⚠️ گوشه ای از جنایات شبه نظامیان تروریست مسیحی فالانژ، در قتل عام زنان و مردان و کودکان صبرا و شتیلا !
مجله تایم
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
مجله تایم
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚠️ جنایات جنگی فراموش شده. رسوایی دیگری برای حقوق بشر غربی و سازمان ملل و حاکمان روسیاه نظام سلطه و سرمایه داری !
صبرا و شتیلا
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
صبرا و شتیلا
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ گوشه ای از جنایات شبه نظامیان تروریست مسیحی فالانژ، در قتل عام زنان و مردان و کودکان صبرا و شتیلا !
مجله تایم
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
مجله تایم
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ هویت مبهم و ناشناخته زرتشت در ایران باستان ❌
⚠️ دکتر ماریان موله، پژوهشگر سرشناس در تاریخ ایران باستان و آیین زرتشت در کتاب ایران باستان می گوید: « شاهان بزرگ هخامنشی اهورامزدا و دیگر ایزدان را می پرستیدند، اما بنظر نمی رسد که آیینی با عناصر گاهانی را ستایش کرده باشند. ایشان آیین دیو را محکوم می کنند و به نوعی از ثنویت(دوگانه پرستی) اقرار دارند. در سنگ نوشته های شناخته شده، نام زرتشت را نمیتوان یافت ولی این موضوع مسئله ای را در هیچ موردی اثبات نمیکند. در ابتدای سلسله ساسانیان، کرتیر، که ظاهرا سازمان دهنده واقعی روحانیت آیین زرتشتی در دوران حکومت این سلسله می باشد، بازهم نامی از زرتشت در کتیبه ها نمی برد. آیین زرتشتی هنوز یک دین پیامبری نبود». پر واضح است که وقتی شاهان هخامنشی و خصوصا داریوش بزرگ که با توجه به نظر برخی محققان، از لحاظ زمانی، به زمان پیامبر زرتشتیان نزدیک بوده و اینکه داریوش مروّج مزداپرستی هم بوده، چرا آیینی با عناصر گاهانی را ستایش نکرده ?!
و چرا، حتی نامی از زرتشت در کتیبه های داریوش ذکر نشده ?
گویی داریوش، شخصی به نام زرتشت را نمی شناخته، یا اگر می شناخته، زرتشت در نظر داریوش و سایر شاهان و موبدان شخص مقبول و یا معروفی نبوده !!!
داریوش بزرگ در کتیبه بیستون(DB)، بند 2 از چیش پیش و هخامنش که تقریبا 200 سال قبل از داریوش بودند نام می برد، ولی نامی از زرتشت نیست. داریوش حتی، در همین کتیبه از پادشاهان سلسله مادها یعنی هووخشتره(کیاکسار) نوه دیااُکو نام میبرد ولی بازهم نامی از زرتشت به میان نمی آورد !!!
گویا، پیامبر زرتشتیان در همان زمان باستان هم، شخصیت مبهم و ناشناخته ای بوده. اما در دوره ساسانی که آیین زرتشتی دین حکومتی ساسانیان بود، بازهم می بینیم که نامی از پیامبر زرتشتیان در کتیبه های ساسانی و خصوصا کتیبه موبد بزرگ، کرتیر نیامده که مبهم و ناشناخته بودن پیامبر زرتشتیان را برای شاهان و موبدان بیشتر اثبات میکند. در بهترین حالت، پیامبر زرتشتیان را میتوان یک مولف یا یک کپی کننده از آیین ودیک هندُ_آریایی درنظر گرفت که اصلاحاتی در متون ودایی ایجاد کرد و به شکلی جدید عرضه نمود.
📚منبع:
ایران باستان، ماریان موله، ترجمه ژاله آموزگار، صفحه 98 و 99
ترجمه کتیبه بیستون داریوش اول، کتاب فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، صفحه 32 و 44
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ دکتر ماریان موله، پژوهشگر سرشناس در تاریخ ایران باستان و آیین زرتشت در کتاب ایران باستان می گوید: « شاهان بزرگ هخامنشی اهورامزدا و دیگر ایزدان را می پرستیدند، اما بنظر نمی رسد که آیینی با عناصر گاهانی را ستایش کرده باشند. ایشان آیین دیو را محکوم می کنند و به نوعی از ثنویت(دوگانه پرستی) اقرار دارند. در سنگ نوشته های شناخته شده، نام زرتشت را نمیتوان یافت ولی این موضوع مسئله ای را در هیچ موردی اثبات نمیکند. در ابتدای سلسله ساسانیان، کرتیر، که ظاهرا سازمان دهنده واقعی روحانیت آیین زرتشتی در دوران حکومت این سلسله می باشد، بازهم نامی از زرتشت در کتیبه ها نمی برد. آیین زرتشتی هنوز یک دین پیامبری نبود». پر واضح است که وقتی شاهان هخامنشی و خصوصا داریوش بزرگ که با توجه به نظر برخی محققان، از لحاظ زمانی، به زمان پیامبر زرتشتیان نزدیک بوده و اینکه داریوش مروّج مزداپرستی هم بوده، چرا آیینی با عناصر گاهانی را ستایش نکرده ?!
و چرا، حتی نامی از زرتشت در کتیبه های داریوش ذکر نشده ?
گویی داریوش، شخصی به نام زرتشت را نمی شناخته، یا اگر می شناخته، زرتشت در نظر داریوش و سایر شاهان و موبدان شخص مقبول و یا معروفی نبوده !!!
داریوش بزرگ در کتیبه بیستون(DB)، بند 2 از چیش پیش و هخامنش که تقریبا 200 سال قبل از داریوش بودند نام می برد، ولی نامی از زرتشت نیست. داریوش حتی، در همین کتیبه از پادشاهان سلسله مادها یعنی هووخشتره(کیاکسار) نوه دیااُکو نام میبرد ولی بازهم نامی از زرتشت به میان نمی آورد !!!
گویا، پیامبر زرتشتیان در همان زمان باستان هم، شخصیت مبهم و ناشناخته ای بوده. اما در دوره ساسانی که آیین زرتشتی دین حکومتی ساسانیان بود، بازهم می بینیم که نامی از پیامبر زرتشتیان در کتیبه های ساسانی و خصوصا کتیبه موبد بزرگ، کرتیر نیامده که مبهم و ناشناخته بودن پیامبر زرتشتیان را برای شاهان و موبدان بیشتر اثبات میکند. در بهترین حالت، پیامبر زرتشتیان را میتوان یک مولف یا یک کپی کننده از آیین ودیک هندُ_آریایی درنظر گرفت که اصلاحاتی در متون ودایی ایجاد کرد و به شکلی جدید عرضه نمود.
📚منبع:
ایران باستان، ماریان موله، ترجمه ژاله آموزگار، صفحه 98 و 99
ترجمه کتیبه بیستون داریوش اول، کتاب فرمانهای شاهنشاهان هخامنشی، رالف نورمن شارپ، صفحه 32 و 44
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ هویت مبهم و ناشناخته زرتشت در ایران باستان. ایران باستان، ماریان موله، ترجمه ژاله آموزگار، ص 98 و 99
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ بزرگنمایی های کاذب سلطنت طلبان و باستانگرایان آریایی در مورد حکومت پهلوی ❌
⚠️ وقتی که سری به کانالها و گروههای سلطنت طلبان و باستانگرایان آریایی میزنیم به وفور مطالبی میبینیم که در بزرگنمایی حکومت پهلوی میگویند و از آن به عنوان دوره ای آرمانی یاد میکنند. اگر واقعا آرمانی بود چرا توسط مردم ساقط شد ? چرایی سقوط حکومت پهلوی را در فساد حاکمان و بی تفاوتی به اکثریت اقشار مردم جامعه و دین ستیزی پیدا و پنهان حکومت پهلوی و فاصله طبقاتی ایجاد شده در جامعه و تاراج منابع و ثروت کشور توسط یک عده خاص و مشغول کردن جوانان به کاباره و مشروب و مواد و نشر فرهنگ ابتذال در سینما و تلویزیون و جراید و... می توان نام برد. سلطنت طلبان جوری از حکومت پهلوی دفاع میکنند که گویی حکومت پهلوی، هیچ دزدی، اختلاس و تورم و بیکاری و فساد را در پرونده خود نداشته. خب برای بررسی این موضوع به تاریخ معاصر رجوع میکنیم. جان دی استمپل عضو سفارت سابق آمریکا در ایران در کتاب خود به نام درون انقلاب ایران می نویسد: « ... بعد از کشتار مردم معترض در میدان ژاله توسط حکومت پهلوی، نخستین حرکت جدید برای آرام کردن مخالفین، تقریبا ده روز پس از حادثه میدان ژاله، با بازداشت سه وزیر سابق به اتهام فساد، رخ داد. بازداشت شدگان عبارت بودند از منصور روحانی(کشاورزی)، فریدون مهدوی(بازرگانی)، و شجاع الدین شیخ الاسلام زاده(وزیر بهداری)... ». اما واقعا تا کنون از خودتان پرسیده اید که بیوه پهلوی(فرح دیبا) بعد از گذشت چهل سال از فرارش چگونه خودش و خانواده اش اینهمه تفریحات و بریز و بپاش دارند و هزینه اش از کجا تامین میشود ?!!!
