ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 203 تا 214

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57


3⃣ قسمت سوم


⚠️ در 17 ژانویه 1979 ظرف یک هفته 20 جوان انقلابی از اروپا وارد ایران شدند که به گفته یکی از آنها " جزیی از طلوع صبحگاه ایران باشند". اولین آمریکایی که در جریان اعتراضات مردمی کشته شد، "پال گریم" نام داشت که مدیر اجرایی یک شرکت نفتی بود. ظرف یک هفته تعداد زیادی از مهندسین و مدیران خارجی شاغل در صنایع نفت از ایران خارج شدند و تولید نفت بسرعت سقوط کرد. 24 دسامبر 1978 گروهی از مردم یک خودروی سفارت آمریکا که مقابل سفارتخانه پارک بود را آتش زدند و سربازان ایرانی محافظ سفارتخانه در کنار مردم شعار میدادند که "یانکی به خانه ات برگرد". تا پایان دسامبر اکثر آمریکاییان در حال ترک ایران بودند. با ازبین رفتن نظم عمومی و ناتوانی صدیقی در کسب حمایت جهت تشکیل کابینه، شاه مجبور شد برای کمک به سخنگوی جبهه ملی، به شاپور بختیار که یک مخالف سرشناس بود رو آورد. بختیار تحصیلکرده فرانسه بود و بشدت مخالف بنیادگرایان مذهبی بود. شاه دچار سردرگمی شده بود و اردشیر زاهدی به این نتیجه رسید که شاه نه توانایی دارد و نه مایل است که برای یک راه حل جدی اقدام کند و خود نیز، بدون حمایت شاه قادر به انجام آن نیست. زاهدی اصرار داشت که شاه ضمن مذاکرات خود با صدیقی و بختیار در فشار خود برای حفظ کنترل ارتش مقاومت ورزد اما اصل اختلاف مربوط به همین کنترل ارتش بود که بختیار و سایر رهبران جبهه ملی و مخالفین مذهبی میانه رو بر آن تاکید داشتند، بنابراین تاثیر نهایی زاهدی بسیار زیان آور بود. زاهدی حتی کوششهایی که میتوانست منجر به ایجاد یک دولت انتقالی گردد را درهم شکست. پس از تظاهرات تاسوعا و عاشورا، بختیار برای تشکیل یک دولت ائتلافی صمیمانه شروع به فعالیت کرد. بختیار با حکم نخست وزیری در دستش، شب 29 دسامبر با همقطاران خود دیدار کرد تا آنها را برای همگامی با خود متقاعد کند. باقیمانده رهبری جبهه ملی با جدایی آشکار بختیار تکان خورد. سنجابی حسادت میکرد، فروهر نگران افتادن شکاف بین مخالفین بود و ازین میترسید که بختیار بر او پیشی گیرد و پس از سه ساعت تلخی و تندی و حرفهای طعنه آمیز با یکدیگر، پیشنهاد بختیار را رد کردند و او را از جبهه ملی اخراج کردند.

⚠️ در روز 30 دسامبر علیرغم اینکه بختیار از جبهه ملی اخراج شده بود، مذاکرات خود را با سیاستمداران و گروههای مخالفین ادامه داد و اعلام کرد که شاه موافقت کرده که یک ماه پس از استقرار بختیار بعنوان نخست وزیر، کشور را ترک کند و بختیار اظهار داشت که دولت غیر نظامی او ظرف یک هفته تشکیل خواهد شد. توافق شاه برای ترک کشور جهت تعطیلات یک پیروزی برای بختیار بود و او را نزد مخالفین معتبر ساخت. از ماه نوامبر مخالفین سعی داشتند آمریکا را به راه کمک به انحلال سلطنت بکشانند. مخالفین از 6 نوامبر که ازهاری روی کار آمد در بحثهای خصوصی خود با ماموران سفارت آمریکا درخواست میکردند که دولتی که مورد موافقت مخالفین باشد روی کار بیاید. در اوایل ماه دسامبر کمیته دفاع از آزادی و حقوق بشر به آمریکا و بریتانیا پیشنهاد داد که "شورای سلطنت" تشکیل شود اما هر دو کشور از انجام چنین کاری سر باز زدند !!! و بر سازش با شاه تاکید داشتند. سیاست واشنگتن با حمایت از بختیار تغییر کرد. یک افسر ارشد نیروی هوایی آمریکا از ناتو توسط پرزیدنت کارتر برای مشاوره با رهبران نظامی ایران اعزام گردید که نامش ژنرال رابرت هُویزر بود. هویزر 5 ژانویه 1979 وارد تهران شد و در مذاکره با نظامیان اصرار داشت که برای حل بحران از یک راه حل قانونی حمایت نمایند. ماموریت هویزر نشان میداد که آمریکا بیش از یک ناظر رویدادهای ایران، ذینفع است. درخواستهای مخالفین همچنان توسط آمریکا نادیده گرفته میشد. ایرانیان با تماس با سفارت آمریکا دریافتند که هویزر و آمریکا با حمایت ارتش ایران دنبال تشکیل دولت انتقالی هستند، خصوصا که شاه در 6 ژانویه اعلام کرده بود برای استراحت به سفر خارجه میرود. ازین راهکار آمریکا هم جبهه ملی و نهضت آزادی ناراضی بودند، هم رهبران مذهبی که هیچ نفعی از ایالات متحده نمی دیدند و مخالف دولت جدید بودند و اظهار میداشتند که بختیار از شاه غیرقانونی دستور گرفته.


📚منبع:
درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 219 تا 225

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 219تا 225

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 219تا 225

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 219تا 225

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57


4⃣ قسمت چهارم


⚠️نظام سلطنتی پهلوی که بوسیله شاه و پدرش بوجود آمد بسادگی سقوط کرد. با یک نخست وزیر به نام بختیار که در ظاهر متعهد به اجرای قانون اساسی 1906 بود و در باطن تعهد پایان بخشیدن به سلسله پهلوی را داشت. شاه با قول دادن به ترک کشور خود را تسلیم کرد، کار آخرین پادشاه ایران بدون اینکه دولتی با مشارکت مخالفین تشکیل گردد و یا ارتش با خشونت بر خیابان مسلط شود پایان یافت. سیاست آمریکا بر حل بحران بصورت "قانونی"(بدون خشونت) به بختیار معطوف شده بود. بعد از استقرار دولت بختیار، واشنگتن به سفیر کبیر، سولیوان دستور داد که به شاه اطلاع دهد ایالات متحده معتقد است اگر شاه بطور موقت کشور را ترک کند کار عاقلانه ای انجام داده. این خبر از جمله خبرهایی بود که در مورد سیاست آمریکا به خارج درز کرد و روز بعد خبرساز شد. «بختیار روز 11 ژانویه 1979، هیئت دولت و برنامه اش را به مجلس معرفی کرد، او تعهد نمود که بلادرنگ ساواک را منحل کند، به حکومت نظامی پایان دهد و از فلسطینی ها و آرمانهای اعراب جانبداری کند.»
در روز 13ژانویه، چهارمین نخست وزیر در ظرف 6 ماه، رسما اعلام کرد که در غیاب شاه یک شورای سلطنت 9 نفری حکومت خواهد کرد. شورای سلطنت از: قره باغی رییس ستاد مشترک، عبدالله انتظام رییس هیئت مدیره و مدیر عامل شرکت ملی نفت، سید جلال تهرانی سناتور سابق(که رییس شورا شد)، علیقلی اردلان وزیر دربار، چهار نماینده گمنام از مخالفین و نخست وزیر تشکیل یافته بود. خمینی با تقبیح بختیار دست به اقدام متقابل زد و روز 12ژانویه در پاریس اعلام کرد که برای "فراهم آوردن نهادهای یک جمهوری اسلامی، شورای انقلاب تشکیل خواهد داد".
روز 15ژانویه مجلس سنای ایران، دولت بختیار را با 38 رای موافق و یک رای مخالف تایید کرد. یک سخنگوی وزارت دربار اعلام داشت که روز بعد، در پایان رای اعتماد مجلس شورا، شاه برای بازدید از مصر و سپس برای عزیمت به آمریکا جهت یک توقف طولانی کشور را ترک خواهد کرد. آن شب افراطیون، مارتین برکوویتز را که یکی از افسران سابق ارتش آمریکا بود و برای یک شرکت خصوصی آمریکایی در کرمان کار میکرد ترور کردند. که دومین آمریکایی ترور شده در تحولات انقلابی ایران بود. ظهر 16ژانویه، مجلس شورای ملی دولت بختیار را با 149 رای موافق، 34 رای مخالف و 13 رای ممتنع تایید کرد. بدنبال رای اعتماد مجلس، شاه و همسرش و سه فرزند از چهار فرزندش(چند ماه بود که ولیعهد در ایالات متحده به تحصیل اشتغال داشت)، مادر زنش، و برخی از مقامات ارتش به فرودگاه رفتند. مقامات ارشد ارتش، اعضای شورای سلطنت و بختیار(کسیکه برای ترساندن همقطاران سابق انقلابی خود دست شاه را بوسید) برای بدرقه در فرودگاه حضور داشتند و شاه عازم مصر شد. هنگامیکه این خبر از رادیو تهران پخش گردید، جشنهای عمومی در سراسر تهران دامن گسترد. گروههای انقلابی بدون ممانعت نیروهای امنیتی و ارتش به خیابانها ریختند. هزاران نفر در تهران تجمع کردن و شروع به پایین کشیدن مجسمه شاه نمودند. اجتماعات از رانندگان دعوت میکرد تا چراغ اتومبیلها را برای شرکت در شادی روشن کنند. مینی بوسهای سفارت آمریکا که کارکنان سفارت را به خانه میبردند با عکسهای خمینی مجهز شده بودند. روزی که شاه کشور را ترک کرد نظم عمومی تهران بوسیله نهضت اسلامی اداره گردید و ارتش دخالتی نداشت. فرماندهان ارشد ارتش در تهران از فروپاشی سیاسی آگاه بودند، اما فرماندهان خارج از پایتخت در جریان اوضاع نبودند. در استان نفت خیز خوزستان فرماندهان پادگان به سربازان دستور دادند تا بر روی تظاهرکنندگانی که خروج شاه را جشن گرفتند آتش بگشایند. روزنامه نگاران خارجی گزارش دادند که سربازان در اهواز 20نفر را به قتل رساندند و 200نفر را زخمی کردند، در خرمشهر و آبادان نیز، سربازان، غیرنظامیان را کشته و مجروح کردند تا اینکه بختیار به ارتش دستور داد به سرباز خانه ها برگردند. خیمنی در پاریس عزل شاه را خوشآمد گفت و بلادرنگ استعفای بختیار و نمایندگان مجلس و شورای سلطنت را درخواست کرد، او گفت خروج شاه از کشور پیروزی نهایی نیست بلکه مقدمه پیروزی ماست و اعلامیه ای صادر کرد که پیروانش از خشونت اجتناب کنند و برای ساقط کردن بختیار از تظاهرات و فشار توده مردم استفاده کنند و به ادامه اعتصابات اصرار ورزید و خواستار ملی کردن دارایی های شاه شد. جبهه ملی که مخالف بختیار بود بر همبستگی خود با خمینی تاکید کرد. روزی که شاه ایران را ترک کرد، نهضت اسلامی اولین پیشنهاد خود در مورد بازگشت خمینی را به بختیار و سفارت آمریکا و سفارت فرانسه داد. آمریکاییها و فرانسویها میدانستند که بختیار شکست خورده ولی انگلیسیها شک داشتند.


📚منبع:
درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 227 تا 229

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 227 تا 229

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 227 تا 229

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 227 تا 229

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57


5⃣ قسمت پنجم


⚠️ پس از همبستگی جبهه ملی با خمینی و خروج شاه از ایران، سایر رهبران و گروهها به سمت نهضت اسلامی گرایش نشان دادند. ازجمله آیت الله شریعتمداری که از رهبران مذهبی بود که به شیوه خمینی توجهی نداشت، تحت الشعاع قرار گرفت و از بیم اقدامات تلافی جویانه متعصبین اسلامی(انقلابی) از گفتن هرچیزی علیه خمینی بیمناک بود. در نهایت خمینی بعنوان مرد زمانه ظهور کرد و پیروان ستیزه گره(مبارز) او در تهران و شهرها بر فعالیتهای سیاسی تسلط یافتند. بختیار تلاش کرد با خمینی داد و ستد سیاسی کند و سید جلال تهرانی، رییس شورای سلطنت را به پاریس فرستاد. تهرانی پس از 4روز انتظار و شنیدن سخنان تند خمینی و همدستان اصلی او درباره غیرقانونی بودن شورای سلطنت و دولت بختیار، به خواستهای خمینی تن در داد و از ریاست شورای سلطنت استعفا کرد و در پاریس توقف نمود. در پی استعفای تهرانی، طی 3روز دو تن از چهار تن مخالفین، که عضو شورای سلطنت بودند، یعنی عبدالحسین علی آبادی و محمد علی وارسته در تهران استعفا کردند. در این هنگام یحیی صادق وزیری، وزیر دادگستری بختیار در اعتراض به هجوم گروهی از افراطیون اسلامی(انقلابی) به دفتر خود و رجز خوانی آنها، استعفا کرد.
رفتن شاه یک دوران سیاسی ایران را پایان بخشید. درحالیکه بختیار و دولت او ادب را رعایت میکردند که تعطیلات شاه "موقتی" است، اما هیچکس در ایران باور نداشت که شاه به ایران باز خواهد گشت. غیبت شاه فشار از روی شانه های بختیار برنداشت بلکه در واقع مشکلات او را شدت بخشید. نهضت اسلامی پشت سر خمینی باقی ماند و آتش خود را بسوی دولت بختیار تغییر جهت داد. اینک آخرین هدفهای انقلابیون نابود کردن آخرین بقایای رژیم کهنه بود تا خمینی را به تهران باز گردانند و قدرت سیاسی را بدست آورند.


⚠️روز رفتن شاه زمین لرزه شدیدی در طبس روی داد که 25000روستایی جان خود را از دست دادند(بجهت شرایط بی ثبات کشور، به مجروحان و کشته شدگان رسیدگی آن چنانی هم نشد). اما طبس 15ماه بعد، هنگامیکه ماموریت نجات گروگانهای آمریکایی در دشتهای نمکزار طبس با شکست روبرو شده، دوباره در تاریخ، خود را چهره نمود. پس از استعفای تهرانی(رییس شورای سلطنت)، بختیار ناچارا حالت دفاعی گرفت، اما هرگز قادر نشد ابتکار عمل را بدست بگیرد. انقلابیون هر روز در سراسر کشور تظاهرات میکردند و نظامیان و ساواکی ها را تشویق مینمودند تا نخست وزیر شاه را رها کنند. اگر چه ارتش و ساواک به دولت وفادار ماند اما با نگرانی از اینکه پس از بازگشت خمینی چه اتفاقی روی خواهد داد، میزان پناهنده شدن ارتش و ساواک به مخالفین اسلامی فزونی گرفت. مذاکره بین انقلابیون و نمایندگان تا لحظه ای که خمینی اجازه پرواز به تهران یافت، ادامه داشت. نهایتا ارتش با نگرانی با آمدن خمینی موافقت کرد. زیرا کسی چه نظامی یا غیرنظامی در مسند قدرت نبود که بخواهد دست به اقدام زند و مانع ورود خمینی شود.
روز اول فوریه، از زمانیکه خمینی با هواپیمای دربست شرکت هواپیمایی ایر فرانس وارد شد، قول مبهمی را که در خصوص "حسن سلوک" خود به بختیار داده بود، زیر پا گذاشت و مبارزه علیه بقایای سلسله پهلوی را تشدید کرد. خمینی در 5فوری دولت موقت منصوب کرد و اصرار ورزید که کارکنان اداری، از کارکردن برای هرکس بجز منصوبین مذهبی و متعصب خمینی در وزارتخانه های مختلف امتناع ورزند. چند تن از دستیاران اصلی خمینی که با او به ایران آمده بودند، ابوالحسن بنی صدر که اولین رییس جمهور شد نیز تحقیقات اقتصادی خود را در پاریس رها کرد تا آیت الله را همراهی کند. دیگری، ابراهیم یزدی که معاون نخست وزیر شد و بعدها وزیر امور خارجه دولت انقلابی گشت، همسر آمریکایی و 4فرزندش را در هوستون آمریکا رها کرد تا همراه خمینی باشد. یزدی هرگز از تابعیت خود که در سال 1962 از آمریکا پذیرفته بود صرف نظر نکرد و حتی امروز یک شهروند آمریکایی است. از 1فوریه فشار نهضت اسلامی بر دولت بختیار افزایش می یافت و اوضاع بحرانی تر میشد. نقطه اشتعال در روز 9 فوریه فرا رسید و هنگامی بود که افسران وفادار به خمینی در نیروی هوایی دو پادگان نظامی را در تهران اشغال کردند. 800 نفر از 8000 نفر افراد گارد سلطنتی گروههای ضربتی که شدیدا به شاهنشاهی وفادار بودند برای فرو نشاندن شورش حرکت کردند که متحمل تلفات سنگینی شدند و 2تن از افسران ارشدشان کشته شدند. 10فوریه فرماندهی ارتش تصمیم گرفت تا از معرکه برکنار باشد. نیروی های مسلح ناگهان سقوط کردند و همراه آن دولت بختیار. روزهای 10 و 11 فوریه نیروهای چریکی به بقایای تاسیسات نظامی در تهران یورش بردند و شادی عمومی منفجر شد و بختیار ناپدید گردید و انقلاب پیروز شد.



📚منبع:
درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص230 تا232


کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 230 تا 232

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 230 تا 232

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سراشیب سقوط سلطنت پهلوی از نخست وزیری ارتشبد ازهاری تا انقلاب 57(1979). درون انقلاب ایران،جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 230 تا 232

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
کوروش هخامنشی، پادشاهی که هیچ شهری نساخت


⚠️ کوروش هخامنشی که به عنوان کوروش بزرگ و موسس سلسله هخامنشیان شناخته میشود از سال 559 ق. م تا 529 ق. م پادشاهی کرد، یعنی تقریبا 30 سال. در طول این سی سال جنگ و کشورگشایی، کوروش آنقدر سرگرم غارت شهرها و کشتار انسانها و تجاوزگری بود که نتوانست هیچ بنای عام المنفعه یا شهری از خود بجای بگذارد. کوروش با تخریب و ویرانی شهرها بیشتر اُنس گرفته بود تا ساختن شهر. برای مثال میتوان از آتش زدن شهر "اوپیس" بدست کوروش نام برد. البته برخی ادعا میکنند که سایروپولیس شهری است که کوروش آن را بنا کرده. خب اولا که هیچ آثار باستان شناختی، دال بر این ادعا وجود ندارد و محققان هم معتقدند که "شاید " سازنده این شهر کوروش باشد ولی اثباتی و دلیلی محکم و مستند در این باره وجود ندارد و این ادعا با شک و تردید همواره بیان شده.

⚠️ اما در مقایسه با کوروش بزرگ که 30 سال پادشاهی کرد، به سلوکوس نیکاتر(=سلوکوس اول) موسس سلسله سلوکیان اشاره میکنیم که 24 سال تقریبا حکومت کرد. کوروش موسس سلسله هخامنشیان و سلوکوس نیکاتر موسس سلسله سلوکیان بود. در مورد کارها و خصال سلوکوس اینگونه در تاریخ نوشته شده است که او یکی از خردمندترین سرداران اسکندر کبیر بود و مانند دیگر سرداران، آزمند و حریص نبود و به آزار و غارت مردم کمتر دست میزد. کوروش دقیقا در اوپیس و سارد مردم را قتل عام کرد و غارت نمود و در همدان یا هگمتانه بخشی از مردم را برده کرد و شهر را غارت نمود. سلوکوس بیش از 60 شهر ساخت که 16 شهر به نام "آن تیو خا(Antiochia)" یعنی انطاکیه به اسم پدرش آنتیوخوس و 9 شهر به نام "آپامه آ(Apamea)" به اسم زن ایرانی او و یک شهر به نام "استراتونیسه(Stratonicee)" به اسم زن دوم یونانیش بود. براحتی میتوان فهمید که کوروش در مقایسه با سلوکوس شاهی نابودگر بود زیرا کوروش در 30 سال پادشاهی هیچ شهری نساخت و حتی شهرهایی را آتش زد ولی سلوکوس در 24 سال پادشاهی بیش از 60 شهر ساخت. میتوان گفت سلوکوس مقدونی بیش از کوروش پارسی به ایرانیان و بشریت خدمت کرد. کوروش، بزرگ بود اما ویرانگری بزرگ.

⚠️ سلوکوس نیکاتر در طول دوران پادشاهیش دستاوردهای دیگری هم داشت. اکتشافات دریایی در دریای خزر که توسط "پاتروکل(Patrocles)" دریادار سلوکوس انجام شد. دیگر اینکه سلوکوس چهار بار سفیری را به "پاتالی بوترا" پایتخت پادشاه هند، نزد "چندره گوپتا" فرستاد. این سفیر، مورّخ و جغرافیادانی به نام "مگاستن(Megasthene)" بود و کتابهایی درباره هند به نام "ایندیکا" نوشت که جغرافی دانان ادوار بعد، از آن استفاده کردند. اما ما هیچ دستاورد علمی از کوروش سراغ نداریم !!!


📚منبع:
ایران در عهد باستان ، محمدجواد مشکور، صفحه 305

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ کوروش هخامنشی پادشاهی که هیچ شهری نساخت و مقایسه اش با سلوکوس اول موسس سلسله سلوکیان. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 305

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ سکه سلوکوس نیکاتر(=سلوکوس اول) موسس سلسله سلوکیان که از 305 تا 281 قبل از میلاد حکومت کرد.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
آیا کوروش هخامنشی سازنده شهری بوده ?!


⚠️ میخواهیم بررسی کنیم و بدانیم که کوروش بزرگ هخامنشی که توسط باستانگرایان آریایی با درج بزرگنمایی های بسیار، ستوده میشود آیا سازنده یک شهر بوده، تا بتوان آن را بعنوان خدمت به بشریت در دوره باستان در نظر گرفت !
کوروش پرستان در این باره همواره سکوت میکنند چون کوروش آنقدر مشغول تهاجم به سرزمینها و کشتار و غارت انسانها بوده که فرصتی برای فکر کردن به شهرسازی نداشته !!!
تنها شهری که باستانگرایان آریایی میخواهند ساختش را به نام کوروش بزرگ سند بزنند شهر سایرو چتا(سایرو پولیس) است !!!

⚠️ در دانشنامه ایرانیکا بیان شده که: «سایرو پولیس یا کورو پولیس شهری باستانی در آسیای میانه می باشد که "شاید"(=Probably) توسط کوروش بزرگ پایه گذاری شده باشد. از شهر سایروپولیس در منابع(کتیبه های) پارسها هیچ نامی برده نشده.....
بهرحال یافته های باستان شناسی تاکنون هیچ شواهدی ارائه نداده است برای حل این پرسش».
ساخت شهر سایروپولیس توسط کوروش، در حد "شاید" و "احتمالا" است و نه بیشتر.

⚠️ مثلا در مورد اسکندر کبیر، تاریخ به صراحت اعلام میکند که شهر اسکندریه مصر توسط او پایه گذاری شد. اما در مورد ساخت سایروپولیس توسط کوروش، تاریخ به واژگان "شاید" و "احتمالا" اکتفا و بسنده میکند.


📚منبع:
دانشنامه ایرانیکا، بخش سایروپولیس
CYROPOLIS – Encyclopaedia Iranica
http://www.iranicaonline.org/articles/cyropolis-latin-form-of-gr

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️تاریخ، در مورد ساخت شهر سایروپولیس توسط کوروش به چیزی بیشتر از "شاید" و "احتمالا" گواهی نداد.
این شهر شاید توسط کوروش پایه گذاری شده باشد.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
رذایل اشراف زاده پارسی پس از سقوط هخامنشیان


⚠️ زمانیکه سلسه هخامنشیان بدست اسکندر کبیر منقرض شد، اسکندر برای مدت نسبتا کوتاهی حکمرانی کرد و سپس درگذشت. بعد از مرگ اسکندر در گوشه کنار قلمرو وسیع هخامنشی که بدست اسکندر افتاده بود، حکومت های کوچک و مستقلی بوجود آمد که یکی از آنها دولت "پنت" می باشد. قلمرو کشور پنت به بخشی از کاپادوکیه در آسیای صغیر اطلاق میشود که در کنار دریای سیاه بود و به همین جهت، آن کشور را کاپادوکیه پنتی می نامیدند. پادشاهان پنت نسبشان به مهرداد نامی میرسد که پسر یکی از شش خانواده درجه اول پارسی بود. چون سر سلسله این پادشاهان مهرداد نام داشت از اینرو نام اغلب پادشاهان پنت، مهرداد بود. معروفترین و آخرین پادشاه دولت پنت، مهرداد ششم است که در یازده سالگی به تخت نشست، او فنون جنگی و سوار کاری و دانش و معرفت را بخوبی کسب کرد. او پس از قدرت گرفتن حدود کشور خود را گسترش داد و ارمنستان کوچک را ضمیمه خاک خود کرد. پادشاهان آسیای صغیر که کشورشان بدست مهرداد افتاده بود، به روم شکایت کردند و دولت روم سرانجام به وی اعلان جنگ داد و در بهار 88 ق. م مهرداد بر ضدّ روم قیام کرد و همه آسیای صغیر را اشغال نمود.
❗️نکته: تقریبا ویژگی مشترک همه پارسهای باستان میل شدید آنها به تجاوز و تهاجم به کشورهای اطراف خود بود که از زمان تاسیس هخامنشیان، و پادشاهی کوروش بزرگ این ویژگی کاملا مشهود است.

⚠️ مهرداد ششم، چون بر قشون روم پیروز شد، "آک یلیوس(Aquilius)" سردار روم را که اسیر شده بود نزد او آوردند. وی گفت این رومی هرگز از طلا سیر نمیشود. ازینجهت فرمان داد آنقدر طلای مذاب در دهان او ریختند که شکم او پُر شد !
در شهر "افس" امر کرد که رومیهای آن شهر را که بالغ بر هشتاد هزار تن بودند قتل عام کردند !
و باقی رومیها را که نکشته بود از یونان و بحر الجزایر براند !
در سال 87 ق. م "سولا" با سی هزار رومی مامور دفع او شد و مهرداد را شکست فاحشی داد و مهرداد به روم پیشنهاد صلح کرد و قرار شد بعنوان غرامت سه هزار تالان به روم بدهد. مهرداد پس از ده سال دوباره قدرت گرفت و جنگ طلبی خود را آغاز نمود و از اختلاف بین دو سردار رومی، ماریوس و سولا استفاده کرد و خود را طرفدار ماریوس معرفی نمود و به سنای روم اعلان جنگ داد و دوباره به سرزمینهایی در آسیای صغیر هجوم برد. "لوکوس" سردار رومی به آسیای صغیر لشکر کشید و مهرداد را شکست فاحشی داد و مهرداد به ارمنستان گریخت و پس از چندی در آنجا قدرت یافت و به کشورش، پنت بازگشت، تا اینکه "پومپه" سردار معروف رومی به قدرت رسید و وارد قلمرو پنت گشت و مهرداد با حالت جنگ و گریز و دادن تلفات سنگین عقب نشینی کرد و با عبور از ارمنستان به قفقاز رسید. مهرداد در کنار دریای آزوف وارد شبه جزیره "کریمه" شد، سربازانش سر به شورش گذاشتند و فرناک، پسرش در راس شورش بود. مهرداد چون از پیروزی بر شورشیان مایوس شد، تصمیم گرفت دست به سنتی اصیل در بین پارسها بزند و آن، "خودکشی" کردن بود. او تصمیم گرفت با زهر خود را بکشد، ولی چون از دیر زمانی بخاطر ترس ازینکه او را مسموم کنند، مقادر اندکی زهر میخورد لذا زهر باعث مرگ او نشد و به ناچار از نزدیکانش خواست که با شمشیر به زندگانی او خاتمه دهند.
لذا رذایل و فرومایگی های مهرداد ششم که از خانواده های اصیل پارسی بود را میتوان در این موارد ذکر کرد:
1⃣ تهاجم و تجاوز مهرداد ششم به سرزمینهای همسایه در حالیکه با او هیچ دشمنی نداشتند.
2⃣ قتل دهشتناک آک یلیوس سردار رومی با ریختن طلای مذاب در گلویش که اسیر مهرداد ششم شده بود.
3⃣ قتل عام 80,000 رومی غیرنظامی ساکن در شهر افس توسط مهرداد ششم.
4⃣ اخراج سایر رومیان از جزایر یونانی که در آن زندگی میکردند توسط مهرداد ششم.
5⃣ اقدام به خودکشی کردن، که یکی از سنتهای اصیل پارسی بود توسط مهرداد ششم.


📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 310 و 311

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ رذایل اشراف زاده پارسی پس از سقوط هخامنشیان بدست اسکندر کبیر. ایران درعهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 310 و311

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ رذایل اشراف زاده پارسی پس از سقوط هخامنشیان بدست اسکندر کبیر. ایران درعهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 310 و311

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory