⚠️هدف از گفتار نیک و کردار نیک درآیین زرتشت رسیدن انسان به روان گاو مقدس .گاتها کهن ترین بخش اوستا ابراهیم پورداوودص177 تا119
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️هدف از گفتار نیک و کردار نیک درآیین زرتشت رسیدن انسان به روان گاو مقدس .گاتها کهن ترین بخش اوستا ابراهیم پورداوودص177 تا119
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ از اخلاقیات شاهان هخامنشی .
قطع شدن سر سردار هخامنشی بخاطر نجات جان شاه هخامنشی. داریوش و ایرانیان والترهینتس ص334
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
قطع شدن سر سردار هخامنشی بخاطر نجات جان شاه هخامنشی. داریوش و ایرانیان والترهینتس ص334
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ آیا کوروش همان کیخسرو شاهنامه است؟ ❌
⚠️کوروش پرستان و باستانگرایان آریایی با استناد به کتاب ابوریحان بیرونی ص 152 می گویند که کوروش همان کیخسرو شاهنامه است !!
⚠️حقیقت این است که این عده برای اثبات حرفهای خود از درون کتابها گزینشی عمل می کنند و بدون اینکه قبل و بعد آن را بیان کنند مطالب را انتشار می دهند !
👈در همین کتاب آثارالباقیه 3 صفحه قبل تر از سند مورد ادعای کوروش پرستان یعنی صفحه 149 کیخسرو را اینچنین معرفی کرده است:👇
⚠️«كيخسرو پسر سياوش پسر كيكاوس»
همه می دانند که در تاریخ، کوروش پسر کمبوجیه و از خاندان هخامنش
معرفی شده و هیچ اسمی از «سیاوش و کیکاوس» در خاندان او وجود ندارد.
✅كيخسرو: نام پادشاه كيانى، پسر سياوش ، كه مادرش فرنگيس، دختر افراسياب، بود و داستانش در شاهنامه فردوسى آمده است. كيخسرو مركب است از:
‼️كى (در اوستا ivaK، در پهلوى yaK بمعنى پادشاه، سرور، امير و فرمانروا) خسرو (در اوستا havars- uh، در پهلوى، vursuh, vars- ux بمعنى نيك نام).
📗ر ك. دكتر معين، شاهان كيانى و هخامنشى در آثار الباقيه 43- 44؛ كريستن سن، كيانيان، ترجمه دكتر صفا، 133- 136.
⚠️هیچ منبع و سندی وجود ندارد که در آن کوروش را پسر سیاوش معرفی کند ، ما در اینجا به چند مورد از منابع موجود و قابل استناد اشاره خواهیم کرد که در آنها کیخسرو را فرزند سیاوش دانسته اند
قابوس نامه، عنصر المعالى، متن، ص: 271
قانون شاهنشاهى، بدليسى، متن، ص: 116
متن انتقادي جوامع الحكايات و لوامع الروايات، عوفى، ج2، ص: 745
نهاية الأرب في فنون الأدب، نويرى، ج15، ص: 154
الإعجاز و الإيجاز، ثعالبى، ص: 54
و فيه: اوّل من وضع البقول في الخوان كيخسرو بن سياوش. الأوائل، تسترى، ص: 375
برزو نامه، بخش كهن، مقدمه، ص: 11
خزائن، نراقى، ص: 460
زينت المجالس، ص: 770
صبح الأعشى في صناعة الإنشاء،
قلقشندى، ج4، ص: 412
⚠️✅در تمامی این کتاب ها و سایر منابع تاریخی در معرفی خاندان کیخسرو اشاره به سیاوش و کیکاوس شده است و در هیچ منبعی کیخسرو فرزند کمبوجیه پدر کوروش نیست.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️کوروش پرستان و باستانگرایان آریایی با استناد به کتاب ابوریحان بیرونی ص 152 می گویند که کوروش همان کیخسرو شاهنامه است !!
⚠️حقیقت این است که این عده برای اثبات حرفهای خود از درون کتابها گزینشی عمل می کنند و بدون اینکه قبل و بعد آن را بیان کنند مطالب را انتشار می دهند !
👈در همین کتاب آثارالباقیه 3 صفحه قبل تر از سند مورد ادعای کوروش پرستان یعنی صفحه 149 کیخسرو را اینچنین معرفی کرده است:👇
⚠️«كيخسرو پسر سياوش پسر كيكاوس»
همه می دانند که در تاریخ، کوروش پسر کمبوجیه و از خاندان هخامنش
معرفی شده و هیچ اسمی از «سیاوش و کیکاوس» در خاندان او وجود ندارد.
✅كيخسرو: نام پادشاه كيانى، پسر سياوش ، كه مادرش فرنگيس، دختر افراسياب، بود و داستانش در شاهنامه فردوسى آمده است. كيخسرو مركب است از:
‼️كى (در اوستا ivaK، در پهلوى yaK بمعنى پادشاه، سرور، امير و فرمانروا) خسرو (در اوستا havars- uh، در پهلوى، vursuh, vars- ux بمعنى نيك نام).
📗ر ك. دكتر معين، شاهان كيانى و هخامنشى در آثار الباقيه 43- 44؛ كريستن سن، كيانيان، ترجمه دكتر صفا، 133- 136.
⚠️هیچ منبع و سندی وجود ندارد که در آن کوروش را پسر سیاوش معرفی کند ، ما در اینجا به چند مورد از منابع موجود و قابل استناد اشاره خواهیم کرد که در آنها کیخسرو را فرزند سیاوش دانسته اند
قابوس نامه، عنصر المعالى، متن، ص: 271
قانون شاهنشاهى، بدليسى، متن، ص: 116
متن انتقادي جوامع الحكايات و لوامع الروايات، عوفى، ج2، ص: 745
نهاية الأرب في فنون الأدب، نويرى، ج15، ص: 154
الإعجاز و الإيجاز، ثعالبى، ص: 54
و فيه: اوّل من وضع البقول في الخوان كيخسرو بن سياوش. الأوائل، تسترى، ص: 375
برزو نامه، بخش كهن، مقدمه، ص: 11
خزائن، نراقى، ص: 460
زينت المجالس، ص: 770
صبح الأعشى في صناعة الإنشاء،
قلقشندى، ج4، ص: 412
⚠️✅در تمامی این کتاب ها و سایر منابع تاریخی در معرفی خاندان کیخسرو اشاره به سیاوش و کیکاوس شده است و در هیچ منبعی کیخسرو فرزند کمبوجیه پدر کوروش نیست.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ تیتر رادیو واتیکان📻👇
🕋 «اسلام سریعترین دین در حال رشد در جهان است.»🕋
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
🕋 «اسلام سریعترین دین در حال رشد در جهان است.»🕋
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌ازدواج_استقراضی در میان زرتشتیان باستان ( قرض دادن زن خود به مرد دیگر )❌
⚠️هرگاه شوهری به زن خود می گفت : " از این لحظه تو آزاد و صاحب اختیار خود هستی " زن بدین وسیله از نزد شوهر خود طرد نمی شد ، ولی اجازه می یافت به عنوان ( چاکر زن = زن خدمتکار ) شوهر_دیگری اختیار کند.
⚠️در صورتی که شوهری زن خود را طرد می کرد ، بی آن که صریحا اختیار او را به خود او بسپارد و زن شوهر دیگری اختیار می گرد ، فرزندانی که از ازدواج جدید در حیات شوهر اولش می زایید از آن شوهر اولش بود ، یعنی زن تحت تبعیت شوهر اول باقی می ماند.
🔞شوهر حق داشت یگانه_زن خود را یا یکی از زنانش را ( حتی زن ممتاز خود را ) به مرد دیگری ، بی آن که قصوری کرده باشد بسپارد تا این مرد از خدمات آن زن استفاده کند . رضایت زن شرط نبود. و شوهر دوم حق دخل و تصرف در اموال زن را نداشت ، فرزندانی که در این ازدواج متولد می شدند ، متعلق به خانواده شوهر اول بودند و مانند فرزندان او محسوب می شدند.
✍هاشم رضی در کتاب «وندیداد» در شرح فرگرد ۴، صفحه ۵۰۷ ـ ۵۰۸ چنین می نویسد:
در «ماتیکان هزار داتستان» یا هزار ماده ی قانونی مطالب بسیاری در باره ی زنان، ازواج، واگذاری زنان یا ازدواج استقراضی آمده است. یک مرد حتی می توانست علی رغم میل و رضایت پادشاه زن خود، او را به اشخاص تنگدستی که نیاز به زن داشتند، برای مدت_معینی واگذار کند. شرایط معاهده، زمان واگذاری، فرزندانی که از این زن در مدت قرض دادن وی تولید می شد، همه قبلا مورد موافقت دو طرف قرار می گرفت.
📚منبع:
در باره ی حقوق ساسانی، ج ۱، ص ۳۶
ایران در زمان ساسانیان، پروفسور آرتور کریستین سن ، ص 238و239
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️هرگاه شوهری به زن خود می گفت : " از این لحظه تو آزاد و صاحب اختیار خود هستی " زن بدین وسیله از نزد شوهر خود طرد نمی شد ، ولی اجازه می یافت به عنوان ( چاکر زن = زن خدمتکار ) شوهر_دیگری اختیار کند.
⚠️در صورتی که شوهری زن خود را طرد می کرد ، بی آن که صریحا اختیار او را به خود او بسپارد و زن شوهر دیگری اختیار می گرد ، فرزندانی که از ازدواج جدید در حیات شوهر اولش می زایید از آن شوهر اولش بود ، یعنی زن تحت تبعیت شوهر اول باقی می ماند.
🔞شوهر حق داشت یگانه_زن خود را یا یکی از زنانش را ( حتی زن ممتاز خود را ) به مرد دیگری ، بی آن که قصوری کرده باشد بسپارد تا این مرد از خدمات آن زن استفاده کند . رضایت زن شرط نبود. و شوهر دوم حق دخل و تصرف در اموال زن را نداشت ، فرزندانی که در این ازدواج متولد می شدند ، متعلق به خانواده شوهر اول بودند و مانند فرزندان او محسوب می شدند.
✍هاشم رضی در کتاب «وندیداد» در شرح فرگرد ۴، صفحه ۵۰۷ ـ ۵۰۸ چنین می نویسد:
در «ماتیکان هزار داتستان» یا هزار ماده ی قانونی مطالب بسیاری در باره ی زنان، ازواج، واگذاری زنان یا ازدواج استقراضی آمده است. یک مرد حتی می توانست علی رغم میل و رضایت پادشاه زن خود، او را به اشخاص تنگدستی که نیاز به زن داشتند، برای مدت_معینی واگذار کند. شرایط معاهده، زمان واگذاری، فرزندانی که از این زن در مدت قرض دادن وی تولید می شد، همه قبلا مورد موافقت دو طرف قرار می گرفت.
📚منبع:
در باره ی حقوق ساسانی، ج ۱، ص ۳۶
ایران در زمان ساسانیان، پروفسور آرتور کریستین سن ، ص 238و239
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج استقراضی میان زرتشتیان(قرض دادن زن خود به مرد دیگر)حتی بدون رضایت زن در آیین زرتشت.
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج استقراضی در آیین زرتشت و ایران باستان(قرض دادن زن خود به دیگری برای مدتی آنهم بدون طلاق) ایران در زمان ساسانیان. کریستین سن ص238
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج استقراضی در آیین زرتشت و ایران باستان(قرض دادن زن خود به دیگری برای مدتی آنهم بدون طلاق) ایران در زمان ساسانیان. کریستین سن ص239
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج استقراضی در آیین زرتشت و ایران باستان(قرض دادن زن خود به دیگری برای مدتی آنهم بدون طلاق)زن در حقوق ساسانی. بارتلومه ص 56و57
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج استقراضی در آیین زرتشت و ایران باستان(قرض دادن زن خود به دیگری برای مدتی آنهم بدون طلاق)کتاب روایت پهلوی ص17
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج استقراضی در آیین زرتشت و ایران باستان(قرض دادن زن خود به دیگری برای مدتی آنهم بدون طلاق)دانشنامه ایران باستان ص384 هاشم رضی
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️ازدواج استقراضی در آیین زرتشت و ایران باستان(قرض دادن زن خود به دیگری برای مدتی آنهم بدون طلاق)دانشنامه ایران باستان ص382هاشم رضی
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️توهین به مقام زن درایران باستان و آیین زرتشت. دانشنامه ایران باستان ص687 هاشم رضی. و ننگ دانستن دختر دار شدن در ایران باستان‼️
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌خرافات آیین زرتشت❌
شانه زدن مو و گرفتن ناخن رفتاری اهریمنی در نگاه اهورا مزدا
⁉️ زرتشت از اهورامزدا مزدا پرسید: کدام است مرگ آورترین کردار مردمان که نیروی رنج آور دیوان را می افزاید؟
‼️ اهورامزدا پاسخ داد : چنین کرداری آن است که کسی موی خویش را شانه زند یا بتراشد یا ناخن های خود را بگیرد و در گودال یا شکافی بریزد.
📚منبع: اوستا ، وندیداد ، فردگرد هفدهم ، بند یک و دو
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
تصویرکتاب : 👇👇
شانه زدن مو و گرفتن ناخن رفتاری اهریمنی در نگاه اهورا مزدا
⁉️ زرتشت از اهورامزدا مزدا پرسید: کدام است مرگ آورترین کردار مردمان که نیروی رنج آور دیوان را می افزاید؟
‼️ اهورامزدا پاسخ داد : چنین کرداری آن است که کسی موی خویش را شانه زند یا بتراشد یا ناخن های خود را بگیرد و در گودال یا شکافی بریزد.
📚منبع: اوستا ، وندیداد ، فردگرد هفدهم ، بند یک و دو
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
تصویرکتاب : 👇👇
⚠️خرافات در آیین زرتشت.
وندیداد اوستا فرگرد هفدهم. بخش یکم. بند 1و2
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
وندیداد اوستا فرگرد هفدهم. بخش یکم. بند 1و2
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
❌تناقض منشور_کورش با کتیبه_بیستون داریوش❌
⚠️پرده اول - كوروش میگويد: «منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اَکد، شاه چهارگوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه [شهر] انشان، نوه کورش، شاه بزرگ، شاه [شهر] انشان، از نسل چیش_پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان. دودمان جاودانه پادشاهی که (خدایان) بل و نَبو فرمانرواییش را دوست دارند...»
⚠️پرده دوم - داريوش میگويد: «من داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه در پارس، شاه کشورها، پسر ویشتاسب، نوه ارشام هخامنشی. داریوش شاه گوید: پدر من ویشتاسب، پدر ویشتاسب ارشام، پدر ارشام آریامن، پدر آریامن چیش پیش، پدر چیش_پیش هخامنش. داریوش شاه گوید: بدین جهت ما هخامنشی خوانده میشویم [که] از دیرگاهان اصیل هستیم. از دیرگاهان خاندان ما شاهان بودند. داریوش شاه گوید: هشت [تن] از نیاکان من شاه بودند. من نهمین [هستم] ما ۹ [تن] پشت اندر پشت ( در دو شاخه ) شاه هستیم»
در لوح زرین آریارمنه که توسط شاهان هخامنشی (به احتمال بسیار زیاد در اواخر عصر هخامنشیان نوشته شده است) نیز تأکید شده که آریارمنه (پدربزرگ داریوش)، شاه بزرگ و حتی شاه شاهان بوده است!
⚠️پرده سوم - كوروش میگويد اجداد من (كمبوجيه اول و كوروش اول)، شاه، بلكه شاه بزرگ، شاه انشان بودند.
⁉️داريوش و فرزندان او نيز میگويند اجداد ما (آرشامه و آريارمنه) شاه بودند، آن هم شاهانی بزرگ و شاهِ شاهان!
‼️اين در حالی است كه كمبوجيه اول و كوروش اول (اجدادِ كوروش) مصادف و هم عصر با آرشامه و آريارمنه (اجداد داريوش) بودند.
‼️ به راستی اجداد كوروش شاه انشان بودند؟ يا اجداد داريوش؟! آيا ممكن است در يك سرزمين، چند شاه وجود داشته باشد و در عين حال همه آنها شاه بزرگ باشند؟! امروزه بر دانشمندان روشن شده است كه انشان نام ديگر سرزمين پارس است و شهر انشان، در نزديك دژ سپيد Dež-e Espīd (بيضاء كنونی) واقع شده بود و حداقل از قرن ۷ پيش از ميلاد، انشان نام ديگر پارس بود. و از این قرار يا سخن كوروش در منشور، صحيح است، يا سخن داريوش و فرزندان او. به هر تقدير يكی از دو طرف (يا كوروش، يا داريوش) دروغ گفته اند.
📚منابع:
[1]. منشور كورش بزرگ، بند ۲۰-۲۲، ترجمه فارسی از متن اصلی بابِلی، پروفسور شاهرخ رزمجو، بخش خاور میانه موزه بریتانیا، همچنين بنگريد به ترجمه پروفسور عبدالمجيد ارفعي، و همچنين:
The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder, by Irving Finkel
[2]. ترجمه کتیبه داریوش در بیستون، خبرگزاری میراث فرهنگی، کلیک کنید... (link is external)همچنین بنگرید به:
The Behistun inscription, translation by L.W. King and R.C. Thompson, The sculptures and inscription of Darius the Great on the rock of Behiston in Persia, 1907 London, by livius.org
Excavating an empire Achaemenid Persia in Longue Duree, Edited by Touraj Daryaee & other, Mazda Publisher, Costa Mesa, California, 2014, Chapter 4: Darius the First, the Ninth King Matt Waters
[3]. بنگرید به «پیرامون لوح زرین آریارَمنَه»
[4]. بنگرید به:
Shahbazi. A. Sh (1986), Ariyāramna Old Persian proper name, Encyclopædia Iranica, Vol. II, Fasc. 4, pp. 410-411, In Iranica online: Last Updated: August 12, 2011.
به نقل از: D. Stronach, “Achaemenid Village I at Susa and the Persian Migration of Fars,” Iraq 34, 1974, pp. 239-48 esp. p. 248; J. M. Cook, The Persian Empire, New York, 1983, p. 8
عين متن نوشتار شاپور شهبازی چنين است:
it is now established that the city of Anshan was on the site of Tepe Malīān (near Dež-e Espīd/Bayżā) in Fārs, and that at least from the middle of the seventh century B. C., the term Anshan was an alternative name for Fārs; and since Anshan/Persis was ruled by Cyrus I, Ariaramnes could nothavereigned there
[5]. امپراتوری هخامنشیان ، پیر برایان ، ج اول ، ص 268
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory
⚠️پرده اول - كوروش میگويد: «منم کوروش، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه نیرومند، شاه بابل، شاه سومر و اَکد، شاه چهارگوشه جهان. پسر کمبوجیه، شاه بزرگ، شاه [شهر] انشان، نوه کورش، شاه بزرگ، شاه [شهر] انشان، از نسل چیش_پیش، شاه بزرگ، شاه شهر انشان. دودمان جاودانه پادشاهی که (خدایان) بل و نَبو فرمانرواییش را دوست دارند...»
⚠️پرده دوم - داريوش میگويد: «من داریوش، شاه بزرگ، شاه شاهان، شاه در پارس، شاه کشورها، پسر ویشتاسب، نوه ارشام هخامنشی. داریوش شاه گوید: پدر من ویشتاسب، پدر ویشتاسب ارشام، پدر ارشام آریامن، پدر آریامن چیش پیش، پدر چیش_پیش هخامنش. داریوش شاه گوید: بدین جهت ما هخامنشی خوانده میشویم [که] از دیرگاهان اصیل هستیم. از دیرگاهان خاندان ما شاهان بودند. داریوش شاه گوید: هشت [تن] از نیاکان من شاه بودند. من نهمین [هستم] ما ۹ [تن] پشت اندر پشت ( در دو شاخه ) شاه هستیم»
در لوح زرین آریارمنه که توسط شاهان هخامنشی (به احتمال بسیار زیاد در اواخر عصر هخامنشیان نوشته شده است) نیز تأکید شده که آریارمنه (پدربزرگ داریوش)، شاه بزرگ و حتی شاه شاهان بوده است!
⚠️پرده سوم - كوروش میگويد اجداد من (كمبوجيه اول و كوروش اول)، شاه، بلكه شاه بزرگ، شاه انشان بودند.
⁉️داريوش و فرزندان او نيز میگويند اجداد ما (آرشامه و آريارمنه) شاه بودند، آن هم شاهانی بزرگ و شاهِ شاهان!
‼️اين در حالی است كه كمبوجيه اول و كوروش اول (اجدادِ كوروش) مصادف و هم عصر با آرشامه و آريارمنه (اجداد داريوش) بودند.
‼️ به راستی اجداد كوروش شاه انشان بودند؟ يا اجداد داريوش؟! آيا ممكن است در يك سرزمين، چند شاه وجود داشته باشد و در عين حال همه آنها شاه بزرگ باشند؟! امروزه بر دانشمندان روشن شده است كه انشان نام ديگر سرزمين پارس است و شهر انشان، در نزديك دژ سپيد Dež-e Espīd (بيضاء كنونی) واقع شده بود و حداقل از قرن ۷ پيش از ميلاد، انشان نام ديگر پارس بود. و از این قرار يا سخن كوروش در منشور، صحيح است، يا سخن داريوش و فرزندان او. به هر تقدير يكی از دو طرف (يا كوروش، يا داريوش) دروغ گفته اند.
📚منابع:
[1]. منشور كورش بزرگ، بند ۲۰-۲۲، ترجمه فارسی از متن اصلی بابِلی، پروفسور شاهرخ رزمجو، بخش خاور میانه موزه بریتانیا، همچنين بنگريد به ترجمه پروفسور عبدالمجيد ارفعي، و همچنين:
The British Museum , Translation of the text on the Cyrus Cylinder, by Irving Finkel
[2]. ترجمه کتیبه داریوش در بیستون، خبرگزاری میراث فرهنگی، کلیک کنید... (link is external)همچنین بنگرید به:
The Behistun inscription, translation by L.W. King and R.C. Thompson, The sculptures and inscription of Darius the Great on the rock of Behiston in Persia, 1907 London, by livius.org
Excavating an empire Achaemenid Persia in Longue Duree, Edited by Touraj Daryaee & other, Mazda Publisher, Costa Mesa, California, 2014, Chapter 4: Darius the First, the Ninth King Matt Waters
[3]. بنگرید به «پیرامون لوح زرین آریارَمنَه»
[4]. بنگرید به:
Shahbazi. A. Sh (1986), Ariyāramna Old Persian proper name, Encyclopædia Iranica, Vol. II, Fasc. 4, pp. 410-411, In Iranica online: Last Updated: August 12, 2011.
به نقل از: D. Stronach, “Achaemenid Village I at Susa and the Persian Migration of Fars,” Iraq 34, 1974, pp. 239-48 esp. p. 248; J. M. Cook, The Persian Empire, New York, 1983, p. 8
عين متن نوشتار شاپور شهبازی چنين است:
it is now established that the city of Anshan was on the site of Tepe Malīān (near Dež-e Espīd/Bayżā) in Fārs, and that at least from the middle of the seventh century B. C., the term Anshan was an alternative name for Fārs; and since Anshan/Persis was ruled by Cyrus I, Ariaramnes could nothavereigned there
[5]. امپراتوری هخامنشیان ، پیر برایان ، ج اول ، ص 268
✅ کانال ناگفته های ایران باستان
🆔 @IRRealHistory