براحتی میتوان فهمید که خاندان پهلوی در طول حکومت خود و هنگام فرار چه ثروت هنگفتی را چپاول کرده و ازین مملکت خارج کردند. و چقدر ساده لوح است کسی که دوباره بخواهد سعادت و رفاه خود را در حکمرانی خاندان پهلوی جستجو کند. دانایان گفته اند: "آزموده را آزمودن خطاست"
اینها، مورادی از اختلاس ها و فساد حاکم در دستگاه حکومت پهلوی بود و یکی از دلایل نارضایتی مردم، برای ساقط کردن سلطنت پهلوی بود، که حتی از جان خود مایه گذاشتند. ایرانیان بارها اثبات کرده اند که از حاکمان فاسد حمایت نکرده و نمیکنند. از فرار یزد گرد سوم به مرو و قتل یزدگرد توسط یک آسیاب بان ایرانی میتوان فهمید و به این حقیقت پی برد. از پیوستن بخشهایی از ارتش ساسانی به سپاه اسلام در شوش و قادسیه میتوان این حقیقت را فهمید که ایرانیان زیادی بودند که در مقابل حاکمان ظالم و فاسد، راه حق و آزادگی را پیش گرفتند و شرافت خود را ارج نهادند و از حمایت ظالم، دست کشیدند.
در همین رابطه مطلب دیگر را از تاریخ معاصر، در کتاب درون انقلاب ایران از جان دی استمپل ذکر می کنیم: « در اواسط سپتامبر 1978 قدرت حاکمیت آنچنان رو به زوال رفت که حتی برای بسیاری از ایرانیانی که همیشه طرفدار شاه بودند، شهرت تاریخی شاه بعنوان یک سیاستمدار هوشیار زیر سوال قرار گرفت. نخستین کسانی که سرخورده شدند، غالبا کسانی بودند که درون حوزه اطراف شاه بودند. "امیر عباس هویدا" قبل از حادثه(=قتل عام) میدان ژاله از پست وزارت دربار استعفا کرد. "جمشید آموزگار" نخست وزیر پیشین و "هوشنگ انصاری" وزیر دارایی پیشین، به دلیل عدم رهبری استوار شاه در ماه اوت هنگامیکه شریف امامی به نخست وزیری منصوب شد، از شیفتگی های اولیه خود نسبت به شاه رها شدند » و از شاه فاصله گرفتند. شاه حتی برای اطرافیان خود هم دیگر مقبولیت نداشت چه رسد به عامه ملت ایران !!!
جان دی استمپل در جایی دیگر می گوید: « در اول اکتبر 1978 کارگران عضو قریب به 80 اتحادیه در اعتراض به قانون کار که اعتصاب را ممنوع کرده بود، بطور ناگهانی محل کار خود را ترک کردند. این اعتصابات شامل کارگران کارخانه ها، کارکنان اداره پست، کارمندان ادارات دولتی، کارکنان بانکها، پیشه وران، حمل و نقل و کارکنان نفت می شد... »
براحتی میتوان فهمید که مردم به هیچ وجه حاضر به حمایت از حاکم دیکتاتور خود نبوده و نیستند !!!
📚منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، صفحه 173 و 179
تاریخ امام طبری رحمه الله، جلد 5 ، صفحه 2003، مرگ یزدگرد
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ وقتی که سری به کانالها و گروههای سلطنت طلبان و باستانگرایان آریایی میزنیم به وفور مطالبی میبینیم که در بزرگنمایی حکومت پهلوی میگویند و از آن به عنوان دوره ای آرمانی یاد میکنند. اگر واقعا آرمانی بود چرا توسط مردم ساقط شد ? چرایی سقوط حکومت پهلوی را در فساد حاکمان و بی تفاوتی به اکثریت اقشار مردم جامعه و دین ستیزی پیدا و پنهان حکومت پهلوی و فاصله طبقاتی ایجاد شده در جامعه و تاراج منابع و ثروت کشور توسط یک عده خاص و مشغول کردن جوانان به کاباره و مشروب و مواد و نشر فرهنگ ابتذال در سینما و تلویزیون و جراید و... می توان نام برد. سلطنت طلبان جوری از حکومت پهلوی دفاع میکنند که گویی حکومت پهلوی، هیچ دزدی، اختلاس و تورم و بیکاری و فساد را در پرونده خود نداشته. خب برای بررسی این موضوع به تاریخ معاصر رجوع میکنیم. جان دی استمپل عضو سفارت سابق آمریکا در ایران در کتاب خود به نام درون انقلاب ایران می نویسد: « ... بعد از کشتار مردم معترض در میدان ژاله توسط حکومت پهلوی، نخستین حرکت جدید برای آرام کردن مخالفین، تقریبا ده روز پس از حادثه میدان ژاله، با بازداشت سه وزیر سابق به اتهام فساد، رخ داد. بازداشت شدگان عبارت بودند از منصور روحانی(کشاورزی)، فریدون مهدوی(بازرگانی)، و شجاع الدین شیخ الاسلام زاده(وزیر بهداری)... ». اما واقعا تا کنون از خودتان پرسیده اید که بیوه پهلوی(فرح دیبا) بعد از گذشت چهل سال از فرارش چگونه خودش و خانواده اش اینهمه تفریحات و بریز و بپاش دارند و هزینه اش از کجا تامین میشود ?!!!
براحتی میتوان فهمید که خاندان پهلوی در طول حکومت خود و هنگام فرار چه ثروت هنگفتی را چپاول کرده و ازین مملکت خارج کردند. و چقدر ساده لوح است کسی که دوباره بخواهد سعادت و رفاه خود را در حکمرانی خاندان پهلوی جستجو کند. دانایان گفته اند: "آزموده را آزمودن خطاست"
اینها، مورادی از اختلاس ها و فساد حاکم در دستگاه حکومت پهلوی بود و یکی از دلایل نارضایتی مردم، برای ساقط کردن سلطنت پهلوی بود، که حتی از جان خود مایه گذاشتند. ایرانیان بارها اثبات کرده اند که از حاکمان فاسد حمایت نکرده و نمیکنند. از فرار یزد گرد سوم به مرو و قتل یزدگرد توسط یک آسیاب بان ایرانی میتوان فهمید و به این حقیقت پی برد. از پیوستن بخشهایی از ارتش ساسانی به سپاه اسلام در شوش و قادسیه میتوان این حقیقت را فهمید که ایرانیان زیادی بودند که در مقابل حاکمان ظالم و فاسد، راه حق و آزادگی را پیش گرفتند و شرافت خود را ارج نهادند و از حمایت ظالم، دست کشیدند.
در همین رابطه مطلب دیگر را از تاریخ معاصر، در کتاب درون انقلاب ایران از جان دی استمپل ذکر می کنیم: « در اواسط سپتامبر 1978 قدرت حاکمیت آنچنان رو به زوال رفت که حتی برای بسیاری از ایرانیانی که همیشه طرفدار شاه بودند، شهرت تاریخی شاه بعنوان یک سیاستمدار هوشیار زیر سوال قرار گرفت. نخستین کسانی که سرخورده شدند، غالبا کسانی بودند که درون حوزه اطراف شاه بودند. "امیر عباس هویدا" قبل از حادثه(=قتل عام) میدان ژاله از پست وزارت دربار استعفا کرد. "جمشید آموزگار" نخست وزیر پیشین و "هوشنگ انصاری" وزیر دارایی پیشین، به دلیل عدم رهبری استوار شاه در ماه اوت هنگامیکه شریف امامی به نخست وزیری منصوب شد، از شیفتگی های اولیه خود نسبت به شاه رها شدند » و از شاه فاصله گرفتند. شاه حتی برای اطرافیان خود هم دیگر مقبولیت نداشت چه رسد به عامه ملت ایران !!!
جان دی استمپل در جایی دیگر می گوید: « در اول اکتبر 1978 کارگران عضو قریب به 80 اتحادیه در اعتراض به قانون کار که اعتصاب را ممنوع کرده بود، بطور ناگهانی محل کار خود را ترک کردند. این اعتصابات شامل کارگران کارخانه ها، کارکنان اداره پست، کارمندان ادارات دولتی، کارکنان بانکها، پیشه وران، حمل و نقل و کارکنان نفت می شد... »
براحتی میتوان فهمید که مردم به هیچ وجه حاضر به حمایت از حاکم دیکتاتور خود نبوده و نیستند !!!
📚منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، صفحه 173 و 179
تاریخ امام طبری رحمه الله، جلد 5 ، صفحه 2003، مرگ یزدگرد
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️پوچ بودن بزرگنمایی های سلطنت طلبان و باستانگرایان آریایی در مورد مقبولیت حکومت پهلوی و محبوبیت شاه. درون انقلاب ایران، استمپل، ترجمه شجاعی،ص173و179
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️پوچ بودن بزرگنمایی های سلطنت طلبان و باستانگرایان آریایی در مورد مقبولیت حکومت پهلوی و محبوبیت شاه. درون انقلاب ایران، استمپل، ترجمه شجاعی،ص173و179
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ تمسخر شعور مخاطبان، توسط کانالهای کوروش پرستان آریایی و افشای دروغپردازی آنها در مورد نام تنگه هرمُز.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
❌ کوروش پرستان و باستانگرایان آریایی ادعا میکنند که نام تنگه هرمز از نام اهورامزدا گرفته شده است، آیا این ادعا درست است?! ❌
⚠️ نام هرمز، در قدیم "هورموغ" بوده که مُغ در گویش بومی استان هرمزگان به معنای "نخل" است که عمده پوشش درختی در این منطقه هم نخلستان می باشد. همچنین، هورموغ میتواند از ترکیب دو کلمه، هور+موغ (موغستان) به معنی آبراهه موغستان می باشد. موغستان نام قدیم میناب در استان هرمزگان می باشد.
شباهت ظاهری تلفظ امروزی یعنی هرمز، با نام اهورامزدا سبب شده در میان عوام ارتباطی میان این دو نام تصور شود که این تصور مبنایی در شواهد تاریخی ندارد.
افزون بر آن، مختصر شدهٔ نام اهورامزدا، هرمَزد(hormazd)با فتح میم است و با تلفظ هرمُز(hormoz) تفاوت دارد.
طبق لغت نامه دهخدا موغستان اینگونه معنی شده: «موغستان[غِ] (اِخ) ناحيه ای است از حکومت بنادر به طول 180 هزار و عرض 6 هزار گز، حد شمالی:ميناب، شرقی:کوهستان بلوچستان، غربی و جنوبی:خليج فارس و
👈تنگه هرمز👉. آب و هوای آن بسيار گرم، و مرکز آن ريازت و تعداد ديه های آن هفت است. (از جغرافياي سياسی کيهان). اين ناحيه از بندر جاسک الی ريازت امتداد دارد.
یکی از معانی هور اینگونه بیان شده: « دریای خُرد(آبراهه کوچک) که با ریزش آب به بیشه زارها و مانند آن، فراخ گردد» لازم به ذکر است که استان هرمزگان و میناب دارای چندین هور یا تالاب می باشد.
دقت داشته باشید، تنگه هرمز(هورموغ) کاملا چسبیده به منطقه موغستان(مُغستان) می باشد. همانطور که بالا گفتیم، مغستان به معنای نخلستان است، در تایید معنی کلمه مُغستان لازم به ذکر است در استان یزد، روستایی به نام مغستان از توابع خرانق شهرستان اردکان وجود دارد که علت این نامگذاری این روستا بخاطر کثرت درختان نخل است.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ نام هرمز، در قدیم "هورموغ" بوده که مُغ در گویش بومی استان هرمزگان به معنای "نخل" است که عمده پوشش درختی در این منطقه هم نخلستان می باشد. همچنین، هورموغ میتواند از ترکیب دو کلمه، هور+موغ (موغستان) به معنی آبراهه موغستان می باشد. موغستان نام قدیم میناب در استان هرمزگان می باشد.
شباهت ظاهری تلفظ امروزی یعنی هرمز، با نام اهورامزدا سبب شده در میان عوام ارتباطی میان این دو نام تصور شود که این تصور مبنایی در شواهد تاریخی ندارد.
افزون بر آن، مختصر شدهٔ نام اهورامزدا، هرمَزد(hormazd)با فتح میم است و با تلفظ هرمُز(hormoz) تفاوت دارد.
طبق لغت نامه دهخدا موغستان اینگونه معنی شده: «موغستان[غِ] (اِخ) ناحيه ای است از حکومت بنادر به طول 180 هزار و عرض 6 هزار گز، حد شمالی:ميناب، شرقی:کوهستان بلوچستان، غربی و جنوبی:خليج فارس و
👈تنگه هرمز👉. آب و هوای آن بسيار گرم، و مرکز آن ريازت و تعداد ديه های آن هفت است. (از جغرافياي سياسی کيهان). اين ناحيه از بندر جاسک الی ريازت امتداد دارد.
یکی از معانی هور اینگونه بیان شده: « دریای خُرد(آبراهه کوچک) که با ریزش آب به بیشه زارها و مانند آن، فراخ گردد» لازم به ذکر است که استان هرمزگان و میناب دارای چندین هور یا تالاب می باشد.
دقت داشته باشید، تنگه هرمز(هورموغ) کاملا چسبیده به منطقه موغستان(مُغستان) می باشد. همانطور که بالا گفتیم، مغستان به معنای نخلستان است، در تایید معنی کلمه مُغستان لازم به ذکر است در استان یزد، روستایی به نام مغستان از توابع خرانق شهرستان اردکان وجود دارد که علت این نامگذاری این روستا بخاطر کثرت درختان نخل است.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
👇👇👇👇👇👇👇
⚠️موقعیت مکانی میناب(موغستان) که در جوار تنگه هرمز(هورموغ) قرار دارد که به درک بهتر ریشه نام تنگه هرمز کمک میکند.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ درخت مُغ یا نخل در استان هرمزگان امروزی، قدمتی پنج هزار ساله دارد.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ وجود هور(=آبراهه و تالاب) در کنار مُغ(=نخل و نخلستان)، باعث میشود که بهتر به ریشه واژه "هورموغ" پی ببریم. عکس از تالاب میناب(موغستان)
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ روستای مُغستان یزد از توابع بخش خرانق اردکان. به درختان نخل در این روستا که علت نامگذاری این روستا می باشد دقت کنید.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ اوضاع سیاسی کشور در اواخر حکومت پهلوی ❌
⚠️اوضاع سیاسی کشور در اوایل نوامبر 1978 به منتها درجه رسید، طی 6هفته شاه حدود هزار نفر از زندانیان سیاسی را آزاد کرد، آقای طالقانی نیز آزاد شد. اکثر آزاد شدگان، از حزب توده بودند و به محض آزادی به سازمانهای مخالفین پهلوی پیوستند. آزادی این زندانیان باعث تشدید "اعتصابات سیاسی کارگری" بود. روزنامه های تهران در 11اکتبر، برای بار دوم کار انتشار را تعطیل کردند. در 16اکتبر برای اولین بار، خاموشی های شبانه برق در تهران آغاز شد، چند روز بعد، کارگران گمرک "اعتصاب" کردند. متوقف کردن کارها برای اهداف سیاسی بود، نه اقتصادی !
عاملی که مُنادی سقوط نهایی دولت بود، پس از چندبار کوشش دروغین برای بازگشایی دانشگاهها، در 4نوامبر فرا رسید. در 3 و 4نوامبر تمام گروههای مخالف اعم از مجاهدین دست راستی تا حزب دست چپی توده، تصمیم به اتحاد گرفتند و با نیروهای امنیتی مبارزه کردند. در روز دوم، گروهی از دانشجویان، تحریک شدند و تلاش کردند تا مجسمه 5متری شاه را که نزدیک دانشگاه بود، واژگون کنند و " دراین حادثه 10تا 12 دانشجو کشته شدند و تعدادی زخمی"
⚠️یکی از حوادثی که قبلا همه نشانه ها بر حدوث آن دلالت داشت یک ماه بعد فرا رسید، اشغال سفارت انگلیس بود این در حالی بود که سربازان ایرانی محافظ در اصلی سفارتخانه از 2روز قبل ناپدید شدند. سپس یک واحد از مجاهدین وارد سفارت شد و دستور داد همه اعضا، سفارت را ترک کنند. اشغال کنندگان سفارت، آثار هنری و بسیار از وسایل دو طبقه پایین سفارت را داغان کردند و یا از پنجره بیرون انداختند. انگلیسیها ادعا کردند که مجاهدین قصد تخریب کل ساختمان را داشتند، اما در حقیقت فقط طبقات اول و دوم از آتش سوزی خسارت دید که البته طی دو روز دفاتر طبقه دوم سامان دید و دیپلماتها و کارمندان در آن مستقر شدند و طبقه اول که محل پذیرایی بود طی یک هفته، بازسازی شد. انگلیسیها به حکومت پهلوی اعتراض کردند و از طرف دولت ایران یک عذرخواهی رسمی و یک پیشنهاد تامین خسارت به مبلغ 300000دلار دریافت نمودند.
⚠️سراسر شب 5نوامبر، شاه با طیف یکدستی از شخصیتهای سیاسی با درجات مختلف که هنوز به سلطنت وفادار بودند ملاقات کرد. امرای ارشد ارتش به طرفداران شدت عمل که خواهان نابودی مخالفین بودند و کسانی که راه صلح و سازش را برگزیده بودند تقسیم شدند. "آن شب سفرای انگلیس و آمریکا به کاخ نیاوران احضار شدند و شاه به آنها اطلاع داد که برای اعاده نظم، قصد دارد یک دولت نظامی تشکیل دهد". "سولیوان و سر آنتونی پارسونز" ازین تصمیم حمایت کردند. در شب 5نوامبر، شاه اکثر مواقع، هنگامیکه سرنوشت آینده او بعنوان رهبر کشور در نوسان بود، بی میل و خود باخته به نظر می آمد. دولت نظامی در سپیده دم 6نوامبر در کاخ نیاوران با ریاست ارتشبد ازهاری مستقر شد. در نیمروز 6نوامبر، سخنرانی شاه هنگام معرفی دولت نظامی، از تلویزیون سراسری، به نحو شایان توجهی، نشان از خود_نابودی شاه بود. شاه در این سخنرانی خود را بیش از آنچه "شاهنشاه" یا "شاه شاهان" بنامد، "شاه یا پادشاه" نامید. او در سخنانش خطاب به مردم گفت: "پیام انقلابتان را شنیدم" و سپس اعتراف کرد که در ترغیب مخالفین به تشکیل دولت شکست خورده است. او دولت نظامی را یک دولت موقت توصیف کرد و قول داد که دولت ازهاری، فاسدین را بشدت تعقیب خواهد کرد. دو روز بعد، هویدا نخست وزیر پیشین(برای مدت 13سال) و وزیر دربار(بمدت یکسال) و نیز 14تن دیگر از شخصیتهای برجسته بازداشت شدند. این اشخاص عبارت بودند از: نعمت الله نصیری رییس پیشین ساواک، دو تن از استانداران پیشین(منوچهر آزموده و عبدالعظیم ولیان) و تعدادی از وزرای قبل بخصوص داریوش همایون که 10ماه قبل دستور به چاپ مقاله موهن درباره آقای خمینی داده بود و موجب اولین تظاهرات در قم شد. اگرچه نیمی از کسانی که دستور بازداشت آنها صادر شده بود از دام گریختند و از کشور فرار کردند ولی جمعا برای 60تن از مقامات دولتی پنج سال گذشته، دستور بازداشت صادر شد. بازداشتها روحیه بقیه طرفداران شاه را که در دستگاه بودند به کلی خراب کرد. در روز 9نوامبر دولت ازهاری به اعتصاب کنندگان دستور داد که همه سر کار خود بازگردند. ناگفته نماند که در 9نوامبر، سرانجام ایالات متحده آمریکا اعلام کرد که باتونهای پلیس و 25هزار کپسول گاز اشک آور و سایر وسایل ضد شورش را به شاه خواهد فروخت !
این اقدام توسط دائره حقوق بشر در سفارت آمریکا تا آغاز سال، متوقف شد.
در روز 11نوامبر ارتشبد اویسی، فرماندار نظامی تهران، برنامه مصاحبه مطبوعاتی جبهه ملی که توسط "سنجابی و فروهر" برگزار شده بود را متوقف کرد و آن دو را بمدت 1ماه زندانی نمود !
اما بین این دو مخالف و شاه بطور "زیرزیرکی" مذاکراتی در حال انجام بود.
📚منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص185تا190
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealhistory
👇👇👇👇
⚠️اوضاع سیاسی کشور در اوایل نوامبر 1978 به منتها درجه رسید، طی 6هفته شاه حدود هزار نفر از زندانیان سیاسی را آزاد کرد، آقای طالقانی نیز آزاد شد. اکثر آزاد شدگان، از حزب توده بودند و به محض آزادی به سازمانهای مخالفین پهلوی پیوستند. آزادی این زندانیان باعث تشدید "اعتصابات سیاسی کارگری" بود. روزنامه های تهران در 11اکتبر، برای بار دوم کار انتشار را تعطیل کردند. در 16اکتبر برای اولین بار، خاموشی های شبانه برق در تهران آغاز شد، چند روز بعد، کارگران گمرک "اعتصاب" کردند. متوقف کردن کارها برای اهداف سیاسی بود، نه اقتصادی !
عاملی که مُنادی سقوط نهایی دولت بود، پس از چندبار کوشش دروغین برای بازگشایی دانشگاهها، در 4نوامبر فرا رسید. در 3 و 4نوامبر تمام گروههای مخالف اعم از مجاهدین دست راستی تا حزب دست چپی توده، تصمیم به اتحاد گرفتند و با نیروهای امنیتی مبارزه کردند. در روز دوم، گروهی از دانشجویان، تحریک شدند و تلاش کردند تا مجسمه 5متری شاه را که نزدیک دانشگاه بود، واژگون کنند و " دراین حادثه 10تا 12 دانشجو کشته شدند و تعدادی زخمی"
⚠️یکی از حوادثی که قبلا همه نشانه ها بر حدوث آن دلالت داشت یک ماه بعد فرا رسید، اشغال سفارت انگلیس بود این در حالی بود که سربازان ایرانی محافظ در اصلی سفارتخانه از 2روز قبل ناپدید شدند. سپس یک واحد از مجاهدین وارد سفارت شد و دستور داد همه اعضا، سفارت را ترک کنند. اشغال کنندگان سفارت، آثار هنری و بسیار از وسایل دو طبقه پایین سفارت را داغان کردند و یا از پنجره بیرون انداختند. انگلیسیها ادعا کردند که مجاهدین قصد تخریب کل ساختمان را داشتند، اما در حقیقت فقط طبقات اول و دوم از آتش سوزی خسارت دید که البته طی دو روز دفاتر طبقه دوم سامان دید و دیپلماتها و کارمندان در آن مستقر شدند و طبقه اول که محل پذیرایی بود طی یک هفته، بازسازی شد. انگلیسیها به حکومت پهلوی اعتراض کردند و از طرف دولت ایران یک عذرخواهی رسمی و یک پیشنهاد تامین خسارت به مبلغ 300000دلار دریافت نمودند.
⚠️سراسر شب 5نوامبر، شاه با طیف یکدستی از شخصیتهای سیاسی با درجات مختلف که هنوز به سلطنت وفادار بودند ملاقات کرد. امرای ارشد ارتش به طرفداران شدت عمل که خواهان نابودی مخالفین بودند و کسانی که راه صلح و سازش را برگزیده بودند تقسیم شدند. "آن شب سفرای انگلیس و آمریکا به کاخ نیاوران احضار شدند و شاه به آنها اطلاع داد که برای اعاده نظم، قصد دارد یک دولت نظامی تشکیل دهد". "سولیوان و سر آنتونی پارسونز" ازین تصمیم حمایت کردند. در شب 5نوامبر، شاه اکثر مواقع، هنگامیکه سرنوشت آینده او بعنوان رهبر کشور در نوسان بود، بی میل و خود باخته به نظر می آمد. دولت نظامی در سپیده دم 6نوامبر در کاخ نیاوران با ریاست ارتشبد ازهاری مستقر شد. در نیمروز 6نوامبر، سخنرانی شاه هنگام معرفی دولت نظامی، از تلویزیون سراسری، به نحو شایان توجهی، نشان از خود_نابودی شاه بود. شاه در این سخنرانی خود را بیش از آنچه "شاهنشاه" یا "شاه شاهان" بنامد، "شاه یا پادشاه" نامید. او در سخنانش خطاب به مردم گفت: "پیام انقلابتان را شنیدم" و سپس اعتراف کرد که در ترغیب مخالفین به تشکیل دولت شکست خورده است. او دولت نظامی را یک دولت موقت توصیف کرد و قول داد که دولت ازهاری، فاسدین را بشدت تعقیب خواهد کرد. دو روز بعد، هویدا نخست وزیر پیشین(برای مدت 13سال) و وزیر دربار(بمدت یکسال) و نیز 14تن دیگر از شخصیتهای برجسته بازداشت شدند. این اشخاص عبارت بودند از: نعمت الله نصیری رییس پیشین ساواک، دو تن از استانداران پیشین(منوچهر آزموده و عبدالعظیم ولیان) و تعدادی از وزرای قبل بخصوص داریوش همایون که 10ماه قبل دستور به چاپ مقاله موهن درباره آقای خمینی داده بود و موجب اولین تظاهرات در قم شد. اگرچه نیمی از کسانی که دستور بازداشت آنها صادر شده بود از دام گریختند و از کشور فرار کردند ولی جمعا برای 60تن از مقامات دولتی پنج سال گذشته، دستور بازداشت صادر شد. بازداشتها روحیه بقیه طرفداران شاه را که در دستگاه بودند به کلی خراب کرد. در روز 9نوامبر دولت ازهاری به اعتصاب کنندگان دستور داد که همه سر کار خود بازگردند. ناگفته نماند که در 9نوامبر، سرانجام ایالات متحده آمریکا اعلام کرد که باتونهای پلیس و 25هزار کپسول گاز اشک آور و سایر وسایل ضد شورش را به شاه خواهد فروخت !
این اقدام توسط دائره حقوق بشر در سفارت آمریکا تا آغاز سال، متوقف شد.
در روز 11نوامبر ارتشبد اویسی، فرماندار نظامی تهران، برنامه مصاحبه مطبوعاتی جبهه ملی که توسط "سنجابی و فروهر" برگزار شده بود را متوقف کرد و آن دو را بمدت 1ماه زندانی نمود !
اما بین این دو مخالف و شاه بطور "زیرزیرکی" مذاکراتی در حال انجام بود.
📚منبع:
درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص185تا190
✅ ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealhistory
👇👇👇👇
⚠️اوضاع سیاسی کشور در اواخر حکومت پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 185 تا 190
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اوضاع سیاسی کشور در اواخر حکومت پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 185 تا 190
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اوضاع سیاسی کشور در اواخر حکومت پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 185 تا 190
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اوضاع سیاسی کشور در اواخر حکومت پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 185 تا 190
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️اوضاع سیاسی کشور در اواخر حکومت پهلوی. درون انقلاب ایران، جان دی استمپل، ترجمه شجاعی، ص 185 تا 190
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
4_6035357481075474468.pdf
96.2 MB
📚 کتاب 1001 اختراع میراث مسلمانان در جهان ما، سلیم الحسنی
ترجمۀ افسانه حجتی، سیاوش شایاین، سعید علی تاجر، محمد کرام الدینی، منصور ملک عباسی
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
ترجمۀ افسانه حجتی، سیاوش شایاین، سعید علی تاجر، محمد کرام الدینی، منصور ملک عباسی
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory