارا حالت دفاعی گرفت، اما هرگز قادر نشد ابتکار عمل را بدست بگیرد. انقلابیون هر روز در سراسر کشور تظاهرات میکردند و نظامیان و ساواکی ها را تشویق مینمودند تا نخست وزیر شاه را رها کنند. اگر چه ارتش و ساواک به دولت وفادار ماند اما با نگرانی از اینکه پس از بازگشت خمینی چه اتفاقی روی خواهد داد، میزان پناهنده شدن ارتش و ساواک به مخالفین اسلامی فزونی گرفت. مذاکره بین انقلابیون و نمایندگان تا لحظه ای که خمینی اجازه پرواز به تهران یافت، ادامه داشت. نهایتا ارتش با نگرانی با آمدن خمینی موافقت کرد. زیرا کسی چه نظامی یا غیرنظامی در مسند قدرت نبود که بخواهد دست به اقدام زند و مانع ورود خمینی شود.
روز اول فوریه، از زمانیکه خمینی با هواپیمای دربست شرکت هواپیمایی ایر فرانس وارد شد، قول مبهمی را که در خصوص "حسن سلوک" خود به بختیار داده بود، زیر پا گذاشت و مبارزه علیه بقایای سلسله پهلوی را تشدید کرد. خمینی در 5فوری دولت موقت منصوب کرد و اصرار ورزید که کارکنان اداری، از کارکردن برای هرکس بجز منصوبین مذهبی و متعصب خمینی در وزارتخانه های مختلف امتناع ورزند. چند تن از دستیاران اصلی خمینی که با او به ایران آمده بودند، ابوالحسن بنی صدر که اولین رییس جمهور شد نیز تحقیقات اقتصادی خود را در پاریس رها کرد تا آیت الله را همراهی کند. دیگری، ابراهیم یزدی که معاون نخست وزیر شد و بعدها وزیر امور خارجه دولت انقلابی گشت، همسر آمریکایی و 4فرزندش را در هوستون آمریکا رها کرد تا همراه خمینی باشد. یزدی هرگز از تابعیت خود که در سال 1962 از آمریکا پذیرفته بود صرف نظر نکرد و حتی امروز یک شهروند آمریکایی است. از 1فوریه فشار نهضت اسلامی بر دولت بختیار افزایش می یافت و اوضاع بحرانی تر میشد. نقطه اشتعال در روز 9 فوریه فرا رسید و هنگامی بود که افسران وفادار به خمینی در نیروی هوایی دو پادگان نظامی را در تهران اشغال کردند. 800 نفر از 8000 نفر افراد گارد سلطنتی گروههای ضربتی که شدیدا به شاهنشاهی وفادار بودند برای فرو نشاندن شورش حرکت کردند که متحمل تلفات سنگینی شدند و 2تن از افسران ارشدشان کشته شدند. 10فوریه فرماندهی ارتش تصمیم گرفت تا از معرکه برکنار باشد. نیروی های مسلح ناگهان سقوط کردند و همراه آن دولت بختیار. روزهای 10 و 11 فوریه نیروهای چریکی به بقایای تاسیسات نظامی در تهران یورش بردند و شادی عمومی منفجر شد و بختیار ناپدید گردید و انقلاب پیروز شد.
📚منبع:
درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص230 تا232
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 230 تا 232
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 230 تا 232
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 230 تا 232
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ کوروش هخامنشی، پادشاهی که هیچ شهری نساخت ❌
⚠️ کوروش هخامنشی که به عنوان کوروش بزرگ و موسس سلسله هخامنشیان شناخته میشود از سال 559 ق. م تا 529 ق. م پادشاهی کرد، یعنی تقریبا 30 سال. در طول این سی سال جنگ و کشورگشایی، کوروش آنقدر سرگرم غارت شهرها و کشتار انسانها و تجاوزگری بود که نتوانست هیچ بنای عام المنفعه یا شهری از خود بجای بگذارد. کوروش با تخریب و ویرانی شهرها بیشتر اُنس گرفته بود تا ساختن شهر. برای مثال میتوان از آتش زدن شهر "اوپیس" بدست کوروش نام برد. البته برخی ادعا میکنند که سایروپولیس شهری است که کوروش آن را بنا کرده. خب اولا که هیچ آثار باستان شناختی، دال بر این ادعا وجود ندارد و محققان هم معتقدند که "شاید " سازنده این شهر کوروش باشد ولی اثباتی و دلیلی محکم و مستند در این باره وجود ندارد و این ادعا با شک و تردید همواره بیان شده.
⚠️ اما در مقایسه با کوروش بزرگ که 30 سال پادشاهی کرد، به سلوکوس نیکاتر(=سلوکوس اول) موسس سلسله سلوکیان اشاره میکنیم که 24 سال تقریبا حکومت کرد. کوروش موسس سلسله هخامنشیان و سلوکوس نیکاتر موسس سلسله سلوکیان بود. در مورد کارها و خصال سلوکوس اینگونه در تاریخ نوشته شده است که او یکی از خردمندترین سرداران اسکندر کبیر بود و مانند دیگر سرداران، آزمند و حریص نبود و به آزار و غارت مردم کمتر دست میزد. کوروش دقیقا در اوپیس و سارد مردم را قتل عام کرد و غارت نمود و در همدان یا هگمتانه بخشی از مردم را برده کرد و شهر را غارت نمود. سلوکوس بیش از 60 شهر ساخت که 16 شهر به نام "آن تیو خا(Antiochia)" یعنی انطاکیه به اسم پدرش آنتیوخوس و 9 شهر به نام "آپامه آ(Apamea)" به اسم زن ایرانی او و یک شهر به نام "استراتونیسه(Stratonicee)" به اسم زن دوم یونانیش بود. براحتی میتوان فهمید که کوروش در مقایسه با سلوکوس شاهی نابودگر بود زیرا کوروش در 30 سال پادشاهی هیچ شهری نساخت و حتی شهرهایی را آتش زد ولی سلوکوس در 24 سال پادشاهی بیش از 60 شهر ساخت. میتوان گفت سلوکوس مقدونی بیش از کوروش پارسی به ایرانیان و بشریت خدمت کرد. کوروش، بزرگ بود اما ویرانگری بزرگ.
⚠️ سلوکوس نیکاتر در طول دوران پادشاهیش دستاوردهای دیگری هم داشت. اکتشافات دریایی در دریای خزر که توسط "پاتروکل(Patrocles)" دریادار سلوکوس انجام شد. دیگر اینکه سلوکوس چهار بار سفیری را به "پاتالی بوترا" پایتخت پادشاه هند، نزد "چندره گوپتا" فرستاد. این سفیر، مورّخ و جغرافیادانی به نام "مگاستن(Megasthene)" بود و کتابهایی درباره هند به نام "ایندیکا" نوشت که جغرافی دانان ادوار بعد، از آن استفاده کردند. اما ما هیچ دستاورد علمی از کوروش سراغ نداریم !!!
📚منبع:
ایران در عهد باستان ، محمدجواد مشکور، صفحه 305
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ کوروش هخامنشی که به عنوان کوروش بزرگ و موسس سلسله هخامنشیان شناخته میشود از سال 559 ق. م تا 529 ق. م پادشاهی کرد، یعنی تقریبا 30 سال. در طول این سی سال جنگ و کشورگشایی، کوروش آنقدر سرگرم غارت شهرها و کشتار انسانها و تجاوزگری بود که نتوانست هیچ بنای عام المنفعه یا شهری از خود بجای بگذارد. کوروش با تخریب و ویرانی شهرها بیشتر اُنس گرفته بود تا ساختن شهر. برای مثال میتوان از آتش زدن شهر "اوپیس" بدست کوروش نام برد. البته برخی ادعا میکنند که سایروپولیس شهری است که کوروش آن را بنا کرده. خب اولا که هیچ آثار باستان شناختی، دال بر این ادعا وجود ندارد و محققان هم معتقدند که "شاید " سازنده این شهر کوروش باشد ولی اثباتی و دلیلی محکم و مستند در این باره وجود ندارد و این ادعا با شک و تردید همواره بیان شده.
⚠️ اما در مقایسه با کوروش بزرگ که 30 سال پادشاهی کرد، به سلوکوس نیکاتر(=سلوکوس اول) موسس سلسله سلوکیان اشاره میکنیم که 24 سال تقریبا حکومت کرد. کوروش موسس سلسله هخامنشیان و سلوکوس نیکاتر موسس سلسله سلوکیان بود. در مورد کارها و خصال سلوکوس اینگونه در تاریخ نوشته شده است که او یکی از خردمندترین سرداران اسکندر کبیر بود و مانند دیگر سرداران، آزمند و حریص نبود و به آزار و غارت مردم کمتر دست میزد. کوروش دقیقا در اوپیس و سارد مردم را قتل عام کرد و غارت نمود و در همدان یا هگمتانه بخشی از مردم را برده کرد و شهر را غارت نمود. سلوکوس بیش از 60 شهر ساخت که 16 شهر به نام "آن تیو خا(Antiochia)" یعنی انطاکیه به اسم پدرش آنتیوخوس و 9 شهر به نام "آپامه آ(Apamea)" به اسم زن ایرانی او و یک شهر به نام "استراتونیسه(Stratonicee)" به اسم زن دوم یونانیش بود. براحتی میتوان فهمید که کوروش در مقایسه با سلوکوس شاهی نابودگر بود زیرا کوروش در 30 سال پادشاهی هیچ شهری نساخت و حتی شهرهایی را آتش زد ولی سلوکوس در 24 سال پادشاهی بیش از 60 شهر ساخت. میتوان گفت سلوکوس مقدونی بیش از کوروش پارسی به ایرانیان و بشریت خدمت کرد. کوروش، بزرگ بود اما ویرانگری بزرگ.
⚠️ سلوکوس نیکاتر در طول دوران پادشاهیش دستاوردهای دیگری هم داشت. اکتشافات دریایی در دریای خزر که توسط "پاتروکل(Patrocles)" دریادار سلوکوس انجام شد. دیگر اینکه سلوکوس چهار بار سفیری را به "پاتالی بوترا" پایتخت پادشاه هند، نزد "چندره گوپتا" فرستاد. این سفیر، مورّخ و جغرافیادانی به نام "مگاستن(Megasthene)" بود و کتابهایی درباره هند به نام "ایندیکا" نوشت که جغرافی دانان ادوار بعد، از آن استفاده کردند. اما ما هیچ دستاورد علمی از کوروش سراغ نداریم !!!
📚منبع:
ایران در عهد باستان ، محمدجواد مشکور، صفحه 305
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ کوروش هخامنشی پادشاهی که هیچ شهری نساخت و مقایسه اش با سلوکوس اول موسس سلسله سلوکیان. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 305
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه سلوکوس نیکاتر(=سلوکوس اول) موسس سلسله سلوکیان که از 305 تا 281 قبل از میلاد حکومت کرد.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ آیا کوروش هخامنشی سازنده شهری بوده ?! ❌
⚠️ میخواهیم بررسی کنیم و بدانیم که کوروش بزرگ هخامنشی که توسط باستانگرایان آریایی با درج بزرگنمایی های بسیار، ستوده میشود آیا سازنده یک شهر بوده، تا بتوان آن را بعنوان خدمت به بشریت در دوره باستان در نظر گرفت !
کوروش پرستان در این باره همواره سکوت میکنند چون کوروش آنقدر مشغول تهاجم به سرزمینها و کشتار و غارت انسانها بوده که فرصتی برای فکر کردن به شهرسازی نداشته !!!
تنها شهری که باستانگرایان آریایی میخواهند ساختش را به نام کوروش بزرگ سند بزنند شهر سایرو چتا(سایرو پولیس) است !!!
⚠️ در دانشنامه ایرانیکا بیان شده که: «سایرو پولیس یا کورو پولیس شهری باستانی در آسیای میانه می باشد که "شاید"(=Probably) توسط کوروش بزرگ پایه گذاری شده باشد. از شهر سایروپولیس در منابع(کتیبه های) پارسها هیچ نامی برده نشده.....
بهرحال یافته های باستان شناسی تاکنون هیچ شواهدی ارائه نداده است برای حل این پرسش».
❗ساخت شهر سایروپولیس توسط کوروش، در حد "شاید" و "احتمالا" است و نه بیشتر.
⚠️ مثلا در مورد اسکندر کبیر، تاریخ به صراحت اعلام میکند که شهر اسکندریه مصر توسط او پایه گذاری شد. اما در مورد ساخت سایروپولیس توسط کوروش، تاریخ به واژگان "شاید" و "احتمالا" اکتفا و بسنده میکند.
📚منبع:
دانشنامه ایرانیکا، بخش سایروپولیس
CYROPOLIS – Encyclopaedia Iranica
http://www.iranicaonline.org/articles/cyropolis-latin-form-of-gr
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ میخواهیم بررسی کنیم و بدانیم که کوروش بزرگ هخامنشی که توسط باستانگرایان آریایی با درج بزرگنمایی های بسیار، ستوده میشود آیا سازنده یک شهر بوده، تا بتوان آن را بعنوان خدمت به بشریت در دوره باستان در نظر گرفت !
کوروش پرستان در این باره همواره سکوت میکنند چون کوروش آنقدر مشغول تهاجم به سرزمینها و کشتار و غارت انسانها بوده که فرصتی برای فکر کردن به شهرسازی نداشته !!!
تنها شهری که باستانگرایان آریایی میخواهند ساختش را به نام کوروش بزرگ سند بزنند شهر سایرو چتا(سایرو پولیس) است !!!
⚠️ در دانشنامه ایرانیکا بیان شده که: «سایرو پولیس یا کورو پولیس شهری باستانی در آسیای میانه می باشد که "شاید"(=Probably) توسط کوروش بزرگ پایه گذاری شده باشد. از شهر سایروپولیس در منابع(کتیبه های) پارسها هیچ نامی برده نشده.....
بهرحال یافته های باستان شناسی تاکنون هیچ شواهدی ارائه نداده است برای حل این پرسش».
❗ساخت شهر سایروپولیس توسط کوروش، در حد "شاید" و "احتمالا" است و نه بیشتر.
⚠️ مثلا در مورد اسکندر کبیر، تاریخ به صراحت اعلام میکند که شهر اسکندریه مصر توسط او پایه گذاری شد. اما در مورد ساخت سایروپولیس توسط کوروش، تاریخ به واژگان "شاید" و "احتمالا" اکتفا و بسنده میکند.
📚منبع:
دانشنامه ایرانیکا، بخش سایروپولیس
CYROPOLIS – Encyclopaedia Iranica
http://www.iranicaonline.org/articles/cyropolis-latin-form-of-gr
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
Encyclopaedia Iranica
CYROPOLIS
⚠️تاریخ، در مورد ساخت شهر سایروپولیس توسط کوروش به چیزی بیشتر از "شاید" و "احتمالا" گواهی نداد.
این شهر شاید توسط کوروش پایه گذاری شده باشد.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
این شهر شاید توسط کوروش پایه گذاری شده باشد.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ رذایل اشراف زاده پارسی پس از سقوط هخامنشیان ❌
⚠️ زمانیکه سلسه هخامنشیان بدست اسکندر کبیر منقرض شد، اسکندر برای مدت نسبتا کوتاهی حکمرانی کرد و سپس درگذشت. بعد از مرگ اسکندر در گوشه کنار قلمرو وسیع هخامنشی که بدست اسکندر افتاده بود، حکومت های کوچک و مستقلی بوجود آمد که یکی از آنها دولت "پنت" می باشد. قلمرو کشور پنت به بخشی از کاپادوکیه در آسیای صغیر اطلاق میشود که در کنار دریای سیاه بود و به همین جهت، آن کشور را کاپادوکیه پنتی می نامیدند. پادشاهان پنت نسبشان به مهرداد نامی میرسد که پسر یکی از شش خانواده درجه اول پارسی بود. چون سر سلسله این پادشاهان مهرداد نام داشت از اینرو نام اغلب پادشاهان پنت، مهرداد بود. معروفترین و آخرین پادشاه دولت پنت، مهرداد ششم است که در یازده سالگی به تخت نشست، او فنون جنگی و سوار کاری و دانش و معرفت را بخوبی کسب کرد. او پس از قدرت گرفتن حدود کشور خود را گسترش داد و ارمنستان کوچک را ضمیمه خاک خود کرد. پادشاهان آسیای صغیر که کشورشان بدست مهرداد افتاده بود، به روم شکایت کردند و دولت روم سرانجام به وی اعلان جنگ داد و در بهار 88 ق. م مهرداد بر ضدّ روم قیام کرد و همه آسیای صغیر را اشغال نمود.
❗️نکته: تقریبا ویژگی مشترک همه پارسهای باستان میل شدید آنها به تجاوز و تهاجم به کشورهای اطراف خود بود که از زمان تاسیس هخامنشیان، و پادشاهی کوروش بزرگ این ویژگی کاملا مشهود است.
⚠️ مهرداد ششم، چون بر قشون روم پیروز شد، "آک یلیوس(Aquilius)" سردار روم را که اسیر شده بود نزد او آوردند. وی گفت این رومی هرگز از طلا سیر نمیشود. ازینجهت فرمان داد آنقدر طلای مذاب در دهان او ریختند که شکم او پُر شد !
در شهر "افس" امر کرد که رومیهای آن شهر را که بالغ بر هشتاد هزار تن بودند قتل عام کردند !
و باقی رومیها را که نکشته بود از یونان و بحر الجزایر براند !
در سال 87 ق. م "سولا" با سی هزار رومی مامور دفع او شد و مهرداد را شکست فاحشی داد و مهرداد به روم پیشنهاد صلح کرد و قرار شد بعنوان غرامت سه هزار تالان به روم بدهد. مهرداد پس از ده سال دوباره قدرت گرفت و جنگ طلبی خود را آغاز نمود و از اختلاف بین دو سردار رومی، ماریوس و سولا استفاده کرد و خود را طرفدار ماریوس معرفی نمود و به سنای روم اعلان جنگ داد و دوباره به سرزمینهایی در آسیای صغیر هجوم برد. "لوکوس" سردار رومی به آسیای صغیر لشکر کشید و مهرداد را شکست فاحشی داد و مهرداد به ارمنستان گریخت و پس از چندی در آنجا قدرت یافت و به کشورش، پنت بازگشت، تا اینکه "پومپه" سردار معروف رومی به قدرت رسید و وارد قلمرو پنت گشت و مهرداد با حالت جنگ و گریز و دادن تلفات سنگین عقب نشینی کرد و با عبور از ارمنستان به قفقاز رسید. مهرداد در کنار دریای آزوف وارد شبه جزیره "کریمه" شد، سربازانش سر به شورش گذاشتند و فرناک، پسرش در راس شورش بود. مهرداد چون از پیروزی بر شورشیان مایوس شد، تصمیم گرفت دست به سنتی اصیل در بین پارسها بزند و آن، "خودکشی" کردن بود. او تصمیم گرفت با زهر خود را بکشد، ولی چون از دیر زمانی بخاطر ترس ازینکه او را مسموم کنند، مقادر اندکی زهر میخورد لذا زهر باعث مرگ او نشد و به ناچار از نزدیکانش خواست که با شمشیر به زندگانی او خاتمه دهند.
لذا رذایل و فرومایگی های مهرداد ششم که از خانواده های اصیل پارسی بود را میتوان در این موارد ذکر کرد:
1⃣ تهاجم و تجاوز مهرداد ششم به سرزمینهای همسایه در حالیکه با او هیچ دشمنی نداشتند.
2⃣ قتل دهشتناک آک یلیوس سردار رومی با ریختن طلای مذاب در گلویش که اسیر مهرداد ششم شده بود.
3⃣ قتل عام 80,000 رومی غیرنظامی ساکن در شهر افس توسط مهرداد ششم.
4⃣ اخراج سایر رومیان از جزایر یونانی که در آن زندگی میکردند توسط مهرداد ششم.
5⃣ اقدام به خودکشی کردن، که یکی از سنتهای اصیل پارسی بود توسط مهرداد ششم.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 310 و 311
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ زمانیکه سلسه هخامنشیان بدست اسکندر کبیر منقرض شد، اسکندر برای مدت نسبتا کوتاهی حکمرانی کرد و سپس درگذشت. بعد از مرگ اسکندر در گوشه کنار قلمرو وسیع هخامنشی که بدست اسکندر افتاده بود، حکومت های کوچک و مستقلی بوجود آمد که یکی از آنها دولت "پنت" می باشد. قلمرو کشور پنت به بخشی از کاپادوکیه در آسیای صغیر اطلاق میشود که در کنار دریای سیاه بود و به همین جهت، آن کشور را کاپادوکیه پنتی می نامیدند. پادشاهان پنت نسبشان به مهرداد نامی میرسد که پسر یکی از شش خانواده درجه اول پارسی بود. چون سر سلسله این پادشاهان مهرداد نام داشت از اینرو نام اغلب پادشاهان پنت، مهرداد بود. معروفترین و آخرین پادشاه دولت پنت، مهرداد ششم است که در یازده سالگی به تخت نشست، او فنون جنگی و سوار کاری و دانش و معرفت را بخوبی کسب کرد. او پس از قدرت گرفتن حدود کشور خود را گسترش داد و ارمنستان کوچک را ضمیمه خاک خود کرد. پادشاهان آسیای صغیر که کشورشان بدست مهرداد افتاده بود، به روم شکایت کردند و دولت روم سرانجام به وی اعلان جنگ داد و در بهار 88 ق. م مهرداد بر ضدّ روم قیام کرد و همه آسیای صغیر را اشغال نمود.
❗️نکته: تقریبا ویژگی مشترک همه پارسهای باستان میل شدید آنها به تجاوز و تهاجم به کشورهای اطراف خود بود که از زمان تاسیس هخامنشیان، و پادشاهی کوروش بزرگ این ویژگی کاملا مشهود است.
⚠️ مهرداد ششم، چون بر قشون روم پیروز شد، "آک یلیوس(Aquilius)" سردار روم را که اسیر شده بود نزد او آوردند. وی گفت این رومی هرگز از طلا سیر نمیشود. ازینجهت فرمان داد آنقدر طلای مذاب در دهان او ریختند که شکم او پُر شد !
در شهر "افس" امر کرد که رومیهای آن شهر را که بالغ بر هشتاد هزار تن بودند قتل عام کردند !
و باقی رومیها را که نکشته بود از یونان و بحر الجزایر براند !
در سال 87 ق. م "سولا" با سی هزار رومی مامور دفع او شد و مهرداد را شکست فاحشی داد و مهرداد به روم پیشنهاد صلح کرد و قرار شد بعنوان غرامت سه هزار تالان به روم بدهد. مهرداد پس از ده سال دوباره قدرت گرفت و جنگ طلبی خود را آغاز نمود و از اختلاف بین دو سردار رومی، ماریوس و سولا استفاده کرد و خود را طرفدار ماریوس معرفی نمود و به سنای روم اعلان جنگ داد و دوباره به سرزمینهایی در آسیای صغیر هجوم برد. "لوکوس" سردار رومی به آسیای صغیر لشکر کشید و مهرداد را شکست فاحشی داد و مهرداد به ارمنستان گریخت و پس از چندی در آنجا قدرت یافت و به کشورش، پنت بازگشت، تا اینکه "پومپه" سردار معروف رومی به قدرت رسید و وارد قلمرو پنت گشت و مهرداد با حالت جنگ و گریز و دادن تلفات سنگین عقب نشینی کرد و با عبور از ارمنستان به قفقاز رسید. مهرداد در کنار دریای آزوف وارد شبه جزیره "کریمه" شد، سربازانش سر به شورش گذاشتند و فرناک، پسرش در راس شورش بود. مهرداد چون از پیروزی بر شورشیان مایوس شد، تصمیم گرفت دست به سنتی اصیل در بین پارسها بزند و آن، "خودکشی" کردن بود. او تصمیم گرفت با زهر خود را بکشد، ولی چون از دیر زمانی بخاطر ترس ازینکه او را مسموم کنند، مقادر اندکی زهر میخورد لذا زهر باعث مرگ او نشد و به ناچار از نزدیکانش خواست که با شمشیر به زندگانی او خاتمه دهند.
لذا رذایل و فرومایگی های مهرداد ششم که از خانواده های اصیل پارسی بود را میتوان در این موارد ذکر کرد:
1⃣ تهاجم و تجاوز مهرداد ششم به سرزمینهای همسایه در حالیکه با او هیچ دشمنی نداشتند.
2⃣ قتل دهشتناک آک یلیوس سردار رومی با ریختن طلای مذاب در گلویش که اسیر مهرداد ششم شده بود.
3⃣ قتل عام 80,000 رومی غیرنظامی ساکن در شهر افس توسط مهرداد ششم.
4⃣ اخراج سایر رومیان از جزایر یونانی که در آن زندگی میکردند توسط مهرداد ششم.
5⃣ اقدام به خودکشی کردن، که یکی از سنتهای اصیل پارسی بود توسط مهرداد ششم.
📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 310 و 311
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ رذایل اشراف زاده پارسی پس از سقوط هخامنشیان بدست اسکندر کبیر. ایران درعهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 310 و311
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ رذایل اشراف زاده پارسی پس از سقوط هخامنشیان بدست اسکندر کبیر. ایران درعهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 310 و311
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ معرفی کردن یوتاب بعنوان خواهر آریوبرزن(آریُ برزن) سردار هخامنشی دروغ بسیار جاهلانه کوروش پرستان آریایی.
افشای این دروغ👇
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
افشای این دروغ👇
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ کوروش پرستان آریایی ادعا میکنند که بانو یوتاب، خواهر سردار هخامنشی به نام آریوبرزن است !!! آیا این ادعا حقیقت دارد ?? به مستندات زیر توجه فرمایید !!! ❌
⚠️ هر از گاهی میبینیم و میشنویم که کوروش پرستان با جعلیاتی جدید سعی در بزرگنمایی تاریخ باستان دارند و تلاش میکنند با شخصیت سازی برای ایران باستان، افتخاراتی تخیلی و وهم آمیز ساخته و پرداخته کنند و افکار عمومی را فریب دهند. اصولا در دکان باستانگرایان آریایی چیزی جز جعلیات و فریبکاری تحویل مخاطب داده نمیشود، زیرا هدف آنها شستشوی مغزی اقشار جامعه است و متاسفانه به جهت اینکه جامعه ما با مطالعه چندان اُنسی ندارد، باعث شده که برخی هموطنان فریب این شیّادان را بخورند و جعلیاتشان را باور کنند. باستانگرایان در حرکتی کودکانه بانو یوتاب را بعنوان خواهر سردار هخامنشی بنام آریُ برزن، جا زدند. اکنون به افشای این دروغ ساده لوحانه می پردازیم.
⚠️ آذربایجان در زمان هخامنشی ماد کوچک(صغیر) نام داشت. هنگامیکه اسکندر کبیر سلسله هخامنشیان را ساقط کرد، آخرین حاکم هخامنشی ماد کوچک(آذربایجان)، آتروپات یا آذربد نام داشت. پس از شکست داریوش سوم در نبرد گوگامل مقابل اسکندر، آتروپات مطیع و طرفدار اسکندر شد و به فرمانروایی آذربایجان ابقا گردید. پس از مرگ اسکندر ماد کوچک سهم آتروپات باقی ماند. این بقای طولانی آتروپات در حاکمیت ماد کوچک باعث شد که نام آن به "آتروپاتن" تغییر یابد. در پارسی قدیم "آتروپاتکان" یعنی جای آتروپات(آذربد) و آذربایجان یا آذربیجان، معرّب آن است. پس از آتروپات دودمان او در اینجا باقی ماندند و به مرور کشوری شد که جزو دولت سلوکی بود ولی در معنی مستقل بود. پس از قدرتمند شدت پارتها(اشکانیان)، آذربایجان متحد پارتها شد، یعنی پادشاهش دست نشانده پارتهای اشکانی بود. پایتخت آذربایجان در زمان پارتها، یعنی لشکرکشی آنتونیوس سردار روم، شهر "پرسپه" نام داشت که در محل تخت سلیمان کنونی در 25 فرسنگی دریاچه ارومیه بوده است.
نام بعضی از پادشاهان آذربایجان بدین قرار است:
1⃣ آتروپات(آذربد) در زمان اسکندر در 328 ق. م به تخت نشست.
2⃣ آرته بازان که معاصر آنتیوخوس سوم سلوکی بود.
3⃣ مهرداد در سال 67 ق. م
4⃣ داریوش در سال 65 ق. م
5⃣ آریُ برزن اول در سال 30 ق. م
6⃣ ارته وازده اول در سال 20 ق. م
7⃣ آریُ برزن دوم از سال 20 ق. م تا 2 میلادی، وی پادشاهی ارمنستان را نیز، داشت. خواهر او که "یوتاپ(یوتاب)" نام داشت، آنتونیوس برای پسرش الکساندر که از کلئوپاترا ملکه مصری بود، گرفت، ارته وازده در 38 سالگی در روم بمرد(2)
❗️نکته: آریُ برزن، سردار هخامنشی که در جنگ مقابل اسکندر در سال 330 قبل از میلاد کشته شد(1). اما بانو یوتاب خواهر آریُ برزن دوم حاکم آذربایجان است. زمان حکومت آریُ برزن دوم از 20 قبل از میلاد تا قرن دوم میلادی یعنی تقریبا 300 سال با آریُ برزن که سردار هخامنشی است، فاصله زمانی دارد و لذا یوتاب هرگز خواهر آریُ برزن سردار هخامنشی که مقابل اسکندر جنگید، نمی باشد و کوروش پرستان برای فریب افکار عمومی ازین تشابه اسمی بین آریُ برزن سردار هخامنشی و آریُ برزن حاکم آذربایجان سوء استفاده کردند. باید دقت کرد که بانو یوتاب خواهر آریُ برزن دوم است که قرنها پس از مرگ اسکندر می زیسته و این دروغ کوروش پرستان آریایی نیز افشا شد. ضمن اینکه بانو یوتاب همسر الکساندر رومی که از دشمنان ایرانیان بوده، می باشد !!!
📚 منبع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 290
(2) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 312 و 313
(3) تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، صفحه 2625
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ هر از گاهی میبینیم و میشنویم که کوروش پرستان با جعلیاتی جدید سعی در بزرگنمایی تاریخ باستان دارند و تلاش میکنند با شخصیت سازی برای ایران باستان، افتخاراتی تخیلی و وهم آمیز ساخته و پرداخته کنند و افکار عمومی را فریب دهند. اصولا در دکان باستانگرایان آریایی چیزی جز جعلیات و فریبکاری تحویل مخاطب داده نمیشود، زیرا هدف آنها شستشوی مغزی اقشار جامعه است و متاسفانه به جهت اینکه جامعه ما با مطالعه چندان اُنسی ندارد، باعث شده که برخی هموطنان فریب این شیّادان را بخورند و جعلیاتشان را باور کنند. باستانگرایان در حرکتی کودکانه بانو یوتاب را بعنوان خواهر سردار هخامنشی بنام آریُ برزن، جا زدند. اکنون به افشای این دروغ ساده لوحانه می پردازیم.
⚠️ آذربایجان در زمان هخامنشی ماد کوچک(صغیر) نام داشت. هنگامیکه اسکندر کبیر سلسله هخامنشیان را ساقط کرد، آخرین حاکم هخامنشی ماد کوچک(آذربایجان)، آتروپات یا آذربد نام داشت. پس از شکست داریوش سوم در نبرد گوگامل مقابل اسکندر، آتروپات مطیع و طرفدار اسکندر شد و به فرمانروایی آذربایجان ابقا گردید. پس از مرگ اسکندر ماد کوچک سهم آتروپات باقی ماند. این بقای طولانی آتروپات در حاکمیت ماد کوچک باعث شد که نام آن به "آتروپاتن" تغییر یابد. در پارسی قدیم "آتروپاتکان" یعنی جای آتروپات(آذربد) و آذربایجان یا آذربیجان، معرّب آن است. پس از آتروپات دودمان او در اینجا باقی ماندند و به مرور کشوری شد که جزو دولت سلوکی بود ولی در معنی مستقل بود. پس از قدرتمند شدت پارتها(اشکانیان)، آذربایجان متحد پارتها شد، یعنی پادشاهش دست نشانده پارتهای اشکانی بود. پایتخت آذربایجان در زمان پارتها، یعنی لشکرکشی آنتونیوس سردار روم، شهر "پرسپه" نام داشت که در محل تخت سلیمان کنونی در 25 فرسنگی دریاچه ارومیه بوده است.
نام بعضی از پادشاهان آذربایجان بدین قرار است:
1⃣ آتروپات(آذربد) در زمان اسکندر در 328 ق. م به تخت نشست.
2⃣ آرته بازان که معاصر آنتیوخوس سوم سلوکی بود.
3⃣ مهرداد در سال 67 ق. م
4⃣ داریوش در سال 65 ق. م
5⃣ آریُ برزن اول در سال 30 ق. م
6⃣ ارته وازده اول در سال 20 ق. م
7⃣ آریُ برزن دوم از سال 20 ق. م تا 2 میلادی، وی پادشاهی ارمنستان را نیز، داشت. خواهر او که "یوتاپ(یوتاب)" نام داشت، آنتونیوس برای پسرش الکساندر که از کلئوپاترا ملکه مصری بود، گرفت، ارته وازده در 38 سالگی در روم بمرد(2)
❗️نکته: آریُ برزن، سردار هخامنشی که در جنگ مقابل اسکندر در سال 330 قبل از میلاد کشته شد(1). اما بانو یوتاب خواهر آریُ برزن دوم حاکم آذربایجان است. زمان حکومت آریُ برزن دوم از 20 قبل از میلاد تا قرن دوم میلادی یعنی تقریبا 300 سال با آریُ برزن که سردار هخامنشی است، فاصله زمانی دارد و لذا یوتاب هرگز خواهر آریُ برزن سردار هخامنشی که مقابل اسکندر جنگید، نمی باشد و کوروش پرستان برای فریب افکار عمومی ازین تشابه اسمی بین آریُ برزن سردار هخامنشی و آریُ برزن حاکم آذربایجان سوء استفاده کردند. باید دقت کرد که بانو یوتاب خواهر آریُ برزن دوم است که قرنها پس از مرگ اسکندر می زیسته و این دروغ کوروش پرستان آریایی نیز افشا شد. ضمن اینکه بانو یوتاب همسر الکساندر رومی که از دشمنان ایرانیان بوده، می باشد !!!
📚 منبع:
(1) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 290
(2) ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 312 و 313
(3) تاریخ ایران باستان، حسن پیرنیا، صفحه 2625
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ آریُ برزن سردار هخامنشی در جنگ مقابل اسکندر کشته شد (درسال 330 قبل از میلاد). ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 290
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ یوتاب خواهر آریُ برزن دوم حاکم آذربایجان است که تقریبا 300 سال پس از مرگ اسکندر می زیسته. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 312 و 313
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️یوتاب خواهر آریُ برزن دوم است که از سال 20 ق. م تا قرن 2 میلادی می زیسته و با آریُ برزن هخامنشی 300سال فاصله داشت. تاریخ ایران باستان، پیرنیا،ص2625
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
⚠️اعتراض شدید نماینده تربتجام در مجلس. تا کی قرار است در این کشور به مقدسات اهل سنت توهین شود؟ چرا باید به مادر مومنان و همسر رسول الله در رسانه ملی توهین شود?
🆔 @IRRealHistory
🆔 @IRRealHistory
⚠️قبل از یعقوب لیث، شعرای زیادی مثل حنظله بادغیسی شعر فارسی میگفتند. عمل یعقوب فقط محرکی برای سرودن "شعر" فارسی شد نه رسمی کردن"زبان" فارسی
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇
❌ باستانگرایان اسلامستیز مدعی هستند که یعقوب لیث زبان فارسی را در ایران زبان رسمی اعلام کرد !!! اکنون به بررسی این ادعا می پردازیم که آیا صحیح است یا غلط ❌
⚠️ مسلمان شدن ایرانیان هرگز به زور شمشیر نبود چرا که تا قرنها پس از ورود اسلام به ایران، زرتشتیان(مجوس) در کنار مسلمانان زندگی میکردند و جزیه می پرداختند و به آیین خود بودند. حتی در قرن دهم میلادی جمعیت قابل ملاحظه ای از فارس زادگان ساسانی، به کیش زرتشتی بودند و گروهی از زرتشتیان تا به امروز در نقاطی از یزد و کرمان به رسوم و آداب زرتشتی وفادار مانده اند.
❗️نکته: تمام ایران بدست اسلام فتح شد، وقتی هنوز زرتشتیان در یزد و کرمان وجود دارند و به آیین خود هستند، دلیل محکم دیگریست که اثبات میکند ایرانیان به زور شمشیر مجبور نبودند که مسلمان شوند و دست از زرتشتی بودن بکشند.
⚠️ برخی ایرانیان که به اسلام ایمان آورده بودند گاه ضروری میدانستند که بنا به سنّتی عربی که به پیش از اسلام باز می گشت(و بوسیله اسلام اصلاح شد)، خود را به قبیله یا عشیره ای عرب پیوند دهند و "موالی" ایشان شوند تا بتوانند از حمایتهای قبیله ای بهره مند گردند و یا از لحاظ اجتماعی جا پای محکمتری بیابند. تعداد موالی چنان گسترش یافت که بسرعت به صورت یکی از نیروهای مهم در صحنه سیاسی و فرهنگی اسلام در آمد. با اتصال موالی به قبایل عربی، زبان عربی(زبان فاتحین و زبان قرآن و نمازهای روزانه) به سرعت در میان نخبگان ایرانی ریشه دواند. در زمان حجاج بن یوسف که در سالهای 661 تا 714 میلادی فرماندار ایران و عراق بود، زبان عربی در دفاتر دیوانی و دولتی جایگزین زبان پهلوی شد و راه را برای آنکه خط ایرانیان به خط عربی تغییر یابد باز کرد.... و حتی ایرانیان چنان جذب و شیفته اسلام و فاتحین مسلمان شدند که به تبلیغ اسلام و شرکت در جهادهای دینی دست یازیدند.
❗️نکته: بازهم میبینیم که اجباری در این نبود که ایرانیان عربی تکلم کنند بلکه بخاطر اتصال و تعاملی که با فاتحین مسلمان، داشتند به سبب موالی بودن، خود به خود زبان عربی را یاد گرفتند و جهت ارتباط با آنها عربی تکلم میکردند.
⚠️ این نظر که نخستین شعر فارسی در زمان صفّاریان(یعقوب لیث صفاری) سروده شده باشد البته درست نیست !!! شواهد و حتی نمونه هایی از اشعار فارسی که در زمان(قبل تر و دوره) طاهریان سروده شده در دست است، شامل دو قطعه از حنظله بادغیسی، و به آسانی میتوان تصور نمود که زودتر از آنهم، کوششهایی برای سرودن شعر به اوزان محلی و یا در قالب شعر عربی بطور پراکنده اینجا و آنجا صورت گرفته باشد... اقدام یعقوب لیث محرکی در سرودن شعر فارسی شد و آغاز سنتی گردید که سامانیان پیشروان راستین رستاخیز ادبی ایران، آنرا برگرفته و گسترش دادند.
❗️نکته: یعنی قبل از یعقوب لیث شعر فارسی سروده میشده و به تبع آن زبان فارسی بین مردم ایران رایج بوده و زبان فارسی اصلا معدوم نشده بود که یعقوب لیث بخواهد آنرا زبان رسمی کشور کند بلکه ایرانیان به فارسی گویش داشتند و شعر فارسی می سرودند.
⚠️ جالب است بدانید که این خود ایرانیان بودند که مشتاق خط و زبان عربی شدند و به حجاج بن یوسف پیشنهاد دادند کارهای دیوانی به خط عربی نوشته شود. « ترجمه دیوان، در زمان حجاج بن یوسف از فارسی به عربی انجام شد و مترجم آن یک ایرانی بنام صالح بن عبدالرحمن است که بردهء بنی تمیم و پدرش از اسیران سجستان بوده و نزد زادانفرّخ بکار نویسندگی در عربی و فارسی اشتغال داشت و دل حجاج را بدست آورده بود. صالح به زادانفرّخ گفت: من بواسطه تو به امیر راه یافتم، حالا مشاهده میکنم امیر را بمن تمایلی است و بیم دارم که مرا بر تو مقدّم دارد. زادانفرّخ گفت چنین گمان نداشته باش که اون بمن بیشتر احتیاج دارد و جز من کسی دیگر نمیتواند حساب او را نگهدارد. صالح گفت: بخدا سوگند اگر من بخواهم میتوانم حساب او را به عربی برگردانم، زادانفرّخ خواست چند سطری را به عربی درآورد. اون چنین کرد. زادانفرّخ گفت: بهتر است چندی تمارض نمایی، صالح نیز به بهانه بیماری از خانه بیرون نیامد، تا آنکه حجاج پزشک مخصوص خود تیادورس را بعیادت او فرستاد و صالح را بیمار نیافت. زادانفرّخ که ازین ماجرا خبر یافت دستور داد که از خانه بیرون آید. از قضا زادانفرّخ از خانه که بیرون آمد بسبب فتنه ابن اشعث کشته شد و حجاج صالح را برجای او گذاشت. صالح به حجاج جریان مذاکرات خود را با زادانفرّخ درباره نقل دیوان از فارسی به عربی گفت و حجاج تصمیم به این کار گرفت و از صالح آن را خواست»
📚منبع:
مجله ایران شناسی، سال سیزدهم، احسان یارشاطر، ترجمه فریدون وهمن، صفحه 276 و 281
الفهرست، محمد بن اسحاق بن ندیم، ترجمه محمدرضا تجدد، نشر اساطیر، تهران 1381، صفحه 442
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ مسلمان شدن ایرانیان هرگز به زور شمشیر نبود چرا که تا قرنها پس از ورود اسلام به ایران، زرتشتیان(مجوس) در کنار مسلمانان زندگی میکردند و جزیه می پرداختند و به آیین خود بودند. حتی در قرن دهم میلادی جمعیت قابل ملاحظه ای از فارس زادگان ساسانی، به کیش زرتشتی بودند و گروهی از زرتشتیان تا به امروز در نقاطی از یزد و کرمان به رسوم و آداب زرتشتی وفادار مانده اند.
❗️نکته: تمام ایران بدست اسلام فتح شد، وقتی هنوز زرتشتیان در یزد و کرمان وجود دارند و به آیین خود هستند، دلیل محکم دیگریست که اثبات میکند ایرانیان به زور شمشیر مجبور نبودند که مسلمان شوند و دست از زرتشتی بودن بکشند.
⚠️ برخی ایرانیان که به اسلام ایمان آورده بودند گاه ضروری میدانستند که بنا به سنّتی عربی که به پیش از اسلام باز می گشت(و بوسیله اسلام اصلاح شد)، خود را به قبیله یا عشیره ای عرب پیوند دهند و "موالی" ایشان شوند تا بتوانند از حمایتهای قبیله ای بهره مند گردند و یا از لحاظ اجتماعی جا پای محکمتری بیابند. تعداد موالی چنان گسترش یافت که بسرعت به صورت یکی از نیروهای مهم در صحنه سیاسی و فرهنگی اسلام در آمد. با اتصال موالی به قبایل عربی، زبان عربی(زبان فاتحین و زبان قرآن و نمازهای روزانه) به سرعت در میان نخبگان ایرانی ریشه دواند. در زمان حجاج بن یوسف که در سالهای 661 تا 714 میلادی فرماندار ایران و عراق بود، زبان عربی در دفاتر دیوانی و دولتی جایگزین زبان پهلوی شد و راه را برای آنکه خط ایرانیان به خط عربی تغییر یابد باز کرد.... و حتی ایرانیان چنان جذب و شیفته اسلام و فاتحین مسلمان شدند که به تبلیغ اسلام و شرکت در جهادهای دینی دست یازیدند.
❗️نکته: بازهم میبینیم که اجباری در این نبود که ایرانیان عربی تکلم کنند بلکه بخاطر اتصال و تعاملی که با فاتحین مسلمان، داشتند به سبب موالی بودن، خود به خود زبان عربی را یاد گرفتند و جهت ارتباط با آنها عربی تکلم میکردند.
⚠️ این نظر که نخستین شعر فارسی در زمان صفّاریان(یعقوب لیث صفاری) سروده شده باشد البته درست نیست !!! شواهد و حتی نمونه هایی از اشعار فارسی که در زمان(قبل تر و دوره) طاهریان سروده شده در دست است، شامل دو قطعه از حنظله بادغیسی، و به آسانی میتوان تصور نمود که زودتر از آنهم، کوششهایی برای سرودن شعر به اوزان محلی و یا در قالب شعر عربی بطور پراکنده اینجا و آنجا صورت گرفته باشد... اقدام یعقوب لیث محرکی در سرودن شعر فارسی شد و آغاز سنتی گردید که سامانیان پیشروان راستین رستاخیز ادبی ایران، آنرا برگرفته و گسترش دادند.
❗️نکته: یعنی قبل از یعقوب لیث شعر فارسی سروده میشده و به تبع آن زبان فارسی بین مردم ایران رایج بوده و زبان فارسی اصلا معدوم نشده بود که یعقوب لیث بخواهد آنرا زبان رسمی کشور کند بلکه ایرانیان به فارسی گویش داشتند و شعر فارسی می سرودند.
⚠️ جالب است بدانید که این خود ایرانیان بودند که مشتاق خط و زبان عربی شدند و به حجاج بن یوسف پیشنهاد دادند کارهای دیوانی به خط عربی نوشته شود. « ترجمه دیوان، در زمان حجاج بن یوسف از فارسی به عربی انجام شد و مترجم آن یک ایرانی بنام صالح بن عبدالرحمن است که بردهء بنی تمیم و پدرش از اسیران سجستان بوده و نزد زادانفرّخ بکار نویسندگی در عربی و فارسی اشتغال داشت و دل حجاج را بدست آورده بود. صالح به زادانفرّخ گفت: من بواسطه تو به امیر راه یافتم، حالا مشاهده میکنم امیر را بمن تمایلی است و بیم دارم که مرا بر تو مقدّم دارد. زادانفرّخ گفت چنین گمان نداشته باش که اون بمن بیشتر احتیاج دارد و جز من کسی دیگر نمیتواند حساب او را نگهدارد. صالح گفت: بخدا سوگند اگر من بخواهم میتوانم حساب او را به عربی برگردانم، زادانفرّخ خواست چند سطری را به عربی درآورد. اون چنین کرد. زادانفرّخ گفت: بهتر است چندی تمارض نمایی، صالح نیز به بهانه بیماری از خانه بیرون نیامد، تا آنکه حجاج پزشک مخصوص خود تیادورس را بعیادت او فرستاد و صالح را بیمار نیافت. زادانفرّخ که ازین ماجرا خبر یافت دستور داد که از خانه بیرون آید. از قضا زادانفرّخ از خانه که بیرون آمد بسبب فتنه ابن اشعث کشته شد و حجاج صالح را برجای او گذاشت. صالح به حجاج جریان مذاکرات خود را با زادانفرّخ درباره نقل دیوان از فارسی به عربی گفت و حجاج تصمیم به این کار گرفت و از صالح آن را خواست»
📚منبع:
مجله ایران شناسی، سال سیزدهم، احسان یارشاطر، ترجمه فریدون وهمن، صفحه 276 و 281
الفهرست، محمد بن اسحاق بن ندیم، ترجمه محمدرضا تجدد، نشر اساطیر، تهران 1381، صفحه 442
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