ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
سقوط سلسله هخامنشیان


2⃣ قسمت دوم، جنگ ایسوس


⚠️ اسکندر مقدونی پس از پیروزی که مقابل داریوش سوم در جنگ گرانیک بدست آورد، سرزمینهای میلت، هالیکارناس، لیکیه، کاریه، فریگیه، پامفیلیه، پافلاگونیه، کاپادوکیه و کیلیکیه را فتح کرد. داریوش شخصا فرماندهی سپاه هخامنشی را بعهده گرفت و بابل را لشکرگاه خود قرار داد و به همه ساتراپها فرمان داد که سپاه بسیاری از پیاده نظام و سواره نظام به آنجا بفرستند. شمار این سپاه را مورخین چنین نوشته اند: «دیودور سیسیلی میگوید چهارصد هزار پیاده و یکصد هزار سواره. پلوتارک میگوید، مجموعا سیصد هزار نفر. کنت کورث میگوید، مجموعا سیصدو بیست و هشت هزار نفر». حرکت این سپاه را کنت کورث چنین نوشته است: «پارسیها پیش از برآمدن آفتاب از جایی حرکت نمیکنند، پس از برآمدن آفتاب شیپورچیان، شیپور حرکت را از باره(قلعه و حصار) شاه دمیدند. بالای این بارگاه صورت آفتاب را در قاب بلورین بقدری بلند نصب کرده بودند، که همه میتوانستند آنرا ببینند. پیشاپیش سپاه در مجمرهای سیمین آتش میبردند. مُغ ها(زرتشتی) در پیرامون آتش سرودهای ملی میخواندند. در پس مغ ها به تعداد روزهای سال، 365 نوجوان در جامه های ارغوانی حرکت میکردند. بعد ارابه ای میامد که اختصاص به هرمزد، خدای ایرانیان داشت و آنرا اسبهای سپید میکشیدند. از پس ارابه، اسبی زیبا و قوی هیکل حرکت میکرد. پس از آن، سواره نظام و بعد سپاه جاویدان می آمدند که ده هزار نفر بوده و بسیار با تجمل بودند. پس از آن جنگجویانی می آمدند که به پانزده هزار تن میرسیدند و آنان را عموزادگان شاه میگفتند و زینت های ایشان شبیه زنان بود. 🤦‍♂
پس از آنان، سپاهی می آمد که "دری فور(Dorry phores)" نام داشت. سپاهیان مزبور پیشاپیش گردونه شاه میرفتند و جامه شاه را میبردند. بعد گردونه شاه می آمد که طرفین آن مزیّن بصورت خدایان بود که از زر و سیم ساخته شده بود. شاهنشاه درون ارابه بلند و شاهانه نشسته بود و قید اسبها به سنگهای قیمتی مرصّع بود و منتهی میشد به دو هیکل زرین که قد آنها به یک ارش(اندازه آرنج تا سر انگشتان) میرسید. یکی از آنها مجسمه "نینوس" و دیگری مجسمه "بلوس" بود. در وسط آن دو هیکل، مجسمه عقابی با بالهای گسترده از زر ساخته بودند و آن علامت را مقدس میدانستند، قرار داشت. قبای شاهنشاهی ارغوانی و با نقره ملیله دوزی شده بود و شنل او که از زر میدرخشید، مزیّن بودند به دو شاهین که یکی روی دیگری افتاده و با منقار به او ضربت میزد و هردو از زر بافته شده بود. از کمربند شاه قمه ای آویخته بود که نیامش(غلافش) همه مرصّع بود. تاج شاهی را پارسیان "سی داریس" می نامیدند. تاج داریوش دیهیمی بود به رنگ سبز و آبی و سفید. از پس گردونه شاه سپاهی به شماره ده هزار تن حرکت میکرد. شاهنشاه را از چپ و راست تعداد 250 تن از نجبا و نزدیکانش احاطه میکردند. این کبکبه به سی هزار پیاده منتهی میشد و از پس این گروه چهارصد اسب شاهی را حرکت میدادند. دورتر به فاصله یک استاد(185 متر) گردونه ای می آمد که "سی سی گامبیس" مادر داریوش در آن بود و در گردونه دیگر زن داریوش بود. خدمه این دو ملکه، سواره از دنبال گردونه ها میرفتند. پانزده گردونه دیگر موسوم به "آرماماکس"، کودکان شاه و پرستاران و خواجه سرایان را حمل میکردند و بعد زنان غیر عقدی(همخوابگان) شاه می آمدند. گنج شاه را ششصد قاطر و سیصد شتر میبردند و دسته ای کماندار پاسبانان آن بودند. زنان خویشاوندان شاه دسته دیگری را تشکیل داده بودند و پس از آنها پیشخدمتها و خدمه دربار و بنه(اثاثیه) حرکت میکرد.

⚠️ به عکس، در سپاه مقدونیه تمام درخشندگی آنها از آهن بود نه زر و سیم !
اینان نه فقط مراقب آواز شیپورهایی بودند که از طرف فرمانده هانشان دمیده میشد، بلکه چنان مواظب بودند که به یک اشاره چشم، فرمان آنان را بجای می آوردند. اینان هرجا می افتادند اردو زده و همه چیز میخوردند. باری داریوش از فرات گذشت و شنید که اسکندر دربندها(گذرگاهها) را گرفته، لذا میخواست هرچه زودتر خود را به او برساند. "آمین تاس" که از پیش اسکندر گریخته بود خود را به دربار داریوش رساند و بقول پلوتارک به داریوش گفت:
«در رفتن شتاب مکن و در همین دشت باز، بمان زیرا عده مقدونی ها از سپاه هخامنشی کمتر است و تو میتوانی پشت سر آنها را بگیری». داریوش پاسخ داد:« میترسم که اسکندر بگریزد!». آمین تاس گفت: «او کسی نیست که فرار کند و به زودی به چنگ(جنگ) تو خواهد آمد». سپس داریوش بسوی کیلیکیه رفت.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

❗️ادامه مطلب در پایین👇👇👇👇👇👇
⚠️ پس از مرگ مم نُن، داریوش، تیمودس را که پسر من تور بود، فرمانده یونانیان مزدور کرد. تمام یونانیان عقیده داشتند که بهتر است داریوش عقب نشسته و در جلگه های بین النهرین با اسکندر مصاف کند، ولی درباریان رأی داریوش را زدند. اسکندر دربند سوریه و شهر ایسوس را گرفت و داخل کوهها شد و در همه تنگه ها پادگان گذاشت، داریوش هم از دربند آمان گذشت و پشت سر اسکندر مستقر شد. سپس داریوش از رود پینار گذشت و به میدان تنگی رسید که از هر جهت برای قشون اندک مقدونی مناسب بود.

⚠️ جنگ ایسوس(333 ق. م). در سپاه هخامنشی، نبرزن با بیست هزار فلاخن دار و تیرانداز در جناح راست بود. تیمودس با سی هزار مزدور یونانی در جناح چپ و آریستومد یونانی بر بیست هزار پیاده فرمان می راند و از پس آنان دلیرترین سپاهیان هخامنشی را گماشته بودند. خود شاه هم در این جناح میخواست بجنگد و سپاه او شامل سه هزار قراول مخصوص و چهل هزار پیاده و کنار آنان سواره نظام گرگان و مادی ایستاده بود و در عقب، سپاهیان ملل دیگر. پیش قراولان هخامنشی شش هزار نفر مجهز به زوبین و فلاخن بودند. تمام معبر را سپاه هخامنشی گرفته بود، چنانکه یک جناح به کوه و جناح دیگر سپاه به دریا(خلیج ایسوس) میرسید و مادر و زن داریوش در قلب لشکر قرار داشتند.

⚠️سپاه مقدونی. اسکندر در جبهه میدان، قشون فالانژ مقدونی را جا داد. "نی که نور" پسر پارمنی ین را فرمانده جناح راست نمود و جناح چپ هم از قشون آمین تاس(فراری) و بطلمیوس تشکیل شده بود. پیاده نظام بفرماندهی کراتر و فرماندهی هر جناح با پارمنی ین بود. صفوف نفرات یونانی را 32 هزار نوشته اند. اسکندر نطق آتشینی کرد و پس از آن خود را با لشکرش بی پروا به سپاه هخامنشی زد و نخست بجاییکه سواران مسلح ایستاده بودند حمله برد. سپس به گردونه شاه بتاخت، که هخامنشیان دلیرانه کوشیدند و فداکاری کردند و نگذاشتند اسکندر به گردونه شاه برسد ولی اسبهای گردونه رم کردند و داریوش متوحش شد. پارسیها چون وحشت شاه را دیدند رو به هزیمت(فرار) نهادند و چون فرار در معبر تنگ روی داد، فراریان روی یکدیگر افتادند و بعضی هم زیر سُمّ ستوران خرد شدند و داریوش نیز بر اسب نشسته و بگریخت و پیروزی نصیب قشون اسکندر شد. علت عمده شکست سپاه هخامنشی، تنگ بودن میدان جنگ بود که سوارنظام هخامنشی نتوانست کاری از پیش ببرد.

⚠️ چون شب شد، مقدونیها از تعقیب دشمن دست برداشتند و به غارت اردوی پارسها پرداختند. زنان حرم اسباب وتجملات بسیار داشتند و غنائم بحدی بود که مقدونیها قادر به حمل آن نبودند. مقدونیها لباس زنان حرم را کنده و زینتهای ایشان را می ربودند. فریاد شیون و ناله و ضجه زنان همه جا را پرکرده بود... مقدونیها فقط خرگاه و بارگاه داریوش را غارت نکردند، زیرا طبق رسم، فاتح باید در خیمه مغلوب منزل کند. تلفات مقدونیها از 150سوار و 32 پیاده تا سیصد پیاده و یکصد سوار نوشته اند.

⚠️ اسکندر، "لئوناتوس" را که از درباریان یونانی او بود، نزد ملکه ها برای تسلیت دادن به ایشان فرستاد و دستور داد که نعش کشته شدگان ایرانی را دفن کنند و کشته شدگان مقدونی را بسوزانند. سپس با "هفس تیون" که از نزدیکانش بود به خرگاه(خیمه بزرگ) ملکه ها درآمد. سی سی گامبیس، مادر داریوش سوم مقابل اسکندر زانو زد و اسکندر هم نسبت به ملکه ها و اهل حرم ملاطفت و مهربانی کرد. ملکه مادر گفت:« شاها، تو شایسته آنی که همان دعاهایی که برای داریوش گرامی خود میکردیم درباره تو نیز بکنیم، و منهم لایق آن مقامی که داشتم، باشم. بنابراین میتوانم تحمل رنج مقامی که از آن تنزّل کرده ام بنمایم. اکنون که آقای ما هستی میتوانی بما رحم آوری یا خشونت ورزی». سپس اسکندر پسر 6 ساله داریوش را به آغوش گرفت، کودک نترسید و دست به گردن اسکندر انداخت. اسکندر گفت: این کودک از پدرش شجاع تر است !
اسکندر با کمال عفت نسبت به ملکه، زن داریوش و دختر او رفتار کرد، با اینکه به او میگفتند چنین شاهزاده خانمهایی را از دست مده، اسکندر به مزاح میگفت: زنان پارسی آفت چشمانند، ولی مقابل زیبایی آنان پاکدامنی را از دست نمیداد !!!

⚠️ سپس اسکندر پارمنی ین را برای تصرف خزانه داریوش به دمشق فرستاد. والی ایرانی خیانت کرد و خزانه شاهنشاه و شهر و مردمان شهر را تسلیم قشون مقدونی کرد و خود نیز پس از چندی به کیفر اعمال خود رسید و بدست یکی از سرداران ایرانی کشته شد. سپس اسکندر خزانه داریوش را به پارمنی ین سپرد و حکومت ایالت "سُل سری(Coel_syri)" را که از سوریه جنوبی تا حدود عربستان و مصر امتداد داشت به او واگذاشت.


📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 276 تا 281

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️سقوط سلسله هخامنشیان، قسمت دوم، نبرد ایسوس. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 276 تا 281

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سقوط سلسله هخامنشیان، قسمت دوم، نبرد ایسوس. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 276 تا 281

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سقوط سلسله هخامنشیان، قسمت دوم، نبرد ایسوس. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 276 تا 281

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سقوط سلسله هخامنشیان، قسمت دوم، نبرد ایسوس. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 276 تا 281

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سقوط سلسله هخامنشیان، قسمت دوم، نبرد ایسوس. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص 276 تا 281

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ مسیر حرکت اسکندر کبیر از مقدونیه تا پایتخت هخامنشیان و مکان نبرد ایسوس بین اسکندر و داریوش سوم در 333 سال پیش از میلاد واقع در آسیای صغیر

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ اینفوگرافیک نبرد ایسوس که بین اسکندر و داریوش سوم هخامنشی به سال 333 پیش از میلاد روی داد.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ نقاشی موزاییکی نبرد ایسوس. تاریخ این اثر مربوط به 100 سال پیش از میلاد است و محل نگهداری آن موزه ملی آثار باستانی ناپل ایتالیا.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
سقوط سلسله هخامنشیان


3⃣ قسمت سوم، نامه های داریوش سوم به اسکندر مقدونی

⚠️ پس از شکست داریوش در جنگ ایسوس مقابل اسکندر و فرار حقارت بار داریوش از میدان نبرد و خصوصا اینکه ناموس و خانواده اش را جاگذاشت و برای نجات جان خودش فرار کرد، سپس دو نامه به اسکندر کبیر نوشت.

⚠️ خلاصه نامه اول داریوش به اسکندر طبق گزارش آریان(آریانوس) : «در این نامه داریوش آزادی مادر و زن و فرزندان خود را میخواست و به عهدی که بین فیلیپ(پدر اسکندر) و اردشیر سوم بسته شده بود، اشاره کرده بود. و اسکندر را مسوول برهم زدن صلح میخواند و خود را مجبور به دفاع، مقابل تجاوز اسکندر میدانست و تقاضا کرده بود که اسکندر رسولانی برای مذاکره بفرستد». اسکندر در پاسخ به داریوش نامه ای به این مضمون نوشت: «نیاکان شما داخل مقدونیه و یونان شده و این ممالک را غارت میکردند، و حال آنکه از طرف ما آزاری ندیده بودند. اکنون که به مقام سپهسالاری کل یونان به آسیا آمده ام، تا انتقام آنان و خود را از توهینی که شده است بکشم. پدر من(فیلیپ دوم) بدست کسانی کشته شد که شما محرک آنان بودید و یونانیان را بر علیه من تحریک کردید که بر من بشورند. اکنون تفضّل خدایان، مرا صاحب اختیار ممالک شما کرده و من آقای(سرور) آسیا هستم، بیایید و مرا به این مقام بشناسید و وقتی که بمن نامه مینویسید به عنوان پادشاه آسیا بنویسید و هرگاه که خود را شاه میدانید، دیگر از جدال مگریزید، زیرا هرجا که باشید به شما میرسم».

«انگشت مکن رنج به در کوفتن کس
تا کس نکند رنج به در کوفتنت مشت»

⚠️ خلاصه نامه دوم داریوش سوم به اسکندر کبیر طبق گزارش کنت کورث: « داریوش نامه دیگری به اسکندر نوشت و او را پادشاه خواند و به او تکلیف کرده بود، دخترش "استاتیرا(Statira)" را به وی خواهد داد و جهیزه او ممالکی باشد که بین هلس پونت و رود هالیس واقع است و پیشنهاد صلح به اسکندر کرده بود. ولی آریان مینویسد: داریوش در این نامه به اسکندر پیشنهاد صلح کرد و حاضر شد دخترش را به زنی به او بدهد و ده هزار تالان(هر تالان آتیک معادل 26 کیلوگرم طلا یا نقره) هم برای باز خرید کسان خود که نزد اسکندر اسیر بودند بپردازد. و کشورهایی که از فرات تا دریای الجزایر واقع است را به اسکندر واگذارد». اما پاسخ اسکندر به نامه دوم داریوش به شرح زیر بود: «که نه احتیاج به خزانه های داریوش دارم و نه قسمتی از ممالک او را خواستارم، زیرا تمام خزانه ها و همه ممالکش از آن من است و دخترش را هم اگر بخواهم(به همسری) میگیرم».

📚 منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 281 تا 283

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️سقوط سلسله هخامنشیان، نامه های داریوش سوم پس از گریختنش از میدان جنگ به اسکندر. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص281 تا 283

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سقوط سلسله هخامنشیان، نامه های داریوش سوم پس از گریختنش از میدان جنگ به اسکندر. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص281 تا 283

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ پُرتره اسکندر کبیر (1956 م). پادشاهی که در همه جنگهایش پیروز بود.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
سقوط سلسله هخامنشیان


4⃣قسمت چهار،جنگ گوگامل(گوگمل)


⚠️ اسکندر کبیر پس از پیروزی در نبرد ایسوس به سمت فنیقیه حرکت کرد و شهرهای "بیب لُس" و "صیدا" و "صور" و "غزه" را فتح نمود. سپس به سمت مصر حرکت کرد و چون مصریان از ظلمهای داریوش ناراضی بودند و خبر فتوحات اسکندر را شنیدند با آغوش باز او را پذیرفتند، اسکندر به ممفیس پایتخت مصر رفت و احترام زیادی به معبد پتا و گاو آپیس روا داشت. سپس به معبد "آمون" رفت. اسکندر در مصر شهری بنام خود بنا کرد که امروزه "اسکندریه" نامیده میشود.
❗️نکته: کوروش هخامنشی در طول سی سال جنگ و کشتار و فتوحاتش هیچ شهری بنا نکرد، بلکه شهرهای بسیاری را به آتش کشید.

⚠️زمانیکه اسکندر در حال بازگشت از مصر به فنیقیه بود و یا اینکه از فرات گذشته و بسوی داریوش میرفت، در بین راه، ملکه(زن داریوش) درگذشت. اسکندر از مرگ او بسیار متاثر شد و حتی گریه کرد و او را با تجلیل بسیار به خاک سپرد. چون داریوش شنید که نامه های او به اسکندر نتیجه ای نداد و چاره ای جز جنگ نیست، در صدد تدارکات جنگی برآمد و به سرداران خود دستور داد که از آسیا در بابل گرد آیند. از اصلاحات داریوش در سپاهش این بود که، شمشیر و نیزه های سپاه هخامنشی را بلندتر کرد، زیرا میدانست فتوحات قبلی مقدونیها بواسطه بهتری اسلحه آنها بوده. و دستور داد که 200 ارابه جنگی داس دار بسازند که در دل دشمن تولید وحشت کند. سپس داریوش از بابل به نینوا رفت و در "اربل(اربیل)" اردو زد. زمانیکه اسکندر از فرات گذشت، "مازه" سردار ایرانی که مأمور جلوگیری از عبور اسکندر بود، از جنگ احتراز کرد(خودداری کرد) و دهات و آبادیهای سر راه را آتش زد و عقب نشست. هنگامیکه سپاه اسکندر با شنا از دجله گذشت، "آریس تُن" سردار اسکندر نبرد مختصری با یک عده سواره نظام به سرداری "ساتروپات" داشت که ساتروپات کشته شد. دراین وقت قشون هخامنشی آبادیهای سر راه را آتش زده بودند و اسکندر به زحمت توانست عده ای از آنها را خاموش کند و مقداری آذوقه را از حریق نجات دهد و بالاخره اسکندر به گوگامل، اردوگاه داریوش سوم رسید.

⚠️گوگامل به زبان پارسی یعنی "خانه شتر"، زیرا یکی از شاهان قدیم پارس، که بر شتر تندرو سوار بود در اینجا از دست دشمن برست(گریخت) و بعد مقرر داشت که این شتر را در اینجا حفظ و حراست کنند و خراج چند آبادی را برای آسایش شتر و مستحفظین آن تخصیص داد. درباره عده قشون ایران در نبرد گوگامل برخی مورخان نظرات اغراق آمیزی داشته اند و نظر کنت کورث که پیاده نظام را 200 هزار و سواره نظام را 45 هزار نوشته با حقیقت موافق است.

⚠️نبرد گوگامل. قشون هخامنشی این بار ورزیده تر بودند و قسمتی از آنها تحت تعلیم یونانیان فراری تمرین میکردند. در ابتدا ارابه های داس دار بشدت حمله کردند و باعث وحشت مقدونیها شدند و به فرمان اسکندر، سپاهیان صفوف را گشودند تا ارابه های داس دار گذشتند ولی عده ای از آنها به صفوف مقدونیها تصادم کرده و صدمات زیادی وارد نمودند. از طرفی مازه با سواران پارسی، مقدونیها را هدف تیر قرار داد و تلفات بسیار به آنها وارد کرد. سکایی ها هم اردوی مقدونیها را غارت کردند و باعث اختلال در اردو شدند. و اسیرانی که آنجا بودند جرأت یافته و به یاری پارسها آمدند ولی سی سی گامبیس، مادر داریوش از جایش حرکت نکرد. اسکندر چون اوضاع را چنین دید تصمیم گرفت طبق روش نبرد ایسوس عمل کند و به ارابه داریوش سوم حمله برد. داریوش زوبین هایی پرتاب کرد. سپس داریوش و اسکندر به مقابل هم شتافتند، اسکندر زوبین به سمت داریوش پرتاب کرد که به گردونه خورد و داریوش از گردونه سرنگون شد. برخی گمان کردند که داریوش کشته شد و سربازان پا به فرار گذاشتند. داریوش چون آنها را گریزان دید خودش نیز گریخت و بقدری سریع فرار کرد که اسکندر نتوانست به او برسد.

⚠️ اسکندر پس از این فتح بسوی بابل رفت و مازه که علیه اسکندر دلیرانه جنگیده بود با فرزندانش به انقیاد(فرمانبرداری) اسکندر درآمد و اسکندر او را مورد ملاطفت قرار داد. "بغُ فان" کوتوال(دژبان) ارگ بابل، که نگهبان خزانه داریوش بود، برای اینکه از مازه واپس نماند، از روی خیانت، راه ورود اسکندر به بابل را با تاج گل زینت داد و عودسوزهای سیمین در سر راه او نهاد. زیبایی شهر بابل مورد توجه اسکندر کبیر شد و مانند کوروش بزرگ به معبد بل مردوک، خدای بزرگ بابلیها که معبد اساهیل نام داشت رفت و دست بت را گرفت و فرمان داد معابدی که در زمان خشایارشاه ویران کرده بودند، تعمیر نمایند.

📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 285 تا 288

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️سقوط سلسله هخامنشیان، جنگ گوگامل. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص285 تا 288

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سقوط سلسله هخامنشیان، جنگ گوگامل. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص285 تا 288

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️سقوط سلسله هخامنشیان، جنگ گوگامل. ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، ص285 تا 288

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ مسیر حرکت اسکندر کبیر از مقدونیه تا پایتخت هخامنشیان و مکان نبرد گوگامل بین اسکندر و داریوش سوم در 331 سال پیش از میلاد واقع در بین النهرین

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ اینفوگرافیک نبرد گوگامل که بین اسکندر و داریوش سوم هخامنشی به سال 331 پیش از میلاد روی داد.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
⚠️جنگ گوگامل بین داریوش سوم و اسکندر کبیر و فرار داریوش از میدان جنگ. فیلم تاریخی "اسکندر" از اُلیور استون، 2004

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory