ناگفته‌های ایران باستان و تاریخ
2.94K subscribers
5.34K photos
130 videos
101 files
265 links
انتقاد و پیشنهاد شما👇
https://t.me/HarfBeManBot?start=NTU5NjcyMjIy

حقیقت را فریاد خواهیم زد به مستندترین شکل ممکن، گرچه خفاشان را از نور خوش نیاید.

☑️ عزیزان برای رسیدن به اولین پیام کانال سرچ کنید با واژه "هموطنان عزیزمان"
Download Telegram
ریشه تاریخی دوی ماراتُن که از مسابقات المپیک می باشد در چیست?


⚠️ در سال 490 پیش از میلاد مسیح، هنگامیکه ارتش هخامنشی با 600 فروند کشتی جنگی به یونان حمله برد، یکی از تدابیر یونانیها و اهالی آتن این بود که از همسایه خود یعنی اسپارت برای مقابله و دفاع در برابر هجوم هخامنشیان طلب کمک کنند. چون نیروهای هخامنشی در سواحل ماراتُن از کشتی پیاده شدند، یک آتنی به نام فیدیپیدس یا فيليپيدس هنگامیکه از تصرف جزيره "اوبیا" توسط ارتش هخامنشی، آگاه شد و پياده شدن هخامنشیان را از کشتی در "آتيک" و دشت ماراتن دید، مسافت 240 كيلومتر فاصله آتن تا اسپارت را در دو شبانه روز دويد تا از سران اسپارت بخواهد كه نیروی کمکی به آتن بفرستند جهت اقدام دفاعی مقابل متجاوزان هخامنشی. وی دوم سپتامبر سال 490 پيش از ميلاد به اسپارت رسيد و درخواست نیروی کمکی را به اسپارت مطرح ساخت. به نوشته هرودوت، فيديپيدس پس از بازگشت به آتن به ميدان جنگ رفت و هنگامیکه مشاهده کرد پارسها(هخامنشیان) به کشتی های خود باز میگردند تا ازمنطقه خارج شوند مسافت ساحل تا شهر آتن(یعنی عرض ناحيه ماراتن Marathon) را که 40 کيلومتر بود دويد تا مردم آتن را که در نگرانی و وحشت بسر می بردند از خروج و عقب نشینی پارسها آگاه سازد که پس از دادن خبر، بر زمين افتاد و درگذشت. به این خاطر مسابقه دوی طولانی در المپيک را "ماراتن" نامگذاری کرده اند که مسافت آن 42 کيلومتر می باشد. و به نوعی یادآور تجاوز داریوش هخامنشی به یونان و شکست ارتش هخامنشی مقابل نیروهای آتنی در نبرد ماراتُن است.

https://www.google.com/url?sa=t&source=web&rct=j&url=https://www.awesomestories.com/asset/view/Legendary-Runner-of-Marathon-Pheidippides&ved=2ahUKEwiTn7Gq4c_gAhUF1RoKHTH_BWYQFjAAegQIBhAB&usg=AOvVaw2KudaK10YQ_CwKBgN0Fu3L

📚 منبع:
تاریخ هرودوت، جلد ششم، بند 106

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ریشه تاریخی دوی ماراتُن. فیدیپیدس خبر شکست و خروج هخامنشیان از خاک یونان را با دویدن از میدان نبرد ماراتُن تا آتن به گوش مردم آتن رساند، سپس مُرد.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ لابد کوروش و داریوش قهرمانند که عمر خود را صرف تجاوز به ملتها و قتل عام انسانهایی کردند که هیچ دشمنی با هخامنشیان نداشتند !

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
غارت و کشتار یونانیان و بردگی کودکان آنها توسط داریوش هخامنشی


⚠️ اکنون به چرایی و ریشه یابی این جنایت فجیع و ضدبشری داریوش هخامنشی می پردازیم:
طبق مطالب هرودوت، داریوش در صدد تسخیر یونان نبود و بسیاری از درباریان ایران بر این عقیده بودند که جنگ با یونان امری بی نتیجه است. اما ولات(=والیان ، حاکمان) ایران در آسیای صغیر، نظرشان غیر از این بود، چون توسعه قلمرو و اقتدار خود را میخواستند از موقعیت استفاده میکردند تا جزایر یونانی را یکی پس از دیگری تحت تابعیت ایران در بیاورند و این روند حاکمان ایرانی و شورشهایی(جنبش های استقلال طلبانه) که در مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان در آسیای صغیر روی داد، باعث جنگ داریوش با یونانیان گردید.
❗️نکته: پس عامل اصلی جنگ حاکمان ایرانی بودند که در آسیای صغیر بر مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان، حکومت میکردند که میل وافری به تصاحب خاک و شهرهای یونانی داشتند.

⚠️ "هیس تیا" حاکم شهر یونانی نشین "میلت"، شخصی بود که هنگام حمله داریوش به سکاها، به داریوش خوش خدمتی کرد، داریوش هم برای جبران، شهر "میرسین(Myrcin)" را به او بخشید و هیس تیا، پس از چندی استحکاماتی در این شهر بناکرد. بغابوخش(مگابیز)، داریوش را از خیالات هیس تیا آگاه کرد، داریوش او را احضار نمود و حکومت شهر میلت و میرسین را از او گرفت و به "آریستاگُر" داد. هیس تیا در دربار داریوش متوقف شد و بصورت پنهانی آریستاگُر را به شورش تحریک میکرد، لذا شورشهایی در مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان روی داد. آریستاگر چون میدانست ارتش هخامنشی بزودی خواهد رسید، از یونانیان استمداد کرد. اسپارتیها حاضر به کمک نشدند ولی آتنی ها 20 فروند کشتی به کمک او فرستادند، در نتیجه شورش به همه بلاد آسیای صغیر سرایت کرد. شورشیان در سال 498 ق. م به شهر سارد حمله بردند و آنرا متصرف شدند و آتش زدند ولی موفق به گرفتن ارگ سارد نشدند زیرا برادر داریوش و آرتافرن حاکم هخامنشیٍ سارد مقاومت کردند و چون این خبر به پارسیها رسید با جمع آوری نیرو، شورشیان یونانی را در شهر "افسوس(Ephesuse)" شکست دادند، پس از شکست یونانی ها، آتنی ها دست از تقویت شورشیان یونانی برداشتند و به آریستاگُر جواب دادند که کمکی نخواهند کرد.
❗️نکته: مستعمرات یونانیٍ هخامنشیان، چون نمیخواستند زیر سلطه هخامنشیان باشند اغلب شورش میکردند و این شورشها توسط هخامنشیان به شکل خشنی سرکوب میشد. البته تحریک داریوش هخامنشی بوسیله مگابیز تا هیس تیا را از قدرت خلع کند هم بی تاثیر نبود در این شورش یونانیان.

⚠️ « دیری نگذشت که لشکر هخامنشیان از هر سو به محل اغتشاش روی آوردند. بالاخره در نزدیکی شهر میلت جنگی در گرفت و یونانیان مضمحل شدند (=سرکوب شدند). میلت و جزیره لاد سقوط کرد و غارت شد و مردم آن کشته شدند و کودکان آنان به اسیری(بردگی) به شهر "آمپه(Ampe)" واقع در دهانه دجله برده شدند.» و این بود پاسخ داریوش هخامنشی به مردمی که نمیخواستند زیر یوغ هخامنشیان زندگی کنند و باجگذار آنها باشند.

📚منبع:
ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 206 و 207

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️غارت،کشتار و بردگی کودکان یونانی توسط داریوش هخامنشی، بدلیل اینکه نمیخواستند زیریوغ بندگی هخامنشیان باشند. ایران درعهد باستان،محمدجواد مشکور،ص206

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️غارت،کشتار و بردگی کودکان یونانی توسط داریوش هخامنشی، بدلیل اینکه نمیخواستند زیریوغ بندگی هخامنشیان باشند. ایران درعهد باستان،محمدجواد مشکور،ص207

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
ظلم داریوش هخامنشی به ملل مغلوبه، بخاطر گرفتن خراج سنگین از آنان و نزاع فرزندان داریوش بر سر قدرت


⚠️ مصر در زمان کمبوجیه، فرزند کوروش فتح شد و در زمان داریوش، مردم مصر علیه سلطه هخامنشیان بر کشورشان قیام کردند. علت این طغیان و شورش خراج های گزافی(=مالیاتهای سنگین)بود که ازطرف ایران (هخامنشیان) به مصر تحمیل میشد. در سال 487 ق. م شخصی به نام "خبیش" برضدّ داریوش در مصر قیام کرد و خود را پسامتیک چهارم خواند. البته تحریکات یونانیان و خصوصا پیروزی یونانیان در نبرد ماراتُن، سهم بسزایی در شکل گیری قیام مردم مصر داشت. داریوش بر آن شد که شورش مصر را فرونشاند و یونانیان را نیز به سزای خود برساند. ولی از بخت بلند یونانیها، داریوش در سال 486 ق. م یعنی در سی و ششمین سال پادشاهی خود درگذشت.

⚠️ هرودوت میگوید: وقتیکه داریوش در تهیه جنگ با یونان بود، مشکلی پیش آمد و بایستی پیش از حرکت بطرف یونان و مصر، ولیعهد خود را برگزیند. داریوش از زن اول خود که دختر گبریاس بود، سه پسر داشت. داریوش پس از نشستن بر تخت، "آتوس سا" دختر کوروش را گرفت و چهار پسر از او پیدا کرد. ارشد اولاد زن اول، "آرتوبازان"(Artobazan و به روایت دیگر آریارامنه) بود و بزرگترین پسر از زن دوم داریوش، خشایارشا بود. چون این پسران از دو مادر بودند اختلاف در گرفت. آرتوبازان میگفت من ارشد اولادم و ولیعهدی حق من است. خشایارشا پاسخ میداد که مادر من دختر کوروش است و کوروش آزاد کننده پارس است. یکی از اسپارتیان به نام "دمارات"، فصل این نزاع کرد. به خشایارشا گفت: علاوه بر اینکه مادر تو دختر کوروش است، تو وقتی تولد یافتی که داریوش، شاه بود. بنابراین حق به جانب توست. پس از بیان این استدلال داریوش هم خشایارشا را مُحق دانسته و او را ولیعهد خود کرد.

📚 منبع:
تاریخ ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 212

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ ظلم داریوش هخامنشی به ملل مغلوبه و گرفتن خراج سنگین از آنها و نزاع فرزندان داریوش بر سر قدرت. تاریخ ایران باستان، محمدجواد مشکور، ص212

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ کپی برداری گاو بالدار یا لاماسو توسط هخامنشیان از آثار تمدن آشوری بین النهرین واقع در عراق امروزی !

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
خشایار شاه و سرکوب قیام های استقلال طلبانه مردم مصر و بابل و غارت این شهرها، زیرا که مصر و بابل نمی خواستند خراجگزار و تحت سلطه هخامنشیان باشند


⚠️ خشایار شاه پسر داریوش اول بود، از زن دوم داریوش یعنی آتوس سا(Atossa) که دختر کوروش بزرگ بود و در 35 سالگی به تخت سلطنت نشست(486 ق. م)

⚠️ فرو نشاندن(سرکوب) شورش مصر. خشایار شاه در آغاز پادشاهی خود بر آن شد، شورشی را که در مصر روی داده بود را فرونشاند. پس با لشکری بسوی آن کشور رهسپار شد و شخصی به نام خبیش (Xabish) که سر، بلند کرده و خود را فرعون میخواند، از پیش او بگریخت و ایرانیان(هخامنشیان) همدستان او را کیفر داده و دلتای نیل را غارت کردند !!!
سپس برادر خشایار شاه که هخامنش نام داشت استاندار مصر شد.

⚠️ فرونشاندن(سرکوب) شورش بابل. خشایار شاه سپس به سمت بابل لشکر کشید. بنا به الواح در آنجا چند تن دعوی پادشاهی کرده بودند، که نام دو تن از آنها "بل شیمانا" و "شی کوشتی" بود. پس از آن شخصی به نام "آک شی ماسو" خود را پادشاه بابل دانست و "زوپیر(Zopyre)" از طرف ایران والی بابل گشت و شورش را فرو نشاند، ولی چندی بعد او را کشتند و پسر او "بغابوخش(مگابیز)" بجای او برگزیده شد.
ایرانیان(هخامنشیان) در این باره، بقول هرودوت با بابلی ها به سختی رفتار کردند و دیوار و معابد شهر را به امر خشایار شاه ویران کردند و اهل شهر را به اسیری بردند و مجسمه بل مردوک، رب النوع بابل را به ایران بردند. آریان و استرابون مینویسند که معبد "اساهیل" ویران شد و آن هیکل زرّین که در پیش بابلیان بسیار مقدس بود و هر پادشاه قانونی بابل در آغاز سال دست آن بت را میگرفت. پس از این واقعه، دیگر بابل کمر راست نکرد و ایالتی از ایالات شاهنشاهی ایران(هخامنشیان) گردید و بت زرّین بل مردوک را ذوب کردند. از این زمان خشایار شاه عنوان شاه بابل را ترک گفت و به عنوان شاه پارس و ماد اکتفا کرد.

❗️نکته: شورشها و قیامهای مردم ساتراپها علیه هخامنشیان، گواه با ارزشی است در اثبات تنفر مردم شهرهای مغلوب هخامنشیان، از حکومت هخامنشی. و دیگر اینکه با تخریب معبد اساهیل و ربوده شدن بت مردوک توسط خشایارشاه، اثبات میشود که خشایار شاه، همچون کوروشو داریوش برای اعتقادات دیگران ارزشی قائل نبود.

❗️اما مورد بعدی این است که خشایار شاه یک دزد بود، چرا که مجسمه زرّین بل مردوک را از بابل ربود و ذوب کرد و این طلا که متعلق به بابل بود به مصرف هخامنشیان رسید.


📚 منبع:
تاریخ ایران در عهد باستان، محمدجواد مشکور، صفحه 215 و 216

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️خشایارشاه و سرکوب قیام استقلال طلبانه مصر و بابل و غارت آن شهرها، زیرا مصر و بابل نمیخواستند خراجگزار و تحت سلطه هخامنشیان باشند. تاریخ ایران در عهد باستان،مشکور،ص215 و 216

🆔 @IRRealHistory
گره خوردن بقای هخامنشیان با جنگ و تجاوز به همسایگان خود. تهاجم خشایارشاه به یونان


1⃣ قسمت اول


⚠️ خشایار همانند پدرش داریوش اول و پدربزرگش، کوروش، علاقه وافری به تهاجم به کشورهای دیگر داشت. لذا بعد از سرکوب جنبش های استقلال طلبانه مصر و بابل به فکر تهاجم به یونان افتاد. طبق تاریخ هرودوت علل حمله خشایار شاه به یونان به شرح ذیل می باشد:
1⃣ دمارات، پادشاه سابق اسپارت که در زمان داریوش به ایران پناهنده شده بود، و اکنون از نزدیکان خشایارشاه بشمار میرفت، به شاه میگفت: به آسانی میتواند "پلوپونس" را بگیرد و او را پادشاه کند و او دست نشانده ایران(هخامنشیان) خواهد بود.

2⃣ خانواده "آله آدس(Aleades)" که در "تسالی" مقتدر بودند نیز کسان دیگر شاه را تحریک به حمله به یونان میکردند.

3⃣ ظاهرا شاه در ابتدا نمیخواست با یونان جنگ کند و اهمیتی به شکست ماراتُن نمیداد. ولی مردونیه داماد داریوش، این شکست را کسر شأن ابهت ایران(پارس، هخامنشیان) دانسته و خشایارشاه را به جنگ وا داشت.

4⃣ فراریان یونان که به دربار هخامنشی پناه آورده بودند، نیز این آتش را دامن میزدند.

⚠️جمع آوری سپاه از سال 484 تا 481 ق. م طول کشید و در پاییز آن سال، دسته های مختلف سپاه ایران در کاپادوکیه(محلی در ترکیه امروزی) گرد آمده و بسوی لیدیه رفتند. لشکری که خشایارشاه آماده کرده بود، بزرگترین لشکری بود که تا آنروز به حرکت درآمده بود. مورخان یونانی نوشته اند که 46 گونه مردم از نژادهای مختلف این سپاه بزرگ را تشکیل میدادند. بقول هرودوت همه طوایف پارسی ها و مادها بودند که تیرو کمان داشتند، کاسیها و هیرکانیها بودند که سلاح آنها مانند پارسیها بود. آسوریان(آشوریان) بودند که مغفرهای(کلاه خود) مفرغی داشتند. باختریها، آریاها، پارتیها و طوایف مجاور آنان، زوبین داشتند. سکاها بودند که کلاه دراز عجیبی با تبرهای جنگی داشتند. هندی ها با قباهای پنبه ای و حبشیان با بدنهای خال کوبیده، مسلح به کمانهای دراز و تیرهایی که نوک آنها منتهی به سنگ میشد و سیاهان آسیا که ظاهرا بومیان جنوب ایران بودند، مغفرهای عجیبی داشتند که ظاهرا آنرا از کله اسب میساختند. حتی مردم جزایر دور دست خلیج فارس بودند. بر هر گروه یک تن پارسی گماشته بودند ولی فرماندهی کل پادگان بر عهده مردونیه بود، ولی سپاه فرمانده مخصوصی داشت. سواران اکثراً پارسی و مادی بودند. 8 هزار تن از ساگارتیان که مردم شمال ایران بودند، کمند انداز بودند. هندیان سوار عرّاده(چیزی کوچکتر از منجنیق که برای پرتاب سنگ استفاده میشد) شده و گورخر به آن می بستند. باختریان و کاسپیان و لیبیان که به عرّاده سوار میشدند هم بودند بعلاوه گروهی از اعراب که سوار بر شتران جمازه(تند رو) بودند. نیروی دریایی شامل 1200 ناو که فنیقیان و مصریان و یونانیانی که رعیت ایران بودند، فراهم ساخته بودند. در هر ناو چند تن پارسی یا سکایی بودند. ناوهای حمل و نقل هم سه هزار فروند بود. بنا به روایت هرودوت این لشکرکشی در تاریخ به سپاه بزرگ معروف شد.

⚠️ لشکر هخامنشی از بوغاز(تنگه) داردانل که معروف به هلس پونت(Helles pont) بود از روی پلی که از قایقها به امر شاه ساختند در طی 7 شبانه روز از آسیا به اروپا گذشتند. هرودوت گوید پس از اینکه پل ساخته شد، بادی برخاست و آنها را ویران ساخت. خشایارشاه خشمگین شد و دستور داد تا از مهندسان سر برگیرند(=اعدام کنند یا گردن بزنند). و همچنین دستور داد که دریا را با زدن سیصد تازیانه بر آن تنبیه نمایند😕🤦‍♂


⚠️ پیاده نظام به شش اردو و سواره نظام به سه اردو تقسیم شده بود و فرماندهان اردوها همه پارسی بودند. شاه با تمام خانواده هخامنشی همراه سپاه حرکت میکرد. بعلاوه در شمال کوه آتُس کانالی حفر شد تا مانند سفر یا تهاجم اول هخامنشیان به یونان، کشتی ها دچار طوفان نگردد.

⚠️ در این حمله هدف هخامنشیان شهر آتن بود. هخامنشیان به راحتی نمیتوانستند قوای دفاعی تنگه "کرنت" یا خطوط دیگر را محاصره کنند، مگر اینکه از جانب دریا مقاومت نبینند. بنابراین سرنوشت اسپارت هم به آتن گره خورده بود، گرچه که اسپارتیهای نادان و متحدان آنها که مامور دفاع از تنگه بودند، این مسئله را بخوبی درک نمیکردند. بخاطر کوششهای تمیستوکلس، آتنی ها در طی ده سال نیروی دریایی خود را بسیار توسعه دادند و تکیه گاه محکم "پیره ئوس" را ایجاد نموده بودند. تا هنگام تجاوز دشمن، سکنه ولایات را به جزیره های مجاور انتقال دهند و حتی به سیسیل و ایتالیا مهاجرت کنند. آتنی ها، تلاش کردند یونانیان اختلاف را کنار بگذارند و در برابر هخامنشیان اتحادیه عظیمی تشکیل دادند...

ادامه مطلب 👇👇👇👇👇👇👇
⚠️بالاخره تمیستوکلس (Themistocles) پسر "نه اوکلس(Neocles)" که به گفته پلوتارک در جنگ ماراتُن حضور داشت، قدم پیش نهاد و مردم را برای جنگ و تدارک لوازم آن تحریک کرد. او مردمی که موافق حکومت ملی و بر ضدّ فراریان یونانی بودند را با خود موافق کرد. آتنی ها سُفرایی به شهرهای یونان فرستادند و اسپارت و سایر شهرها داخل این اتحاد شدند. گرچه که تردید در کار بود، بخصوص که غیب گویان یونان نتیجه را خیلی بد پیش بینی کرده بودند. تلاشهای تمیستوکلس نتیجه داد و قشون هفت هزار نفری اسپارت، تنگه ترموپیل را برای دفاع گرفت، زیرا یونانیان به علت کمی نیرو یقین داشتند که در دشت وسیع از عهده سواره نظام ایران(هخامنشی) بر نخواهند آمد.

⚠️ سپاه ایران(هخامنشیان) چون از هلس پونت گذشت وارد خاک اروپا و نواحی شمال یونان شد. مردم تسالی تاب مقاومت در برابر خشایارشاه را نداشتند و سر تسلیم پیش نهادند و لشکر هخامنشی بلامانع از مقدونیه و تسالی عبور کرد بدون آنکه زد و خوردی شود و بیشتر ولایات شمالی و مرکزی یونان به اطاعت هخامنشیان درآمد، و تنها "تسپیا(Thespia)" و "پلاته آ(Platea)" شرافتمندانه مستثنی ماندند.

❗️نکته: واقعا یک پادشاه چقدر میتواند بی خرد و البته کینه توز باشد که بواسطه یک طوفان شروع کند به سربازانش دستور دهد که دریار را شلاق بزند. البته از این نوع جهالت در کوروش هم سراغ داریم زمانیکه برای فتح بابل به رودخانه بر خورد و شروع به تهدید کردن رودخانه نمود. 😐

📚 منابع:
تاریخ ایران در عهد باستان، محمد جواد مشکور، صفحه 216 تا 219
تاریخ هرودوت، جلد هفت، صفحه 336
تاریخ ایران باستان، پیرنیا، جلد 1، صفحه 593، نشر نگاه، 1391

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory

👇👇👇👇👇👇👇
⚠️ گره خوردن بقای هخامنشیان با جنگ و تجاوز به همسایگان خود. تجاوز خشایار شاه به یونان. تاریخ ایران در عهد باستان، مشکور، ص216 تا 219

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ گره خوردن بقای هخامنشیان با جنگ و تجاوز به همسایگان خود. تجاوز خشایار شاه به یونان. تاریخ ایران در عهد باستان، مشکور، ص216 تا 219

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️ گره خوردن بقای هخامنشیان با جنگ و تجاوز به همسایگان خود. تجاوز خشایار شاه به یونان. تاریخ ایران در عهد باستان، مشکور، ص216 تا 219

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
⚠️خشم خشایارشاه از طوفان و صادر کردن دستور برای گردن زدن مهندسان خود و زدن 300ضربه شلاق به دریا🙁. تاریخ ایران باستان،پیرنیا، ج1، ص 593، نشرنگاه 1391

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistor
⚠️خشم خشایارشاه از طوفان و صادر کردن دستور برای گردن زدن مهندسان خود و زدن 300ضربه شلاق به دریا🙁. تاریخ ایران باستان،پیرنیا، ج1، ص 593، نشرنگاه 1391

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistor
⚠️ موقعیت تنگه داردانل که ارتش هخامنشی برای تجاوز به یونان از آن عبور کرد.

کانال ناگفته های ایران باستان

🆔 @IRRealHistory
گره خوردن بقای هخامنشیان با جنگ و تجاوز به همسایگان خود. تهاجم خشایارشاه به یونان


2⃣ قسمت دوم


⚠️ خشایار شاه در تهاجم به یونان، پس از آنکه از تنگه داردانل و هلس پونت عبور کرد وارد اروپا و خاک یونان شد. و چون نیت اصلی هخامنشیان از تهاجم به یونان، فتح آتن بود، لذا به سمت آتن حرکت کردند و ناگزیر باید از تنگه "ترموپیل(Thermopylae)" عبور می نمودند. هفت هزار آتنی مأمور حفاظت از ترموپیل بودند و فرماندهی آنان با "لئونیداس(Leonidas)" پسر "اناکساندرید(Anaxandride)" بود و نیروی دریایی که مرکب از 271 کشتی بود تحت فرماندهی "یوری بیادس(Euribyodes)" قرار داشت.

⚠️ تنگه و گذرگاه ترموپیل در خشکی.
خشایار شاه چون به تنگه ترموپیل رسید، خبر رسید که دشمن(البته بجای دشمن بگوییم مدافعان معقولانه تر است) معبر را گرفته است. لذا دسته ای را برای تجسس فرستاد. آنان رفتند و دیدند در خط ساحلی زبانه باریکی از خاک، فقط به پهنای صد پا، در پای کوه برای عبور وجود دارد و قوای یونانی در آنجا که تنگترین قسمت گذرگاه است اردو زده اند. خشایارشاه بالاخره به مادیها و کاسی ها و سپاه جاویدان فرمان حمله داد. لکن سپاهیان اسپارت که موسوم به "هوپلیت" یعنی سنگین اسلحه بودند، نگذاشتند قشون ایران از تنگه ترموپیل بگذرد و صدها تن از ایرانیان(هخامنشیان) به هلاکت رسیدند. تا اینکه یک یونانی خائن(بنام افی یالت) راهی از میان کوه به ایرانیان(هخامنشیان) نشان داد. و لشکر هخامنشی به سرکردگی "هیدرانس" در پشت یونانیها در ترموپیل قرار گرفت. اما یونانیها عقب نشینی کردند ولی 300 اسپارتی و هفتصد یونانی بفرماندهی لئونیداس بماند و کشتار مهیبی درگرفت. و لئونیداس و همه یونانیان کشته شدند و افتخار ابدی نصیب ایشان گشت. می نویسند: چون سپاهیان یونانی که با لئونیداس بودند، یقین داشتند که کشته خواهند شد، در شوخی و خنده نسبت به یکدیگر مسابقه می دادند و از جان گذشته جنگ می کردند(480 ق. م)

❗️نکته:فیلم 300 روایت تجاوز خشایارشاه به یونان و از جان گذشتگی و شجاعت لئونیداس و یارانش در نبرد ترموپیل بود که این حقیقت تاریخی بشدت باعث عصبانیت و استیصال باستانگرایان آریایی و کوروش پرستان شد. این ناراحتیها و نق زدنها بی دلیل بود زیرا در مقابل تاریخ باید منصف بود. هرجاکه تاریخ از هخامنشیان تمجید کرده باعث هورا کشیدن کوروش پرستان شده ولی جاییکه تاریخ روایتگر جنایات و تجاوز و غارتگری هخامنشیان بوده، ناگهان عده ای باستانگرای نژادپرست آریایی، مانند کودکان پا بر زمین می کوبند و نق میزنند که تاریخ دروغ گفته یا فیلم 300 دروغ گفته. نه عزیز جان کسی دروغ نگفته این تعصب شخص شما کوروش پرست آریایی است که از قبول واقعیت به هر بهانه ای گریز میزند.

⚠️جنگهای دریایی با یونان در آرتیمیزیوم. ناوهای پارس به سمت آرتیمیزیوم به حرکت درآمدند و ده فروند کشتی تندرو را پیش انداختند که به سه ناو یونانی برخورد کردند که در برابر مصب رود "پنیوس(Peneius)" مشغول پاسداری بودند. طوفان ناگهان برخاست و 400 فروند ناوهای ایرانی(هخامنشی) را در هم شکست. پس از طوفان بقیه ناوهای ایران(هخامنشیان) به طرف "آفته(Aphetae)" که در مقابل آرتیمیزیوم در خاک اصلی یونان بود متوجه شدند. پارسی ها میخواستند با دویست فروند ناو خود جزیره "یوبئه(Eube)" را دور زده و از بغازی(تنگه ای) که آن جزیره را از خشکی جدا میکند بالا روند که سردار یونانی یوری بیادس مطلع شد. و به ناوهای جنگی ایرانی(هخامنشی) حمله برده و سی فروند از آنها را دستگیر کرد. بازهم طوفان به مدد یونانیان آمد و کلیه کشتیهای ایرانی که در اطراف "یوئبه" بود، در هم شکست. از طرفی خشایارشاه فرمان حمله به ناوهای یونانی را صادر کرد و زدو خورد در تمام خطوط درگرفت و یونانیان از هجوم لشکر ایران در شرف مغلوبیت بودند و نیمی از ناوگان آنان از میان رفت. در این هنگام خبر رسید که لشکر ایران از ترموپیل عبور کرد. یونانیان، دیگر جدال را مصلحت ندیدند و شبانه گریختند، اگر پارسیان آنان را تعاقب نموده بودند، بسیاری از کشتیهای صدمه دیده آنان را دستگیر می نمودند.

⚠️سقوط آتن. قشون ایران(هخامنشیان) پس از فتح ترموپیل به طرف آتن رهسپار شدند. آتنیها چون در ترموپیل امید پیروزی داشتند، آتن را تخلیه نکرده بودند، ولی کار را در این هنگام با عجله صورت دادند. زنان و کودکان را به تروزن(Terozen) و اژینا(Aegina) و سالامیس فرستادند. تسخیر آتن را هرودوت چنین می نویسد: وقتی پارسیان وارد آتن شدند، آنرا خالی از سکنه یافته، فقط عده ای از آتنیها به معبد پناهنده شده بودند، اینان در ارگ گرد آمد و با تیر و تخته سنگرهایی ساخته بودند. ایرانیان آتن را به تلافی حریق شهر سارد آتش زدند (البته ناگفته نماند که داریوش، حریق شهر سارد را تلافی کرده بود قبل از خشایار شاه و بطور مستند شرح دادیم). و خشایارشاه فتح آتن را به عمویش، اردوان خبر داد.

⚠️ادامه مطلب👇👇👇👇
⚠️جنگ دریایی سالامیس. تمیستوکلس پس از مذاکره با اسپارتیان، ناوگان یونان را وادار کرد که پس از ترک آرتیمیزیوم به سالامیس بروند. سالامیس جزیره ای است نزدیک آتیک و آخرین کمک به یونانیان در همین جزیره سالامیس رسید که بالغ بر چهارصد فروند کشتی بود. تسخیر آتن و پیشرفت ناوگان ایران(هخامنشیان) به سمت فالرون باعث تشویش پلوپونزی ها شد و آنها معتقد بودند که باید در تنگه کرنت، دفاع کرد. در این وقت درباره محل دفاع بین سران یونانی گفتگوی بسیار شد و چون تمیستوکلس دید که دیگر سران را نمیتواند برای دفاع در سالامیس قانع کند، تدبیری کرد و غلامی نزد خشایارشاه فرستاد و پیغام داد: تمیستوکلس رییس آتنی ها میگوید که من طرفدار شاهنشاهم، چون یونانیان میخواهند فرار کنند، موقع آن است که آنان را به کلی از میان بردارید. خشایار شاه چون از یونانیان مکرر خیانت دیده بود، این حرف را باور کرد و دسته ای ناوگان مصری که دویست فروند بود، فرستاد تا معبر غربی بین سالامیس و مگارا را مسدود نمایند. پس از آن ناوگان اصلی خود را از فالرون حرکت داد و آنها را در اطراف جزیره "پسیتالیا(Psytalia)" در سه صف قرار گرفتند و آن جزیره را هم سپاه پارسی تصرف کرد.
آریستیدس که اخیراً از تبعید بازگشته بود، خبر هجوم ناوگان ایرانی را برای یونانیان آورد. یونانیان دانستند یا باید جنگ کنند و پیروز شوند و یا نابود گردند.
تلاقی ناوگان پارسی با یونانی در محلی بود که وسعت چندانی نداشت، لذا پارسی ها مجبور بودند در این تنگنا بطور ستونی به مقابله با یونانی ها بروند، در حالیکه یونانیها بطور صف ایستاده بودند.
ناوگان فنیقی که بین جزیره پسیتالیا و خاک یونان در حال تردد بودند با آتنی ها و واژینی ها(ساکنان سالامیس) مقابل گردید. فزونی شمار ناوگان ایران به زیان ایشان تمام شد. اگرچه در میسره(جناح چپ لشکر) غالب بودند ولی در میمنه(جناح راست لشکر) سرانجام مغلوب شدند، بالاخره ایرانیان(هخامنشیان) در همه صفوف عاجز شدند و به طرف فالرون عقب نشینی کردند، در نتیجه دویست عدد ناو ایشان از کار افتاد و عده ای از جاشوان(کارگران کشتی) دستگیر شدند. از یونانیان چهل ناو از کار افتاد، ولی یونانیان دشمن را تعاقب ننمودند. در این جنگ، آشیل شاعر، که در یکی از ناوگان جنگی بود منظومه معروفی سرود. یونانیان متوجه پیشرفت و فتح خود نبودند و شب را در سالامیس در تهیه اسباب جنگ روز بعد، گذرانیدند ولی چون بامداد شد دیدند که از کشتی های پارسی اثری نیست و یونان از اضمحلال نجات یافته است. در پایان جنگ خشایارشاه شورای جنگی تشکیل داد و در آنجا مردونیه رأی داد، شاهنشاه به سارد بازگردد و تکمیل تسخیر یونان را به او واگذارد و سیصد هزار تن لشکر به او بدهد. خشایارشاه با لشکری بسیار، عقب نشینی کرد، ولی چندین هزار تن از لشکریانش در بین راه از گرسنگی و بیماری مردند. و چون به هلس پونت رسیدند، طوفان پل را خراب کرده بود. ناچار خود به کشتی نشست و به سلامت به آسیا بازگشت. بنا به نوشته مورخان یونانی چندین هزار تن از سپاهیان او نیز در آنجا به هلاکت رسیدند. در هنگام بازگشت، خشایارشاه دستور داد دریاسالار فنیقی را اعدام کنند و همین امر باعث شد که هموطنان فنیقی دریاسالار مزبور، خدمت ارتش هخامنشی را ترک کنند.

⚠️ ادامه مطلب 👇👇👇👇👇👇